حسرت یک تماس تلفنی با استنلی
سایر منابع:
سایر خبرها
سکوت آرش برهانی درباره دستگیری اش توسط پلیس شکست
پایان می گوید: شکایت ما دو طرفه بود. یکسری اتفاقات افتاد که دوست ندارم درباره اش حرف بزنم. بالاخره من یک مقدار ناراحت شدم. همه من را می شناسند. می گفتند برهانی دعوا کرده. من اصلا اهل دعوا و جیغ و فریاد نیستم. عصبی بودم ولی اینکه داد بزنم نه. حالا هم ماجرا تمام شده است. گردآوری:گروه ورزش سیمرغ seemorgh.com/sport منبع khabaronline.ir
ماهینی: از هواداران استقلال عذرخواهی می کنم
هزار و یک حرف که در دلم بود را در آن سه نقطه بیان کردم. بهترین توئیتی که توانستم بکنم همان سه نقطه بود و همه چیز در آن بود، همه چیز! به نظر می رسد هنوز یک اندوه بابت جدایی از پرسپولیس داری. اینکه انتظار نداشتی بعد از سال ها حضور در این تیم به آن شکل جدا شوی؟ بعد از مصدومیت رباط صلیبی خیلی به من ضربه زد و مطمئنا اگر مصدوم نمی شدم حالا حالاها در پرسپولیس بودم. هر چه می خواستم در
مرگ مرد بدهکار؛ حادثه یا جنایت؟
. حامد روز حادثه به کارگاه رفته و کارگر من به نام سینا را کتک زده و فرار کرده بود. من اصلا او را ندزدیدم و این ادعا را قبول ندارم. متهم در پاسخ به این پرسش که اگر او آدم ربایی نکرده است، پس چطور متوجه شده حامد در کارگاه اوست، گفت: روز حادثه من در خانه خوابیده بودم. یکی از همسایه های کارگاه با من تماس گرفت و گفت یک نفر در کارگاه به سینا حمله کرده و او را زده است. من به حرفش توجه نکردم و گفتم
آلبانی؛ بزرگ ترین خانه سالمندان جهان یا بزرگ ترین قبرستان منافقین
است آنها مدعی اند بیشتر زنان مجاهدین که برای درمان به بیمارستان های شهر و یا همین درمانگاه کوچک روستا مراجعه می کنند یا اصلا رحم ندارند و یا اینکه بیماری های بدخیم و مزمن زنان را سال هاست که با خود همراه دارند. یکی از دوستانم که از او چوب و تخته برای تابوت می خرم با خنده به من می گفت: اگر وضع همینطور ادامه داشته باشد ما باید همه درختان اطراف را برای ساخت تابوت ببریم و آن وقت بزرگترین خانه سالمندان جهان به بزرگترین قبرستان مجاهدین تبدیل خواهد شد.
می گویند گلی که به استقلال زده ام شانسی بوده است/ توپم میانه راه تغییر مسیر داد!
فقط دیدم که فضا خالی است و اقدام به شوت زنی کردم. به نظر متوجه شدی که سید حسین حسینی کمی به سمت چپ دروازه متمایل شده و بعد تصمیم به شوت زنی گرفتی؟ نه چنین چیزی نیست. ندیدم که آقای حسینی در کدام قسمت گل ایستاده بود. به نظرم آقای حسینی مقصر گل نبود. ضربه ای که زدم این گونه بود که ابتدا به سمت وسط در حال حرکت بود اما ناگهان به چپ متمایل شد که خودم هم از این اتفاق تعجب کردم و یک
غفلت از مرگ
افراد گریه کننده در کنار محتضر و نیز خلوت و توجه باطنی به حضرت حق سبحانه) و گفتن تهلیل لا الهَ اِلا الله برای طرفین نافع است. شاید اگر محتضر توجه داشته باشد و جایش خوب باشد، از گریه کردن و اظهار ناراحتی آن ها ناراحت گردد. در روایت آمده است که: مؤمن و کافر، فردا از تأخیر مرگ حسرت می خورند و آرزو می کنند که ای کاش زودتر مرده بودم! مؤمن برای این که زودتر به مقامات و تنعم برسد و کافر برای تخفیف در عذاب
سید مهدی سید صالحی: دوست نداشتند در اصفهان بت شوم
من با شما جلسه دارم و کسی بیاید و بگوید یک مهاجم دیگر را می خواهیم. من هم بلند شدم و گفتم مبارکتان باشد، من با شما قرارداد نمی بندم. زمانی که از تراکتور به خاطر مشکلات خانوادگی به تهران آمدم، به خاطر دو سال استقلالی که بازی کرده بودم، بابت طلبم به آقای فتح الله زاده زنگ زدم. من، دومین گلزن ایران که همه تیم ها دنبالم بودند، به آقای فتح الله زاده زنگ زدم که طلبم چطور می شود. گفت سید تهران هستی که
کامل ترین روایت از عملیات مرصاد
اسیر گرفت. خیلی وحشتناک بود. از سوی دیگر دل های ما را غم گرفته بود، امام هم فرموده بود نجنگید، دیگر تمام شد، من در خانه بودم که ساعت 8:30 شب از ستاد کل به من زنگ زدند و گفتند که دشمن از سرپل ذهاب و گردنه پاتاق با سرعت جلو می آید، من گفتم خدایا کدام دشمن از یک محور سرش را انداخته پایین میاید! این چه جور دشمنی است؟! گفت: ما نمی دانیم، گفت رسیده اند به کرند و آنجا را هم گرفتند. بعد هم حرکت کرده به سمت
نقش بلال در موفقیت
تکراری برایم خسته کننده است و باید به دنبال یک حرفه متفاوت و هیجانی باشم. سال ها در جست وجوی شغل مورد علاقه ام بودم و هیچ کاری باب میلم نبود. هرچقدر اطرافیانم می گفتند برو سر یه کار درست وحسابی و خدمت به جامعه رو هم در کنارش ادامه بده ، به خرجم نمی رفت. من باید استعداد و علاقه ام را کشف می کردم. مدت ها گذشت تا اینکه یک پیشنهاد شغلی جذاب دریافت کردم. شرایطش آن قدر وسوسه کننده بود که نتوانستم مقاومت
ابراهیم گلستان: امیدی ندارم
. این نوشته برای بیان عمومی فکر یا به قصد چاپ شدن نوشته نشده بود. این نامه ای بود منحصرا و فقط از یک نفر به یک نفر دیگر. حاجتی هم برای بیان فکرهایی که او خوب می شناخت اصلا نبود. این نامه که برای چاپ شدن نوشته نشده بود. من آن را در چهارم فروردین 1369 نوشته بودم و فرستاده بودم. حالا 26 سال بعد در 1395، بعد از همه اتفاق ها، که هیچ کدام هم ربطی به چاپ و نشر عمومی نداشتند از چاپ درآمده، یعنی 26 سال بعد
همسنگر شهید آوینی
ندیده بودم. ما با هم در یک محل زندگی می کردیم و چون پدرشان در تعاونی بودند همه ایشان را می شناختند، خانواده همسرم همگی فرهنگی بودند، پدر همسرم بازنشسته آموزش و پرورش بودند و یک دختر و دو پسر داشتند. قبل از اینکه رضا به خواستگاری من بیاید خواب دیدم که زنگ در را می زنند. دیدم می گویند ادعونی استجب لکم ، من هم در جواب گفتم: بخوانید من را تا شما را اجابت کنم. آن روز همه چیز را به
پدر شهید مدافع حرم : تروریست ها جگر پسرم را از پیکرش بیرون کشیدند
حمید شهید شده و دلم آشوب بود. بستگان همه آمده بودند خانه دایی حمید. فرمانده سپاه هم آمده بود. وقتی دیدم همه آمدند متوجه شدم. من خواب شهید شدن حمید را دیده بودم و قبل از رفتنش به او گفته بودم. روز 13 فروردین که مردم برای تفریح به دامن طبیعت می روند و شاد هستند خانواده ما پریشان و نگران بودند. لحظه ای که فهمیدیم درگیری شان با تکفیری ها زیاد شده آتشی در دلمان برپا شد، حسی به ما می گفت خبری
حجت الاسلام راستگو: مخالفان می گفتند آبروی اسلام و روحانیت را بردید/ برای اجرای اولین برنامه از حضرت ...
کنم و الاّ از همه اینها اطلاع دارم، بدون اینکه خودم ماهواره داشته باشم. لازم نیست پای یکی یکی آن برنامه و سایت ها بنشینم و ثبت کنم و راجع به آن ها نظر بدهم. همین که از آنها اطلاع داشته باشم برای من کافی است. مثلا اگر از من بپرسند B.B.C یا من و تو چه برنامه ای اجرا می کنند و چه هدف های مثبت و منفی دارند، همه را می توانم بگویم. ادعا نمی کنم که صد درصد به روز هستم، چون این امکان اصلا وجود ندارد. شما
طعنه ستاره پیشین پرسپولیس به استقلالی ها
صادقیان در مورد اینکه استقلالی ها می گویند با فراری دادن استراماچونی قهرمانی را از استقلال گرفتند هم گفت: این حرف ها همه اش بهانه است و به قول معروف می گونید گربه دستش به گوشت نمی رسد می گوید بو می دهد. من خودم در فوتبال بودم و این مسائل را می دانم. کالدرون هم مثل استراماچونی پولش را نگرفت و رفت. برانکو 3 سال تیم را قهرمان کرد پولش را ندادند رفت، ولی تیم هنوز سرپا باقی ماند. به نظرم تیم های پر
ما هیچ وقت علم را جدی نگرفتیم
تلاش هایی شد. در سایه دارالفنون، همین طور در دارالترجمه های ناصری و ظل السلطانی، این بحث ادامه داشت. در حوالی سال 1300 و بعد از آن، این مساله جدی تر شد. شواهد زیادی می شود نشان داد که از نظر نویسندگان آن روز، مساله ترقی با توسعه علمی همراه تلقی می شد. بی شک پدید آمدن دبیرستان ها در ایران که با تلاش علی اصغر حکمت بود و همین طور دانشگاه تهران، روی همین انگیزه بود. حتی سنت گرایانی مانند سید جلال الدین
ماجرای عروسی های کمرشکنی که جلوی ازدواج ها را گرفته اند
و کیسه تزیین شده کنار هم با برندهای گاها کمیاب قرار گرفته است. البته باز هم همه چیز به اینجا ختم نمی شود و تزئین اتاق خواب ها و پذیرایی و مبلمان و ... بماند که خود مثنوی هفتاد من است و همه ما با یکبار باز کردن اینستاگرام آنها را دیده ایم و حتی گاهی اوقات حسرت خوردیم. خرید جهیزیه و داستان آن با این شرایط که هر روز بیدار می شویم قیمت آن صدبرابر شده یک طرف و وقتی به روزهای عروسی نزدیک می
بازخوانی 8 مطالبه رهبری درباره ازدواج جوانان
. این سنت جاهلی است. این کاری است که خدا و رسول (صلی الله علیه وآله) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمی گوییم حرام است. نمی گوییم ازدواج باطل است. اما خلاف سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) و اولاد ایشان و ائمه ی هدی (علیهم السلام) و بزرگان اسلام است. خلاف روش این هاست و به خصوص در زمان ما که کشور احتیاج دارد به این که همه ی کارهای صحیح، آسان شود، هیچ مصلحت نیست که بعضی ازدواج ها را این طور
اس ام اس های جدید و عاشقانه
که حسرت را میخورند و لذت را می برند! اس ام اس حسرت داشتن یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم! همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود! همه ی ی آن ورق حسرت دیدار تو بود... اس ام اس عاشقانه حسرت دیدار گاه دلتنگ میشوم دلتنگتر ازهمه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم و حسرت ها را میشمارم باختن ها وصدای شکستن ها را
روایتی از جدال با کرونا
و ناگهانی به کرونا مبتلا شوم، اما اصلا نمی توانستم حدس بزنم سطح ابتلا و میزان درگیری ام با بیماری چطور خواهد بود. از اوایل اسفند که ویروس کرونا در جامعه شیوع پیدا کرد تا اواخر خرداد همه توصیه های بهداشتی و حفاظت فردی و فاصله گذاری اجتماعی را رعایت کردم. از اسفند تا اواسط فروردین در قرنطینه خانگی بودیم و هیچ کجا نرفتیم، حتی دیدن پدر و مادرمان هم نرفتیم و فقط در خانه ماندیم! از
سینگ: حق تارتار سرمربیگری پرسپولیس و تیم ملی است
امید سینگ در گفت و گو با خبرنگار "ورزش سه" درباره شکست تیمش مقابل پرسپولیس در بازی شب گذشته بیان کرد: ما دیروز عملکرد خیلی خوبی مقابل پرسپولیس داشتیم و اصلا حقمان باخت نبود. فکر می کنم همه دیدند که چقدر بدشانس بودیم. می توانستیم حداقل یک تساوی به دست آوریم و حتی برنده از زمین خارج شویم اما بخت با ما یار نبود. واقعا حیف شد اما باید از زحمات کادرفنی و بازیکنان تشکر کنم. وی ادامه داد: می
دوچرخه و سبیلی که نمی چرخد!
فریبا خانی نویسنده و روزنامه نگار چند سال پیش، کارگردان معروف برنامه های کودک و نوجوان در یک سخنرانی با حضور مسئولان صداوسیما گفت: فکر نکنید ساختن برنامه کودک و نوجوان کار ساده ای است؛ برنامه کودک این نیست که یک مجری لوس را جلوی دوربین بیاورید و او لوس بازی درآورد و فکر کنید برنامه کودک ساخته اید. راست می گفت کار برای کودک و نوجوان در کشور ما به نظر یک کار دم دستی و ساده می آید. اما به
امیدوارم جایزه پوشکاش را بگیرم!
شده و من ندیده ام. به هر حال این گل قشنگ بود و به عنوان یک بازیکن ایرانی امیدوارم که جایزه پوشکاش را بگیرم. این اتفاق قطعا خوشحال کننده است. یک گل دیگر هم در این بازی زدی که مردود شد. آن گل هم کاملا درست بود و هنوز هم نمی دانم داور چطور آن را مردود اعلام کرد. در یک صحنه هم روی دروازه استقلال 3 به 2 بودیم که کمک داور آفساید گرفت ولی اصلا آفساید نبود. اگر روی این دو صحنه تصمیمات درستی گرفته می شد، این امکان وجود داشت که بازی را ببریم. ما نمایش خوبی در این بازی داشتیم و می توانستیم حتی 3 امتیاز را هم بگیریم. ...
هیچ جای دنیا تیم ملی ب ندارند
شنود که چهارهزار تماشاگر به صورت هماهنگ شده توهین می کنند، ولی در گزارشی که به فدراسیون می فرستد هیچ اشاره ای به این موارد نمی شود، طبیعی است که تماشاچی دوباره همان کار را انجام می دهد. اوج این ماجرا را هم که سال قبل در بازی ساری دیدید! هیچ اتفاقی هم نیفتاد و متاسفانه در گزارش هیچ چیزی نوشته نشد و سال بعدش هم درهمان سالن دیدید که اتفاقات بدتری افتاد. به نظرم آدم هایی که هستند، اشتباهاتی انجام می
منیعی: نیمکت استقلال بزرگتر ندارد/ فرهاد ریسک بزرگی کرد
نیایند؟ البته توصیه می کنم برای فصل آینده فدراسیون بندی را در قرارداد بگنجاند که اگر مربی یک تیم تغییر کرد بازیکنان هم با او از تیم بروند! در این سال هایی که بازی کرده ام چنین موضوعی را تاکنون ندیده بودم. پولی که بازیکنان می گیرند باید حلال باشد. اگر چه دست ما خالی است اما بازیکنانی که در تیم وجود دارند، تلاش می کنند، با شرافت خودشان تیم را موفق کنند. بیشتر بخوانید: حسرت استقلالی ها هفت ساله شد؛ ادامه چالش ناکامی با فرهاد انتهای پیام/
مدیران رسانه ملی به شدت سلبریتی دوست هستند!/آبهاکه از آسیاب بیفتد باز هم مهمان های تلویزیون تکراری ...
خودش نگاه کند.بعد به اتفاق هایی که رخ می دهدو بعد تر نتیجه بگیرد.شما به عنوان یک رسانه اصلا نباید به ادعای یک نفر توجه کنید حتی استوری و نوشته فرد هم نمی تواند سند باشد چون در این چند سال به کررات شاهد این بودم که آدم معروف و مدیر و معاون زیر حرف خودشان زدند استوری هایشان را پاک کردند .واقعا برای فهمیدن صحت و سقم ماجرا هایی که ادعا می کنند در پسپرده برخورد مدیران رسانه ملی با هنرمندان است باید
بیوگرافی رضا یزدانی + تصاویر همسر و فرزندش
نمی کنم و از ترانه سراهای گوناگون ترانه می گیرم. به نظرم ترانه شناسنامه یک کار است و این همه زحمت برای انتخاب سوژه ترانه به نتیجه ای که به دنبال دارد، می ارزد. اگر به من بگویند پررنگ ترین خصوصیات اخلاقیت چیست؟ بی تردید می گویم قدرت ریسک پذیری ام. در طول این سال ها، همیشه سعی کردم دست به ریسک بزنم و می خواهم تا آخر عمرم هم با ریسک های بزرگ، زندگی کنم و ترسی هم از این بابت ندارم. اعتقاد دارم کسی که در عالم هنر ریسک نکند خیلی زود فراموش می شود و سرکشی و خطرکردن است که باعث ماندگاری یک هنرمند می شود!! ...
زندگینامه و مصاحبه جذاب نازنین بیاتی+تصاویر
از حسرت های زندگی اش می داند. نازنین بیاتی آرزو دارد که هیچ آدمی حسرت به دل از دنیا نرود. او در برنامه خندوانه گفت :مادربزرگ من یک روز صبح به منزل ما زنگ زد و میخواست با من صحبت کند اما من به مادرم گفتم که من کار دارم و نمیتوانم و همان شب مادربزرگم از دنیا رفت و حسرت شنیدن صدایش برای همیشه به دل من ماند. در یکی از مصاحبه هایت گفته بود که مردم جلوه ای از من را دیده اند که جدی و
بیوگرافی رامین رضاییان+ تصاویر
ملی تلاش کرد و ما هم هر چه او خواسته در زمین انجام دادیم. رضاییان در مورد گریه اش بعد از بازی با ازبکستان هم گفت:اگر گریه هم می کردم عجیب نبود چرا که خیلی خیلی خوشحال بودم. رامین در ترکیب تیم اوستنده برای 16 بازی به میدان رفت که سهم او یک گل در همه ی این بازی ها بود و با حواشی و مشکلات فراوانی در این تیم روبه رو شد اما در نهایت رامین رضاییان به مدافع راست فیکس جام
میری: شوتم تحت لیسانس فکری و دین محمدی است!
و برداشت اشتباهی از آن داشتند. خیلی ها هستند که حرف هایی که دوست دارند را نمی زنند اما تیم شان در زمین بد و ضعیف بازی می کند! نمی خواهم به کسی تهمت بزنم اما مسلما منظور آقای فکری این نبود که کم کاری کنیم و قبل از بازی حاشیه بزرگی برای ما شکل گرفت ولی خدا را شکر توانستیم به نتیجه برسیم و هم ما و هم آقای فکری و هواداران نساجی خوشحال هستند. حقیقی گفته بود اگر می توانی این شوت را در آزادی