امیر عابدینی: علی پروین راستش را نمی گوید/ او هاشمی نسب و مهدوی کیا را نمی ...
سایر خبرها
هاشمی نسب، پروین را تهدید کرد؛ نگذارید درباره گذشته حرف بزنم، به زودی جعبه سیاه را باز می کنم
را بدهد. من که اسمی نیاوردم. هاشمی نسب ادامه داد: من همیشه حرمت نگه داشته ام و از این به بعد هم همین کار را می کنم اما اگر صحبت ها به سمت بی حرمتی پیش برود دیگر توقعی از من نداشته باشند و نگویند هاشمی نسب چرا این گونه صحبت کرد. اگر می گویند به خاطر پول به استقلال رفتم، حقم بود که رفتم. در مورد بحث پول بهتر است عابدینی صحبت کند تا حداقل دلم با او صاف شود. آقای عابدینی! شما مدیر موفقی در
انتشار عکس های خصوصی عروسی خواهر پوریا پورسرخ بازیگرسریال کیمیا / کار خوبی نبود دلم شکست ! + عکس ها
یه زمانی خیلی مصاحبه می کردی و نفر اول جلد مجلات بودی ولی الان نه. چرا؟ خب یه مدت طولانیه سعی می کنم کمتر حرف بزنم ، اصولا حرف نزده را میشه همیشه زد. خب اون موقع من تجربه ام خیلی کم بود و کسی و نداشتم ازش مشورت بگیرم . اون زمان یه عده از همکار ها هم می گفتن پوریا پورسرخ پول داده تا بیاد رو جلد! آره یادمه. ولی من نباید جواب هر مزخرفی و بدم. اصولا افراد موفق پشت
خاطرات شهید عباس نیلفروشان از فرماندهی شهید سیدمحمد حجازی در جبهه لبنان
بچه های حزب الله تعامل داشتم، طرح ها را می دانستم و نیاز به زمان نداشتم. گفتم: می آیم که خلأ ایجاد نشود، بعد شما پیگیری کن یک نفر جایم بگذار. گفت: این هم راهی است، اما شما تلاش کن بمانی. قولی را از من گرفت که حداقل یک سال بیایم. وقتی موافقتم را گرفت، زرنگی کرد. به حاج قاسم گفته بود که من با فلانی صحبت کردم، می خواهد موقت بیاید. شما با او صحبت کن دائم بشود. حاج قاسم زنگ زد
14 زندگی و هزاران رویا زیرخاک
برویم آخر مجلس. همیشه هم می رفتند آن جا و با بچه های دیگر بازی می کردند. راستش آن شب، یک دلشوره عجیبی داشتم و موافق نبودم. گفتم نه، صبر کنید، با هم برویم. گفتند نه بابا، اجازه بده ما زودتر برویم. گفتم باشد ولی حقیقتا دلم راضی نبود؛ بنابراین تمام حواسم به آن جا و پیش بچه هایم بود که از من جدا شدند. خودم در حال سینه زنی بودم و مداح مشغول خواندن شعر معروف بی تو ای صاحب الزمان (عج) ... بود که یک دفعه
ترس وحشتناک سحر زکریا از مهران مدیری + عکس دیده نشده از سحر زکریا
/> تا چند سال پیش هیچ کس دستمزد نگرفته بود. یکی از این روز ها آقای آقاگلیان با من تماس گرفت و گفت همه از من چک خواسته اند، اما تو که من را از پاورچین می شناسی بیا و چک نگیر من بعد از اینکه پول همه را دادم پول تو را هم می دهم. همه بچه ها بعد از سه چهار سال بالاخره توانستند چکشان را نقد کنند، اما من دستمزد سه چهار ماه کارم را نگرفتم. دیگر سراغ برادران آقاگلیان نرفتید؟ به خاطر
شهیدی که معتقد بود جبهه رفتن استخاره نمی خواهد
ما پلاستیک کردیم و زیر خاک کردیم که کسی نبیند. همان اولی که می خواست به جبهه برود ما به او گفتیم که نرو، درسَت که تمام شد به جبهه برو، ولی او در جواب می گفت شما که نمی توانید به جبهه بروید. آن دو برادرم هم که زن و بچه دارند. ما ناموسمان در خطر است، باید برویم جبهه استخاره که نمی خواهد. دفعه دومی که به جبهه رفت گوسفندی نذرش کردیم که سالم بیاید، ولی احمد نیامد و گوسفندش را هم به جبهه
معرفی کتاب آیا همه خوشحالند جز تو! | همین حالا زندگیتو ارتقا بده
چگونه کار می کند. من با جمعی از قدرتمندترین آدم های دنیا پشت میز نشستم و به شما می گویم که خیلی از آن ها اصلا نمی دانند که زندگی شما چگونه است، مخصوصا اگر پولدار نباشید و با آن ها تفاوت طبقاتی داشته باشید. خیلی از آن ها در کل عمرشان با کسی که با افرادی که تفاوت دارند ارتباطی ندارند و حتی با آن ها حرف هم نمی زنند، با امثال مایی که الان اینجا هستیم. پس بگذارید به شما بگویم که بی تفاوتی شما
ماجرای هفتاد و دو شلاق به اسرای ایرنی به خاطر اربعین حسینی
زدند. قرار بود به محض دیدن نگهبان ها، آیینه دار خبرمان کنند. با اینکه قرار ما هنگام آمدن نگهبان ها قطع موقت مداحی بود. عراقی ها که آمدند از بس حس و حال معنوی بچه ها بالابود، مداحی را قطع نکردیم و اشاره آیینه دارها باعث قطع برنامه نشد. نگهبان ها پشت پنجره حاضر شدند. من با دیدنشان مداحی ام را قطع نکردم. حواسم به نگهبان ها و حرفه هایشان نبود. کریم حرف های حامد را از پشت پنجره ترجمه می کرد
مهریه رو کی داده، کی گرفته؟ اما خب اشتباه می کنید!
سایت برترین ها: “همسر سابق من همیشه می گفت ما خواستیم جدا شیم هرچی به دست آوردیم مثل اروپایی ها نصف نصف می کنیم. روزی که دیگه دکتر قطعی گفت شما باید جدا شید و پنج سال پیش اصلا باید جدا می شدید و جدی شد تا اینکه خونه، ماشین، کارگاه و پول نقد ازم گرفت و تازه گفت بهت رحم کردم.” این توئیت کاربری ست که دار و ندارش را بابت مهریه به همسرش واگذار کرده. البته که این قسم روایت ها کم نیست. مهریه
در جهان اسلام نیاز به دیپلماسی قرآنی داریم
که مقیم پایتخت شده اید و از حضرت دور بوده اید، لحظه های دلتنگی برای شما چگونه می گذرد؟ گر چه دوریم به یاد تو سخن می گوییم بعد منزل نبود در سفر روحانی اعتقاد من این است آدم دلش باید به حضرت وصل باشد، هرچند که حضور در کنار امام لذتی وصف ناپذیری دارد و با هیچ حسی در دنیا قابل مقایسه نیست؛ تهران که سهل است من هر موقع در سفرهای خارجی هم یاد امام رضا (ع) می افتم دلتنگشان می شوم و
زندگی سیاه یک دختر تن فروش: روایتی تکان دهنده از تلخی ها
بچه پول دار ها فکر می کنید کی هستید ها؟ چیه فکر می کنی خونه منم مثل شماها همینجا هاست که می خوای من رو برسونی؟!" هر چند با وجود سر و وضعی که داشت از گریه ناگهانی او و حرفهایش شکه شدم اما از نسبت دادن کلمه پر نفرت بچه پول دار به خودم ناخودآگاه خنده ای سر دادم که از چشم دخترک دور نماند و بعد از اینکه چند فحش آبدار نثارم کرد با آرامش به او گفتم: من خانه ام از اینجا خیلی دور تر است و فکر
اولین زن تیرباران شده در تاریخ ایران: داستانی غم انگیز
سعی می کنم که در اولین فرصت مهدی را تشویق کنم که کار مناسبی بگیرد و بعد از وی جدا خواهم شود . بعد من راجع به بچه از او پرسیدم و او گفت که راجع به این مسئله بعداً تصمیم خواهند گرفت و او چیزی در این مورد نمی داند . من برای بچه ام خیلی ناراحت بودم ، زیرا دلم نمی خواست که او را از خودم جدا سازم ...... فکر رضا لحظه ای از ذهنم دور نمی شد . بعد فکر کردم که سازمان که کار
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی حسین پاکدل و همسرش
بازگشت. آقای پاکدل می گوید: “ به جرات این ادعا را دارم که اگر من نبودم موسیقی در رسانه صدا و سیما نبود، دوستانی بودند در دهه شصت که مصوب کردند که موسیقی از صدا و سیما پخش نشود و فقط آوا باشد، اما ما در برابر این موارد مقاومت کردیم. اگر آن زمان خیلی از کار ها را نمی کردیم اوضاع الان به شکل دیگری بود. آن موقع سعی کردیم پیش برنده باشیم تا بازدارنده؛، ما در زمان حیات حضرت امام، ساز را در
علیپور به درد لیگ یک می خورد نه پرسپولیس!/ به زودی بنزین این پیرمردها تمام می شود/ اگر بیرانوند پول داده ...
به گزارش خبرورزشی، بهروز سلطانی پیشکسوت باشگاه پرسپولیس در گفتگو با خبرورزشی، درباره شکست این تیم مقابل استقلال خوزستان و دلایل این باخت اظهاراتی را مطرح کرد که در ادامه می خوانید: در همین رابطه بخوانید: پشت پرده شکست پرسپولیس به استقلال خوزستان/ مقصر اصلی باخت پیدا شد
از زبان نیلوفر فرخ فال | تمرینات روزانه قهرمان پرش ارتفاع ایران +ویدئو
پیشین پرسپولیس: مهدی هاشمی نسب بسیار مهره فوتبالی خوبی بود و کلاس و شخصیت داشت، ولی ای کاش من را تهدید نمی کرد. امروز که من در مورد هاشمی نسب محک نمی خورم. آقای مهدی هاشمی نسب! شما چرا راست نگفتید؟ چرا گفتید وحید قلیچ نقشی در این ماجرا نداشته است؟ در صورتی که وحید قلیچ مقصر اصلی بود. قلیچ خودش گفته هاشمی نسب را زده است. هاشمی نسب خیلی بچه مؤدبی بود و من آن موقع به این نتیجه
چه شد که هالووین به خانه های برخی ایرانیان رسید؟!
حتی از تمام جزئیات چگونگی برگزاری این مراسم خبر دارند و به معلمان والدین و آموزگاران خود تبدیل شده اند. معلم یکی از مدارس غیرانتفاعی تهران در این باره به خبرنگار فراز می گوید: معمولا بچه ها با ما درباره هالووین حرف نمی زنند، اما با یکدیگر صحبت می کنند. ما واکنش خاصی نشان نمی دهیم و در مدرسه نیز اشاره ای به نمی کنیم. معلم یک مدرسه ابتدایی در یزد نیز به فراز می گوید: در کلاس درس من، یک دو دستگی مشخص
شب کربلای 4 به روایت غواص لشکر ولی عصر (ع)
/> بله. بعد سعید جهانی را دیدم. مسئول بچه های اطلاعات که آمده بود. گفت عادلیان چه شده؟ گفتم والا تیر خورده ام. این بی سیمی است که باید بچه ها را با آن مطلع کنیم. او هم اصلاً در قید و بند رمز و فشار دادن شاسی نماند و در بی سیم گفت بچه ها بیایید جلو سفره آماده است! این را که گفت صدای الله اکبر بقیه بچه ها بلند شد. فهمیدم هفت هشت متر با عراقی ها فاصله داریم. چون علفزار بود تا پیش از آن نمی دیدیم کجا
صادقی: بازی های ما را پخش زنده کنید، خوشتان می آید!
ن ملیکا بدترین اتفاق سال گذشته نبود. این بدترین اتفاق تمام عمر من بود. بعد از فوتش همه با او دوست شدند اما شاید جالب باشد بدانید که ملیکا اصلا شخصیتی نداشت که با کسی صمیمی شود. خط قرمزهای زیادی داشت و با هرکسی نشست و برخاست نمی کرد. از سال 89 با او خاطره های زیادی ساختم، او عاشق تمرین بود. اجازه نمی داد من هم تنبلی کنم، دائم می گفت حتی یک روز نباید دور از تمرین باشی، باید سالم زندگی کنی. انرژی
وضعیت پرداختی سازمان تامین اجتماعی قابل دفاع نیست
شهرام غفاری در گفت وگو با خبرنگار ایران پزشک درباره وضعیت پرداختی های سازمان تامین اجتماعی افزود: تفاوت میان سازمان بیمه سلامت و سازمان تامین اجتماعی این است که عمده منابع بیمه سلامت از بودجه عمومی دولت تامین شده و تامین اجتماعی این منابع را از حق بیمه تامین می کند؛ اگر پول به موقع به بیمه سلامت داده شود، این سازمان به تعهدات خود عمل خواهد کرد، اما سازمان تامین اجتماعی با توجه به شرایط اقتصادی و
امیر عابدینی: علی پروین راستش را نمی گوید/ او هاشمی نسب و مهدوی کیا را نمی خواست!
امیر عابدینی مدیرعامل اسبق پرسپولیس در گفتگویی با تسنیم درباره مصاحبه های اخیر مهدی هاشمی نسب و علی پروین و واکاوی دلایل جدایی هاشمی نسب از جمع پرسپولیس توضیحاتی داد که در ادامه می خوانید: بیشتر بخوانید:
پروین: خوب بازی کردن بدون نتیجه خوب نیست / خدا کند مشکلات استقلال حل شود
بدهیم که. بد کردیم؟ پروین در واکنش به اینکه آیا فقط به خاطر پول رفت، گفت: نه پس، به خاطر من رفت! وی درباره اینکه هاشمی نسب مدعی شده که محبوبیتش بین هواداران این تیم زیاد شده بود و پروین به این دلیل او را از پرسپولیس کنار گذاشت گفت: این حرف ها خنده دار است. خودت شب به این جملات فکر کن، ببین خنده ات نمی گیرد؟ یک روزی تیم آث میلان آمده بود و من همه را جمع کردم و گفتم در این
واکنش هاشمی نسب به حرف های علی پروین: چرا به خودشان گرفتند!/ جدایی ام از پرسپولیس به خاطر پول نبود/ ...
گیرند و خودشان حقیقت را می گویند. اما این را می گویم که من هیچ وقت دلیل جدایی ام پول نبوده و این را به صراحت می گویم. بیشتر بخوانید: واکنش علی پروین به مصاحبه جنجالی هاشمی نسب: نبخشد؛ بگذارید یک نفر با من بد باشد/ حسادت من به محبوبیت، خنده دار است/ منم جای هاشمی نسب بودم به استقلال می رفتم!
امین منوچهری : این استقلالی که ما دیدیم هیچ شباهتی با استقلال واقعی ندارد
امین منوچهری پیشکسوت استقلال و سرمربی تیم امید هوادار و درباره شرایط تیمش، اظهار داشت: زمانی که به این تیم آمدم تیم هوادار شرایط خوبی نداشت و در رده 15 جدول قرار داشتیم. بحث مشکلات اصلاً فنی نبود بلکه حواشی حول باشگاه بود. وی ادامه داد: سعی داریم در نیم فصل نفرات بهتر را جایگزین کنیم و مشکلات موجود را حل کنیم و نفراتی که در تیم حضور دارند، روی تفکرات و ذهنیتشان
راز قتل شوهر توسط عروس نوجوان فاش شد
سرانجام به قتل اعتراف کرد و گفت: من 13 ساله بودم که به زور همسر کریم شدم. هیچ علاقه ای به او نداشتم. مدام کتکم می زد. اصلاً اجازه نداشتم حرف بزنم تا اینکه روز حادثه کاسه صبرم لبریز شد و با چاقو او را کشتم.با اعتراف صریح متهم و بازسازی صحنه جرم، به خاطر آنکه متهم در زمان ارتکاب جنایت زیر 18 سال بوده به شعبه 5 دادگاه کیفری یک استان تهران(ویژه رسیدگی به جرایم اطفال) فرستاده شد. در دادگاه
پرسه زنی و حظ تماشای آجرهای رقصان در رخ بام
خودآگاه مرا بیرون می کشد و رویم را برمی گردانم سمت آدم ها، هرکسی پرشتاب در پی کاری، راه را می گیرم به سمت سپه سالار که نارونی چشمم را می گیرد؛ تماشایش می کنم نه با چشم سر فقط که دست می کشم روی پوستِ خسته اش و آن زمختی پیچ و تاب برداشته بین رنگ به رنگ قهوه ای... بعد دلتان بخواهد، چنان دقایق طولانی در نرم غلتیدن قطره های آب در حوض میدان غوطه خوردم انگار دنبال مولکول گم شده ای باشم. بعد رفتم
کاهش خدمت سربازی برای دانشجویان ماهر
/> از قبل تصمیم گرفته بودیم یک سال استراحت کنیم؛ چون دیگر ساخت پشت سرهم باعث تکرار شده بود. با تغییر مدیران و عوض شدن معاون سیما، اعمال سلیقه های فرهنگی آقای جلیلی افزایش یافت. ایشان مدیران خودشان را منصوب کردند و ما احساس کردیم که دیگر فضا مناسب نیست. بعد از دو ماه و نیم جلسه ای با آقای دکتر جبلی داشتم. وی به من گفت: یک سال شوخی است؛ بیایید زودتر شروع کنید ؛ اما فضای مناسبی نبود
فروش دختر 17 ساله به یک مرد ، ماجرای شکنجه زن نوجوان توسط اعضای یک خانه
خواهر و برادرم رفتم ولی باز با کتک من را برگرداندند. من هیچ راهی به جز قتل رحیم نداشتم. من حتی سواد ندارم. حالا هم بهترین جا برای من زندان ایران است، چون اگر برگردم معلوم نیست چه سرنوشتی داشته باشم. من حالا در کانون دارم سواد یاد می گیرم و خواندن و نوشتن یاد گرفته ام. خودم می توانم کتاب بخوانم. پدرم زندگی من را سیاه کرد. بعد از گفته های متهم، کیل مدافعش در جایگاه قرار گرفت و از دادگاه خواست با توجه به اینکه متهم صداقت نشان داده و همچنین زیر 18 سال است، قضات این نکات را در نظر بگیرند. در پایان، هیات قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند. ...