سایر منابع:
سایر خبرها
90/ ناصر می گفت بعد از مرگم مردم می فهمند من که بودم
. همیشه جویای حال ما هستند و من احساس می کنم چندین فرزند دارم نه یکی ، دو تا . از همه شان تشکر می کنم و دست تک تکشان را می بوسم. • همه می گویند پول زیاد خوب است ولی من می گویم پول زیاد کثافت می آورد. انسان تا اندازه ای که یک زندگی خوب داشته باشد و محتاج کسی نباشد کافی است. پول زیاد دغدغه دارد و آرامش را از انسان می گیرد . می بینید هر جا پول زیادی هست فساد هم در آن موج می زند. • بزرگترین
اگر همسرتان رفیق باز است ...
. یکی از این مسائل به نوع روابط همسر با دوستانش مربوط می شود. طرفین باید برای شناسایی این موضوع دقت بسیاری داشته باشند. برای پاسخ به این سوال که آیا همسرم جزو این گروه قرار می گیرد یا خیر؟ باید به نکاتی مثل اینکه چقدر برونگراست، چقدر به معاشرت با دیگران اهمیت می دهد و... توجه کنید. با این حال برخی از افراد قبل از ازدواج متوجه این موضوع یعنیرفیقبازی همسرانشان می شوند، اما با این توجیه که
شبکه های اجتماعی موبایلی ما را "سکولار" کرد/ سرقت 14میلیارد بسته اطلاعاتی از ایران در یک ماه
مخاطبان ارجمند می شود: آقای مومن نسب آیا آماری از میزان فروش اینترنت در کشور در دست دارید و آیا وضعیت فعلی ارائه اینترنت بر روی گوشی های همراه در قالب طرح های ویژه فروش را مناسب می دانید؟ وزارت ارتباطات در سال 1392، 4 هزار میلیارد تومان از فروش اینترنت درآمد داشته است؛ این چه معنی می دهد که فرزند من از شب تا صبح بیدار بماند برای استفاده از ترافیک رایگان شبانه که 2 گیگابایت به شما
عاشقش بودم، طلاقش دادم دوباره ازدواج کردیم و من او را کشتم
خواهم کنارم باشد. مدتی که از رجوع دوباره گذشت دوباره رفتارهایش تغییر کرد. او دوباره می خواست با همکارانش بیرون برود و با آنها رابطه داشته باشد. روز حادثه متوجه شدم او با همان مردی که قبلا رابطه داشت صحبت می کند گفتم پریناز این کار را نکن و حق نداری به این سفر بروی گفت این کار را می کنم و به تو هم ربطی ندارد خیلی عصبانی شدم او را کتک زدم پریناز فرار کرد و به سمت خانه همسایه رفت. همسایه
تحقق امر اقتصاد مقاومتی در کشور به انگیزه و اراده جمعی نیازمنداست
می شد. صفری افزود: هرگز تمایلی برای مراجعت به شهر نداشتم و هنوز معتقدم در روستا امکانات اولیه وجود دارد که با توجه به آن می توان بر مشکلات و محدودیت ها غلبه کرد. وی ادامه داد : بعدها با تلاش مضاعف و سرمایه گذاری این 2 راس گاو به 20 راس رسید و در سال 83 اقدام به احداث گاوداری مناسب با امکانات اندک نمودم و در این راه از حمایت های خانواده نیز بهره مند شدم. این کارآفرین
آزاده ای که همسرش در را به رویش نگشود
همسر من زندانی است و اگر آزاد شود دولت به ما خبر می دهد من در را برای تو باز نمی کنم و دیگر جواب نداد. بعدها که برایم تعریف کرد بچه ها را از خواب بیدار می کند و می گوید در این 10 سال کسی نیامده اینطوری به در منزل ما بزند و بگوید که من محمد هستم. پس در را برای هیچ کسی باز نمی کنم. بعد از اینکه همسرم به اصرار من جواب نداد و حاضر نشد در را برای من باز کند مجبور شدم همان ساعت برگردم مسجد و
این درد، درمان دارد
به تازگی با بیماری سرطان فرزندشان مواجه شده یا در روند درمان فرزندشان دچار اضطراب یا بحران شده اند. چرا عضو این گروه در محک شدید؟ احساس می کنم دورانی را که داشتم با موفقیت گذراندم. همین باعث می شود تا تجربیات و اطلاعات خودم را در اختیار مادران دیگر قرار دهم. در زمان درمان درینا من از کمک مشاوران و مددکاران محک استفاده می کردم که این موضوع خیلی به من کمک کرد تا بتوانم این
هزاران قاب زندگی به یاد یک قاب عکس
را در حالی که کاسه غذایی در دست داشت دیدم. احساس کردم غذا خورده است. به من گفت برای شما هم غذا آورده ام و باید آن را بخورید. در عالم خواب همه آن غذا را خوردم. وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم که پسرم هنوز به یاد من است و باید برای زنده نگه داشتن یاد او کاری کنم. چند سال بعد از مرگ پسرم همسرم که آموزگار بود نیز بر اثر بیماری درگذشت با قطع پای او قلبم شکسته بود و مرگ او کمرم را نیز شکست. پس
20واقعیت کمتر شناخته شده درباره چپ دست ها
نیستند. آنها حدس می زنند که استفاده غیر عادی از هر دو نیمکره مغز، آنها را بیشتر مستعد اعتیاد به الکل می کند، یا آنها فقط به دلیل استرس از اینکه اقلیت کمتری در دنیای راست دست ها هستند مشروبات بیشتری مصرف می کنند. بنابراین محققان در سال 2011 مقیاس بزرگتری را در رابطه با این موضوع مورد بررسی قرار دادند، و از گزارش های شخصی بیش از 27000 نفر استفاده کرد (که خودشان میزان مصرف مشروبات را گزارش داده بودند
پایان غم انگیز نگاه عاشقانه زوج جوان در دادگاه خانواده
بی قرار می گفت نمی خواهم همسرم را طلاق دهم، زن و بچه هایم را دوست دارم و راضی به این جدایی نیستم. وقتی قاضی عموزادی علت طلاق را جویا شد زن غمگین اشک هایش را پاک کرد و گفت: همسرم دائم به من می گوید از شهرستان زن گرفتم و به کلاس اجتماعی اش نمی خورم در این هنگام مرد میان صحبت های وی دوید و منکر شد و گفت عصبانی شده بودم و منظوری نداشتم من خانواده ام را دوست دارم. مرد 35 ساله گفت: در همین
گفت و گو با غلامعلی حداد عادل درباره محمدعلی فروغی و جایگاه او در تاریخ معاصر ایران
شش ساله بودم. در همه این جلسات شرکت و سخنرانی ها را به دقت گوش می کردم. از همان زمان جزوه ها و خلاصه مقالاتی را که از فروغی و درباره فروغی منتشر می شد گردآوری و مطالعه می کردم. سعی می کردم شخصیت او را بیش تر بشناسم. تا چند سال پیش که کتابخانه مجلس، یادداشت های روزانه فروغی را منتشر کرد. این کتار برای من بسیار جالب توجه بود و حداقل دو بار خواندمش، و بعضی بخش های آن را حتی بیش از دو بار خواندم.
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
ما را نداشت، یک مأمور مخفی که مخفی هم نبود، همه جا مثل سایه ما را دنبال می کرد، تلفن منزل شدیداً تحت کنترل بود، بعضی از مسافرانی را که از نقاط دور و نزدیک به دیدن ما می آمدند به اطلاعات شهربانی یا ساواک می بردند. با این که میل داشتم از آن فرصت گرانبها استفاده کرده و با علمای اهل تسنن در مسائل مختلف، اسلامی گفتگو کنیم، آنها نیز متقابلاً چنین تمایلی داشتند، اما بر اثر فشار شدید دستگاه ها، قبل از
مشورت و رایزنی با تیم مدیریت بحران
به افول می نهاد. 2-4. اطلاع رسانی و آگاه سازی در شرایط بحرانی، اطلاعات و جریان آن در سازمان، نقش مهمی را ایفا می کند. مدیریت بحران در شرایط بحرانی با استفاده از سازوکارهای اطلاع رسانی، اطلاعات مورد نیاز را در سراسر سازمان و حتی بیرون از سازمان منتشر می کند. با شکل گیری بحران، یکی از اقداماتی که تیم مدیریت بحران باید مورد توجه قرار دهد، اطلاع رسانی و آگاه سازی پیرامون بحران
زخم های روحی یادگاران جنگ در انتظار مرهم
از این خانواده ها داشته باشند که بیش از خانواده سایر جانبازان در معرض بیماری های روحی و آسیب های اجتماعی قرار دارند. سامره همسر سید صابر جانباز 25 درصد اعصاب و روان است که از سال 74 با وی زیر یک سقف زندگی می کند و حاصل ازدواج او، دو دختر و یک پسر است که دختر اول، در مقطع اول دبیرستان و دختر دوم در مقطع ششم ابتدایی تحصیل می کند. فرزند کوچک او هم یک پسر سه سال ونیمه است.
عیدی نوروز 94 بازگشت پیکر شهیدمان بود
علوم دیگر. تمام عیار سرباز ولایت بود. ارادت خاصی به حضرت آقا داشت. همین ولایتمداری باعث شد حضور پررنگی در فتنه سال 1388 داشته باشد. یا لیتنی کنا معک پسرم علی اکبر را بار دار بودم که زمزمه رفتن پدرش به سوریه و دفاع از حرم به میان آمد. وقتی دوست علیرضا در دفاع از حرم به شهادت رسید تازه متوجه شدم که او چه نیتی دارد. علیرضا چهارم اسفند ماه 1393 راهی شد و 25 روز بعد خبر شهادتش را
شقایق دهقان از خندوانه تا زندگی
زندگی بی خیالش شدی چی بوده؟ در زندگی بی خیال رانندگی شدم و اصلا هم از این موضوع ناراحت نیستم. اگر به توصیه پدرت عمل می کردی و مهندس می شدی، الان مهندس چی بودی؟ در دوران دبیرستان رشته ریاضی خواندم و اتفاقا ریاضی هم دوست داشتم. شاید مهندس مکانیک می شدم. در دانشگاه سراسری دختران هم می توانند این رشته را بخوانند اما در دانشگاه آزاد نه... شما فکر می
فرهنگ در رسانه
شده بودند که آن ها قبول نکرده بودند، سرانجام من اعزام شدم که نخست مقاومت نشان می دادند که ما ( استادان دانشگاه مسکو ) از شما برتریم . اما پس از گذشت دو ترم پذیرفتند که به ما نیاز دارند و حتی استادان خودشان هم درخواست کردند برای آن ها کلاس بگذاریم . خبر داده بودید که کتابی درباره زندگی و آثار شمس تبریزی در دست چاپ دارید . با توجه به تحقیقات فراوانی که در مورد شمس صورت گرفته و آثاری در
اینانلو؛ صدای طبیعت ایران
، خراسان و... به سفرهای خارجی هم رفت هشت ساله ی آسفالت ندیده! علت علاقۀ من به طبیعت و سفر کردن همین ژن ایلیاتی من است. در واقع من در طبیعت به دنیا آمدم و زندگی کردم و تا هشت سالگی من که به تهران آمدیم، حتی هنوز آسفالت ندیده بودم. طبق رسوم زندگی ایلیاتی، از صبح که بیدار می شدیم، چند نفر موظف بودند که مراقب من باشند، اما من همۀ آنها را "قال" می گذاشتم، "جیم" می شدم و به باغ و دشت و
نکاتی در مورد امام زادگان وامامزاده سیدابوالوفا(ع)
است که سازمان اوقاف پس از شناسایی این اماکن از طریق مراجعه به آمار، اسناد و مدارک معتبر در ابتدای امر نسبت به شناسایی شخصیت فرد مدفون با استفاده از نظر کارشناسان اقدام می کند که این کار تا سال گذشته زیر نظر سازمان مطالعات و تحقیقات قم بود و از امسال به کلی برعهده سازمان اوقاف است. پس از مطالعات و تحقیقات و مشخص شدن شخصیت مدفون، با توجه به شجره و همخوانی قدمت تاریخی بقعه با زمان ورود امامزاده به کشور
این زوج خوشبخت هنری را می شناسید؟
. برای من و همسرم نیز طی این مسیر واقعا به لحاظ کاری و مالی، سخت و پر دست انداز بوده است اما همین حالا که به آن لحظات فکر می کنم انگار همه آنها را دوست دارم. این مبارزه برای بودن و زندگی بسیار دیدنی است. ازدواج در سن و سال کم مرجان: من و آرش در سن کم ازدواج کردیم اما همیشه به این معتقدم اگر با آرش آشنا نمی شدم و ازدواج نمی کردم اصلا به اینجا نمی رسیدم. جایگاه من چه کم و چه
چرا ادای مرا در می آوری ؟!
الان در امریکا است و بار دوم با همسرم در رادیو آشنا شدم که یک پسر و یک دختر و 2 نوه دارم و پسرم آرش همه امید من برای زندگی است. بهرام چگونه وارد عرصه هنر شد؟ وی در پاسخ به سوالی درباره ورودش به عرصه هنر، گفت: زمانی که به دبیرستان خاقانی می رفتم با مرحوم حمید سمندریان دوست بودم و هر دو ما به کلاس آقای عبد الحسین نوشین می رفتیم و از همان جا من کار تئاتر را شروع کردم و در
جدا کردن نوزاد از مادر در بیمارستان
طفل که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده اند، فرزند چه پسر باشد و چه دختر، مادر تا 7 سالگی اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است. پس از 7 سالگی هم در صورتی که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است. وی افزود: در مورد مطرح شده والدین به طور رسمی از یکدیگر جدا نشده اند بنابراین مساله حضانت و پرداختن به آن متفاوت است. با توجه به اینکه
نبض زندگی در بیابان های شهر می زند
نداری می گویند، بلکه آن غریبه گره از مشکلاتشان باز کند. فاطمه اسماعیلی اما بین اهالی محل معروف است. بانویی 68 ساله که تنها 3 سال از دیدن دنیا سهم داشت و 65 سال پیش بر اثر بیماری سرخک نابینا و چشم هایش تخلیه شده بود. فاطمه حالا با پسر، عروس و نوه هایش زندگی می کند؛ پسری که دستش را از دست داده و خانه نشین شده و چیزی برای گذران زندگی شان ندارند. او که مشکلات زندگی سبب شده پیر و فرتوت تر از
خانه ای با زبان های پارسی - روسی - انگلیسی
با مطالعه و خواندن کتاب های کودکیاری کمی در مورد نگهداری نوزاد اطلاعات به دست آوردم؛ البته مادر و خواهر همسرم هم به ما سر می زدند و از آنها هم چیزهایی یاد می گرفتم. الان که به گذشته فکر می کنم می بینم واقعا کم تجربه بودم و شاید اگر دوباره بتوانم به گذشته برگردم کارهای دیگری انجام می دهم اما چنین چیزی امکان ندارد و بچه ها دیگر بزرگ شده اند و از چند سال دیگر هم زندگی خودشان را خواهند داشت و فقط شایان
نام هیئتش را مدافعان حرم گذاشت و راهی شد
کنیم که ما هم با افتخار در هیئت شرکت می کردیم. وقتی وارد هیئت هم می شدیم کیف می کردیم چون همه جوان بودند و ما که سنی ازمان گذشته بود و وقتی شور و حالشان را در مراسم ها و عزاداری ها می دیدیم کیف می کردیم. بنابراین شهید دایی تقی توانسته بود جوانان محل را به خوبی دور خودش جمع کند؟ پسرم بچه های محله را تحت عنوان هیئت دور خودش جمع می کرد. ضمن اینکه پایگاه محل هم جای خوبی برای
نرگس جهیزیه ندارد
متأسفانه در همان دوران آلوده به مواد مخدر شد. در ابتدا متوجه اعتیاد او نشده بودم تا اینکه فرزند اولمان به دنیا آمد و تازه به رفتارها و رفت وآمدهایش مشکوک و متوجه گرفتاری اش شدم. سرگرم بچه داری بودم و از حال همسرم غافل بودم. جرأت نمی کردم که این موضوع را با خانواده ام در میان بگذارم. با بزرگ تر شدن پسرم روزبه روز اوضاع و احوال همسر و زندگی ام بدتر می شد تا اینکه او را راضی به ترک کردم. مدتی پاک بود اما
بدون خانواده زنده نمی ماندم
مچ قطع شد و بینایی اش را از دست داد. پس از گذشت سال ها یک تیم پزشکی در بیمارستانی در تهران در یک عمل جراحی پیوند قرنیه بینایی را به چشم چپ این جانباز 70 درصد بازگرداندند و او این روز ها می تواند بار دیگر صورت مهربان همسر و فرزندانش را ببیند. مرد 60 ساله، از روزی که جانباز شد و پیوندی که دوباره بینایی را به او هدیه داد می گوید. حکایت روزگار رفته 21 روز از بهمن ماه سال 82 سپری
زنان بر لبه تیغ؛ مادر بودن یا شاغل بودن؟
مادران شاغل پرداخته اند. مادر شاغل، مادر همیشه نگران هدی احمدوند مادر 34 ساله ای است که بیش از 15 سال سابقه کار دارد و تازه یک سال است که بچه دار شده اما امروز بر سر دوراهی ادامه کار یا ماندن در خانه برای رسیدگی به فرزندش، قرار گرفته و نمی داند چطور باید انتخاب کند. او می گوید: مشکل اصلی من نگرانیم در خصوص سلامت و رشد بچه در هنگام حضور در محل کار است. من واقعا نمی توانم آن
جواد انصافی، بازیگر و پژوهشگر: سعی کرده ایم سیاه بازی را زنده نگه داریم
این نمایش، حاصل پژوهشی چهار ساله است، یعنی بعد از این چهار سال پژوهش من علمی ترین موضوعات مرتبط با شب یلدا را به دست آوردم که در دل نمایش گنجانده شده است. تمام شعرها و رقص های فولکلوری که مربوط به این موضوع، یعنی شب یلدا می شود در این نمایش وجود دارد. گفت وگو: مهرداد نصرتی
داستان عجیب یک زندگی
. پدر بی قرار می گفت نمی خواهم همسرم را طلاق دهم، زن و بچه هایم را دوست دارم و راضی به این جدایی نیستم. وقتی قاضی عموزادی علت طلاق را جویا شد زن غمگین اشک هایش را پاک کرد و گفت: همسرم دائم به من می گوید از شهرستان زن گرفتم و به کلاس اجتماعی اش نمی خورم در این هنگام مرد میان صحبت های وی دوید و منکر شد و گفت عصبانی شده بودم و منظوری نداشتم من خانواده ام را دوست دارم. مرد 35 ساله گفت: در همین دادگاه