سایر منابع:
سایر خبرها
نماهنگ "شهید صف اول" با نوای حاج میثم مطیعی
، که به دیدن برسد حاج قاسم پی آنهاست چراغی با اوست برف می بارد و سنگینی داغی با اوست عشق سخت است، گرفتاری خود را دارد فتح قله ست، که دشواری خود را دارد ایستادی صف اول، صف خدمت، ای مرد چه میاید به تو امروز، شهادت، ای مرد! خادم عشقی و این است که حرمت داری هرچه داری همه از صدق و امانت داری گرچه محبوبی و چشم همگان دنبالت ننشستی که بیایند به
وقتی حج ، دعا و درخواست مکرر ماه مبارک رمضان می شود
ماه مبارک رمضان و تمام شب های این ماه (البته پس از نماز مغرب) بوده و به دعای حج موسوم است؛ دعایی است از امام صادق (ع) که فرمودند برای توفیق انجام حج در شبهای ماه رمضان پس از نماز مغرب این دعا را بخوانید: اللَّهُمَّ بِکَ وَ مِنْکَ أَطْلُبُ حَاجَتِی اللَّهُمَّ مَنْ طَلَبَ حَاجَتَهُ ... خداوندا، من به تو متوسل شده و حاجتم را از تو می طلبم... از تو می خواهم که در این سال راهی به سوی خانه محترمت برای من
ماجرایی شگفت آور از داستان قضاوت های امیرالمومنین علیه السلام
نزد علی بن ابیطالب ببرم، زن مضطرب شد و گفت: علی مرا در میان مردم رسوا می کند و اگر چنین کنی در روز قیامت با تو مخاصمه خواهم کرد، دایه حرفش را گوش نکرد و خواست او را ببرد در این موقع زن به دایه گفت: مرا رها کن تو را به خانه می برم و دو برد یمنی و یک حله صنعایی و سیصد درهم هجری به تو می دهم، دایه قبول کرد و با زن به خانه رفت، و اموال را گرفت، آنگاه به دایه گفت: اگر طفل را در روز عید قربان بازآوری همین
قصر آرزو
یادداشت نشریه تقاطع شماره 46| یکی بود، یکی نبود. در زمان های قدیم، پادشاهی زندگی می کرد که هر وقت سر حال بود، زنان حرمسرا به او روی خوش نشان داده بودند و کیفش کوک بود. شال و کلاه می کرد و تغییر قیافه می داد و توی ولایات مختلف گشت می زد. می گفت با این کار از اوضاع مملکتش خبردار می شود، می فهمد بر مردم چه می گذرد و وزیر و وکیل نمی توانند در این مورد سرش کلاه بگذارند. یکی از روزها که شاه شاد و شنگول بود، سبیلی مصنوعی بالای لبش چسباند و مقداری رنگ سفید پاشید روی موهاش و لباس کهنه ای پوشید و از در پشتی قصر بیرون آمد. صبح تا غروب در شهر چرخید و با آدم های مختلف ...
دعای عرفه همراه ترجمه و صوت دلنشین
به که واگذار می کنی؟ به نزدیک تا با من به دشمنی برخیزد یا به بیگانه تا با من با ترش رویی برخورد کند یا به آنان که خوارم می شمرند؟ و حال اینکه تو خدای من و زمامدار کار منی. من به تو شکایت می کنم، از غربتم و دوری خانه آخرتم و سبکی ام نزد کسی که اختیار کارم را به او دادی. معبودم خشمت را بر من فرود نیاور، اگر در مقام خشم کردن بر من نباشی، از غیر تو باک ندارم، منزّهی تو، جز اینکه عافیتت بر من گسترده
روایت حامد عسکری از دیدار رهبر انقلاب با معلمان
زین موتور نشسته ام، گوشی چک می کنم. نفیسه پیام گذاشته: سلام عزیزم من بعد از کلاسم با فهیمه می رم نمایشگاه کتاب. پنج غروب میام، ببخش ناهار ندارید، نیکان سه می رسه، یا پدر پسری برید کباب بازی یا، یه نیمرویی املتی چیزی بزنید، شرمنده. نخودی می خندم. خبر ندارد. ناهار خودم و پسرک را همین الان داغ داغ، پر شالم دارم و دارم می برم خانه... هندزفری می گذارم، موتور را آتیش می کنم، زنگ می زنم به بابا حبیب. کل
روایتی از سقوط پرواز رئیس جمهور؛ تلفن پدر را آل هاشم جواب داد، می گفت اینجا کجاست؟
می گیرد، اما صدای ضعیف آل هاشم را می شنود: ای خدا، این جا کجاست؟ اینجا کجاست ما گیر کردیم... من آخرین نفری بودم که با پدر صحبت کردم فاطمه سادات قبل از روز حادثه را این طور شرح می دهد: مادرم شهرستان بود، خواهر بزرگترم به همراه خانواده اش مشهد بودند، من همراه برادر بزرگترم رضا و بابا خانه بودیم اما ایشان می خواستند به ماموریت بروند. او ادامه می دهد: روز حادثه بعد
هنوز می توانیم بخندیم
بهرام ابراهیمی، دبیر هجدهمین شب بازیگر و محمودرضا رحیمی، رئیس انجمن بازیگران روی صحنه رفتند. رحیمی با خوانش متنی عنوان کرد که این گردهمایی نشان می دهد قدرت ما در همدلی ماست و اگر با هم باشیم، نیازی به هیچ نهادی نداریم. او توضیح داد که انجمن بازیگران خانه تئاتر در یک سال گذشته برای حرمت گذاری به حرفه بازیگری تئاتر تمام تلاش خود را به کار گرفته است. بهرام ابراهیمی، دبیر این دوره از شب
گفت و گو با فرزند شهید آل هاشم خدمت در لباس اخلاص تا لحظه پرواز
. حتی زمانی که می خواستیم پیکر را در قبر بگذاریم، خیلی ها می خواستند که این کار را بکنند. اما من گفتم: همه کنار بروید، فقط یک نفر این کار را انجام می دهد، آن هم منم. پیکر سنگین بود. بچه ها می گویند: ما گفتیم که وقتی می خواهد آن را پایین بگذارد، کمک می خواهد، ولی تو این کار را تنهائی انجام دادی. و می گفتند: ما انتظار داشتیم تو آن جا گریه کنی! اما من گریه نکردم. با این که آن لحظه برایم خیلی
سیدمهدی می گفت دغدغه مردم در ذهن و زبان شهید رئیسی بود
داشت. بعد هم بچه ها سینه زنی می کردند و حال خاصی به مجلس می داد. گاهی به سبک حاج نریمان پناهی این شعر جانسوز را وسط مجلس می خواند: خداحافظ ای برادر زینب به خون غلتان در برابر زینب خداحافظ ای جوانی زینب سلام ای قد کمانی زینب به یاد لبت دیگر آب ننوشم برادر جان بی تو خانه به دوشم سرت رفته نوک نیزه عدوان تنت گشته طعمه سم اسبان به درد و غم و ابتلا می
از بچگی بازیگوش و سربه هوا بودم اما دعوایی نه! | بارها سعی کردم کدورت های جدیدی و دبیر حل شود
مرحوم پدرتان داشتید. گاه اردو در خانه پدرتان بود و کشتی گیران آنجا جمع می شدند. حتی علیرضا دبیر هم در همین اردوهای خانگی حضور داشت. شما مسافرت کوتاهی داشتید و در همان مقطع برای پدرتان مشکلی پیش آمد. می خواهم موضوع را از زبان خودتان بشنوم. درستکار تأکید کرد: بابت اطلاعات به روزِ شما تبریک می گویم. یک 48 ساعت بسیار تلخ را تجربه کردیم. 3 صبح بود در امریکا از خواب بیدار شدم. گویی یکی مرا بیدار کرد. دیدم
تاریخ دقیق عید غدیر خم در تقویم 1404 + جدیدترین متن ها برای تبریک عید غدیر
از مکه به سمت مدینه در حال حرکت بودند در راه بازگشت به پیامبر آیه 67 سوره مائده نازل شد که ” ای رسول، آنچه که از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است را به یارانت برسان که اگر چنین نکنی رسالت او را انجام نداده ای” . که بعدها به این آیه، آیه تبلیغ هم گفتند. منابع متعدد شیعه و سنی، احادیثی موثق از این واقعه که در سال 632 هجری قمری رخ داد را ثبت کرده اند. پیامبر اکرم پس از دریافت این وحی از
سفرنامه ای بی سانسور از حج
، با قدی بلند و چشمانی ریز، ته ریش جو گندمی و لباس خاکستری کُردی. همان وسط صحن نشستیم رودرروی هم به گپ و گفت. مرد کُرد اسمش معروف محمد مصطفی بود، اهل سلیمانیه عراق. به او گفتم شنیدم کردستان عراق پس از صدام آباد شده، با رضایت تأیید کرد و البته با غمی فراوان از دوران صدام یاد کرد، می گفت: صدام کردها را از بین برد، کشتار کرد، هی اسم حلبچه می آورد و کشتار حلبچه. با خودم گفتم اینجا کنار قبر
یادداشتی برای مرتضی سرهنگی، پدر ادبیات دفاع مقدس، که بی ادعا ماند و بی تقدیر کجای این سرزمین، پدر را ...
استوار مردی که ستون ادبیات دفاع مقدس ماست. مرتضای عزیزم.تصدقت شوم .نویسنده این سطرها، نه داعیه دار است، نه نام طلب. فقط شاگردی ست که روزی گوشه ای از درس تو را شنید و طعم راست گویی بی ادا را چشید. شاگردی که می داند پشت بسیاری از سطرهای ماندگار، نفس بی ادعای توست که جاری ست؛ و در سایه تو، ده ها تن قد کشیده اند و راه آموخته اند، بی آن که تو حتی نامی خواسته باشی. تو از آنان نیستی که به مناسبت
زیباترین اشعار فاضل نظری؛ شعرهای عاشقانه، غمگین و احساسی اش در جشنواره کتاب
نشست تنها گناه آینه ها زود باوری ست مهرت به خلق بیش تر از جور بر من است سهم برابر همگان نابرابری ست دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست ای آفتاب هر چه کنی ذره پروری ست ساحل جواب سرزنش موج را نداد گاهی فقط سکوت سزای سبک سری ست _-_- ♥️ -_-_ سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد
نمونه سوالات نهایی ادبیات دوازدهم با جواب (درس 1 تا 9)1401-1403
)پاداش هر زخمه سنگی را دست های کریم تو میوه ای چند شیرین ایثار کند.(جراحت) پاسخ: گزینه ج 13) در عبارت(رم پایخت ایتالیا شهری است قدیمی، دیوارهای قطور و باورهای دودخورده ان به زبان حال بازگو میکند که روزگاری از فراز همین برج ها، فرمان به سواحل دریای سیاه داده می شده) موارد خواسته شده را بیابید (شهریور1403) الف) بدل: ب) معطوف پاسخ: الف) پایتخت ایتالیا ب) باورهای دودخورده آن
مطالبات شهروندان شیراز، زرقان، کوهچنار، بختگان ، مرودشت و سپیدان از فرمانداران و استاندار
همچنان داره ادامه میده. این سالها حتی بک بار همکاراش رو نپذیرفته و آسانسور براش از قبر باید نگه دارند تا تنها از طبقه یک بره چهار. مسئولان مربوطه در محضر خدا باید پاسخگو باشند واقعا. تو رو خدا پیگیر باشید. محمدرضا جوانمردی گفت: عرض سلام و احترام جناب استاندار با این حجم از اجحاف به اهالی باغات گودگویم در جهت دریافت جرائم فوق نجومی احتمال از بین رفتن
دلنوشته برای یکی از پُرسروصداترین و متفاوت ترین مدیران رادیو
مرد جوان کرده. زن فقط توانست بگوید: خدا به دادِت برسه! شمسی فرزانه بعدها برای همه تعریف می کرد که: دلم می خواست همون موقع برم دفترش و ازش معذرت بخوام، ولی روم نمی شد. دائم به خودم می گفتم خاک بر سرِت شمسی، که اینقدر حواس پرتی! حالا برو از فردا به فکر کارِ دیگه ای باش! کی به بازنشسته ای مثل تو، کار میده!؟ خلاصه تا دو سه روز همینطور توی هول و ولا بودم.
گفتگوی خواندنی با پژمان درستکار/ دور از وطن هویت نداریم
باشد. همه تلاشم را می کنم که آن روز بیاید. ما باید تلاش کنیم ولی تنها کسی که آخر سر نتیجه را رقم می زند، خداست. می خواهم خاطره ای را که برای شما خیلی تلخ است، مرور کنم. شما رابطه خیلی خوبی با پدر مرحوم تان داشتید. پدر نقش مهمی در زندگی شما داشتند، به خصوص اینکه کشتی گیران را در خانه جمع می کردند و فضایی مثل اردوی خانوادگی برای شما ایجاد می کردند که آقای دبیر هم بارها آنجا حضور داشت
به دنبال تعادل بخشی در روابط زوجین هستیم
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: در طرح اصلاح نحوه اجرای محکومیت های مالی از جمله مهریه به دنبال تعادل بخشی در روابط زوجین هستیم.
چهار سطح از عوامل توسعه نیافتگی ایران
می گردد. انگار سنخ درویش مسلکی و زاهدانه در این دنیا، در اردوگاهی قرار دارد که قادر نیست در دسته نیروهایِ پیروز قرار گیرد، همان که حافظ گفت: “رضا به داده بده”! به همین علت بود که حافظ (که به تعبیر بهاءالدین خرمشاهی حافظه ماست) همه دولت ها را رو به افول می بیند:” دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال/ بی تکلف بشنو دولت درویشان است. یا وقتی می گوید” در این بازار اگر سود ا ست، با درویش خرسند