سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت شوم برای دختر فراری
کردیم. از حدود یک سال قبل متوجه تغییر رفتار نازنین شدم. دخترم بسیار پرخاشگر و کم طاقت شده بود. برای پی بردن به موضوع، رفتارش را کنترل کرده و متوجه شدم پسر 26 ساله ای به بهانه ازدواج با دخترم ارتباط دارد. این پسر وقتی متوجه شد من از رابطه شان اطلاع پیدا کرده ام، با فریب دخترم او را ربود. بعد از حدود دو هفته آنها را در شهر دیگری پیدا کردم و دخترم را به خانه برگرداندم اما او توسط پسر جوان به ماده
سرنوشت مرموز مادر و دختر در هاله ای از ابهام
. او به پلیس گفت: همسرم با مردان غریبه رابطه داشت و احتمالا با یکی از آنها رفته است، بچه را هم با خودش برده چون دخترم، یگانه، خیلی کوچک بود او را با خودش برده اما پسرمان که بزرگ است در خانه من زندگی می کند . این گفته های مرد جوان قانع کننده نبود و مأموران بازجویی های گسترده ای را از او شروع کردند. پرویز این بار به قتل اعتراف کرد و گفت: دخترم را به یک شیخ نشین حاشیه خلیج فارس فروختم و 10
اعترافات مرد روسپی در رابطه با زنان متقاضی اش + عکس
آن روز بیشتر از هر روزی خلا نبود مادرم را احساس کردم. این مرد روسپی 37 ساله عنوان می کند: بی معرفتی مادرم راجع به اینکه من را ترک کرده بود باعث شد تا وقتی به سن بلوغ رسیدم از هر کسی محبت گدایی کنم. من به سنی رسیده بودم که آزادی داشتم و می توانستم هر وقت که دلم می خواست به خانه بیایم، هر وقت که دلم می خواست بیرون بروم. برای همین با دختران زیادی دوست می شدم و به خاطر پر کردن خلاهایم روابط
جوان 20 ساله، یکدفعه پیر شد/تصاویر
شده و پس از چند روز به حالت عادی برمی گشتند. او ادامه می دهد: در ابتدا فکر می کردم بخاطر استرس کار دچار چنین مشکلاتی شده ام اما پس از مدتی چین و چروک های مختلفی بر روی بدنم مشاهده کردم و سرانجام صورتم نیز دچار چین و چروک های زیادی شد و به این شکل پیر و چروکیده درآمدم! همسر این مرد می گوید: وقتی که با او بیرون می رویم مردم به شکل عجیبی به ما توجه می کنند و چند بار از من پرسیدند که چرا با اینکه جوان هستم با یک پیرمرد ازدواج کرده ام. این زن می گوید شرایط همسرم برای من مهم نیست، چراکه من او را خیلی دوست دارم و هیچوقت رهایش نمی کنم. ...
مرد خوش شانسی که مرگ را دور می زند!
در خروجی را گرفتم. نام خانوادگی و عکس این مرد به خاطر دلایل امنیتی منتشر نشده است. بر پایه گزارش ها، دنیل سنی از خبرنگاران روزنامه لو موند و شخصی دیگر متیو را بیرون از سالن پیدا کردند. این مردِ خوش شانس امریکایی افزود: خودم را به مردن زده بودم، وقتی احساس کردم کسی بازوهایم را گرفته و مرا می کِشد حتی سرم را بالا نیاوردم، خطاب به او ، حداقل در دلم، گفتم "دوستت دارم
خیانت پایان راه زندگی زناشویی نیست
، به بررسی علل وقوع بی وفایی زن یا مرد پرداخته و سپس با ارائه راهکارهای مناسب اقدام به بهبود رابطه زوجین نمود.او و گروهش با برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی تاثیرگذار، به دختران و زنان می آموزند که چگونه مردان را عاشق خود کنند و یا چگونه یک زن یا مرد، همسر خود را به زندگی مشترک شان وفادار نموده و ازدواجی موفق و رابطه ای عمیق تر ایجاد نماید. سایت عصرایران در مصاحبه با این مربی سرشناس
روحانی نسبت به عارف بی مهری کرد/انحلال شورای شهر اول کار صوابی بود/شعار اعتدال همان حرف های قالیباف ...
خرازی یک دلیل دارد و آن این است که آقای خرازی در موضع گیری های سیاسی و حرکت های خود دچار نوع آشفتگی روانی است یعنی شما آقای خرازی را با حرف هایی درصحنه می بینید که این حرف ها جنجال های سیاسی اجتماعی درست می کند که یکی از این صحبت ها این بود که ایشان گفتند شهید بهشتی با خانم ها دست می داد که فرزندان شهید بهشتی رسماً اعلام کردند هیچ گاه پدر ما با زن ها دست نداده است و یا اینکه آقای خرازی گفت که
مایکروسافت با پشت سر گذاشتن اپل رتبه اول فروش تبلت ها را کسب کرد
به تاریخ را مدیون معلم کلاس ششم خانم المینا لوک هستم. درواقع او بود که گذشته را به وضوح برایم زنده کرد. تاسف نخورید پدربزرگ من هرگز نه نسبت به پدرم و نه نسبت به نوه هایش تاسف نخورد. برای خودتان سرگرمی بسازید وقتی جوان بودم فکر می کردم یک واحد در رشته زیست شناسی گذراندم که در آن به انواع سوسک ها علاقه مند شدم. از آن به بعد همیشه با خودم یک ظرف شیشه ای داشتم که سوسک های مورد علاقه ام را داخل آن قرار می دادم.
توصیه یک بازیگر به بابک زنجانی/ تعداد قبولی های آزمون خبرگان رهبری/ وزیری که دنبال شوهر می گردد!/ ورود ...
حال حاضر ما با هیچ بازیگری وارد مذاکره نشده ایم و هنوز بازیگری را برای نقش های موجود کاندیدا نکرده ایم. توصیه های یک بازیگر به بابک زنجانی حسام نواب صفوی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: چندی پیش به عنوان وکیل تسخیری جوانی که توان مالی برای گرفتن وکیل نداشت، انتخاب شدم امروز به دادگاه انقلاب رفته بودم که پرونده را بخوانم ،از خداوند میخواهم مرا یاری کند تا جوانی که از سر جهل به
چرا برخی فرزندان در مقابل ازدواج والدینِ تنها مقاومت می کنند؟
سرویس زناشویی جوان ایرانی - بخش دوران سالمندی: ازدواج سالمندان، یکی از بهترین نوع ازدواج ها و با کمترین احتمال خطر است بسیاری از روان شناسان برای حفظ و ارتقای بهداست روان، به سالمندانی که به لحاظ جسمانی، نیاز چندانی به مراقبت های اطرافیان ندارند و بیشتر از نظر روانی احساس تنهایی می کنند، توصیه می کنند به جای استخدام پرستار به عنوان یک همدم، به فکر تجدیدفراش باشند و با فراهم
فروش کلیه معامله ای برای فرار از اختلال دو جنسیتی
خواستند که با اخذ نامه از دادگاه و مشکلات جسمی و شخصی مجوز عمل صادر شد. او ادامه می دهد: تیر ماه امسال کلیه ام را با انجام عمل جراحی به مبلغ 120 میلیون ریال به یک مرد دیالیزی 40 ساله فروختم، از مبلغی که از بابت فروش کلیه ام گرفته بودم ابتدا وام را تسویه و سپس با مابقی آن آپارتمان 50 متری رهن و اجاره کردم. بعد از یک هفته از انجام عمل جراحی در خانه محبوس شده بودم، درد زیادی داشتم چون پرستاری
نفس هایی که نذر اهل بیت(ع) شده...
و اعتقادی خودم را دیده بودم، وقتی ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم، از همان الگوی پدرم برای تربیت فرزندانم استفاده کردم. بچه های من هم در مجالس روضه خانه مان قد کشیدند و علاوه بر این، از همان کودکی شان در هر مجلسی برای مداحی می رفتم، آنها را هم با خودم می بردم. همسرم که خودش نیز از ذاکران اهل بیت(ع) است، در این راه کاملاً با من همراه بود و تأثیر مهمی در آشنایی فرزندانمان با سیره اهل بیت(ع) داشت. حتی
سیدضیاء چگونه از ایران فرار کرد
در تهران داشتم، دریافت کنند. امّا این پول را پس نگرفتند... سپس می گوید: وقتی به اروپا رسیدم یکسره رفتم برلن، چند ماهی مثل آدم های گیج بودم. بعد تصمیم گرفتم کاری بکنم..... من شور و هیجان سیاسی خود را از دست داده بودم..... این بود که شدم فرش فروش دوره گرد ..... از مال دنیا چند قالیچه داشتم یکی دو تا از آنها را به شیوه ترکمن هایی که قالیچه به شهر می آورند، انداختم روی دوشم و افتادم توی
وقتی دختر جوان قربانی اهداف پلید پسر 15 ساله می شود(عکس)/پاسخ رئیس پلیس به حضور داعش در تهران/زورگیری ...
انتظار برای روز عروسی خسته شدم زن جوان پس از سه سال عقد، در حالیکه از انتظار خسته شده بود، به دادگاه خانواده رفت و تصمیم گرفت به این ازدواج پایان دهد. تصور می کردم بتوانم عاشق همسرم شوم زن جوانی که بدون هیچ علاقه ای با شوهرش ازدواج کرد و تصور می کرد می تواند در آینده عاشق شوهرش شود، درنهایت راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد.
قتل فرزند در حمایت از نوه
به بازجویی از او پرداختند. سلیمان بدون اینکه مقاومتی از خود نشان دهد، اتهام قتل فرزندش را قبول کرد و گفت از این کار به شدت پشیمان است. او توضیح داد: من دو فرزند دارم که هنوز ازدواج نکرده اند و چون خودم دیگر توان کارکردن ندارم، آنها هزینه های زندگی من و مادرشان را پرداخت می کنند. چندی پیش پسر بزرگم هم با همسرش دچار اختلاف شد و به خانه ما آمد. از آن به بعد پسر بزرگم به نام حمید
خصوصیات و آفات جنبش دانشجویی در کلام رهبری +فیلم
- چه در زمان ریاست جمهوری و چه بعد از آن تا امروز - برنامه ریزی کردیم و قرار گذاشتیم که به این دانشگاه بیاییم و با دانشجویان این دانشگاه دیدار کنیم؛ اما هر دفعه به خاطر گرفتاریهای من و مشکلاتی که داشتیم، نشد. امروز خدا را شاکرم که این توفیق دست داد و به دانشگاه شما آمدم. یک جمله در مورد دانشگاه صنعتی شریف عرض کنم: انسان دو خصوصیت ممتاز را در تاریخچه این دانشگاه مشاهده میکند؛ یکی خصوصیت
ماجرای جالب یک خواستگاری/گدایی که دخترش را به من نداد!
کمکش کردم. مردی که بعداً از روی صحبت هایش متوجه شدم که معلم بازنشسته است روی تخت کناری ام نشسته بود. سفت و سخت معترض بود که چرا به گدا کمک کرده ام؟ گفتم که حالا چرا شما انقدر ناراحتید، کمک کردن به گدا جزء اعمال حسنه است. چه اشکالی دارد که شما انقدر ناراحت شده اید؟! مرد آه کشید. ازمن خواست که کنار دستش بنشینم. جایم را عوض کردم و کنارش نشستم. برایم سفارش قلیان و چایی داد. بعد شروع کرد به
فرهنگ در رسانه
در نروژ شرکت کرده بودم برگزاری این کنسرت در حالی بود که از سه ماه پیش همه اقدامات لازم صورت گرفته بود، بلیت ها رزرو شده بود و همه کارهایی که قبل از برگزاری کنسرت باید انجام می شد به درستی انجام شده بود.او هم معتقد است برگزاری کنسرت خارج از کشور خیلی راحت تر است و پروسه طاقت فرسای ایران را ندارد: در ایران اول باید شعر تایید شود و بعد اماکن این اجازه را بدهد که کنسرتی برگزار شود یا نه، اما در خارج
زن جوان در دادگاه خانواده: تصور می کردم بتوانم عاشق همسرم شوم
اینکه هیچ علاقه ای به او نداشتم پای سفره عقد نشستم و زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. ولی تازه بعد از ازدواج بود که متوجه شدم اشتباه می کردم. من هیچ وقت عاشق شوهرم نشدم و تازه روز به روز احساسم به او بدتر می شد. با اینکه شوهرم مرد بدی نبود ولی هر روز از او فاصله گرفتم تا جاییکه تحمل این زندگی برایم سخت شد. زن جوان ادامه داد:من به خاطر علاقه نداشتن به شوهرم هر روز بهانه می گرفتم و حتی کوچکترین
کشف جسد خونین مرد جوان در پونک
متوجه شدم از طبقه بالایی ساختمان که محل سکونت این مرد جوان است، آب به داخل حیاط شرشر می کند، پس از حضور در طبقه سوم، زنگ واحدی که این مرد داخل آن زندگی می کند را زدم اما هر چه زنگ می زدم کسی پاسخگو نبود به همین خاطر مجبور شدیم که با همسر این مرد تماس بگیریم. این فرد در ادامه اظهاراتش به پلیس گفت: بعد از حضور همسر این مرد در ساختمان و با باز کردن درب واحد، با خانه ای پر از آب مواجه شدیم
مبارزات و شخصیت شهید اصغر وصالی
زاده می گوید اصغر وصالی فرمانده سپاه است و بهتر است اول با او مصاحبه کنی و بعد از او من هم صحبت می کنم... و همین اتفاق، عامل آشنایی این خبرنگار جوان با اصغر وصالی می شود. این خبرنگار جوان برای دیدار با وصالی راهی می شود. وقتی به محل استقرار او می رسند، یکی از اعضای گروه دستمال سرخ ها مریم کاظم زاده را این گونه به اصغر وصالی معرفی می کند برادر! ایشون همون خواهری هستند که چند وقت پیش توی
مرگ مشکوک تازه داماد زیر دوش حمام
خانه شدم. وقتی به داخل حمام رفتم، دیدم که قطره های آب آلوده به خون است بنابراین راهی آپارتمان همسایه در طبقه بالا شدم، اما هر چقدر زنگ در را زدم، کسی در را باز نکرد تا اینکه به پلیس خبر دادم. وی ادامه داد: در این خانه زن و شوهر جوانی زندگی می کنند که به تازگی ازدواج کرده اند. مأموران پلیس در تحقیق بیشتر متوجه شدند این زن و شوهر با هم اختلاف دارند و همسایه ها هم در جریان مشاجره های لفظی
دختر شینا؛ داستانی که تعریفی جدید از زن ارائه می دهد/ روایت صبری ماندگار در تاریخ
صورتشان داشتند. همه رفتند تنها شدم. تنها ماندم. تنها ماندیم. مهدی سه ساله مرد خانه ما شد ... روایت دلدادگی های زنی مهاجر از قایش به همدان نویسنده کتاب در سطور گوناگون، دلدادگی این زن به همسرش را با قلمی زنانه که آکنده از احساس است به خوبی مرقوم می کند. دلدادگی های زنی که از روستای قایش به شهر همدان آمده و در گیر و دار این مهاجرت، روزهای سختی را می گذراند: همدان خیلی با قایش
عشق، سالم و معلول نمی شناسد
صورت هم باز احساس داشتم و عاشق می شدم! از کجا معلوم احمد رضا عاشق بود یا نبود؟ مگر در همان محله کودکی من عفت دیوانه عاشق یک مرد دیوانه نشد و با هم ازدواج نکردند؟ یادم هست، عفت چند بچه هم به دنیا آورد، البته ناقص العقل. یادم می آید، آن روزها که جوان بودم و چشم های چپ درشتم بیشتر رنجم می داد، عینکی با شیشه های رنگی به چشم می زدم تا چشم هایم کمتر دیده شوند . هرچند باز نمی دانستم با کله درازم
با شاهزاده سعودی محبوب کاخ سفید آشنا شوید
القاعده می نگریست و نقش وی را در رفع تهدیداتی که القاعده بین سال های 2003 و 2006 متوجه خاندان آل سعود کرده بود مهم و کلیدی می دانست. وی در این باره می نویسد: مهم ترین مخاطب من یک مرد نسبتاً جوان بود که برایش احترام زیادی قائل بودم و به او بسیار اعتماد داشتم. در آن مقطع بود که محمد بن نایف به پختگی رسید. • آغاز درگیری های مسلحانه گسترده میان القاعده و عربستان • در طول سه سال بعد از
خاطره جالب از لحظات عقد شهید سعید حسینی / آخرین دیدار شهید با همسرش چگونه سپری شد؟
نکرده بودم که همسرم شهید شد. بعد از شهادتش به دلیل علاقه ای که به او داشتم از نظر فکری و روحی بسیار اذیت می شدم. هر روز از مدرسه مستقیماً بر سر مزارش می رفتم. دوستان خانوادگیمان پیشنهاد کردند که در تست گزارشگری و گویندگی رادیو شرکت کنم. تست دادم و قبول شدم. در شبکه رادیویی تهران فعالیتم را آغاز کردم اما یکسال و نیم بعد به دلیل مشغله زیادکار رادیو را کنار گذاشتم اما چون علاقه ویژه ای به
آشنایی با 5 شهید مدافع حرم استان گلستان
. ان شاا... بتوانم جبران کنم. سلام به پدر و مادرم؛ سلام به شما که تا بزرگ شدنم زحمات بسیاری کشیده این. پدرم ممنونم؛ بابت همه چیز ممنون. از این که به من آموختی پشتیبان ولایت باشم و همیشه من را در این راه تشویق می کردی. مادرم ممنونم که همیشه به من لطف داشتی. و از شما پدر و مادرم می خواهم بعد از من از همسرم و پسرم مراقبت کنید. آن ها را بعد از خدا به شما سپردم. از
هنرمندان شهدایی هستند که پشت خاکریزها جان دادند
من داد. بنابراین وقتی 13 ساله بودم نزد شاهرخ نادری رفتم و حتی یک سالی به خاطر اجازه ندادن پدرم من را از استودیو بیرون می کردند. اما بعد از آن که پدرم ناراحتی و گریه های من را دید، کوتاه آمد و حتی برایم متن می نوشت و اجازه می داد به رادیو بروم. خوشبختانه این تصمیم در زندگی من تاثیر زیادی گذاشت تا این که کتاب های سنگینی مثل بینوایان ویکتور هوگو را در سنین کودکی و نوجوانی می خواندم. اگرچه اشتباهاتی
متهم به قتل دایی همسر: او زیاد در زندگی ام دخالت می کرد؛خواستم بترسانمش،کشتمش
احمدرضا رستمی رئیس پلیس آگاهی مازندران در این باره به خبرنگار ما گفت: جنایت با تفنگ شکاری در پشت هتل مازندران رخ داد و قاتل در همان بررسی های نخست شناسایی شد.مرد زخمی تا ساعت 22:52 چهارشنبه زنده بود اما دیگر از کما خارج نشد. با وقوع قتل مأموران عامل تیراندازی را دستگیر کردند. علی در تحقیقات و بازجویی های فنی پلیس، علت درگیری و تیراندازی را اختلافات خانوادگی عنوان کرده و گفت: قربانی حادثه با دخالت هایش باعث شده بود تا با همسرم دچار اختلاف شوم. من هم از این اتفاقات خسته شده بودم. می خواستم او را بترسانم اما این اتفاق افتاد. - ایران ...
لالایی سجاد رؤیای زندگی مریم شد
بهتر می شود اما چند روز بعد دچار حالت تهوع شدید و سرگیجه شد. پزشکان بعد از معاینه و انجام سی تی اسکن اعلام کردند سر سجاد آب آورده او را به اتاق عمل بردند و در یک جراحی چند ساعته شنت را روی سر او کاشتند. از روزی که سجاد به دنیا آمد زندگی من و همسرم رنگ دیگری گرفت همیشه می گفت اگر بزرگ شود اجازه نمی دهد کار کنم و از من و مادرش مراقبت خواهد کرد. برای اینکه هزینه های زندگی را تأمین کنم همه