سایر منابع:
سایر خبرها
کلنل فروشی در خیابان های پایتخت
نیست که بشه چیزی رو از مردم قایم کرد... - کیا به کتاباتون گیر میدن؟ معمولا مشکل شون با چه نوع کتابیه؟ - کتاب فروش: بیشتر کتاب هایی که درباره مسائل جنسیه. اون هم گیر نمی دن. می گن تو دید نذاریم چون برای جوون ها خوب نیست. من هم همین کار رو می کنم. سفارش می گیرم و برای اونایی که مشکل دارن میارم. بعضی آدمای 50 سال به بالا هم هستن که میان بهم گیر می دن میگن کتابای صادق هدایت رو به جوونا
فروش یک نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
می پرسد: تو خریدار نوزادی آره؟ نه نمی گویم با سر تکان دادن حرفش را تأیید می کنم به آرامی می گوید: اینقد تابلو نباش، برو که اگه این مأمورا بفهمن برات دردسر می شه! یک هفته دیگر مرخص می شه ! مددکار مهرآفرین رسیده و ما هنوز در انتظار اتمام کارهای ترخیصیم، هانیه خمار است و درد می کشد. مددکار دست از پا درازتر برمی گردد. مدیریت آب پاکی را ریخته روی دستش که ما هنوز تصمیم نگرفته ایم با مهرآفرین همکاری
داستانهای شکارچی پیر
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نوشته: ارنست تامپسون ستون برگردان: حمید ذاکری به نام خدا پیشگفتار هنوز هم پس از گذشت سالیان بسیار وقتی که غروب وهم انگیز کوهستانهای کرامپا را می بینم، هنوز هم زمانیکه ماسه های داغ بیابانهای بیومکزیکو را زیر پایم احساس می کنم، هنوز هم زمانی که خارهای کاکتوس های غول پیکر صورتم را خراش می دهد، هنوز هم وقتی که باد می
هشتم آذر؛ روز تحقق خواب پسرک شش ساله
پشت مدافعان، خداداد عزیزی...توی دروازه...توی دروازه....گل!!! خداداد عزیزی بازهم روی زمین توپ رو تو دروازه می کنه! ایران 2-2 استرالیا... دومین صدای جیغ و این بار مادر که از ماجرا خبر داشت سریع از آشپزخانه بیرون آمد در حالیکه پسرک غرق در شادی بود او را در بغل گرفته و دوتایی باهم اشک شوق ریختند! آری مادر قصه هم فوتبالی شده بود! چه لحظه هایی در حال رقم خوردن بود و مادر که حالا یک فوتبالی دو
خبرنگار جنجالی کارگردان می شود
/> خیلی، هم ایده می دن و هم همیشه همراهم بودن. * ایشون تو کار خبر هستند؟ قبلا کار روزنامه نگاری و ویراستاری کرده است. * خودتون بهتر می نویسین یا خانمتون؟ خیلی قلم خوبی داره ولی تا به حال مسابقه ندادیم(با خنده) * این همه مسئولین را زیر سوال می برید مشکلی براتون ایجاد نمی شه؟ به هر حال خیلی وقتها مشکل ایجاد شده، همیشه مسئولینمون یا مدیران
دل نوشته یک معلول
زندگی تلاش کنم. پروردگار عالم آنقدر توانایی عطایم فرموده است که اندک ناتوانی جسمی نباید مانع شکوفایی استعدادهایم شود. من خودم را باور دارم و می خواهم تو هموطن و همنوع مهربانم نیز باورم داشته باشی . بار سنگین تمامی فراز و نشیب های مسیر عبورم را به امید داشتن شهری بی پله تحمل می کنم. به تک تک لحظاتم با یاد خدا آرامش می بخشم زیرا ایمان دارم که یاری جستن از پروردگار و توکل بر رحم ت بی
برخورد طنزآمیز سیروس ابراهیم زاده با جامعه عبوس ایرانی در یک خواهش کوچک
جامعه... فقط سریال حریم سلطان از محتوای خوبی برخوردار نبود. همین... خبرنگار: ببخشید مثل اینکه اشتباه می کنید جناب! اون سریالی را که می فرمایید ما نساختیم... بنده خدمتگزار: بله درسته ما نساختیم... ولی برای سازندگانش خوب پولی ساختیم. دارن حالش رو می برند به بهانه بی توجهی های ما... خبرنگار: برای بهبود سینمای ایران چه پیشنهادی دارید؟ من پیشنهادی دارم برای نجات سالن های سینمایی تهران و
مجرد ایرانی = سرباز امریکایی
ایران آنلاین / گفتیم اسمش رو چی می ذارین؟ دلاآرام هم خوب است. گفتند: این بچه در سال 94 به دنیا آمده؛ یعنی دولتی که دل ما را آشوب کرده، چه جوری بذاریم دلآرام؟ دلار شده 3600؛ من چه جوری این بچه رو از این به بعد تأمین کنم؟ گفتم: چطور شما زمان آن مرد رفته به تکثیر خانواده جور دیگری نگاه می کردید؟ گفت: ساکت تو نمی فهمی. یارانه اون برکت داشت. باهاش یه خانواده سیر می شدن اما این دولت یارانشم بی برکته
علی دینی ترکمانی"افغانستانی ها بروند تورم در ایران افزایش می یابد/و...
برکنار شده بگیرید تا عمو فیتیله هایی که بیست سال کودکان و بزرگسالان رو شاد کردن و آگاه، ولی این جفای بزرگ رو نمی تونم هضم کنم که سه یار و چند مدیر رو خانه نشین ببینم. عزیزان چرا به هفت سینمایی حمله نمی کنید که سینما رو این قدر سخیف کردند و کوچک که همیشه بیرق دار فرهنگ ایران بودند و افتخار آفرین در دنیا، شمارو به خدا سوگند در قضاوت عجول نباشید... . تو سریال پایتخت 4 ارسطو با لهجه مازندرانی
سیب کچل در میان کتاب ها
کمد را نگه داشت. بعد چسبک ماهی را صدا کرد. چسبک ماهی آمد کمک. پایه کمد را چسب زد و محکم کرد. .. شمس تاکنون جوایزی همچون لوح تقدیر کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتاب سال سلام، قصه سال مجله سروش کودک، لوح زرین جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جشنواره مطبوعات، کتاب سال شورای کتاب کودک و دیپلم افتخار از IBBY ، انجمن فرهنگی را از آن خود کرده است با اشاره به
مَش غلُام و نطق پیش از دستور!
، چوله، همه را باهم میفروشیم! یهو انگار که یه لگن آب یخ ریخته باشن رو سرم یاد “ب-ز” افتادم و فریاد زدم مشتی با دمی شیر بازی نکنیا. دوباره تبلتشو چک کرد، خندید:”مضنه رفته بالا تو چی میفهمی از این چیزا! وقتی بهش گفتم بازار دلار فروشها تو خیابون کناری، بساط پهن کرده، نیشش باز شده که:” بچه جون دلار و سکه اینجاس، اصی مضنه بازار اینجا رقم میخوره” از اون طرف پله ها
نقد کتاب داده گیرسینم جاده یه ک در کتابخانه مرکزی بوکان
تعمدا یکی از مولفه ها را از قلم می اندازد؛ این غیاب، غیابی زیباشناسانه است که در شعرهای این دفتر به خوبی قابل مشاهده است. این منتقد و مصحح بیت کردی با اشاره به شعرهای کتاب ادامه داد: بیش از 82 درصد اشعار از من برای تو نوشته شده اند. این تو یا معشوقه است یا نشانه ای از زنی دیگر. پاره ای دیگر از اشعار نیز در حیطه اتوبیوگرافی قرار می گیرد و حاکی از گذشته ای نوستالژیک و غمناک دارد. باوردی مقدم در ادامه
اس ام اس و جملات عاشقانه و رمانتیک
برای “دعواهایی” که با هم نکردیم... لعنتی چقدر مهربان رفتی ...!” ◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊ متن های عاشقانه ◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊ شناسنامه ای که اِسْمِ عِشْقْم توش نِوشته نَشه هَمون بِهتَر که صفحه وفآتِشْ زود پُر شہ ◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊ اس ام اس های عاشقانه و زیبا ◊♥◊♥◊♥◊♥◊♥◊ هر آنکس عاشق است از جان نترسد یقین از بند و از زندان نترسد. دل عاشق بود گرگ گرسنه. که
مرگ جدی، مرگ شوخی
شه؟ من رو بگو از هتل حرف می زنم. با کدوم پول. می رم می شینم تو میدون بیک فورد. (روزنامه را بر می دارد.) نات: بیرون. بیرون. اون روزنامه مال منه. (روزنامه را پس می گیرد.) مرگ: (در حال بیرون رفتن) یکی بگه رسیدی، می گرفتی می بردیش . بی خودی سرت گرمِ رامی شد که چی؟ نات: (صدایش می کند) پایین می ری مواظب باش. روی یکی از پله ها قالی پوسیده است. (درست در همین لحظه صدای سقوط هولناکی
عشق پدری نسرین مقانلو/ لیلا اوتادی در کلیسای وانگ/ هووی پریناز ایزدیار/ سلفی حامد کمیلی و مرجانه گلچین
انتشار پستی در صفحه شخصی اینستاگرامش خاطره ای خنده دار از شیطنت هایشان در سریال پاورچین همراه با محسن چگینی، مهران مدیری و برادرش پیمان تعریف کرد. یه قسمت برای سریال پاورچین نوشته بودم به اسم مومیایی. برای اون قسمت احتیاج داشتیم به یه تابوت که قرار بود مومیایی توی اون باشه، تابوت رو که برامون آوردن متوجه شدیم که قبلا ازش استفاده شده بوده و واقعا متوفایی رو توش خوابونده بودن. یکی از
ماجراهای کودک گمشده ای که به دنبال نجات خانواده است
خواهد بود که رو به او خواهم کرد. درماندگی اش را می دانم. می پرسم: می خوای بیای تو؟ بله لطفاً. چای کیسه ایم تموم شده. اشکالی نداره. خیلی وقته خرید نرفته ام. اشکالی نداره. از روی ماشین تایپ خواهم پرید، از روی همۀ نامه هایی که نادیده گرفته بودمشان. پدر و مادرم و ننی مرا دنبال خواهند کرد. در اتاق نشیمن خواهیم نشست، جز بابا که
جوجه تیغی را برای یکبارهم که شده باید دید
پیاپی کاندید بازیگری بوده ام اما دلیل نمی شود این اتفاق برای همه علاقه مندان بازیگری رخ دهد. تماشاگران به آن برداشتی که به دنبالش بودید، رسیدند. خیر. آنچه که قصد داشتم به مخاطب انتقال دهم آن چیزی نبودکه مخاطب از این نمایش برداشت کرد. دلیل این مسئله هم احساساتی شدن مخاطب در زمان اجرا نمایش است. در پایان نمایش رو به تماشاگران کرده سؤال می کنم آیا من به رویایم ادامه
عادت های بد منوچهر
! کاراکتری به اسم پدر اژد ها نداریم تو این سریال. مادر اژد ها داریم. می گفت می دونم! دست خودم نیست، این مادر اژد ها رو خیلی دوست دارم. بعد ها فهمیدیم ایمیل زده به جرج مارتین که آقا ناموسا این کاراک تر پدر اژد ها رو وارد قصه کن من بیام روبرو و سایر جهات امیلیا کلارک بازی کنم. بعد که جرج مارتین جواب نداده، ایمیل زده و به فارسی نوشته: متاسفانه خودت را گم کردی آقای مارتین، یادت نره کجا بودی و از کجا شروع
آرزوی شهادت پس از سال ها درد و سختی
حوزه ادبیات دفاع مقدس را به یادگار بگذارد. حالا به واسطه این کتاب ما با منوچهر مدق آشنا می شویم و به زندگی اش سرک می کشیم تا ببینیم او در زندگی کوتاهش چه سرگذشتی را از سر گذرانده است. شهید منوچهر مدق متولد 1342 بود و سال 57 با همسرش آشنا شد: اون موقع با بچه ها اعلامیه پخش میکردیم... یه بار تو تظاهرات مأموران منو زدن... چادر و روسریم رو از سرم کشیدن... یه آقای موتورسوار نجاتم داد... بهم گفت
آن ها پشت گرد و خاک ژاپنی گم شدند
لهجه غلیظ سیستانی از اسم و رسم خودش و روستایش می گوید؛ از دِ فرهیِ امروز که تنها سایه ای است از روستای فراهی چند سال پیش؛ متروکه ای که روزگاری نه چندان دور بیش از 100 خانوار ساکن داشته و امروز، او ، همسایه روبرویی اش و خواهرشوهرِ همسایه روبرویی ، تنها ته مانده های آن جلال و جبروت هستند. با دست به بالای گنبد یزدی پوش یکی از کُلک ها اشاره می کند و می گوید: برو اون بالا و خودت سِیر کن کل ده
زیر پیراهن شاگرد راننده رو پرچم می کنیم
اتوبوس وقتی شاگرد راننده، اون پذیرایی و آب میوه رو می آره چه حالتی بهمون دست میده؟ یعنی اون لحظه الهی قمشه ای یا پرفسور سمیعی هم باشی، فقط فکرت تو اون آبمیوه هست و بس. همچین خوشحال می شیم که بعد گرفتنش انگار سکه بهار آزادی توشه. حالا همون آب میوه هه و کیکه هر روز تو یخچال خونه هستا اما اگه تو اتوبوس تموم شه و بهمون نرسه زیر پیراهن شاگرد راننده رو پرچم می کنیم. بعد دقت کردید یه نیم نگاه ریزی هم به
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (195)
رفته تو لیگ قهرمانان اروپا. قزاقستان از مشهد هم شرقی تره. 27. اوناییکه منو آنفالو میکنند بدونن من خیلی سخت خیلی خیلی سخت از طریق پلیس فتا پیگیرشونم. 28. خب دیگه کم کم داره پاییز تموم میشه از دوستان خواهشمندیم برن اینستا و برگای تو اکانتشونو جارو کنن. 29. سایته نوشته: سورپراایز! آهنگ جدید 2afm با اون سورپرایزی که نوشته بود فکر کردم ناصر عبداللهی آلبوم داده. 30. یه طوطی داشتم هرچی سعی کردم بهش یاد بدم حرف بزنه نشد هیچی نمیگفت. بعدا فهمیدم این قبلا دست اون مجریه قلقلی بوده. ...
طنز؛ ماموران گشت ارشاد را درک کنیم
دیروز بوده. بعد عکس هایی که از صحنه های به یادماندنی و غرورآفرین تذکر به دختر ها روی سایت بود رو باز کردم دیدم جل الخالق! اینا که پوشش شون از پوشش اون مادربزرگ سرمایی من که تو تابستون با پوست خرس خودشو می پوشونه هم بیشتر و ضخیم تره، بعد به این فکر کردم که واقعا چرا تو فصل سرما گشت ارشاد می آد تو خیابون ها؟ هدفشون چیه؟ ملت که از ترس سرمای گداکش تا خرتناق لباس پوشیدن، پس بحث کم پوششی نیست. ساپورت هم
در شرح حال کاکو
، ضرر رویِ ضرر بود دیدی چه خبر بود؟! این مجلسِ چارم، خودمانیم، ثمر داشت؟ والله ضرر داشت صد شکر که عمرش چو زمانه به گذر بود دیدی چه خبر بود؟! و بعد مجله تخصصی طنز توفیق و شوخی های جانانه اش با هویدا و فرخ رو پارسا و توقیف شدن توفیق که از آن به افتادن در قیف نیز یاد می کنند و پس از انقلاب گل آقا مرشدی که این طریقت را حیاتی و رونقی دوباره داد تا خط خطی و بچه مشد این سال ها. نیز
شوخی های جالب و خنده دار اینترنتی
خودپرداز، هموطن میخ رو موبایل من بود. نوشتم گوساله زل نزن به گوشیم! یباره بلند گفت مرتیکه بیتربیت و رفت. بزرگوار خیلی باادب بود. 3. این مجریای رادیو هم خیلی خوشحالنا یه جور اول صبی داد میزنن جوون ایرانی سلام انگار خبر ندارن درباره بدبخت ترین جوون دنیا حرف میزنن. 4. یه سلامم بکنیم به اون پسرایی که تو گروه های تلگرام کمین میکنن تا یه دختر تکست بده تا خودشون رو نشون بدن. سلام کفتار
موقعیت فعلی اردوغان / نمایی از مسجد حضرت جرجیس / مزار بی قبر مدافعان حرم
خوب به این عکس نگاه کنید. من که از این همه اخلاص و صداقت اشکم درآمد. نه یک بار، که چند بار باید نوشته روی تابلو را خواند: زائران اباعبدالله سلام علیکم خواهشمند است قدم رنجه فرمایید در منزل بنده غذا میل کنید استراحت کنید حمام کنید لباسهای خودتانرا بشورید و خاک پای خود را سرمه چشمم نمائید " مجانا " این یک شهروند عراقی
مشکلاتی که کاربران مطرح کردند؛ایران خودرو در تحویل خودروها تاخیر دارد/قانون کفالت برای چه کسانی است؟
خسته شدیم ما در سازمان بهزیستی آذربایجان شرقی سه سال است استخدام شدیم ولی از کار خبری نیست قبل از استخدام پیر شدیم و باید بازنشست شویم 3 سال قبل 30 سال داشتم الان 33 سال بعد 34 2 شهری - سلام. من هر روز از اتوبوس های بی آر تی که از خیابان ولیعصر به راه اهن می روند استفاده می کنم. وحشتناکه اتوبوس دیر به دیر می یاد و وقتی میاد تا سقف پر شده است. از طرفی می گن ماشین شخصی
مداحی جدید محمود کریمی برای پیاده روی اربعین + دانلود
وارث: دریافت فایل نفس نفس زنون میون عاشقات دارم میام به عشق نگاهت حسین از اوج آسمون میان به کربلا فرشته ها بیفتن رو پات حسین من تو راهم با یه پرچم پرچمی که روش نوشته تا ببینن تموم عالم لبیک یا حسین.... /1102101304
کاهش نرخ سود بانکی فعلا منتفی است
ترکونه که این مخالف شعار آقایان مبنی بر مهار تورمه.اونقدر وضع رو با بی کفایتی تو این سالیان گذشته خراب کردن که اقتصاد ما مثل تریلی ترمز بریده ای شده که واسش هیچ کاری نمی شه کرد جز دعا. اون تولیدی که اینقدر راحت طلبه بهتر که بخوابه.... زمانی که تولید کننده از بانک وام می گیرد می داند که طی چند سال باید ماهانه، چه مبلغی را و با چه نرخی به بانک مسترد نماید. برای حمایت از تولید باید
بابک بیات
بسیاری از جمله: غریبه، جنگل، بن بست، خونه، فریاد زیر آب، علی کنکوری، تپش، خاتون، سایه، خورجین(بانوی شرقی)، فصل بد خاکستری (روح بزرگوار)، سقف، هیچ کسی مثل تو نبود، طلایه دار (ای بزرگ موندنی) و بسیاری ترانه های دیگر منجر شد . بابک بیات موسیقی فیلم را با فیلم غریبه که با همراهی واروژان ساخته شد، شروع کرد. بعد از فیلم غریبه، بیات موسیقی فیلم های :خوشید در مرداب، شب آفتابی (با ترانه عروسک قصه