سایر منابع:
سایر خبرها
شگرد جدید تبهکاران برای فرار از دست پلیس!
خانواده ام تماس بگیرم و از آنها بخواهم 400 هزار تومان پول به حساب محمود واریز کنند. ولی من از این کار خودداری کردم تا اینکه بعد از سه روز وقتی محمود در خانه نبود، موفق شدم از آن خانه فرار کنم. بازداشت شرور سابقه دار با اعلام این شکایت، موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و به دستور سیفی، بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران، تلاش برای شناسایی این شرور آغاز شد. در
مردانی که چهره همسرانشان را نمی شناسند
. مردی که چهل سال صورت همسرش را ندید مردِ خانواده تصمیم داشت تا پس از گذشت چهل سال از زندگی مشترک و داشتن سه فرزند برای یک بار هم که شده، چهره همسرش را ببیند. شب وقتی همسرش می خوابد به اتاق او می رود تا دست به یک ماجراجویی بزرگ بزند. او می خواست تا برقع را کنار بزند و قیافه مادر فرزندانش را یک بار برای همیشه ببیند؛ اما ناگهان زن از خواب بیدار می شود و با عصبانیت و داد و فریاد او
سرقت 700 میلیونی یک زوج از پیرزن 80 ساله
از حضور در پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: برای پرستاری از مادرم که بیش از 80 سال سن دارد ، از طریق یک شرکت خدماتی اقدام به استخدام یک پرستار خانم کرده بودم تا اینکه در ساعت 24 از طریق تماس تلفنی پرستار مادرم مبنی بر اینکه آن شب نمی تواند نزد مادرم بماند، به منزل مادرم رفتم. پس از ورود به خانه مادرم، در کمال تعجب متوجه شدم که مادرم به حالت بیهوش روی زمین
روایت زندگی یک مدافع حرم از زبان همسرش
های بهره ای و حتی قرض از اقوام و دوستان خانه بخرد. می گفت چند سال دیرتر صاحب خانه شویم بهتر از این است که زیر بار دین کسی باشیم. هیچ وقت به کسی رو نزد و همیشه توکلش فقط بر خدا بود. تا اینکه بعد از چند سال با گرفتن وام قرض الحسنه موفق به خرید منزل 80 متری شدیم. می گفت برای چیدن خانه مان باید از منزل امام(ره) الگو بگیرم. اوضاع و احوال زندگی تان خوب بود؟ همان طور بود که دلتان می خواست؟
آرایش های غلیظ و ترمزهای پیاپی خیابان های تهران را تسخیر کرده است
/> در ادامه چند گفتگو از زنان خیابانی را می خوانید: میترا بیست و یک سال دارد، اهل مازندران است، چشمانش به رنگ دریاست، پنج سال پیش از خانه فرار کرده، خودش می گوید: “کاش کتک های نامادریش را تحمل می کرد؛ اما به تهران نمی آمد”، مشتریان زیادی دارد، از پسر هفده ساله تا مرد هفتاد ساله. دفترچه تلفنش را نشانم داد و گفت: من فقط با همین چند نفر در ارتباط هستم، اهل ایستادن کنار خیابان هم
فرار گروگان از مخفیگاه مخوف آدم ربایان
نشده، بازپرس به تحقیق از همسر او پرداخت. زن جوان که در زمان حادثه همراه همسرش بود در این خصوص گفت: شوهرم مرد خطرناکی است و به خاطر کارهای خلافی که مرتکب شده، چند بار خواستم از او جدا شوم. اما او هر بار مرا تهدید کرد و اجازه نداد طلاق بگیرم. آن روز هم با تهدید همسرم سوار خودروی 206 شاکی شدم. حتی ساسان چند روز قبل هم خانه دوستم را آتش زد تا ثابت کند هر کاری بخواهد از دستش برمی
شبی در هتل Nam Hai
کلارکسون در برنامه ی تلویزیونی اش می گفت: البته اگر از اینجا رد هم نشدید، باز هم ارزشش را دارد با هواپیما خود را به اینجا برسانید! پنج سال بعد به همراه همسرم به هوشی مین آمدیم. بعد از یک هفته که با بودجه ناچیز خود در رستوران های خیابانی غذا خوردیم، تصمیم گرفتیم به شمال، یعنی لائوس برویم. در نیمه ی راه مجبور شدم برای چک کردن خور دو، توقف کنم و همان موقع بود که صدای کلارک سون با آن لهجه دل
مرد پرونده های بزرگ قضایی در فدراسیون سمت گرفت
به گزارش وانانیوز ، مسئول پرونده بابک زنجانی در دادستانی تهران، با تایید هیات رئیسه فدراسیون فوتبال از مهدی تاج حکم ریاست کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال را گرفت. می گویند فوتبالش خوب است و در رمضانی که گذشت تیمش در میان 4تیم برگزیده جام قضات قرار گرفته است. بیش از آن، موضوعی که او را با فوتبالی ها پیوند می زند ماجرای واگذاری باشگاه راه آهن به بخش خصوصی است که پیگیری کرد و به سامان رساند؛ مرتضی تورک
اتفاق باورنکردنی؛هتک حرمت دختر 18 ساله توسط پسر 7 ساله
. سه روز تمام گم شد. بعد از سه روز خودش به خانه بازگشت. وقتی از او پرسیدیم که کجا بودی؟ گفت: برای تعطیلات رفته بودم شمال! بعدها فهمیدم که در آن چند روز در خیابانها می گشته و شبها را با کودکان خیابانی درپارکها سرمی کرده. هرچه روانشناس و مشاور در تهران بوده او را معاینه کردند. فکر میکردم رفتار او وقتی به مدرسه برود خوب خواهد شد. اما او روز اول مدرسه سر همکلاسی اش را شکست. درعرض همین چند ماه
به قدرت رسیدن هریک از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا چه تأثیری بر اقتصاد ایران دارد؟
خواسته یا ناخواسته وجود دارد، عملی نیست. از طرفی ترامپ خودش تاجر است و خوب می داند تجارت یعنی بده بستان. او در کشورهای مختلف حتی در کشور آذربایجان پروژه های ساختمانی اجرا کرده است ... . گفته می شود ترامپ از بازار ایران نخواهد گذشت. نظربلند : اجازه بدهید در رابطه با اظهارات آقای شقاقی مطالبی را عرض کنم و بعد پاسخ شما را بدهم. آمریکا یک ساختار سیاسی نظام یافته همراه با کارکرد دارد، سنجه
از زندگی ماشینی پایتخت تا برداشت برکت در چم بور
برداشت محصول هستند تا اینکه چهار سال پیش که به روستا آمدم متوجه اجرای طرح کشاورزی به همت جهاد کشاورزی در سطح اراضی منطقه شدم . کپه کاری و آبیاری قطره ای به من این نوید را داد که می شود اینجا هم کار کرد. کار که فقط کارگری آن هم در شهری غریب که زندگی ماشینی برخی وقت ها شهروندانی مثل من را کلافه می کند، نیست. بعد از مشورت با خانواده به این نتیجه رسیدیم که بدون دادن اجاره خانه ی بالا و خرج
اعتراف یک متهم به قتل:می خواست از من اخاذی کند، او راکشتم
حادثه به نوعی ارتباط داشتند. در بررسی تماس ها و پیامک های ارسالی به تلفن همراه قربانی جنایت، چند نفر برای بازجویی های پلیسی به آگاهی آمل احضار شدند. درجریان بازجویی های فنی، کارآگاهان مرد جوان قوی هیکلی را به عنوان نخستین مظنون جنایت بازداشت کردند. او که ابتدا منکر هرگونه اطلاع از ماجرای قتل بود وقتی تمام مدارک و مستندات پلیس را علیه خود دید چاره ای جزاعتراف به قتل ندید.
کارگرعین دویی که رزمنده لشگرفاطمیون شد
می خواهد، می گفتم منصور تو که نمی توانی بروی چرا اینقدر حرص می خوری؛ فقط سرش را تکان می داد. چند روز بعد گفت می روم تهران کار دارم، دو بار رفت تهران و برگشت؛ نگران شدم؛ ولی چیزی نگفتم. هر سفر حدود 10 روز طول کشید تا بار سوم که 7 مهر 92 بود، علیرضا مدرسه می رفت کار مهد کودک خودم هم شروع شده بود. آمد خانه گفت مامان علی! -مرا "مامان علی" صدا می کرد- عزیزم می خواهم بروم زیارت امام رضا(ع
نمی گذارم پسرم فیلم مکس دیوانه را تماشا کند
. خانه مان مملو از کتاب و موسیقی بود، تعطیلات و سفرهای خارج از کشور و هدیه ها زیاد بود و در یک مدرسه خصوصی گران درس می خواندم. فقط یک مشکل وجود داشت. من یک کمی بچه شیطانی بودنم؛ نه بگذارید اصلاح کنم، خیلی خیلی شیطنت می کردم وقتی 11 ساله بود پلیسی که به مدرسه شان آمده بود به او هشدار داد که از اعتیاد به بوی چسب دوری کند. چند سال بعد به جرم دزدی از مدرسه اخراج شد. در 16 سالگی
اخبار حوادث
/> وقتی نوبت به متهم رسید، او اتهام قتل عمدی همسرش را قبول کرد و گفت: من نانوا بودم و در یک نان فانتزی فروشی کار می کردم. با صاحبکارم درگیر شدم و شغلم را از دست دادم. مژگان ناراحت شد، مدام به من می گفت باید کار پیدا کنی، من هم چند جا رفته بودم، ولی نتوانستم کار پیدا کنم. او قهر کرد و به خانه مادرش رفت، بچه ام را هم با خودش برد. چند بار دنبالش رفتم اما نیامد. او زن من بود. عاشقش بودم و نمی خواستم طلاقش
نفس های آخر
نیست که آنها را به شهر برساند. از شهرستان دیگری به ارومیه مهاجرت کردیم تا هم در هزینه های رفت وآمد صرفه جویی شود و هم امکان دسترسی سریع به خدمات پزشکی را داشته باشیم. 9 ماه مستأجر بودم اما نتوانستم کرایه خانه را پرداخت کنم و صاحبخانه بیرونمان کرد تا اینکه چند برادر خیر پیشنهاد اسکان در این سردخانه را دادند، کاری داشته باشند برایشان انجام می دهم، اما کاری نیست؛ چه کنم، نمی دانم، درمانده ام. سردخانه
فرار گروگان 800 میلیونی از اسارتگاه مخوف +عکس
به گزارش مشرق، شامگاه هجدهم تیر امسال پسر جوانی با حضور در پلیس آگاهی غرب استان تهران با طرح شکایتی مدعی شد، پدرش ربوده شده و آدم ربایان برای آزادی او 800 میلیون تومان پول خواسته اند. شاکی به افسر تحقیق گفت: پدرم مسئول خط یکی از خطوط اتوبوسرانی در صادقیه تهران است. او هر روز صبح با خودروی پرشیای خود از خانه مان در شهریار به محل کارش می رود. بعدازظهرها هم چند ساعتی مسافرکشی می کرد و بعد
متهمان حمله به سفارت عربستان: پشیمانیم
حیاط سفارت را هم ندیدم و ساعت 11 شب خانه بودم. متهم ادامه داد: قبلش رفته بودم حسینیه و از آنجا به سمت سفارت رفتیم. وی در پاسخ به اظهارات قاضی دادگاه مبتنی بر صفحه 573 پرونده که طی آن با ذکر اسامی گفته بود 7-6 نفر در حال ساخت کوکتل بودند، گفت: من موادی را ندیدم. کوکتل را با ماشین جلوی سفارت آوردند. متهم ادامه داد: ماموران نیروی انتظامی سرکوچه سفارت بودند. زمانی که همه جمع شدند بعد از 15-10 دقیقه مردم
محاکمه قاتلی که به راحتی آدم می کشت +عکس
دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به دوبار قصاص محکوم شد. این رای در شعبه 13 دیوان عالی کشور تحت بررسی قرار گرفت که قضات دیوان عالی کشور با اشاره به دو نقص آن را به دادگاه بازگرداندند. در حکم دیوان عالی کشور آمده است، با توجه به صغیر بودن فرزند داریوش و نظر دادستان بر این موضوع که تا زمان به سن قانونی رسیدن آنها باید صبر شود، در حال حاضر حکم قصاص صادر کرد. همچنین در پرونده قتل امین هم گواهی
هادی حجازی فر: باورم شد فرمانده ام
، هزینه دارد ولی آدم شرمنده بازیگرانی می شود که چند ماه در سخت ترین شرایط تمرین می کنند و نمی توانیم حداقل ها را برایشان فراهم کنیم و بعد انتظار داریم در جهان نقش اش فرو برود و بهترین عملکردش را ارایه دهد! وی گفت: از روزی که برای بازی در ایستاده در غبار قرارداد بستم تا شروع فیلمبرداری 6 روز فاصله بود و اصلا وقت نشد بترسم، برای نقش طراحی کنم و ... خودم را در موقعیت قرار دادم و از تخیلم
پیچ وخم های پرونده جوانی که 2 نفر را کشت
همراه یکی از دوستانم به شمال برویم اما قبل از سفر دوستم با فردی به نام یاشار که از او طلب داشت درگیر شد. متهم ادامه داد: درگیری بالا گرفت و من هم با زدن ضربه ای به یاشار، او را به قتل رساندم. پرونده با پایان تحقیقات و صدور کیفرخواست، برای رسیدگی به شعبه 71 وقت دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و متهم بعد از اینکه اولیای دمِ هر دو مقتول درخواست قصاص را مطرح کردند، برای دفاع از
ندانسته زن هشتم شوهرم شدم
رفتارهایش از وی طلاق گرفته اند، اما بدتر از همه این رفتارهایش ماجرای ارتباط او با زنان غریبه بود. او با بی شرمی و در حضور پسرم زن غریبه ای را به خانه می آورد و از من می خواست تا به عنوان میهمان از او پذیرایی کنم. وقتی فرزین حاضر نشد مرا طلاق بدهد من هم با اشتباهی بزرگتر دست به کار احمقانه ای زدم و با جوانی کوچکتر از خودم آشنا شدم. به او گفتم با همسرم مشکل دارم تا مرا برای گرفتن طلاق
متهم اول: پشیمانیم؛ چون دل آقا شکست/متهم دوم: در گروه طنز دکتر سلام عضوم/متهم سوم: حق بچه های حزب اللهی ...
هستند و طبق مواد 617 و 677 قانون مجازات اسلامی کیفر آنها تقاضا می شود و تاریخ وقوع جرم هم در سال 94 در تهران بوده است . متهم اول: پشیمانیم؛ چون دل آقا شکست پس از قرائت کیفرخواست از سوی نماینده مدعی العموم، قاضی از متهم اول این پرونده خواست که خود را معرفی کند. متهم اول پرونده گفت: 25ساله هستم، در زمینه پوشاک شاغلم، باسواد، مجرد و اهل تهرانم . قاضی دادگاه خطاب به متهم گفت: بر حسب
قتل پسر نوجوان در باغی اطراف زنجان
حضور محمدامین در بیرون از خانه از حدمعمول بیشتر می شود با موبایلش تماس گرفتند اما موبایلش خاموش بود. آنها بعد از مدتی با پلیس تماس گرفتند خبر مفقودی پسرشان را اعلام کردند. ماموران پلیس یک روز پس از اعلام خبر از طرف خانواده پسر تحقیقات شان را برای پیدا کردن او ادامه دادند اما هیچ سرنخی به دست نیاوردند. پس از آن پرونده در اختیار پلیس آگاهی استان زنجان قرار گرفت تا تیم های تحقیقاتی بیشتری برای پیدا
یا مصدق لجوج است یا من پشتکار ندارم
تماس بودم. راه دومم در واقع نگاه کردن به فیلم ها، عکس ها و تُن صدا و خاطراتی بود که از این آدم هست؛ درواقع من دنبال میانبری بودم تا از طریق این دریافت ها یک روح را استنتاج کنم؛ اگر بتوانم آن را زیر پوست خودم بیاورم. موفق شده اید؟ تا الان موفق نبوده ام؛ اما از نظر حسی آقای مصدق را می شناسم. اینکه زیر پوستم می آید، در 20 دقیقه ای که روی صحنه هستم، شاید چهار دقیقه اش می آید و بعد می
نامزدهای جوایز اِمی معرفی شدند
بود و رکورددار نامزدی رقابت های امی محسوب می شود. سال گذشته این سریال در 12 حوزه امی برد و رکورد دیگری را هم به نام خود ثبت کرد. امسال نام بازی تاج و تخت در بخش هایی همچون بهترین سریال درام، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و زن و بهترین بازیگر میهمان شانس دریافت جایزه دارد. آمریکایی ها ، بهتره با سول تماس بگیری ، سرزمین مادری ، خانه پوشالی و آقای روبات رقبای این مجموعه تلویزیونی در بخش بهترین
پرهیز از چیدن پر پرواز معلولان در اثر ناآگاهی و بی مهری
و به لطف خداوند توانستم به نحو أحسن این مهم را انجام داده و در اختیار مسؤول واحد مالی جهت پرداخت قرار دهم که این کار مورد تشویق مسؤول مالی و رئیس اداره قرار گرفت که بعد از چند سال به عنوان مسؤول مالی ادارات بهزیستی چالوس و کلاردشت به صورت همزمان شدم. وی با اشاره به اینکه در سال 78 در اداره بهزیستی مشغول به کار شدم، از پیشنهاد قبول مسؤولیت ریاست اداره بهزیستی چالوس در مهر ماه سال 93 خبر
بازجویم در روز حسین گفت دوستانت گزارشت را دادند/ پرونده ساز ها راه مان را به بازداشتگاه هموار می ...
23 روز سالن اصلی تئا تر شهر را داشتم اما تعهد داشتم که 31 شب اجرا بروم. بنابراین مجبور شدیم آخرهای کار را دو اجرایی برویم که به این تعداد برسیم. در متن اصلی نمایشنامه بیضایی، کاراکتر نویسنده یک مرد است اما شما آن را زن کردید، در حالی که همه می دانیم این کاراکتر نویسنده در واقع نمایی از شخصیت خود بیضایی هم است. چرا ترجیح دادید شخصیت نویسنده زن باشد؟ ترجیح ندادم، در واقع مجبور
ازدواج خانم بازیگر با مردی که 27 سال از او بزرگتر بود! + عکس
او احساس خاصی نسبت به من دارد. مسعود عاشقم شده بود و یک روز آن را بر زبان آورد. من هم در مقابل عاشق شدم؛ یعنی او من را هم عاشق کرد. بعد از دوران عاشقی تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم. شاید خیلی ها فکر کنند من از بیماری او خبر نداشتم که تن به این ازدواج دادم اما این جور نبود؛ من از سال 83 می دانستم که مسعود سرطان دارد. سال 85 که با من ازدواج کرد دکترها می گفتند کمتر از شش ماه دیگر سرطان کار خودش
پدر شیطان صفت در نبود مادر به کودکش تجاوز کرد
این زن پس از حضور در دادگاه به قاضی گفت: حدود 9 ماه قبل به یک ماموریت کاری رفته بودم و در این مدت دختر 10 ساله ام در خانه با پدرش تنها بود. پس از این ماموریت به مرور زمان متوجه رفتارهای غیرعادی دخترم شدم. این رفتارهای غیرعادی تا آنجا ادامه داشت که مشاور مدرسه او نیز از آنها آگاه و من را نیز در جریان گذاشت. وی که از نظر روحی بسیار شکسته شده بود، درباره نحوه اطلاع از تجاوز به دخترش گفت