سایر منابع:
سایر خبرها
برای کدخدا همین یک میز مانده!
نهایت چه توافق بشود، چه نشود، شعار مرگ بر آمریکا از زبان ملت ایران نخواهد افتاد. اصلا اگر از همه جنایت های آمریکا علیه ملت ایران صرف نظر کنیم، شیطنت های همین 2 سال اخیر شیطان بزرگ در خلال مذاکرات کافی است تا بانگ برآوریم مرگ بر آمریکا . آمریکا در این 2 سال اخیر به خوبی نشان داد هیچ کجا وحشی تر و دروغگوتر و جلادتر و شرورتر و ملون تر از میز مذاکره نیست! واقعیت آن است که آمریکا در پای میز مذاکره بیش
پای صحبت همسران شاهدان عرش نشین
هیچوقت منزل نیستم لااقل این چند روزی که هستم باید به همسرم کمک کنم. ** شهید حمید باکری با تعدادی از بچه های سپاه در خانه ای ساکن شده بودیم، روزی که حمید از منطقه آمد، به شوخی گفتم: دلم می خواهد یک بار بیایی و ببینی اینجا را زدن و من هم کشته شدم، آن وقت برایم بخوانی، فاطمه جان شهادتت مبارک! بعد شروع کردم به راه رفتن و این جمله را تکرار کردم. دیدم از حمید
در محضر راست قامتان تاریخ
راه دور بروی؛ برو همین دانشکده مهندسی تهران. جواد هم وقتی دید مادرش راضی نیست، قید دانشگاه نفت را زد و گفت: من عاشق رشته مهندسی نفت هستم و دوست دارم بروم آبادان، مطمئنم اگر نروم، آینده ام خراب میشود ولی چون مادرم راضی نیست، نمی روم، هر چه ایشان بگوید همون کار را می کنم. این را که گفت، دل مادرنرم شد و دیگر مخالفت نکرد. **شهید رضا عامری مادر شهید می گوید: من نمی دانستم
شاید تا 40 سالگی در تیم ملی ماندم
را می گویم. روزی که دستم شکست و دقایق زیادی تا پایان بازی باقی مانده بود. به جواد گفتم دستم شکسته و خیلی درد دارم. نگاهی به من کرد و گفت: آندو تو باید بمانی و حق نداری از زمین بیرون بروی. گفت بمان من پشتت هستم و من هم ماندم. این بهترین خاطره ای است که از جواد به یاد دارم. آن روز را هرگز فراموش نمی کنم. تیم ملی با کاپیتانی جواد به جام جهانی رفت و یکی از بهترین روزهای زندگی ورزشی جواد و همه ما رقم
امینِ افغانستانی، کلیددار امین خانه ما ایرانی هاست
امور ساختمان دارد، برای رفق و فتق اش رو به امین می زند. زمانی که صاحبان مغازه ها نباشند، امین است که در ایام فراغت پشت دخل می ایستد و مغازه را می گرداند. چند ماه پیش سقف خانه یکی از اهالی محله امین ، فروریخته بود، مرد مدت ها بود که کلافه بود و از فشار کار گله می کرد که به او فرصت نمی دهد که به سراغ تعمیرکار برود و خانه را تعمیر کند. می گفت اگر فرصت داشتم خودم هم دست به آچار هستم و لوله
90/ این استقلال سهمیه آسیا هم نمی گیرد
مدافعان بلند قامتی دارد نباید یک مهاجم کوتاه قد هر کاری دلش خواست با این نفرات انجام بدهد و و در نهایت با ضربه سر دروازه استقلال را باز کند.سرمربی آبی پوشان به این موضوع اشاره داشت که در دیدار مقابل فولاد خوزستان فکر همه جا را کرده بود به جز اینکه شریفات بتواند روی سر عمران زاده و صادقی بلند شود و ضربه سر بزند. قلعه نوعی می گفت: مطمئن هستم که خود شریفات هم بابت گلی که زده متعجب است و شاید این تنها
بیوگرافی نگار فروزنده
است. گفتگوی کوتاه با نگار فروزنده از چه سنی وارد حرفه بازیگری شدید؟ زمانی که 14 ساله بودم وارد دنیای بازیگری شدم و همیشه عاشقانه کارم را دوست داشتم و دارم. من زمان کمی را صرف این علاقه ام نکرده ام و همیشه همین حس دوست داشتن بوده که در کارها کمکم کرده است. وقتی تصمیمم برای ادامه این حرفه جدی شد در کلاس های مرحوم سمندریان شرکت کردم و مطالعه زیادی هم داشتم؛ در کنار
مربیان استقلال بهانه جویی نکنند و واقعیت ها را بپذیرند
، به تیم لطمه زد و باعث شد جناح چپ تیم تضعیف شود و به فولاد فضای حرکت و رسیدن به گل بدهد، از سویی محسن فروزان نیز روی گل های دریافتی اشتباه کرد و نباید به عنوان دروازه بان استقلال چنین گل هایی بخورد. علت نوسان فروزان را در چه می دانید؟ من، او و همه جوان های فعلی فوتبال را دوست دارم ولی امثال فروزان باید قدر خودشان را بدانند و تمرکزشان روی مسائل فنی باشد نه پوشش ظاهری. این مشکل که
ناگفته های ضرغامی در دوران ریاستش
/> این نکته را می توانید به حوادث دوران فتنه و دلخوری های آقای سید حسن خمینی و نامه ایشان هم تعمیم بدهید. من برخلاف میل باطنی ام و با وجود علاقه ای که به ایشان داشتم و دارم، آن پاسخ روشن را دادم؛ چراکه در تاریخ ثبت می شد و این رفاقتی نبود که ما بگوییم کوتاه می آییم. من طی این ده سال از هیچ ارگان، نشریه و رسانه ای شکایت نکردم. حتی روز اول که آمدم شکایت های زیادی مانده بود و من اعلام کردم که همه شکایت
بولتن موسیقی ؛ آیا انور براهم می نوازد و چاووشی می خواند؟ (16 فروردین)
آخرین وضعیت ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی درصحبت های مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی، اجرای بازی گوش با هنرمندی انور براهم و آنیا لخنر در تهران، رویارویی نوازندگان تهران و جنوب غرب ایران در کماکان ، اجرای منحصربه فرد آنیا لخنر در ایران، گلایه های بابک چمن آرا مدیر انتشارات آواخورشید از وضعیت موسیقی کشور، گزارشی از برنامه اجراها و کنسرت های موسیقی در بهار 94، پیوستن علی زندوکیلی به سین هشتم ، حضور محسن چاووشی بر روی صحنه کنسرت پس از 10 سال انتظار و درنهایت نگاهی به زندگی هنری زنده یاد استاد مهرتاش فردی سرخط مهمترین اخبار موسیقی امروز را به خود اختصاص می دهد. ...
بولتن تلویزیون ؛ کلاه قرمزی یا درحاشیه مسئله این است! (16فروردین)
طرف بچه ها ببرند. به نظرم نوع شوخی ها و سایر آیتم های کلاه قرمزی بیشتر مخاطب بزرگسال را به خود جذب می کند و گویا جنس کلی کار برای بزرگسالان نوشته شده است و بیشتر بچه های قدیم با کلاه قرمزی ارتباط برقرار می کنند. وی سپس مسابقه فرمانده محصول شبکه افق را کاری نو و جذاب دانست و بیان کرد: یکی از برنامه های نوروزی امسال که شخصا آن را دوست داشتم، مسابقه فرمانده بود که از شبکه افق در ایام
واکنش صفار هرندی به اظهارات هاشمی درباره شورای رهبری
نیفتد. البته ممکن است با پروپاگاندا، تبلیغات و هیاهو، مساله را به گونه دیگری جلوه دهند؛ مثلا بخواهند چیز به دست نیامده را به عنوان یک دستاورد بزرگ، به ما غالب کنند. در اینجا نقش رسانه این است که واقعیت را منعکس کند و بگوید که همه ماجرا چیست و چه چیزی قرار است عاید شود؟ این خیلی بد است که مردم به توهم اینکه راهی که در حال طی شدن است، اینها را به فراخی و گشایشی در مسائل زندگی بکشاند اما بعد از یک سال
واقعیات تکان دهنده زندگی زنان معتاد (16+)
. یه ماهشم نبود. براش اسمم نذاشته بودیم. حوصله گریه هاشو نداشتیم. - الان ناراحت و پشیمون نیستی؟ - (با عصبانیت زیاد): ببین! من معتادم ولی مادر که هستم، حس دارم. تو بگو، نگهش می داشتم که چیکارش کنم؟ پول داشتم؟ (بعد از یک دقیقه مکث این بار با لحنی مهربانتر) الان نمی دونم کجاس ولی واقعا نمی تونستم نگهش دارم. - چی شد که کارتن خواب شدی؟ - وقتی مصرفمون بالا رفته
شهیدامیر محمد اسلام جو (انداده)
آمین. با سلام خدمت خانواده شهیدان وروح بلند شهیدان راه خدا وباسلام خدمت خانواده وپدر ومادر عزیزم وبرادران وخواهران گرامی وهمسر عزیزم اینک که عازم جبهه علیه دشمن هستم امیدوارم به ندای امام زمانم پاسخ مثبت داده باشم وسعادت یارم باشد که به درجه رفیع شهادت مفتخر گردم واگر شهادت نصیبم نشد تا زمانی که یک سرباز متجاوز ویک ضد انقلاب در خاک میهن عزیزم مانده باشد می جنگم تا اینکه به یاری خداوند
درخشان: تا روز آخری که هستم به برانکو فکر نمی کنم
/> * می خواستیم نظرتان را بدانیم. به هر حال قرار است یکی بیاید و جای شما را بگیرد! - هنوز که اتفاقی نیفتاده است. همین قدر بگویم تا روزی که به عنوان سرمربی روی نیمکت پرسپولیس هستم، با قدرت کارم را ادامه می دهم و به برانکو یا شایعات دیگر فکر نمی کنم. * مصاحبه های صادقیان را خوانده اید؟ - نه ولی یک چیزهایی شنیده ام. من قبلا هم گفتم که او را دوست دارم وگرنه به اندازه
هدیه جالب فرزند یک شهیدِ شیرازی به رهبر انقلاب/ بیانیه لوزان lose آن نشود!
حلال نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم. مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماست بندی دارد. او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می دهد تا آبی که در شیرها می ریزد و ماست می بندد حلال باشد. آقا تقی می گوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه
مردان کوچک کار
آینده مدرسه برود؟ چشم هایش برقی می زند و می گوید: آره دوست دارم. در تمام مدتی که آنجا هستم در حال بازی کردن با یک قوطی کبریت است. گاهی یک کبریت در می آورد، آتش می زند و سعی می کند تا لحظه آخر خاموش اش نکند. به هم سن و سال های کامران فکر می کنم که با رد شدن از یک کیلومتری کبریت، فریاد پدر و مادرشان به هوا می رود! وقتی از دوست هایش می پرسم، مات مرا نگاه می کند. معلوم است که منظورم را متوجه نشده. اما
نا گفته های ضرغامی از صداوسیما و سیاست
دلیل، جلوی آن را گرفتم. - در حوزه سیاست نیز همین طور است. مقام معظم رهبری چارچوب ها را برای ما مشخص کرده اند اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم می گیریم. این نکته را می توانید به حوادث دوران فتنه و دلخوری های آقای سید حسن خمینی و نامه ایشان هم تعمیم بدهید. من برخلاف میل باطنی ام و با وجود علاقه ای که به ایشان داشتم و دارم، آن پاسخ روشن را دادم؛ چراکه در تاریخ ثبت می شد و این رفاقتی نبود
فخیم زاده: فیلمم سلاخی شد!
کنید. برای مثال در قسمت یکی مانده به آخر مهندس کامپیوتر می گوید: چرا ناصر پاپتی را آوردی و سرهنگ می گوید: خب باید چه کارش می کردیم؟ اگر خانه می ماند یک نفر نبود که یه تیکه غذا جلویش بیندازد و ناصر با لحن اعتراضی در جواب می گفت: مگر من سگ هستم که غذا جلویم بیندازید؟ اما گفتند که این دیالوگ باید بیرون کشیده شود و حرف ناصر به این جمله در نهایت تغییر کرد که مگر من گدا هستم که غذا جلویم بیندازید؟ در حالی
بازیگری که رکوردار نقش مادر است
واسطه اجرای تئاتر در شهرستان ها تجربه کارگردانی را به دست آورده بودم. از طرفی حضور همسرم که خود کارگردانی خوش فکر بود در این راه به من کمک زیادی کرد و باعث شد ترسم از کارگردانی ریخته شود و حس کنم پتانسیل ساخت یک فیلم بلند را دارم. فیلم مرجان یکی از اولین فیلم هایی بود که در روستا می گذشت و حال و هوای روستایی داشت. البته بر خلاف فیلم های آن موقع پایانش هم تلخ و غمگین بود و در آن خبری از رقص و آواز و صحنه های اکشن نبود. هر چند که مجبور شدم پایان فیلم را به خاطر خوشایند تهیه کننده تغییر دهم.
یک کشتی از محمد نادری در قهرمانی آسیا 2016 + ویدیو
است و من به او لقب شیطان داده ام . اما مهمترین رویداد زندگی من تولد پسرم بود که همسرم در سن چهل و نه سالگی ام به من هدیه داد و او پسرم والودی بود . یک پسر جذاب و با مزه که 3 ساله است. با این نوع تعریف کردن تان معلوم است که حساب والودی با بقیه بچه ها جداست . - بله، سه دختر زیبایم که من دیوانه وار عاشق شان هستم یک طرف اما ما همیشه برای تولد یک پسر امیدوار بودیم . بهرحال یک مرد
سبک زندگی اسلامی با تکیه بر سنت پیامبر اسلام
، بلند طبع، خوش معاشرت و خوشرو بود. همیشه لبخند بر لب داشت ولی بلند نمی خندید، وغمگین به نظر می رسید اما عبوس نبود، فروتن بود اما خود را کوچک نمی نمود، بخشنده بود اما اسراف نمی ورزید، و نازکدل و مهربان با همه مسلمانان بود. به روایت طبرسی؛ رسول خدا به هنگام سخن گفتن لبخند می زد. امام صادق (ع) فرمودند؛ صبر، راستگویی، بردباری و خوش خلقی از اخلاق پیامبران است. رسول خدا
خاطره بازی با نصرت ا... وحدت در بهار 90 سالگی
. وقتی خبرش را شنیدم خیلی خیلی ناراحت شدم. برای مراسم تشییع پیکرش به اصفهان رفتم و آنجا با حضور بی سابقه مردم روبه رو شدم. فکر کنم آن روز تمام اصفهان در آن مراسم حضور داشتند. ازدحام جمعیت به حدی بود که ماموران نیروی انتظامی کمک کردند تا از بین جمعیت خارج شوم و از سر پل خواجو به اداره صداوسیما رفتیم. آنجا مرحوم حسن کسایی را هم ملاقات کردم. همسر و فرزندان من من 5 تا بچه دارم که هیچ کدام وارد
عوارض نگاه ایدئولوژیک به آموزش و پرورش
شوند هم تابع ایدئولوژی نظام. می خواهد با نمره و امتحان و اکراه و اجبار آموزه هایی دینی را در مدارس آموزش دهد و به آسیب های آن کمتر توجه دارد. بنده یک وقتی به مرحوم مهندس علاقه مندان گفتم اگر سازمان های جاسوسی غرب دست به دست هم می دادند و به گونه ای برنامه ریزی می کردند که نسل جوان ما از دین گریزان شوند نمی توانستند به این گونه که ما داریم در مدرسه و دانشگاه بچه ها را از دین گریزان می کنیم موفق
90/ صمد: با اوشین و حامد حدادی به شمال رفتیم
؟ آره خداروشکر هفته اول خوب استراحت کردیم و الان هم که به جنوب آمده ام و در تمرینات پتروشیمی هستم. 90:کدام بسکتبالیست را در دنیا بیشتر دوست داری؟ هم جوردن، هم مجیک جانسون و کوبی برایانت و.. . همه بازیکنان بسکتبال NBA را دوست داشتم. 90:دوست داشتی جای کدامیک از اینها باشی؟ دوست داشتم جای مایکل جوردن بودم و هیچ کس را هم تحویل نمی گرفتم.
سال 93 برای موزیسین ها چطور سالی بود؟
در این سال برای من رخ داد. اولین آلبوم مجازم منتشر شد. با موسسه اکسیر نوین آشنا شدم و اولین کنسرتم را در یکی از سالن های بزرگ تهران برگزار کردم. استارت آلبوم دومم را زدم و به امید خدا اوایل سال آینده منتشر خواهد شد. تک قطعات خوبی را منتشر کردم که بازتاب خوبی داشت. در کل از همه چیز راضی هستم. مهران خلیلی: سال بسیار موفق و خوبی بود سال بسیار موفق و خوبی بود. خدا را شکر می کنم که اتفاقات خوب
ماجرای واگذاری کلینیک درمانی توسط یک پزشک زیر میزی بگیر
من هم به نوعی سرباز هستم چون در دوره بهداشت سپاه، مدت سربازی خود را سپری می کردم و گفتم من هم می روم و لذا خانم و بچه هایم را برداشتم و به زاهدان رفتم که تا روز 22 بهمن در زاهدان سکونت داشتم. شهریاری تصریح کرد: شبی که قرار بود مجسمه شاه را پایین بیاورند عده ای اشرار مانع این کار شده بودند و با چماق حمله ور می شدند و نمی گذاشتند که این مجسمه را پایین بیاوریم که در نهایت مجسمه رضاه شاه
درخشان:اگر حرکت خانزاده را می دیدم نوع دیگری برخورد می کردم/دلیل عدم برخورد با مکانی را از باشگاه بپرسید
می دیدم قطعا نوع دیگری برخورد می کردم. سرمربی تیم پرسپولیس در این خصوص که اگر مدیریت باشگاه تصمیم به بازگشت سوشا مکانی بگیرد وی چه تصمیمی اتخاذ می کند، توضیح داد: هنوز کار به آنجا نرسیده است. ما برخورد جدی خودمان را انجام داده ایم و اگر اتفاق دیگری بیفتد آن موقع باید تصمیم جدیدی اتخاذ شود. من روی اصول خود هستم و تا آخرش هم روی اصولی که اعلام کرده ام خواهم بود. درخشان در
گزارش برگزاری یازدهمین کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران
برنامه ای برپا شود، با کمال اشتیاق و از صمیم جان گفتم که چه دعوت باشم و چه دعوت نباشم، در آن شرکت خواهم کرد و دوست دارم آن چه را که در دل دارم، درباره این مرد شریف بگویم که عمرش را برای بقای ایران هزینه کرد. از زمانی که در روزنامه کیهان بود، شکرخواه را می شناسم و در 7 سال اخیر هم با هم در یک گروه دانشگاهی همکار بودیم. در این جلسه می خواهم بیشتر درباره شخصیت فردی یونس عزیز صحبت کنم. وی افزود
ناگفته هایی از زندگی طالب زاده
یکی از پایه گذاران جشنواره مردمی عمار بودید. از لزوم و هدف برگزاری این جشنواره و تاثیر آن در سطح بین المللی و منطقه بگویید. فکر جشنواره عمار متعلق به وحید جلیلی و بچه های جبهه فرهنگی بود و من افتخار داشتم از دومین دوره عمار دبیر این جشنواره باشم. من از 24 سال پیش فیلم سازی را تدریس می کنم و علاقمند به آموزش این حرفه به بچه های معتقد انقلابی هستم؛ همیشه دوست داشتم که بتوانم تجربیاتی را که