سایر منابع:
سایر خبرها
هشدار نسبت به تولد 300 هزار کودک معتاد در آینده ای نزدیک
هفت جوی در نزدیکی شهریار اشاره کرد و گفت: در استان تهران محلاتی وجود دارد که هیچ امکاناتی نداشته و هیچ کدام از سازمان های دولتی علیرغم دعوت ما حضور موثری در آن مناطق نداشتند؛ برای مثال منطقه هفت جوی در نزدیکی شهریار یک سکونتگاه غیررسمی است که فقط برخورد قهری با آن شده است. کیانی ادامه داد: برای مثال نیروی انتظامی هر چند وقت یک بار به آن محله رفته و چادر ساکنین را آتش می زند و به جز این
افشای راز قتل رمال ثروتمند پس از 6 سال
تحت بازجویی فنی قرار گرفت اتهامش را پذیرفت و گفت برای بالاکشیدن اموال مرد رمال دست به این جنایت زده است. متهم در اعترافاتش گفت: من کارگر بودم و مدت ها قبل با این مرد سالخورده که ثروتمند بود آشنا شدم. می دانستم که او در منزلش میلیون ها تومان پول و سکه طلا دارد. روز حادثه با هر ترفندی بود وارد منزلش شدم. ابتدا دست و پایش را بستم و در ادامه با پارچه ای که دور گردنش پیچیدم خفه اش کردم و پس از سرقت پول و اشیای گرانقیمت پا به فرار گذاشتم. /آ
یک شب جهنمی در پارتی زندگیم را تباه کرد
به گزارش " جوان ایرانی "؛ مرد 35ساله که از شدت خماری نمی توانست از افتادن پلک هایش جلوگیری کند، در حالی که عنوان می کرد رفاه بیش از حد و تربیت ناصحیح مرا از بلندای قله خوشبختی به عمق دره بدبختی سوق داد، به تشریح ماجراهای تلخ و شیرین زندگی اش پرداخت و گفت: در یک خانواده معمولی اما مرفه به دنیا آمدم. فرزند دوم خانواده بودم و تا مقطع فوق دیپلم تحصیل کردم. این در حالی است که دیگر خواهر و
اخاذی از 50 زن با فیلم سیاه
منتشر می کند. او در ادامه با ارسال تعدادی عکس و بخشی از فیلم سیاه از طریق تلگرام، از من دو میلیون تومان پول گرفت و اکنون پول بیشتری می خواهد تا فیلم و عکس ها را منتشر نکند. در ادامه تحقیقات پلیسی دو روز پیش مرد اخاذ که با شاکی برای دریافت پول قرار گذاشته بود، دستگیر شد. متهم با انتقال به پلیس فتای استان خراسان رضوی در بازجویی به فریب زن جوان و اخاذی سیاه از وی اعتراف و عنوان
نقشه شوم مرد آشنا برای ربودن دختر 17 ساله
که اگر حرفی بزنم یا تکان بخورم مرا می کشد. محسن در محلی خلوت با تهدید مرا مورد آزار و اذیت قرار داد تا اینکه با سر و صدای من چند نفر آمدند و او از ترسش مرا رها کرد و متواری شد. با این شکایت، متهم دستگیر و صبح دیروز برای بازجویی به شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران منتقل شد. اوکه جوانی 29ساله و سابقه دار است منکر اتهام آدم ربایی و آزار و اذیت شد و گفت: این دختر نوجوان به دروغ به
زنم پدر زن سابقم را به قتل رساند و من او را مثله کردم
کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و شوهرم دروغ می گوید. او خودش سعید را به قتل رساند، من هیچ کاری نکردم. پرونده با پایان تحقیقات اولیه و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم روز گذشته در جلسه رسیدگی حاضر شد. بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و خواستار صدور حکم قانونی شد، اولیای دم نیز در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص
جسد پدر زن سابق در کاور لباس عروس
که او پیش از این و بلافاصله پس از دستگیری (در نخستین جلسه بازجویی در آگاهی) علاوه بر ادعای پیشنهاد بی شرمانه، طلب 20 میلیونی از مقتول را نیز به عنوان یکی از دلایل آغاز درگیری بیان و به قتل اعتراف کرده بود. پس از او، نوبت به متهم ردیف دوم (برادر قاتل) رسید. مرد 62 ساله که به گفته برادرش، پس از دستگیری اقدام به خودکشی کرد، درباره روز حادثه گفت: من آن روز به خانه برادرم رفته بودم که با این
ابلاغیه جدید درباره حقوق سربازان/ تحلیل رویترز از افشای فیش های نجومی/ فتوای جدید مفتی ارشد سعودی درباره ...
، همچنان موضوع تنش و صف بندی درون نیروهای فکری همسو با اصلاحات شد و نه ذخیره ای برای بهره بردن. مهمتر از مواضع طرفین له و علیه شریعتی، تداوم راه و رویه انسداد گفت وگو میان دو طرف بود. این ماجرا نشان داد دو طرف، فرار از گفت وگوهای جدی درون جبهه ای را ترجیح می دهند و دوست تر دارند همراهی و همسویی آنها در حد ائتلاف های انتخاباتی بماند. اتفاق سوم که مهمترین اتفاق نیز بود، در انتخابات اعضای
موسس اولین حوزه علمیه خواهران که بود؟
یابی من در حکومت رضاخان بود و اوج بی حجابی من هم دختر جوان و آراسته زمان خود بودم، ولی جذبه الهی ایشان چنان در من تأثیر نمود که ظاهر و باطن مرا متحول نمود و ایشان را مصداق حدیث کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم: مردم را دعوت کنید (به معروف و خوبی ها) با غیر زبان هایتان یافتم.” از آن پس تا پایان عمر علامه بانو امین (1362)، علویه همایونی به عنوان شاگرد ایشان هر روز در کلاس های مختلف علامه شرکت
اعترافات هولناک زن هفت تیر کش به قتل شوهرش در خواب
داشت. مرتب با او درگیر می شدم و هر بار با وساطت اطرافیان درگیری خاتمه مییافت. او مدام سر موضوعات مختلف مرا اذیت می کرد. از دستش خسته شده بودم و هرچه می خواستم مرا طلاق بدهد این کار را انجام نمی داد. این زن ادامه داد: شوهرم روز حادثه در اتاق خواب بود مدام دنبال فرصتی بودم که هر طور شده او را از بین ببرم. به خاطر همین اسلحه ای که داشتیم را از قبل آماده کردم. وقتی به اتاق خوابش رفت و مطمئن
قتل به خاطر صدای بلند تلویزیون!
مطمئنی برای نگهداری موادمخدر نداشتم، مواد را در منزل او نگهداری می کردم و در ازای آن هزینه ای را بابت نگهداری مواد به وی پرداخت می کردم. شب جنایت با همسرم درگیر شده بودم و همسرم مرا از خانه بیرون کرده بود. جای مشخصی نداشتم ؛ تنها جایی که به نظرم رسید تا شب را در آنجا بمانم، خانه زن میانسال بود. می دانستم که شهلا با پسر کوچکش تنها زندگی می کند. حدود ساعت 23:30 به خانه مقتول رسیدم؛ پسر
لحظه های پرالتهاب گروگانگیری مرگبار یک زن در کرج+ عکس
زخمی اش کنیم. درحال حاضرهمدست تو دراین ماجرا کشته شده وخودت هم با اتهام گروگانگیری، سرپیچی ازفرمان ایست پلیس واتهامات دیگر روبه روهستی که جرائم ات خیلی سنگینه. چه حرفی برای گفتن داری؟ من دزد وسایل خودرو بودم وهیچ وقت در چنین ماجراهایی دست نداشتم. بعد از شلیک مأمور پلیس هم زود تسلیم شدم. الان هم خیلی پشیمان هستم. ضمن اینکه دوستم هم دراین ماجرا کشته شده است. زن جوانی هم
حجم تنهایی تو بیشتر از بودن ماست
رفتارشان بتراشند. ولی من که بچه هایم را می شناسم و خودم بزرگ شان کرده ام، طاقت بی محبتی شان را ندارم. نمی توانم خودم را دلداری بدهم که پول نداشتند مرا نگه دارند. من خودم پول داشتم و برای خودم کسی بودم، چرا اجازه ندادند در خانه بمانم؟ ** مرد عروسکی برای بازدید از بخش های آسایشگاه، سوار یک ماشین برقی می شویم و در میان ساختمان ها به راه می افتیم. از کنار مزرعه ای می گذریم که مددجویان
متهم تحت تعقیب پلیس بین الملل بازداشت شد/ کش روزنی با لهجه عربی
عرب بعد از شمردن اسکناس ها آنها را به من برگرداند و مدعی شد که از تصمیم خود منصرف شده است. من هم غافل از نقشه ای که او در سر دارد پول ها را بدون شمارش داخل دخل گذاشتم و بعد از رفتن آنها بود که متوجه شدم دویست هزار تومان از پول ها کم شده است. با توجه به شکایت مرد نانوا، بلافاصله بررسی های کارآگاهان پلیس شهر یزد آغاز شد و در گشت زنی ها ماموران به خودروی 405 با چهار سرنشین مشکوک شدند
رابطه نامشروع زن با قاتل شوهرش+عکس
دنبال اعتراف های این مرد اکرم نیز بازداشت شد و به رابطه پنهانی با اکبر اعتراف کرد. وی گفت: بعد از قتل شوهرم ترسیده بودم و می خواستم ماجرا را به پلیس اطلاع دهم اما اکبر مرا تهدید به مرگ کرد. من در حمل جنازه به او کمک کردم و او خودش به تنهایی جسد را به آتش کشید. این زن و مرد در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی بابایی وبا حضور دو قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستادند. هیات قضایی اکبر را به قصاص، 99ضربه شلاق و پرداخت دیه به جرم جنایت برمیت محکوم کرد. اکرم نیز به جرم معاونت در قتل به 15سال زندان و 99ضربه شلاق به جرم رابطه نامشروع محکوم شد ...
قتل وحشیانه پدر به دست پسرناخلف
فرد ناشناسی که خودش را به صندلی عقب رسانده بود با چاقویی که در دست داشت، به پدرم حمله کرد. وحشت کرده بودم و نمی دانستم که انگیزه اش چیست. چند ضربه به پدرم زد و پس از آن یکی دو ضربه هم به من زد و ساک مرا دزدید و از ماشین پیاده شد و فرار کرد. من که وحشت کرده بودم با برادرم تماس گرفتم و بعد هم به بیمارستان منتقل شدم. جوان مرموز اظهارت پسر جوان کمی عجیب به نظر می رسید. خودروی مورد
سرباز قصه بدون مرز را از زن به مرد تغییر دادم/ رنگ جنگ سیاه است
خواستم آن را دوباره بسازم حتما خیلی چیزها فرق می کرد. البته نکته ای وجود دارد که فیلم در مراحل ساخت دستخوش تغییرات زیادی شد. *تغییرات در متن بوده است؟ - بله، سرباز آمریکایی که در فیلم حضور دارد یک سرباز زن آمریکایی بود که در جنگ باردار شده و به این دلیل فرار می کند، چون مجازات می شود. حالا یک زن باردار روی کشتی است که نمی داند بچه در شکمش مُرده است. او در کنار دختر بچه، پسر بچه و
جنایت نیمه شب در شاسی بلند
جوان خون آلود تأکید کرد که مورد حمله دزد نقابدار قرار گرفته اند و کیف محتوی مدارک و مقداری وجه نقد او نیز به سرقت رفته است. وی در تشریح ماجرا گفت: به همراه پدرم به خانه عمه ام رفته بودیم تا پدرم بخیه های دندان عمه ام را بکشد. حدود ساعت 23 شب از آن جا خارج شدیم اما ناگهان دزدی که از قبل وارد خودرو شده بود، بیرون آمد و با چاقو ضرباتی را به پدرم زد. من هم که مقاومت کردم زخمی شدم. او سپس کیف دستی مرا
خال صورت قاتل، دست او را رو کرد
/> چون جای مطمئنی برای نگهداری موادمخدر نداشتم، مواد را در خانه فریبا می گذاشتم و در ازای آن هزینه ای به او می دادم. وی ادامه داد: شب جنایت، با همسرم درگیر شده بودم و او مرا از خانه بیرون کرده بود. برای همین راهی خانه مقتول شدم. قصد استراحت داشتم و خواستم صدای تلویزیون را کم کند اما فریبا از حرفم ناراحت شد و یک سیلی به صورتم زد. وقتی درگیر شدیم با چاقو چند ضربه به او زدم. به گفته سرهنگ مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران، تحقیقات تکمیلی از متهم ادامه دارد.
دفن جسد همسر زیر موزائیک!
هستند. پرونده روی میزم را بستم و از آن مرد پوشه و عکس های همسرش را گرفتم. برگه مربوط به تحقیقات را روی میز گذاشتم و از او خواستم سیر تا پیاز ماجرا را بگوید تا من و همکارانم بتوانیم در پیدا کردن همسر گمشده اش به او کمک کنیم. مرد میانسال از ابتدا تا پایان ماجرا را نوشت و بعد از امضای اظهاراتش پلیس آگاهی را ترک کرد. چند بار برگه های اظهارات او را از بالا تا پایین خواندم. او در آن برگه ها نوشته بود که
ربودن و آزار واذیت زن جوان تهرانی به شیوه خفاش شب
دستگاه خودرو پرشیای سفید رنگ شدم که راننده آن مردی میانسال بود که لباس فرم رانندگان فرودگاه را بر تن داشت. اما بین راه ناگهان در های خودرو را -همانند خفاش شب- قفل کرد و از مسیر اصلی خارج شد. راننده بی توجه به التماس هایم، به بیابان های اطراف رفت و بعدهم با تهدید مرا به طور وحشیانه مورد آزار و اذیت قرار داد. دقایقی بعدهم دربیابان رهایم کرد ومتواری شد. با اعلام این شکایت، پرونده به دستور
دوستی بی شرمانه یک مرد شیشه ای با دوخواهر تنها در تهران
همسرم با 2بچه ام زندگی می کنم و چون نمی خواستم در محل برایم مزاحمت ایجاد شود تصمیم به تغییر محل زندگی ام دادم که پس ازجابه جایی بخشی از وسایلم در خانه قبلی مانده بود که به کمک خواهرم آنها را به خانه جدیدم انتقال دادم و در همین زمان بود که با راننده پیکان وانت که وسایل خانه را برایم بار زده بود آشنا شدم. وی افزود: مدت آشنایی ما فقط 4 روز بود که در این چند روز مرد جوان که محسن نام دارد همراه من
روایت دختر فرانسوی از شب تعرض در فرحزاد توسط دوجوان افغان
محاکمه 2 جوان افغان به جرم تعرض به دختر دانشجوی فرانسوی با حضور نماینده حقوقی سفارت فرانسه که وکیل دختر فرانسوی است، پشت درهای بسته دادگاه کیفری تهران آغاز شد. چهار جوان افغان در یک شب بارانی به دختر فرانسوی که به آنها پناه آورده بود وحشیانه تعرض گروهی کرده بودند که دو نفر از آنان توانستند پس از این واقعه به افغانستان فرار کنند و دو متهم دستگیر شده صبح چهارشنبه از زندان به دادگاه انتقال
در رمضان کج مداری ها را درمان کنید
را نادرست استفاده می کنند. اما چگونه؟ شما می توانید به او کمک کنید تا خشم یا نظر مخالف خود را روشن، مستقیم و صادقانه به زبان آورد. ماجرای فرهاد فرهاد مرد واقعا خانواده دوست و نازنینی است. او می گوید: من عاشق فرزانه و بچه ها هستم اما برخی از موارد به خاطر یک مساله کوچک و کاملا بی ارزش چنان برانگیخته می شوم که ساعتی بعد خودم از رفتار زشتم شرمنده می شوم. اما پشیمانی سودی ندارد چون
انتقام کثیف یک مرد از همسر سابقش!
به گزارش بلاغ ، اوایل هفته گذشته زن جوانی با حضور در پلیس فتای استان خراسان رضوی، به ماموران گفت: من چند سال پیش با مردی آشنا شده و عقد کردیم، اما بعد از چند ماه به دلیل مشکلاتی، در همان دوره عقد از یکدیگر جدا شدیم. بعد از یک سال با مرد دیگری ازدواج کردم. وی اضافه کرد: این زندگی هم بیشتر از دو سال دوام نیاورد و به خاطر اعتیاد از همسرم جدا شدم. دیگر از او خبری نداشتم تا این که از چند
چرا توافق با FTAF برای ایران خطرناک است؟
، سخت ترین رژیم تحریمی و اجماع جهانی علیه ایران و.... را علیه ایران شکل داده است. کشوری که تصمیمش برای انداختن بمب اتم برسر ده ها هزار غیرنظامی ژاپنی به شرایط آب و هوایی بستگی دارد نه اخلاق ، حقوق بشر و مفاهیمی از این دست که بارها از سوی دولتمردان این کشور برای متهم کردن سایر کشورها مطرح می شود، و انهدام یک هواپیمای مسافربری و مرگ ده ها زن و مرد و کودک، لااقل در ظاهر تنها به خلق و خوی
اتهام قتل به گردن همسر دوم
روز حادثه متوجه شدم که مقتول به همسر دومم نظر دارد. در یک لحظه همسرم او را هل داد که روی زمین افتاد و سرش با زمین برخورد کرد و فوت شد. بعد جسد را به زیر زمین خانه منتقل کردیم. چند روز از ماجرا گذشته بود که با کمک برادرم جسد را به چهار راه قصر منتقل و آنجا رها کردیم. برادر متهم وقتی در جایگاه قرار گرفت گفت من از ماجرای قتل خبر ندارم و نمی دانم که چه کسی مرتکب قتل شده است. برادرم برای انتقال جسد از من کمک خواست که من به او کمک کردم. هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع دو متهم و وکلای مدافع آنها وارد شور شدند. ...
مرد شیشه ای آدم ربایی را انکار کرد
کنم و خودم را بیرون بیندازم، اما روی دستم کوبید و تهدیدم کرد. بعد از لحظاتی حاشیه جاده توقف کرد و خواست نیت خودش را اجرا کند که با جیغ و داد مردم متوجه ماجرا شدند و به کمک من آمدند. محسن هم از ترس فرار کرد. بعد از مطرح شدن شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی در این باره تحقیق کردند و اول تیرماه بود که مخفیگاه محسن را شناسایی و او را دستگیر کردند. بررسی ها نشان داد که او مجرمی سابقه دار
دور دور ساحل و سارا با خودروی مردان هوسران
شامگاه 28 خردادماه مطرح شد. آن شب مردی وارد کلانتری 147 گلبرگ شد و گزارش سرقت خودروی خود را اعلام کرد. او گفت لحظاتی قبل برای خرید از مغازه ای در خیابان گلبرگ، خودروام را که روشن بود، کنار خیابان پارک کردم. بعد از خرید متوجه شدم که خودرو سرقت شده است. ساعتی بعد زن جوانی با شماره تلفن همراهم تماس گرفت و گفت که ماشین من در اختیار اوست و برای سفر به شمال کشور به آن احتیاج دارد. بعد از سفر هم آن را
جیمز باند واقعی؛ جاسوس ویژه انگلیسی
فیلم های سینمایی جیمز باند، یک زندگینامه دارد. او در سال 1896 و در دومینیون کانادا متولد و در جنگ جهانی اول در فرانسه و علیه آلمان وارد جنگ شد. اوایل به عنوان سرباز پیاده در سنگرها و خاکریزها بسر برد و بعدها در کسوت خلبان جنگی خدمت کرد. هنگامی که فرانسوی ها به اشتباه هواپیمای استیونسون را هدف قرار دادند به اسارت آلمان ها درآمد. در اکتبر سال 1918 به وسیله یک در قوطی بازکن جدید که خودش ابداع کرده بود