سایر منابع:
سایر خبرها
ترس های دخترانه: از مرد ها بشدت می ترسم!
خبره اما از واکنش مغازه دار بیشتر تعجب کردم چون بهم گفت خانوم مگه دنبال دردسر می گردی اینا همه شون قمه دارن، می زنن ناقصت می کنن، ولی چند تا جوون اونجا بودن که تا شنیدن من قضیه رو گفتم دویدن توی کوچه ای که بهشون نشون دادم، بعد هم که خانومی که ازش زور گیری شده بود رو پیدا کردیم انقدر شوکه شده بود که حتی گریه هم نمی کرد، زبونش بند اومده بود. همه پول ها و گوشی و ساعتشو ازش گرفته بودن، وقتی
روایت یک انتظار 29 ساله برای مادر شهیدی گمنام
امیدی فرزند محمد، متولد سال 46 شهر مشهد است. او چهارمین فرزند از 9 فرزند خانواده بود که از لشکر 77 ثامن الائمه خراسان به عنوان سرباز ارتش به جبهه های جنگ اعزام شد. او در دومین اعزام خود در پنجوین، منطقه عملیاتی والفجر 9 و در سن 19 سالگی به شهادت رسید. در چهارم فروردین ماه سال 65 مفقود اعلام شد. اما پیکر مطهرش در سال 9 درعملیات تفحص کشف شد. در 13سالگی چهار روز غیبتش چهارسال می گذشت
پای درد دل قربانیان....
مصاحبه کنم. برا حرف زدن مشتاق نبود، به نظر می رسید تو رو در واسی قرار گرفته و برا اینکه ناراحت نشم، مجبوری قبول کرد. ازش خواستم برام از زندگیش بگه، کی و چطور فهمید که بیماری هموفیلی داره، چطور شد رفت جبهه، چطور ...؟؟ از خانوادم شنیدم زمانی که بچه بودم، افتادم زمین و همه جای بدنم کبود شده، ولی هیچ کس اون موقع نفهمیده بود که من مریض هستم. یه بار وقتی که اول ابتدایی می خوندم تو
نوشته های زیبا در رابطه با روز پدر
نزدیک شدن روز پدر چقدر سخته برای پسرک 8 ساله ای که برای شادی روح پدرش توی کلاس بین بچه ها نان و خرما پخش کرد خدایا قلب شکسته اش لایک تو را می خواهد ! . . . پدرم پینه های دستت حکایت داستانی است عاشقانه٬ صادقانه ... ای تمام زندگیم روزت مبارک... . . . حرف ” مرد ” اومد وسط گفتیم یادت کنیم ... ! روزت مبارک .
آقای مدیری! حال سریالتان چطور است؟
تولید و حتی قبل از پخش اولین قسمت با واکنش تند جامعه پزشکی مواجه شده بود و از چند روز قبل از آن هم نظام پزشکی کشور کمر به توقف پخش آن بسته و با یارکشی 7 هزار نفری از پزشکان برای اعتراض به پخش آن شرایطی شبیه آنچه سال پیش برای سرزمین کهن رخ داد، برایش به وجود آمده است. در این بین مطمئنا زور محبوبیت مهران مدیری که یکی از افتخارات رسانه ملی بعد از انقلاب اسلامی به حساب می آید، بسیار بیشتر
هرگز به جدول و شرایط حریفم نگاه نکرده ام
شما از تراکتورسازی؟ راستش چون همیشه روی کار و تیم و مسئولیتی که دارم تمرکز می کنم، هرگز گذشته در یادم نمی ماند. باید کلی فکر کنم و این مختص تراکتور نیست. همه تیم های قبلی ام شامل این قاعده می شوند. نتیجه بازی را چند چند پیش بینی می کنید؟ عدد نمی دانم ولی ان شاءا... با دست پر برمی گردیم. مجید جلالی
رو در رو با شهرام جزایری (3)
کردید؟ اصلا جواب نمی دم. بگذارید بعد. فرار شما اتفاق خیلی مهمی بود. چرا بگذاریمش برای بعد؟ الان به هیچ وجه در این باره حرف نمی زنم. بمونه برای چند سال بعد. مه آفرید خسروی را هم در زندان دیدید؟ بله دیدم. کجا؟ در درمانگاه. من درمانگاه بودم که او را هم آوردن. همه را بیرون کردن اما من ماندم و سلام و علیکی کردیم. شما
خاطره بازی برومندها درباره داوود رشیدی
صمیمی آقای رشیدی و دوست برادر من هم بود، آشنا شدیم و ازدواج کردیم. از آن زمان تا حالا 47 سال می گذرد که کنار هم هستیم. این ایام آن قدر خوب و شیرین گذشت که انگار همین دیروز بود. یکی دیگر از خاطرات احترام برومند، مربوط به سال 48 و اجرای حسن کچل در تالار سنگلج است؛ نمایشی به نویسندگی علی حاتمی و کارگردانی داود رشیدی: چند سال بود که داود از اروپا برگشته و تعدادی از معروف ترین نمایشنامه های
از کار کردن در خانه خدا راضی ام
کنندگان مسجد به دو نفر آقای دیگر می گویند که خادم می خواهیم و بیایید این فرم را پر کنید آدرس و مشخصاتتان را بنویسید تا بیاییم تحقیق کنیم. آن دو نفر فرم هم پر کردند. من هم رفتم سر کار خودم سر کوچه. بعد از چند روز دیدم دوباره همان دو نفر اداره کنندگان مسجد دارند توی کوچه باهم صحبت می کنند. بعد به من گفتند آقای خلیل زاده بیا اینجا. رفتم و سلام و علیک و احوالپرسی کردیم و بعد مدیر مسجد به من گفت: دستت را
شهید بروجردی از همان نخستین شب پیروزی دلهره حفظ انقلاب را داشت
الان هم خوشبختانه در قید حیات است. بعد هم ساواک شهید احمدی را شناسایی و اعدام می کند که فردی که این کار را انجام داده خودش آن جا به قتل (شهادت) رسیده و شبانه اولین اعلامیه رسمی گروه توحیدی صف به عنوان قبول مسؤولیت این انفجار صادر می شود که همه جا پخش می شود. آن ها در برنامه بعدی به سراغ آمریکایی ها می روند که نیروی هوایی ایران را رهبری می کردند. در خیابان نیروی هوایی مینی بوسی بود که هر روز یکسری
عشق تعطیل نیست جریمه شد؟
هفته نامه تماشاگران امروز: این هفته نامه اولین رسانه ای بود که خیر تعطیلی سریال عشق تعطیل نیست را منتشر کرد. در آذرماه سال گذشته یادداشتی منتشر کردیم و در آن نسبت به تباه شدن اعتبار بازیگری ستاره های این سریال هشدار دادیم. در دی ماه نیز گزارشی به چاپ رسید که در آن به ماجرای اختلافات دورنی عوامل سریال و تعطیلی تصویربرداری آن اشاره شده بود. متاسفانه چند ماه بعد عوامل سریال دی
ثبات بازار مسکن تا تیر 94
تابستان گرانی شامل همه میشه . الان فروشنده ای که زیر قیمت بده خیلی کمیاب شده بزک نمیر بهار میاد بازم فصل شکار میاد گرون میشه باز خونه کبکت خروس مخونه دلار میره اون بالا دلال میگه مرحبا تو خواب و تو خیالش میکنه عشق و حالش یهو از خواب میپره از قبل اوضاش بدتره خونه رو دستش مونده روزیشو طمعش پرونده شایعه میکنه گرون شه ما منتظریم ارزون شه مشاور وزیر
عمو خسرو از نگاه رضا یزدانی و اندیشه فولادوند
. هرگز یادم نمی رود خسرو شکیبایی گفت چند لحظه کار را تعطیل کنید. رفت و به یکی از مغازه دارها گفت یک ضبط می خواهد. آنها چون دیدند آقای شکیبایی است، یک ضبط آکبند به او دادند. ایشان آمد در اتاق گریم کاست مرا گذاشت. عاشق شعر سیگار پشت سیگار بودند. کلی آن روز با هم گریه کردیم. به من گفتند هرجا و هر روز و به هر خوانشی که این شعر بازخوانی شد٬ برای من بیاور. مطمئن هستم اگر زنده بودند حتما از کاری که رضا
زنگ خطر مسکن به صدا در آمد
بالا نرفته که بتوانند جز در حاشیه شهر منزل خرید کنند بنابراین دوستانی که باز منتظر تک آف هستند بنشینند تا عمر ساختمان نوساز شان به بالای 5 سال برسد در همه جهان مسکن گران و گرانتر میشود.کاری هم به نرخ رشد جمعیت ندارد.اتفاقا قیمت ملک در ایران نسبت به دیگر کشورها خیلی هم ارزان است.یه سری به همین ترکیه و امارات بزن.رژیم اشغالگر صهیونی 7 میلیون جمعیت داره خونه قیمتش در اونجا سر به فلک زده.تازه
قاسمی: شهید آوینی فهمید خودش باید برای ثبت جنگ دست به کار شود/محسنی:راز ماندگاری آوینی در نوع سلوک اوست
نماند. اگر در جایی کم کاری شده است بدین معنی نیست که قصد تقرب وجود نداشته است بلکه به دلیل این است که شاید به شرایطی که شهید آوینی به آن رسیده بود نتوانستیم به لحاظ روحی نزدیک شویم. همچنین در ادامه مراسم کلیپی از مرتضی آوینی پخش شد که گویی خود وی با مخاطبین در حال صحبت است. همچنین گروه نسیم قدر با اجرای دو سرود کار خود را انجام دادند. بعد از اتمام این بخش کلیپ دیگری در ارتباط با مادر
عاشقانه های شهید خرم برای مادرش/ آقایان مسئول مردم را فراموش نکنید
تظاهرات ها پیشتاز بود. از آنجا که معتقد بود انقلاب اسلامی مانند کودکی است که نیاز به صیانت و حراست دارد در بهمن ماه 1360 در حالی که تنها 15 سال سن داشت برای اولین بار به جبهه اعزام شد. او که جنگ را نعمت و جبهه رفتن را رفتن به دانشگاه می دانست به مدت 45 روز به عنوان تک تیرانداز در عملیات فتح المبین در خرمشهر با دشمن بعثی جنگید. مرتضی بار دیگر در بهمن ماه 1362 از طریق سپاه به جبهه اعزام
بررسی طعم شیرین خیال در سینمامعیار
که همه ی ابعاد شخصیت باشد . از 10 فیلم برتر دنیا، 7 یا 8 فیلم، تخیلی و فانتزی اند مجری در ادامه سوال کرد: این دنیای فانتزی در این فیلم محقق شده است یا خیر؟ کریمی پاسخ داد: خیر رخ نداده است. در ایران تقریبا به جز چند فیلم که در دهه 70 ساخته شد، به آن صورت فیلم فانتزی نداشته ایم چون اصولا مخاطب چنین فیلم هایی نداریم و مردم خیلی استقبال نمی کنند و به جامعه و پیش زمینه های ذهنی
از حضور در والفجر هشت تا امربه معروف در خیابان های تهران
/> اگر هم خسته میشدم، خوبی خود مسعود و علاقه دو طرفه باعث میشد این خستگی بر من غالب نشود. همیشه به من می گفت خسته نباشی و برام دعا می کرد. زندگی ساده ما با حقوق مختصر مسعود از سپاه ، به خاطر اخلاص و صبر مسعود برکت زیادی داشت. با اینکه اجاره نشین بودیم و مسعود درنوجوانی پدرش را از دست داده بود و مادرش هم که زحمتش را می کشید، بعد ازدواج ما به رحمت خدا رفت، مسعود می گفت انگار مادرم منتظر بود تو
کلنجار با علی منصوریان در روزهای پرالتهابش
برایم به همراه داشت. و بعد دوباره برگشتی به آشیانه آبی؛ چهره آبی عشق تو را رها نمی کرد انگار؟ استقلال خانه اول و آخر من است. من هرچه دارم از پیراهن آبی است. برایم فرقی نمی کرد عمو نصی روی نیمکت باشد یا رولند کخ و یا منصورخان یا ناصرخان و یا امیرخان. برای من مهم جنگیدن تا پای جان برای باشگاهی بود که علیرضا منصوریان را در فوتبال ایران ماندگار کرد. هیچ وقت سعی نکردم وارد جنگ
مقایسه درآمد پزشکان در ایران و غرب
متخصص در کشورمان از مراجع رسمی نظیر وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشکی، وزارت کار و یا اداره آمار وجود ندارد." همچین نوشته انگار تو ایران آمار همه چیز هست به جز این مورد . مرد مومن تو ایران یه چیز رو مثال بزن که آمارش دقیق باشه . ما حتی هر چند سال یه بار آمار میگیریم . کارت ملی صادر میکنیم هنوز نمیدونم جمعیت دقیق کشور چقدره . حالا تو امریکا برا اساس شماره ملی از روز تولدش هر دارویی طرف خورده تو سیستم
فیلم/ ننه قربون آرزو به دل درگذشت
پاره های تن شهدا را گرامی می دارند! فاطمه میرحبیبی، معروف به خانم سادات از زنانی بود که در طول 8 سال دفاع مقدس در پشت خط مقدم جبهه های جنگ در چایخانه اهواز یا پایگاه شهید علم الهدی مشغول خدمت به رزمندگان و جبهه بود. او چند روز پیش با این آرزو که بعد از 25 سال یادمانی در پایگاه شهید علم الهدی برای شهدایی که اعضای بدن آنها در این مکان مدفون است، ساخته شود، چشم از این دنیا فروبست.
چگونه تابلوی نفت از بین 30 اثر انتخاب شد؟
با وجود آنکه در کودکی به همراه خانواده در اروپا زندگی کرد و با آغاز جنگ جهانی به مشهد بازگشتند و برای دومین بار برای تحصیل نقاشی در دانشکده بوزار در پاریس به خارج از کشور رفت و با وجود برگزاری نمایشگاه های متعدد در شهرهای مختلف، به ایران بازگشت و بعد از آن هیچ گاه به قصد مهاجرت از ایران نرفت؛ هرچند که گاهی چندین ماه از سال را در پاریس زندگی می کند. با این حال آنچه باعث شد به سراغ او برویم تابلوی
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 1
. بعد از همه این ماجراها، پتو را کشیدم روی سرم و در همان شرایط خواندم و همه وکال را ضبط کردم. از زیر پتو که بیرون آمدم، علی سنتوری به دنیا آمده بود. همان نسخه هم نهایی و پخش شد! اینها را محسن چاوشی در گفتگو با مجله فیلم گفته، درباره همکاری اش با کارگردان بزرگی مثل داریوش مهرجویی که سرنوشت زندگی او با این همکاری عوض شد. سنتوری فیلمی بود اجتماعی با رویکردی انتقادی که تم اصلی آن تضاد سنت و
راهی روشن به سوی کهکشان معرفت (گزارش روز)
یادآور نام چهار عملیات والفجر مقدماتی، والفجر یک، ظفر چهار و عاشورای سه است. فکه را قتلگاه می گویند، شهیدانی که در یک سرزمین پهناور مملو از رمل و ماسه به همراه چند تپه ماهوری محلی شد که در آن رزمندگان ایرانی در داخل شیارهای این منطقه در محاصره دشمن افتادند و پس از سه روز مقاومت بدون آب و غذا در برابر آتش دشمن سرانجام به صورت دسته جمعی قتل عام شدند. اکثر رزمندگان دشت فکه نوجوانان و جوانانی
حسین دهلوی و همسری که عشق به او هدیه داد/ مادرم را ستایش می کنم
چند بار مرا کنار کشید و درباره خانواده ام سوال کرد. من هم رفتم به همکلاسی هایم گفتم فکر کنم می خواهند از همه بچه ها تحقیقات کنند. چند روز بعد گفتند ما می خواهیم یک روز بیاییم منزل شما، به پدر و مادرت خبر بده. من باز هم متوجه نشدم چون در این فضاها نبودم. به بچه ها گفتم فکر کنم از طرف هنرستان می خواهند به خانه همه سر بزنند. یک روز که من هنرستان بودم به خانه ما آمدند و وقتی من برگشتم پدر و مادرم
7 فیلم بد تاریخ سینمای ایران که دوست شان داریم
. داستانِ غریبانه و خونین پایتخت اینطوری آغاز شد. قصد سرقت گاوصندوق فروشگاه بزرگی را کردند به دلخوشی اینکه بار خودشان را می بندند و تمام. تهش کارشان رسید به جان دادن رضا روی تخت بیمارستان و خون دادن سیامک به چاقوی عباس و هق هق گریه دختربچه ای که آن وقت ها حتی هنوز نمی دانست فرزان دلجو همان محمد دلجو ست که یک سه گانه دارد که نام قهرمان هر سه شان سیامک است و نقش همه سیامک ها را هم خودش ایفا
هاشمی: راه حل قبلی من درباره عربستان احیا شود
، النصره، القاعده و طالبان می کنند، آغاز کنند، مسئله بزرگی می شود. چون مظلوم هستند و انسان های مظلوم هم زود به هم می پیوندند. عصبانی هم هستند و ایده هم دارند. به هر حال به هر دلیلی باید روی این بحث دقت کنیم. اصل مسئله این است که الان محمود عباس این راه را باز کرده است. اگرچه همه اسرائیل اراضی اشغالی است، ولی اگر بخشی را که در سال 67 گرفتند و هنوز هم دارند و بعد هم تجاوزشان را
کابل خود را ارزان نفروشد
برای سودان بهانه هایی را تراشید و یک جوری برایش ارفاق قایل شد، اما حماس را چطور؟ جنبشی که خودش و سرزمینش قربانی تجاوز هستند و هر روز ظلم و تجاوز را با گوشت و پوست حس می کنند، چرا جانب اشغالگر را گرفته است؟ جالب تر اینکه علت العلل تداوم اشغال سرزمین فلسطین، نقش مخرب همین رژیم آل سعود طی دهه های اخیر است و مشارکت این رژیم در جنایت علیه زنان و کودکان غزه و کرانه غربی بر همه آشکار است. جنبش حماس
حرف های خواندنی هاشمی رفسنجانی درباره اسرائیل، فلسطین، داعش، رابطه با عربستان و قطب شمال
. اصل مسئله این است که الان محمود عباس این راه را باز کرده است. اگرچه همه اسرائیل اراضی اشغالی است، ولی اگر بخشی را که در سال 67 گرفتند و هنوز هم دارند و بعد هم تجاوزشان را در کرانه باختری ادامه دادند و جلو آمدند و هفتصد، هشتصد هزار مهاجر را با خودشان به آنجا آوردند، مملکت کوچکی به نام فلسطین درست کنند، به نظر می رسد غربی ها بدشان نمی آید. اگر واقعاً اسرائیل در اینجا شکست بخورد که بعید است
همه انتقادات جعفری جوزانی به سینمای ایران
یا نه. حتی وسط فیلم گفتم که دیگر غذای گروه را هم نداریم که بدهیم! همان روز آقای حسین نجف زاده یکی از سرمایه گذاران فیلم با خانواده اش آمد سر صحنه و دید من دمقم. به او گفتم دیگر پولی نداریم و نمی دانم پس فردا را چه کنیم. او رفت و فردا پول به حساب ما ریخت تا فیلم را ادامه دهیم! اگر در صحنه ها کمی صرفه جویی می کردید و آن همه غذا را بریز و بپاش نمی کردید، اواخر کار کم نمی آوردید!