سایر منابع:
سایر خبرها
آقای "رفسنجانی"! مردم که " آلزایمر" نگرفته اند!
/> دیروز باز هم رسانه ها سخنانی از آقای هاشمی نوشتند که گفته است :"در سال 84 یک موی بدنم راضی نبود کاندیدا شوم. چرا که دولت آقای خاتمی بود و من گفتم نمی آیم، همسر امام مرا خواست و به من گفت: امام این انقلاب را به دست شماها سپردند. آیا شما می دانید اینها چه کسانی هستند؟ همین صحبت های همسر امام سبب شد من قبول کنم و پذیرفتم." باز هم استناد به کلام شخصی که به دیار باقی شتافته است؟! سال 84
مریم با پلک های اش شعر می سراید
/> همسر این بیمار نیز می گوید: از خدمات ارائه شده به همسرش بسیار راضی است و از 17 سال پیش تاکنون ما خدمات خوبی برای ادامه درمان همسرم دریافت می کنیم. وی ادامه می دهد: حدود یک هفته که همسرم در این بیمارستان بستری است بهترین روزهای زندگی ما است چون که همسرم در بیمارستان از وضعیت جسمی بهتری برخوردار است و روند بیماری اش بهتر می گذرد. ریحانی که به دلیل ابتلا به این بیماری قادر به حرکت زیاد نیست از ویلچر استفاده می کند. ایرنا
از ادعای هاشمی درباره تعصبات امام خمینی (ره) در مورد زنان پیش از انقلاب تا واقعیت امام (ره)
انقلاب تعصب هایی هم داشتند. مثلاً همسر من نقل می کند که وقتی همسر امام (ره) با مردی که خریدهای خانه را انجام می داد صحبت می کرد، امام (ره) می فرمود چرا با این ها صحبت می کنی؟ دو کلمه بنویس و به آن ها بده، اما بعد از انقلاب که شرایط تغییر کرد، دختر جوان امام (ره) در برابر خودشان برای مردم سخنرانی می کردند. آنچه در این بخش از سخنرانی قابل توجه است، تعصب امام (ره) قبل از انقلاب و تغییر شرایط
آرزوهای دور و دراز یک پدر ...
به گزارش نصرنیوز به نقل از ایسنا، همه چیز خیلی ساده شروع شد؛ معلول مادرزاد بود، با پدرش بر روی یک وانت نیسان مشغول کار بود؛ پدر در یک سانحه رانندگی فوت می کند، مادر توان اداره ی فرزند را ندارد، ازدواج می کند و همین می شود که بی سرپناه، آواره خیابانها می شود، خیلی ساده اما سخت ... کودکی، نوجوانی و جوانی اش در سایه روشن های خاطرات تلخ سپری شده، اما الان برای خودش مردی شده است؛ 3 فرزند
درباره الی از نگاه منتقد نیویورک تایمز
خیالش راحت می شود. یک دروغ بزرگ از همین الان گفته شده است. زن مسنی که خانه ساحلی را به آن ها اجاره داده باور دارد که احمد و الی به تازگی با هم ازدواج کرده اند و ملفحه های اتاق شان را می آورد. الی که کلا دوست نداشت بیاید از همان ابتدا به آن ها می گوید که تنها یک روز می تواند بماند. فاجعه ها پشت سر هم اتفاق می افتند. در حالیکه مردها دارند کنار ساحل والیبال بازی می کنند، الی
برای سالروز تولد محمد علی کشاورز / برزخی ها اولین فیلم من در بعد از انقلاب بود
لغو شد ومن در فیلم شب قوزی به کارگردانی فرخ غفاری حضور پیدا کردم. آن زمان دیگر در تلویزیون و تئاتر بازیگر مطرح و چهره شناخته شده ای بودم و مردم من را می شناختند ضمن اینکه همزمان در تئاتر هم حضور داشتم. بعد از شب قوزی در خشت و آینه به کارگردانی ابراهیم گلستان بازی کردم که تعدادی از بچه های اداره تئاتر و افراد دیگری مثل فنی زاده، مشایخی، فرید و هاشمی با من همبازی بودند. گلستان از آدم های باشعور
از قرائت نامه عاشقانه شهید دستواره به همسرش تا خاطره حضور مقام معظم رهبری در خانه شهیدان غیاثوند
: همسرم خیلی دوست داشت که حضرت آقا را ببینند. چند بار من به همراه خانواده های شهدا خدمت حضرت آقا رفته بودم ولی همسر من به خاطر بیماری نتوانست بیاید. برای همین نامه ای نوشت و به یکی از کارمندان بیت داد تا به دست آقا برسانند و آقا به ملاقتش بیایند ولی تا وقتی همسرم به شهادت نرسیده بود، این امر صورت نگرفت. وی بیان داشت: اسفند سال 88 در حال خانه تکانی و مرتب کردن خانه بودم که یکی از دوستانم
طعم تلخ یک مادرانه شیرین
از دو پسر معلولم در خانه نگهداری می کنم، اما دخترم را به شبانه روزی سپرده ام؛ چون وقتی از خانه بیرون می رفتم حضور آن ها با هم، در خانه خطرناک بود. برای دخترم هم دلم می سوزد و ناراحتش هستم و دائم دلم پیش اوست، اما چاره ای ندارم. هفته ای دو بار به دخترم سر می زنم و داروها و وسایل مورد نیازش را برایش می برم. الان یدالله که حالش از صفر بهتر است، خرید بیرون و خرده کاری ها را انجام می دهد. گاهی با هم دعوا و کتک کاری می کنند، یک موقع خوبند و یک موقع بد. وقتی عصبانی می شوند، یکی چاقو برمی دارد، آن یکی هم یخچال و وسایل خانه را خرد می کند و با هم نمی سازند. موقع عصبانیت هم مرا کتک می زنند و فحش می دهند، اما چاره ای جز نگهداری از آن ها ندارم. ...
گفت وگوی بازیگر فیلم روباه با خانواده رضایی نژاد
کم دارد، اگر الان هم خواندن این کتاب برایت کمی مشکل باشد، تا چند سال دیگر حتما می توانی بخوانی. پیرانی: چه عالی! مرسی. من دوران نوجوانی ام را با اشعار سهراب سپهری گذرانده ام. فاطمی: راستی! من کمی نگرانم، چگونه به آرمیتا گفتید که من کدام نقش را بازی می کنم؟ پیرانی: تیزر را دید و پرسید. خب! چون آرمیتا در صحنه ترور پدرش بوده است، از من پرسید کدامشان تروریست است؟ من به او گفتم شما
بازاریابی/ نقش تحقیقات بازار در فروش کالاها
تحقیقات را به ارزان ترین شکل ممکن انجام دهند. هنگامی که آقای چارنی در سال 1997 شرکت امَریکن اپارِل را در لس آنجلس تاسیس کرد، تمرکز او بر تولید تی شرت های ساده و با کیفیتی بود که از کتان درجه یک و بدون هیچ گونه لوگو یا تزیین تهیه شده بود. اگرچه شرکت مذکور خط محصول خود را توسعه داده و محصولاتی مثل جوراب، لباس زیر، بلوز پشمی، لباس شنا، لباس بچه و حتی لباس سگ تولید می کند، تی شرت های مذکور هنوز هم بخش
هاشمی چهره متناقض سیاست ایرانی
مختلف به اثبات رسیده است. هاشمی در مراسم سالگرد همسر امام خمینی، در مورد جریان های انقلابی می گوید: اگر می بینید برخی از خشک مقدس ها و دلواپسان اذیت می کنند، همان هایی هستند که قبلاً امام را هم اذیت می کردند، اما این کانون، کانون مناسبی است که ما نباید بگذاریم انسان های نادان این کانون را هم تضعیف کنند چراکه اگر خدایی ناکرده راه امام آسیب ببیند و مفسری نباشد اشتباهات را جبران کند، خطرناک
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مداحان اهل بیت (ع)
نمیکند که این مذاکرات تا به آخر برسد و به یک توافق منتهی بشود؛ اینکه تا الان انجام گرفته، این جوری است؛ همه چیز مربوط به بعد از این است. چند نکته را من در مورد مسئله ی هسته ای عرض میکنم. من البتّه هیچ وقت نسبت به مذاکره ی با آمریکا خوش بین نبودم. نه از باب یک توهّم بلکه از باب تجربه؛ تجربه کردیم. حالا اگر یک روزی ما که در آن روز قاعدتاً نخواهیم بود شماها ان شاءالله در جریان حوادث و جزئیّات و
با بیماران صعب العلاج چطور رفتار کنیم؟
ریز نمک را روی ملحفه پیدا می کرد و از بین می برد. همان سرطان شناس می گفت، زمانی، دختر کم سن و سالی به علت ابتلا به سرطان سینه به ملاقاتش آمده بود. سرطان دخترک به شدت مهاجم بود و او در چند جراحی یکی از سینه ها و بخش هایی از بافت زیر بغلش را از دست داده بود و ناگهان تصمیم گرفته بود پزشکش را عوض کند چون پزشک قبلی حقیقت را درباره بیماری اش به او نگفته بود. اما سرطان شناس داستان ما، عادت به
زندگی دختران در اسارت بوکوحرام
بار از دست آن ها فرار کرد. "افراد بوکو حرام که به روستای ما رسیدند، مادرم برایم لباس عروسی خرید و از آن به بعد هر روز صبح برای کار به مزرعه می رفتم. یک دوشنبه ای بود که آدم های آن ها به خانه ما ریختند. می خواستند بدانند که آیا زن جوان در خانه داریم یا نه. دروغکی گفتم که شوهر دارم ولی یکی از همسایه هایمان که مسلمان شده بود و به آن ها پیوسته بود من را لو داد. آن ها من را با 40 دختر دیگر زندانی کردند
آقا به ما فرمودند بروید بهشت ها را پیدا کنید
من به تو گفتم فیلمساز فرمایشی! می گویم دستت درد نکند. با توجه به اوضاع منطقه طی چند سال گذشته افراد زیادی رفتند و این فضا را تجربه کرده اند ... اسلام زاده: یک ژانر جدید پدید آمده. یک سری از بچه ها می روند و می آیند و خودشان را اثبات می کنند. من یکی از کارهایی که ساختم یک تدوین گر حرفه ای آورده بودیم. اولش گفت من به این شرط تدوین می کنم که اسم مرا در تیتراژ نیاوری. اما بعدکه
وزیرخارجه عربستان رهبر انقلاب را چگونه خطاب کرد؟/ واکنش به ادعای دیدار اصلاح طلبان با احمدی نژاد/ روایت ...
کرده است و باعث شده است که بی عدالتی که قبلا وجود داشته به صورت جدی تری افزایش پیدا کند. – فشار این گروه به سریال آقای مهران مدیری ختم نمی شود و چندین باربه برنامه های بنده به عنوان دبیر کل خانه پرستار که حتی در چند نوبت ظبط هم شده بود اجازه پخش داده نشد. – اختلاف در پرداخت در تمام مجامع پزشکی بین المللی بین یک تا سه برابر است و این اختلاف در آمد در کشورهای مختلف از پنج برابر به
عکس های خصوصی زن و بچه افراد را در می آورند
می زنم که با آنها کار کردم.آنها در آن چند سال 30-20 میلیارد هزینه کردند چون عاشق استقلال اهواز بودند و به این تیم عشق می ورزیدند. ما بستر خصوصی سازی را در کشورمان فراهم نکردیم. الان آدم های شخصی نمی توانند وارد بحث خصوصی شوند چون می گردند 100 پشت شان را در می آورند که چه کسی بوده است و چه می کرده است. عکس های خصوصی زن و بچه اش را در می آورند. همین باعث می شود کسی جرات نکند جلو بیاید. من قبلا هم
داستان تکلیف های هاشمی/واکنش به ادعای دیدار اصلاح طلبان با احمدی نژاد/فرق خودجوش و خرابکار/تک خوان زن در ...
روایت های مختلفی از حضور خود در انتخابات های گوناگون دارد و می گوید در همه انتخابات ها نه به خواست خود بلکه به درخواست های گوناگون در انتخابات مختلف شرکت کرده است. در سطرهای زیر به برخی از این روایت ها اشاره می کنیم: 1. آیت الله هاشمی رفسنجانی در مورد حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری دوره پنجم در کتاب خاطرات خود می نویسد: در منزل بودم. تا ساعت ده ونیم صبح کارهای دفتر را انجام دادم. ساعتی
من ایرانی هستم بچه ام هم ایرانی است!
بدهم و راهی بازار کار کنم. شاید خودم با این همه مریضی که دارم بتواند کمی استراحت کنم. تا به حال چند خانه عوض کرده ایم، ماموران به خانه می آمدند تا پسرها را ببرند. " خانه اش کوچک است، شاید هیچ اتاقی نداشته باشد. همه شان یک جا می خوابند و غذا می خورند. با مرد افغان ازدواج کرده و حالا مرد رفته است، شاید هم به اجبار کوچ کرده باشد. او مانده است و هفت بچه، مانند بسیاری از زنانی که کنارش نشسته
روایت فراهانی از روزگار نشر ایران: جنازه کتاب را می بینیم که بر دوش ناشران می رود
انتشارات، از فروش خانه پدری زندگی می کنم. شما بخش اعظم از عمر خودتان را از 1314 تا 1394 در بازار گذراندید، فضای بازار تهران را در آن زمان ترسیم کنید. در آن زمان کتابفروشی های بسیاری در بازار مستقر بودند، به ویژه در بازار بین الحرمین که بعدها به دلیل فعالیت ناشران به بازار کتابفروشان معروف شد و افرادی چون آقای جعفری انتشارات امیرکبیر و جاویدان ها، فرهومند، اسلام در آنجا بودند و با
خون دلی که پدر پیرتان از این دستۀ متحجر خورده ...
از جهان خواران دیده بودند، به هیچ چیزی اطمینان نمی کردند و ابزاری از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهی حکم به منع استفاده از آنها را می دادند. آیا رادیو و تلویزیون در کشورهایی چون ایران وسایلی نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ و آیا رژیم گذشته از رادیو و تلویزیون برای بی اعتبار کردن عقاید مذهبی و نادیده گرفتن آداب و رسوم ملی استفاده نمی نمود؟ به هر حال خصوصیات
همسرم مرا از خانه بیرون می کند
یک نت چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق توافقی دادند. مرد جوان درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم وقتی با هم جر و بحثمان می شود مرا از خانه بیرون می کند و تا آشتی نکنیم اجازه نمی دهد به خانه ام برگردم. الان 5 سال است که دارم تحمل می کنم و حرفی نمی زنم ولی دیگر خسته شدم و نمی توانم این زندگی را تحمل کنم. وی افزود: هربار که همسرم مرا از خانه
خیابان آزادی قفس کارگران فارسیت درود شد
؛ معلوم شد که از سال 91 بسیاری شان حقوق نگرفته اند. می گفتند در این دو سه سال همسران بسیاری از این کارگران به دلیل عدم تامین مالی طلاق گرفتند. یادم آمد سال 91 همان سالی بود که نهال های عدالت ورزی به بار نشسته بود و رکود تورمی نرخ فلاکت را بیش از همه به رخ این کارگران می کشید! همان سالی که آمار طلاق به دلایل مسائل اقتصادی برآمار ازدواج پیشی گرفت، همان سالی که صدها کارخانه در اثر گفتمان عدالت تعطیل شدند
نقش های پیشنهادی کم ارزش است/ با هیچ بازیگری در ارتباط نیستم
زیاد داریم، اما به آنها نمی پردازیم همین است. آن سالی که به حج واجب مشرف شده بودم دو خواهر با من هم اتاق بودند که یکی از آنها به جای پدرش آمده بود. تا دقایق آخر هم قرار بوده پدرشان به حج برود، اما به علت حال نامساعدش دختر راهی خانه خدا شده بود. یکی از خواهران به من گفت این سومین بار بوده که پدرم قصد حج کرده و تا پای پلکان هواپیما می آید و باز می گردد و هیچ زمانی هم نخواهد توانست که این تکلیف را
زباله گردی برای لقمه ای نان
/> 50 ساله است و چهار بچه دارد. همه بچه هایش را برای تحصیل به دانشگاه آزاد فرستاده و الان فارغ التحصیل شده اند. قبلا کارگر ساختمانی بوده است. می گوید قبلا درآمدش نسبت به زباله گردی بهتر بوده است اما چون توان کار کردن تا شب را ندارد مجبور است این کار را انجام دهد. خیلی کم می تواند زباله جمع کند و علت آن را اجازه نیافتن در برخی مناطق توسط تعدادی از زباله گردها می داند. در حقیقت گویی خیابان های
ریما رامین فر در اینجا کجاست؟ نمایش ارواح در برادوی و اجرای مظلوم پنجم پس از 32سال (+عکس)
تحویل داده بودم ولی در خصوص پرداخت مبلغ آنها اقدامات لازم صورت نگرفته بود بالاخره بعد از پیگیری های متعدد به نتیجه رسید. وی افزود: دیروز خانه تئاتر بودم که متوجه شدم پرداخت پول هایی که من قبلا بابت درمانم هزینه کرده بودم شروع و اولین پرداخت آن انجام شده است. محب اهری با اضافه کردن این نکته که به او قول داده شده تمام مخارج و پول نسخه های درمانی اش به ترتیب پرداخت شوند،ادامه داد
احمد واعظی: نزدیک بود جلوی آقا غش کنم
شروع جنگ. در آغاز جنگ خیلی طول نکشید که به زور گریه مانند بسیاری از بچه ها که شناسنامه ها را دستکاری می کردند اواخر سال 60 برای دوره آموزشی به جبهه رفتم چون در همان سن هم می خواندم و هم حرف می زدم یادم می آید که در مشهد به بنده گفته بودند تو باید برگردی! من شروع به گریه کردم علت را از من جویا شدند و گفتند می دانی چند سالت است و اصلاً می خواهی بروی جبهه چه کار کنی؟ باید برگردی عقب، شروع کردم
حادثه در پرواز تهران-اهواز/ اعتراف معلم زن به رابطه بی شرمانه با دو شاگرد پسر/ مردی روی زن و فرزندانش ...
. مرگ یک کارگر در معدن سنگ فرمانده انتظامی کاشمر ار جان باختن کارگر 40 ساله معدن سنگ در یکی از روستاهای بخش کوهسرخ این شهرستان خبر داد و گفت: تحقیقات پلیس درباره جزئیات و علت بروز این حادثه ادامه دارد. دام دو پسر برای یک جوان در خانه مجردی دو پسر که در خانه مجردی از جوانی زورگیری کرده بودند، توسط پلیس تهران شناسایی و دستگیر شدند. 166 مورد مشکوک به
گفتگو با معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی استاندار
را احساس نکرده ام. حمایت و نگاه دور از هر گونه تبعیض استاندار محترم جناب هاشمی، روحانیون بزرگوار و سایر همکارانم را همیشه حس کرده ام. لذا خودم را محدود در نگاه جنسیتی نکرده ام. اداره امور خانه، همسر و بچه ها و خدمت در مقامی که وقت زیادی می گیرد برای یک زن معمولا سخت است، این مشکل را چگونه حل کرده اید؟ مثل معروفی است که می گویند؛ پشت هر مرد موفقی یک زن توانمند قرار دارد . عکس این سخن
من شهرام جزایری به اقتصاد باز خواهم گشت
نباید من رو با دیگران مقایسه کنید. هرچند که اگر من یک هزارم کارهایی که به برخی افراد منتسب می شد، انجام داده بودم به لحاظ حساسیت ویژه ای که روی من وجود داشت باور کنید هزار بار منو اعدام می کردند. ضمن اینکه به دلیل همین حساسیت ها، دستگاه قضایی البته در چارچوب قانون، با شدیدترین حالت ممکن با من برخورد کرد که شاید خیلی از قضات پرونده راضی به این شدت و حدت نبودند اما لابد شما رسانه ها جو رو