جوان شکاک همسرش را مثله کرد | به همسرم مشکوک شده بودم
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل وحشتناک دختر جوان به دست برادر و خواهرش؛ پس از قتل جسد را با اسید سوزاندند!
دخترش تماس گرفته، اما او پاسخگو نیست. از من خواست به اینجا بیایم. وقتی وارد خانه شدم با جسد الناز رو به رو شدم. به نقل از باشگاه خبرنگاران، ماموران در تحقیقات متوجه شدند الناز و برادرش 12سال است با هم قطع رابطه کرده اند و همزمان با قتل دختر جوان، برادرش برای درمان سوختگی دستش با اسید به یکی از بیمارستان های شرق تهران مراجعه کرده بود. با کشف این سرنخ، مرد جوان به نام آرش دستگیر شد و در
قتل خواهر کوچک تر توسط خواهر و برادر/ آنها خواهرشان را با اسید سوزاندند
جوان به قتل الناز با همدستی خواهر دیگرش الهام اعتراف کرد و گفت: من و الناز 12 سال بود که با هم قهر بودیم و هیچ رفت وآمدی نداشتیم. مدتی بود الهام می گفت الناز پشت سر من حرف های نامربوط زده است. الهام می گفت خواهرم گفته من همسرم را مجبور به خودفروشی می کنم تا پول مواد مخدرم را تهیه کنم و تن دخترم لباس های پسرانه می پوشانم تا بتوانم مواد مخدر جابه جا کنم. از شنیدن حرف های خواهرم عصبانی شدم. به همین
قتل با قمه بخاطر زیادی کارت کشیدن با ATM!
درگیری بالا گرفته بود و من برای دفاع از خودم و برادرم قمه یکی از مهاجمان را در دست گرفتم. برادرم هم پشت سر من بود به گزارش وقت صبح به نقل از اعتمادآنلاین، مردی که به خاطر نسیه 900 هزار تومانی با فردی درگیر و مرتکب قتل شده بود محاکمه شد. مقتول و برادرش که در این درگیری بودند بر سر 900 هزار تومان حساب دفتری در یک قهوه خانه درگیر شدند و این قتل رقم خورد. رسیدگی به
اسیدپاشی هولناک در تهران / زن جوان: شوهر سابقم از من کینه داشت!
به گزارش سلام نو، همشهری نوشت:وقتی زن جوان با حکم دادگاه از همسرش جدا شد، شوهرش از او کینه به دل گرفت و دست به انتقام جویی هولناکی زد. اسرار این حادثه اسیدپاشی دیروز با شکایت زنی در دادسرای جنایی تهران فاش شد. شاکی که از ناحیه دو دست به شدت دچار سوختگی شده بود به قاضی عظیم سهرابی، بازپرس جنایی تهران گفت: سال ها بود که با همسرم دچار اختلافاتی شده بودم. دعوا و درگیری های ما تمامی
گفت و گو با مرد محکوم به قصاص که پس از 15 سال حبس آزاد شد
بعد چه خواهد بود؟ وقتی در زندان بودم و با اولیای دم تماس می گرفتم نذر کردم که اگر خودم بتوانم رضایت بگیرم و آزاد شوم به چند یتیم کمک کنم. هرچند بعضی از شب ها به شدت ناامید بودم و تا صبح نمی خوابیدم اما هیچ وقت خدا را فراموش نکردم. با محبت اولیای دم، تلاش زن خیر و لطف خدا از زندان آزاد شدم و یک راست به سراغ چند یتیم رفتم و در حد توانم به آنها کمک کردم. الان هم کار پیدا کرده ام و ماهانه از حقوقم، مبلغی کنار می گذارم برای کمک به زندانیان. برای آنهایی که به خاطر پول در زندان هستند. انتهای پیام ...
انگیزه شوم پسر 18ساله برای قتل زن فروشنده
پسر 18ساله وقتی چشمش به النگوهای زن فروشنده افتاد، در اقدامی هولناک او را به قتل رساند تا طلاهایش را سرقت کند. به گزارش همشهری، ظهر شنبه گذشته مأموران پلیس شهرستان قیرو کارزین در استان فارس در جریان قتل یک زن در سوپرمارکتی در یکی از روستاهای اطراف شهر قرار گرفتند و راهی محل حادثه شدند. بررسی های اولیه از این حکایت داشت که مقتول زنی 55ساله و صاحب سوپرمارکت بود که خودش به عنوان فروشنده
آزادی پزشکی که دختر جوان بعد از مرگ در مطبش، در بیابان سوزانده شد
به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه همشهری نوشت: پرونده دختر جوانی که بعد از جان باختن هنگام عمل زیبایی در یک مطب خصوصی، پیکر بی جانش به بیابان های اطراف نظرآباد منتقل و در آنجا به آتش کشیده شده بود، با آزادی پزشک متخلف وارد مرحله تازه ای شد. رسیدگی به این پرونده از روز 26تیرماه امسال با مفقودشدن دختری 29ساله در تهران آغاز شد. نزدیکان دختر جوان مدعی بودند که او برای رفتن به مطب یک
دزد طلا هنگام فرار از مغازه کلاه گیسش افتاد و معلوم شد زنی جوان است
دنبال این تماس، مأموران گشت کلانتری بلافاصله خود را به محل رساندند اما سارق که به ماجرا شک کرده، از مغازه طلافروشی خارج شده و به سرعت پا به فرار گذاشته بود. مأموران به تعقیب او پرداختند و هنگام فرار کلاه گیس و عینکش به زمین افتاد اما او همچنان می دوید تا اینکه چند خیابان آن طرف تر زن سارق دستگیر شد و مأموران ناگهان دریافتند او زن جوانی است که با گریم خود را به پیرزن تبدیل کرده است. متهم در
روشن شدن حکایت عجیب یک جنایت
خیابان ها سرگردان بودم تا این که با جوان 21 ساله ای به نام هادی آشنا شدم. این آشنایی و ارتباط خیابانی به وعده و وعید ازدواج کشید چرا که هادی ادعا می کرد: همسرش از او بزرگ تر است و علاقه ای به او ندارد! برای همین ارتباط ما نزدیک تر شد و من حدود 3 ماه قبل به خانه آن ها در منطقه طرقبه رفتم. ولی ناگهان با تازه عروس که در طبقه بالای منزل بود به مشاجره پرداختیم چون او قصد داشت مرا از زندگی اش
قتل به خاطر حساب دفتری در قهوه خانه!
با برادرم تماس گرفتم. همان موقع برادرم سهیل و چند نفر از دوستانش به آنجا آمدند و درگیری میان ما و صاحب قهوه خانه و برادرش بالا گرفت. وحید برادر صاحب قهوه خانه مقابل چشمانم سهیل را با قمه زد و گریخت. به دنبال اظهارات این مرد، ماموران مشغول ردیابی وحید شدند و او را بازداشت کردند. وحید به درگیری خونین و قتل سهیل اعتراف کرد و به بازسازی صحنه جرم پرداخت. او در نهایت در شعبه 11 دادگاه کیفری
قتل آرماتوربند تنها در خانه اش
ای به نام بهرام روبه رو شدند که با اصابت چهار ضربه چاقو به قتل رسیده بود. بررسی های مأموران پلیس نشان داد مقتول در خانه اش تنها زندگی می کرده و ساعتی قبل برادرش جسد او را در خانه اش کشف می کند. برادر مقتول در توضیح ماجرا گفت: برادرم آرماتور بند بود و در ساختمان های در حال ساخت کار می کرد. او در خانه اش تنها زندگی می کرد. چند روزی بود از او بی خبر بودم و به همین دلیل با تلفن همراهش تماس گرفتم تا
اعتراف جوان مست به قتل دوستش در تهران ! / نمی دانم چه شد؟
به گزارش رکنا، دهم آبان سال 1400 گزارش یک درگیری مرگبار در یکی از محله های جنوب تهران به پلیس اعلام شد. پس از حضور مأموران و بررسی های اولیه مشخص شد پسری جوان در حالی که چاقویی خونین در دست داشته با داد و فریاد از خانه بیرون دویده و به قتل دوستش اعتراف کرده و گفته کمک کنید برادر و رفیقم را کشتم. در ادامه رسیدگی به این پرونده متهم که به خاطر مصرف مشروبات الکلی حالت طبیعی
اعتراف پسر به قتل پدر در لواسان
پدری خود اعتراف کرد و مدعی شد سر پدر سالخورده خود را هدف اصابت ضربات مهلک چوب قرار داده و پس از به قتل رساندن وی، جسد مقتول را در آب چاه ویلا انداخته است! کارآگاهان اداره چهارم پلیس آگاهی پس از دریافت اعترافات متهم، با متخصصان پزشکی قانونی ماموران آتش نشانی و تیم جنایی راهی لواسان شدند و جسد مقتول را از چاه آب ویلا درآوردند. با دستور مقام قضایی متهم برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس قرار گرفت و تحقیقات همچنان ادامه دارد. منبع: همشهری ...
قتل عروس در اختلاف خانوادگی
که آن ها تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند. وی افزود: متهمان که زن و شوهری به ترتیب 32 و 43 ساله بودند در دو عملیات جداگانه بازداشت شدند. مرد میانسال - متهم - در جریان تحقیقات اعتراف کرد که با همسر برادرش اختلاف خانوادگی داشته اند. آن روز با همسرش به خانه وی رفته و در جریان درگیری به وی شلیک کرده و بعداز قتل او متواری شده است. باشگاه خبرنگاران جوان کرمانشاه کرمانشاه
اعتراف به قتل خواهر به خاطر حرف بیجا
رمان به شهرستان آمل متواری شده است. با به دست آمدن این سرنخ، پلیس وی را به عنوان مظنون به قتل تحت تعقیب قرار داد که چند روز بعد شناسایی و بازداشت شد. مرد جوان تحت بازجویی قرار گرفت و درحالی که سعی داشت خودش را بی گناه معرفی کند، سرانجام به قتل اعتراف کرد و گفت: من و الناز 12 سال قهر بودیم و رفت و آمدی نداشتیم تا اینکه روزی خواهرم الهام مدعی شد او پشت سر من حرف های نامربوطی زده
دوش پرتاب کماندویی در تهران! مگر دنبال جنگ بودند؟!
از برجی در الهیه، سه مرد و دو زن بودند که با هم نسبت فامیلی داشتند. آن ها در دو فقره سرقت مسلحانه چند میلیارد کاسب شده بودند. سردسته این باند مرد جوانی بود که در جواب سؤالات ادعا می کرد به خاطر پرداخت مهریه همسر اولش مجبور به سرقت شده است. سابقه داری؟ نه. پس چرا سراغ سرقت رفتی؟ به خاطر مشکلات مالی. یک بار ازدواج کردم، اما همسرم جدا شد. او بعد از جدایی
عاشقانه شهید مدافع حرم برای همسرش: خیلی خوشحالم می گویی برو!
همسر شهید مدافع حرم علی عابدینی درباره روزهای اعزام همسرش به خط مقدم مبارزه با داعش گفت: از اوضاع سوریه باخبر بودم، اما نمی دانستم می خواهد برود. عادت نداشت وقتی می خواهد جایی برود به من زود بگوید، معمولاً می گذاشت نزدیک رفتن به من خبر می داد. خیلی از رفتنش ناراحت بودم، اما با خودم می گفتم: شوهر من نرود چه کسی برای دفاع برود! وقتی اینها را به خودش هم گفتم، خیلی خوشحال شد. دفعه اول تا
تعرض بی رحمانه به دختر جوان از سوی 2 پسر شیطان صفت
این دو متهم که پرونده شان در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفته است با ترفندهای خاص پلیسی بازداشت شدند و هر دو به آزار دختر جوان اعتراف کردند. دختر جوان افغانستانی سه ماه قبل به پلیس شکایت برد و گفت: در خیابان منتظر تاکسی بودم که سوار یک پراید نقره ای شدم. خودرو دو سرنشین داشت و من فکر می کردم یکی از آنها مسافر است. او ادامه داد: پس از طی مسافتی راننده یکباره
خیّری که تمام زندگی اش را به کهریزک بخشید
نبرد شمالی بود، زمانی که به استخدام شرکت نفت در آن زمان در آمدم توانستم یک وام بگیرم و باهمان خانه ای در این منطقه خریداری کنم. از ابتدای حضور در شرکت نفت تا زمان آغاز دوران بازنششستگی در بخش تعمیر پمپ های بنزین و جایگاه ها کار می کردم و به همین واسطه به مأموریت های خارج از تهران نیز می رفتم و حقوق خوبی هم دریافت می کردم. از آنجایی که با زحمت حقوق می گرفتم و تلاش بسیار می کردم قدر حقوقم را می
نسرین مقانلو سکوتش را شکست | حرف های ترسناک نسرین مقانلو درباره مرگ پسرش همه را شوکه کرد
مسر بیشتر مورد توجه قرار گرفت. وی پس از بازی در فیلم نابخشوده چند سالی را خارج از کشور گذراند. وی سپس به ایران بازگشت و بازی در سینما و تلویزیون را ادامه داد. بازی در فیلم مهمان مامان وی را به عنوان یک بازیگر توانا مطرح کرد. ماجرای ازدواج من سر فیلم همسر آقای فخیم زاده بود که به خاطر اسمش سرنوشت من را رقم زد و در همان گیرودار ساختش بودیم که برای خواستگاری از من به منزلمان آمدند و بعد از 5 -6
اخبار حوادث امروز (26 آذر 1401) از قتل فجیع پدر به دست پسرش در لواسان تا جزئیات درگیری مرگبار بین ...
غرب تهران می پرداخت خبر داد. مرد شکاک همسرش را مثله کرد/ کشف جسد در بیابان مرد جنایتکار که پس از قتل همسرش، جسد او را در بیابان های خارج شهر رها کرده و با داستانسرایی قصد گمراه کردن پلیس را داشت در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد. مخفیگاه آدم ربای فراری در حصارک کرج لو رفت با تلاش ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی البرز، شخصی که به دلیل
3برادر در دادگاه، منکر رفیق کشی شدند
سه برادر که متهم هستند در جریان درگیری با دوست شان مرتکب قتل شده اند، در جلسه محاکمه منکر ضربه مرگبار به مقتول شدند. به گزارش جام جم آنلاین، شامگاه آخرین روز خرداد سال گذشته ماموران پلیس در جریان درگیری خونین در پارکی در حوالی شهرک ولیعصر تهران قرار گرفتند. ماموران با حضور در محل دریافتند براثر تیراندازی، پسر 24ساله ای به نام مسعود به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان به دلیل
قتل تلخ فرزند معلول توسط پدر سنگدل
/> او را از روی زمین بلند کردم و در حالی که سیفون سینک ظرف شویی بسته بود، شیر آب را باز کردم سپس سر فرزندم را درون سینک (که آن زمان دوقلو بود) فرو بردم تا اینکه بالاخره دیدم نفس نمی کشد چراکه او معلول بود و دست و پا نمی زد. بعد از آنکه همسرم به خانه آمد و اوضاع را دید، به او گفتم خودش مرده، اما او که خودش هم به موادمخدر صنعتی اعتیاد داشت، این موضوع را باور نکرد. شبانه پیکر بی جان پسرم را به
متهم: مست بودم
بهرام بازداشت شد. سیاوش به بیمارستان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت، اما چند روز بعد خبر رسید او بر اثر شدت خونریزی فوت کرده است. با مرگ سیاوش 32 ساله، بهرام تحت بازجویی قرار گرفت. او گفت: آن روز من و سیاوش مشروب خورده بودیم و در همان حالت مستی با هم درگیر شدیم. در آن درگیری دست به چاقو شدم و چند ضربه به او زدم. وقتی سیاوش را خونین روی زمین دیدم با پلیس تماس گرفتم و درخواست کمک کردم. متهم بعد از
سرقت های طلایی با کلاه گیس
سرگردان بودم تا اینکه با زن خلافکاری آشنا شدم. او از طلافروشی ها به شیوه کش روی سرقت می کرد و مرا هم آموزش داد و سرقت های سریالی من شروع شد. در هر سرقت بابت آموزش مقداری به او پول می دادم. برای اینکه ردی از خودم به جا نگذارم، در هر سرقت از کلاه گیس و گریم مخصوص استفاده می کردم. یک روز کلاه گیسم را رنگ سفید می زدم تا شبیه پیر زن ها شوم و در سرقت دیگر رنگ قهوه ای یا آبی می زدم تا شبیه زنان میانسال یا جوان شوم، اما در نهایت شناسایی و بازداشت شدم. تحقیقات از متهم ادامه دارد.
کمپین حمایت از پزشک قاتل توسط دراویش تندرو
: من کاری نکردم. متهم گفت: من و همسرم به طور ناخواسته در این اجتماع وارد شدیم. متهم ادامه داد: کاش اصلا به این ماجرا وارد نمی شدم و به خانه برمی گشتم. من به هیچ وجه دنبال آشوب و اغتشاش نبودم. قاضی از متهم قره حسنلو پرسید: آیا دفاعیات تان تمام شده است؟ که متهم پاسخ داد: بله و قاضی ختم این جلسه را اعلام کرد. قاضی در ادامه جلسه گفت: علی معظمی گودرزی فرزند
قتل همسر سابق با 17 ضربه چاقو
به محض اینکه زن جوان در پارکینگ را باز می کند تا سوار بر خودرواش آنجا را ترک کند، مرد میانسال وارد ساختمان شده و بعد از اینکه مقتول را با ضربات متعدد چاقو به قتل رسانده، متواری شده است. چهره مرد میانسال برای اهالی ساختمان و دوستان وی آشنا بود، او همسر سابق زن جوان بود. با شناسایی هویت متهم، کارآگاهان جنایی وارد عمل شده و ساعاتی بعد از این جنایت وی بازداشت شد. متهم ضمن اعتراف به قتل
از شهدای لشکر فاطمیون استان قم شهید شد تا پیکر همرزمانش به دست داعش نیفتد
تهران بلیت گرفتم و سه ماشین از اقوام پیگیر من شدند و من را با خودشان به خانه شان آوردند و چند شبی خدمت شان بودم. بعد هم با چند نفری از دوستان به دفتر محل اعزام محمدصادق رفتیم. شهادت محمدصادق تأیید شد و بعد از دریافت برگه به معراج شهدا رفتم و پیکر فرزند شهیدم را آنجا دیدم. آخرین بار دو سال پیش بود که ایشان را راهی کردم و از او خداحافظی کرده بودم. آن روز دیدارمان بعد از جدایی و فراق محقق شد. هیچ گاه
شیرزنی کُرد که برای آزادی شوهرش جان داد
گروه بین الملل _ گروه دفاعی: هر روز صبح به امید آوردن نان بر سفره زن جوان و دو فرزند 3 ساله و چند ماهه شان از خانه بیرون می زد می رفت تا با رسیدن به آب برای صاحب کار، نان آن روز خانه شان را تامین کند. به گزارش بولتن نیوز به نقل از فارس، دختر سه ساله شاه محمد و فاطمه با شیرین زبانی های کودکانه اش، قند در دل پدر و مادرش آب می کرد و پسر 6 ماهه ای که هنوز از شیره جان مادرش سیر