سایر منابع:
سایر خبرها
بانویی که معتمد و وصی امام زمان (عج) بود
به گزارش فرهنگ نیوز، شیخ صدوق در کمال الدین از احمد بن ابراهیم نقل می کند : بر حضرت حکیمه دختر امام جواد علیه السلام و عمه امام حسن عسکری علیه السلام وارد شدم؛ و از پشت پرده مسائل خود را با ایشان مطرح کردم. از امامان پرسیدم، یکی یکی را شمرد تا رسید به نام حجت امام زمان علیه السلام. پرسیدم: شما ایشان را دیده اید یا خبرش را شنیده اید؟ فرمود: شنیده ام، زیرا ابومحمد (امام عسکری) در نامه ای به مادرش
سعدی و دنیای امروز
بیش از پیش، خوار و ذلیل می کند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: احثو التراب فی وجوه المداحین: بر روی مداحان خاک بپاشید. در بخش کلمات قصار نهج البلاغه خوانده ایم که روزی حضرت علی(ع) از شهر انبار می گذشت، مردم دور ایشان گرد آمدند و اظهار شادمانی بسیار کردند. ایشان اعتراض کردند. مردم گفتند: این رسم دیرین ماست و با بزرگان خود چنین می کنیم. ایشان فرمود: به خدا که امیران شما از این کار سودی نبرند و شما در
برای عده ای حور بهشتی؛ خطرهای عذاب النار واس ماس!
حریم خانه ات! با همه ی گناهانمان... یا رب تو فقط عشق ما را برای تقرب و نزدیکی به خودت دیدی و ثبت ناممان کردی. ماه ماهِ یا من ارجوه لکل خیر است ... یادم می آید، آمده بودم کوزه ام را از این چشمه پر کنم. یادم می آید، آمده بودم تنی به آب آشنا کنم؛ آمده بودم پیِ پاکی. آمده بودم نامه ای را که سال ها پیش نوشته بودم، به دست جریان این چشمه بسپارم تا با خود ببرد
تیر در گلو، فرماندهی می کرد/ وقتی سپاه ابابیل به کمک گردان نهم آمد
" و محسن می گوید: "تو میدان فوزیه(امام حسین(ع) فعلی) بودم. گاردی ها مثل مور و ملخ ریخته بودند تو خیابون. گلوله بود و آتش و مردم بی پناه. صدای آژیر، یک لحظه قطع نمی شد. تیرخورده ها پشت سر هم با آمبولانس ها راهی بیمارستان می شدند. جوانی که کنار من ایستاده بود، با فریاد الله اکبر به طرف گاردی ها دوید. در حالی که هیجان زده بود و به پهنای صورت اشک می ریخت، خطاب به نظامی ها فریاد کشید که ما
عجیب ترین آدرس ایران کجاست؟
گریه نکردم و هر موقع هم گریه کردم برای مظلومیت حسین (ع) گریه کردم. این روحیه تا جایی است که حتی وظیفه دلداری دادن به مادران شهدای دیگر را هم بر عهده می گیرد: وقتی آدم با خدا معامله می کند دیگر ناآرامی نمی کند. همه به من آن زمان می گفتند تو گرمی نمی فهمی؛ اما الان چند سال است که از این قضیه گذشته است؟ خدا هر مصیبتی که به انسان می دهد، صبرش را هم می دهد. اصلا خود حضرت زینب بر قلب من دست کشیده است و
تعظیم ایام الله، عامل تداوم انقلاب اسلامی است
در کربلا به امام حسین می فرمود: شما را به مادرتان زهرا قسم! در قیامت، شمر را شفاعت نکنید. گفتند: چه می گویید؟ گفت شما این خانواده را نمی شناسید آنها سراسر کرامت هستند آنچنان که حتی ممکن است قاتلی مانند شمر را نیز شفاعت کنند. نام امام هادی زنده و از قاتلانش خبری نیست! این استاد حوزه با بیان اینکه دشمن تصور می کرد با کشتن امام هادی علیه السلام، نام ایشان از بین می رود، تصریح کرد
گسترش شبکه شیعه در اقصی نقاط سرزمین های اسلامی زیر برق شمشیر
کار تو را به این جا رسانده ام که الان تو را از مدینه جدّت می برند. در برابر کسی که تمام ظلم را درباره اش مرتکب شده بود، فرمود: عفَوْتُ عَنکَ ؛ عفوت کردم بعد هم قریب به این مضمون به امام هادی می گوید که اگر به کسی در سامرّا و به خلفا بگویی من تمام مزارع دوستانت را آتش می زنم، نخل ها را آتش می زنم، چشمه ها را کور می کنم. حضرت هادی با یک متانتی می فرمایند که من دیشب شکایت تو را
آن که اخلاص خود را می بیند مخلص نیست
پیامبرش را به آسمان های هفت گانه برد به پیامبرش گفته شد: ای محمد! سرت را بلند کن، چون سر را بلند کردم طبقات آسمان شکافته شد و پرده ها بالا رفت. گفتند: سر فرود آور بنگر چه می بینی! چون نگاه کردم خانه ای دیدم مانند بیت الله شما و حرمی دیدم چون این حرم - مسجدالحرام - چنان که اگر چیزی از دستم رها می کردم جز بر این حرم نمی افتاد. آنگاه به من گفته شد: یا محمد! این حرم است و تو محترم هستی و برای هر
برای دشمنم شمعی بیاورید!/ میراث ماندگار امام
امام علیه السلام فرستاد. متوکل هم از بیماری خود بهبود کامل یافت و برخواست. گذشت و گذشت. تا رسید به روزهائی که منزلت و بزرگی امام هادی علیه السلام نزد مردم، بعضی ها را حسابی کلافه کرده بود. آمدند پیش متوکّل و بدگوئی آن حضرت را کردند که: چه نشسته ای! علیّ النقی، در پس این آرامشش، به جمع آوری اسلحه و دشمن تراشی برای تو مشغول است. خلیفه را برق گرفت. و این اولین باری نبود که از
مقام طنز و طیبت در سخن سعدی
/> بخوانند آیدش بازیچه در گوش مردم باید مستعدّ شنیدن باشند. در حکایت نوزدهم باب پنجم گلستان، قاضی همدان که میل به شناعت کرده است، نصیحت یاران یک دل را می پسندد، اما به گوش نمی گیرد: نصیحت کن مرا چندان که خواهی که نتوان شستن از زنگی سیاهی یا از یاد تو غافل نتوان کرد به هیچم سرکوفته مارم نتوانم که نپیچم و در جای دیگر فرمود
ماجرای مقابله امام هادی(ع) با فرقه های انحرافی +صوت حاج منصور
جا رسید، یکی از حاضران با انگیزه ای که امام از آن آگاهی داشت پرسشی مطرح کرد که سبب ناراحتی ایشان شد. او پرسید: آیا این گفته ها در حالی است که آنان به حقوق شما اقرار داشته باشند؟ امام با تندی به او نگریست و فرمود: دست بردار از این پرسش! بدان که هر کس به حقوق ما اعتراف داشته باشد، هرگز این چنین مشمول نفرین و طعن و لعن ما نمی شود(آنان که این اعمال را انجام می دهند و به حقوق ما
فروغ معنویت و جاذبه فراگیر امام هادی علیه السلام
/> تفتیش خانه حضرت: متوکل سعید حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد. آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت. وقتی امام متوجه شد، فرمود همان جا باش چراغ بیاورند تا آسیبی به تو نرسد. چراغی افروختند. آن مرد گوید: دیدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته. امام فرمود: خانه در اختیار توست. آن مرد خانه را تفتیش کرد. چیزی جز آن کیسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کیسه
روایت قصه مجنون
ده تن آمدند و ما پشت شان سوار شدیم و راه افتادیم. از آن پشت، بیرون را نمی دیدیم. فقط می دانستیم که داریم جاده ای را همین طور می رویم. شب شده بود. دوروبرمان هنوز خبری نبود اما از دوردست چیزی شبیه صدای گنگ رعد می آمد. سر چرخاندم سمت صدا و دیدم در افق، یک نقطه نورباران است؛ از زمینش نور بلند می شود و از آسمانش هم نور می بارد. جنگ آن جا بود، در جزیره ی جنوبی و ما انگار داشتیم نزدیکش می شدیم.
نگاهی جامع بر سیره امام هادی علیه السلام
، وَالْحیرُ مِنْها. ترجمه : فرمود: برای خداوند بقعه ها و مکان هائی است که دوست دارد در آن ها خدا خوانده شود تا آن که دعاها را مستجاب گرداند که یکی از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسین علیه السلام خواهد بود. قالَ علیه السلام : اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثیبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازی بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً. ترجمه : فرمود: همانا تنها کسی که ثواب می دهد و عِقاب می کند و
ویژه نامه شهادت امام هادی(ع)؛ مداحی، اشعار، احادیث و زندگی نامه
حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ خَلِیفَتُهُ فِی بَرِیَّتِهِ وَ أَمِینُهُ فِی بِلادِهِ وَ شَاهِدُهُ عَلَی عِبَادِهِ، سلام بر تو ای فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام بر تو ای امین وفادار، سلام بر تو ای پرچم خشنود، سلام بر تو ای زاهد باتقوا، سلام بر تو ای حجت بر همه خلق، سلام بر تو ای تلاوت کننده قرآن، سلام بر تو ای بیان کننده حلال از حرام ، سلام
کدام اعتکاف باطل است
است. دو نکته مهم در اعتکاف آنچه بر اهمیت و فضیلت اعتکاف می افزاید دو نکته است که یکی مهم و دیگری مهم تر است؛ نکته مهم آن است که اعتکاف همچون نماز نیست تا بتوان آن را در هر مکانی به جا آورد. در مورد نماز، بر پایه جُعِلَتْ لِی الْأَرْضُ مَسْجِدًا وَطَهُورًا می توان آن را در هر مکانی انجام داد؛ حال آنکه اعتکاف، چنین نیست. اعتکاف باید در مسجد و خانه خدا باشد. آن هم نه
مهندسی خدا در مسائل نظامی چگونه است؟
کردند و در نتیجه صاحب خانه را کشتند خداوند در این آیات سخن از مؤمنین می کند کسانی که آنچه مطابق فطرتشان بود به خانه راه دادند إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛ همانا کسانی که گفتند: پروردگارِ ما خداست؛ سپس بی هیچ انحرافی بر این سخن ثابت قدم ماندند
ویژه نامه اینترنتی سپهر دانش منتشر شد
زهرا علیهم السلام می رساند، زیرا پدر او امام زین العابدین فرزند امام حسین و مادر او بانوی گرامی ام عبد الله دختر امام مجتبی علیهم السلام است. عظمت امام باقر علیه السلام زبانزد خاص و عام بود، هر جا سخن از والایی هاشمیان و علویان و فاطمیان به میان می آمد او را یگانه وارث آن همه قداست و شجاعت و بزرگواری می شناختند و هاشمی و علوی و فاطمیش می خواندند. راستگوترین لهجه ها و جذاب ترین
اشعار ویژه شهادت امام هادی (ع)
همینجاست در آب و گِلِ ما به دعای خودِ زهراست که ایران داریم هر کجا نامِ شما هست همان کشورِ ماست مادرت حضرت زهرا به خدا مادرِ ماست شکرِ این مادری و مهرِ خدادادی را یاد دادند به ما نغمۀ یا هادی را با توسل به تو مشمولِ عنایت شده ایم ما به دستِ کلماتِ تو هدایت شده ایم ای به مانند علی جاذبه و دافعه ات چارده آینه
دوستی های نواب، سلگی و طهرانی مقدم پایان ناپذیر ماند
کلاهک موشک است و شما باید باشید. البته محتوای این ماموریت را من نمی دانستم. بعد از برگشت خیلی خوشحال بود که بزرگ ترین و مهم ترین تست موشکی را موفق انجام داده بودند. من بعدها فهمیدم او چه می کرد فقط به من می گفت دعا کن برایمان چون این ماموریتی که ما داریم برایمان خیلی مهم است. یک هفته در خانه نبود و بعدها فهمیدم یک شلیک موشک شهاب 3 داشتند. با اینکه سپاهی نبود اما می گفتند حتی در ماموریت های سری سپاه که
شوخی به سبک پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
صلی الله علیه وآله هر بار خرمایی برمی داشت و می خورد و هسته آن را پیش روی علی علیه السلام می نهاد. وقتی مقداری خرما خوردند و همه هسته ها جلوی امام علی علیه السلام جمع شد؛ پیامبر صلی الله علیه وآله به شوخی به علی علیه السلام فرمود: ای علی! تو چه قدر پرخور هستی؟! و اشاره به هسته های انباشته شده جلوی او کرد. امام علی علیه السلام نیز شوخی ایشان را با شوخی پاسخ داد و فرمود: پرخور کسی است که خرماها را
خلاصه ای از زندگانی حضرت امام هادی علیه السلام
. فرمود: بنشین! نشستم! پرسید: برای چه آمده ای؟ عرض کردم: آمده ام از حال شما خبری بگیرم. در این هنگام بر قبر نظر کردم و گریستم. فرمود: گریان مباش که در این گرفتاری آسیبی به من نمی رسد. من خدا را سپاس گفتم. آنگاه از معنای حدیثی پرسیدم، امام جواب گفت، و پس از جواب، فرمود: مرا واگذار و بیرون رو که بر تو ایمن نیستم و بیم آن است که آزاری به تو برسانند (29). این حادثه از
رشد معیارهای فرهنگی و معرفتی در گرو اصلاح خانواده است
؛ دین اسلام برای حل این بحرانها وپیشگیری از این جرایم چه راحلی خواهد داشت ؟ اگر دین کامل است برای این مسائل چه جواب وراه کار عملی قرار داده است ؟ عبدالله معمّر به امام باقر علیه السّلام عرض کرد: شنیده ام شما در مورد ازدواج موقت فتوی به جواز داده اید! امام فرمود: بلی، خداوند آنرا جایز شمرده و سنت رسول خدا بر آن بوده، عبدالله گفت: ولی عمر بن خطاب آن را ممنوع ساخته، امام فرمود: بنابراین تو بر سخن رفیقت
آرزو داشتم سپاهی شوم
علیه رژیم شاه در مدرسه فعالیت می کردم. یک بار خوب به یاد دارم، بچه های اول و دوم را جمع کردم و گفتم هر چه می گویم شما هم بگویید شاه به ما کتک داد/ خمینی به ما پفک داد اینگونه می خواستم آنها را به امام خمینی نزدیک کنم. یادم رفت بگویم برادر شهیدم ابوالقاسم در روز 21 بهمن 57 هنگام درگیری تیر خورد و زخمی شد. نارنجک به پای راستش اصابت کرده بود. بعد از انتقال به بیمارستان آمل، نیروهای کمونیست برایش
رابطه استاد مطهری با امام خمینی و رهبر معظم انقلاب/رهبری:خودم را شاگرد استاد می دانم
یکدیگر ملاقات می کردند ساعت ها با هم می نشستند و سخن می گفتند و گاهی متوجه گذر زمان هم نبودند. این در حالی بود که ما در مشهد دوست و آشناهای زیادی داشتیم، اما احساس عجیبی که استاد مطهری به ایشان داشتند، باعث می شد که دائم سراغ ایشان را بگیرند. من احساس می کنم که شهید مطهری گوهری مثل آیت الله خامنه ای را همان جا شناختند. این مسئله هم که رهبر معظم انقلاب در زمینه ی فقاهت، عرفان، شعر، ادب و
پاسخ به کسانی که بر این تصورند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده است؟
روز به شهر خود مراجعت کرد . همان روز آیت الله بروجردی برای درس آمدند ، من را در صحن دیدند و فرمودند : " من بعد از درس برای دیدن فلانی به حجرۀ شما می آیم . " گفتم ایشان رفتند . فرمودند : " پس وقتی ایشان را دیدی بگو : حال من وقتی تو به دیدن من آمدی مانند حال تو بود وقتی می خواهی برای ایراد سخنرانی آماده شوی . من دلم می خواست وقتی با هم ملاقات کنیم که حواس من جمع باشد و با هم صحبت کنیم و در ان
ویژگی های امام خمینی از زبان زهرا اشراقی
شدیم. یک بار ایشان به آمیرزا علی راننده شان گفتند که به چهارمردان قم برود و وقتی رفتند هم جمعیت زیادی دورشان جمع شد و مشکلی هم پیش نیامد، لذا آقا فکر می کرد که تهران هم این گونه است. حتی یک بار هم نشد که امام حداقل به طور ناشناس، از منزل بیرون بروند؟ من اطلاعی ندارم. حتی یک بار به ایشان گفتم شما از ماندن در اینجا خسته نمی شوید؟ ایشان پاسخ دادند که این دنیای بزرگ را در حد کوچک تری
نفاق؛ از عبرت های مهم فاطمیه
حجت الاسلام مهدوی نژاد: هیچ مشرک و کافری نتوانست دست علی(ع) را ببندد ولی منافقان بستند. حواستان به منافقان باشد آنها دست ولی خدا را می بندند و کاری می کنند که مردم نفهمند حق و باطل چیست. هیأت انصار ولایت دارالعباده پنجشنبه چهاردهم اسفندماه، همزمان با دومین شب از ایام فاطمیه و مراسم سوگواری ام الائمه(س) میزبان جمعی از محبان آن حضرت در حسینیه ارگ بود. سخنران این مراسم، حجت الاسلام مهدی مهدوی نژاد که در این ایام قصد تبیین عبرت های فاطمیه را دارد؛ در این شب پس از مرور بحث شب گذشته، به تحلیل مسئله نفاق به عنوان یکی از عبرت های مهم فاطمیه پرداخت. خلاصه سخنان وی در ذیل بیان شده است. زندگی کردن به اندازه تمام گذشتگان اگر انسان ها، دیده عبرت بین داشته باشند و از گذشتگان درس عبرت بگیرند، گویا به اندازه تمام آنها زندگی کرده اند، چون خطاهایی که دیگران انجام داده اند را تکرار نمی کنند و در نتیجه عمرشان تلف نمی شود و پیشرفت بیشتری خواهند داشت. زیاد پیش می آید که از گذشتگان عبرت نمی گیریم و فرصت های مادی و معنوی زندگی را از دست می دهیم. عبرت مسئله حیاتی و مهمی است که اگر مؤمنین به آن توجه نکنند، به یکی از دستورات خدای متعال در قرآن بی توجهی کرده اند. بسیاری از هزینه ها که در طول تاریخ شده است، در حقیقت یک فرصتی است که نسل های بعدی بر اساس همان تجربیات عمل کنند. عبرت، نقاط ضعف یک حادثه است هر حادثه ای که اتفاق می افتد از سه منظر قابل بحث است. یکی از جنبه های هر حادثه، علت وقوع آن است. علل حوادث دو خروجی دارد: یکی درس های آن حادثه و دیگری عبرت های آن. وقتی واقعه ای را بررسی و ریشه یابی می کنیم نقاط مثبتی را می بینیم که این نقاط مثبت درس های آن حادثه است. مثل ایثار، مجاهدت، رحم و... . یکسری نقاط منفی هم در هر حادثه وجود دارد که عبرت های آن حادثه است. مثلاً تفرقه، سستی،فساد، ولایت گریزی، دنیا طلبی و ... نتیجه عبرت های فاطمیه: تشخیص حق از باطل عبرت های فاطمیه خیلی مهم اند. حوادث فاطمیه، حوادث دوران حکومت اسلامی است. توجه به حوادث بعد از حیات پیامبر(ص) باعث می شود که ما با آنچه بزرگان و خواص دوران امیرالمؤمنین(ع) انجام دادند، آشنا شده و ان شاءالله مبتلا نشویم. عبرت های فاطمیه باعث می شود که انسان بفهمد صحابه نبی مکرم اسلام چه کردند و دریابد که چه معیارهایی برای تأیید یا رد خواص وجود دارد. وقتی بررسی می کنیم در میان اصحاب پیامبر(ص) به شخصیت های عجیبی بر می خوریم، شخصیت هایی که درخشیدند، شخصیت هایی که ضعیف و حقیر یا حتی برخی که خنثی بودند. شناخت آنها باعث می شود به روشنی بفهمیم امروز در حکومت اسلامی خوب و بد چیست و در تشخیص حق از باطل دچار اشتباه نشویم. اهمیت عبرت های فاطمیه از این جهت است. نفاق: خطرناکترین عنصر نابودکننده ایمان یکی از عبرت های مهم فاطمیه مسئله نفاق است. استنفاق جوانه ای بود که پس از هجرت پیامبر از مکه به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی در جامعه اسلامی آن روز رویید. نفاق خطرناکترین عنصر نابودکننده ایمان فرد و جامعه است. فاطمیه برای این است که ما بفهمیم نفاق چیست و در کجا به وجود می آید؟ ویژگی های اهل نفاق چیست و چگونه باید با آنها مواجه شویم و چه کنیم تا جامعه دچار این اخلاق شیطانی نشود؟ آنوقت اگر انسان این ها را بفهمد وقتی بر مصائب و غصه های اهل بیت اشک می ریزد مزه اشک و عیار اشک او فرق می کند و طبق روایات یک قطره اشکش دریاهای آتش را خاموش می کند [1] . نفاق دین را پاره پاره کرد مسئله نفاق آنقدر مهم بود که حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه می فرماید: فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دَارَ أَنْبِیَائِه ِ وَ مَأْوَی أَصْفِیَائِهِ ظَهَرَ فِیکُمْ حَسَکَةُ النِّفَاق [2] ؛ وقتی خدای متعال پیامبر را از میان مردم به سرای انبیای گذشته برد، در میان شما حسکه ایجاد شد. حَسَکَه دو معنا دارد 1. دشمنی منافقانه، که نوع خاصی از دشمنی است 2. خار سه پهلویی که از هر طرف اصابت کند می بُرّد. می فرمایند: حَسَکَه(نفاق) شما، همه جانبه، دین را پاره پاره کرد و شما همه جانبه به دین حمله کردید. حضرت زهرا(س) مهر نفاق را بر روی حوادث بعد از رحلت پدر بزرگوارشان زد. پس باید به مسئله نفاق توجه ویژه ای داشته باشیم. معنای لغوی و اصطلاحی نفاق معنای لغوی نفاق: موش های صحرایی، وقتی در صحرا لانه می سازند، نقب می زنند. یعنی تونلی می کنند و از طرف دیگر وقتی نزدیک سطح زمین می رسند، لایه ای از خاک را نازک می کُنند تا اگر خطری آنها را تهدید کرد سر را به قسمت نازک شده خاک بکوبند و دریچه ای باز کنند. یک درب اضطراری و سریع برای فرار، به این می گویند نفق. یعنی راهی که دو تا خروجی دارد که یکی از آن خروجی ها پنهان است [3] . معنای اصطلاحی نفاق: یعنی کسی که به اسلام وارد شده اما علیرغم ظاهر مؤمنانه اش به اسلام اعتقادی ندارد و در اصل کافر است. منافق از کفار و مشرک هم بدتر است. در سیزده سوره قرآن علیه منافقین آیه آمده است و یک سوره هم به آنها اختصاص داده شده است. خطر نفاق جدی است خطر نفاق جدی است پیامبر(ص) فرمودند: بعد از خودم، از مؤمنان امتم بیمی ندارم، چون به خاطر ایمانشان نجات می یابند و از مشرکان هم بیمی ندارم، چون به واسطه شرک، رسوا می شوند، از منافقین می ترسم که از زبانشان علم می ریزد و سخنانشان دلپذیر است ولی اعمالشان زشت و زننده است [4] . دو عنصر اساسی نفاق عناصر اساسی تشکیل دهنده نفاق دو چیز است: اظهار و کتمان. اظهار کردن آنچه به نفع است و کتمان آنچه به نفع نیست. اگر کسی حق را جایی که به نفعش بود، اظهار کند و اگر به نفعش نبود، کتمان نماید؛ منافق است. مگر اینکه برای کتمان آن حق از طرف شرع مقدس اجازه داشته باشد. ترس، ریشه نفاق علت نفاق: کسی که ضعیف الایمان است، نمی تواند حق را بگوید و پای دین بایستد. چون می ترسد که حق را بیان کند، آن را کتمان کرده و در او نفاق تولید می شود. کسانی که نمی توانند خداباورانه رفتار کنند یا افرادی که از به خطر افتادن موقیعت خود نزد خداباوران می ترسند و نمایش ایمان بازی می کنند، می شوند منافق. نفاق و بین الطلوعین منافق همان شبی است که لباس روز پوشیده است. بین الطلوعین نه روز است نه شب، لذا می فرمایند خواب بین الطلوعین مکروه است؛ [5] چون انسان از تقسیم ارزاق مادی و معنوی محروم می شود که این ارزاق اضافه بر رزق مقسوم اوست. نفاق هم همین گونه است مقداری به روشنی می زند و مقداری به تاریکی، یعنی حرف ها خوب است و عمل ها بد. در مواجهه با چنین آدمی، اگر بیدار و هوشیار نباشیم، فریب می خوریم و از حق محروم می شویم. شکل گیری نفاق در جامعه توحیدی نفاق دین مختص جامعه توحیدی است. هر جا که حق حاکم و غالب باشد نفاق به وجود می آید. وقتی باطل غالب باشد که باطل نیاز به پنهان شدن ندارد. اما وقتی اسلام و حق حاکم باشد، کفر و باطل نمی تواند جولان دهد و از ترس، زیر پوست حق پنهان می شود. هیچ کدام از آیات نفاق در قرآن، مربوط به مکه نیست و همه در مدینه نازل شده اند؛ چون در مدینه پیامبر(ص) حکومت تشکیل دادند و حق غالب بود. ولی در مکه حق، مغلوب و اهل اسلام تحت شکنجه و فشارهای مشرکین بود. در چنین شرایطی انسان های ناب و خالص به پیامبر(ص) ایمان می آوردند ولی در مدینه وقتی اسلام حاکم شد و اوضاع به سامان شد؛ خالص و ناخالص، همه زیر علم و بیرق حکومت اسلامی بودند. در چنین شرایطی است که عده ای که قلباً به حق اعتقادی ندارند و از ترس یا برای به دست آوردن موقعیت، حق را پذیرفته اند؛ منافقین جامعه حق می شوند. جامعه اسلامی بدون نفاق، وجود ندارد حکومت اسلامی تولید نفاق نمی کند، بلکه نفاق در آن تولید می شود. یعنی ظرفیت ها و فرصت های کفرآفرینی گرفته می شود و کسی نمی تواند علنی و رسمی علیه حق اقدام کند و اتفاقاً این نقطه قوت حکومت اسلامی است نه نقطه ضعف آن و نشان دهنده این است که اسلام قدرت دارد. لذا هر جا دیدید نفاق تولید شد و اهل حق حاکم هستند ، بدانید آن حکومت بر حق است. اصلاً جامعه اسلامی بدون نفاق، وجود ندارد. عدم جرأت باطل: نشان دهنده حاکمیت حق بعضی ها می گویند زمان شاه بهتر بود، هر کس که می خواست خلاف کند، خلاف می کرد و هر کس می خواست نماز بخواند به مسجد می رفت و نمازش را می خواند اما حالا معلوم نیست هرکسی چه می کند و گاهی افراد به مسجد می روند ولی رفتارش به گونه ای دیگر است. باید گفت این نشان دهنده حاکمیت حق در جامعه است که وقتی کسی می خواهد گناه کند، جرأت نمی کند به سادگی و راحتی گناه کند. شاید سوال شود: این بدحجابی ها گناه نیست؟ بد حجابی گناه است. اما شما جامعه اسلامی را در یک چارچوب کلی ببینید و بررسی کنید. این جریان تجّری عده ای در عدم رعایت ظواهر شرعی هم از هجمه دشمنان اسلام است، هم از نفاق عده ای از مسئولان که راه را بر آنها بستند و بلکه هموار هم کردند. اسلام به ذات خود ندارند عیبی این تجرّی ها و گناهانی که می بینید به خاطر ضعف ایمان مؤمنین است نه تقصیر جمهوری اسلامی! این ها تقصیر عده ای از مسئولین است، ولی عیب حکومت اسلامی و اسلام نیست. اسلام و حکومت اسلامی به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسئولین حکومت اسلامی و از مسلمانی ماست. اگر مسئولین درست عمل می کردند و پای حرف ولایت می ماندند، [اینگونه نمی شد]. چقدر [ مقام معظم رهبری] تذکر دادند تهاجم فرهنگی، اشرافیت و... را، اما برخی مسئولین گوش ندادند. خوب طبیعتاً در جامعه از خودش را می گذارد. موسی به دین خود، عیسی به دین خود می گویند هر کس، هر کار می خواهد انجام بدهد، موسی به دین خود، عیسی به دین خود. اما اسلام این شعار را قبول ندارد. اگر [چنین بود] چه نیازی بود پیغمبر(ص) حکومت تشکیل دهند؟! برای چه پیغمبر(ص) جنگیدند و اسلام را حاکم کردند؟! چرا قرآن دستور مبارزه با باطل و اقامه عدل می دهد؟! با سیاست موسی به دین خود، عیسی به دین خود که حق اقامه نمی شود و ولایت گسترش پیدا نمی کند، عدل و داد هم فراگیر نمی شود. اتفاقاً این روش، باعث ترویج باطل خواهد شد چون وقتی حق ترویج نشود، باطل ترویج می شود. ضمناً اگر حق را ترویج نکنید، در کنار باطل در امان نخواهید بود. مگر باطل دست از شما بر می دارد؟ مگر دست از سر پیامبر(ص) برداشتند؟! اصلاً ذات باطل با ذات حق قابل جمع نیست. مغلوب بودن اسلام در زمان طاغوت چه کسی گفته ما در زمان طاغوت دین داشتیم!؟ ما مسلمان بودیم اما دین به معنای واقعی اش وجود نداشت. البته الان هم کامل کامل نیست، اما آن زمان، دین مغلوب بود. شاه مملکت اسماً مسلمان بود اما زنا می کرد و شراب می خورد. شاهی که با کفار، جام می زد و باید نوامیس درباریانش را به عنوان پیشکش به او می دادند، کفار را بر سر مسلمین مسلّط کرده بود؛ مسلمان بود؟! زمان شاه، اسلام مغلوب بود اما الان اسلام غالب است. این جلسه ها دلیل بر این است که اسلام غالب است. آن زمان اجازه نمی دادند روضه خوانی و اجتماعات مؤمنین برپا شود! زمان رضاخان مردم در زیرزمین ها روضه می خواندند. تلاش برای زمین گیر کردن نفاق هر جا حقی ظهور کند، ولو کم؛ باطل احساس نابودی می کند و تلاش می کند تا حق را نابود کند و اینجاست که درگیری شروع می شود. پیامبر(ص) برای تثبیت حکومت اسلامی در بلاد اسلامی بسیار تلاش کردند. ایشان برای فراهم کردن مقدمات زمامداری امیرالمؤمنین(ع) خیلی تلاش کردند. از همان روز اول علی(ع) را جانشین خود معرفی کرده و تلاش کردند تا برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت بگیرند. پرهیز دادن مردم از اختلاف ، فتنه ، ارتجاء و ارتداد، دستور دادن به تجمع مردم حول امیرالمؤمنین(ع)، بیان حدیث ثقلین، خنثی کردن توطئه و تحرکات فرصت طلب ها، ترتیب دادن جیش اُسامه، برای چه بود؟ همه این زمینه ها را پیامبر فراهم کرد تا نفاق را زمین گیر کند. به امام(ره) دروغ می بندند چرا نگذاشتند پیامبر یک مکتوب بنویسد؟ برای اینکه کلام غیرمکتوب سند عینی ندارد و می شود آن را تحریف و انکار کرد. منافقین، احادیث نوشته شده پیامبر(ص) را هم سوزاندند. امروز اگر ما وصیت نامه و صحیفه امام(ره) را نداشتیم چه می شد؟ صحیفه امام(ه) را به صورت مکتوب داریم و به امام(ره) دروغ می بندند! گاهی در شبکه های اجتماعی پخش می کنند که امام گفت من آب و برق را مجانی می کنم، روحانیت مسئولیت سیاسی قبول ن کنند و... . چه کسی گفته امام این حرف ها را زده؟! منافقین نگذاشتند پیامبر(ص) حرفش را مکتوب کند، تهمت هذیان گویی به ایشان زدند. نفاق؛ حکومت را از دست علی(ع) خارج کرد چرا کار به اینجا رسید؟ چرا مردم آن زمان حرفی نزدند؟ خواص و بزرگان صحابه پیامبر(ص) چه ایرادی داشتند که ایشان نتوانستند منویاتشان را در روزهای آخر عمر عملی کنند؟ عوام چه ایرادی داشتند؟ این کار نفاق بود. نفاق جامعه ای را که پیامبر 23 سال زحمتش را کشیده بود، از دست علی(ع) خارج کرد. این حادثه رخ داد تا اینکه بعد از 1400 سال، درس عبرتی باشد برای ما و شما. به باد دادن سَر حق با شعار ظاهراً حق با شعار دین،حکومت را از دست امیرالمومنین(ع) گرفتند. با سر دادن شعار دین، با ظاهر حق و باطن کفر، نگذاشتند پیغمبر(ص) حرفشان را بزنند. پیغمبر فرمود: قلم و دواتی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. یکی گفت: حسبنا کتاب الله. [6] چه حرف قشنگی! پیغمبر(ص) می فرمایند: إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی . اما نگذاشتند پیغمبر(ص)، این مطلب را بنویسند و یک شعار جدید خلق کردند که حسبنا کتاب الله. کار نفاق، این است. فدک را وقتی از حضرت زهرا(س) گرفتند، نگفتند: می توانستیم و گرفتیم؛ گفتند ما از پیغمبر(ص) شنیدیم که پیغمبران، ارث به جا نمی گذارند [7] . بعضی از صحابه پیغمبر(ص) هم گفتند ما شهادت می دهیم که رسول خدا(ص) این حرف را زده. یک شعار ظاهراً حق، سر حق را به باد داد. خانه امیرالمؤمنین(ع) را هم همینطوری آتش زدند. گفتند ما از پیغمبر(ص) شنیدیم اگر کسی از جماعت مسلمین کناره گیری کرد، خانه اش را بر سرش آتش بزنید. حرف از قول پیامبر(ص) گفتند، [بقیه هم گفتند] اینها از صحابه پیغمبر(ص) هستند، دروغ نمی گویند و ... نفاق یعنی ظاهر حق، باطن باطل. منافق، حرف باطلش را با یک شعار ظاهراً حق تزیین می کند و اگر دین شناس نباشید شما هم فریب می خورید. مشرکان و کافران نتوانستند اما منافقان موفق شدند امیرالمؤمنین(ع) قتال العرب بوده و بزرگان مشرکین را به خاک زده است. علی(ع)، عمربن عبدود را که به تنهایی با هزار سوار برابر بود، با یک ضربه زد. هیچ مشرکی و هیچ کافری نتوانست دست علی(ع) را ببندد ولی منافقان بستند. حواستان جمع باشد که دست مولایتان را منافقان بستند! حواستان به منافقان باشد که آنها دست ولی خدا را می بندند و کاری می کنند که مردم نفهمند حق و باطل چیست. علی(ع) را از خانه بیرون آوردند در حالی که عمامه علی(ع) را به گردنش بسته بودند و او را می کشیدند. چرا می کشیدند؟! در مقاتل چیزی ننوشته، ولی اگر کمی فکر کنیم، می فهمیم. بالاخره علی(ع) باید نشان بدهد که نمی خواهد برود، باید نشان بدهد که به زور دارند او را می برند و این دست بستن و با ریسمان کشیدن نشانه همین بود. [1] . الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص 481؛ مَا مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا وَ لَهُ کَیْلٌ وَ وَزْنٌ إِلَّا الدُّمُوعُ فَإِنَّ الْقَطْرَةَ تُطْفِئُ بِحَاراً مِنْ نَار . [2] . الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج 1، ص 101. [3] . مجمع البحرین، ج 5، ص 241. [4] . نهج البلاعه، نامه 27؛ قَالَ النَّبِیُّ ص إِنِّی لَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِی مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِکاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَیَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِیمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِکُ فَیُخْزِیهِ اللَّهُ بِشِرْکِهِ وَ لَکِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنَافِقٍ عَالِمِ اللِّسَان ِ یَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ یَعْمَلُ مَا تُنْکِرُونَ لَیْسَ بِهِ خَفَاء . [5] . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 5، ص 110؛ أَنَّ النَّوْمَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ صَلَاةِ الْعِشَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ شَتَاتَ الْأَمْرِ . [6] . الأمالی (للمفید)، النص، ص 36؛ لَمَّا حَضَرَتِ النَّبِیَّ ص الْوَفَاةُ وَ فِی الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص هَلُمُّوا أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً فَقَالَ عُمَرُ لَا تَأْتُوهُ بِشَیْ ءٍ فَإِنَّهُ قَدْ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَکُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّه . [7] . الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج 1، ص 104؛ أَنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یَقُولُ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ لَا نُورَثُ ذَهَباً وَ لَا فِضَّةً وَ لَا دَاراً وَ لَا عَقَارا . ...
برخی رجال جرات نمی کنند اعتراض خود را بگویند!!
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد از برنامه های مدیران جامعه تعلیمات اسلامی این بود که در ایام تابستان سمینار و گردهم آیی در تهران با شرکت روساء و معاونان مدارس تعلیمات اسلامی سراسر ایران برگزار می کردند و از سخنرانان، نویسندگان، گویندگان توانا و روحانیونی چون شهید آیت ا... دکتر سیدمحمد بهشتی، شهید استادمرتضی مطهری، شهید دکتر محمدجواد باهنر، استاد محمدتقی جعفری، دکتر غلامعلی حداداد عادل، دکتر صاحب الزمانی، دکتر صافی و... دعوت می کردند تا در زمینه های مختلف تعلیم و تربیت اسلامی تدریس، گفتگو و سخنرانی نمایند. زنده یاد حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ عباسعلی اسلامی و دکتر علی قائمی نیز که از مسئولان و گردانندگان آن جامعه بودند جلسات همایش را اداره می کردند و در موقعیت هایی پیرامون آموزش و پرورش اسلامی مطالبی بیان می نمودند هنگامی که نوبت به مرحوم عباسعلی اسلامی بنیانگذار تعلیمات اسلامی می رسید با بیانات و جملاتی سیاست های دولت را مورد انتقاد شدید قرار می داد و برنامه های رایج وزارت آموزش و پرورش را نه تنها به نقد می کشید بلکه مواردی از آن را به سخره می گرفت به ویژه وقتی به مناسبتی از خانم دکتر فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش رژیم یاد می کرد تندترین عبارات را درباره شخص او و برنامه ها و عملکردش به کار می برد. نگارنده این سطور که در سالهای 1353 و 1354 در آن سمینارها شرکت می نمود به یاد ندارد عده ای از عوامل دولت وقت به مدرسه و سالن و محل برگزاری جلسات حمله نموده و یا همایش را به تعطیلی بکشانند ولی بارها شاهد بود و یا می خواند و می شنید که در سال های 56 و 57 عده ای از ماموران امنیتی و ساواک منحله به مساجد و حسینیه ها و مکان های عمومی حمله می کردند و سخنرانی های مذهبی یا ضد حکومت شاه را به هم می زدند و عده ای از گویندگان را دستگیر، زندانی و یا تبعید می نمودند و شرکت کنندگان در مراسم را مورد ضرب و شتم قرار می دادند و یا آنان را وادار به ترک محل می کردند این اتفاقات و حوادث نه تنها اعتراض فعالان سیاسی و مذهبی را در پی داشت بلکه انقلابیون و مخالفان دستگاه حاکمه در محافل و مجالس گوناگون و دانشگاه ها و مدارس و حوزه های علمیه از ستمگری های حکومت با شدت بیشتر یاد می کردند و به دنبال آن اطلاعیه هایی از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و یا نامه ها و اعلامیه هایی از سوی بعضی از مراجع و علما و روشنفکران مذهبی در شهرها و استان های مختلف حتی از زندان و تبعیدگاه صادر می گردید و ضمن محکوم کردن عوامل دست نشانده دولت وقت، سردمداران رژیم و حامیان وی و استعمارگران را مورد سرزنش و انتقاد قرار می دادند و مردم را تشویق و ترغیب به ادامه مبارزه علیه ستمگری های طاغوت می کردند و از آزادگی و آزاد منشی و دموکراسی بر پایه دستورات اسلام سخن می گفتند و مژده تاسیس آن را به مردم می دادند و خواست و آرزوی خود را مکرراً بدین شرح بیان می کردند! حکومت اسلامی حکومتی است که اولا صددرصد متکی به آرای ملت باشد به شیوه ای که هر فرد ایرانی احساس کند که با رای خود سرنوشت خود و کشور خود را می سازد و.. .. ما امیدواریم که ایران اولین کشوری باشد که به چنین حکومتی دست می یابد. حکومتی که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد. حکومتی که پول و ارزش های پوچی که به وسیله پول ساخته می شود سرنوشت این حکومت را تعیین نکند بلکه ارزش های عالی اسلامی حاکم باشد. 1 شهید آیت ا... استاد مرتضی مطهری حدود یک دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در حسینیه ارشاد اظهار می دارد: امیر المؤمنین با خوارج در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. او خلیفه است و آنها رعیتش، هر گونه اعمال سیاستی برایش مقدور بود اما او زندانشان نکرد و شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد، به آنها نیز همچون سایر افراد می نگریست. این مطلب در تاریخ زندگی علی(ع) عجیب نیست اما چیزی است که در دنیا کمتر نمونه دارد. آنها در همه جا در اظهار عقیده آزاد بودند و حضرت خودش و اصحابش با عقیده آزاد با آنان روبرو می شدند و صحبت می کردند، طرفین استدلال می کردند، استدلال یکدیگر را جواب می گفتند. شاید این مقدار آزادی در دنیا بی سابقه باشد که حکومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد. 2 بعد از گذشت 36 سال از پیروزی انقلاب اسلامی فرزند همین شهید با موضع گیری های آزاداندیشی و آزادمنشی به عنوان نماینده ای آگاه و شجاع ملت که نظریات خود را بدون واهمه بیان می کند در سفر به شیراز مورد حمله عده ای به اصطلاح خودسر قرار می گیرد، زخمی می شود، شیشه های خودرو حامل او را خرد می کنند، به وی دشنام می دهند و ساعت ها در کلانتری شیراز در محاصره موتورسواران متوقف می شود و در نهایت بدون حضور در دانشگاه و سخنرانی به تهران بر می گردد و شگفت انگیز آنکه بعضی از نشریات و صاحبان تریبون های رسمی او را مقصر می دانند!! آیا این که 40 سال پیش آیت ا... مرتضی مطهری در لباس یک روحانی حامی امام خمینی(ره) و مخالف رژیم وقت و به عنوان استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران امکان حضور و سخنرانی در انجمن اسلامی مهندسین و انجمن اسلامی پزشکان را داشت و احدی متعرض او نمی شد -و مجموعه این سخنرانی های متعدد و مستمر به صورت کتاب جمع آوری و منتشر شده- اما فرزند او در نظامی که پدرش ایدئولوگ آن بوده و خود وی هم نماینده مجلس آن است و مسوول مستقیم حفظ و نشر آثار پدرش نیز هست امکان سخن گفتن نمی یابد، جفا به جمهوری اسلامی و بیشترین خدمت به متهم کنندگان نیست؟ 3 بسیاری از مردم این سرزمین در بیست ماهه اخیر شاهد بر هم زدن جلسات و همایش ها و برنامه هایی که مجوز تشکیل آن از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران صادر شده است بوده اند. به عنوان نمونه در یزد دارالعباده عده ای ناظر بودند و دیدند چند دقیقه قبل از حضور یکی از فعالان سیاسی در محلی که با مجوز بر پا شده بود افرادی وارد شدند هنگام نماز یکی از این برهم زنندگان جلسه به عنوان امام جماعت می ایستد، نماز را بر پا می دارند و زمینه ای آماده می کنند که مراسم مورد نظر برگزار نگردد به دنبال آن عده ای پیروزمندانه و بعضی هم نگران و ناراحت چون زحمات چند روزه و یا چند هفته خود را بر باد رفته می دیدند محل را ترک می کنند. بنابراین در حوادث اخیر به صرف احضار استاندار شیراز به تهران اینگونه مسائل و مشکلات در جامعه قابل حل و فصل نیست بلکه لازم است علاوه بر اجرای دستوری که از جانب رییس جمهور برای رسیدگی به این موضوع صادر شده است وزیر کشور و رییس جمهور در جلسه سراسری استانداران تذکرات لازم را بدهند، و موضوع را تا رسیدن به نتیجه که برابر با قانون و ضابطه باشد پی گیری کنند و فیلم بخش هایی از درخواست های مردم در انتخابات 92 به معرض نمایش گذاشته شود، قول های داده شده دیگر بار تکرار گردد و بعد هم مجدانه از نمایندگان عالی دولت در استان ها بخواهند مجری قانون باشند و بعضی از مصلحت اندیشی هایی را که عموم مردم و رای دهندگان به دکتر حسن روحانی قبول ندارند کنار بگذارند. اما آن چه که به نظر نگارنده بیشتر قابل توجه و تعمق و در عین حال نگران کننده است اینکه عده ای از دولتمردان و رجال مذهبی و سیاسی در این گونه موارد و نظایر آن جرات نمی کنند اعتراض خود را بیان کنند.!! علی مطهری می گوید: این چه آرامشی است که برخی رجال جامعه هم به حصر اعتراض دارند ولی جرأت نمی کنند بگویند. در محافل خصوصی، بسیاری می گویند حرف های شما را قبول داریم ولی نمی توانیم بگوییم. این که فایده و ارزشی ندارد که بترسند و نتوانند نظر خودشان را بگویند. حرف من این است که حصر در شرایط ویژه و اضطراری اشکالی ندارد که وقتی کشور در حال آشوب است، فردی را یک مدتی جدا از جامعه قرار می دهند تا فضا آرام شود. اما بعد از اینکه جامعه آرام شد یا باید آزاد شود یا محاکمه. اگر بنا است حصر ادامه پیدا کند باید با حکم قضایی باشد. از آزادی آنها نباید بترسیم. به عنوان نمونه آیت الله منتظری آزاد شد، هیچ اتفاقی هم نیفتاد. اگر نمی خواهند این افراد را محاکمه کنند، آزادشان کنند. همین چهار پنج سالی که در حصر بودند که بدتر از حبس است به عنوان مجازاتشان محسوب شود. هیچ اتفاقی نمی افتد. فرض کنید 10 روز، عده ای برای دیدن اینها بروند و بعد هم هیچ خبری نمی شود. مگر آقای منتظری آزاد شد اتفاقی افتاد؟ اگر بعد از آزادی به فرض محال بخواهند آشوبی ایجاد کنند اولین کسی که در مقابل آنها خواهد ایستاد خود من هستم. خود آنها پیغام داده اند که ما به دولت کمک می کنیم. 4 نمونه ای از این دست را باید در اظهارات سخنگوی دولت درباره حکم ممنوع التصویری ریس دولت اصلاحات دید خبرنگاری در مورد نظر دولت در راستای موضوع ممنوع التصویر بودن رییس دولت اصلاحات سوال کرد که وی در این باره گفت: در این مورد باید بگویم که من این موضوع را از سخنگوی محترم قوه قضاییه حضرت حجت الاسلام و المسلمین اژه ای شنیده ام که ایشان شخصیت قانونمندی است و اگر مطلبی بگوید حتما مستند قانونی دارد. خبرنگاری دیگری پرسید: گفته شده که شورای عالی امنیت ملی در این باره نظر دادند و آیا آقای روحانی به عنوان رئیس شورا موافق این موضوع بودند نوبخت در این باره گفت: من هم عضو این شورا هستم و به خاطر ندارم در جلسه ای مصوبه ای در این مورد داشته باشیم بنابراین مسئله مطرح شده با موضوعاتی مرتبط می شود که سخنگوی قوه قضاییه بیان فرمودند. 5 آیا این گونه سخن گفتن به معنای پذیرفتن مطلبی که گوینده بدان اعتقادی ندارد و نمی خواهد صریحاً اظهار نظر کند نیست؟ بدان امید که مقامات سیاسی و اداری این کشور در تمام مناطق و شهرها بتوانند بنا به گفتار و اظهارات دکتر سیدمحمد احمدی استاندار شیراز جامه عمل بپوشانند و خود وی نیز عامل به وعده ها و دقیقاً اجراکننده دستورالعمل دکتر روحانی در این زمینه باشد: نماینده عالی دولت در استان فارس با تاکید بر ارسال گزارش کامل اتفاقات شب گذشته در شیراز به شورای عالی امنیت ملی گفت: وقتی هنوز سخنرانی صورت نگرفته و اتفاقی نیفتاده عجیب است که برخی قاضی می شوند و حکم قبل از ارتکاب می دهند. اینجانب به عنوان استاندار فارس ضمن دلجویی از فرزند برومند شهید مطهری و اتفاقات ناگواری که برای ایشان افتاده بار دیگر خواهان برخورد قاطع با همه مسببین حادثه تعرض به نماینده شریف مردم تهران در مجلس شورای اسلامی می شوم و اجازه نخواهم داد این اتفاقات در سومین شهر حرم اهلبیت که مامن مومنین است تکرار شود. 6 حسن ختام مقاله به فرازی از فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) و مولای متقیان حضرت علی(ع) اختصاص می یابد آنگاه که آن حضرت طی فرمانی به مالک اشتر می فرماید: من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می فرمود: ملتی که حق ناتوانان را از زورمندان بی اضطراب و بهانه ای باز نستاند، رستگار نخواهد شد. پس درشتی و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن و تنگ خویی و خود بزرگ بینی را از خود دور ساز تا خدا درهای رحمت خود را به روی تو بگشاید و تو را پاداش اطاعت ببخشاید. آنچه به مردم می بخشی بر تو گوارا باشد و اگر چیزی را از کسی باز می داری با مهربانی و پوزش خواهی همراه باشد. 7 مدیر مسئول پی نوشت ها : 1- بخشی از مصاحبه امام خمینی (ره) با خبرنگار روزنامه لیبرال چاپ توکیو و اوزاکا مورخ 24 دی ما 1357 برابر با 15 ماه صفر 1399 قمری در پاریس 2- جاذبه و دافعه علی(ع) ، شهید مرتضی مطهری، صفحه 143 و 144، از انتشارات حسینیه ارشاد چاپ 1349 ه.ش 3-سایت عصر ایران، 20/12/93 4- سایت نسیم، 10/12/93 5- آیینه یزد، شماره 404، صفحه 4، 20/12/93 6- روابط عمومی استانداری فارس، 19/12/93 7- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی(ره)، نامه 53، صفحه 415 ...
فرزاد حسنی در واکنش به ادعاهای همسر سابقش آزاده نامداری /همه چیز از ابتدا تا انتها +تصاویر
/> باورم کن تا نباید را فقط باید کنیم در ابتدای برنامه مهران دوستی این سوال را مطرح کرد که چرا بعضی از ما فضولی می کنیم؟ بخشهایی از صحبت های فرزاد حسنی را در ادامه بخوانید: مردم وقتی یک نفر را در فاصله ای از خودشان می بینند در عین حال که لذت می برند دوست دارند برایش یک اتفاقی بیفتد. وقتی یک نفر که از تو بهتر است برایش اتفاقی می افتد پاسخی می شود برای همه فروخوردگی ها و شکست های تو