سایر منابع:
سایر خبرها
وحشت خانوادگی از تهدیدهای خواستگار فراری
، توانسته بود در را باز کند و وارد خانه شود. مادرم جیغ می کشید و کمک می خواست. ابوالفضل در چشم بر هم زدنی خودش را به اتاق من رساند. شوکه شده بودم و نمی توانستم حرکت کنم. ناگهان یک شمشیر از زیر پیراهنش بیرون کشید و درحالی که می گفت نباید جز او با کسی دیگر ازدواج کنم، تیغه آن را روی گلویم گذاشت و پس از آن دیگر چیزی نفهمیدم. فقط متوجه شدم که پتویم غرق در خون شده است. وقتی ابوالفضل فرار کرد، از
4 زن و مرد، قربانیان جدید جنایت های خانوادگی
ساختمان شدند و او را که ساتوری به دست داشت، پیش از آن که فرصت فرار پیدا کند، دستگیر کردند. سپس دختر و پسر جوان مجروح را به بیمارستان منتقل کردند. عامل جنایت برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره پلیس آگاهی شهرستان بهارستان در غرب استان تهران قرار گرفت. بررسی های اولیه پلیس نشان می داد که یکی از دو زخمی حادثه دختر مقتول بوده و نفر دوم پسر همسایه آنهاست. تحقیقات اولیه پلیس
قتل برای غذا
قاتل مرد 70 ساله پس از روز ها انکار جنایت، سرانجام در مواجهه با شواهد پلیس به قتل اعتراف کرد. به گزارش فرهیختگان، متهم که به دلیل سرقت از هم خوابگاهی های خود از خوابگاه اخراج شده بود، از زمان اخراج تا دستگیری به اتهام قتل، در طبقه پنجم یک مجتمع مسکونی سکونت داشت که خالی از سکنه بود. روز حادثه متهم که برای برداشتن غذا به خانه مقتول رفته بود هنگام خارج شدن از خانه با پیرمرد
قتل مرد پولدار بعد از خرید 30 هزار دلار
رمزش را بپرسم. وقتی به اتاق خواب رفتم با جسد مردی روی تخت روبه رو شدم. خیلی ترسیده بودم که ناگهان او اسلحه کمری روی شقیقه ام گذاشت و خواست هیچ حرکتی نکنم. وی دست و پایم را با بست های پلاستیکی بست و بعد از سرقت دلارها خانه را ترک کرد. با تکان دادن سرم گوشی هندزفری روی زمین افتاد و توانستم با صرافی تماس بگیرم. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تلاش برای شناسایی عامل یا عاملان حادثه ادامه دارد.
پایان زندگی مخفیانه با قتل پیرمرد
همین دلیل اخراجم کرد. در مدتی که به خوابگاه رفت وآمد داشتم، اطلاع پیدا کرده بودم چند واحد در مجتمع مسکونی روبه روی خوابگاه، خالی از سکنه است و در سایر واحدها نیز فقط یک پیرمرد در طبقه چهارم و یک پیرزن با پسرش در طبقه سوم زندگی می کنند. به همین علت پس از اخراج از خوابگاه، به عنوان مأمور اداره گاز وارد ساختمان شدم و مخفیانه خودم را به طبقه پنجم ساختمان رساندم و آنجا را برای استراحت و زندگی انتخاب کردم
قاتل: گرسنه بودم
ساختمان شدم و خودم را به طبقه پنجم رساندم و همانجا خوابیدم. دو شب در طبقه پنجم به صورت مخفیانه ماندم. شب حادثه برای برداشتن مواد غذایی به داخل خانه مقتول رفته بودم که جلوی در آپارتمان با مقتول روبه رو شدم، او شروع به داد و فریاد کرد و به من چسبید تا مانع از فرارم شوم. من هم با چاقویی که داشتم چند ضربه به گردن و پهلوی پیرمرد زدم، وقتی روی زمین افتاد فرار کردم که هنگام خروج از ساختمان با
قتل پیرمرد، پس از افشای زندگی مخفیانه
، موادغذایی و ... ) را از طبقه چهارم تهیه کرده بودم. متهم در خصوص زمان وقوع جنایت نیز به کارآگاهان گفت: شب حادثه ، برای برداشتن مواد غذایی به داخل خانه مقتول رفته بودم که در زمان خروج، در مقابل در آپارتمان با مقتول چهره به چهره شدم؛ مقتول شروع به سر و صدا کرد و با چسبیدن به من، مانع از فرارم از داخل ساختمان شد؛ من نیز با چاقویی که داشتم، چندین ضربه به ناحیه گردن و پهلوی پیرمرد زده و زمانیکه
روایت روزنامه گاردین از چالش اجاره مسکن در تهران
گوید: اجاره بهای خانه 55 متری من در تهران بالا رفته و این به معنای یک جست وجوی طولانی و خسته کننده برای یک خانه جدید است. با آغاز سال نو شمسی، من جست وجویم را برای یافتن یک خانه اجاره ای بهتر آغاز کردم، خانه ای که اکنون در آن زندگی می کنم با 11 طبقه 40 سال از عمرش می گذرد. اجاره بدون ودیعه ناشناخته در ایران در ایران هم مانند بسیاری از کشورهای بزرگ دنیا مردم به طورکلی با پرداخت
باربری زنان مسلمان در اسپانیا/ عکس
تلویزیون بازهم پشت نویس جالب وانت نیسان! تبلیغ غیردولتی برای بحران آب جاری شدن فاضلاب در راهروی بیمارستان قلب تهران! دعای بیمه مادرزن! روکش صندلی با تصویر فردین! خوابگاه یک کارگر افغانی/تهران استخدام طلبه برای سرویس مدارس/قم بی رحمی...! تقاضای مواد نکنید! آیت الله خویی در اواخر عمر
فرزندی، جنایت مادرش را گردن گرفت / نامزدباعث تحریک قتل شد/مخالفت با ازدواج قتل خانواده دختر را رقم زد/ ...
/> رییس پلیس آگاهی شرق استان تهران با بیان اینکه متهم پس از تکمیل تحقیقات و سیر مراحل قانونی روانه دادسرا شد، گفت: پس از آن با حکم قضایی وی با صدور قرار موقت روانه زندان شد. خواستگاری مرگبار در شهرضا معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرضا گفت: صبح دیروز جوان 21 ساله ای به دلیل مخالفت والدین دختر مورد علاقه خود، نسبت به قتل آنها اقدام کرد. روح الله رضایی امروز در گفت وگو با فارس
حقایقی درباره لیلا حاتمی به بهانه اکران آشنایی با لیلا
نقش زنانی متعلق به طبقه متوسط و با حال و هوای روشنفکرانه است. اگرچه این روال را خود در هم شکسته است و در آثار دیگری چون آب و آتش ، سالاد فصل و مربای شیرین نوع دیگری از معصومیت را نشان مان داده، ولی کمتر کسی است که حضور اندیشناک او را در سیمای زنی در دور دست و ایستگاه متروک و هر شب تنهایی و حکم فراموش کند و آنچه به این یاد کمک فراوان کرده، نقش آفرینی هنرمندانه اش بود در سریال کیف انگلیسی که باتوجه به
ترس برای اسرائیلی ها مثل نان شب است
حالا وارد منطقه ی اسرائیلی [اشغالیِ گذرگاه] ازیر شده بودیم تا به قدس برویم. به دلیلی روند تدابیر امنیتی و تفتیش های اسرائیلی ها یادم رفت به موفق [راننده ی که آنها را به غزه آورده بود و قرار بود بازگرداند] زنگ بزنم. حالا الان چه کنیم؟ چاره ای نداریم جز اینکه منتظر شویم شاید تاکسی ای بیاید اینجا که گردشگری یا روزنامه نگاری را به جای دیگر ببرد. و ای بسا انتظارمان چند ساعت طول بکشد.
اعتراف قاتل 28 ساله به قتل پیرمرد 70 ساله /سرقت انگیزه قتل
خوابگاه متوجه سرقت وسایل شخصی سایر افراد داخل خوابگاه توسط من شد و به همین دلیل در مورخه 30 فروردین 94 مرا از خوابگاه اخراج کرد. طی مدتی که به خوابگاه رفت و آمد داشتم، اطلاع پیدا کرده بودم که چند واحد مسکونی در مجتمع مسکونی روبروی خوابگاه خالی از سکنه است و در سایر واحدها نیز تنها یک پیرمرد در طبقه چهارم و یک پیرزن با پسرش در طبقه سوم زندگی می کنند و طبقه پنجم ساختمان نیز خالی از سکنه است
مرگ عجیب در بیمارستان امام سجاد(ع) / مردی گلوی زن موردعلاقه اش را برید / سارق طلایی بازارچه تجریش +عکس
زن جوان خانه دوستش را خالی کرد زن جوانی که نقشه سرقت طلاهای دوستش را اجرا کرده بود در عملیات پلیسی دستگیر شد. دستگیری باند سارقان 8 تا 14 ساله فرمانده انتظامی شهرستان دوررود لرستان از دستگیری عاملان کش روزنی از فروشگاه های سطح شهرستان با 8 فقره کش روزنی خبر داد. مرگ عجیب در بیمارستان امام سجاد(ع) مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ جزییات مرگ یکی از
بازگشت 3 مرد افغان متهم به قتل دختر ایرانی به میز محاکمه / تأیید حکم قاتل افغان داور زن فوتبال / مرگ ...
برای یافتن جسد هم بی نتیجه ماند. بعد از تکمیل تحقیقات پرونده به اتهام مشارکت در قتل روی میز هیئت قضایی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در حالی که اولیای دم برای متهمان درخواست قصاص کردند، رحمت الله در جایگاه قرار گرفت و گفت که اتهام قتل را قبول ندارد. او گفت چند سال قبل به صورت غیرمجاز وارد کشور شدم و شهلا را هم نمی شناسم. او درباره اینکه تلفن همراه مقتول در خانه اش پیدا شده گفت گوشی
در امتداد تاریکی ... "کدامین اشتباه"؟!
/> برادرم که دیگر 16بهار از عمرش گذشته بود به طور ناگهانی از منزل فرار کرد و دیگر خبری از او نداشتم. از سوی دیگر من هم به خاطر اذیت های مکرر مهلا خانم در یک کارخانه مشغول کارگری شده بودم و چون دوست نداشتم به خانه پدرم بازگردم شب ها را با 2 نفر از دوستانم سپری می کردم که آن ها نه تنها معتاد به مواد مخدر بودند بلکه در پارتی های شبانه هم شرکت می کردند و اعتقادات مذهبی ضعیفی داشتند این گونه بود که من هم بر
داستان برادری که جنایت برادرش را گردن گرفت
همان شب به درب خانه پدری آنان رفته اما در خانه حضور نداشتند و خانواده از درگیری آنان اظهار بی اطلاعی می کردند. در روز بعد "سجاد" با اسلحه خود را معرفی و اعلام داشت من دیروز در صحنه درگیری بودم و مقتول را مجروح کردم که در این راستا دوستان وی هم شناسایی شدند و تحقیقات از آنان به عمل آمد اما اظهارات وی با بقیه افراد حاضر در صحنه و نحوه مجروحیت مقتول و محل استقرار وی در صحنه تطابق نداشت و به
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواج و طلاقش
را چاپ کرده اند؟! البته با تمام این تفاسیر، این نامردی مطلق است که بگویم من مجبور شدم و ازدواج کردم. اما به خاطر این عکس تحت فشار قرار گرفتیم که زودتر ازدواج کنیم. رسانه ها بعضی وقت ها به جهت کار غیراخلاقی شان کارهایی می کنند که به مردم ضربه می زنند. اگر آن خبرها منتشر نمی شد ما زمان بیشتری برای فکر کردن داشتیم. تا اینجا هنوز درباره آن روز لعنتی صحبت نکرده ایم. برگردیم به آن روز؟
مرد آدم ربا محاکمه می شود
تحقیقات پلیسی گفت: روز حادثه از مدرسه به خانه برگشتم و طبقه اول منتظر آسانسور بودم که مرد ناشناسی به من نزدیک شد و ناگهان با دستش دهانم را گرفت و با دست دیگرش در آسانسور را با کلیدی باز کرد و مرا به داخل چاله آسانسور کشاند. او داخل چاله آسانسور دهان و دست هایم را با طناب بست تا نتوانم حرکت کنم. آن روز چند ساعاتی داخل چاله آسانسور پیش من ماند و بعد رفت. خیلی ترسیده بودم و گریه می کردم. آسانسور بالا و
گوشه ای از خاطرات دختر شهید عماد مغنیه از پدر
. یک بار به من و مادرم قول داد در منزل من به دیدارمان بیاید، و گرچه تأخیر او برای ما عجیب نبود، اما آن روز بیش از معمول منتظر او ماندیم تا جایی که نگران شدیم. با گذشت زمان طولانی از ساعت دیدار با پدرم، متوجه شدیم یک نفر در فواصل زمانی مختلف به پنجره های اتاقی که در آن نشسته بودیم و در طبقه اول قرار داشت، سنگریزه پرتاب می کند، از پنجره بیرون را نگاه کردم و پدرم را دیدم که روی
روایت محمدی اردهالی از آشنایی با شهید رجایی تا ماجرای تعویض کرکره شکسته کتابفروشی/ مسئولان درد دل کتاب ...
اقداماتی باعث تضعیف اتحادیه شد؛ چرا؟ بله, ما درگیری های با وزارت ارشاد داشتیم، بطوریکه مدام به من فشار می آوردند که به دفاتر نشری که در طبقه دوم و سوم ساختمان ها واقع شده، اجازه نشر بدهید. من با این کار مخالفت کردم و به دلایل امنیتی اجازه نشر به دفتر واقع در طبقه دوم و سوم ندادم. همینطور این آقایان قصد داشتند تا در خانه های خودشان به اسم مردم، دفتر نشر راه اندازی کنند و بعد کتاب هایی که ارشاد
گفتگوی تازه آزاده نامداری درباره انتشار عکس جنجالی و مسائل مربوط به جدایی اش +تصاویر
تفکر وارد گود شدم. این دردی است که من را رها نمی کند. معتقدم اتفاقات چند سال اخیر به خاطر دوره ای از زندگی من به وجود آمده که دیگران را منع می کردم و این خواست خدا بود که در شرایطی قرار بگیرم که همیشه از آن فرار می کردم. در حقیقت همیشه به خودم می گویم خدا دارد به تو می گوید آزاده، من یکی یکی این چاله ها را می گذارم سر راهت تا ببینم تو که این قدر دیگران را منع می کنی با مشکلات خودت چه برخوردی خواهی
فراست لاجوردی شبکه پیچیده منافقین را مضمحل کرد
زمین چمن دانشگاه تهران داشته و قبل از آن در روز عاشورا در میدان شهدا سخنرانی کرده و از سوی دیگر بحث انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها مطرح بود. اگر ما با این شرایط کاملاآشنا باشیم بهتر می توانیم ترورهای منافقین را مورد بررسی قرار دهیم. حملاتی که کردند و روزنامه هایی که پخش کردند و مصادره هایی که کرده بودند، ساختمانی مقر آنها بود که در میدان ولیعصر تهران است و بعدا ساختمان وزارت بازرگانی شد. بعد از