سایر منابع:
سایر خبرها
عروسک های جدید می آیند/ ماجرای حذف تیتراژ خندوانه/ فهرست پوشش خانم ها دیگر چیست؟
دارد که سناریوی آن در حال طراحی و نوشته شدن است، اما این که بگوییم برنامه ریزی دقیقی برای شروع آن داریم این طور نیست. خندوانه پروژه ی سختی است و هر روزش یک ماجرای جدیداست که واقعاً فقط باید با آن زندگی کرد، خوابید و بیدار شد. اینکه بخواهیم به چیز دیگری برسیم حالا سینمایی یا هر چیز دیگر واقعاً دشوار است، نمی شود این کار را کرد. خندوانه بسیار وقت گیر است، تمام زندگی ام را گرفته و مال
رفتار تکان دهنده 3 پسر پولدار با مادر معلولشان
مشکل داشتم ولی با فوت اون خدابیامرز دیگه زمینگیر شدم. - تحت پوشش بهزیستی نیستی؟ نه، من که نمی دونم چیکار باید بکنم و کجا باید برم. - پسرها اصلا حالتون رو نمی پرسن؟ نه، اصلاً انگار نه انگار که من مادرشون بودم و با سختی بزرگشون کردم. - تلفن هم نمی زنن؟ نه به خدا، دلم براشون لک زده، برای خودشون، برای زن و بچه هاشون. قطرات اشک
متوسلیان با پاسپورت عباس عبدی به شناسایی رفته بود
تصمیم مؤثر دانست. او می خواست برود و همزمان که داشت به بیروت می رفت نیروها آرایش گرفته بودند که برگردند. درودیان: حاج احمد همان الگوی ذهنی برای مدیریت صحنه را داشت که در پاوه و مریوان نشان داده بود. تحت سیطره ملاحظات سیاسی نبود. مهتدی: من رئیس دفتر صداوسیما در بیروت بودم و چون دفتر ما را بعث عراق منفجر کرده بود در سفارت بودیم. عملاً امور سفارت را من انجام می دادم. وقتی اسرائیل
الگوی صبر و استقامتم همسر شهید بابایی است
آخرین باری که رفت من احساس کردم که دیگر نمی بینمش و برنمی گردد. به دلم افتاده بود شهید می شود. رفتنش برایتان سخت نبود؟ چرا خیلی سخت بود. ایشان وقتی که می رفت و زنگ نمی زد من خیلی ناآرام و بی قرار می شدم. ولی آن روزی که شهید شدند تا فردا که به من زنگ نزدند من آرام بودم. اصلاً فکر نمی کردم روزی که شهید شود من انقدر آرام باشم. انگار به دلم افتاده بود. با تمام اینها باز
کیارستمی، اصلی که کپی ندارد
کیارستمی برای یافتن کوچه و خانه ای مناسب و به درازا کشیدن تصویربرداری بدون کات یک سکانس چهل روز به طول انجامید تا روی بیننده تاثیری مضاعف بگذارد، این تکنیک بعدها به یکی از ویژگی های سبک و سیاق فیلمسازی او درآمد. آنچه باعث تفاوت فیلم نان و کوچه می شود توجه به جزییاتی است که به هنگام کارگردانی و در اجرای دکوپاژ رعایت و در نظر گرفته شده است. عناصری چون اندازه نما، ارتفاع دوربین، بازی بازیگران و
منصوریان: تمام بازیکنانی که پرسپولیس می خواهد شاگردان من بوده اند!/ رضایی می داند اگر به استقلال بیاید ...
تمام احترامی که برای او قائلم و منکر توانایی هایش نمی شوم، اما فرشید باقری و علی قربانی را به ذوب آهن نمی دهیم، بلکه ما با همان شرایط اولیه برای خرید این بازیکن پیش می رویم. امیدوارم این شرط نشانه این نباشد که کسی سراغ قاسم نیایید و به همین دلیل ستاره های ما را نشانه گرفته باشند. بازیکنی که به استقلال می آید و برند این تیم به او می خورد قیمتش 5 برابر می شود منصوریان افزود: ستاره
منصوریان:پیروزی دربی هدفم است
این نباشد که کسی سراغ قاسم نیایید و به همین دلیل ستاره های ما را نشانه گرفته باشند. بازیکنی که به استقلال می آید و برند این تیم به او می خورد قیمتش 5 برابر می شود منصوریان افزود: ستاره های ما قبل از آمدن به استقلال هر قیمتی که داشتند، داشته اند، اما اکنون قیمت آنها سه میلیارد تومان است. وقتی باقری و قربانی با ما قرارداد امضا کردند قیمت شان 3 میلیارد تومان شد. ما قاسم حدادی
صنایع دستی ایذه در کنج انباری ها خاک می خورد
می آید و یا اینکه کار آفرینان تنها افراد ثروتمند و مشهوری هستند که چندین کارخانه و کارگاه بزرگ و چندین کارمند دارند درحالی که شما می توانید کار آفرین خودتان باشید یا به اصطلاح قدیمی ها استاد خودتان. فاطمه آورند کارشناس صنایع دستی، عضو انجمن دوستداران میراث فرهنگی و مدیرعامل تعاونی صنایع دستی و گردشگری در شهرستان ایذه به همراه ماهیجان کُرد از هنرمندان صنایع دستی شهرستان، این بار سوژه
چهره ها در شبکه های اجتماعی (264)
قاسمی از این امکان و رای بالقوه ی صفحاتشان استفاده کردند، ولی مهدی پاکدل با اتکا به توانایی های خودش و بدون دوپینگ قهرمان شد! بانو مرضیه برومند، یکی از "مرد" های سینما و تلویزیون. یکی از پرتکرار ترین عکس های چند روز گذشته، این عکس زیبا از استاد پرویز پرستویی و استاد مسعود کیمیایی بود. عکسی که توسط محمد مهدی دل خواسته گرفته شده است عکسی جالب و زیرخاکی از شاهد احمدلو
نحوه ی شهادت اولین شهید بهبهان؛ شهید حبیب الله جوانمردی
: بخور. گفت: نه. می خواهم مثل امام حسین، تشنه جان بدهم. کسی نمی دانست آن موقع برای غریبی امام حسین گریه کند یا حال و روز حبیب الله را در یابد. رو کردم به حبیب الله و در حالی که دلم شکسته بود گفتم: حبیب الله. من یک سال خودم را در مدرسه مردود کردم تا تو به من برسی. اما اگر تو از من جلو بزنی دیگر هیچ وقت نمی توانم به تو برسم! همان حین چند نفری رفتند و وانتی را آوردند و ما حبیب الله را بلند کردیم و توی
پرسش و پاسخ های قرآنی
برد و هم باید حساب و کتاب کارها را برای یوم الحساب داشت. استاد به عنوان آخرین سوال مردمی درمورد ساعت نحس وسعد پرسیده شده است؟ درقرآن ایام نحسات یا یوم نحس داریم . مثلا فلان قوم را درایام نحسی عذاب دادیم. از طرفی کره ی زمین نسبت به ماه یا بعضی اجرام آسمانی در یک موقعیت خاصی قرار گرفته و از این اجرام و کرات متاثر است . برهمین اساس به عنوان مثال دربحث انعقادنطفه روایت هایی است که
نگاهی مختصر به زندگی نامه حضرت خدیجه سلام الله علیها
کلثوم . 6- فاطمه . رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ، ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از بعثت پیامبر (ص) ، بدرود زندگی گفتند . ولی دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند . گروهی از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت به دنیا آمدند و چندروز پس از پیامبر خدا (ص) به مدینه هجرت کردند . خدیجه در دوران جاهلیت حضرت خدیجه
تشکر ویژه علیرضا بیرانوند از گل محمدی و فرکی/ یخچال پر ازسیب پرویز پرستویی/ صدای موفقیت سعید معروف
بگم مهربونیاتونو فراموش نکردم و نخواهم کرد تازه به معنای حقیقی فهمیدم خدا هر چی بخاد همون میشه((به معنای حقیقی))به زندگی امیدوار باشیم و هیچ وقت به خاطر هیچ مسئله ای نا امید نشیم .مطمئن باشید بهترین ها در انتظار ما هستند به شرط اینکه خودمون هم بخوایم و تلاش کنیم. راستی برای سلامتی همه مریضا دعا کنیم مخصوصا استاد آواز ایران محمد رضا شجریان انشاالله به زودی زود حال ایشون خوبه خوب بشود و
آن جوان دل سرهنگ علیفر راشکست
نظر شخصی شما در این باره چیست ؟ اگر من به جای آقای علیفر بودم این شخص را می بخشیدم و از این شخص هم میخواهم که رسما از رسانه ها عذرخواهی کند.ایشان به رسانه ها توهین کرده اند و رسانه ها از او قهرمان ساخته اند ! ایشان تصور نکند که یک حرکت قهرمانانه انجام داده اند. اینکه موجب ناراحتی یک خانواده و یک سرهنگ بازنشسته فداکار کشور شده باشیم افتخاری نیست که به آن ببالیم. دلی را شکستی اما آن دل را
شعر/ مادر سلام حال غریبت چگونه است؟
نوع مرامت زهرا فقط در دامن تو رشد کرده ای مادر زهرا همین بس در مقام ات حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم دین خدا یکجا سند خورده به نام ات با این که بر عرش خدایت پا نهادی رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی در بخشی از شعر محمود ژولیده هم در همین مناسبت می خوانیم: هنوز چهره ی مکه غبار ماتم داشت هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
جدول سابقه فعالیت اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دهم/نماینده پاکدشت رکورد دار بیشترین حضور درمجلس
سوابق و فعالیت ها محمدرضا عارف نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس – دکترای مهندسی برق، استاد دانشگاه، رئیس بنیاد امید ایرانیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو پیوسته و رئیس گروه علوم مهندسی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، رئیس هیئت مدیره بنیاد باران، عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر جمهوری
روزه دختر هشت ساله افغانستانی برای سلامتی امام(ره)
و ناظر به عهده دارم. سرنوشت مردم ایران را مشترک با سرنوشت خودمان می دانستیم ♦ زمانی که انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست بنده در دوران نوجوانی بودم درکابل پایتخت افغانستان و درضمن سرپرستی خانواده ی پدر انقلابی و مجاهدم استاد شهید محمد ابراهیم محقق، در کارگاه صاف کاری ماشین های سنگین یعنی اتوبوس مشغول بودم. خاطره ای از آن دوران به یاد دارم به این شرح که در آن کارگاه سه نفر
زندگی ام را مدیون پرسپولیسم - سر 4 جعلی با برهانی کل کل داشتیم - روزی که می خواستم بروم ماه عسل
5 دقیقه ای امضا نکنم. ذات فوتبال برای من خیلی مهم بود. برای من مهم نبود چقدر بیشتر بگیرم؛ مهم این بود که یک افتخاری کسب کنم. شاید اگه باهوش تر بودم در 27 سالگی فوتبالم رو کنار نمی ذاشتم. اولین و آخرین نفری که اشتباه کرده خودم بودم. هرچند یک آدم هایی هم دخیل می دونم در این قضیه ولی فکر می کنم خودم اشتباه کردم و هیچ وقت خودم رو نمی بخشم. ولی شک نکنید در عرصه مربیگری با همه این اتفاقات که تو لیگ یک
گفتگو با بهرام رادان به بهانه فیلم بارکد ؛ دیده شدن فیلم هایم اولویت دارد، نه دریافت جایزه
خریده ای! من از کودکی عاشق خواندن بودم، عاشق ادبیات و شعر بودم و هر وقت مرا برای آوردن چیزی به انباری می فرستادند، ساعت ها مشغول خواندن روزنامه هایی می شدم که کف کمدهای قدیمی انبار بود و زمان را فراموش می کردم. این گرایش همان زمانی هم که وارد سینما شدم همراه من بود. یادم است زمان دانشجویی ما (سال 78)، دوران نیمه طلایی مطبوعات بود و ما با یک بغل روزنامه به سر کلاس می رفتیم و آن ها را با
شورای شهر نامه های من را بی جواب گذاشت
مربیگری در این رشته پرداختند. چگونه به عضویت در تیم ملی درآمدید؟ اولین تیم ملی والیبال نشسته کشورمان به مسابقات برون مرزی اعزام شد در سال 1364 به نروژ بود که من هم عضو این تیم بودم. البته مشهد 4 نماینده در تیم ملی داشت. یادم هست همان روزی که قرار بود اعزام شویم تهران بمب باران شد و پرواز ما با تاخیر انجام شد حتی به مسابقه اول نرسیدیم. در آن زمان هلند 13 سال قهرمان دنیا بود و ما موفق شدیم
تمدن کهن زیر پای عابران برازجانی
کافی وقت بود که نخواهم عجله کنم. کمی پیاده روی کردم تا بادی به سرم بخورد و هوایی تازه کنم. به محل برخورد خیابان ماحوزی با ابتدای خیابان بیمارستان رسیده بودم. بازهم تصمیم گرفتم تا با هدفونم موسیقی گوش کنم. بی درنگ به موبایل وصلش کردم و دکمه پخش را فشار دادم. ادامه آهنگ وطنم از سالار عقیلی بود. رگت امروز تشنه عشق است دل رنجیده خون نمی خواهد! همزمان با شنیدن این بیت، چشمانم
تلخ و شیرین زندگی دانشجویی/نگاهی به وضعیت خوابگاه های دانشجویی ایران
هیچ وقت نمی توانیم روی آنها حساب باز کنیم، مگر اینکه زودتر حرکت کنیم و یک ساعت قبل از شروع کلاس به دانشگاه برسیم. ساختمان قدیمی خوابگاه سلامت مشکلات متعددی دارد و اتاق ها هم که باید کاملا تعمیر شوند، از خوشخواب ها و تخت ها گرفته تا درب و پنجره حتی نظافت کل خوابگاه بر عهده خودمان است. ما همچنان منتظریم تا یک روز بیایند و بگویند خوابگاه به دلیل تعمیرات اساسی یک ماه تعطیل است ولی در طی این سال ها
عشق به اهل بیت(ع) بال پرواز عبدالحمید شد
پسرم هم بخواهند بروند، هیچ مانعی پیش پایشان قرار ندهم. روزی که عبدالحمید از رفتنش گفت، من هم گفتم واقعاً شیرمردی که چنین تصمیمی گرفته ای. درک این مسئله کمی سخت است که چطور پدر یک خانواده با دو فرزند از همه چیزش بگذرد و برود. آن هم با وجودی که شغل آزاد داشت و از او توقع اعزام نمی رفت. نمی دانم چرا هیچ وقت از انگیزه های رفتن همسرم از او نپرسیدم. اینکه بخواهم سؤال پیچش کنم و او
اس ام اس عاشقانه و احساسی سری پنجاه و یکم
نوشته بودم: دوستت دارم! ************************** میانِ قابِ عکس لب خندِ تو خالی ست کی می رسی میوه ی نارسِ پاییز؟! ************************** بخند ساحل دل من کمی موج می خواهد. موج خنده هایت تا بهم ریزد تمام نظم شن ریزه ها را ************************** راه می روم و شهر زیر پاهام تمام می
هنرمند با پیمانکار در تبریز فرقی ندارد!/ خلق تابلویی نفیس با 5 میلیون سنگ ریزه
به گزارش نصر، رشته تابلو موزائیک، یازده سال قبل برای نخستین بار در تبریز توسط صابر بقال اصغری، هنرمند خلاق تبریزی در جهان مطرح شد و این هنرمند که تنها خلاق و رکورد دار این رشته است، هر از چند گاهی حتی رکورد خود را نیز می شکند. اما این روزها دل این هنرمند پر است از دست مسئولانی که هنر را "متر" می گیرند و ارزش اثر هنری را کیلویی حساب می کنند و دست آخر بی اعتنا به شوق هنرمند، به سادگی از کنار آن می
از تصنیف های میهنی مشروطه تا سرودهای انقلاب
محبوب شد که توسط مردم زمزمه می شد: وقت است تا برگ سفر، بر باره بندیم دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم بانگ از جرس برخاست وای من خموشم دریادلان راه سفر در پیش دارند پا در رکاب راهوار خویش دارند گاه سفر را چاوشان فریاد کردند منزل به منزل، حال ره را یاد کردند گاه سفر آمد، نه هنگام درنگ است چاووش می گوید که ما را
شروع عادت های خوب در ماه خوبی ها
از نظر خدا هم بنده ها با هم فرق دارند و فقط خودش می داند عزیزترها را چطور انتخاب کند. حتی ماه ها هم با هم فرق دارند و ما در عزیزترین ماه خدا هستیم. من که دلم نمی خواهد دست کم در این ماه غیرمعمولی، یک بنده کاملا معمولی باشم. دست کم باید کمی با قبل خودم فرق کنم. شما چه نظری دارید؟ سفره یعنی جمع چه چیز این روزها غیرمعمولی است؟ این را از مادرانی که متولی سور و سات ماه
حواشی برنامه ماه عسل 95 و پیام دو وزیر به احسان علیخانی
و بم آثارش اشراف. اما جز مرد تنهای شب هیچ چیز دیگری را به خاطر نداشت. ای کاش همه ما فقط در چنین مواقعی جو گیر می شدیم و فقط به ستایش های افراطی و اغراق شده بسنده می کردیم. مشکل این جاست که ما به همان اندازه که می توانیم در ستایش و اظهار علاقه به دیگران اغراق و افراط کنیم می توانیم خشونت به خرج دهیم و بی رحم باشیم. این که یک آدم بی رحم و عاطفه سگی را کتک بزند و آن وقت ما هرچه فحش در زندگی آموخته
نگاهی نو به زندگی یار و مشاور پیامبر، خدیجه علیهاالسلام
در زندگی تاریخ سازش نشان داد که دلی به شفافی آینه صاف، اندیشه ای به جوشانی آب زمزم، و فطرتی به زلالی آبشارهای بلند و دور از دسترس داشت. پس از ولادت او، برخلاف رسم سیاه زمانه که مژده ولادت دختر را برنمی تافت، و نوزاد را با تاریک اندیشی بهت آوری به آغوش سرد خاک می سپرد خاندانش مقدم او را گرامی داشت، و بزم شادمانی آراست، و ضمن تبریک ولادت او به پدر و مادرش، در همان مراسم ساده، نام او را
خبرنگاری در برادر ریتم حرف زدنم را تند کرد/ بعد از هنگامه شناختم از مدافعان حرم بیشتر شد
در سریال روزگار قریب بوده. شما از وقتی پذیرفتید در این سریال باشید معنیش این بوده که تصمیم گرفته بودید وارد بازیگری شوید؟ یا ناخواسته و بدون قصد بازیگر شدید؟ من از کودکی تئاتر کار می کردم. آقای کیانوش عیاری داور جشنواره تئاتر بودند. بازی من را در جشنواره دیده بودند. زمانی که انتخاب شدم قبلش حدود هفت سال تئاتر حرفه ای کار کرده بودم. البته در خوزستان. هرچند ما چیزی از بچه های تهران کم