سایر منابع:
سایر خبرها
اطعام برای عزاداران از چه زمانی رسم شد؟ /واقعاً باور می کنید که یک نفر در کربلا منتظرتان است
در همین برنامه های خوب شما، یک بار مستقل به شرح این پیام آیت الله العظمی بهجت(ره) بپردازد. با توجه به اینکه ایشان اساساً خیلی کم اهل پیام دادن و سخن گفتن بودند. مناسبت پیام یا بیانیۀ ایشان که در این بیانیه شرح حدیث زیارت اربعینِ امام حسن عسکری(ع) را بیان فرموده اند، مرمّت و بازسازی گنبد حرم حضرت معصومه(س) است. حالا جریان گنبد چه بوده؟ ایشان بارها به تولیت محترم سابق حرم حضرت معصومه(س
انیمیشنی که آمده تا کاستی های سینما را جبران کند
پخش می شود و به دست مخاطب اصلی می رسد. جشنواره عمار باید محیطی برای ظهور و بروز استعدادها باشد در دوره ی پنجم جشنواره عمار شما داور بخش مسابقه ی انیمیشن بودید. کیفیت انیمیشن هایی که در بخش مسابقه حضور داشتند را چه طور ارزیابی کردید؟ از نگاه کیفی نباید به انیمیشن هایی که در جشنواره عمار می آیند نگاه کرد. چرا؟ چون کار دانش آموزی است و چند نوجوان دور هم جمع شده اند و
آنچه رهدار گفت
بودم چون هر کودک بختیاری با زمزمه ها شعرهای مادرانه با هر سخنی با احساس آشنا شدم . اولین تشویق ادبی را در کلاس چهار دبستان که انشایی در وصف بهار نوشتم نظر معلم روستایی م را جلب کرد و این تفاوت را شناخت با آوردن کتاب های قصه کودکان که اغلب نویسندگانشان اسمهای بقول خودمان بلاجوی داشت و برای یک کودک روستای ناباور بود به من می رساند ولی این کتابها با زندگانی یک بختیاری زاده همخوانی نداشت به خوبی این کار
آموزش مدیریت براندازی در کشورها
تر است. یک ابزار بسیار مهم دیگر در همین زمینه تصویرسازی، کاریکاتور است، چون اصلاً به زبان وابسته نیست. شما می توانید یک نفر را بگذارید پشت یک سیستم و دائماً کاریکاتورهای مختلف را منتشر کنید. ایرانی ها هم در این زمینه، فوق العاده بااستعداد هستند. هر کدام از این کاریکاتورها به دست یک نفر می رسد و او هم به ده نفر دیگر می رساند. این کاری است که در قدرت ما هست و به راحتی می توانیم انجام
عوامل فیلم ارغوان در کافه خبر/ مهتاب کرامتی: چه چیزی جز عشق آدم ها را به هم نزدیک می کند؟
هر زبان که می شنوم نامکرر است باید بپذیریم که این دو نفر نیز روایت نامکرر دیگری از عشق را در ارغوان شان به تصویر کشیده اند. روایتی که درباره چند و چون آن با این دو کارگردان و مهتاب کرامتی گفت وگو کردیم: فکر می کنم گفتگو را با مبحث زیبایی شناسی که در کارهای شما بیشتر از هر مبحث دیگری به آن پرداخته می شود شروع کنیم؟ کیوان علیمحمدی: به نظرم جامعه ما معیار هایش را از دست
ساخت فیلم جنگی همیشه دغدغه من است
دوربین نداشتیم. از همین رو من دو سال دنبال تصویربرداری بودم که جرات انجام این کار را داشته باشد، در این مسیر تنها دو نفر قبول کردند و در نهایت با آقای تورج اصلانی این فیلم را ساختیم. پاکروان با تاکید بر اینکه جنگ و صحبت کردن از آن دغدغه نسل خودش است، ادامه داد: جنگ برای کسانی مانند ما که در آن دوران بودیم، همیشه دغدغه خواهد ماند و در اتفاقات مختلف نیز نماد بیرونی پیدا می کند و برای من گفتن
مهتاب کرامتی: این روز ها انگارحال هیچ کس در سینما خوب نیست
کلیدملی : سازندگان فیلم ارغوان می گویند تا پیش از ارغوان آنقدر اذیت شده بودند که دیگر خیال بازگشت به سینما را نداشتند اما حالا با ساخت این فیلم به آینده امیدوارند. به گزارش کلیدملی به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، کیوان علیمحمدی و امید بنکدار در سومین اثر خود به سراغ عشق رفته اند. کتابون کیخسروی با این دو کارگردان و مهتاب کرامتی گفت وگویی انجام داده است. در ادامه برگزیده ای از حرف های
خروجی دانشگاه های هنر زیاد است اما جایی برای تجربه نیست
به گزارش هدانا، حمیدرضا آذرنگ بازیگر، نمایشنامه نویس و کارگردان باسابقه تئاتر تاکنون پنج بار جایزه جشنواره تئاتر فجر را در رشته های نویسندگی و بازیگری برده است. در یک غروب بارانی ِ پائیز پیش از شروع "هتلی ها" گفت وگویی با او انجام دادیم که در ادامه می خوانید. نمایش "هتلی ها" با حس نوستالژیک اوایل دهه 70 و سالهای پس از جنگ در تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه می رود. شما در نمایش هایتان
خصوصیات و آفات جنبش دانشجویی در کلام رهبری +فیلم
حرکت دانشجویی آمدند و خودشان را به آن چسباندند و بر آن دست گذاشتند، این میشود آفت. گاهی از همین تجمّعها و تشکّلهای دانشجویی که پیش من میآیند، به آنها صریحاً گفته ام که آن مجموعه های خطرناک چه کسانی هستند. چون این صحبت ممکن است پخش شود، در این جا پیش شما اسم نمیآورم؛ اما برای آنها اسم هم آورده ام. مواقعی هست که یک انسان بد و یک نیّت ناپاک میخواهد از یک نیّت خوب، از یک انسان خوب، از یک حرکتِ خوب
فرهنگ در رسانه
تاریخ است یا اگر این اتفاق در داستان هایش نیفتد، به نوعی تاریخ را در دل داستان ها می گنجاند. یادآوری سریال هایی چون: شب دهم، میوه ممنوعه، مدار صفر درجه، پهلوانان نمی میرند، همگی گواه این مطلب است که فتحی علاقه خاصی به حضور در این ژانر دارد. گفت وگوی فارس با وی درباره ساخت آثار تاریخی و لزوم نمایش آن برای مردم امروز در ادامه می آید: علاقه شما به آثار تاریخی از کجا نشات گرفته است؟
ایران ،دومین کشورغمگین جهان!؟
حکایت می کند/ وز جدایی ها شکایت می کند ما در حقیقت چون از خدا دور افتاده ایم دلمان بهانه خدا را می گیرد این نکته اصلاً در تست ها دیده نمی شود و باید آن را بگنجانیم. *در واقع عزاداری هایی که داریم لذت معنوی برای ما به دنبال دارد؟ پسندیده: بله همینطوره. ظاهرشان گریه و عزاست ولی کارکردشان نشاط معنوی است. شما به عنوان یک خبرنگار، افراد را قبل از مجلس روضه و بعد از یک
افخمی: آقای پرستویی بیا هفت
پخش شد. وی تاکید کرد: سخنان اسعدیان مقدمات غلطی هم داشت چراکه گفت ما نباید چشممان به دست مخاطب باشد تا او بلیت بخرد و به سالن سینما بیاید این در حالی است که سینما یعنی سالن سینما و فیلمی که پخش ویدئو دارد را نمی توان سینما محسوب کرد و این نوع نگاه است که منجر به تعطیلی سینما شده است. جیرانی در دفاع از اسعدیان گفت: اسعدیان مخالف سالن سینما نیست چون اصلا فیلمسازی نیست که آثاری از
دختر شینا؛ داستانی که تعریفی جدید از زن ارائه می دهد/ روایت صبری ماندگار در تاریخ
: تیزر سینمایی دختر شینا، صمیمیت این کتاب را منتقل می کند امین زندگانی، بازیگر تیزر سینمایی کتاب دختر شینا نیز در آیین رونمایی از تیزر سینمایی دختر شینا گفت: من و همسرم به عنوان کسانی که در این اثر بازی کردیم، همواره نگران بودیم که نکند نتوانیم آن احساس و صمیمیتی که در کتاب دختر شینا وجود دارد را به خوبی منتقل کنیم، اما امروز که این اثر را دیدیم بسیار خوشحالم که با زحمت های همه عوامل
داغ برنامه ثریا به دل BBC
سال 90 به فکر طراحی برنامه ای افتادیم که صفر تا 100 آن با خود ما باشد. با همکاری جمعی از فعالان فرهنگی جبهه انقلاب، جلسات منظمی را برای نهایی کردن برنامه برگزار کردیم تا این که برنامه ثریا شکل گرفت. اسم برنامه چطور انتخاب شد؟ اسم برنامه را که برگرفته از حدیث نبوی (دانش اگر در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به آن دست می یابند) است، یکی از دوستان پیشنهاد داد و همه از جمله مدیر
حدود چهارصد قصه در ژانر وحشت نوشته ام/هیچ فیلمی تصویر واقعی از روزنامه نگارها نشان نداده است/اصلا به ...
دیگر من به کل معتقدم وظیفه اصلی سینما، سرگرم سازی است. یعنی تا مخاطب را سرگرم نکرده، قصه برایش تعریف نکنی و درگیر داستان فیلمت نشود هرچه مفاهیم بزرگی هم در دل اثرت جای دهی، مخاطب تو را پس می زند. سرگرم کنندگی چیز بدی نیست، یعنی شما هنگام دیدن فیلم با یک داستان سروکار داری. اینکه در لایه های بعدی چه چیزی قرار است به مخاطب القا شود، جز هنرهای کارگردان است. در این فیلم نه شعار فلسفی دارم و نه می
شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!
حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند. لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود: ممنونم نظر لطف شماست احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد. گمان کرده که ظرفیت های کشف نشده چادر را پس از ده ها سال کشف کرده. گمان کرده که با شگردی منحصر به فرد هم خدا را به دست آورده هم خرما را. برای همین است که هر روز مدلی جدیدی از ترکیب چادر و روسری و آستین و ساعت و آرایش را رو می کند و خودش را پرچمدار تبلیغ حجاب می داند، اما حواسش نیست که اساسا چادر قرار است مقابل این خودنمایی ها را بگیرد و جذابیت های زنانه اش را بپوشاند. حواسش نیست که در این ترکیب ناهمگون، تعارضی ذاتی دارد. مثل آن آقایی که سال ها قبل در یکی از کشورهای خارجی با لباس روحانیت پاپیون زده بود که باید نوآوری کنیم و از قضا اسباب خنده مردم را فراهم کرد. در این چند سال اخیر، چادر با فرهنگ های جدیدی همراه شده که برخی از آنها اساسا فرقی با بدحجابی ندارد. حتما شما هم دیده اید دخترانی که چادر را بخشی از تیپ خود می دانند و گویا با استفاده از چادر می خواهند چهره خود را قاب بگیرند. بعد هم در قواره یک فعال اجتماعی ظاهر می شوند و هر روز عکس های مختلفشان را این طرف و آن طرف منتشر می کنند تا محرم و نامحرم لایکشان کنند. اما حقیقتا این نوع پوشش که باعث انگشت نما شدن فرد در جامعه می شود، مصداق لباس شهرت نیست؟ در تعریف های فقهی ما یک شرط اساسی برای حجاب تعریف شده که نباید جلب توجه کند. حجاب باید در مسیر عفاف و حیا و پوشیدگی تعریف شود، اما این فرهنگ جدید و ابداعی که از قضا وارداتی هم نیست و ساخت ذهن خلاقانه برخی از بانوان ایرانی است، حجاب جدیدی را معرفی کرده که در مسیر خودنمایی تعریف می شود و از بیخ و بن ضدحجاب است. اینکه زن بتواند با چادر به آسانی فعالیت اجتماعی کند را هیچ کس منکر نیست،بانوان محجبه و عفیفه قطعا می توانند با حفظ شئون شرعی به فعالیت اجتماعی بپردازند. اصلا ضرورت همین موضوع بود که چند سال قبل برخی از کارشناسان دور هم جمع شدند و اقدام به طراحی چادرهایی کردند که در عین سادگی، دست و پاگیر بانوان هم نبود. چادرهایی که مثلا هنگام رانندگی یا حمل کودک محدودیت ایجاد نمی کرد، اما این خلاقیت به مرور تبدیل به یک بدعت شد و طراحان بعدی، به فکر آن افتادند تا چادرهایی جذاب تولید کنند و کار به جایی کشید که باخط نستعلیق و نسخ روی چادر بانوان کلمات قصار می نوشتند و شعار می دادند که با چادر محدودیت نیست و می تواند شما را جذاب تر کند! این طراحان ادعا می کنند که فقط با چنین روش هایی می توان برخی از دختران امروزی که با حجاب ارتباط خوبی ندارند را به سوی چادر کشاند، اما انگار نسخه ناشیانه ای که آنها برای حجاب جامعه نوشته اند، به ضد خود تبدیل شده و به قول جناب مولوی از قضا سرکنگبین، صفرا فزود ه است. مخاطب اصلی بازار چادر خانواده های مذهبی هستند و قطعا این چادرهای تیپیکال بیش از آنکه به دست جامعه هدف برسد، به دست متدینین رسیده و گاهی اوقات گره چادر آنها را شل کرده است. این تدبیرهای بدعت گونه سابقه بسیاری دارد، مگر در همین یکی-دو دهه اخیر به بهانه مقابله با موسیقی های مبتذل وارداتی، خودمان به تولید ابتذال نپرداختیم؟ مگر برای آنکه رضایت عده ای را جلب کنیم، پیچ شرعیات را شل نکردیم؟ مگر خطوط قرمزمان را تغییر ندادیم؟ آنقدر که گاهی اوقات موسیقی های وطنی مان شرم آورتر از برخی نسخه های خارجی شده است. بیایید تعارف را کنار بگذاریم. این روزها باید نگران حجاب برتر بود. حجابی که در طول همه این سال ها نماد پوشش و عفت بوده، حالا در خطر است. دعوای ما، درباره چادر و مانتو نیست. درباره میل به جذابیت است. ماجرا این است که این بانوان قبل از انتخاب چادر باید به این سوال پاسخ دهند که آیا می خواهید جذاب باشید یا نه؟ اگر پاسختان مثبت است، تا دلتان بخواهد گزینه دارید، لطفا بیخیال چادر شوید که برای ما مقدس است و عزیز. حقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند. فراموش کرده ایم آن کلام امام صادق را که فرمود: کلام ما را بدون حذف و اضافه به مردم بگویید، فطرت آنها خواهد پذیرفت. منبع:افکارخبر ، جنبش مصاف گردآوری : محسن ملاحسینی ...
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
صمدی: ژست های روشنفکری برایم اهمیتی ندارد/ می خواستم فیلمم را ساده روایت کنم
توصیه می کنند. این اتفاق مبارک بزرگترین تبلیغ برای فیلم است. چون من این فیلم را برای مردمم ساخته ام و رضایت آنها برایم بسیار ارزشمند است. *در ایام جشنواره نقدهایی بر فیلم وارد شده بود که ساختار این فیلم را تلویزیونی قلمداد کرده بودند؛ از نظر کیفیت رنگ و نور و حتی نوع تصویر؛ آیا شما قبول دارید؟ صمدی: اولاً این دوستان بیایند و تعریفی از ساختار تلویزیونی بدهند که من هم بتوانم جوابی
بررسی دلایل افزایش طلاق در دهه هفتادی ها/ دخترها برای فرار از خانواده ازدواج می کنند و طلاق می گیرند
برود، و در آینده هم همین خواهد بود. در آینده بیشتر حوزه هایی را خواهید دید که مردم به شدت به طرف لذت کذایی می روند که از نظر ظاهری یا شعار های روی صحنه برخی از برنامه ریزان ما خوب نیستند، حالا ممکن است در حوزه ای هنری و ذوقی مثل موسیقی قرار بگیرد یا در حوزه ای جنسی قرار بگیرد و یا در حوزه هایی دیگر. خانم دکتر احمدنیا شما با تحلیل آقای دکتر مهاجری موافق هستید؟ دکتر احمدنیا
شکایت شهاب حسینی: سینما همسر و فرزند و پدرم را از من گرفت!
نیابند؟ نمی خواهم ناامیدتان کنم اما شما بعد بیست سال به اینجا رسیدید که بازیگری اشتیاقی در شما بر نمی انگیزد. برای بقیه هم همین حس وجود دارد، همه می گویند که عمری در سینما بودیم و این الماس پرنور را ندیدیم... این کاری است که با عشق می چرخد و روزگارش را می گذراند. اما الان گم شده... پیدا می شود... چون این کار شغل نیست. درست است که درآمد خوبی دارد اما شغل نیست
هشدارهای انتخاباتی آیت الله موحدی کرمانی/نارضایتی رئیس کمیته امداد از وضعیت مددجویان/ماجرای مصرف مواد ...
امیرمؤمنان(ع) در جنگ جمل به یاران خود فرموند نه تنها امروز شما با ما بودید بلکه عده ای با ما بودند که الان در صلب پدران یا در رحم مادران خود هستند آنان نیز با دشمنان ما جنگیدند. آیت الله موحدی کرمانی با اشاره به اهمیت امربه معروف و نهی از منکر، اظهار داشت: گروه ممتاز در جامعه دینی گروه امران به معروف و ناهیان از منکر هستند آمران به معروف و ناهیان از منکر کسانی هستند که راه انبیا را ادامه می دهد شما
اعتراض روزنامه نگار هلندی به تقلید اصلاح طلبان از رسانه های غرب - دلبری یک مهره سیاسی از بی بی سی و
دولتی اعتدال در مجلس مذاکراتی را با وی برای ایجاد فراکسیون حامیان دولت انجام داده اند اما خود دولت صلاح ندانسته، که به این ترتیب حامیان دولت در مجلس انگشت نما شده و وکیل الدوله لقب بگیرند. مطهری در دوره دولت قبل مدعی شعار صدای ملت، منتقد دولت بود. کدام جبهه مستقل! اینها که همه اصلاح طلبند! 3 ماه مانده به انتخابات مجلس، ائتلاف موسوم به جبهه متحد مستقلین ایران اعلام موجودیت کرد
نمایش کتاب های دانشگاهی در سرای سکوت/ عملکرد ضعیف رسانه ملی
می دهم مستقل عمل کنم. برای تبلیغ کتاب هایم در مسیر خودمان حرکت خواهیم کرد و با استفاده از مشورت متخصصان مطرح به بازاریابی و فروش ادامه می دهیم. این ناشر دانشگاهی ارتباط با مدیران فروش برتر را بر کار جمعی ترجیح می دهد؛ صدیقی موفقیت کار جمعی در حوزه نشر را ضعیف می داند. نمایشگاه بی جان محمد علی آرایش، یکی دیگر از مدیران مسئول نشر مهندسی، دلیل استقبال کمرنگ از ششمین نمایشگاه کتاب
سهم سازندگی پس از جنگ به آهن و آجر رسید
خودمان دلیل به وجود آمدنشان بودیم. الان نسل جوان مخاطب بیشتر آثارتان هستند. فکر می کنید این مخاطبان نسل جوان چقدر با مسائل مطرح شده در آثارتان ارتباط برقرار می کنند؟ شما مطمئن باشید اگر یک فیلم جنگی ساخته شود مخاطب نسل جدید نمی تواند باوری از آن داشته باشد چون مسیر درستی را در فرهنگ سازی نرفته ایم. زمان جنگ و سال های پس از جنگ قهرمان پردازی هایی برگرفته از فیلم های هالیوودی
شرکت 35 هزار بسیجی در رزمایش الی بیت المقدس/ شایعه های شهادت سردار سلیمانی
ترین دلیل تشکیل حکومت اسلامی بواسطه شعارش یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است، یعنی که ما زیر بار ظلم نمی رویم و مستقل هستیم ، استکبار هم با هرکشور استقلال طلبی، دشمن است. فرمانده نیروی دریایی ارتش گفت: دویست هزار شهید ما برای دفاع از کشور و ناموس و برای آزادی و استقلال و اسلام جان دادند و امروز نوبت شماست با سرلوحه قرار دادن شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی و البته راه ما راه حسین است
شاهزاده ی روم حاصل تلاش انیمیشن سازان ایرانی با دست خالی است/انیمیشن آمده تا کاستی های سینمای پس از ...
جشنواره ی عمار برایم جذاب بود و هنوز هم هست و اگر کار داشته باشیم، دوباره حتماً در این جشنواره شرکت می کنیم، چون در سطح وسیع کار پخش می شود و به دست مخاطب اصلی می رسد. جشنواره عمار باید محیطی برای ظهور و بروز استعدادها باشد در دوره ی پنجم جشنواره عمار شما داور بخش مسابقه ی انیمیشن بودید. کیفیت انیمیشن هایی که در بخش مسابقه حضور داشتند را چه طور ارزیابی کردید؟ از