سایر منابع:
سایر خبرها
مریلا زارعی از همکاری با اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی کیا می گوید
یکی از وظایف هنرمند مؤلف و صاحب سبک و اندیشه هم، همین است. در زمان تماشای فیلم آژانس شیشه ای من بازیگر نبودم و هرگز به مخیله ام خطور نمی کرد که روزی با خالق این اثر همکاری داشته باشم. اما بعدها، بعد از سال ها بازیگری همواره آرزوی همکاری با ایشان را داشتم. در تمام این سال ها این برایم سؤال بود که چطور ممکن است پیشنهادی برای همکاری از سوی آقای حاتمی کیا نداشته باشم تا اینکه بالاخره این محقق شد. زمان
تاریخچه قهوه خانه ها در ایران
حسین بابا مشکین، مرشد برزو، مرشد عباس وزیری و ده ها نقال دیگر در دورۀ قاجار و دورۀ ما. این هنرمندان توانستند نقش چشمگیری در نگه داشت سبک نقالی و شاهنامه خوانی و پیشرفت ارزش این مکتب هنری داشته باشند. نقاشی کردن در قهوه خانه و تداوم آن بعد ها به سبک و شیوۀ خاصی منتهی شد که به نقاشی قهوه خانه یا مکتب نقاشی قهوه خانه معروف شد. هنرمندان نقاشی قهوه خانه، نقاشان ساختمانی بودند که اوقات فراغت
روایت همسر شهید همدانی از ملاقات ابو وهب با رهبری پیش از آخرین ماموریت به سوریه
نشانه هایی که روایتی هستند از عزت و آبروی صاحب خانه مثل تصویر هانیه نوه چهارماهه سردار در آغوش رهبر معظم انقلاب، وقتی چند روز بعد از شهادت سردار، به دیدار خانواده اش رفتند. ما رو به همین دیوار با پروانه چراغ نوروزی همسر شهید همدانی (ابووهب) و وهب پسر بزرگش به گفت وگو می نشینیم. وهب چشم های پدر را دارد، نگاهش را هم. مصاحبه که شروع می شود، به یک نقطه اشتراک دیگر هم می رسیم، او آرمان های پدر را هم به ارث برده است؛ آرمان هایی که می گوید میراث پدر هستند برای تک تک اعضای خانواده. خانم چراغ نوروزی چطور با سردار همدانی آشنا شدید؟ من و حاج آق ...
گفت وگو با جوانی که همسایه اش را به قتل رساند/ دوست دارم زن بگیرم و بچه ام را ببینم
و من هم تنها. هیچ کس دوست ندارد این مشکل برایش پیش بیاید. من در دنیا به کسی بدی نکرده ام و با همه مثل خودشان بودم. پدر من کارگر است و مادرم هم خانه دار که بعضی وقت ها هم می رود در مترو کار می کند. خودم هم با موتور کار می کردم؛ اما اگر کسی بخواهد به من زور بگوید قبول نمی کنم. الان از کرده ام پشیمانم و خوابم نمی برد و دائم به زن و بچه آن مرحوم فکر می کنم. چند خواهر و برادر داری؟ سه خواهر
احمد سر رئیس گارد را شکست
در درس کمکم می کرد. وقتی متوسلیان از دانشگاه رفت، سال 55 یا 56 دوباره آمد دانشگاه. آن وقت ها خیلی سخت نمی گرفتند. من او را چند باری در تظاهرات و کتابخانه دیدم. آن زمان هیچ وقت فکر نمی کردم او مشغول مبارزه باشد. آدم هایی مثل او بدون سر و صدا کارشان را انجام می دادند. *این برخورد متوسلیان برایم واقعا جالب بود بعد از سال 56 تقریبا از هم اطلاعی نداشتیم تا اینکه انقلاب
خاطرات آقای معاون از راه اندازی دانشگاه آزاد اسلامی در دیار کریمان؛ از خانه اجاره ای سروشیان تا باغبانی ...
به کلاس ها بود، دو سال بعد، به بهره برداری رسید. کلاس ها به ساختمان های واقع در زمین فعلی منتقل شد؛ اما بخش اداری در همان خیابان زریسف تا سال 67 به کار خود ادامه داد. فقط سه رشته تحصیلی وجود داشت نخستین گروه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، مهر 62 به تحصیل مشغول شدند. در بدو تاسیس دانشگاه، فقط سه رشته داشتیم. رشته های ریاضی، شیمی و حِرَف روستایی که حرف روستایی بعداً
روستایی که به نام لی لی پوت ها معروف شد/ما به زن ها سلام نمی کنیم!/زندگی ات را چگونه می گذرانی؟
. بگذار بیایند بیرون بعد تو برو! نگاه می کنم. نگاه نمی کند! تو می روم. بچه ها مرد مسنی را دوره کرده اند. مو ندارد اما ریش های بلندی دارد. رئیس شورای روستاست. یک میلیون داده واین خانه را خریده و موزه کرده است. حالا رئیس کوچکترین موزه دنیاست. موزه ای با سقفی از تنه های چوب. خانه را می شود وجب کرد. وقتی بلند می شوی باید مواظب باشی سرت به تنه ها نخورد. در همین خانه کوچک، کندیک (مخزن نگهداری گندم
جایی که من هستم .../ داستان زندگی چند زن معمولی که قهرمانند
نقص عضو جنسی (ختنه) می روند. شش ساله بودم که طبق این رسم، نقص عضو جنسی شدم. اما این همه دردی نبود که تحمل کردم بلکه سخت تر از آن، دیدن وضعیت خواهر بزرگترم بود که از جراحت های ناشی از این موضوع آنقدر رنج کشید تا جانش را از دست داد. این زخمی است که همیشه آن را در زندگی ام احساس می کنم. 20 سال بعد، تصمیم گرفتم با همه انرژی که دارم، تلاش کنم مانع این خشونتی شوم که به جسم و روح یک فرد وارد
می گفتند نرو مجلس! کاری کن این ها رأی نیاورند
آنجا نبودم. در اولین تقسیمات کشوری بعد از انقلاب در سال 60 یا 61، کلاً آن 14پارچه آبادی را به استان مرکزی دادند. چون در دل استان مرکزی بودند و با هلیکوپتر هم که می خواستی به آن آبادی ها بروی، باید از استان مرکزی رد می شدی. چطور ممکن است؟ بعدها جریان این تقسیمات را پرسیدم، گفتند پدر محمودخان،یعنی ضیاءالملک معروف که خودش اصالتاً اهل همدان بوده، زمانی که این آبادی ها را داشته
ماجرای تجویز عروسک برای مرد 79 ساله و زنی که پسرش را عاق کرد/ جایی برای پیرمردها نیست
، من که 30 سال مادرم را نگه داشتم، وضعیتم این است، آنها چکار خواهند کرد؟ بعد به خانمی که رویِ تخت آن طرفی اش نشسته بود، اشاره کرد و گفت او یک پسر دارد و بعضی وقت ها با زبان آذری به پسرش می گوید: ان شاالله نمیری، زنده باشی، ولی عاقبتت بدتر از من شود. می گفت: این پشت من را می لرزاند. جوری که انگار با خودش حرف می زند، گفت: حتماً جای از تربیت بچه هایم مشکل داشته که این طور از آب درآمده اند. بعد با دستش
او سودابه چهار سال دارد
نشده است اما برای گرفتن نمره بیست، همه نوشته باید درست باشد و بیست غلط در یک دیکته ولو 400کلمه صحیح هم داشته باشد باز هم حاصل صفر پیامد دارد. چیزی که حاصل کار ما شده است با بیش از چند هزار شهید و میلیاردها تومان پول و میلیاردها ساعت کار و میلیونها نیرو هنوز شاهد این پدیده شوم هستیم.پدیده ای که دارد با لحظه، لحظه عمرمان نهادینه می شود؟ راستی چرا؟ آیا به راستی حل معضل مواد مخدر غیر ممکن
ایران و جهان در شوک مرگ کیارستمی
، برای پاییز بعد از تابستان و برای بهار پس از زمستان. حالا دل سینمای جهان در فصل های پی درپی بی تو تنگ می شود و تو آسوده و بی درد و آرام باش، که رسیدی و خانه دوست همان جاست . کمال تبریزی نیز بیان کرد: در میان بزرگان سینما فیلم هایش بیش از همه مرا دچار حیرت می کرد و با دیدن آنها تحت تأثیر عجیب و غیرقابل توصیفی قرار می گرفتم؛ حسی کاملا نزدیک به حقیقت زندگی و به شدت متفاوت با دنیای سینما! . بهمن فرمان
دعا کردم شهید شود/ برای بچه ها همبازی و برای من مونس بود
ساعت عصر جمعه به منزل می آمد. درست است که هفته ای یک بار به ما سر می زد ولی در آن مدت کوتاه از لحاظ محبت و کارهای لازم برای خانه به جبران هفته ای که نبود، انجام می داد. با بچه ها دوست بود. بچه ها قبل از شهادت پدرشان نیازی نداشتند که در بیرون خانه دوست داشته باشند. حرف دلشان را به پدرشان می گفتند. در اقوام حسن خلقش زبان زد بود. بعد از شهادتش همه به خوبی و نیکی از او یاد می کنند. سعی می
خاطرات امیرشاپور زندنیا را در کتاب ایران فرزند بخوانید/ تئوری انسان تاریخی منشی زاده برگرفته از کتاب های ...
ذاتی ایران و ایرانی را دوست می داشت و به تاریخ ایران علاقه مند. از وقتی که بچه بودیم برای ما به کمک نقشه و تصاویر تاریخی راجع به تاریخ ایران صحبت می کرد. از کلاس چهارم ابتدایی با تاریخ مرحوم مشیرالدوله پیرنیا آشنا بودم و کتاب های دیگری نیز می خواندم. همه روزنامه هایی را که پدرم به خانه می آورد مطالعه می کردم. از جمله مجله ای که سیف آزاد چاپ می کرد به اسم ایران باستان که مبلغ ناسیونالیست سوسیالیست
کپی رضاییان از روی دست طارمی/ من هم معذرت می خواهم و پیراهن آبی برایم یادآور دربی است
؟ ما از یک خانواده هستیم و در هر خانواده امکان اشتباه فرزند وجود دارد، مثل یک مرد دست تک تک همه شما هواداران پرسپولیس را می بوسم و از همه شما هواداران به خاطر اشتباه بزرگم معذرت خواهی می کنم و می گویم اگر لباس بایرن مونیخ تنم باشد اما شما هواداران پرسپولیس از من ناراحت باشید آن لباس برایم ارزشی ندارد. از اینجا و از ترکیه فریاد می زنم عاشقتان هستم و تکرار می کنم اسم پرسپولیس در
اعتماد به نفس پایین، بیشترین دلیل آرایش غلیظ دختران
پوششی زننده را انتخاب کرده اند، اما به دنبال نگاهی خریدارانه و تحسینی حتی متلک وار خود را به آب و آتش زده اند! ملیکا ماهینی یکی از همین دخترانی است که حتی حاضر نمی شود بگوید اهل کدام شهرستان است و ساعت 10 شب با دو دوست دیگرش در پارک چه می کند؟! او می گوید: وقتی کسی تو را با تمام داشته هایت دوست ندارد، باید برای دوست داشته شدن و دیده شدن تلاش کنی، وقتی خدا هم آنقدر تو را دوست نداشته تا هوش قوی و چهره زیبا به تو بدهد باید خود این زیبایی را برای خودت دست و پا کنی! من می خواهم در این دنیای گَل و گشاد دیده شوم، این خواسته اکثریت ماست اگر چه همه جرات به زبان آوردن آن را ندارند. ...
دنیای نو، صنعت نو
است، سرمایه گذاری در صدها رشته بدون مزیت کار خوشایندی نیست و توجه اکید به این موضوع از الزام های دنیای امروز است. صنعتی شدن در جهان حاضر فداکاری ذهنی و عملی همه ایرانیان را می طلبد. درحالی که ایران همانند نیم سده سپری شده سرمایه های مالی شگفت انگیز ندارد، نباید با خیال پردازی، باقی مانده سرمایه های طبیعی و انسانی را به راه بیهوده گرایی کشاند .
بازی در نقش آدم های موجه و آرمانگرا برایم سخت است
ساخته های خسرو معصومی فضای شهری تری ندارد؟ در فیلم های قبلی معصومی مثل جایی در دوردست بخشی از داستان فیلم در شهر روایت می شد.من بواسطه سال ها کار کردن با خسرو معصومی فضای کارهایش را می شناسم.در زمان نگارش فیلمنامه تابو ایشان به من گفت در این کار نقش کوتاهی به نام جمال وجود دارد که می خواهم تو بازی کنی و من گفتم حتی حاضرم در فیلم هایش یک پلان عبوری هم بازی کنم و بعد از اعلام موافقتم گفت بشین
یلنا دختری روس که خادم حرم امام رضا(ع) شد
وارث: در روسیه حالم خوب نبود ولی در ایران خیلی آرامش دارم. همسرم و خانواده او خیلی خوب هستند احساس غربت نمی کنم حتی فکر نمی کنم خارجی هستم. خانم یلنا ترویتسکیخ متولد سال 1987 میلادی بانویی تازه مسلمان از یک خانواده مسیحی در شهری از مناطق مرکزی روسیه است. پدرش کارگر کارخانه آهن و مادرش پرستار سالمندان بود. خواهر بزرگ یلنا نیز در مدرسه به بچه ها آواز و سرود آموزش می دهد. اما یلنا که مثل
مسئولین هیات حُسن نیات خائن بودند
که حضرت امام، مساله ی اعزام هیات حسن نیات به کردستان را پذیرفت. ** شما آن وقت فرمانده سپاه بانه بودید و شاهد عملکرد این هیات بودید، نقش این هیات چه بود؟ متوسلیان: همین جا باید بگویم که مسئولین هیات حسن نیات، در اصل حسن نیت برای خیانت داشتند و با همین نیت هم به کردستان آمدند. کلا این آقایان جز تضعیف موقعیت انقلاب در منطقه کار دیگری نکردند. در زمان تحرکات همین هیات پاسگاه های
علی حاتمی بعد از شنیدن انتقادم پیشانی ام را بوسید / مرتب به شمال می روم
او از بازی در نقش های آدم های عادی طبقه فرو دست جامعه هم در سریال های تلویزیونی ابایی نداشت و در سریال پیک سحر شد یک رفتگر باسابقه و مهربان، پدربزرگ با تجربه و صبور همه چیز آنجاست و یار با وفای مولا علی در مجموعه امام علی(ع) و پدر نگران باغ گیلاس و ده ها نقش دوست داشتنی دیگر. گاو، کمال الملک، گل های داودی، گمشده و ده ها نقش ماندگار دیگر در پنج دهه دوران فعالیت مشایخی گواه توانایی هایش هستند. جمشید مشایخی بعد از مدتی غیبت از بازیگری به واسطه بیماری در شب های ماه مبارک رمضان دوباره با سریال کمدی و خانوادگی پادری مهمان خانه های مردم شد. با این بازیگر متواضع و محجوب در باره حضورش در سریال پادری و مسائل مختلف کاری گفت وگویی انجام داده ایم که می خوانید. بعد از مدتی دوری از تلویزیون با سریال پادری خاطرات حضور موفق تان را برای مخاطبان تلویزیون زنده کردید. دو سه سالی بود که به واسطه بیماریم و طی کردن مراحل درمان کمتر این فرصت را پیدا می کردم که در قالب سریال های تلویزیونی بازی کنم، البته هرازگاهی در برنامه های مختلف تلویزیونی حضور داشتم و ارتباطم را با مردم خوب و مهربان حفظ می کردم. آخرین حضورم در سریال همه چیز آنجاست به کارگردانی شهرام شاه حسینی بود؛ سریالی ملودرام درباره ارزش ها و سنت های یک خانواده بااصالت که بر اثر بروز سوءتفاهماتی در زندگیشان ابرهای سیاهی به وجود آمده بود و در پایان داستان با پشت سر گذاشتن مشکلات و موانع، آرامش به خانه بازگشت. سریالی جذاب و خوش ساخت که به مسائل مهم اجتماعی مثل مشکلات اقتصادی، اعتیاد و چالش بین نسل جوان و نسل با تجربه می پرداخت و حضور و بازی در این سریال جزو کارهای خوب تلویزیونیم محسوب می شود. اواخر سال قبل فرصتی پیش آمد تا دوباره در یک سریال خوب تلویزیونی به نام پادری حضور داشته باشم. چقدر در کارهایی که بازی می کنید، اهل ارائه پیشنهاد هستید؟ بازیگر در کارش مسئولیت دارد و نباید نسبت به نقشش بی تفاوت باشد. باید نقشش را بررسی، تجزیه و تحلیلش کند و با کارگردان و نویسنده در باره بهتر شدن نقش بحث و گفت وگو کند. مخاطبان ما باهوش هستند و تفاوت میان بازی دم دستی و خوب را متوجه می شوند. ما هنرمندان در مقابل حرف هایی که می زنیم مسئول هستیم. من خیلی جاها در سریال ها با توجه به شرایط و نظر مساعد کارگردان دیالوگ هایم را تغییر می دهم. یادم می آید در کمال الملک مرحوم علی حاتمی سناریو را به من داد و خواندم و نظراتم را در مواجهه کمال الملک با امیر اتابک و این که در فیلمنامه کمال الملک شخصیتی ضعیف دارد به علی حاتمی ابراز کردم. علی حاتمی با دقت حرف های من را گوش کرد و تغییراتی در متنش داد . این اتفاق در فیلم سوته دلان هم اتفاق افتاد. ما پنجم فروردین55 در امامزاده داود فیلمبرداری داشتیم و من در حیاط قهوه خانه نظرم را در باره پایان بندی فیلم ابراز کردم و جمله معروف همه عمر دیر رسیدیم را که مطرحش کردم مورد استفاده قرار داد و پیشانی ام را بوسید.بازیگر نباید از ارائه پیشنهاد درست بترسد. چه ویژگی باعث شد بازی در سریال پادری را قبول کنید؟ متن سریال بخوبی نوشته شده بود و چون اول قرار بود در ایام نوروز پخش شود، برایم مهم بود در این ایام که مردم شاد و خوشحال هستند بتوانم در شادیشان سهیم و نقش داشته باشم؛ البته بعد از این که پخش سریال به تعویق افتاد و به ماه مبارک رمضان موکول شد بازهم خوشحال شدم. زیرا ماه مبارک رمضان فصل بهار قرآن و ماه بندگی و طاعت است و مسرورم که در این ماه عزیز بتوانم باعث خوشحالی مردم روزه داری باشم که بعد از یک روزکاری بعد از صرف افطار فرصت دیدن یک کار خوب و با کیفیت را پیدا کنند . موقعی که از دفتر تهیه کننده با من تماس گرفته شد، چون از توانایی های محمد حسین لطیفی شناخت داشتم و می دانستم کارش را بلد است و سریال های خوبی مثل دودکش، وفا، نردبانی به آسمان و صاحبدلان را در کارنامه اش دارد، پذیرفتم در این کار بازی کنم. روز اول هم از محمد حسین لطیفی خواستم مختصات و ویژگی های نقش را به طور کامل در اختیارم قرار دهد تا بتوانم روی آن کار کنم و قوامش ببخشم. مثل اغلب اوقات نقش مثبت یک آدم خیر متین و موقر ...
شاهرخ، حرِ انقلاب اسلامی
چی شد؟! اول درست جواب نمی داد اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه به خاطر اجاره اثاث ها رو بیرون ریخته بود. من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیروی هوائی براشون اجاره کردم.گبه مهین خانم هم گفتم: توخونه بمون و بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو میدم!! -قسمتی که خواندید بخشی از خاطرات شهید شاهرخ ضرغام بود که به
قوانین اقتصاد مقاومتی به چه دردی می خورند
مجلس نشد که.دولت و هیئت دولت که خیلی بهتر از تو عقل کارشناسی دارد برای تصویب یک قانون. قانون باید پیشگیری بکند به جای اینکه پسگیری بکند. مجلس باید مثل شطرنج باز بیاید و بگوید اگر من این قانون را بگذارم او چه واکنشی انجام می دهد که من دوباره باید آن را هم پیش بینی بکنم. گاهی اوقات باید تا 10 مرحله بازی خوانی بکند تا یک قانون وضع بشود. مثلا قانون بگذاریم بعد ببینیم ده ها فرصت رانت ایجاد کرد
بخش های خواندنی کتاب برای تاریخ می گویم
مجله مهر - احسان سالمی: تاریخ انقلاب اسلامی پر است از چهره هایی که در مسیر پیشرفت و اعتلای آن تلاش کرده اند. محسن رفیق دوست یکی از همین چهره هاست که نقش بسیار پررنگی در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پس از آن در مدیریت بنیاد جانبازان و مستضعفان داشته است. رفیق دوست به واسطه حضور پررنگش در مسئولیت های مختلف و ارتباط گسترده با عناصر و طیف های گوناگون از نیروهای انقلابی، خاطرات زیادی از حوادث
چرا درس هایی از قرآن استاد قرائتی همچنان پرمخاطب و ماندگار است؟/ تکلیف مداری و مردمی بودن؛ راز و رمز ...
به گزارش ناب نیوز به نقل از خبرگزاری حوزه ، هنوز دو ماهی بیشتر از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که روحانی جوانی به نام حجت الاسلام محسن قرائتی با برنامه “درس هایی از قرآن” به تلویزیون آمد و به مدد روش ابتکاری خود در تبلیغ و ترویج قرآن کریم و استفاده از گچ و تخته سیاه در این راستا توانست افزون بر سی و هفت سال ، عموم مردم را همچنان پای پرسابقه ترین برنامه دینی سیما بنشاند. درباره راز و
عناوین روزنامه امروز + فال روزانه - فال حافظ شنبه 19/ تیرماه 1395
می کنید هر چند به مذاقتان خوش نیاید. در نیمه دوم روز سعی کنید در خانه نمانید، چرا که ممکن است بحث و دلخوری پیش بیاید و بعد از ظهر روز تعطیل را دلگیرتر از آنچه هست بکند. از خانه بیرون بروید و از هوای زیبای بهاری همراه با عشقتان لذت ببرید. فال حافظ امروز متولدین آبان : ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی***من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی بوی یک رنگی از این نقش
کیارستمی از نوجوانی اش تا مرگ می گوید...
دید؟ نمی خواستم یاد بگیرد! کیارستمی: یادم نیست تا کی طول کشید تا تاثیر واکنش تند و نامردانه او را بابت یک نگاه فراموش کردم! یادم هست مدت ها با هم سلام و علیک نداشتیم. البته یادم نیست با چه کسی هم سلام و علیک داشتم! بعد هم اینکه آیدین و بچه های آنجا تیم خودشان را داشتند و من تیم نداشتم. آغداشلو: اما کمال میرطاهری با تو دوست بود. کیارستمی: خیر، او کمربند من را مصادره
در گذر از ذهن یک پژوهشگر قروه ای - ثبت تاریخ در میان بی تفاوتی ها
سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از مهر ؛ بخش نشر و کتاب: خبرگزاری مهر؛ گروه استانها - زیبا امیدی فر: می نویسد اما نه برای شهرت و درآمد که برای دل خودش و مهم تر از همه برای معرفی شهر و زادگاهش. در یکی از غروب های دل انگیز تابستان در کوچه شهید صادقی دروازه خانه ای که یادآور زندگی ساده و صمیمی است گشوده شده و مردی کتاب به دست که بند عینکش به گردن آویزان است، مراسم استقبال ادیبانه ای را به
درس های حادثه 18تیر برای ما و اشتباهات محاسباتی دشمن
داشت؛ برای این که فکرهایی بکنند و نقشه هایی بکشند و کارهایی را انجام دهند و افکاری را در سر بپرورانند! در طول این یک سال، یا یک سال و نیمِ اخیر، قضایایی اتّفاق افتاد که یک انسان هوشمند و اهل فکر وقتی به این قضایا مینگرد، باور نمیکند که این قضایا با هم بی ارتباط باشد. هر کدامی در برهه ای پیش آمد؛ اما انسانی که اهل تدبّر و تأمّل در قضایا باشد، احساس میکرد که بین اینها رابطه ای وجود دارد
راز نقاشی هایی که در زمان صحبت با تلفن می کشیم؟!
حالتی کارتونی داشته باشد نشان دهنده این است که فرد شخصیتی تفسیرگر دارد و دوست دارد درباره همه قضاوت کند. البته یادتان نرود که اگر کودکی چنین چشمی را بکشد فقط نشان دهنده چیزهایی است که از اطرافش یاد گرفته است نه چیز دیگر، چرا که کشیدن چشم بسیار ساده است و خیلی از بچه ها گاهی شروع به کشیدن چنین چیزی می کنند. فلش مساوی با جاه طلب بودن اگر معمولا عادت دارید هر جا که بتوانید فلش و خط جهت