پنجشنبه ۲۸ خردادساعت ۰۱:۴۶Jun 2026 18
جستجوی پیشرفته
فرارو ۱۳۹۴/۰۲/۲۱ - ۱۳:۰۸

داستان تلخ زندگی رویا

گوشه ای ایستاده و دستبند را بر دستان پدرش می بیند. دستبند آهنین کلانتری را؛ پدرش را به زندان می برند. هرلحظه که پدرش دورتر می شود زندگی اش را می بیند که دارد از او دورتر و دورتر می شود. اینها دردی مشترک اما پنهان دارند. دردی که شاید کمتر کسی بتواند آن را درک کند و متوجه آن شود، اما ذره ذره تمام زندگیشان را می سوزاند. فرزندان خانواده های تبهکار را می گویم. فرزندانی که در یک لحظه و در یک ثانیه، سناریوی زندگیشان تغییر می کند و قربانی تبهکاری مادر یا پدرشان می شوند ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)