شایعه هایی که سال ها یک بازیگر را آزار داد
سایر منابع:
سایر خبرها
پرونده قتلی که پس از 12سال بسته شد
تعارفم کردن بیا بالا. رفتم بالا و نشستیم حرف زدن و گپ زدن تا مهمون ها شام خوردن و رفتن. بعد صحبت رو بردم سمت طلبم. گفتم احمد آقا طلب من رو کی می دی؟ گفت کدوم طلب؟ یه لحظه جا خوردم. گفتم مرد حسابی ده میلیون تومن بابت ماشین بهت قرض داده بودم. یهو بلند زد زیر خنده و گفت فکر کن با دود سیگار رو هوا نوشتی. بحثمون شد. یه دفعه بلند شد رفت تو آشپزخونه یه لوله برداشت آورد شروع کرد به زدن من. زد تو پهلوم. زد
بازیگر مارمولک از بامیه فروشی تا شباهت به جانی دپ!/ سلیمانی: به خاطر عابدزاده پرسپولیسی شدم
امکان ندارد قبول کنم، چون خیلی اذیت می شوم. با دستمزد فیلم مارمولک کلاس کنکور رفتم امیرعلی دانایی سپس به بازی خوب حسین سلیمانی در فیلم مارمولک اشاره کرد و سلیمانی اظهار کرد: یادم می آید با پیام هایی که می شنیدم متوجه شده بودم تمام آدم های فرهیخته مملکت این فیلم را دوست دارند. به نظرم خیلی حرف ها و نکته های قشنگی داشت و تجربه جذابی بود. دستمزد خوبی هم به من دادند. آن موقع کلاس
باورکنید این نیز بگذرد
بود. چون حالا به خدا اعتماد داشتم و مطمئن بودم هر چه حکمت اوست رخ می دهد. از آن روز لبخند را جایگزین اخم کردم و هر روز برای پسرم شعر و قصه خواندم. روز های سخت گذشت و بعد از یک ماه بستری بی وقفه در بیمارستان پیوند با موفقیت انجام شد و ما راهی خانه شدیم. وقتی دوستم برای عیادت پسرم آمد لبخند زد و گفت دیدی گفتم غصه نخور. این نیز بگذرد؟ دیدی که گذشت... مطمئن بودم آزاد می شوم طلبکار ها یک
تهمت ازدواج مجدد در سوریه به مدافع حرم! + عکس
موقع خداحافظی به من می گفت دیگر نگذار جعفر برود، این برود، شهید می شود. **: پس آن ها هم تغییر را در چهره ایشان دیده بودند... خانم صفدری: تغییرشان خیلی زیاد بود. خب وقتی که آمدیم خانه خودمان، یک مقدار از خاطراتشان را که گفتند، گفتم دیگر من نمی گذارم بروی؛ واقعا این دفعه نمی گذارم بروی. دید که خیلی جدی صحبت می کنم؛ گفت که فاطمه! مرد جنگ را دیگر نمی شود نگه داشت.
نخستین کار هنری بازیگر در پناه تو ، سه سال پس از آزادی مجدد از زندان / رامین پرچمی: بعد از این همه سال، ...
، نمایشنامه مشهور چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد نوشته ادوارد آلبی را روخوانی کنند. او در این نمایشنامه خوانی، نقش نیک را خواند. کارگردان این برنامه ، مهتا محدث بود که اجرای این نمایشنامه خوانی را تلاشی برای بازگرداندن رامین پرچمی به فضای هنری دانست. اما سه سال گذشته برای پرچمی سال های سختی بود، چراکه پای او دوباره به زندان باز شد. او سال 88 طعم زندان را چشید و سه سال پیش هم به
10 سال حبس مجازات مرد هواپیما ربا
. او در آخرین دفاعش گفت: برقکار هستم و در حد خواندن و نوشتن سواد دارم. اتهام هواپیماربایی را قبول ندارم. چون شروع به هواپیماربایی کرده بودم و حالا درخواست بخشش دارم. بعد از دفاع وکیل متهم هیئت قضایی بعد از شور با توجه به مدارک موجود در پرونده متهم را به 10 سال حبس محکوم کرد.
رضایی: از اینکه در حضور تماشاگران دروازه بان استقلال بودم، کِیف کردم
درون دروازه خواهد بود. هر کسی دروازه بان باشد، برایش آرزوی موفقیت و دعا می کنم بهترین عملکرد را داشته باشد، چون فقط و فقط مهم پیروزی استقلال است. در روزهایی که فولاد خوزستان به دنبال جذب تو بود، تمایل به جدایی داشتی یا نه؟ با باشگاه و کادر فنی صحبت کردم و گفتم مطیع شما هستم و هر تصمیمی بگیرد، می پذیرم. به من گفتند در آن مقطع با رفتنم به فولاد مخالفت کردند. در لیگ قهرمانان آسیا
حس و حال علیرضا رضایی از اولین تجربه حضورش در ترکیب استقلال
خواهد بود. هر کسی دروازه بان باشد، برایش آرزوی موفقیت و دعا می کنم بهترین عملکرد را داشته باشد، چون فقط و فقط مهم پیروزی استقلال است. در روز هایی که فولاد خوزستان به دنبال جذب تو بود، تمایل به جدایی داشتی یا نه؟ با باشگاه و کادر فنی صحبت کردم و گفتم مطیع شما هستم و هر تصمیمی بگیرید، می پذیرم. به من گفتند در آن مقطع با رفتنم به فولاد مخالفت کردند. در لیگ قهرمانان آسیا مصاحبه
اعتراف مادر به قاتل بودن پسرش
سیم برق ناخواسته روی او افتاد و دچار برق گرفتگی شد. خیلی ترسیده بودم و نمی دانستم با جسد چکار کنم تا اینکه تصمیم گرفتم برای گمراه کردن پلیس آنرا در پاتوق معتادان حوالی خانه شان رها کنم. اظهارات مادرم را قبول ندارم و نمی دانم چرا این حرف ها را علیه من مطرح کرده است. او از اعتیاد من خسته شده است و احتمال می دهم با این حرف ها می خواهد انتقام بگیرد. بعد از این توضیحات مرد جوان با توجه به شواهد
یک خورشید کافی نیست
می بینم، آن کوچه یا خیابان برای همیشه در خاطرم می ماند. من بچه ی اول خانواده هستم و شش خواهر و برادر دارم. هنوز خودم خیلی کوچک بودم که دیدم برای بزرگ کردنِ این خواهرها و برادرها، باید به پدر و مادرم کمک کنم. خیلی زود هم فهمیدم که خواهرها و برادرهایم به تشویق نیاز دارند. با اصرار زیاد از پدر و مادرم اجازه می گرفتم تا تابستان ها کار کنم. این طوری می توانستم برای خواهرها و برادرهایم، کتاب
خوابِ آب
را هم نکشیدی، اگر می گذاشتی بالادست خوزستان، در لرستان سد زده شود و آب تجمیع یابد و این قدر تونل برای صنایع آب بر نمی زدی، خوزستان این همه مشکل نداشت وزیر اسبق: اگر همین الانم وزیر بشم در انتقال آب زاگرس و البرز به کویر تعارف ندارم و انجام خواهیم داد، شما چه میدونی از ظرفیتِ بی پایانِ منابع آب زاگرس ؟! من: کدوم ظرفیت؟ تا چند سال دیگه زاگرس هم دچار تنش آبی میشه
حسن نوروزی نماینده ای که با خون مردم شوخی می کند!
روحانیت مبارز تمکین می کنیم. حجت الاسلام حسن نوروزی سال 1339 در مشهد به دنیا آمد. او سال 1357 در پی حوادث منجر به انقلاب یکبار در مشهد دستگیر شد اما با پیروزی انقلاب مانند همه زندانیان از زندان آزاد شد. نوروزی از جمله روحانیونی بود که بعد از انقلاب به نهادهای انقلابی پیوست و در نخستین تجربه، هنگامی فقط 20 سال داشت، به قصر شیرین اعزام شد و سرپرستی دادگاه انقلاب قصر شیرین را بر عهده
رضایی: از بازی در استقلال کیف می کنم
هم لبخند بزنم. پس جزو آن دسته از بازیکنان نیستی که در زمین مسابقه استرس داشته باشی؟ اگر خوب تمرین کرده باشم و همه چیز نرمال باشد، در زمین مسابقه راحت هستم. در مجموع استرس خاصی ندارم و سعی می کنم در زمین راحت باشم. در یک صحنه که آل کثیر مهاجم نساجی با تو تک به تک شد، برخی تصور می کردند دروازه استقلال باز شود. در مورد آن واکنش خوبی که داشتی صحبت کن. ما هر
نامه ی سعید زیباکلام به رئیس قوه قضاییه
از زندان اوین گرم و پرانرژی و حتی بانشاط دریافتم بسیار خشنود شدم. با این وصف، دوبار و با فاصله در مکالمه مون از ایشان پرسیدم اوضاع و شرایط تون در زندان چطوره؟ و هر دوبار وی بدون هیچ درنگی گفتند: الحمدلله خوبه. پرسیدم برای دوا و درمان با مشکلی مواجه نیستید؟ بلادرنگ گفت: الحمدلله امکانات خوبی فراهم است و من هیچ مشکلی ندارم. سوالات دیگری هم کردم از جمله درباره امکان تماس تلفنی. در این مورد هم
جوان مرگ شدن مادرم مرا نوکر امام حسین (ع) کرد/حرف یک پیرغلام در لحظه مرگ! + عکس
در دستگاه امام حسین (ع) مهندسی نوکر باشد. اینجا بود که تصمیم گرفتم مداحی را شروع کنم و تحصیلاتم را تا جایی که می توانم ادامه دهم. اوایل که شروع به خواندن کردم، صدایم گیرایی نداشت. مجلس خراب کن بودم. یک روز یکی از کفش جفت کن های هیأت به من گفت: فلانی تو مجلس را خراب می کنی؛ از این هفته دیگر خودت نیا. چون همه به من می گویند که بگو این آقا دیگر نیاید. آن موقع از شنیدن این حرف خیلی ناراحت شدم و دلم
نکات ساده گفتگوی واقعی با نوجوان ها
که همه ما می توانیم آن را به خوبی یاد بگیریم. پس از این که بیش از 25 سال والد بودم و به عنوان روانشناس با کودکان کار کردم، آموختم که پنج راهبرد ضروری وجود دارند که می توانند تفاوت بزرگی در ایجاد یک ارتباط قوی تر ایجاد کنند. 1. از گفتن این سه کلمه خودداری کنید: بیا صحبت کنیم به نظر می رسد این سه کلمه طبیعی ترین راه در آغاز مکالمه است، اما وقتی به نوجوانان می گوییم بیا صحبت کنیم
بازداشت مدافع حرم فاطمیون در هتل سوریه! + عکس
بودم. شهید حسینی در کنار شهید توسلی (ابوحامد) **: این برای قبل از ماجرای فتنه 88 است؟ خانم صفدری: بله، دیگر آشنا شده بودم که این آقا کار و برنامه اش همین است و پذیرفته بودم این موضوع را. بعد از اینکه آمدیم سر خانه و زندگی خودمان من درسم را می خواندم و آقا جعفر هم کار و زندگیشان این بود تا ما مستقل شدیم و رفتیم طبقه بالا و دیگه در یک اطاق نبودیم که مصادف شد با اتفاقات
علامه جعفری می توانست مکتب فلسفی جدیدی تأسیس کند/ فقط شارح مثنوی نبود؛ منتقد آن هم بود
یا نباشد غربی باشد یا نباشد، که آثارش را می خوانم و مطالبش را نقد و بررسی می کنم؛ نگاه تعبدی نداشته باشم و ممکن است بعضی حرف هایش را قبول کنم و بعضی را هم قبول نکنم. این طور نیست که کسی را دربست بپذیرم در واقع ایشان خیلی متواضعانه صحبت می کرد و من در عمرم کمتر فردی را با این تواضع دیده ام؛ آن موقع من سنی نداشتم و بیست و چند سالم بیشتر نبود. به تأکید می گفت که من مقلد محض کسی نیستم
حسین وفایی جایزه 10 میلیاردی را می خواهد
، مسابقه دوم را واگذار کردید. چرا فرصت راهیابی به جمع 32نفر برتر مسابقات و صعود به مراحل بالاتر از دست رفت؟ باخت هم جزو جدانشدنی ورزش است اما یکسری مشکلاتی وجود دارد که باعث شد نتوانم به دورهای بعدی راه پیدا کنم و مردم کم و بیش از مشکلات خبر دارند. امیدوارم مردم ایران، قدر پیروزی مقابل سالیوان را بدانند. من برای این بازی خیلی تلاش کرده بودم و فکر می کنم مزد زحماتم را گرفتم. رؤیای همه
جای مهاجرت به اروپا عازم جبهه شدم
دیدیم یک عده عربی صحبت می کنند! حدود 30 نفر عراقی بودند. ادای این را درآوردم که نیرو های ما آن طرف شما را تحت نظر دارند و ما آمدیم با شما حرف بزنیم. یکی از نیرو های دشمن کتاب انگلیسی دستش بود و دیگری دیکشنری فرانسه. از یکی از آن ها پرسیدم انگلیسی بلدی؟ گفت آره. گفتم الان همرزمانم منتظر اشاره من هستند که شما را زیر رگبار بگیرند. من آمدم دعوتتان کنم به اسلام! بیایید برویم. آن ها گفتند ما اصلاً عراقی
فرازی از کتاب تنها گریه کن /ماجرای رویایی که مادر شهید را شفا داد
کردم. خوب نگاهش کردم. باورم نمی شد. پرسیدم: محمد تویی مامان؟ می دونی چند وقته ندیدمت؟ چقدر بزرگ شدی؟ حالم را پرسید. تا بخواهم جواب دهم دیدم حسن آزادیان جلو آمد و بنا کرد به سلام و احوالپرسی. از دلم رد شد که این بچه از اولش هم خوش رو و مهربان بود... نه فقط بعد شهادتش. حتی جبهه هم که بود همیشه اینها را برای مادرش تعریف می کردم. آزادیان با دست اشاره کرد و گفت: حاج خانوم اینها چیه تو دستتون
نوروزی دچار اشتباه شد، برخی از کشته شده های آبان اغتشاشگر نبوده و بی گناه کشته شدند
اتفاقات زیاد رخ می دهد. بنده توصیه می کنم هم شما هم آقای نوروزی مقداری کوتاه بیایید. شما هم دلگیر نباشید؛ صبر و حوصله شما خبرنگار ها باید بسیار بیشتر از این حرف ها باشد این همه به ما نماینده ها اتهام می زنند مگر چه شد؟ *اگر این اتفاق برعکس می شد و من به ایشان اتهام می زدم آیا کوتاه می آمدند؟ قطعا نه. سینا قلندری، خبرنگار محلی به دلیل انتشار یک خبر که حقیقت هم داشت به 13 ماه حبس و 2 سال
ستاره پرسپولیسی به سیم آخر زد
وقت قبل هم باشگاه پرسپولیس به دلیل فسخ یکطرفه از سعید حسین پور شکایت کرد ولی این شکایت به جایی نرسید و سعید حسین پور تبرئه شد. در این خصوص با حسین پور گفت و گویی انجام دایدم که در ادامه می خوانید. در مورد رد شکایت باشگاه پرسپولیس نسبت به فسخ یکطرفه قرارداد تو صحبت کن. خب بعد از اتفاقاتی که در تابستان رخ داد و من مجبور شدم از پرسپولیس جدا شوم تصمیم گرفتم قراردادم را فسخ کنم و
عنایتی: 10 نفره شدن فولاد برنامه ما را به هم ریخت/ داور به حرف کمکش توجه نکرد
، اما گل را خوردیم و هر چه تلاش کردیم به هدف مان نرسیدیم. 10 نفره شدن فولاد هم سیستم کار ما را به هم ریخت. سرمربی هوادار با انتقاد از عملکرد امیر سامان سلطانی داور مسابقه خاطرنشان کرد: من عادت ندارم که درباره داوری صحبت کنم، اما به یکسری مسائل عادت کردیم. معمولاً وقتی داوران یک کاری می کنند، صد کار دیگر انجام می دهند که آن کار خود را جبران کنند و این مسئله برای من عجیب است. کمک داور کنار من
عنایتی: 10 نفره شدن فولاد برنامه ما را به هم ریخت/ داور به حرف کمکش توجه نکرد
، اما گل را خوردیم و هر چه تلاش کردیم به هدف مان نرسیدیم. 10 نفره شدن فولاد هم سیستم کار ما را به هم ریخت. سرمربی هوادار با انتقاد از عملکرد امیر سامان سلطانی داور مسابقه خاطرنشان کرد: من عادت ندارم که درباره داوری صحبت کنم، اما به یکسری مسائل عادت کردیم. معمولاً وقتی داوران یک کاری می کنند، صد کار دیگر انجام می دهند که آن کار خود را جبران کنند و این مسئله برای من عجیب است. کمک داور کنار من
سرقت از همراه بیماران با آبمیوه مسموم
سریالی نداشت. متهم گفت: من مدتی قبل از زندان آزاد شدم و تصمیم گرفتم به این شیوه سرقت کنم، برای همین راهی بیمارستان های شلوغ می شدم. بعد از پرسه در حیاط بیمارستان ها سوژه های مورد نظرم را شناسایی می کردم و با آن ها حرف می زدم، سپس در فرصت مناسب برای لحظه ای برای خرید آبمیوه یا چای از او جدا می شدم و قرص خواب آوری را که از قبل تهیه کرده بودم داخل نوشیدنی می ریختم و به او تعارف می کردم و به این شیوه
عابدزاده: از مسیری که داخل آن هستم لذت می برم
خبرورزشی: امیر عابدزاده گفت: این می تواند یک شروع خوب برای پسرهای فوتبالیست ها باشد که آینده را بسازند. در این مسیر سخت باید استمرار داشت، صبر و تلاش کرد و توکلت فقط و فقط به خدا باشد. امیر عابدزاده بالاخره به ترکیب اصلی تیم ملی رسید و مقابل سوریه توانست دروازه ایران را بسته نگه دارد. جدیدترین حرف های او را در زیر بخوانید: اول از همه دوست دارم درباره بازی با سوریه
دیده بانی برای سپاه
. این قدر این ها برای رسیدن به قدرت مصمم هستند. وقتی من این حرف ها را زدم، ایشان فرمودند فکر نمی کنید به خاطر اختلافاتی که در زندان با هم داشتید، شما این طور تند صحبت می کنید؟ گفتم نه این طور نیست. گذشت تا قضیه 14 اسفند سال 59 شد، فردا یا پس فردایش در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی جلسه داشتیم. گفتم آقای بهشتی! این ها از مملکت فرار می کنند، می روند. ممنوع الخروج شان کنید. ایشان گفتند نه بابا این ها
عنایتی: ای کاش داور بازیکن حریف را اخراج نمی کرد!
به گزارش "ورزش سه"، رضا عنایتی در کنفرانس خبری پس از بازی تیمش برابر فولاد گفت: وقتی نتیجه را واگذار می کنی صحبتی نمی ماند و تیم ما علی رغم بازی خوب باخت. یک تیم حرفه ای با یک مربی بسیار خوب مقابل ما بود و می خواستیم از اهواز امتیاز بگیریم. می دانستیم فولاد روی ضربات ایستگاهی برنامه ریزی کرده اما گل خوردیم. ده نفره شدن فولاد سیستم تیم ما را به هم ریخت. عادت ندارم از داوری بگویم ولی وقتی داوران یک
عیّار و خودزنی محمد پررو!
انقلابیون قرار گرفت، چند روز بعد از آن واقعه بازداشت شد. طیب متهم به اخلال در نظم کشور بود و گفته می شد با دریافت مبلغ 200 هزار تومان، در روز 15 خرداد دسته های خرابکار را مدیریت کرده و به تعبیر عوامل رژیم بلوا به راه انداخته است. طیب در زندان تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت تا به گناه نکرده اعتراف کند! او باید در دادگاه اعتراف می کرد از کانال های مرتبط با امام خمینی پول گرفته تا در روز 15 خرداد 42