سایر منابع:
سایر خبرها
چشم ها به روایت هنر
آهنگی آرام از میان هیاهوی ارکستر رخنه می کند. این آهنگ، خفیف و لطیف پخش می شود، اما به دل شما می نشیند. دائماً انتظارش را دارید، باز این صدای خفیف تکرار می شود، منتها این دفعه بیش از بار اول شما را می گیرد. کم کم تمام ارکستر یکصدا همان آهنگ دلخواه شما را با چنان قدرتی می نوازند که دیگر اختیار از دستتان در می رود. مصیبت های جگرخراش هم همین طور بروز می کنند؛ انسان اول، تمام عمق آن ها را ادراک نمی کند
ناگفته هایی از جشن های 2500 ساله در تخت جمشید / معادل بودجه دو سال سوئیس را در دو روز خرج کردند / جای ...
باید صرف جشن شود. من آنجا بودم و افرادی را دیدم که گفتند می خواهند به یک میتینگ بروند، میتینگ زیرزمینی ولی گفتند برای بردن تو به آنجا باید چشم هایت را ببندیم. من وارد یک اتاق شدم و دیدم که همه حضار مرد بودند و همه از دست شاه خیلی عصبانی بودند و می گفتند این امپراتوری قلابی است، پدر شاه دهقان بوده است، او امپراتور نیست و دارد صدها میلیون دلار خرج این جشن ها می کند که از توان کشورمان خارج است.
" برای رشد و شکوفایی کودکان، برای آینده ای پیشرفته تر"
و طبق معمول رضا با دوچرخه اش آمد. امیرحسن و مهرسام و ... یکی یکی رسیدند. از همان ابتدا تبریک روز کودک را که اعلام کردم خودشان گفتند حالا امروز قراره چکار کنید برامون؟ پیشنهاد یک گفتگو را به بچه ها دادم و از آنها خواستم حدود پنج دقیقه مشورت کنند و یکی از موضوعاتی که برایشان آماده کرده بودم را انتخاب کنند و با هم درباره آن باهم گفتگو کنیم. به همین ترتیب یک کارگاه بحث آزاد را راه انداختم.
برای داریوش مهرجویی و دایره مینا
ورشکستگی کشانده. هیچ مرجع قانونی و حقوقی هم نیست که به این مسائل رسیدگی کند. عکس جوانی داریوش مهرجویی د ر زمان توقیف دایره مینا مشخصاً با چه کسانی طرف بودید؟ همه در جریان بودند آقای پهلبد باید اجازه می داد که جرات نکرد و فیلم را ارجاع داد به آقای اقبال که رئیس سازمان نظام پزشکی بود. بعد پای بقیه هم وسط کشیده شد و از کاه کوه ساختند. معمولاً این شکلی است که هر کس
شرح یک پرواز تا اوج هستی
برود که پدرم برایش کار تعمیرات دوچرخه را راه انداخت. خودش هم به این کار علاقه مند بود. یک بار با ماژیک و مقوا، تابلویی برای محل کارش درست کرد و روی آن نوشته بود دوچرخه سازی اسلام! گفتیم چرا اسلام، مگر اسمت رضا نیست؟ او به ما گفت: شما نمی دانید همین روزها یک انقلابی صورت می گیرد که اسلام زنده می شود. که درست یک سال بعد انقلاب شد! آن موقع با این که کم سن و سال بود، اما انقلاب را پیش بینی کرده بود
آنچه در مورد تاب آوری در میان غم آموختم؛ تاب آوری در سوگ
خاطره اش ایجاد کرده ام و او را حفظ کرده ام: انگشتر کردنش، پختن کیک بادام او، خوردن یک کاسه تخم مرغ کوچک برای خانواده. برای چرایدن از زمان عید پاک. همانطور که از این لیست می بینید، ما در اینجا از آیین های سنتی عزاداری صحبت نمی کنیم، بلکه در عوض راه های کوچکی برای جذب متوفی به زندگی خود پیدا می کنیم. من اغلب هنگام راه رفتن با سگ ها شاخ و برگ می چینم و تا جایی که می توانم آن ها را هنرمندانه
جنگ، جنگ روایت هاست نه رویدادها
ا مطمئن باشید بیش از 100 نفر است یعنی اسرائیلی ها دروغگویی شان در صحنه های تبلیغاتی کاملاً بر همه محرز است، اتفاقی که افتاده همه تبلیغات قبلی رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه من حزب الله را زدم و رهبران مقاومت را زدم عنقریب فلان می کنم همه اینها نقش بر آب شده است. مصاحبه کوتاهی از لیورمن وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیست پخش شده خیلی قشنگ است خود او انسان بسیار خون خواری است ولی امرو
راهنمای سفر به شمال ایران | در سفر به شمال کجا برویم؟
رین ساحل استانی شد. ساحل چمخاله به دلایل زیادی از جمله امکانات مناسب رفاهی و تفریحی در اقصی نقاط آن و همچنین میزان تمیزی و بهداشت خود نسبت به دیگر سواحل شلوغ و پرهیاهوی شمالی ایران، به عنوان دومین مقصد توریستی استان گیلان نیز بعد از بندر انزلی بحساب می آید. در این ساحل امکانات تفریحی گسترده ای نظیر ورزش های آبی (شنا، شاتل، بنانا، قایق سواری، جت اسکی و...)، اسب سواری، زمین های مخصوص فوت
شفیعی: آثار ادبی کودکان باید مملوء از تصاویر کارتونی باشد
بودم. مطلب در مجله دنیای ورزش چاپ شد. سردبیر وقت آن زمان به شوخی به من گفت: آقای سوخته سرایی آمده تا با تو کشتی بگیرد! پس اولین مطلب شما در دوره نوجوانی تان چاپ شد، در آن زمان به کدام نویسنده یا نویسنده ها علاقه داشتید و چه کتاب هایی می خواندید؟ شعر را خیلی دوست داشتم. اشعار شاعران ایران و جهان را از همان موقع می خواندم. برای داستان نویسی، دانستن شعر و موسیقی خیلی مهم است. از
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی غلامحسین ساعدی نویسنده ایرانی
بیماران را معاینه می کرد. تجربه های این دوران به شناخت او از انسان و پیچ وخم های روح و روان کمک کرد. وی مطب دلگشا را بعدها چنین توصیف می کند: آنجا یک دنیای عجیب وغریبی بود و بعد، یکی هم این بود که چون من طبیب بودم و همیشه توی مطب بودم آنجا به یکی از پایگاه های عمده روشنفکران آن روز تبدیل شده بود. آل احمد، شاملو، بروبچه های نویسنده، به آذین، سیروس طاهباز، م. آزاد و همسر منوچهر
امام عسکری(ع) چگونه با شیعیان مرتبط می شدند؟
امام کنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت می گوید که چرا قاطر را زدی و چوب را شکستی؟ ، گفتم: نمی دانستم داخل چوب چیست ، امام علیه السلام فرمود: چرا کاری می کنی که مجبور به عذرخواهی شوی؟ مبادا بعد از این چنین کاری کنی، اگر شنیدی کسی به ما ناسزا هم می گوید، راه خود را بگیر و برو و با او مشاجره نکن. ما، در شهر و دیار بدی به سر می بریم؛ تو فقط کار خود را بکن و بدان که گزارش کارهایت به ما می رسد