سایر خبرها
سانتافه به جای مهریه !
تفاهم نداریم، برای همین بهتر است زندگی مان را از یکدیگر جدا کنیم و هرکدام راه خود را برویم. زن جوان ادامه می دهد: چند سالی است مشکلاتمان شروع شده و مرتب با هم دعوا داریم. فریبرز مرد لجبازی است و اخلاق عجیبی دارد. باور کنید بعد از ازدواج تغییر کرد، فریبرزی که من از نوجوانی می شناختم این طور نبود. هرچه من می گویم برعکس آن را انجام می دهد تا مرا عصبی کند. ابتدا تصمیم گرفتم نسبت به رفتارهای
جابجایی دو نوزاد دربیمارستان درجه یک خصوصی تهران!
که از شدت درد زایمان به خود می پیچید به اورژانس منتقل شد. پزشکان پس از بررسی های اولیه دستور دادند این زن بلافاصله برای عمل سزارین به اتاق عمل منتقل شود. دقایقی بعد هم نوزاد دختر با شرایط طبیعی بدنیا آمد. با این حال به رغم اینکه مادر و نوزاد در شرایط طبیعی بودند ولی چند ساعت بعد آنها به بخش منتقل شدند. مرد جوان و سایر اعضای خانواده اش که بی صبرانه منتظر این لحظه بودند همزمان با
قاتل در مراسم تشییع جنازه مقتول شرکت کرد
عامل آتش سوزی عمدی خیابان کارگرشمالی که بعد از قتل پیرزن 73 ساله اقدام به سرقت جواهرات کرده بود در جریان تحقیقات پلیسی شناسایی و دستگیر شد. متهم اعتراف کرد در مراسم تدفین مقتول شرکت داشته است. به گزارش جوان، عصر هشتم بهمن سال گذشته ماموران کلانتری انقلاب در جریان آتش سوزی در یک خانه ویلایی قرار گرفتند که زن میانسالی هم در آنجا فوت کرده بود . وقتی ماموران به محل حادثه که در
دام سیاه وکیل قلابی برای مادر جوان زندانی
هرروز مرا در دادسرا می بیند که پیگیر کارهای پسرم هستم و قصد دارد کمک کنم. برای او ماجرای گیرافتادن پسرم را تعریف کردم و او مدعی شد با نفوذی که در دستگاه قضایی دارد می تواند پسرم را آزاد کند. من که به شدت خوشحال شده بودم گفتم حاضرم تا 10میلیون تومان به او پول بدهم. برای همین در ابتدا حدود 2میلیون به حساب مرد وکیل واریز کردم. چندروز بعد قرار شد همراه او به دیدن یکی از آشنایانش در یکی از
قاتل خلبان و همسرش قصاص شد
متعلق به آنها را پیدا کنم. با تهدید کلت آنها را مجبور کردم رمز عابر بانک ها را در اختیارم قرار دهند و پس از آن ابتدا به تصور اینکه در صورت زنده ماندنشان، پلیس مرا شناسایی و دستگیر خواهد کرد، ابتدا منصور را با چند ضربه چاقو کشتم سپس سارا را از پای درآوردم و ساعت 4 عصر بود که از خانه خارج شدم. بنابر این گزارش، این مرد جنایتکار پس از محاکمه از سوی پنج قاضی دادگاه کیفری استان
چهره ها در شبکه های اجتماعی (99)
یادگاری جواد رضویان و مرد همیشه جوان تلویزیون، استاد مجید قناد. سلفی زوج عاشق در دامان طبیعت. با تشکر ویژه از باد ها و جریان های هوایی بهاری که این روز ها نقش مهمی در شبکه های اجتماعی هنرمندان دارند. و البته تشکر ویژه تر از نیلوفر خانمِ پارسا که مانع همسفر شدن شال اش با باد شده است! عکسی از دوران سربازی زنده یاد مرتضی پاشایی، با توضیحاتی از جناب مصطفی پاشایی در زیر عکس
اقاجمال، نخستین قائم مقام لشکری که با بدنی نیمه فلج از اروند وحشی گذشت
داشتند و یک خانم . آقایان همه بغض کرده بودند اما آن خانم در حالت عادی بود. سلامش کردم و گفتم که برای چه آمده ام. تصور می کردم که از بستگان سردار باشد اما از مسئولان روابط عمومی بیمارستان بود. افسوس که نامشان را فراموش کرده ام، محبتی در حقم کرد که مرا به یاد سال های کودکی و خواهر مرحومه ام انداخت. قول داد اگر که یک نامه رسمی برایشان فکس شود، مجوز را برایم تهیه کند. گفتم که می توانم از مسئولان صدا و
تصاویر/ این خانواده اروپایی، ایران واقعی را تبلیغ می کند
تا جمله ایران پرعظمت است مانند یک بیلبورد دیده شود. ایوان می گوید: بیشتر اروپایی ها باورشان نمی شود که من بدون تجربه کودک ربایی و انفجار IED مدت طولانی در ایران بودم و سالم به خانه بازگشتم. تمام این تصورات به دلیل تبلیغات منفی و دور از واقعیتی است که در سال های گذشته علیه ایران صورت گرفته بود. ما با مردم کشورهای مختلف صحبت کردیم و به همه پرسش های آنها پاسخ دادیم تا ایران واقعی را بدون
غزل شاکری این روزها چه می کند؟
گلنار بودنش به سراغش رفتیم تا بار دیگر ما را ببرد به آن سال های دور، و خاطرات را هم برای خودش و هم برای ما تازه کند. چی شد که شما برای نقش اول فیلم سینمایی گلنار انتخاب شدید؟ آقای پرتوی سر یکی دو پروژه با خانم طائرپور، مادرم همکاری داشت. در یک بخش از فیلم ماهی هم من برای آقای پرتوی بازی کردم. از همان ابتدا که ایشان فیلم نامه گلنار را می نوشت در کنارش بودم و بعد از آن متوجه شدم
در سال همدلی و همزبانی دولت و ملت ،خواستار کمک مسئولین هستم /به عنوان یک زن ایرانی و کرمانی توانم را با ...
من و یا نشان دادن ایرادات کاری ام ، متاسفانه مرا به زمین کوبیده اند و هر بار یا علی گفتم و بلند شدم... توقع دارم که نظارت را به افرادی بسپارند و به افراد در زمینه ی توسعه کمک کنند و نه برای خراب کردن افراد و این درد جامعه ی اسلامی ما است. انتهای پیام/گ
آمار وحشتناک تجاوزهای کشف نشده در جامعه
را مأمور اداره برق معرفی کرد. از این مرد خواستم یا به مدیر ساختمان مراجعه کند یا منتظر بماند تا همسرم به خانه بیاید. او تا فهمید من در خانه تنها هستم در را هل داد و با یک چاقوی موکت بری که کنار گردن من گذاشته بود دست من را گرفت و گفت که من یک قاتلم و 5 نفر را کشته ام و الان آمده ام تا یک شنود که در کمد دیواری شما مخفی شده بردارم و بروم. دست من را گرفته بود و چاقو را زیر گردنم گذاشته بود. مرا به
اسرار سقوط مرگبار
است نمی گذرم؛ من اطمینان دارم او دخترم را کشته است . سعید- متهم پرونده- هرچند توسط اولیای دم به عنوان قاتل معرفی می شود، خودش این اتهام را قبول ندارد. او می گوید روزی که جنازه همسرش را دید، هرگز از خاطرش نمی رود: وقتی با مینا آشنا شدم و ازدواج کردم اطمینان داشتم زنی است که می تواند مرا خوشبخت کند. ما با احترام و خوشحالی با هم ازدواج کردیم؛ حتی مراسم عقد هم در خانه ما برگزار شد و این نشان می
از حضور در والفجر هشت تا امربه معروف در خیابان های تهران
است از وادی سیئات و قبایح (ابتدا در درون خویش و سپس در عالم واقع) ... باید از نو مسلمانی از سر بگیریم. مومن شویم و مهاجر گردیم. خود را بسازیم و بعد دیگران را...باید به جای یک مسعود، هزاران مسعود، برای ولایت، غیرت دینی تحصیل کنند و از خویش بگذرند و سپر دین شوند... آنچه شد مسعود مددخانی 19 سال پیش همراه با تعدادی از بسیجیان و با حکم مأموریت بسیج به یک خانه تیمی نیمه ساز که
از تمام ملت ایران می خواهم که نماز جماعت و جمعه ها را فراموش نکنند
نکنند چون جبه ها احتیاج به جوانهای ایثارگر و جوانهای برادر داده دارد. برادران عزیز به مادرم بگوئید که فرامرز گفته است که تا بر ضریح ابا عبدالله الحسین بوسه نزنم به خانه بر نخواهم گشت اگر که کشته شدم در آخرت در جلوی مولایم حسین رو سفید و سربلند هستم. ان شاء الله و اما همسر مهربانم : بخدا قسم شرمنده ام و هر چه بخود فشار می آورم که چه بنویسم نمی توانم از این همه مهربانی تو و این
شاعران متولد فروردین از بهمنی تا سهرابی نژاد / خاطره گرمارودی از شب شعر گوته
بعد هم با استقبال بیشتری پی گرفته شود. نخستین شاعر متولد فروردین که در این برنامه به صحبت و شعرخوانی پرداخت، استاد شیرینعلی گلمرادی متولد 27 فروردین 1317 بود. استاد گلمرادی ضمن تشکر از موسسه ی شهرستان ادب برای برگزاری این برنامه به خاطره ی نخستین شعر خود پرداخت: اولین شعر من مال سال 1339 است و زمانی که من سرباز بودم. من در بخش چتربازی مشغول خدمت بودم. مجله ای بود به نام امید ایران که
من و بهروز طرفدار سینمای قصه گو و قهرمان محوری شبیه فیلم های آمریکایی هستیم!
به گزارش شریان، در این گفت وگو بحث هایی درباره ساخت فیلم سهراب سپهری با فاطمی مطرح می شود. شایان ذکر است که فاطمی خواهرزاده سهراب سپهری است. انتظار داشتیم که شما بعد از فیلم فانتزی و کودک پسند نخودی، فعالیت در کسوت کارگردانی را ادامه بدهید و الان بخشی از سوال مخاطبان این است که شما در خسته نباشید به عنوان بازیگر درخشیدید و اصلا مشخص نبود که ایرانی هستید. الان با روباه به جریان بازیگری
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 1
/> ترانه سرا: امیر ارجینی آهنگساز: محسن چاوشی تنظیم کننده: محسن چاوشی آلبوم: سنتوری ناشر: ایرانگام سال انتشار: 1390 بخش هایی از ترانه: تنهای بی سنگ صبور/ خونه ی سرد و سوت و کور/ توی شبات ستاره نیست/ موندی و راه چاره نیست/ اگرچه هیچکس نیومد/ سری به تنهاییت نزد/ اما تو کوه درد باش/ طاقت بیار و مرد باش... تنها استودیویی که در حیاط خانه مان برای ضبط آثار
20 دقیقه سخنرانی جنجال برانگیز هاشمی
که شاید به جهت نداشتن زمینه سیاسی، کمتر مورد توجه قرار گرفت. هاشمی گفت: امام با رفتاری که با همسرشان داشتند، نشان دادند چه احترامی برای زن قائل هستند. البته، امام (ره) قبل از انقلاب تعصب هایی هم داشتند. مثلا همسر من نقل می کند که وقتی همسر امام (ره) با مردی که خریدهای خانه را انجام می دادسحبت می کرد،امام (ره) می فرمود چرا با این ها صحبت می کنی؟ دو کلمه بنویس و به آن ها بده، اما بعد از
خیانت یک میهمان ناخوانده در خانه های ایراتی
همسرت مشکل نداشتی، گفت نه؛ پرسیدم دوستت داشت، گفت بله، زیر یک سال بود که ازدواج کرده بود. گفت از وقتی که همسرم این آنتن ماهواره را به خانه آورد و من شبکه فلان را دیدم، آرام آرام حس کردم که انگیزه ای برای تقید به همسر خودم ندارم. چه دلیل دارد که من فقط با همسر خودم ارتباط داشته باشم؟! وقتی اولین زمینه برای اولین ارتباط برای من فراهم شد حس کردم که کار اشتباهی نمی کنم. یک کار عادی است. اصلی ترین اهرم
7 فیلم بد تاریخ سینمای ایران که دوست شان داریم
آورد؛ حاجی که آنقدر پسر کوچکش را از نگاه حرام ترسانده بود که پسر هر شب خواب جهنم را می دیده حالا بعد از روبرو شدنِ یار سی و پنج ساله با معشوق یک ماهه اش دیگر آن غرور سابق برای بالا گرفتن سر و نگاه کردن به چشمان هیچکدام از اعضای خانواده را ندارد. آقای حاجی خسته و تنها به زیر زمین خانه قدیمی پناه می برد همان جا که قرار است راز دنیا فاش شود. حاج عنایت در حالی که هنوز چشم از زمین برنداشته با صدایی پر از
خانم مهندسی که گوی سبقت را از مردان برد
. لاله اضافه کرد: بعد از گذشت چهار سال از کار در کنار استاد افخمی و کارآموزی، وی به این نتیجه رسید که من می توانم روی پای خودم بایستم و به من اجازه داد به صورت مستقل به کارم ادامه دهم. وی گفت: با مشقت های زیاد مغازه ای را با کرایه ای اندک پیدا کردم، صاحب مغازه اول راضی نمی شد آن را کرایه بدهد اما بعد از مدتی صحبت کردن رضایت داد و کلید مغازه اش را که چهار سال بلااستفاده بود به من داد
گم شدن ظرافت زنانه در مشاغل مردانه
کنونی برای زنان جوان اینطور به نظر می رسد که خانه داری برای زنان کاری تکراری، خسته کننده و کسالت بار است و زنانی که خانه داری را معادل با محصور بودن در خانه می دانند شاید برایشان فرقی نداشته باشد که سراغ چه کاری می روند . عده ای در تلاشند که راهی برای خروج از این حصار و فرار به فضای بیرون از منزل را پیدا کنند تا نام زن خانه دار به رویشان ننشیند . کار کردن زنان در خارج از منزل همیشه حاصل
پنهان کردن جسد دوست قدیمی در میان زباله ها
سابقه داشت که از پدر و مادرم به صورت طولانی مدت نگه داری کنم، در این مدت دوست همسرم به نام حسن که مدت 12 سال است دوستی دارند و در ساخت و ساز ساختمانی و معاملات ملکی با هم همکاری داشتند به او سر می زد و با او رفت و آمد داشت و همسرم به غیر از او کس دیگری را قبول نداشت. به منظور تأیید صحت اظهارات وی مامورینی به خانه "حسن" عزیمت کردند تا او را احضار و از او تحقیق کنند. خانواده "حسن
نمی توانم در کنار زنی زندگی کنم که از او می ترسم
همسرم مرا تهدید می کند که مثلا فلان کار را می کند و با این حرف هایش می خواهد مرا بترساند که دیگر با او دعوا نکنم و اگر تهدید او را جدی نگیرم واقعا همان کار را می کند و مرا آزار می دهد. وی افزود:همیشه مجبورم از او بترسم و به حرف هایش گوش بدهم. از کار هایش خیلی خسته شدم و دیگر تحمل زندگی کردن در کنار این زن را ندارم. من نمی توانم در کنار زنی زندگی کنم که همیشه باید از او بترسم و به خاطر این ترس همیشه باید به حرف هایش گوش بدهم. برای همین می خواهم از او جدا شوم. بعد از صحبت های این مرد قاضی دستور احضار همسر وی را به دادگاه نیز صادر کرد تا صحبت های او را هم بشنود. ...
قتل خاموش یک زن در رابطه پنهانی
روبه رو شد تهدید کرد عکس هایی را که با هم گرفته بودیم به همسرم نشان خواهد داد. ترسیدم و نمی دانستم چه کار کنم تا اینکه همسرش به مسافرت رفت و مرا به خانه شان دعوت کرد. وقتی آنجا رفتم از او خواستم که عکس ها را پاره کند و از زندگی من بیرون برود اما بی فایده بود. همان لحظه عصبی شدم، ظرفی را برداشتم و ضربه ای به سرش کوبیدم، بی هوش شد سپس با روسری او را خفه کردم و از محل متواری شدم. صبح دیروز این مرد در
من با این باور بزرگ شدم که از اسلام متنفر باشم؛ داستان خواندنی زندگی "تینا" زن ارتدوکس یونانی که اسلام ...
شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- تینا یک زن جوان است که به اسلام گرویده است. او داستان زندگی و تشرفش به اسلام را برای شفقنا بازگو کرد. شفقنا داستان خواندنی زندگی "تینا" رابا مخاطبان محترم در میان می گذارد اما بنا به رعایت حریم این زن جوان از آشکار کردن هویت کامل او خوددای می شود. من در آتن یونان و از پدر و مادری ارتدوکس متولد شدم. خانواده پدری من در استانبول ترکیه زندگی
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
روزنامه های صبح امروز ایران در سرمقاله های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته اند که برخی از آنها در زیر می آید. کیهان:طوفان قاطعیت یا طوفان حماقت؟! طوفان قاطعیت یا طوفان حماقت؟! عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم محمد صرفی است که در آن می خوانید؛ این بادیه نشین کیست که می خواهد حکومت 900 ساله خاندان مرا به چالش بکشد؟ ؛ این جمله مشهور امام یحیی، حاکم منطقه شمال
راز قتل زن73ساله ای که جسدش به آتش کشیده شد، فاش شد
مقداری طلا و جواهرات و همچنین پول داخل گاوصندوق، پرده و تعدادی از لوازم چوبی خانه را به آتش کشیده و بسرعت گریختم. عامل جنایت گفت: بعد از ظهر همان روز و از طریق بستگان، ماجرای مرگ وی و آتش سوزی خانه به همسرم اطلاع داده شد. روز تشییع جنازه و دیگر مراسم یادبود قربانی حضور داشتم و همیشه عذاب وجدان داشتم تا اینکه دستگیر شدم.
تولد پدر سالار سینمای ایران مبارک!
زیادی یاد گرفتم صحرای تاتارها در ایران اکران شد. فعالیت در بعد از انقلاب اسلامی در بعد از انقلاب اسلامی از اداره تئاتر بازنشسته شدم و با توجه به اینکه محیط سینما بطور کلی خوب شده بود و کارگردانهای جوان و خوبی وارد آن شدند، بیشتر در آن به فعالیت پرداختم. با توجه به اینکه مشکلی هم برای ادامه کار نداشتم . برزخی ها اولین فیلم من در بعد از انقلاب بود، ایرج قادری کارگردان این فیلم بود
همسرم با من درست حرف بزن
هایی، تصدیق حضور استرس است. آن ها تظاهر نمی کنند که استرسی وجود ندارد و با عباراتی مانند: از این شرایط راضی نیستم یا مطلبی هست که باید درباره ان حرف بزنیم به استقبال درک ریشه های استرس حل مسائل ناشی از آن می روند. خانمی که همسرش به سیاست اجتناب معتقد بود می گوید: یک بار از همسرم خواستم به داخل اتاقی برویم، بعد در اتاق را بستم و به او گفتم تا با هم حرف نزنیم و مشکلاتمان را حل نکنیم و به نتیجه ای