جمعه ۲۹ خردادساعت ۰۵:۲۳Jun 2026 19
جستجوی پیشرفته
شهدای ایران ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ - ۱۰:۵۷

حکایت "نماز امیرالمومنین(ع)" بر بدن سلمان

خادم سلمان زاذان می گوید: چون مرگ سلمان نزدیک شد، به او گفتم: چه کسی تو را غسل می دهد؟ گفت: همان کسی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را غسل داد. گفتم: ای سلمان تو در مدائن هستی و او در مدینه است! گفت: ای زاذان چون جانم از بدنم بیرون رفت، چانه مرا ببند، در آن حال صدای بر زمین افتادن چیزی را خواهی شنید. زاذان گوید: سلمان روحش از قالب تن پرواز کرد، من چانه او را بستم، در آن حال صدای چیزی که به زمین سقوط کرد را در پشت در شنیدم، در را باز کردم، دیدم امیر المومنین(علیه السلام) است. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)