مرگ چنان خواجه نه کاریست خرد در جایی دیگر مولوی یکی دیگر از تنها چند واژه متن اصلی رودکی را تغییر داده که نشان از علاقه وی به اشعار رودکی دارد. رودکی در غزلی اینگونه می سراید: هرباد که از سوی بخارا به من آید/ با بوی گل و مشگ و نسیم وسمن آید بر هر زن و هر مرد کجا بر وزد آن باد / گویی مگر آن باد همی از ختن آید نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ/کان باد ه
میراث آریا: بی شک نقش تبریز و مکاتب هنری آن در شکل گیری و اعتلای هنر کتاب آرایی و بالاخص نگارگری ایران نقشی بی بدیل و تأثیرگذار محسوب می شود. در بررسی روند شکل گیری مکتب هنری تبریز درمی یابیم که اساس این مکتب در اواخر سده هفتم هجری در دربار ایلخانان مغول و به ویژه در ربع رشیدی تبریز که خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در این شهر بنیان گذاری کرد، پایه گذاری شد. در این دوره تبریز در پرتو
روشن تر، از معنی دو اصطلاح “جهان رازآلود” و “جهان راززدایی شده” پرده برمی گیرم تا در مقایسه مولانا و سپهری، بهتر دریابیم که این دو سالکِ سنتی و مدرن در چه برهه ای از تاریخ و فرهنگ بشری می زیستند. جهان راززدایی شده دارای مؤلفه ها و اضلاع گونه گونی است و می توان گفت که مهم ترین عنصر آن، ظهور علوم تجربی جدید است. علم جدیدی که به تعبیر کارل مارکس جهان را بر صورت خویش ساخت. در دنیای مدرن
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از ستاره ، حتما شما هم می پرسید چطور و چرا از محبت خارها گل میشود؟ این ضرب المثل ریشه در شعری عاشقانه از مولانا دارد که در مثنوی مولوی آمده است. البته این شعر در همه نسخه های مثنوی معنوی وجود ندارد. در این مطلب، ابتدا مفهوم ضرب المثل از محبت خارها گل می شود را می خوانید و بعد برای درک بهتر، داستان این ضرب المثل را خواهید خواند که می تواند به عنوان یک انشا نیز در
راهتان را به همین صورت ادامه دهید قطعا به جاهای خیلی بهتری خواهید رسید. به هدف خود توجه داشته باشید، اما چشمانتان را چنان به هدف ندوزید که از منظره اطراف خود لذت نبرید و هیچ چیز دیگری نبینید. فال حافظ متولدین تیر : بنال بلبل اگر با منت سر یاریست***که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست***چه جای دم زدن نافه های تاتاریست
جهانی، کودتا یا وبای ویرانگری چنان پای مکاتب نهیلیستی، مخمور و اخته شده اند که با این ابَرجرثقیل ها هم نای بلند شدن نداشتند. ما این جور وقت ها به پیاله خانه چرک و کثیف مامان آش پناه بردیم. و با نُت های اندوهبار و مردافکن هر گارمانی اشک مان تبدیل به دریای مازندران شده است. لابد دلایل جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و مردم شناسی عجیب و غریبی دارد این که چرا در دویست سال گذشته بعد از عبور از گردنه های
آورید. فال حافظ متولدین آذر به کوی میکده هر سالکی که ره دانست***دری دگر زدن اندیشه تبه دانست زمانه افسر رندی نداد جز به کسی***که سرفرازی عالم در این کله دانست تعبیر: چرا عاقل کند کاری ک باز آرد پشیمانی. از کاری که کرده ای بسیار نادم و پشیمانی. با شکست مواجه شده ای و فکر می کنی دیگر کسی تو را دوست ندارد و مورد احترام نیستی. اما مرور زمان همه چیز را دست می