سایر منابع:
سایر خبرها
متهم اسیدپاشی: فکر می کردم - آب - است
سه سال قبل با آرزو در منطقه پونک آشنا شدم و او این سه سال با من زندگی می کرد، روز وقوع حادثه آرزو در منزل من بود و قبل از اینکه به خانه من بیاید با چند پسر قماربازی کرده بود. به گزارش نسیم، ساعت 10:10 سی ام شهریور سال جاری وقوع یک فقره اسیدپاشی در خیابان 27 گیشا به مأموران کلانتری 137 نصر اعلام شد که با حضور مأموران در محل اعلام خبر و با بررسی های اولیه مشخص شد دختر جوانی به نام آرزو
تلفن همراه، سرنخ کشف راز قتل مادر
پسر جوان در حالی منکر قتل مادرش شده که بررسی تلفن همراهش نشان می دهد، او روز جنایت حوالی خانه مادرش حضور داشته است. به گزارش جام جم، اوایل مهر سال گذشته ماموران در جریان قتل زنی 54ساله در یکی از محله های خواجه نظام تهران قرار گرفتند که ساعاتی از مرگش می گذشت و او با ضربه چاقو کشته شده بود. با دستور بازپرس ایلخانی تحقیقات آغاز شد. ماموران در تحقیقات متوجه شدند این اواخر پسر
ازدواج کاسبکارانه پسر جوان با زن 57 ساله
مرد جوان شروع به حرف زدن کرد و گفت: یک سال پیش با هم ازدواج کردیم و تنها یک ماه کنار هم بودیم. قرار بود بعد از ازدواج، همسرم به امریکا برگردد و ترتیب کارهای اقامت مرا هم در آنجا بدهد، اما وقتی متوجه شدم کار خاصی برای مهاجرتم انجام نداده به او اعتراض کردم، به من گفت؛ دوست دارد به ایران برگردد و اینجا زندگی کند. بنابراین همه برنامه هایم به هم ریخت و به این نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما ارزشی ندارد
هلی برن عملیات خیبر بعد از جنگ ویتنام در دنیا بی نظیر بود/ به افسر آمرکایی سیلی زدم و گفتم پوستش را می ...
فارغ التحصیلی از دانشگاه، علی رغم اینکه درسم خوب بود، ولی چون هم به ماجراجویی علاقه داشتم و هم ارتشی بودن را به خاطر یونیفورم هایی که می پوشیدند و نظم خاص شان دوست داشتم، بدون اطلاع خانواده رفتم و برای دانشگاه افسری کنکور دادم و قبول شدم. دو سه سال که گذشت دیدم این فضاها، همه علاقه من را تأمین نمی کند. من قبلا به خاطر علاقه ای که داشتم، در خصوص نیروی دریایی مطالعه کرده بودم و حتی تاریخ
قتل هنگام فرار
سرقت ماشین و قتل خواستار رسیدگی به این پرونده شد. سپس پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر و خواستار صدور حکم قصاص شدند. پدر مقتول گفت: من و همسرم به دلیل فوت یکی از اقوام به شهرستان رفته بودیم و اصلا در جریان نبودیم که چه اتفاقی افتاده است. روز حادثه برای اینکه از بچه هایم خبر بگیرم با خانه تماس گرفتم اما کسی گوشی را بر نداشت. با تلفن همراه پسرم کامران تماس گرفتم یک نفر دیگر گوشی را برداشت
توان پرداخت دیه را ندارم
شرق: دانشجوی عصبانی که بعد از قتل هم دانشگاهی اش زندگی مخفیانه ای در پیش گرفته بود، بعد از اینکه در قتل عمد مجرم شناخته و به پرداخت دیه محکوم شد، ادعا کرد پولی برای پرداخت دیه ندارد و خواستار کمک دولت شد. شامگاه 19 اسفند 88 مسئولان یکی از مراکز درمانی در تهرانپارس با پلیس تماس گرفتند و از انتقال جوانی که بر اثر اصابت ضربات سنگ بیهوش شده بود، به این درمانگاه خبر دادند. وقتی مشخص شد پسر جوان
دفاعی که مقدس بود
بسیاری از هموطنانمان باقی مانده است، با تبعیض و بی عدالتی، کرامت انسان ها را از بین می بریم. شاید چون پس از پایان جنگ از سوی مسئولان، هیچ اندیشه ای برای ساختن این سرزمین و ایجاد چشم انداز امید در دل نسل جوان به کار گرفته نشد و این گونه بود که واژه های مظلوم و محترمی چون هشت سال دفاع مقدس اعتبار نیافت و روزبه روز معنایی موزه ای و شعاری پیدا کرد. متأسفانه به جز تعداد محدود و معدودی از آثار
فرار مونا از خانه پدری به دنبال مخالفت برادرانش با ازدواج او
گروه حوادث: دخترجوان از خانه پدری اش فرار کرد تا در خانه مردی غریبه زندگی کند غافل از اینکه از سوی پلیس بازداشت خواهد شد. آخرین روزهای مرداد ماه سال جاری بود که مردی نگران با حضور درشعبه 9 دادسرای امور جنایی تهران از ماجرای ناپدید شدن خواهر 23 ساله اش به نام مونا خبر داد. این مرد که از شدت نگرانی قدرت ایستادن روی پاهایش را نداشت پیش روی بازپرس سهرابی گفت: روز 20 مرداد ماه خواهرم برای خرید
پدری پسر هشت ساله اش را از پل پرت کرد
زیرنظر قاضی علی اکبر احمدی نژاد، اعتراف کرد: بعد از اینکه از همسرم جدا شدیم، پسرم چون با مادرش نمی ساخت، همراه من زندگی می کرد؛ اما از دست کارها و بهانه گیری هایش خسته شده بودم. اصلا بعد از طلاق خیلی اعتراض می کرد و حتی دو بار از خانه فرار کرده بود که یک بار حرم رفته بود و یک بار دیگر در پارک دانشجو پیدایش کردیم. خسته ام کرده بود. روز حادثه او را سوار موتورسیکلت کردم و بالای پل امام حسین(ع) بردم. کمی
قصاص و شلاق؛ مجازات مردی که جسد یک زن را سوزاند
مورد بازجویی های تخصصی قرار دادند. از سوی دیگر نیز تحقیقات میدانی کارآگاهان در اطراف محل زندگی مصطفی بیانگر آن بود که در روز گم شدن س ، همسایگان وی زنی با پالتوی قرمز رنگ را دیده اند که به منزل مصطفی رفته و دیگر بازگشت او را ندیده اند! 2کارگر ساختمانی نیز که در نزدیکی محل سکونت متهم مشغول کار بودند هم از مشاهده جسم سنگینی شبیه جسد انسان خبر دادند. آن ها به کارآگاهان گفتند: آن روز مصطفی از
سرقت از طلا فروشی ها در لباس پلیس
به گزارش " جوان ایرانی "، عاملان قتل پسر طلافروش یزدی، قبل از آنکه به سراغ محمدعلی بروند سراغ یک مرد صراف نیز رفته واو را تا یک قدمی مرگ برده بودند. آرش نجاریان، پسر مرد صراف یزدی که به طور معجزه آسایی از مرگ نجات یافته بود در گفت و گو با خبرنگار ما اظهار داشت: پدرم ساعت 4 بعد از ظهر روز چهارشنبه 17 شهریورامسال صرافی را تعطیل کرده و سوار بر خودرواش به سمت خانه حرکت می کند،اما در بلوار
ماجرای سرقت مسلحانه از مطب پزشک تهرانی
عجیبی بود. در حالی که دست، پا و دهان مرد دندانپزشک با چسب پهنی بسته شده بود تقلا می کرد تا خودش را نجات دهد. پزشک 54 ساله پس از دیدن مأموران و نجاتش به تشریح جزئیات ماجرا پرداخت و گفت: امروز یکی از روزهای شلوغ مطب بود. هنگام عصر دو مرد که 50 ساله و 30 ساله به نظر می رسیدند وارد مطبم شدند و ادعا کردند که همسرانشان از بیماران من هستند و برایشان مشکلی پیش آمده و امروز حتماً باید آنها را
ویارهای بارداری راز ازدواج پنهانی با امیر را لو داد / صیغه نامه ام را نشان دادم اما
... نمی دانستم می خواهد مادرش را بکشد وقتی نوبت به دفاع امیر رسید، پسر جوان در حالی که نگاهش به زمین دوخته بود، گفت: من عاشق سیما بودم و در این یک سال تمام تلاشم را کردم تا او خوشبخت باشد. نمی دانم چرا مادرش با ازدواج ما مخالف بود. من شاید بی کس و کار بودم اما به دنبال پول سیما نبودم و مادرش اشتباه می کرد. من از نقشه همسرم بی خبر بودم و هیچ نقشی در ماجرا نداشتم. حالا هم اگر آزاد شوم تمام تلاشم را می کنم تا رضایت اولیای دم را بگیرم و بتوانم با خیال راحت با سیما و فرزندم زندگی کنم. سیما زن مهربانی است و هنوز باورم نمی شود مادرش را کشته است. ...
از کانال کولر وارد شد و به دختر جوان تجاوز کرد !
حکم اعدام مرد جوانی که از کانال کولر وارد منزلی شده و دختر جوانی را به طرز فجیعی مورد آزار و اذیت قرار داده بود، در دیوان عالی کشور تائید شد. به گزارش ، تحقیقات پلیس در این باره از سال 94 به دنبال اعلام گزارشی به پلیس زرقان آغاز شد. آن روز زنی به دادگاه رفت و گفت شب گذشته مردی ناشناس او را مورد آزار و اذیت قرار داده است. زن جوان در توضیح این ماجرا اظهار داشت: نیمه شب، تک و
ناگفته های شنیدنی محسن رضایی از دوران دفاع مقدس +ویدیو
کمی در دوران آتش بس، هزینه های سنگینی را چهل پنجاه سال به ملتمان تحمیل نکینم. سرلشکر رضایی گفت: بعد از شکست در عملیات رمضان نقد ما شروع می شود. آن موقع اختلاف افتاد بین ما. ما فرماندهان می خواستیم تا سقوط صدام جنگ را طراحی کنیم و لازم بود که همه کشور وارد بشود. آقای هاشمی اما معتقد بود که اگر ما یک عملیات موفق انجام بدهیم آبرومندانه جنگ تمام می شود. در این بحث نمی توانستیم ایشون را قانع
ما بعدها فهمیدیم آقای هاشمی از ما عاقل تر است/فرماندهان سپاه و ارتش از اشتباهات و خاطرات جنگ گفتند
در شیراز برگزار می شد، بازمی گردد. او ادامه داد: وقتی وارد اهواز شدم، به اتفاق آقای شمعخانی و مهندس غرضی رفتیم تا در بین اقشار مختلف مثلا عشایر، نیروهای وفادار به انقلاب را شناسایی کنیم تا بتوانیم در مقابل حمله های احتمالی عراق یک پرده پوششی داشته باشیم. در همین اثنا بود که خبر بمباران شهر به گوش ما رسید. رفتم اتاق جنگ و دیدم اضطراب زیادی وجود دارد. به جناب ملک نژاد گفتم چه خبر است
پرداخت سینمایی به موضوع ناب تاریخ کشور
. موضوع بزرگ ترین قحطی تاریخ معاصر ایران که در اواخر سده 13 هجری شمسی در ایران رخ داد و اکنون بعد از گذشت صد سال از این ماجرا نقش برجسته دولت بریتانیا در شکل گیری آن ماجرا کاملاً مشهود و قابل استناد است. با این حال چگونه است که با وجود قدرت استناد و استدلال محکومیت انگلیس در این نسل کشی بزرگ تاریخی هنوز در هیچ کدام از کتاب های درسی تاریخی مقاطع مختلف تحصیلی کشورمان از آن صحبتی به میان
فوت مشکوک زن سالخورده پس از سرقت جواهراتش
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه شنبه سوم مهرماه قاضی ایلخانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی تهران با تماس مأموران کلانتری 112 ابوسعید از مرگ مشکوک زن سالخورده ای با خبر و همراه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شد. تیم جنایی در محل حادثه که طبقه اول ساختمان مسکونی بود با جسد زن 85 ساله ای به نام مهتاب روبه رو شد. مأموران در محل حادثه با به هم ریختگی وسایل خانه مواجه شدند که حکایت از آن داشت
فرار از خانه برای ازدواج با مرد از کار افتاده
تصادف توان کار کردن نداشت به همین دلیل همسرش او را با دختر کوچکش تنها گذاشت و جدا شد. من تصمیم گرفتم با شاپور ازدواج کنم و برای دختر کوچولویش مادری کنم، اما برادرم مخالف بود تا اینکه تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم و پیش شاپور بروم . ما در این مدت زندگی خوبی را شروع کردیم و من به دنبال کار آبرومندانه ای برای خرجی زندگی مان بودم که متوجه شدم برادرم به جرم آدم ربایی از شاپور شکایت کرده است تا اینکه
لباس های مارکدار راز سرقت های سریالی را بر ملا کرد
مارکدار خارجی در حالی که چند ساعتی از حادثه نگذشته بود به مأموران خبر رسید شاکی یکی از سارقان را که لباس های مارکدار سرقتی را پوشیده است، در یکی از خیابان های غربی تهر ان دستگیر کرده است. بنابراین مأموران راهی محل حادثه شدند و سارق شیک پوش را که لباس های نو مارکدار به تن داشت، بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. شاکی گفت: پس از سرقت، خودروام را به تعمیرگاه بردم تا درش را تعمیر کنم و خودم
حبس و دیه، مجازات فرار مرگبار از دست پلیس
به گزارش خبرنگار ما، بیستم اردیبهشت ماه سال 92 بود که مرد جوانی مأموران پلیس تهران را از جریان سرقت خودروی پژو پارس خود با خبر کرد. او گفت: وقتی از خانه مان در شرق تهران خارج شدم تا سوار خودروی سواری ام شوم، متوجه شدم که سرقت شده است. بعد از اعلام شکایت بود، مشخصات خودرو در سامانه پلیس ثبت شد. چند ساعت بعد از اعلام شکایت، مأموران پلیس هنگام گشت زنی در یکی از خیابان های تهرانپارس خودروی سرقتی را
خودکشی پسر 25 ساله با پوشش زنانه در مشهد
روز نو : سر جوانی برای فرار از مشکلات روحی و روانی اش خود را از طبقه 5 ساختمان به پایین پرت کرد. نخستین ساعت بامدادی شنبه 3 مهرماه امسال ماجرای سقوط پسر جوانی با پوشش زنانه از پشت بام ساختمانی 5 طبقه در بلوار کوثر شهر مشهد به امدادگران اورژانش مخابره شد و خیلی زود تیم های امدادی و پلیس در محل حادثه حاضر شده و پسر جوان را که با مرگ دست پنجه نرم می کرد به بیمارستان فارابی انتقال
اعتراف به پرت کردن پسر8ساله از بالای پل عابر
ادامه داشت تا اینکه مرد جوانی به دادسرا رفت و مدعی شد که از طریق اخبار روزنامه متوجه مرگ پسرش شده است. او مدعی شد پسرش پس از طلاق شان بشدت افسرده شده و بارها ازخودکشی حرف زده بود، تا اینکه دست به خودکشی زد. درحالی که مرد جوان چنین ادعایی داشت تحقیقات ادامه یافت تا اینکه بار دیگر مرد جوان نانوا در مقابل بازپرس جنایی ایستاد. بازپرس که ازابتدا به اظهارات این مرد شک کرده بود به تحقیقات تخصصی
اعتراف تلخ مرد همسرکش:او با مردی غریبه رابطه داشت،من هم با زنی شوهردار
مجریان واقعاً چقدر دستمزد می گیرند؟ پرستار ایلامی،خودش را شبیه سعید معروف کرده است(+عکس) پسر جوان با مانتو زنانه خودش را از طبقه پنجم پرت کرد زیباترین ورزشکار زن دنیا(+عکس) بهنوش طباطبایی بر روی مجله فشن!(+عکس) لطفا برای دیدن خبرهای بیشتر وبسایت خانواده ایرانی اینجا کلیک کنید لطفا برای دریافت جدیدترین خبرها ، عکس و گزارشها به کانال خانواده ایرانی در تلگرام بپیوندید.
محاکمه سارقی که قاتل شد
این حادثه مرگبار به بامداد 20اردیبهشت ماه سال92 برمی گردد. مأموران گشت کلانتری126 تهرانپارس که به سرنشینان یک پژو پرشیا مشکوک شده بودند به راننده دستور ایست دادند اما نه تنها راننده پرشیا خودرو را متوقف نکرد بلکه تلاش کرد از دست مأموران فرار کند. در جریان این تعقیب و گریز مأموران با استعلام درباره این خودرو پی بردند که سرقتی است. به همین دلیل تعقیب پرشیا که 3سرنشین داشت ادامه یافت تا
ناگفته های بازیگر مشهور مرد از آخرین بار که روی استیج رفت
ایده آلی که برایش در نظر گرفته شده است، نزدیک باشد. با توکل کارم را شروع کردم و بعد به توسل رسیدم. البته توسل چیزی نبود که من با آگاهی و علم آن را انتخاب کنم بلکه برایم پیش آمد. به طور واقعی و ملموس هر وقت در زندگی ام با خطر مواجه شدم و از عنصر توسل بهره جسته ام. در دوره ای که شما حضور در عرصه هنر نمایش را انتخاب کردید، سن و سالی کمتر از سن امروزتان داشتید و طبیعی است که خیلی
قهرمان هایی که سرانجام تبهکار شدند
یکدیگر در میان گذاشتند، از جمله سوء استفاده از کودکان! آن مرد، سال ها بود از دختر خودش سوء استفاده می کرد و بعد از مدتی، وگان هم به او پیوست. این ماجرا زمانی افشا شد که دختر طی پست هایی در شبکه های اجتماعی، از جزئیات تحت تجاوز قرار گرفتن توسط پدر، وگان و اقلاً دو نفر دیگر نوشت. پدر دختر به 50 سال زندان محکوم شد و قهرمان دیروز که بی آبرو شده بود، حکم زندان 8 ساله دریافت کرد. 4- مارک راثوِل
ماجرای ملاقات با حاج احمد متوسلیان / شهدای شنام هنوز تفحص نشده اند
در شیار خوابم برد. یکباره دیدم یکی دارد گریه می کنند. من از صدای گریه بیدار شدم. گفتم: چه شده؛ محاصره شده ایم؟ گفت: بدتر از آن، همه شهید شده اند و جز ما کسی زنده نمانده است. گفت همه کسانی که خوابیده بودند، شهید شدند. ظاهرا قبل از اذان مغرب هم شهید شده اند یعنی نیم ساعت بعد از خروج ما از محل آنها، شهید شده بودند. ساعت هفت صبح فردای آن روز بود که متوجه شدیم کاملا محاصره شده ایم و کمتر از
بهای سنگین تاسیس پادشاهی سعودی/ سیاست ویژه برای اشغال مناطق مختلف
روی آورد و آنها را سرکوب کرد که این حادثه در سال 1911 میلادی رخ داد، نوادگان سعود بن فیصل پس از این شکست متفرق شدند و بخشی از آنها به بحرین و بخشی به حجاز رفتند و از آنجا به عنوان پایگاهی برای جنگ با عبدالعزیز پسر عموی خود استفاده کردند که این اقدامات رابطه عبدالعزیز و حاکم مکه را تیره کرد. تیره شدن روابط نجد و حجاز الشریف الحسین بن علی از اخبار جنگ افروزی ابن سعود در نجد و
دختر: برادرانم کتکم زدند، مجبور به فرار از خانه شدم
به گزارش جام جم آنلاین از تسنیم، 20 مرداد سال جاری پسر جوانی به اداره پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد و مدعی شد خواهر بیست و سه ساله اش به نام عاطفه توسط مرد جوانی ربوده شده است. وی افزود: رباینده عاطفه را می شناسم، نام او سامان است و عکسش را در تلگرام پیدا کرده ام، حدود پنج روز قبل او به تلفن همراهم پیامک زد و گفت خواهرتان پیش خواهرم هست، نگران نباشید و بعد از این اتفاق تلفن همراه وی و