داند، رویایی که بارها آن را در دعاهای صحن انقلاب مشهد از خدا خواسته است و می نویسد: همه چیز این سفر غیرعادی بود به خوابی شبیه بود عطرآگین و دلکش انگار لمس تن فرشته ای بود این سفر؛ همان قدر گرم و لطیف و خواستنی. نمی دانم این رؤیای تعبیر شده پاداش چه بود و از کجا مثل نهر عسل سرریز شد به زندگی ام. شاید حاصل شب های قدر بود شاید اثر دعای خیر عزیزی، شاید نشانه ای. نمی دانم، من که فکر می کنم از
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، یکی از سفرنامه های حج نگاشته شده در سال های پس از انقلاب غوغای غبار نوشته گلعلی بابایی است، بابایی سال 1387 به سفر حج رفت و حاصل این سفر را به صورت سفرنامه در انتشارات سوره مهر منتشر کرد. سفرنامه حج بابایی در غوغای غبار از مرداد 87 در تهران شروع می شود و تا آذر ماه همان سال در مکه ادامه پیدا می کند. وی در جایی درباره اینکه چرا اسم این کتاب را غوغای غبار
داشته باشد و آنجا با خودش تیم برده باشد. می گفت: هنر نیست که کسی جایی برود و با خودش تیم ببرد، بلکه باید بتوانی با همه کار کنی. شاید یکی دو نفر را اضافه کرده بود، ولی به ساختار قبلی کارکنان دست نزده بود. حتی وقتی به او می گفتند که فلانی فلان طور کار می کند، می گفت: من مشکلی ندارم و با همین افراد کار می کنم. من تا زمان قبل از ازدواجم نزدیک هفده هجده سال، هرساله با پدرم به سفر راهیان نور جنوب و غرب می
هایمان این است که اگر سال دیگر هم این رویداد را برگزار کنیم، 100 ناشر از 40 کشور را دعوت کنیم. وی افزود: زمانی که نشریاری تمام شد، با خود گفتم نشر ایران برد. ترک ها می گفتندفرآیند، محتوا، فضای سالن و مهمان نوازی شما در حد فلوشیپ های رده بالاست و از این نظر ، فلوشیپ استانبول را رد کرده اید.در واقع ما در اولین قدم پرشی داشتیم به دوره ششم و هفتم فلوشیپ استانبول. البته کاستی هایی نیز داشتیم
انگیزه ای برای توسعه وجود ندارد. چ)تنبلی و نداشتن فرهنگِ کار، مخصوصاً پس از کشف نفت: آتش بر خرمن کوشش زدن اگر در ادوار تاریخی خویش سفر کنیم، مشاهده می کنیم که کسی مثل گزنفون یک قرن بعد هرودوت، در مقایسه ای که درباره ایرانیان عصر کوروش و ایرانیان عصر خودش(یعنی اردشیر دوم) صورت داده بود، به این اشاره دارد که روح ورزشکاری و سلحشوری در ایرانیان مرده است و ایرانیان به پرخوری و تن