سایر منابع:
سایر خبرها
مهریه من شفاعت همسر شهیدم در روز قیامت است
بود و در همان دوران طاغوت در محل کارش نمازخانه ای تأسیس کرده بود و مادرم هم مأمور آموزش نماز، قرآن، حجاب و پرسش و پاسخ مسائل اعتقادی به پزشکان خانم شده بود. شده بود پدرتان از شوق شهادت بگوید؟ ایشان عشق و ارادت خاصی به حضرت علی(ع) داشت و یک شب در خواب امام را زیارت کرده بود. حضرت از اسب پیاده شده او را در آغوش می گیرد. پدرم به ایشان می گوید یا علی! شما جان منی و حضرت در پاسخ
خاطراتی از مرحوم سبزواری و سرودن اشعار انقلابی/ مقدمه بی سابقه رهبر انقلاب بر کتاب شعر استاد +تصاویر
حمید سبزواری شب ها را خیلی دوست داشت. هوا که تاریک می شد می نشست کنار مادر تا برایش کتاب بخواند. قصه های کلیله و دمنه، امیر ارسلان نامدار، اشعار امام حسین(ع)، حضرت علی اصغر(ع) و حضرت عباس(ع) آن قدر برایش تکرار شده بود که می دانست الان مادر چه کلمه داستان یا شعر را می گوید. قمر سلطان خواندن، نوشتن و قرائت قرآن را قبل از هفت سالگی به پسرش یاد داد. برای همین، حسین توی مدرسه از
در سخت ترین شرایط حق ناامیدی نداریم
رفت تا از سپاه برای ما نهار بیاورند و ما خجالت می کشیدیم. شبکه می خوابیدیم، خمپاره می آمد و در خانه بغلی می افتاد (با خنده). اتفاقا یکی از دانشجویان من به نام قضاوی هم آنجا بود. در آن زمان هنوز جهاد سازندگی هم کامل تشکیل نشده بود. او که فارغ التحصیل رشته عمران در شیراز بود، در جهاد مسئول ساخت سنگر و استحکامات در آبادان شده بود. به من گفت می خواهی تو را به خط اول ببرم؟ اگر به حاج آقای
شاعر سبزواری که اشعارش در دل نفوذ می کرد - کوچ شاعر سرودهای پرخاطره انقلاب
خلاصی از شر ساواک، اشعارش را با نام حمید سبزواری امضا می کرد. امام که در تبعید بود اولین شعرش را برای مرادش گفت. هنوزم شوق پرواز است گر بال و پری باشد به سر سودای آزادی است ما را تا سری باشد گواهی می دهد رخساره از راز درون آری بسا آتش که پنهان در دل خاکستری باشد ... زمستان می فزاید شوق مرغان بهاری را بشاخ خشک بلبل را غم برگ و بری باشد ستم همواره
پنجمین مهمانی آلاله های مدافع حرم نکا با حضور بیش از 10 هزار نفر
بانوی دمشق از بوستان سرخ شهادت تأیید و به تمامی شایعات پایان داد. مراسم گرامیداشت شهید ابراهیم عشریه پنجمین شهید مدافع حرم حضرت زینب (س)، با استقبالی بیش از 10 هزار نفر و نگاه های حسرت آمیز و چشمانی اشکبار از جنس مروارید در مصلای امام خمینی نکا برگزار شد. جا مانده های قافله شهادت آمده بودند تا این بار به طور نمادین با تابوت خالی شهید ابراهیم وداع کنند، و دستان نوازشگرشان را
حمید سبزواری: از خدا خواستم در قیامت مرا با امام(س) محشور نماید/ آرزو داشتم در این راه شهید شوم
من با کار آشنایی دارم، در همین قلهک معاون شعبه شدم. پس از انقلاب هم خودم را بازنشسته کردم. معتقد بودم یا باید دنبال کار انقلاب باشم یا اینکه در بانک کار کنم. نتیجتا رفتم خودم را بازنشسته کردم. حاج آقا! از حال و هوای آن روز شعری دارید؟ سبزواری: صیاد من بگشا پر و بالم که باشد/ کاخ دلم را شوق دیدار دیارم... یاری نمی بینم خدایا در کس اینجا / یارب تو را سوگند یارم باش یارم... آه ای
عنایتی دیگر به زائری غریب از دستان با کرامت امامزاده جعفر(ع) پیشوا
خانه ای فروخته ام؟ با اینکه سند خانه هم به نام من زده شده بود تعجب می کردم که مگر می شود سند خانه ای یا ملکی داشته باشی و خیلی راحت منکر آن شوند. و بگوید که این معامله بین من و تو صوری بوده است. اول باورم نمی شد ولی وقتی گفت که هر جا می خواهی بروی شکایت کن. فهمیدم که گرهی در زندگی ام افتاده است. او به من گفت که یا 50 میلیون دیگر به من می دهی یا اینکه همه چیز بین من و تو هیچ و پوچ خواهد بود. خانه
عناوین روزنامه امروز + فال روزانه - فال حافظ شنبه 22/ خردادماه 1395
ممکن است رئیس، همکار و یا حتی شریکتان باشد. اگر می خواهید احساسات خود را با او در میان بگذارید حتما صادقانه و از صمیم قلب و همراه احترام برخورد کنید. فال حافظ امروز متولدین اردیبهشت : مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم***تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری***به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم تعبیر: جلوی
ماجرای شفا گرفتن شهید سید عطا ءالله حسینی از امام زاده علی(ع)
بر فعالیت در جبهه مدرسه ترجیح داد و سنگر رزم را بر سنگر علم مقدم دانست و ترک تحصیل کرد و جهت آموزش نظامی عازم شیراز شد. پس از گذراندن آموزش نظامی به مدت 6 ماه با لباس بسیجی در جبهه نبرد حق علیه باطل بدون مرخصی مبارزه کرد و سپس در عملیات فتح المبین و مسلم بن عقیل و طرح لبیک شرکت و با کافران و ملحدان جنگید که این شوق و علاقه در او شعله ور می شد. عطا ءالله تصمیم گرفت که به سپاه
بنیاد در آینه مطبوعات
انتظار دریافت پیکر همسرش از سوریه است. فرماندهی که سه سال تمام وقتش را برای رزمندگانش در سوریه گذاشت و با وجود وخامت حالش با سه مرتبه مجروحیت، باز هم عِرقِ پشتیبانی از حرم حضرت زینب(س) نگذاشت بر زمین بنشیند و نیروهای داعش بعد از شهادت او به قدری به خود بالیدند که پیام های تبریک رسانه ای شان در همه جا پخش شد. سیده زهرا حسینی که حالا تمام افتخارش 15سال زندگی با این شهید بزرگوار است، با صبری زینبی با
درگذشت مرد تنها در زادگاه اسفندیار/ مشایی: وقتی درباره هنرمندان حرف بزنم سیاسی می شود
خیال پرست. حبیب عزیزم همیشه در قلب مردم ایران ماندگاری. روحت شاد. فرشید اعرابی: با نهایت تاسف حبیب عزیز هم از بین ما رفت. عاشقت بودم مرد تنهای شب. هشت سالم بود پای برنامه رنگارنگ لحظه شماری می کردم که حبیب نشون بده. گیتارو با آهنگ های تو شروع کردم. مادر بی تو تنها و غریبم ... خیلی دلم سوخت خیلی ... آسمان خاکستری رنگ بغض باران در نگاهش. حبیب نمرد دق کرد ... . نیما علامه: مرد
مومنان عملگرایی را از مدافعان حرم بیاموزند/خدمت بی منت به مردم در مسئولان تقویت شود
ازچشمان پدر شهید جاری می شود و نوحه کنان و مویه کنان واژه ها را پی در پی بکار می گیرد تا عمق باور و ایمانش را از" چشمه جوشان آگاهی بخشی" دل،نثار قلب و روحمان قرار دهد. و وقتی به حضرت زینب گفتند چرا نماز را شکسته می خوانی می فرماید ای برادر زاده، پاهای من توان ایستادن ندارد.... و در وصف شهادت عباس تاریخ نقل می کند که کمر حسین علیه السلام خمیده شد و زمزمه کردند که ای عباس!داغ تو بر دلم سخت
در مورد دین تان از سه نفر برحذر باشید
محمد، سپس حسن بن علی، سپس کسی هم نام و هم کنیه من است، حجت خدا بر زمین و ذخیره الهی برای بندگانش، فرزند حسن بن علی، همان کسی که خداوند - تعالی ذکره – به دستان او شرق و غرب زمین را می گشاید، همان کسی که از شیعیان و دوستان خود غایب می شود، غیبتی که بر قول به امامتش ثابت و استوار نمی ماند مگر مومنی که قلبش از امتحان الهی سربلند بیرون آمده باشد. گفتم: ای فرستاده خدا! آیا شیعیانش در غیبتش از
اساس و پایه اقتصاد مقاومتی کشاورزی است/ لزوم توجه به تهدید ولنگاری فرهنگی در جامعه اسلامی/ مسئولان در ...
ساخت تا به فضل نعمت او به سوی خشنودی اش روانه شویم. امام جمعه موقت ورامین افزود: حضرت فرمودند ستایشی که آن را از ما قبول کند و به سبب آن از ما راضی شود، ستایش برای خداست که ماه خود، ماه رمضان، را از جمله راه های احسان قرار داد، که ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاکیزگی از آلودگی ها، ماه رها شدن از گناهان و ماه شب زنده داری است؛ ماهی که قرآن در آن نازل گردیده؛ قرآنی که راهنمای مردم و نشانه ی
زندگی نامه آیت الله سید محمدباقر امامی کرونی+ تصاویر کمتر دیده شد از امام جمعه سابق تیران
مبارزه همه جانبه با عوامل ستمشاهی و خدمت رسانی به مردم متدین استان خصوصا منطقه تیران و کرون طی نمود و در سنگر امامت جمعه جهت ایجاد وفاق و همدلی و دعوت به خیر و نیکی رنج راه را بر خود هموار ساخت به گونه ای که مردم فقیه آن خطه تلاش ها و مجاهدت های ایشان را هیچ گاه فراموش نخواهند کرد. اینجانب مصیبت وارده را نخست به حضرت صاحب الامر بقیه الله الاعظم و مقام عظمای ولایت، حوزه های علمیه بویژه بیت شریف معظم له
حبیب محبیان درگذشت+ صوت و متن دو ترانه او
انتقال داده شد. جسد این خواننده معروف ایرانی به سردخانه زینبیه رامسر انتقال داده شده است. حبیب محبیان ازخواننده های ایرانی بود و در سن 63 سالگی درگذشت که صوت و متن دو ترانه معروف وی در میان مردم به نامهای مادر و مرد تنهای شب تقدیم می شود: http://ravinews.com/news/wp-content/uploads/2016/06/Habib-Madar.mp3 مادر .. بی تو تنها و غریبم اتاق خالی ام
گفت وگوی سیاسی - اجتماعی با حسین علیزاده
بعضی ها هنرمند هستند و بعضی ها کارشان هنر است. این دو با هم فرق دارد. اثر هنری، همواره مستقل از هنرمند بوده است و حتی گاهی مخالف هنرمند... من همیشه جمله ای را به شاگردانم می گویم که بهترین معلم شما، کارهای شماست. تو خودت تحصیلات موسیقی داری، چه چیزی یا چه کسی به تو یاد داد آن چیزی را که احساس می کنی با بیان خودت بنویسی؟ فقط خودت بودی که فکر کردی لحظه ای نیاز داری اثری را به وجود آوری
حجت الاسلام میرباقری: غیر از امام(ع) کسی نمی تواند توحید را معرفی کند /حاج منصور ارضی:اگر گناه نکنی ...
، تمام اساتید و بزرگان اخلاق فرموده اند قبل از ورود به هر مکانی سوره ی ناس و فلق را بخوان ، خیلی اثر دارد . خداوند متعال اراده کرده یک ماه شیطان نباشد تا من و تو خودمان را بهتر بشناسیم در دعای شب اول می گویی خدایا کاری کن این ماه از دست من سلامت باشد ، من هم در این ماه سلامت باشم . اما بعضی که زبانشان خطرناک شده هر حرفی می زنند مردم را اذیت می کنند با زبان روزه ، الان که
سخن بودا
افکند و بانگ به وی زد که: ای بدبخت خیره سر، چگونه جرئت یافتی گنجی را که از آن من است به گستاخی تصاحب کنی؟ پنداشتی که می گذارم تو و اهل خانه ات آسوده بمانید و با زر و گوهری که از من دزدیده اید، به عیش و نوش بگذرانید؟ آیا چشم آن داری که من از این گناه بزرگ، از این دزدی آشکار، از این سوء قصد به اموال سلطنتی چشم بپوشم؟ نه، هرگز! من چنین گناهی را نمی بخشم. مرگ در انتظار توست. فرمان نمی دهم تا تیر به
چرا خدا به بعضی نعمتی را داده و به بعضی نداده است؟ و شبهات دیگری مربوط به عدل خدا
، حضرت موسی به او اعتراض کرد در حالی که قبلًا قول داده بود به کارهای خضر اعتراض نکند. آنها پس از پیاده شدن از کشتی به راه خود ادامه دادند تا رسیدند به کوچه ای که تعدادی از بچّه ها مشغول بازی بودند. خضر یکی از بچّه ها را کشت. فریاد موسی بلند شد که چرا یک انسان بی گناه را کشتی! خضر گفت: مگر بنا نبود اعتراض نکنی؟! من که گفتم تو صبر نداری! موسی علیه السلام قول داد که دیگر
شمیم بوی خوب خدا در کوچه های رمضان
را می پذیری. نه به جسم، نه به ظاهر و نه به لباس کهنه مان نظر می افکنی. معبودا! بنده و عبد درگاه توام. مقیم کوی تو مگر می تواند به غیر تو روی آورد؟! در این ماه وقتی به دستان خالی ام نگاه می کنم، با خود عهد می بندم تا دل بتکانم از حسد و کینه و نفرتی که بر دلم زنگار افکنده است. از نو آغاز کنم و همه چیز را آن گونه ببینم که تو می بینی. در این لحظات که درهای رحمتت را گشوده ای، شرمسارم از
دوری تو ای حضرت جان، کُشت ما را...(چشم به راه سپیده)
مشرق امروز یا همین فرداست دوباره قاصدکی روی شانه باد است قرار منتظران نیمه های خرداد است محمد بختیاری *** نیامدی و عمر ما گذشت این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت! این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی بر من ولی عزیز دلم، قرن ها گذشت... هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت