سایر منابع:
سایر خبرها
جنتی:مشکل معیشت هنرمندان افتخار نیست
صحنه آمده و لوح تقدیری را از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کردند. داریوش ارجمند بعد از دریافت این لوح گفت: در تمام سال هایی که در هیات بودم، این بیت که غم برادر را برادر مرده می داند و بین مداحان خوانده می شد، حس غریبی به من می داد که به درستی آن را نمی فهمیدم اما روزگار بعد از فوت برادرم این بیت را برای من معنی کرد. وی افزود: برادر من عضو هنرمندان موسسه پیشکسوتان هنرمند است
"آقازاده" هایی که از پدر شهادت به ارث می برند
در سال 2008 به برادران شهیدش پیوست. اسرائیل او را در کفرسوسه سوریه ترور کرد. اما 7 سال بعد فرزند کوچک جهاد نیز در حمله رژیم صهیونیستی به منطقه قنیطره در نزدیکی مرزهای جولان اشغالی به شهادت رسید. در مقاومت حتی مواردی وجود دارد که پسر زودتر از پدر به شهادت برسد، حاج حسان اللقیس نمونه این مورد است. علی الرضا فرزند بزرگ وی در جنگ ژولای 2006 به شهادت رسید . ابو علی هم چنان مشتاق دیدار فرزند
مکزیکی ها در عالم ارواح کتاب زندگی را ورق می زنند
که مکزیکی ها آن را با نام روز مرگ می شناسند، تکرار می شود. شخصیت های این داستان دو پسر بچه هستند؛ یکی به نام مانولو که دوست دارد در آینده گاوباز و نوازنده گیتار شود و دیگری به نام خواکین که سودای قهرمانی و دفاع از شهرش را در سر دارد. هر دو این بچه ها شیفته دختر آتش پاره و با دل و جراتی به نام ماریا هستند. همه این ماجراها از چشم خدایان دور نمی ماند و آنها ضمن تماشای رابطه بین این سه با هم شرط می
پدرم آرزوی آزادی فلسطین را در سر داشت
غیرمنتظره نبود زیرا هر بار که او را می دیدیم تصور می کردیم این آخرین دیدار است. رؤیای دیرین مغنیه آزادی فلسطین رؤیایی بود که پدرم همواره در انتظار تحقق آن بود و ده روز پیش از شهادت به یکی از دوستان و همرزمان خود توصیه کرد صبور باشد زیرا صبر کلید گشایش است. آنچه در زیر می آید مصاحبه تسنیم با فاطمه دختر شهید عماد مغنیه است رابطه پدر و فرزندی او
مسلمان باید در این راه مردانه بجنگد/ دوری از خطر دشمن را گستاخ تر می کند
راه کشاورزی امورات زندگی را می گذراند و به جهت فقر خانواده، عباسعلی خیلی زود با کار و کمک به پدر و مادر در زمین کشاورزی انس گرفت. این روند، حتی در دوران تحصیل، بعد از پایان وقت کلاس های مدرسه هم ادامه داشت و او در ادامه روز مشغول کمک به والدین می شد. اما این وضعیت مانع از ادامه تحصیل وی گردید و خیلی زود پرونده تحصیلی وی بسته شد و از آن زمان تمام توان خود را از راه کشاورزی و چوپانی بر سر
رجوی مجری برنامه ها و یکی از مهره های ساواک در زندان بود/ شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه به دلیل ضدیت های ...
/> خب درباره سازمان می گفتید. گویا خود شما هم با امام دیداری داشته بودید؟ بله تا آن زمان ساواک از ارتباطات من با سازمان اطلاعی پیدا نکرده بود و فقط در همین حد می دانست که من دوست حنیف نژاد هستم در واقع جمع ما زیر زمینی و صد البته مسلحانه بود.جمع ما مسلحانه بود اما عملا وارد خشونت عریان نمی شد. خود امام در دیداری که با ایشان داشتم در پاسخ به درخواست به حاج مهدی عراقی و 5 نفر از
بررسی پرونده ناتمام یک آقازاده در فتنه 88 در دادگاه 93/مهدی هاشمی کدام اسناد سیاسی را انکار می کند؟
تیر 84 و در آخرین روز دور دوم تبلیغات انتخاباتی بین آقایان احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی، رئیس یک نهاد نظر سنجی افکار عمومی که گرایش به شدت ضد احمدی نژادی داشت، برای من که مشاور اطلاع رسانی و ارتباطات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودم، نتایج نظر سنجی روز قبل را ارسال کرد تا آن را به رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت ارائه نمایم. وی با بیان اینکه "آخرین نظر سنجی روز سه شنبه انجام شده بود و نتیجه آن
اخذ 23 گواهینامه رانندگی طی 26 سال
کنار پدر مجبور بودم با وسایل نقلیه مختلف کار کنم و مدتی نیز مدیرعامل سازمان خدمات موتوری شهرداری قدس بودم، تصمیم گرفتم گواهینامه این ادوات را داشته باشم تا از نظر قانون راهنمایی و رانندگی دچار مشکل نشوم. شمس با ارائه تصاویری از گواهینامه های دریافتی خود را شامل پایه یک، دو و سه، موتورسیکلت، وسایل سنگین چون بلدوزر، لیفتراک، جرثقیل، دامپر، بیل بکهو، بیل مکانیکی، ویتکن، تراکتور، فینیشر،اسکریپر
مردی که عاشق اعلامیه های ترحیم است+ عکس
است مستند از آدم هایی که یک روز زنده بودند و روایتی که محمدابراهیم برپا از سال 67 با چسباندن اعلامیه یکی از دوستان صابون پزش شروع کرده و هنوز هم بعد از گذشت 27 سال ادامه دارد. آدم هایی که حالا روی دیوار این کارگاه کوچک زندگی می کنند. دیوار خاطرات خاطره حرف اول و آخر این دیوار است؛ خاطره آدم هایی که یک روز زنده بودند؛ با قدم هایشان کوچه پس کوچه های همین محله را بالا و پایین می کردند
خوش باورترین آدم روی زمین ام!
از آن حرف می زنی. تعریف مدرن و سنتی خیلی وسیع است. ما الان در مرحله گذار بوده و دقیقا نمی دانیم که کجا هستیم. حتی اگر بخواهیم از نظر خودخواهانه هم نگاه کنیم می توانیم بگوییم من می خواهم این حس ها را به خاطر خودم تجربه کنم. می خواهم وظیفه ام را در ادامه حیات انجام بدهم یا بگوییم می خواهم کسی باشد تا در آینده مواظب من باشد. در نهایت همه این کارها در راستای خوشحال کردن خودمان است.
زندگی خرم پیرمرد و پیرزن خرم دره
/> سختی زندگی را می شد از دستان زبر و زمخت و کار کشیده اش فهمید. پشت سر سرفه های ممتد و صدای گرفته اش می توانستی تمام سختی زندگی یک مرد روستایی را حس کنی. پیرمرد از بچگی اش می گفت؛ وقتی در شکم مادرم بودم، پدرم به رحمت خدا رفت، مادرم ما را به دندان گرفت و بزرگ کرد. اشک از چشمانش سرازیر می شود. فاطمه خانم دنباله حرف های شوهرش را می گیرد و می گوید: 9تا بچه بزرگ کردم با دوغ و نان خالی
قتل هولناک، پدر زن دامادش را با ضربات چاقو به قتل رساند!
بار دیگر قبول کرد و گفت: چندماهی بود که دخترم قهر کرده و به خانه من آمده بود. شروین دخترم را کتک می زد و او را اذیت می کرد. او هم قصد نداشت دیگر برگردد. من هم گفتم تصمیمی را که دخترم گرفته می پذیرم. خانواده شروین اقوامشان را برای وساطت فرستادند گفتم دخترم دوست ندارد برگردد و من هم مجبورش نمی کنم. این اصلا درست نیست که آنها دخالت کنند. بعد خانواده شروین تهدید کردند. دامادم عصبانی شد و درگیری اتفاق
زندگی نامه شهیدزکریاآزادی ازشهدای خدابنده+تصاویر
یادم میادشیخ همیشه می گفت نام پسر اول اگر محمد باشد بهتر است او از قبل تصمیم گرفته بود اگر روزی صاحب فرزند پسر شد نام او را محمد و اگر خدا به او دختر داد نام او را فاطمه بگذارد. با تمام این حرف ها چون دوست نداشت روی حرف پدرش حرف بزند با شرم و حیا پیش مادرش رفت و موضوع را به او گفت . وقتی پدر شوهرم از موضوع مطلع شد گفت چون وقتی نطفه بوده نام او را انتخاب کرده اید من راضی هستم و این درست نیست به نام
سید جمال گرایشات فرقه ای خود را پنهان می کرد
قهرمان ومبارز آزادی مورد ادعای آقایان است که برای دخل خود وارد جریان مشروطه شده و بعد هم که کار بیخ پیدا و گیر می کند، این طور به دست و پای شاه می افتد!ناظم الاسلام ادامه می دهد: و اگر مشروطه طلب واقعی بود، برای ظل السلطان و سالارالدوله جان نمی کند و اگر مشروطه خواه بود در عرض دو سال 20 هزار تومان ملک نمی خرید. ...البته عین السلطنه سالور هم این حرف را می زند. هم ملک المتکلمین و هم سید جمال بعد از
شهیدی که تاریخ شهادتش را در وصیت نامه نوشته بود
عروسی و دیگر مسائل در این قرآن بود. بعد از شهادتش در خانه هیئت انداختیم و بچه هایی که محمد حسین در ولیعصر به آنها آموزش قرآن می داد در خانه ما جمع شدند. در جریان برگزاری هیئت، قرآن کم آمد و من بدون توجه به مدارکی که لای قرآن داشتم قرآن را به بچه های هیئت دادم. پس از پایان هیئت، خانه آنقدر شلوغ بود که قرآنم را در کنار قرآن های هیئت بردند. چهار سال از آن روز گذشت. من خیلی ناراحت بودم، چون تمام
دختری که قربانی هوس بازی پدر و ناپدری شد!
روزنامه خراسان :فکر نکنید با یک لیوان چای می توانید از زیرزبانم حرف بکشید. من گرگ باران دیده هستم و با هیچ کس دوستی نمی کنم.دختر جوان در حالی که خیلی مغرور و عصبی به نظر می رسید در دایره اجتماعی کلانتری جهاد مشهد با لحنی تند افزود: خودتان را خسته نکنید، چون من به سیم آخر زده ام و هیچی برایم مهم نیست. مهناز با غیظ روی صندلی نشست و سرش را از شدت عصبانیت بین دستانش گرفت. او لحظاتی بعد، پس
عماد مغنیه و بشارتی که بزودی محقق خواهد شد
بار اسم خود را با کمال افتخار بیان می کنم و می گویم که من جهاد عماد مغنیه هستم. عماد فائز مغنیه در سال 1962 در منطقه طیردبا در جنوب لبنان متولد شد، خانواده متدین وی از پدر و مادر و 3 فرزند پسر و یک دختر تشکیل شده بود که عماد بزرگ ترین آن ها بود (عماد، جهاد، فواد، زینب) خانواده وی مدتی بعد به ضاحیه جنوب بیروت رفتند و عماد تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در مدارس این منطقه سپری کرد.
خاطرات شیرین دختر عماد مغنیه از پدر شهیدش
فاطمه مغنیه دختر حاج رضوان در مصاحبه با سمیه علی خبرنگار المنار خاطرات زیبایی را از دوران کودکی و نوجوانی خود در کنار شهید عماد مغنیه بازگو کرد. آخرین دیدار پدر سه شنبه شهید شد. درست مثل برادرم جهاد. او را هم برای آخرین بار روز پنجشنبه دیدم و یکشنبه شهید شد. با اشتیاق، ادامه ماجرای آخرین دیدار با پدرش را از سر می گیرد: آمد به خانه من. مادرم هم بود. نشستیم به شب نشینی. آن شب
اسرار ویلای گل سرخ
بود ، به او نوشاند و من به تمام عجایبی که تا آن لحظه دیده بودم ، زنده شدن یک مرده را هم اضافه کردم ! شیوا که بهتر شد ، حرف های آنها دوباره ادامه پیدا کرد . ورودی قلعه در آستانه فروریختن بود . کاووس از جا بلند شد و شمشیر – شلاق را در دست گرفت . من به طرف رادا برگشتم تا از آنچه که میان آن سه نفر ، یعنی کاووس ، ساتی و شیوا گذشت باخبر شوم که ناگهان چشمانم سیاهی رفت و دردی جانکاه همه وجودم
چه کسی بانوی اول ایران خواهد شد؟
نقل های ولایتی درباره او گواه بر حمایت همه جانبه او از همسرش دارد. علی اکبر ولایتی از ماجرای ازدواج دوم خود در جریان یک برنامه تلویزیونی پرده برداشت. در سال 86 وقتی وی میهمان برنامه زنده دوقدم مانده به صبح با مجری گری محمد صالح علا بود، با این پرسش وی روبه رو شد که چرا شما به تازگی حلقه ای در دست می کنید؟ ولایتی صادقانه پاسخ داد: چند هفته ای است که ازدواج کرده ام. وی بعدها در پاسخ به این سوال که
شهیدی که دریادار سیاری در غم عروجش گریست/ بچه ها می گویند من بابا ندارم
ترفندهای مختلف سعی می کردم این موضوع را به او بفهمانم. دخترم تا چند ماه پس از شهادت پدرش به هیچ وجه برای پدر خود گریه نمی کرد و همه ناراحتی اش را در خود می ریخت و من نیز این موضوع را متوجه شدم، لذا شروع به گفتن خاطرات خوب از دوران حضور پدرش کردم و درحالی که سعی داشتم خودم را شاد نگه دارم، او را وادار به صحبت کردن کنم. بعد از مدتی، دخترم شروع به صحبت کردن در مورد پدرش کرد و از این طریق آرام شد و خدا را
شهید شیخی: ما به فرمان رهبری تا آخر ایستاده ایم
این حرف را شنید بسیار ناراحت شد و گفت این ماشین دولت و خدمت است نه برای کارهای شخصی. گفتن من حتی اجازه ندارم خودت را سوار کنم چه برسد باهاش وسیله بیاورم و از نظر شرعی و عرفی درست نیست ولی بعد کار با ماشین شخصی می آورم و این کوچک ترین خاطره ای است که من از ایشان دارم. وی در ادامه درباره شهید شیخی گفت: من و ایشان به خاطر این که خانواده پر جمعیتی بودیم تو یک اتاق می خوابیدیم و ایشان نماز
ازدواج ترس ندارد+تصاویر
به گزارش جنوب نیوز؛ فاصله و شکاف میان نسل ها، ورود تکنولوژی به زندگی انسان ها، عصیانگری در جوانی و زندگی روی نبض مدرنیته . سوژه ما برای گفتگوی دو نفره مان با فریبا کوثری و مژده لواسانی بود اما ظاهرا ما راه را برای انتخاب افراد برای گپ پیرامون چنین سوژه ای اشتباه رفته بودیم چرا که نه فریبا کوثری اهل یاغی گری بود و نه مژده لواسانی. هر دوی این افراد دختران مثبت نسل خودشان به شمار می روند، منتهی نه از آن دختر مثبت های
عکس/ خانواده مغنیه در کرج
نمایی که پیش رو دارید، به خرداد ماه 1366 شمسی، در ایران و شهرستان کرج به ثبت رسیده است.نمایی که پیش رو دارید، به خرداد ماه 1366 شمسی، در ایران و شهرستان کرج به ثبت رسیده است. افراد حاضر در عکس، از سمت راست عبارتند از: فاطمه جِزّینی (مادر همسر عمادمغنیة )، ام عماد (مادر عماد مغنیه)، عماد فایز مغنیه به همراه پسرش مصطفی ، حاج فایز (پدر عمادمغنیه ) و زینب و فاطمه عکس/ خانواده مغنیه در کرج منبع:مشرق انتهای پیام/ خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای بازنشر می شود. بازگشت به صفحه سایر رسانه ها به اشتراک بگذارید افسران اخبار مرتبط خبر انگیزه "سیا" از ترور عماد مغنیه 21 بهمن 1393 - 14:32 خبر چرا رسانه های آمریکایی جزئیات ترور عماد مغنیه را منتشر کردند؟ 14 بهمن 1393 - 11:15 خبر عکس/ سنگ مزار شهید جهاد عماد مغنیه 13 بهمن 1393 - 10:43 نظرات دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری تسنیم در وب منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد کلید را به سمت راست بکشید ...
احمدی نژاد می گفت بروید توی کوچه ها بگردید تا امام زمان را پیدا کنید/ برخی می خواستند او را نایب پنجم ...
عوام هستند.عوام... من را عصبانی نکنید. خاطرات تلخ گذشته را به یاد من نیآورید. اینها بلایی بودند که به جان این انقلاب و کشور افتادند. آدم بی سواد، عوام، مدعی از این حرفها می زند. بعضی ها می خواستند همین آدم را بعد از نواب اربعه، به عنوان نایب پنجمی معرفی کنند. این آقای احمدی نژاد در آخرین جلسه های دوره دوم ریاست جمهوری اش در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی، این آدم می گفت که بروید توی این کوچه ها بگردید تا امام زمان را پیدا کنید. جلسه ای که دو ساعت، دو ساعت و نیم بیشتر نبود و ما باید به مسائل مهم فرهنگی کشور می پرداختیم به ما می گفت بروید در کوچه ها بگردید و امام زمان را پیدا کنید. ...
به احمدی نژاد گفتم بگو بگو
گفتم بگوبگو اما اتفاقی نیفتاد و بعد همه متوجه شدیم که این بگم بگم ها مصرف انتخاباتی داشته است. او امیدوار است روحانی تنها شعار سر ندهد، بلکه عمل کند. رییس جمهوری گفته که برخی به اسم دورزدن تحریم منافع ملی را دور زده اند، شما ریشه این مفاسد را کجا می دانید؟ زمانی که رییس دولت قبل داد افشای نام مفسدان اقتصادی سر می داد و بگم بگم راه انداخته بود من جزو انگشت شمار نمایندگانی بودم که می گفتم بگو بگو
واکنش سفارت ونزوئلا به درگذشت مادر احمدی نژاد/ پیام ولنتاینی نوه امام / رسایی: چرا از من شکایت نمی ...
تحولات در گذر است و خبر هیچ گاه متوقف نخواهد شد؛ خبرهایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبرهای که گاه مورد توجه قرار می گیرد و گاه همه به راحتی از کنار آن می گذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبرهایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کم رنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داشته باشد.
گفتگویی خواندنی/ راز چمدان آیت الله بهجت چه بود؟
اشاره کرد و افزود: میان کارهایم روزی چند ساعت را به ایشان اختصاص می دادم و در خدمتشان بودم و بقیه را به اتاق خود در بیرون و خوابگاه که حجره ای بود می رفتم و مشغول کارهای شخصی ام می شدم. تا اینکه در سال 1363 علامه جعفری یک روز که از منزل آیت الله بهجت بیرون می رفت، با حرف هایش یک تلنگری به من زد. وی ادامه داد: علامه جعفری به من گفت که تو تمام کارهایت را رها کن و به خدمت ایشان بیا. علامه
بولتن هنر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ هنرهای تجسمی (26بهمن)
مواجه شده و از آن به بعد هرگونه تجمع در حمایت از فلسطین ممنوع شد. پلیس فرانسه هم اعلام کرد که اگر از این به بعد کسی در تجمع حمایت از فلسطین و غزه شرکت کند، یک سال به زندان می افتد و این اصلاً شوخی نیست. این یعنی اینکه همه چیز در راستای سیاست های آنان جلو می رود. در حالی که حرف از آزادی بیان می زنند اما ما حق نداریم درباره فلسطین حرف بزنیم. آنها چنین تجمع بزرگی را برای آزادی بیان برگزار
ازدواج مقامات سیاسی در ایران
شد دو پسر آیت الله لاهوتی یعنی حمید و سعید با دو دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی به ترتیب فائزه و فاطمه هاشمی ازدواج کنند. فائزه هاشمی ماجرای ازدواج خود و فاطمه هاشمی را اینگونه بیان می کند: به دعوت آقای لاهوتی به شمال رفتیم، به ولایت ایشان... بعد از سفر، بابا به من و فاطی به صورت جداگانه گفت که حمید از من و سعید از فاطی خواستگاری کرده است. من و فاطی هم قبول کردیم. بعد از پیروزی انقلاب، 13