سایر منابع:
سایر خبرها
نراقی: مشکل استقلال مدیرش است نه سرمربی!
پیش می رود و انجام می شود. اگر این طور نباشد نباید از تیم انتظار داشت که تیم نتیجه بگیرد. کسی که فنی باشد متوجه صحبت های من می شود. الان که بازی های استقلال را تماشا کنی مشخص است تیم طراوت ندارد و فعل خواستن بین بازیکنان دیده نمی شود. این استقلال مریض است. علتش هم این است که مدیریت باشگاه به تعهداتش عمل نمی کند. یک مثال برای شما می زنم. دختر من در تیم بانوان استقلال بازی می کرد. طبق قرارداد باشگاه
کامکار ها اهل سیاست نیستند / موسیقی کُردی از موسیقی همه مناطق شناخته شده تر است
؛ ولی به کردی مسلط است. هانا دختر بیژن که کاملا کردی صحبت می کند . عباس کمندی هم درگذشت. شما سه کار مشترک با هم داشتید که از آنها استقبال شد. تصور می کنم تأیید می کنید که تکرار آن نغمه ها آسان نیست. انتظار این بود که بعد از آن آثار، همکاری های جدیدی داشته باشید، اما این آرزو برای مخاطبان مردم کرد هیچ گاه برآورده نشد. به نظر می رسد سوءتفاهم هایی مانع ادامه همکاری شما شد ... . خدا رحمت
مقابله امام هادی با فرقه های انحرافی +صوت
حسکه، جواز ازدواج با محارم (مادر، خواهر، دختر)، حلال بودن لواط و اعتقاد به تناسخ (حلول ارواح مردگان در کالبدی غیر از بدن مادی خود فرد) را افزود. امام با موضعی صریح و جدی، ضمن برائت و دوری جستن از آنان، حتی دستور قتل یکی از آنان را صادر کرد. ایشان برای نمایاندن چهره ی کریه آنان، در پاسخ شیعیانی که از عقاید منحرف علی بن حسکه پرسیده بودند، چنین نگاشت: ابن حسکه که نفرین خدا بر او
جنجال بر سر خاطرات آیت الله هاشمی/ سندیت چقدر در نقل خاطرات سیاسیون مهم است؟
کلمه مفهوم کلی جملات و گاهی کل خاطره تغییر می کند. به همین دلیل است که در نقل خاطرات باید به سندیت داشتن آن ها و روایت درست آن ها به خصوص در موارد نقل قول دار از شخصیت های مهم و تاثیر گذار، دقت زیادی شود. این روز ها اما همه جا صحبت از خاطرات جنجالی آیت الله هاشمی رفسنجانی است و واکنش ها نسبت به آن متفاوت بوده است. خاطراتی که از دوران حیات امام (ره) نقل می شوند و برای مردم
روایت محمدخانی و رافت ازپرسپولیس درخشان وحاشیه هایش/پروین سرمربی بود،صادقیان جرات نمی کردخمیازه بکشد
/> این حرف ها که الان من و ناصرخان می گوییم، آن 80درصد حاشیه فوتبال را کنار گذاشته ایم و در مورد 20درصد مابقی صحبت می کنیم. ولی آن زمان که من در پرسپولیس بودم، اولا سعی می کردم خودم حاشیه درست نکنم و بعد هم من حاشیه درست می کردم، بغل دستیم نمی گذاشت یا بغل دستی ایجاد می کرد، بالاتر آنقدر نفرات بزرگتر بودند که خجالت می کشیدیم. 20بازیکن بزرگتر از من بودند که من اصلا جرات نمی کردم کوچکترین خطایی
توده ای ها چند بار به استاد سوء قصد کردند
وشنودی با بتول شریعتی فرزند آن مرحوم را به شما تقدیم می داریم که طی آن به بازگویی پاره ای از خاطرات خویش از پدر پرداخته است. امیدآنکه مقبول افتد. ابتدا مختصری در باره خود بفرمایید تا سپس به پرسش هایی در باره مرحوم پدرتان بپردازیم. بسم الله الرحمن الرحیم. من بتول شریعتی، آخرین دختر استاد محمدتقی شریعتی هستم. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را غیر از سال آخر که همراه پدر به تهران
رضاشاه از تولد تا 16 سالگی
فرزند بزرگترش فتح الله سلطان (سروان) از همسر اولش هماخانم در می آورد. عباسعلی خان از همسر اولش که در الاشت زندگی می کرد چهار پسر و سه دختر داشت. پسران: فتح الله سلطان سروان که احتمالاً در جنگ هرات کشته شد، عبدالله سلطان (سروان) (جد مادر نگارنده از طرف مادر) که بر اثر بیماری در جوانی فوت کرد، اسماعیل و عنایت الله. دختران: خورشید، بهار و خاور. نونوش همسر صمصام (سرهنگ ابوالحسن
زنده دلی که بر دل ها حکومت می کند
عجبشیر بود که جلسات قرآنی و دینی تشکیل میداد و مردم را از وضعیت رژیم طاغوتی آگاه و روشن میکرد. با اوج گیری انقلاب با پخش اعلامیه ها و سایر اقدامات انقلابی مردم را علیه رژیم می شوراند و به انقلاب تشویق و ترغیب میکرد. در سال 1352 با دختر عموی خود خانم صالحه آموزگار ازدواج کرد و در سال 1353 اولین فرزند آنها به نام محمد به دنیا آمد و به دنبال آن زهرا در سال 1355 ، فاطمه در سال 1359 و سکینه در
سعدی و دنیای امروز
/> خوب است انسان حاکم و قدرتمند، گاهی خود را در جایگاه طرف مقابل یا زیردست خود بگذارد و با خود بیندیشد که اگر من جای او بودم و بر من این ستم می شد، چه حالی داشتم و باید چه می کردم. به بازوان توانا و قوّت سر دست* خطاست پنجۀ مسکین ناتوان بشکست* هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت* دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست* ز گوش، پنبه برون آر و داد خلق بده* وگر تو می ندهی داد، روز دادی هست
آخرین نمازی که فرمانده بر روی سجاده مادرش خواند/آرزو داشت کل خانواده اش به شهادت برسند+تصاویر
خواند و بعد به منزل مادرش رفت. جانماز مادر پهن شده بود وسط اتاق و مادر می خواست نماز بخواند. حاج حسین به مادر گفت: مادر جان! حاجتی دارم، بگذار اول من نماز بخوانم بر روی سجاده ات. او نمازی که بوی شهادت می داد را به پایان رساند و برای حاجتش دعا و گریه کرد. به مادر گفت: دو رکعت نماز حاجت خواندم. چون سر سجاده تو نماز خواندم، خدا حاجتم را می پذیرد. مادر هم برای او دعا کرد که پسر به
حاجی زاده از تولید موشک می گوید
سیستم روسی فرق هایی داشت. با هر سختی که بود، سیستم راه افتاد و اولین موشک شلیک شد. * یکی از سختی های کار خصوصاً در سیستم سپاه در ایام جنگ، نگه داشتن نیروها در ایامی بود که برای مدت زیادی عملیات انجام نمی شد. حالا این فاصله در حوزه موشکی هم بیشتر بود. نیروها را چطور نگه می داشتید؟ بیشترین فشارها روی حاج حسن بود. مدام نصیحت می کرد اما این نصیحت ها هم
جلسات تفسیر قرآن یک کت شلواری برای توده ای ها/ شریعتی هیچ گاه مثل پدرش نشد
تأثیر عظیمی در هدایت نسل جوان و تحصیلکرده ها داشته است. *ایشان چه شیوه ای را به کار می بردند که تا این حد می توانست مخاطب را جذب کند؟ ایشان پشت میز می نشستند و آهسته و زیر لب دعایی می خواندند. بعد آرام شروع به صحبت می کردند. گاهی هم دستمالی را در می آوردند و عرق پیشانی شان را پاک می کردند و در این فاصله از حضار می خواستند صلوات بفرستند. بعد هم حرف هایی را که در ظرف یک هفته در
مواد مصرف کردم تا از چشم شوهرم نیفتم/ نوزادم را معتاد کردم!
. عقد با رفیق برادر چند لحظه صبر می کنم تا اینکه سایه ای از پشت شیشه ها نمایان می شود، زنی با جثه لاغر و ظریف وارد می شود، از او دعوت می کنم تا کنارم بنشیند، فرصتی می دهم تا خودش را جمع و جور کند. او این گونه شروع می کند: بچه شیروانم و امسال 37ساله می شوم 16سالم بود که از خانه فرار کردم. دلش راضی نمی شود پدر و مادرش را مقصر معرفی کند، او می گوید: خانواده من از یک جهت بد
ماجرای مقابله امام هادی(ع) با فرقه های انحرافی +صوت حاج منصور
/> دانلود حاج محمد طاهری دانلود حاج محمود کریمی دانلود اشعار شهادت ای نجل جواد، ابن رضا، حضرت هادی بگرفته حسن بر تو عزا حضرت هادی یک عمر ستم دیده ز جور متوکل در آینه صبح و مسا حضرت هادی دل سوخته از طعنه و از زخم زبان ها خونین جگر از زهر جفا حضرت هادی بردند همان شب که سوی بزم شرابت
محاکمه مدیر انتشارات امیرکبیر آغاز شد
سال کارگری و گذراندن دوران سربازی، به خواست علی اکبر علمی، عبدالرحیم با دختر برادر او ازدواج می کند و در اولین فرصت ممکن نام خانوادگی خود را از استاد محمد جعفر به جعفری تغییر می دهد. پس از چندی در سودای استقلال از علمی ها، در دالان مسجد شاه بساط کتاب فروشی پهن می کند. مادرش در 38 سالگی و پیش از اینکه رفاه فرزند را ببیند، فوت می کند. جعفری حال و روز خود را در این روز ها چنین توصیف می
حاج بصیر در نگاه فرماندهان را می نویسم
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، امیرحسین انبارداران، نویسنده و ناشر کتاب های دفاع مقدس در گفتگو با مشرق گفت: پس از انتشار کتاب حاجی بصیر، از سوی برخی فرماندهان جنگ، بسیار مورد لطف قرار گرفتم. از جمله این که سردار فتح الله جعفری مدیر موسسه شهید حسن باقری ضمن تقدییر از نگارش این کار گفت: حاج بصیر خیلی مظلوم بود. وی افزود: پس از انتشار و رونمایی کتاب به مظلومیت این سردار شهید شاخص
دنیا از دید امام هادی(ع)
بود. همسر و فرزندان امام هادی (ع) حضرت هادی (ع) یک زن به نام سوسن یا سلیل و پنج فرزند داشته است. 1 - ابومحمد حسن علیه السلام ( امام عسکری (ع) یازدهمین اختر تابناک ولایت و امامت است). 2 - حسین. 3 - سید محمد که یک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد، جوانی بود آراسته و پرهیزگار که بسیاری گمان می کردند مقام ولایت به وی منتقل خواهد شد. قبر مطهرش که مزار شیعیان است
تقویم تاریخ 2 اردیبهشت 1394
2 اردیبهشت 1394 خورشیدی برابر با 3 رجب 1436 هجری و 22 آوریل 2015 میلادی رویدادهای مهم این روز در تقویم خورشیدی ( 2 اردیبهشت 1394 ) • ترور "میرزا مصطفی افتخارالعلماء آشتیانی" در جریان نهضت مشروطه (1288 ش) میرزا مصطفی افتخار العلماء آشتیانی متخلص به صهبا در حدود سال 1245 ش برابر با 1282 ق در تهران، در بیت علم و فقاهت و جهاد به دنیا آمد. پدرش آیت اللَّه میرزا محمد حسن
تشکیل جبهه عبری - عربی علیه خط مقاومت
توان تولید موشکها و انواع سلاحهای سنگین را بدست بیاورد. در جنگ 22 روزه هدف نابودی دولت قانونی حماس که تازه رأی قابل توجهی از مردم فلسطین دریافت کرده بود، عنوان شد. اما بعد از گذشت22 روز حماسه آفرینی ساکنان غزهدر سال 2008 – 2009 میلادی، رژیم تا بن دندان مسلح دست از پا کوتاه تر به مواضع قبلی خود عقب نشینی کردند تا ظرف دو سال از دو جبهه مقاومت شکست خورده باشند[14]. هنوز عرق شرم
ریشه اختلافات اصلی ترین دشمن قلعه نویی با وی
روز نو : درگیری لفظی امیر قلعه نویی و حسن روشن این روزها بسیار شدید شده و دو نفر تا حد امکان از خجالت یکدیگر در آمده اند، اما ریشه این دشمنی کجاست؟ آیا روشن تنها به واسطه نتایج نه چندان خوب آبی ها قلعه نویی را به باد انتقاد گرفت و شروع کننده این جنگ تن به تن بود؟ به نظر ریشه اصلی دشمنی این دو پیشکسوت آبی ها به 12 سال قبل بر می گردد. جایی که محمد حسین قریب بر تخت ریاست باشگاه
دوستی های نواب، سلگی و طهرانی مقدم پایان ناپذیر ماند
رفتند، یکی از این شب ها که در مراسم حاج منصور بودند آقای نواب سر به سجده می گذارد و به حضرت علی(ع) می گوید: یا مهر این دختر را از دلم بیرون کن و یا اینکه اگر قسمتم هست او را نصیبم کن . می گفت: از سجده که سر برداشتم محمد سلگی دست روی شانه ام گذاشت و گفت وزیر جنگ اجازه داده است بیا. من چند ماه بود با او صحبت نکرده بودم اما همان موقع حضرت علی(ع) جوابم را داد. دوباره سر به سجده گذاشتم و خدا را شکر
خلاصه ای از زندگانی حضرت امام هادی علیه السلام
دستور متوکل روز ورود به سامراء به بهانه اینکه هنوز محل اقامت امام آمده نیست! حضرت را در محل پستی که به خان الصعالیک (کاروانسرای گدایان و مستمندان) معروف بود، وارد کردند و حضرت آن روز را در آنجا به سر برد. البته هدف از این کار تحقیر موذیانه و دیپلمات مآبانه حضرت بود!(24) روز بعد، منزلی برای سکونت امام معیّن کردند که در آنجا استقرار یافت (25). امام در این شهر ظاهراً آزاد بود
سرتیپ نیروی انتظامی که مداح و حجت الاسلام بود
هم می کردند و محیط را شاد نگاه می داشتند. البته قبل از اینکه پدرشان به رحمت خدا برود. خیلی آدم شوخی بودند. ولی بعد از فوت پدرشان توی خودشان بودند و زیاد حرفی نمی زدند. حتی ما که الان هرکدام چندتا بچه داریم نمی توانستیم به خودمان اجازه بدهیم با پدر شوخی کنیم. آخرین لحظات حاج آقا در همین روزهایی که در بستر بودند آخرین سفارش هایشان در مورد مداحان را کردند. به طوری که آن وجهی که
رشد معیارهای فرهنگی و معرفتی در گرو اصلاح خانواده است
امام حسین علیه السّلام . پدرش امام سجاد و مادرش فاطمه (ام عبدالله) دختر امام مجتبی علیه السّلام بوده [1] و نخستین کسی است که هم از نظر پدر و هم از نظر مادر علوی و فاطمی است . امام محمد باقر(ع) در سال 57 هجری قمری در شهر مدینه به دنیا آمد، در واقعة جانسوز کربلا 4 ساله بود و در سال 114 هجری قمری در همان مدینه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد ( ع) و جدش (امام حسن مجتبی(ع) به خاک
جوانی که استراتژی جنگ را تغییر داد
ساله یک طراح جنگ است. کی؟ در سال 1361؛ کی وارد جنگ شده است؟ در سال 1359. این مسیر حرکت از یک سرباز صفر به یک استراتژیست نظامی، یک حرکت بیست ساله، بیست و پنج ساله است؛ این جوان در ظرف دو سال این حرکت را کرده است! احمد دهقان، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در یادداشت زیر به تبیین چگونگی این فرآیند پرداخته است. حسن باقری (غلامحسین افشردی) در 25 اسفند 1344 در تهران به دنیا آمد و هنوز 45 روز مانده
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
! در حال هذیان بود که زن شاطر بالا سرش امد وبسم الله میگفت وخدا خدا میکرد شاطر از جا پرید صورتش وپیشانیش از عرق دانه دانه شده بود بدنش داغ شده بود وزنش درحال خاموش کردن پتویی بود دوتا از بچه های شاطر بالای سر پدرشان چشمان را میمالیدن وگریه میکردند صدای اذان وبوی کز سوختگی هنوز وجود داشت زن شاطر پتورا بیرون انداخت وکنار شاطر امد پای شاطر سوخته بود... حدود ده دقیقه بعد همسایه اسدا...که امپول
رابطه استاد مطهری با امام خمینی و رهبر معظم انقلاب/رهبری:خودم را شاگرد استاد می دانم
آقا راجع به یکی از برخوردهاشان با استاد مطهری مطرح می کردند. ایشان می گفتند عده ای از دانشجویان یکی از دانشگاه ها تابلویی درست کرده بودند و این آیه ی شریفه ی الذین یُبَلّغون رسالات اللَّه و یَخْشَوْنَهُ و لا یخشون احداً الاّ اللَّه را با خط خوش نستعلیق روی آن نوشته بودند و به استاد شهید تقدیم کرده بودند. یک روز در منزل ایشان دیدم که این تابلو را گذاشته اند روی طاقچه. تعریف کردم از تابلو و این آیه
پاسخ به کسانی که بر این تصورند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده است؟
روز به شهر خود مراجعت کرد . همان روز آیت الله بروجردی برای درس آمدند ، من را در صحن دیدند و فرمودند : " من بعد از درس برای دیدن فلانی به حجرۀ شما می آیم . " گفتم ایشان رفتند . فرمودند : " پس وقتی ایشان را دیدی بگو : حال من وقتی تو به دیدن من آمدی مانند حال تو بود وقتی می خواهی برای ایراد سخنرانی آماده شوی . من دلم می خواست وقتی با هم ملاقات کنیم که حواس من جمع باشد و با هم صحبت کنیم و در ان
ویژگی های امام خمینی از زبان زهرا اشراقی
، ولی سیستم حفاظت قبول نکرد. بعد از مدتی هم بنا شد که به حرم شاه عبدالعظیم بروند و از دایی احمد هم گزارش تدابیر حفاظتی را می گرفتند و آقا به گونه ای برخورد می کرد که کسی جرات نکند گزارش دروغ بدهد. وقتی هم که ایشان ماشین ضد گلوله و پرده دار را نپذیرفتند و گفتند که همه مردم باید مرا ببینند، ایشان هم تصمیم گرفت که نرود. آقا وقتی قم بودند، ایشان هر از گاهی به منزل ما می آمدند و حتی ما هم سوار ماشینشان می
نابغه 27 ساله!
. از طریق شورای عالی دفاع هم امکان پذیر نبود. شهید باقری تنها روزنه ای که برای رساندن این پیام به امام پیدا می کند، حضور مقام معظم رهبری در شورای عالی دفاع به عنوان نماینده ی امام در جنگ است. شهید باقری ایشان را از قبل سال 58 در روزنامه ی جمهوری اسلامی می شناخت و حتی حسن باقری را خود مقام معظم رهبری به سپاه معرفی کرده بودند. کلیپ صوتی : معجزه مغفول روز بیست وسوم دی، سه روز بعد از