سایر منابع:
سایر خبرها
روزنامه نگار پیشکسوت: با هواپیمای شخصی هویدا به تمام استان های ایران رفتیم
خانلری بودم. چهارشنبه ها که در خانه اش جلسه داشت به اتفاق بزرگان شعر و ادب راه می افتادم و به خانه ایشان می رفتم. ارادتم به ایشان بسیار بود. دکتر خانلری مجله خیلی وزین و کاملی در می آورد به نام سخن . من مرتب این نشریه را تهیه می کردم و می خواندم. بعد از انقلاب این رسانه تعطیل شد. یک روز به آقای انجوی شیرازی که از دوستانم بود گفتم من رویم نمی شود ولی این بار که به منزل آقای خانلری رفتیم شما بگو آیا
شرط می بندم تراکتور سال بعد قهرمان نمی شود/ نباید اسکوچیچ را سوپرمن کنیم
انقدر در بوق و کرنا نکرد؟ اگر آقای اسکوچیچ با همه بضاعتی که دارد، سه سال تراکتور را قهرمان کرد. البته من خوشحالم که تیمی جز پرسپولیس و استقلال قهرمان لیگ شده و به مردم آذربایجان، مسئولان تراکتور، کادرفنی و همه تبریک می گویم، اما چرا انقدر به یحیی گل محمدی پر و بال نمی دهیم؟ حالا در تراکتور یک سال یک نفر آمده با اینهمه هزینه قهرمان شده است. همان بازیکنان پرسپولیس را به آنجا برده اند که قهرمان شدند
استقلال هرگز؛ در ایران فقط پرسپولیس
آلومینیوم تمدید نکردم بلکه از ابتدا قراردادم دو ساله بود. چون زیر 30 سال بودم از ابتدا قرارداد 2 ساله بستم. البته در نیم فصل دو متمم به قراردادم اضافه شد. اگر باشگاه آلومینیوم اعلام کرد که قراردادم را تمدید کردم بیشتر برای این بود که تیم ها دست از سرم بردارند و به دنبال رضایتنامه برای من نباشند. قبلاً گفته بودی از بچگی پرسپولیسی بودی. اگر مسیر زندگی حرفه ای خلاف علایق قلبی ات پیش می رفت
حسین رضازاده: امیدوارم داودی یا یوسفی طلای فوق سنگین را برگردانند
گرفت. در رده نوجوانان بانوان هم مدال داشتیم. قبلا هم گفته بودم که باید روی جوانان سرمایه گذاری شود و خدا را شکر الان شرایط خوب است. رده جوانان هنوز نیاز به کار دارد اما من امیدوارم که از دل همین نفرات یکی، دو نفر برای بازی های آسیایی و المپیک بعدی به تیم اضافه شوند. او ادامه داد: در مسابقات بزرگسالان آسیا هم با سه وزنه بردار شرکت کردیم. حالا شاید کارشناسان بگویند که وزنه برداران خوب به این
شوهر بی آبرویم از من خواست تا با دوستان کثیفش صمیمی شوم و هر بار...
اقدام کردیم.من مهریه ام را بخشیدم و جانم را آزاد کردم. روزی که از جلال طلاق گرفتم انگار دوباره متولد شده بودم. به خانه پدرم برگشتم و آرام و بی دغدغه سرم را روی پاهای مادر گذاشتم و خوابیدم.من مصمم بودم با شرایط زندگی جدیدم بسازم و حتی می خواستم ادامه تحصیل بدهم. اما نگرانی همراه با تعصب خشک وخسته کننده پدرم عذابم می داد. چند ماه گذشت. واقعا ناامید شده بودم. یک روز به طوراتفاقی در اتوبوس شرکت
موسوی: بزرگترین ویژگی شهید امیرعبداللهیان خوش خلقی و سعه صدر ایشان بود / همیشه مرا به صبر دعوت می کرد + ...
همه آنها مهربان و دوست بود. " موسوی ادامه داد: "نکته ای که برای من جالب بود این بود که کشوری که در آن سفیر بودم، از جهات مختلفی حساسیت برانگیز بود؛ متأسفانه در داخل کشور، گاهی برخی دوستان که اطلاعات کمتری داشتند یا مطلع نبودند، در فضای مجازی و جا های مختلف، انتقادات و حملاتی مطرح می کردند. " وی خاطرنشان کرد: "ایشان همیشه مرا به صبر دعوت می کردند و می گفتند: آقا سید، اینها می
در قیامت با ابن سینا خیلی حرف داریم/ علامه طباطبائی فراتر از عصر خودش بود
متوجه شدم فلسفه را بلدم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد. خدا چه لطفی کرد ولی دیدم که فلسفه را بلدم. کسی علوم غریبه کار می کرد و می گفت: بعد از بیست سال که علوم غریبه خواندم، علم درونم ریخت. من نمی گویم ریزش، می گویم به من افاضه شد. فلسفه را کامل بلدم... این جمله بخشی از سخنان حکیم محمدحسین حشمت پور در پاسخ به این پرسش است؛ چگونه به فلسفه علاقه مند شدید؟ در این مجال مشروح پرسش و پاسخ حول محور فلسفه، قرآن و زندگی با انسانی از تبار مردان خدا را با هم می خوانیم.
احسان شریعتی: پدرم به دستور شاه شهید شد
علت فعالیت های سیاسی و درسی که داشت مرا به کودکستانی فرستادند که فقط در آخر هفته به میان خانواده ام می آمدم. بعد از چهار سال تصمیم گرفتیم به ایران برگردیم، اما در مرز بازرگان پدرم را دستگیر کردند، آن وقت ها 5-4 ساله بودم و فقط صحنه هایی دور و مبهم از آن روزهای تلخ نخستین به یاد دارم. مثلا یادم می آید که خانه بودیم و پدر در میان مان نبود. بعد از 7-6 ماه که آزاد شد، در مشهد به ما پیوست
وزنه برداری پیرم کرد/یک جا ترسیدم؛ گفتند شاید فلج شوی!
، فکر می کنم طلا یک حال دیگر داشت نسبه به این که ده سال بعد دوپینگ ها در بیاید و طلا را به شما بدهند. مدالش مهم است و با ارزش و دوست داشتنی است. نقره را پس گرفتند و طلا دادند. ولی فرقی برام ندارد نقره باشد یا طلا. حتی اگر برنز باشد لذتش را بردم. به نظرم خیلی تفاوت ندارد. قبل از المپیک، صادقانه فکر می کردید که نقره المپیک را بگیرید؟ رویایی در همه ما وجود داشت. نمی
گفت و گو با فرزند شهید آل هاشم خدمت در لباس اخلاص تا لحظه پرواز
بودند. گفتند: شما فرزند شهید هستید. و آرامش دادند و تسلیت گفتند. سپس حال پدربزرگم را جویا شدند و گفتند: حتماً سلام مرا به ایشان برسان. آن روز پدربزرگم نیز می خواست بیاید، ولی حال خوبی نداشت. به حضرت آقا گفتم: یک یادگاری از پدرم مانده، یک انگشتر است. من از دست بابا درآوردم. البته آن روز در انگشتش نبود و در جیبش گذاشته بود و من از جبیش برداشتم. به حضرت آقا گفتم: اگر اجازه بدهید من انگشتر شما را داشته
در ستایش نغمه ای که از وین برخاست
...، یووال رافائل، خواننده اسرائیلی توانست با بسیج یهودیان توسط دولت اسرائیل به مقام دوم برسد. استونی سوم شد و سوئد بخت اول پیش از آغاز مسابقات در جایگاه چهارم ایستاد. در حاشیه مراسم، نمو برنده سال گذشته، دو بار روی صحنه رفت و جام مسابقات را به جی جی اهدا کرد. جی جی پس از اجرای دوباره قطعه اش در حالی که به سختی جلوی اشک هایش را می گرفت، رو به دوربین ها گفت: از شما ممنونم اروپایی ها ... همه تان را دوست دارم . در پایان، با نغمه ای که از وین برخاست، اتریش نه فقط فاتح یک رقابت که راوی یک لحظه تاریخی دیگر در حافظه فرهنگی اروپا شد. ...
خدا خواست که او مالک دل ها شود
می دیدم که چه حس وحالی دارد و چه ارتباطی با شهدا برقرار کرده و چه شناختی از آن ها پیدا کرده بود که شیفته شهدا شده بود و در حال وهوای دیگری زندگی می کرد. وقتی من جذب سپاه شدم، دور که بودم، حدود پنج شش ماه پایگاه را دست او سپرده بودم. پیگیری هایش را که می دیدم، کیف می کردم که الحمدلله یک پایگاه نمونه کشوری با این همه کارهای زیربنایی و سخت دچار رکود نشده و با حضور و مدیریت او کارها خیلی خوب پیش می رود
جزئیات انتقامگیری مرگبار از پسر جوان با تزریق سم مار
، متهمی که متولد سال 82 است در جایگاه قرار گرفت. او اتهام قتل را قبول نکرد و گفت: من فقط می خواستم مقتول را بترسانم. قصد قتل او را نداشتم. او در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: فردی به نام سعید که در همدان با او آشنا شده بودم با من تماس گرفت و گفت می خواهند یک نفر را گوشمالی بدهند. گفت اگر من این کار را بکنم هزار دلار می دهند. مادرم بیمار و تنها بود. من هر شب به او سر می زدم اما پول نداشتم
غلامرضا آن سوی اروند رفت و دیگر بازنگشت
/> نحوه شهادت و مفقودی پدرتان چطور بود؟ پدرم بهمن سال 64 قبل از عملیات والفجر 8 وقتی با همرزمش محمد نوربخش برای شناسایی رفته بودند در اروندرود مفقود شد و بعد از سال ها مفقودی در حوالی شهر فاو پیکرش پیدا شد. البته فیلمی از او در تلویزیون عراق پخش شد که نشان می داد اسیر شده است. از سال 64 تا سال 69 خانواده امیدوار بودند زنده باشند. یادم است سال 1369 که اسرا آزاد می شدند، پنج ساله بودم و اسرا از
آنتونیو کونته: این سخت ترین فصل دوران کاری من است؛ امیدوارم به یک دستاورد تاریخی برسیم
بازیکنان را به دلیل مصدومیت از دست می دهیم اما باز هم برای قهرمانی می جنگیم. امروز بازیکنان زیادی روی نیمکت نداشتم. بنابراین بچه ها واقعاً شایسته تحسین هستند. امیدوارم بتوانیم اسکودتو را جشن بگیریم و این شگفت انگیز خواهد بود. کونته با یوونتوس و اینتر هم فاتح اسکودتو شده و این سومین باشگاهی خواهد بود که با کونته قهرمان می شود: این قطعاً سخت ترین فصل دوران کاری من بوده است
خبر فوت رضا رویگری جامعه هنری را اندوهگین کرد! ماجرای فوت هنرمند پپیشکسوت زمانی که گفت: من حلوا بده ...
رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون در فضای مجازی و برخی از رسانه ها منتشر شد این بازیگر در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان این ماجرا را تکذیب کرده و از سلامت جسمی خود خبر داد. رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران در واکنش به خبر فوتش گفت: اخبار کذب است و من زنده ام. او با لحن طنز ادامه داد: در اخبار بگویید که من تا حلوای همه را نخورم نمی میرم.
مصاحبه زیر خاکی از استقلالیِ فراموش شده؛ مادرم می گفت به تیمی برو که لگد نخوری!
من و همبازی های -دیگرم صمیمیت وجود نداشت و با لطبع شناخت هم کم بود. شناخت جو هم خیلی مهم -است. شرایط هم متفاوت بود. در بازی دوم آنقدر با دیگران صمیمی بودم که همه دوست داشتند خوب بازی کنم البته نه اینکه در نیم فصل اول دیگران نمی خواستند. بلکه هنوز آن جو صمیمی حاکم نشده بود. اینکه دیر به تمرینات استقلال آمدی و در تمرینات بدنسازی کمتر حضور داشتی به کم بازی کردن در نیم فصل اول مربوط نمی شود
خانه ای در نیاوران طعمه حریق شد! زندگی که تبدیل به تلی از خاکستر شد...
هستم؛ توی دانشگاه مهندسی معماری خوندم و البته بعدشم بطور جداگونه توی کالج هم معماری و هم طراحی داخلی خوندم اما توی رشته تحصیلیم کار نمیکنم، پدرم دریانورد و مادرم خانه داره یه داداش کوچیکتر به اسم آروین دارم! برگردیم به اون روز، به همون لوکیشنی که یک روزی خونمون بود، به همون جایی که با کلی تلاش خریدیمش و با کلی ذوق چیدیم، ثمره ی زندگیمون بود، امیدوار به روزهای روشن بودیم اما تهش جز
جشن تولد سه مدال آور المپیک/ آرزوی مبینا نعمت زاده برای لبخند مردم و قهرمانی تکواندو
مراسم علاوه بر حضور مسئولان کمیته ملی المپیک، برخی از روسای فدراسیون ها و خواهران منصوریان نیز حضور داشتند. در ابتدای مراسم از حمیدرضا درجاتی عکاس ورزشی که در سانحه مسابقات اتومبیلرانی پیست آزادی درگذشت، یاد شد. فرهاد طلوع کیان مدیر موزه ملی ورزش در این مراسم گفت: روز جهانی موزه و ششمین سال احداث موزه ملی ورزش است. ما سعی می کنیم موزه پویاتر از قبل باشد. ما نیاز به حمایت هر چه
بُحران اقتصادی در قزوینِ قاجاری
گزارش نشریه تقاطع شماره 46| پیامدهای ویرانگر جنگ جهانی اول بر کشورمان که با جان باختن هزاران نفر از ایرانیان در نتیجه قحطی بزرگ، تغییرات جمعیتی، افزایش نفوذ خارجی، تخریب زیرساخت ها، ورشکستگی اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی، تحولات اجتماع فرهنگی و تضعیف حاکمیت قاجار همراه بود، عملاً کشور را در آستانه سقوط قرار داد. خاطرات شاهزاده قهرمان میرزا سالور ملقب به عین السلطنه ، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی قزوین در واپسین سال های حکومت قاجار، گویای شرایط اسفبار این شهر در سال 1301 خورشیدی است. اکثر دکاکین و کاروانسراها بسته است اول رمضان (هفتم اردیبهشت): شهر قزوین به کلی از رونق سابق خود افتاده از یکصد و نه درشگه کرایه، دوازده دستگاه دایر است. بطور تحقیق دو ثلث دکاکین و کاروانسراها بسته، آنها هم که باز است، کسادِ بدون معامله مثل نبودن است. پول هیچ وجود ندارد، همه چیز هم ارزان است. من تابستان گذشته تخت خواب آهنی انگلیسی خودم را دوازده تومان خریدم، امروز پنج تومان می دادند، همه چیز به همین منوال است ...
مسابقات آسیا محک خوبی بود
تمرکز زیادی روی آن نداشتم. تنها به این دلیل در این ماده شرکت کردم که در صورت غیبت ممکن بود از سایر ماده ها نیز محروم شوم. قایقران المپیکی و قهرمان آسیا درباره شرایط مسابقات افزود: در کایاک یک نفره 1000 متر می توانست طلا بگیرد، اما باد مخالف شدید و وزن بالاتر رقیب چینی که حدود 20 کیلوگرم سنگین تر بود، تأثیرگذار بود و او موفق به کسب طلا شد و من نقره گرفتم؛ با این حال، تنها یک ثانیه با طلا
نگاه روز | مهریه خاص و عجیب ویدا جوان بازیگر و همسرش آیلا تهرانی
ویدا جوان بازیگر معروف سینما و تلویزیون ایران است که با بازی در سریال زمانه دیده شد و بازی او در سریال پژمان و ماه و پلنگ باعث شهرت بیشترش شد. امروز در پرشین وی می خواهیم درباره مهریه خاص و عجیب ویدا جوان صحبت کنیم که همسر او در مصاحبه ای گفته بود مهریه خاص و عجیب ویدا جوان همسر ویدا جوان در مصاحبه ای گفت: من و ویدا دوست داشتیم، آنطور که دوست داریم زندگیمان را
گفتگوی خواندنی با پژمان درستکار/ دور از وطن هویت نداریم
. با اینکه شما در سال های کسالت پدر کنارشان بودید، ولی اتفاقی که افتاد این بود که در سفری که شما داشتید، پدر فوت کردند و همان موقع برگشتید و 48ساعت تلخ را تجربه کردید. از این تجربه صحبت می کنید؟ بله، من آمریکا بودم و ساعت 3صبح بود که یک دفعه انگار یکی من را از خواب بیدار کرد. گوشی را نگاه کردم و دیدم خواهرم پیام داده. پدرم سکته مغزی کرده و به کما رفته بود. دوران کرونا بود و سخت
سرگذشت زنی که با کمک همسرش از تله پلید همسایه نجات یافت
بودن به من دست می داد اما با گذر زمان همه چیز تغییر کرد؛ اصغر کارش روی داربست ها و جوشکاری بود و بعد از آن تا آخر شب با شاگردی در فروشگاهی مخارج زندگی را تامین می کرد. خلاصه دو شیفت مشغول کار بود و از زندگی زناشویی فقط کار کردن و پول درآوردن برایش مهم بود. من هم صبح تا شب در آن خانه نقلی و دلگیر حسابی دلم می گرفت. خانه پدرم نیز دور بود و من کرایه تاکسی نداشتم که بخواهم هر وقت دلم خواس
پرونده عجیب قتل همسر پسرخاله
شدند. با بررسی های اولیه مشخص شد مردی به نام بهرام با ضربات متعدد چاقو، زن جوانی به نام نسرین را مجروح کرده است. نسرین به بیمارستان منتقل و بهرام نیز در محل بازداشت شد، اما ساعتی بعد نسرین فوت کرد. متهم با اعتراف به جنایت گفت: نسرین، عروس خاله ام بود اما چند ماه قبل، از پسرخاله ام جدا شد و سراغ من آمد. او مدعی شد چون مرا خیلی دوست داشت از همسرش جدا شده تا با من ازدواج و زندگی کند. حتی
قوه قضاییه به حادثه فوت عکاس ورزشی در مسابقات اتومبیلرانی ورود کرد
به گزارش رکنا، قوه قضائیه اعلام کرد: روز جمعه بود که خبر تلخ حادثه در مسابقات اتومبیلرانی پیست آزادی که منجر به جان باختن حمیدرضا درجاتی از عکاسان حوزه ورزشی کشور شد، جامعه خبری و عکاسان را به شوک فرو برد. در پی وقوع این ضایعه تلخ، برای بررسی ابعاد حادثه بلافاصله پرونده قضائی تشکیل شده است. ژاله صامتی: آقای علیخانی اوضاعت خیلی خرابه، باید پیش تراپیست بره و تراپی بشه/ نرگس مح
روایت نجات جان قهرمان بوکس توسط یک کشتی گیر/ کاری که کردم به اندازه مدال المپیک برایم ارزش داشت
/> تابناک: بعد از عمل با چه مشکلاتی مواجه شدی؟ پلاکتم پایین آمده بود. تنم کبود می شد. تا چند روز سردرد بدی داشتم و همان درد قفسه سینه. تابناک: و تجویز پزشک برای آغاز دوباره فعالیت بدنی و تمریناتت؟ دکتر گفت 10 روز فقط باید بخوابی، ولی من بعد از عمل یک روز که در راه بودم، همان فردایش به باشگاه رفتم که عقب نمانم و بدنم از فرم خارج نشود، اما از حال رفتم و مرا به
صدیقی: تیم مقتدری عازم مسابقات قهرمانی آسیا جوانان خواهد شد
امیر صدیقی در بازدید از اردو تیم های ملی ساندا جوانان و گروه های سنی پسر گفت: خوشحالم شما را می بینم و باعث افتخار است ورزشکاران درجه یک زیر نظر کادر فنی مجرب تمرینات خود را انجام می دهند. حتما می دانید که مسابقات قهرمانی کشور بزرگسالان در زنجان در حال برگزاری است و من از نزدیک شاهد تلاش همه قهرمانان بودم؛ این مسابقات ادامه دارد، اما با این وجود وظیفه خود دانستم از نزدیک تمرینات شما را ببینم. من
در اواخر عمر با پیامی به رهبری خطری مهم و جدی را اطلاع دادند
این سال ها، بدون سروصدا ادامه داشت. مرحوم پدرم هرگاه احساس خطر می کردند، به ایشان پیغام می دادند. با رهبر انقلاب بسیار صمیمی بودند و مراقب ایشان بودند. در ابتدای رهبری ایشان فرموده بودند: من متعهدم که اگر به موازینی که نسبت به آن مستحضرید، عمل کنید، شما را تنها نگذارند. یعنی تعهد معنوی کرده بودند و دائماً هم مراقبت می کردند... ایشان بسیار مراقبت می کردند که قصور یا تقصیری پیش نیاید، چون هر چه می شد
عکس؛ دهدار: کاری بلد نبودم، به وزنه برداری برگشتم
رضا دهدار روز جمعه در خصوص بازگشت خود به تیم ملی وزنه برداری اظهارداشت: من خداحافظی نکرده بودم. سال گذشته سهمیه المپیک را از دست دادم و شرایطم خوب نبود و مدتی دور از تیم بودم. خودم تصمیم داشتم که خداحافظی کنم اما به صورت رسمی اعلام نکردم. وی با خنده گفت: در این مدتی که دور از ورزش بودم هیچ کاری بد نبودم و تصمیم گرفتم به وزنه برداری برگردم تا بتوانم یک افتخار دیگر برای خودم و کشورم کسب