سایر منابع:
سایر خبرها
داستان های کوتاه وجهی از سیمین که مغفول ماند
در عمر نویسندگی اش این تعداد داستان کوتاه نوشته البته به اضافه یک داستان کوتاه دیگر به نام بقای انرژی که ترجمه اش در خارج از ایران چاپ شده و هنوز به دست ایرانی های داخل ایران نرسیده است. با این اثر تعداد داستان های او می شود 53 ، اما بهتر است ما روی همان 52 داستان تمرکز کنیم. در یک مصاحبه استاد غلامرضا امامی از سیمین می پرسد: شنیده ام اخیرا قصه ای از شما منتشر شده به نام بقای انرژی
تاریخچه جالب ماشین اعدام گیوتین +عکس
کمترین رنج اعدام گردند. به عبارت دیگر وی می خواست حتی برای محکومین به اعدام نیز خدمتی انجام دهد. در آن زمان محکومین به مرگ اگر جزء طبقۀ اشراف بودند با شمشیر سر از تنشان جدا می کردند و اگر به طبقات پایین اجتماع تعلق داشتند، به دار آویخته می شدند و حتی گاهی آن ها را زنده زنده در آتش می سوزاندند و برخی از اوقات دست و پای محکوم به اعدام را به چهار اسب می بستند و با راندن اسب ها به سمت های مختلف
یک روز با زنان شالیکار گیلانی
دل بیقراره، بیا فصل بهاره و ... در حال پخش بود و به حق، جنب وجوش زنان شالیکار گیلانی را به سینمایی زنده تبدیل کرده بود، لذا مصمم می شوم تا راویگر این قصه شوم ... کلاه حصیری ات را بالاتر می دهی، با دست های گِل آلودت عرق پیشانی ات را پاک می کنی و خطی از گِل جایش می نشانی. با لبخند می گویی: دست های تو این کاره نیست. برای نوشتن خوب است. حالا که دیدی، هنوز که عرق بدنت و گٍل دست و پایت خشک
میراث قندی در گفت و گو با فریدون صدیقی و محمدمهدی فرقانی
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پیکر حسین قندی روزنامه نگار، استاد رشته علوم ارتباطات که روز پنجشنبه بعد از تحمل مدت ها بیماری از دنیا رفت امروز (شنبه) در قطعه ی نام آوران بهشت زهرا آرام گرفت. در گفت و گو با فریدون صدیقی و محمدمهدی فرقانی از روزنامه نگاران و صاحبنظران شناخته شده، به بررسی جایگاه و میراث قندی پرداختیم. حسین قندی در سال 1330 خورشیدی در سبزوار متولد شد
پرواز همای: با چشمانم می خوانم نه با زبانم!
هایی مثل من از جهانی دگرم ، این چه جهانی ست و ملاقات با دوزخیان سوژه هایی کاملا عارفانه دارند که مورد توجه مردم قرار گرفت اما نمی دانم چرا خیلی ها دوست دارند همه چیز را سیاسی بشنوند... . اپرای موسی و شبان یک اثر کاملا متفاوت است. تابوشکنی های من در انتخاب سوژه ها نبود بلکه در نوع بیان این سوژه ها و نوع اجرای آن بود. تابویی که من شکستم این بود که کپی استاد شجریان نخوانده ام مثل خیلی از
ابهامات وام 60 میلیونی مسکن رفع شد
/> باز دارند واسه وام اوراق نقشه می کشند. بدجوری دستشون باد کرده بعد از یک سال بحث و جدل هنوز ابهامات رفع نشده.؟این عزیزان با جیب خالی هر از چند گاهی جهت تحریک بازار حرف از وام میزنن.!!!اگه آرروم بشینید چیزی نگید به نفع همه هست. عزیزم اگه ساکت بشینن پس کی این واحداشونو بخره.خودشونم نمیدونن چیکار دارن میکنن با عرض سلام واحترام خدمت عموم.. ملاحظه میفرمایید باشرایط
حکایت الف- دزفول چیست؟
دیده ام و شنیده ام ارائه خواهم کرد. کم کَمک خورشید دومین روز فروردین غروب می کرد که ما رسیدیم. بعد از نماز و شام و کمی استراحت میزبان مهربان ما پیشنهاد داد که دو نفری برویم و چرخی در شهر بزنیم. به رغم خستگی راه با اشتیاق پذیرفتم و راه افتادیم. حاج علی گفت برویم شهیدآباد . شهید آباد همان بهشت زهرای ما تهرانی هاست. شب به نیمه رسیده بود که وارد شهید آباد شدیم. باد خنکی می وزید
آلرژی های بهاری چگونه ایجاد می شوند؟
روزها شروع به بلند شدن و گرمتر شدن کرده اند و باد بهاری با ملایمت میوزد و بیشتر پرندگان دور هم جمع شده اند. درختان شکوفه داده اند و چمن ها شروع به رشد کرده اند.این زمانیست که ممکن است شما شروع به خاراندن چشمانتان کنید تا جائی که متورم و قرمز شوند به این عمل آلرژی در فصل بهار می گویند. اگر آب ریزش پیدا کرده اید و احساس خفگی میکنید... اگر مدام عطسه میکنید و در تمام طول روز چرت میزنین و
پدرم در باران رفت
ما راضی باشد. اول سال و اولین شماره 1366/1/18 سال نو آغاز شده است. بیش از چند هفته از تولد آن نمی گذرد. اکنون آسمان شهر و روستایمان شسته و شفاف است. باد بهار، با شتاب از روی قله های سفید کوهستان ها و سینه سرسبز دشت ها می گذرد و خبر بیداری زندگی را در همه جا پخش می کند. طبیعت زبان باز کرده است، حرف می زند، خمیازه می کشد، لبخند می زند و به ما سلام می دهد. لازم است که
کارگاه شعر آیینی در فرهنگسرای معرفت
، در خور شان مصطفی نشده وصف ذاتت که نه ز نام علی وصف عین تو هم ادا نشده استاد اسفندقه : ماشاءالله به طبعتان خیلی خوب و سلیس و ساده شعر گفته بودید. اما چند نکته را دقت کنید. برخی ابیات شکست وزنی داشت برای نمونه: تا که بگذاشت پا به دوش نبی ، با خودش گفت مصطفی که چرا کف پای علی دهد بوی قاب قوسین او ادنا بایسته این است که درهر بحری شعر
سرمقاله روزنامه های امروز / 6 اردیبهشت
به گزارش مشرق، برخی روزنامه های صبح امروز سرمقاله و یادداشت روز خود را به موضوعات یمن قارون منطقه را می بلعد!، تحول بزرگی در راه است، چرا باید نگران اقتصاد ایران در سال 94 باشیم؟، شما چطور می توانستید نگذارید؟، نافرمانی پاکستان در ویتنامِ یمن، داد و ستد فرهنگی معلم با مردم، عربستان هم بدون مجوز حمله می کند، معروف و منکر، فتحنامه به سبک سعودی ها، درمان تب بیمار 37 ساله و... اختصاص داده اند که
با تو فقط باید خندید!
.... در روزنامه اخبار برای رحلت حسین سرشار که او هم فراموشی گرفته بود تیتر زد: سرشار دیگر راه خانه را گم نمی کند سر کلاس چندین بار مثال زد مثل اینکه از این تیترش خوشش آمده بود. انگار نمی دانست چند سال بعد خود گرفتار همین تیتر می شود! عصر جمعه لختی پس از شنیدن رفتنش، از خود تجریش تا هفت تیر و در حال رانندگی، همه سکانس هایم را با او مرور کردم و لبخند زدم. لبخندی که گویا از سویدای وجود او بر لبم نشسته بود. حسین آقای قندی عزیز! بر تو نمی شود گریست؛ با تو فقط باید خندید! ...
قندی از این پس تیتر نمی زند... تیتر می بیند!
از شاگردان استاد بوده است!!! * ... دیگر خانه اش را گم نمی کند صدیقیان خاطره ای را تعریف می کند: استاد قندی تیتری را برای فوت دکتر سرشار زد. دکتر سرشار در اواخر عمر مثل خود مرحوم قندی دچار الزایمر شده بود وخانه اش را گم کرده بود. بعدازفوتش استاد قندی برایش تیتری زد با این عنوان: "سرشار دیگر خانه اش را گم نمی کند." • با امید به سمت روزنامه نگاری بروید
پایانِ فراموشی.../ گزارش شفقنا رسانه از مراسم تشییع حسین قندی
خاطره ها را کم کم از یاد برد. رفت و آمد دوستان قدیمی به خانه اش بیشتر به سکوت گذشت و دلتنگی دوستان برای خوش و بش های قندی و صدای خنده هایش سهم هر دیدار شد. شاگردانش هر روز در رسانه ها خبر می نوشتند و تیتر می زدند اما دیگر تیترهای او با آن حساسیت های خاص که دوستان و همکاران می گویند به روزنامه ها نمی رفت. آن حساسیت هایی که لقب سلطان تیتر را از آنِ او کرد. مجید رضاییان از شاگردان و دوستانش
یادداشت های سردبیر روزنامه اطلاعات کتاب شد
به گزارش روز شنبه ایرنا فرهنگی ، مجموعه 240 مقاله علیرضا خانی سردبیر روزنامه اطلاعات در سال های 84 تا 93 در قالب یک کتاب با نام در فضیلت نقد توسط انتشارات اطلاعات منتشر شد. در مقدمه این کتاب آمده است: معلمی در روستایی دورافتاده از استانی دوردست موهایش را به خاطر همراهی با شاگرد سرطانی اش می تراشد و فردای آن روز همه دانش آموزان، سر تراشیده سر کلاس می آیند. معلم دیگری در استانی محروم، کلیه اش
برای یک استاد تمام عیار!
جزواتش ، در شاگردانی که تربیت کرد، در سبک عیارانه تدریس بدون کم فروشی اش، در اشک هایی که امان همه را بریده بود، در ناباوری ای که در چشمان شاگردان و همکارانش موج می زد که مگر می توان آن بالابلند یگانه ، آن استاد تمام عیار را به دل خاک سپرد و رفت...برای ما حسین قندی زنده است با همان شمایل ، همان خنده ها و همان منش منحصر به فرد، و بر روانش درود می فرستیم... بعدالتحریر: به قول استاد فریدون صدیقی
رونی کلمن؛ اسطوره عضله سازی یا دلال مکمل های بدنسازی
دوره قهرمانی از 1984 آغاز شد. بعد از او، در دهه 1990، نوبت دوریان یتس [3] آمریکایی بود که از 1992 تا 1997، قهرمان 6 دوره پی در پی این مسابقات شد. با کنار رفتن یتس در 1997، همگان انتظار داشتند که فلکس ویلر [4] سیاه پوست، قهرمان بلامنازع این رشته باشد، اما حضور ناگهانی یک چهره نسبتا گمنام به نام رونی کلمن ، همه معادلات را عوض کرد، و ویلر به اصطلاح رفت به خاطرات پیوست. این اما خود، ماجرایی دیگر دارد که
اسماعیل ؛ رمانی که فردی به خاطرش با خیلی ها دست به یقه شد
ها و کش دادن های رمان و طولانی نوشتن ها که امروز خواننده رمان نمی پسندد، همه در کار اسماعیل هست. از اسماعیل در رمان ایران نمی شود گذشت؛ باید خواند تا یکی از متفاوت ترین رمان ها در باره انقلاب را خوانده باشی. اسماعیل را اگر نخوانده باشی، همه رمان های مربوط به انقلاب را هم که خوانده باشی، هنوز یک رمان کم داری. با ضعف ها و کاستی هایش. ضعف های اسماعیل بی گمان از جنس ضعف های رمانی مثل جنگ صلح
سوگواری تیترها
تیتر زنی اش را از دست داد، اما هنوز پابرجا و زنده است و مرگ این بزرگان موی سپید کرده، یادآور صبغه و سابقه دور و دراز روزنامه نگاری در ایران است. به بیان دیگر اگرچه روزنامه نگاری ایرانی نسل پدرانش را دارد از دست می دهد اما نسل فرزندانش، دختران و پسرانش، سرزنده و پویاست و همه آنچه استاد قندی در روزنامه نگاری فراموش کرده بود، اکنون در ذهن و جان شاگردانش مانده و دارد وظایف حرفه ای اش را انجام می دهد
وداع با استاد تیتر+تصاویر
شبکه اطلاع رسانی روابط عمومی ایران (شارا) - پیکر حسین قندی، استاد پیشکسوت روزنامه نگاری و سلطان تیتر به سمت قطعه نام آوران بهشت زهرا(س) تشییع شد. به گزارش شارا ، پیکر حسین قندی استاد پیشکسوت روزنامه نگاری ایران با حضور جمع کثیری از اساتید روزنامه نگاری و ارتباطات و اصحاب رسانه به سمت قطعه نام آوران بهشت زهرا(س) تشییع شد. همچنین در این مراسم مجید رضاییان، استاد علوم ارتباطات
زنده باد روزنامه نگاری
نگاری، قندی را فراموش نمی کند! اتفاق های تلخ و شیرین جهان معاصر، جهان گذشته و بلکه جهان آینده را فراموش نمی کند. بیش و پیش از همه این ها، روزنامه نگاری ایران اگرچه داغ از دست دادن بزرگانش را بر سینه دارد، اگرچه همین دو سال پیش پدرش، استاد دکتر معتمدنژاد را و پنجشنبه سلطان تیتر زنی اش را از دست داد، اما هنوز پابرجا و زنده است و مرگ این بزرگان موی سپید کرده، یادآور صبغه و سابقه دور و دراز
تیتر آخر آقای تیتر
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم ، پیکر حسین قندی استاد پیشکسوت روزنامه نگاری ایران لحظاتی پیش با حضور جمع کثیری از اساتید و دانشجویان روزنامه نگاری و ارتباطات، به سمت قطعه نام آوران بهشت زهرا(س) تشییع شد. در این مراسم حسین انتظامی معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد ضمن عرض تسلیت به خانواده آن مرحوم و جامعه روزنامه نگاری کشور، گفت: از خانواده وی تشکر می کنم که سالها رنج بیماری وی را
رخ دیوانه چه می گوید؟
اصلی و البته روایت خرده داستان هایی کوچک در قالب هشت بازی است، روایتی که با تاسی از نگاه روانشناسانه همیشگی داودی به فیلم های این چند سال اخیرش همچون تقاطع و فیلم اکران نشده زادبوم تماشاگر را در مسیری قرار می دهد که نمی تواند و چاره ای هم ندارد که حتی یک لحظه از فیلم را از دست بدهد. روایتی متفاوت که هرچند در نوع روایت داستان ها و خرده داستان ها، شخصیت پردازی، نوع غافلگیری مخاطب، حفظ راکورد
یاد مستی های آن هوشیار کن/ حسین قندی و عزیمت به دیار باقی
به گزارش صاحب نیوز، خبر درگذشت حسین قندی استاد صاحب نام روزنامه نگاری، دیروز سایه سنگینی از غم و اندوه را در دل شاگردان، دوستان و همکارانش گسترد و مرا هم به 14 سال قبل و تحریریه سبز روزنامه انتخاب برد. روزنامه ای که اگر چه در رده بندی روزنامه های پولدار کشور و دسته اولی به شمار نمی آمد، اما دو امتیاز بزرگ بر تمام آنها داشت، دو امتیازی که هر روز اهل فن و روزنامه نگاران را ترغیب می کرد حتما این