سایر منابع:
سایر خبرها
چمران: قرار بود معاون اول احمدی نژاد شوم
: بله. زمانی که کوچک بودیم هم در خانواده و بین برادران مصطفی و دو برادر دیگرم و پدر و مادر این بحث ها بود. قدیم ها یا مجمع و یا سر سفره نشستن بود. حتی موقع غذا خوردن هم بحث های سیاسی بود. بحث ملی شدن صنعت و رزم آرا و کشته شدن هژیر و .... بود. س: با فرزندان خودتان اختلاف نظر دارید؟ چمران: فکر می کنم تفکرات اینها به من نزدیک است. تفکرات من را بدون اینکه من القا کرده باشم دارند
شوهرم نیمه شب مرا با مرد همسایه تنها گذاشت / او با خیال راحت کنار زن دومش استراحت می کرد
آمدند معلوم نبود چه سرنوشتی پیدا می کرد. اصلا همین کتک ها باعث آشنایی گوهر با سعید و همسرش شده بود. خیلی که دلش می گرفت به خانه آنها پناه می برد و درد دل می کرد. فهمید که پدر سعید رمالی می کند و یک بار دل به دریا زد و از او خواست برایش دعای مهر و محبت بگیرد شاید در دل بشیر جایی پیدا کند، اما فایده ای نداشت تا این که یک روز بشیر ساکش را بست و به گوهر گفت: می خواهم برای دیدن خانواده ام به
اصغر فرهادی: نمی توانم سکوت کنم
. می ترسم که بعد از ساخته شدن این فیلم و این صحبت ها آن داستان را هم حذف کنند. امیدوارم این کار را نکنند چون جفای بزرگی است به دانش آموزان. من در دوره دانشجویی خیلی تحت تاثیر ساعدی بودم و بعد که دیدم این داستان ساعدی در کتاب های درسی هم هست برای من مثل یک هدیه بود. چون اول این داستان را وارد فیلم کردم و به تبع آن فیلم گاو را هم وارد کردم، و این باعث شد که کلاس از آن حالت کلیشه ای خارج شود
آخر هفته در تلویزیون چه خبر است؟
افشین هاشمی، سودابه بیضایی و شبنم مقدمی آمده است: در آخرین روز تابستان سال 1359، فرشته و خانواده اش آماده می شوند تا در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند اما غرش صدای هواپیماهای جنگنده ای که از مرز عبور کرده اند موجب می شود که پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانواده اش را از مهلکه بدر برد. فرشته برای آوردن مادر بزرگ از خانه خارج می شود؛ اما دیگر هیچ گاه خانواده اش را نمی بیند
نعیمی: فراستی نفرت پراکن است!/ انتقاد فهیم از استعفای دیرهنگام جنتی از وزارت
: داستان داستایوفسکی تنها یک نقطه عزیمت بود در ادامه نعیمی بیان داشت: یکی از خصوصیات فیلمنامه عقیقی که مرا سر شوق آورد، راهکارهایی بود که عقیقی برای انتقال مضامین آن زمان اثر، به این زمانه پیدا کرده بود. مضمون اصلی قصه درباره مسئله معشیت است که عقیقی بجای معیشت با آن معنای قدیمی، مسئله تقابل فرهنگی را جایگزین کرده است. یا سیاست را وارد کرده است و قصه تازه ای ساخته است. داستان داستایوفسکی یک
روایتی دردناک از حال و روز مردم موصل
نه خودشان را داشتم، نه عکس هایشان را ! حسن شام، شرق موصل/ عکس: گوران توماسویچ کودکی شان با فرار تعریف می شود و در آوارگی خلاصه. گوشه دنجی در پس یک وانت سواری پناه گرفته اند و نه معنای امروزشان را می دانند و نه داستان فردایشان را. هیچ چیزی به نام خانواده ندارند. اینها کودکان آواره ای هستند که از زیر آوار بیرون آمده اند، تنها و بی کَس و کار! توماسویچ می گوید: مرا که دیدند، چشم
ملی خانوم مرا اینجا جا گذاشته است
تکان می دهد و می گوید: همین دیگه شماها عاشق نمی شین. خدا یکی، پدر و مادر یکی، دلبر هم یکی. آدم همه عمرش رو بین اینا درگیر می مونه. می خواد واسه خاطر ننه و بابا یه کاری بکنه، باید از دلبر بگذره. می خواد بره سراغ دلبر نه خانواده پا پیش می ذاره و نه دلبر دلش با آدمه. این وسط هی باید مواظب هم باشی که خدا رو داشته باشی. با همان گل های توی دستش آسمان را نشان می دهد و می گوید: اون رو که نداشته باشی هیچی
پیشنهاد ازدواج موقت که داد خودم را باختم و تن به ارتباط مخفیانه دادم
مشکوک شده بود. گاهی دچار عذاب وجدان می شدم و می خواستم به این رابطه خاتمه بدهم، اما به محض آنکه پیام های عاشقانه این زن را در تلگرام می دیدم، دوباره اسیر هوس می شدم. ارتباط ما در حالی ادامه داشت که هنوز عقد موقت نکرده بودیم. به خانه اش رفت وآمد داشتم و جلوی همسایه ها مرا به عنوان شوهرش معرفی کرده بود. دیروز زنگ زد و گفت قرار است ارثیه خوبی از پدرش به او برسد. او می گفت دیگر مشکل مالی
همه فیلم های سینمایی تلویزیون در تعطیلات
شبکه یک سیما فیلم سینمایی حلقه سیاه به کارگردانی جان کرولی، پنجشنبه 6 آبان ماه ساعت 23:30 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم با بازی اریک بانا، ربکا هال و جیم بردبنت آمده است: انفجاری در بازار لندن رخ می دهد. پلیس انگلیس فردی به نام فرخ اردوغان را دستگیر می کند. وکیل فرخ اردوغان بعد از مدتی کشته می شود و پرونده به وکیل دیگری به نام مارتین رز واگذار می شود. وکیل مخصوص پرونده نیز زنی است به نام کلودیا که از همکاران قدیمی مارتین است. مارتین به دنبال سرنخ هایی در پرونده می رود و در نهایت متوجه می شود ...
بزرگ شدن و زندگی حال حاضر کاوه آهنگر+عکس
حقوق بالا من کارم را خیلی زود شروع کردم و اصلا یادم نیست پدرم مدیر تولید بود و تمام برنامه های کاری من به عهده او بود اما می دانم نسبت به آن زمان قرارداد های بالایی برای من می بست. شنیدم در سال 77 یکی از قراردادهایم برای یک سریال به نام ساعت سحرآمیز ماهی دو میلیون و 300 هزار تومان بود که قرار داد کمی نبود اگر بازیگری نمی شد + فوت پدر می گوید اگر بازیگر نمی
زنی با انگشتان سبز
بزرگم پالتو درست کردم. مدیر مدرسه دخترم می گفت همه لباس های بچه های ملاح از انگلیس می آید، ما یواشکی می خندیدیم که نمی دانند این لباس ها از کجاست. **یعنی آنقدر با سلیقه می دوختید که معلوم نمی شد؟ نه هیچکس نمی فهمید. **آن سال هایی که شما تازه فعالیت های محیط زیستی را شروع کرده بودید، آقای فیروز، رییس سازمان محیط زیست بود؟ بله. ما از اساتید خواستیم نامه هایی
اشک بر امام حسین(ع) نشانه ایمان است
. می شود. خود اشک هم می تواند، اما زحمت دارد. باور کنید درست است اما زحمت دارد. این مطالب را برایتان عرض کرده ام. در کربلا زمانی که اولین زیارتتان هست مجانی پاک می کنند. آقای اربابی گفتند من رفتم زیارت و گفتم آقا من را پاک کنید. بعد تغییری در من ایجاد شد که رفقای ما رفتند تابوت تهیه کنند که جنازه مرا فردا صبح ببرند. انقدر حالم بد بود. گویی اصلا مرده بودم. آقا گناه جدی است. یقه ما را رها
دختری که دید پدرش با مادرش در آشپزخانه چه کرد + عکس
های خواهرم وشوهرش زیاد بود اما زهرا به خاطر دخترش حاضر به طلاق نمی شد. نعمت خواهرم را کشته و حالا قصد دارد با دروغ گویی از قصاص فرار کند. سپس دختر8 ساله قربانی روبه روی هیات قضایی ایستاد و در حالی که اشک می ریخت گفت: من از پدرم می ترسم و از او متنفرم چون مادرم را مقابل چشمان من کشت. آخرین بار وقتی آنها با هم درگیر شدند پدرم مادرم را هل داد و به آشپزخانه رفت. او با چاقوی آشپزخانه به شکم
اگر مجرد ماندم چه کنم؟ (برای دختران)
بوده یا یک بار تجربة ازدواج را داشته است (گاه بدون بچه و گاه حتی با بچه). 14. گاه به صورت غیرمستقیم و حتی به شوخی تمایلتان به ازدواج را پیش کسانی که می توانند معرف شما یا واسطه در ازدواج شما باشند ابراز کنید؛ این افراد می توانند مردان فهمیدة محرم به شما باشند یا دختران و زنان مورد عاقل و مورد اعتمادتان. 15.مجرد بودن باعث نشود که نشاط خود را از دست دهید و از نظرجسمی و روحی و ظاهری و باطنی
چرا خدا به زائران امام حسین(ع) عنایت ویژه دارد؟!
آن بیان شد است، نوع دیگر قدم برداشتن برای خدا هزینه از آبروست که برای افراد صاحب وجه و دارای منصب بیشتر ظهور دارد. و قسم دیگر قدم برداشتن در راه خدا تقدیم جان به محضر الهی است که از آن تعبیر به شهادت می شود. حال اگر کسی بیش از اینها که مربوط به خودش است، از زن و بچه و خانواده خود هم برای خدا مایه بگذارد و آنها را هم در راه خدا خرج کند، یقینا خداوند این قدم ها را نادیده نمی گیرد و برای آن
بسیاری از توانایی ها رسانه ای نشده است/سپاه بلاگردان نظام است
به گزارش خبرنگار کواره، سردار سالار آبنوش ظهر پنجشنبه در مراسم یادواره شهدای دو گردان 152 حضرت ابوالفضل و 159 حضرت امام حسین(ع) شهرستان نهاوند، گفت: شهید حاج محسن امیدی عارف بود. وی بابیان اینکه در دوران دفاع مقدس بنده بیش تر از هرکس به ایشان نزدیک بودم، گفت: این شهید گران قدر که در عملیات های سرنوشت سازی شرکت داشته اند باید بیش ازپیش گرامی داشته شوند. معاون هماهنگ کننده
دخترم بعد از طلاق چادرش را کنار گذاشته آرایش می کند
بودم که بچه را رها نکنم بدون خواست خودم تن به ازدواج با برادر شوهرم دادم. ازدواج من با احمد، تازه اول مشکلاتم بود او تریاکی بود و بسیار شکاک و بدبین، اغلب اوقات هم سر اینکه چرا به منزل پدرم می روم مرا کتک می زد و دخترم شاهد این رفتارها بود. 9 سال بعد با داشتن یک پسر و یک دختر از او جدا شدم و هر سه تا بچه را به تنهایی و با انبوه مشکلات بزرگ کردم. دختر اولم بچه خوبی بود تا پایان
سالروز شهادت سید الساجدین(ع) صاحب صحیفه بزرگ سجادیه
این رویکرد امام سجاد(ع) زمینه ساز انقلاب فرهنگی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) گشت. از این رو برخی از نویسندگان، آن حضرت را باعث الاسلام من جدید نامیدند. شاهد واقعه اولین صحنه گزارش شده حیات اجتماعی و سیاسی امام زین العابدین(ع) در قیام حسینی، مربوط به شب عاشورا است. او خود می گوید: شامگاه شب عاشورا پدرم یاران خود را به نزد خویش فراخواند. من در حالی که بیمار بودم نیز خدمت پدر رفتم تا گفتار
توران ولی مراد/ از یادداشت های تلگرامی/ 6 آبان 1395
این سه سال گذشته بیشتر به این اشکال رسیدم. از قبل هم رسیده بودم ولی چون از نزدیک در جهت رفع مشکلات زنان با خانم مولاوردی و دوستان اصلاح طلب کار کرده بودم باورم نمی شد که همان روال گذشته که عدم پرداختن به ماموریت اصلی تداوم داشته باشد. به همین دلیل است که تمرکز نقد من بر این نوع کارهایی است که در این 3 سال انجام شد. دیدار و دید و بازدید و افتتاح نمایشگاه و گفتگو و نشست و سال 93 که همایش ها
رسالت امام سجاد(ع) تکمیل نهضت عاشورا
عقیق: امام سجاد(ع) در رخداد جانگداز عاشورا حضور داشت و پس از شهادت جان سوز پدر، عهده دار امامت مسلمانان شد. آن امام پس از 35 سال پیشوایی مردمان و بر جای گذاشتن میراثی گران بها از معارف ناب الهی، سرانجام در ماه محرم سال 95 ه. ق، به دست عبدالملک بن مروان، خلیفه پلید اموی به دیدار محبوب شتافت. * چهره ی حقیقی امام سجاد(ع) در بیان امام خامنه ای آن چهره ی مظلوم بی صدای سربه زیرِ منفعلی
مرضیه محمدزاده تشریح کرد؛ نقش زنان در واقعه عاشورا و ترویج اندیشه امام حسین (ع)
شاهد بودیم. مکتب شناسی نویسنده کتاب زنان پیامبر(ص) و زنان با پیامبر(ص) دومین مساله را مکتب شناسی عنوان کرد و گفت: همه زنان عاشورایی افرادی بودند که نسبت به مکتب و دین ایمان کامل داشتند. به عنوان مثال، زنی در بصره می زیست به نام ماریه دختر منقذ عبدی که پدر و همسرش در جنگ جمل در رکاب حضرت علی (ع) به شهادت رسیدند. این زن خانه اش در بصره را به شکل یک دانشگاه در آورده بود و ریاست آنجا را
زنی در عمیق ترین گودال دنیا فرزندش را بدنیا آورد!
سرویس فرهنگ و هنر مشرق- خلاصه داستان: بن نویسنده بازنشسته ای است که سه سال پیش پسرش را در سانحه اتومبیل از دست داده است و همسرش نیز در شرف طلاق از اوست. بن احتیاج به کار جدید دارد و در نتیجه در دوره شش هفته ای مراقبت شرکت می کند. السا، خانم انگلیسی بن را برای نگه داری از پسر 18 ساله اش که بیماری دیستروفی ماهیچه ای دوشن دارد، استخدام می کند. ترور پسری با زبان نیش دار و عصبی است که سفر جاده ای در
شاعره نامداری که هرگز به طلا فروشی نرفت
را برای تحصیل انتخاب کرد و به شیراز رفت. در آنجا هم حاجیه بی بی، خواهر بزرگمان او را همراهی می کرد. *چگونه و کی تشکیل خانواده دادند؟ در شیراز بود که خواستگار زیاد داشت، اما زیر بار ازدواج نمی رفت تا بالاخره با پزشکی ازدواج کرد که متأسفانه اعتیاد داشت و طاهره نتوانست خیلی تحملش کند و از او جدا شد. آن موقع در دارالفنون تهران بودم که آمدند و گفتند کسی با شما کار دارد. رفتم و
ماجرای تلخ نبرد ناتاشا با "کفتارهای پیر"
کرد. او همیشه مرا کتک می زد و هنوز جای زخم روی بدنم مانده است. در 17 سالگی باردار شدم و خوشبختانه پیش از تولد دخترم توانستم امتحاناتم را بدهم. شوهرم هنوز مرا کتک می زد و بچه ام هم نزدیک بود سقط شود. علاوه بر آن، تمام آن دورانی که ما زن و شوهر بودیم، او با دیگران نیز رابطه داشت. خیلی شکست خورده شده بودم. این زندگی اصلا آن طوری نبود که می خواستم و از طرفی می دانستم شوهرم به این دلیل این
داستان کوتاه طنز: این یک خبر هیجان انگیزاست!
باعث آزار و اذیت بچه ها شوید.کودکان دلبند شما بسیار لطیف و حساس هستند و..." پدر، شرم زده سرش را پایین می اندازد تا از تیررس نگاه کودکش دور بماند. او پس از چند لحظه خجالت و عرق ریزی پدرانه، کودک را درآغوش می گیرد و دماغ کوچکش را می بوسد:" الهی بابا قربون این دماغ مخملی ات بره! من به بهداشت روحی روانی تو خیلی بی توجه بودم! بشکنه این دست که باعث آزار و اذیت دماغ کوچولوی تو شد!"
بدون دلیل بی حجاب بودم + عکس دختر روس
دختر روس: بدون دلیل بی حجاب بودم یِژووا یک دختر روسی است که مسلمان شده و حجاب را برگزیده است. او می گوید: "حجاب را عاقلانه و با عشق کامل انتخاب کردم" و معتقد است مشکل نسل جدید ایران ناآشنایی با اسلام است. حجاب را عین آزادی می خواند و می گوید: حجاب مانع دخالت در حریم خصوصی من می شود فاطمه آناستازیا یِژووا دو اسم دارد. آناستازیا را پدر و مادر ارتدوکس اش برای او انتخاب کردند و فاطمه را
خطبه کوبنده امام سجاد(ع) در کوفه
کنید؟!]؛ به خدایِ مرکب های تندرو که زائران خانه خدا را به سوی منا می برند سوگند! که هرگز چنین نخواهد شد [و من فریب وعده های شما را نمی خورم]؛ چرا که هنوز آن زخمها بهبود نیافته. همین دیروز بود که پدرم و جمعی از خاندانش به شهادت رسیده اند و هنوز داغ مرگ رسول خدا(صلی الله علیه وآله) را فراموش نکرده بودم که داغ مرگ پدر و فرزندان پدر و جدم اختیار از من ربود. تلخی اندوه آن را در گلوگاهم احساس می کنم و درد
چطوری نقش اول یک فیلم را خریدم؟
... البته در قبال این خدمات (!) هیچ وجهی هم نمی گیرم. شما مهمون مدیر عامل خواهید بود. با خوشحالی ساختگی گفتم: وای چقدر وسوسه انگیز ؛ پس با اجازتون برم از پاپی کارتشو بگیرم تا واسه اتون کارت به کارت کنم! شاید شما فکر کنید که آخر این ماجرای من خیلی بد تموم شد اما به نظر خودم که خیلی هم عالی بود چرا که من در یک تست بازیگری موفق بودم. بله؛ من نقش یک بچه پولدار رو جوری بازی کردم که اون خانمه متوجه نشد همه اینها فیلمه !!
بازیگری عشق دوران جوانی است
. ما به دلیل شغل پدرم دور از فامیل و اقوام زندگی کردیم، اما به نظرم رفت و آمد های فامیلی و دوستانه فرهنگ اجتماعی ما را ارتقاء می دهد، بخصوص برای بچه ها خیلی خوب است چون آنها را از انزوا درآورده و بعد اجتماعی شخصیت شان را تقویت می کند. در دوره های بیکاری و زمانی که به شما نقش کمتر پیشنهاد می شود، امورات زندگی را چگونه می گذرانید؟ بسختی! چون ما بجز بازیگری کار دیگری نداریم. وقتی
وقتی معیشت معلمان 8 هزار میلیارد فروخته شد!/ چوب حراج صندوق ذخیره به اعتماد فرهنگیان
همانند فرزندان ما بچه های شما حسرت به دل ماهی دو بار خرید میوه داشته باشند؟ آیا فرزندان شما سالی یک بار کباب و ماهی می خورند؟ آیا پول تو جیبی از شما می خواهند؟ آیا خانواده شما همانند خانواده من آرزو دارند یک روز بی دغدغه ناهار دور هم باشند؟ آیا می دانی خانواده من از آمدن روز پدر و روز معلم شرم دارند و حتی حاضرند در تقویم حذف شوند؟ آیا آنها دل ندارند که بخواهند با یک هدیه ناقابل از زحمات پدرشان تشکر