سایر منابع:
سایر خبرها
پسر 15ساله جنایت مادرش را گردن گرفت
مادرم خیلی ترسیده بودیم و برادر 2.5 ساله ام نیز گریه می کرد. تا این که به پیشنهاد مادرم دهانه چاه فاضلاب داخل حیاط روستایی را باز کردیم و جسد پدرم را داخل چاه انداختیم. پس از آن هم آلونک کبوترها را تخریب کردیم و همه خاک و آجر و نخاله ها را روی جسد ریختیم. نوجوان 15ساله ادامه داد: آن منزل اجاره ای بود و به همین خاطر هم 15روز بعد از آن منزل به جای دیگری نقل مکان کردیم ولی از روزی که این حادثه رخ
فریده سپاه منصور :شهرت اصلا لذت ندارد
اخبار هنرمندان،فریده سپاه منصور :شهرت اصلا لذت ندارد چون دیگر هیچ زندگی ات دست خودت نیست: فریده سپاه منصور بازیگر پیشکسوت تئا تر و سینما که از دهه 40 شمسی مشغول فعالیت تئاتری بوده است، می گوید: در زمانی که من مشغول به کار شدم بازیگری شغل بدی برای زنان بود به حدی که هر جا می رفتم مجبور بودم بگویم خانه دارم و بازیگری ام را پنهان کنم. به گزارشایران مطلب به نقل از سینماخبر، فریده سپاه
از مشابه سازی تاسیسات اتمی ایران درامریکا و اظهارات عجیب مشاور ارشد رییس جمهور تا نگارش قرآن داعشی با ...
میدان 72 نارمک باخبر و در محل حاضر شدند. مادر مقتول گفت لحظاتی قبل وقتی وارد خانه شدم دیدم که پسرم با دو نفر از دوستانش که کمال و جمال نام داشتند و برادر بودند، مشغول کشیدن شیشه است. به رفتارشان اعتراض کردم و از دو برادر خواستم خانه را ترک کنند. وقتی جمع آنها را ترک کردم، صدای مشاجره بلند شد و دو برادر از خانه گریختند. بعد متوجه شدم که پسرم را به قتل رسانده اند. بعد از بازداشت، دو متهم به
اولین و آخرین مصاحبه نامداری درباره جنجال های زندگی اش
/> *به هر حال شما عکسی از خودتان منتشر کردید که از یک اتفاق دردناک پرده برداشت، شبیه صحنه قتلی که رخ داده و شما شاهد بوده اید. حالا که نمی توانید بگویید نمی توانم حرفی درباره آن بزنم... خب، اجازه بدهید جوری تعریف کنم که بدون وارد شدن به ریز ماجرا بشود توضیحش داد. تا سه ماه اول بعد از عقد من به زنی تبدیل شدم که اصلا شبیه خود واقعی ام نبود. زنی که هیچ وقت وجود نداشته و نمی شناختمش. در
بنیاد در آینه مطبوعات
. بهتر است بمانی و به زندگی ات برسی. اما در جوابم گفت خاله جان باید بروم تا آن دنیا شرمنده شهدا نشوم. خاله نرگس ادامه می دهد: همیشه قبل از رفتن به دیدن من هم می آمد و حلالیت می گرفت. آخرین باری که آمد به او گفتم برادرت هم جبهه است. بهتر است شما بمانی و از پدر و مادر پیرت مراقبت کنی. اما درجوابم لبخند زد و گفت خاله جان شما هوای مادرم را داشته باش. وقتی می رفت روی دیوار حیاط خانه نوشت شهید جواد
من عاشق ایران شدم
قولم به مادرم را شکستم: عاشق شدم. من عاشق ایران خودم شدم، جایی که به من نشان داد بیش از آن چه که فکر می کردم ایرانی هستم. در سفر 10 روزه ای که داشتم با سختی های زندگی در ایران آشنا شدم. اما ریشه هایم را حس کردم. تاریخ را احساس کردم. خودم را بهتر شناختم. متاسفم مامان اما نمی توانم برای برگشتن دوباره به ایران صبر کنم.
تجهیز کمونیست ها
. بااین حال هوتزوچن به یک زن بیوه خانه دار تبدیل نشد. قبل از هرچیز، او نیز مانند همسرش، روحیه ای قوی داشت که راه حل های متوسط را نمی پذیرفت. او بعد از یک مشاجره به او گفت: ما مثل آهن و فولاد هستیم. اگر یکی از ما به نفع دیگری کوتاه نیاید، هر دو آسیب خواهیم دید . شاید تولد یک کودک جدید بتواند ارتباط بین دو زن و شوهر را ترمیم کند. نظام کمونیستی در ابتدای کارش سردرگم بود، مائو هنوز آن مرکزیتی را که
خر من از کره گی دُم نداشت!
سال در سودای آمدن او می سوخت، سقط شد. شوهر زن که این را دید همراه با صاحب خر به دنبال مرد دوید . آن مرد به سمت پشت بام خانه رفت اما راهی برای فرار ندید. از پشت بام به کوچه ای پرید که در آن طبیبی خانه داشت و پسر جوانی همراه پدر بیمارش در کنار سایه دیوار منتظر طبیب بودند. مرد بر روی آن پیرمرد بیمار افتاد و پیرمرد در دَم مرد. پسر جوان همراه شوهرِ زنِ حامله و صاحب خر به دنبال آن مرد دوید .
روزهای سفید چه روز هایی است ؟
و اختیاری؟ واقعا همینه پس دین مان اسلام مان شئونات اسلامی مان حثیت و صلابت و شانیت مان کجا رفت ؟ اقتدار و مردانگی و حجب و حیای مان کجا رفت ؟ پس مدیریت اسلامی مان کجا رفت؟ خانه نیست که بگند البته خانه هم حد و حدودی دارد چرا فکر می کنید پیش هر شخصی می توانید سر و سینه لخت کنید پس دستورات دینی مان کو؟ حجاب و متانت و وقارمان کجا رفت؟ آبا برادر شوهر و خواهر زن و ..... محرم شدند در کدام دین و آئین
شرایط زنان در گردان های زنانه داعش
به گزارش پایگاه خبری اسکای نیوز، زندگی زنان در بین تروریست های داعش امری قابل قبول نیست مگر اینکه همسران آنها از تروریست ها باشند و یا اینکه آنها عضو گردان های زنانه داعش باشند. اما شاید آشنائی با ویژگی های گردان های زنانه داعش از زبان دو زن جوان برای شما جالب باشد. دعا و ام اوس دو عضو جوان گردان الخنساء در شهر رقه سوریه بودند که از آنجا گریختند. دعا در خصوص فرارش گفت: پس از
حمله زن با قمه به بقال محله
شکسته هم به او دادم و همین موضوع باعث اعتراض رقیه شد. من هم به او گفتم همراه یک کیلو تخم مرغ سالم، یک تخم مرغ شکسته هم بخری که همین موضوع باعث اعتراض وی شد. اهالی محل میانجیگری کردند و دعوا ختم شد. اما یک ساعت بعد باز هم رقیه به مغازه ام آمد و بنای داد و فریاد گذاشت و با یک قمه که از زیر چادرش بیرون آورد، به من حمله کرد. من هم از مغازه خارج شدم و او با قمه شیشه های مغازه ام را شکست و سپس به من
مطمئنم روزی در بهشت باشکیبایی کار خواهم کرد
آقای مهدی مهر مدیرکل بازرگانی صدا و سیما داشتیم موضوع حذف نام و تصاویر مهران مدیری در آگهی تبلیغاتی سوءتفاهم بوده است. وی ادامه داده بود: تیزری که پخش خواهد شد تصاویری را نیز از مهران مدیری نمایش خواهد داد و به بخش آگهی ترحیم وی اختصاص دارد. استنباط ما از ارائه ندادن بخش های مربوط به مهران مدیری قابل پخش نبودن آن از سوی صدا و سیما بوده است اما بعد از صحبت با مسئولان هیچ مشکلی
از ازدواج دختر علّامه مجلسی(ره) تا داستان طلبه و شاهزاده
به گزارش گلستان ما، روزی استاد محمدصالح مازندرانی یعنی علامه محمّدتقی مجلسی متوجه شد که شاگرد دانشمندش میل به ازدواج دارد. بعد از فراغت از تدریس به او گفت... *خواستگاری و ازدواج دختر علّامه مجلسی(ره) روزی استاد محمدصالح مازندرانی یعنی علامه محمّدتقی مجلسی متوجه شد که شاگرد دانشمندش میل به ازدواج دارد. بعد از فراغت از تدریس به او گفت: اگر اجازه دهی دختری را برای
یک مصاحبه جنجالی دیگر از آزاده نامداری ؛ ماجرای یک کتک کاری مفصل با فرزاد حسنی / مدیران تلویزیون به ما ...
وارد شدن به ریز ماجرا بشود توضیحش داد. تا سه ماه اول بعد از عقد من به زنی تبدیل شدم که اصلا شبیه خود واقعی ام نبود. زنی که هیچ وقت وجود نداشته و نمی شناختمش. در این سه ماه من هر اتفاق غیرمعقولی که می افتاد نمی دیدم و سعی می کردم به خاطر زندگی ام از آن بگذرم. اما بعد که تصمیم گرفتم ادامه ندهم، اتفاقاتی افتاد که نمی توانم آنها را مو به مو تعریف کنم چون قابل گفتن و طرح کردن نیستند. در نرم ترین شکل می
همسرم هر کاری می کند با نظر پسر عمویش است
پسرعمویش می گوید انجام می دهد. بارها به خاطر او کار و زندگیمان را رها کرده و پیش او رفته است. زن جوان ادامه داد:خیلی وقت ها من مخالف انجام کاری در زندگیمان هستم ولی وقتی پسرعمویش موافقت می کند شوهرم بدون اینکه به نظر من توجه کند آن کار را انجام می دهد. شوهرم اصلا به من توجهی نمی کند و در زندگیمان حرف اول و آخر را پسرعمویش می زند. برای همین تصمیم به جدایی گرفتم. بعد از صحبت های این زن قاضی شوهر وی را به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود.
در مناظره پیروز ارجمند و منتقدان در بوشهر چه گذشت؟
می فرستد انگلیس، علناً کشف حجاب می کند! و شروع می کند داد و بیداد کردن، که ما آزادی نداریم. جامعه جهانی به داد ما برسید. بعد می آید ایران. بعد ما در خبرگزاری ها می شنویم که او اردیبهشت ماه در ایران اجرا دارد. این یعنی چی؟ کسی که می رود این چنین لطمه ای را به مملکت می زند خارج از کشور به چه اجازه ای ما به او مجوز می دهیم او اجرا کند؟ قاعدتاً ما واکنش نشان خواهیم داد. یا آن آقایی که می رود در ترکیه
شهدا، خون جاری اسلام در رگ های انقلاب/کرامات زیادی از شهدا دیدم
آمدند ولی خبری نبود، فکر ما این بود که چون 17 دی روز کشف حجاب است میخواهند مردم را به خیابان ها بکشانند. مادر شهید محسن شریف با اشاره به این که این وضع تا بهمن ماه ادامه داشت تصریح کرد: شش بهمن مجید رفت تهران، گفتند حتما فردا امام می آید تقریبا یک هفته تهران بود. جرجانی با بیان این مطلب که در این مدت، در همه خانه ها باز بود، این خانه پر می شد خانه دیگر، همه مردمی که از
دزدی از صاحبکار پولدار برای تامین هزینه عروسی/ تازه عروس و داماد راهی زندان شدند
خصوص آغاز شد. کارآگاهان در ادامه تحقیقات خود به نظافتچی خانگی مالباخته که به خانه این مرد می رفت و کارهای آنجا را انجام می داد، مظنون شدند. ماموران متوجه شدند که این زن درست پس از سرقت ناپدید شده است. بنابراین به ردیابی وی پرداخته و در نهایت موفق به دستگیری او شدند. زن جوان پس از دستگیری با اعتراف به این سرقت به ماموران گفت: چند وقت بود که با نامزدم قصد داشتیم
تابلوی نقاشی بر روی تختخواب
خیالشان راحت شد که سوزن در پایم فرو نرفته و فقط پایم را خراش داده است، مادرم پایم را با پارچه ای تمیز بست و همان شد که دیگر هر وقت لحاف دوز به خانه مان می آمد من در اتاق حبس می شدم. سال ها بعد تشک و لحاف عروسی ام را همان پیرمرد دوخت. خدا بیامرزدش. * لحاف دوزی در کنار مسگری و سفیدگری در خواب فراموشی کار لحاف دوزی یک هنر قدیمی ایرانی است که با آمدن صنعت نساجی و واردشدن دستگاه
در این مساله شوهر شما مقصر است
قرار دهید و از همان ابتدا به همسرتان بگویید که حرمت این جایگاه را حفظ کند. هر کمکی که می توانید به او داشته باشید. در خرید خانه، رفتن به دکتر و ……او را همراهی کنید. اما نکته مهم این است که مادر شما هرقدر هم که محرم رازتان باشد و هرقدر هم که منطقی بتواند به موضوعات نگاه کند، باز هم مادر شماست؛ پس اگر مشکلی با همسرتان دارید و از چیزی ناراحت هستید، این را به او نگویید و مراقب وجهه همسرتان
روایت خواندنی سیدرضا میرکریمی از مجنون
کردیم پایین تا شیاری درست شد و خزیدیم داخلش. تازه پناه گرفته بودیم که دوشکا دوباره ایستاد. چند لحظه همه جا ساکت بود، بعد صدای سوت آمد و یک منور درست بالای سر ما روشن شد. آرام توی هوا رقصید و در یک متری من فرود آمد. بعد باران خمپاره همراهِ رگبار دوشکا شروع شد. فرمانده سه آرپی جی زن را صدا کرد تا دوشکا را خاموش کنند اما نتوانستند. دو نفر خطا زدند و یکی هم ترسید و جلو نرفت. جوان تک تیراندازی آرپی جی را
اعتراف تکان دهنده یک پزشک در فروش نوزاد در مشهد
عصر بانک ؛ سمیرا 20 ساله است. پدرش 14 سال پشت میله های زندان بوده و بتازگی آزاد شده است. زن جوان در بیان قصه تلخ زندگی اش گفت: 13 ساله بودم ازدواج کردم. شوهرم معتاد بود و کتکم می زد. ما صاحب یک پسر شده بودیم. می خواستم به خاطر بچه ام زندگی ام را حفظ کنم اما فایده ای نداشت. شوهرم می خواست مرا هم معتاد کند به همین خاطر طلاق گرفتم. سرپرستی پسرم را هم به شوهرم دادم و به خانه پدرم برگشتم.
ایثار و فداکاری؛ کلید طلایی موفقیت در زندگی زناشویی
صدای دست زدن و تبریک و شادباش همه سالن را پر کرده است. خانواده های عروس و داماد تلاش می کنند بهترین جشن را برای فرزندشان برگزار کنند تا خاطره اش تا ابد در ذهن مهمان ها باقی بماند. این زوج جوان نیز تلاش دارند تا این روز را تبدیل به بهترین روز زندگیشان کنند. اما متأسفانه در بسیاری از موارد چیزی نمی گذرد که به گوش مهمانان همان مجلس می رسد که زن و شوهر جوان با هم اختلاف جدی پیدا کرده اند و
گزارش کنسول آلمان در تبریز از نسل کشی ارامنه
(به استثنای قسطنطنیه، اسمیرنا (ازمیر) و حلب، در مجموع 1،400،000 ارمنی، مرد و زن و کودک ارمنی را در برگرفت. روال کار چنین بود که تنها چند ساعت پیش از آن حکم تبعید اعلام می شد. تبعیدیان می بایست تمام مال و منال خود، خانه، زمین کشت، دام، اسباب و ادوات خانه و کار خود را رها کنند. این کوچ اجباری در عین حال با غصب مالکیت تام و تمام از خلق ارمنی همراه بود. هر جایی که به تبعیدیان اجازه داده بودند تا ماشین و
سبک زندگی شهدا در "مشق از روی دست فرشتگان"
بخشی دیگر کتاب از زبان خانم حمیدیان خواهر زاده شهید اصغر محمدی نیا می خوانیم: با دایی چند سال بیشتر فاصله سنی نداشتم و روابط خوبی باهم داشتیم. ماه رمضان بود و او که چند وقت ساکن قم شده بود خیلی مراعات می کرد و اگر شبی افطار منزل ما بود برای سحر یا روز بعد جمکران با حرم می رفت تا مزاحم ما نباشد. من که اخلاقش را می دانستم به همراه شوهر و بچه هایم سوار ماشین می شدیم و جمکران می رفتیم و بچه
حکایت جالب مسلمان شدن یک زن آمریکایی
. همسرم از من خواست که اجازه دهم فرزندمان در یک مدرسه اسلامی تحصیل کند. من به هیچ وجه مایل به این امر نبودم. دوست نداشتم که فرزندمان نیز مسلمان شود و من تنها غیر مسلمان خانه شوم. با این وجود بیماری همسرم باعث شد که خواسته او را بپذیرم و فرزندمان را در یک مدرسه اسلامی ثبت نام کنم. رفت و آمد "کارا" در مدرسه فرزندش باعث شد که نگاه او به اسلام به کلی عوض شود. به گفته او: مدرسه فرزندم واقعا نگاه من
رونی کلمن، تهران، سلمان رشدی و سادات/ لشکر احمدی نژادی ها از این جا آمده!/ خبر جلیلی از نظر آلمان ها ...
1368 و در 21 سالگی تلاش کرد، فتوای قتل امام خمینی (ره) در مورد سلمان رشدی را اجرا کند. وی در دیرقابون لبنان دفن شده است. خالد اسلامبولی نیز بعد از امضای پیمان کمپ دیوید بین مصر و رژیم اسرائیل، انور سادات رئیس جمهور وقت مصر را به دلیل سازش با اسرائیل در جریان رژه نیروهای مسلح مصر کشت. اشتباهی که به قیمت جان مردم سردشت تمام می شود پس از این که یک زن 28 ساله سردشتی به دلیل مشکلات
زنم آشپزی بلد نیست، طلاق می خواهم!
. خوب من نمی توانم آشپزی را یاد بگیرم و در این مدت هم خیلی سعی کردم ولی نشد. اما شوهرم هر شب و هر روز سر من غر می زند و از من می خواهد که سریع تر آشپزی کردن را یاد بگیرم. واقعا از رفتار هایش خسته شدم و تصمیم به جدایی گرفتم. بعد از صحبت های این زوج قاضی دلیل آن ها برای طلاق را کافی نداست و این زوج را با هم آشتی داد. منبع: روزنامه مردم سالاری
تفاوت ها را پیش از ازدواج بهتر ببینیم
رویم بلند کرد و کتکم زد. ظاهر او قبل از ازدواج به قدری مهربان بود که فکرش را هم نمی کردم پشت این چهره بظاهر مهربان، فردی عصبی و خشن باشد. به خاطر برخوردهای بد و توهین هایی که به من کرد، دیگر علاقه ای به ادامه زندگی با او ندارم. شوهرم مدام سر اقوامش با من جنگ و دعوا راه می اندازد. رفتارش با خانواده من خوب نیست، اما توقع دارد من با خانواده اش خوش رفتاری کنم. یک بار که با زن برادرش بحثم شده بود، او
حکایت عاشقانه پدر و مادری با 3 فرزند معلول/ هرگز اجازه جدایی فرزندانم را نمیدهم!
خواهم کرد. وی ادامه می دهد: اکنون 5 سال است که به علت بیماری قلبی و مغزی خانه نشین شده ام و نمی توانم کار کنم، قبلا فرشباف بودم و شرایط زندگی ام بهتر از این بود اما در حال حاضر منبع درآمد خاصی ندارم و پول یارانه و کمک هزینه بهزیستی صرف هزینه های درمانی فرزندانم می شود. وی به شرایط وخیم فرزندانش اشاره می کند و می گوید: محمدرضا پسر بزرگ بنده و عاشق امام حسین است، همیشه با دوستان