سایر منابع:
سایر خبرها
دربی بازها: دربی هیچ وقت تشریفاتی نیست
ایستیم و تماشا می کنیم تا آقارضای شما گل بزند؟ عنایتی: بچه ها با هم مهربون باشید. (خنده) علی عسگری: چشم آقارضا، بالاخره شما بزرگتر هستید. بگذارید من یک خاطره از زمان تولدم تعریف کنم. آن زمان که من دنیا آمدم، دوران اوج آقارضا بود و همه پدر و مادرها به خاطر عنایتی اسم بچه شان را رضا می گذاشتند. (خنده دسته جمعی) عنایتی: داشتیم؟! شوخی در این حد؟! بابا من فقط 38 سالمه. علی عسگری
درسی از امام خمینی(س) /دستور العملی مبتنی بر حدیثی از امام کاظم(ع) برای رسیدن به لذت اطاعت فرمان الهی و ...
بار زندانی چهار ساله در زمان هارون الرشید و نهایتا شهادت آن حضرت را به همراه داشته است. و این بدان علت بود که این بزرگواران نه تنها در مسائل مربوط به دین مورد رجوع مردم قرار داشته که به تبع آن در مسائل اجتماعی و سیاسی هم از نقش مورد قبول و توجه مردم برخوردار بوده اند. از این رو: ... ائمه ما- علیهم السلام- که همه شان کشته شدند، برای این [بود] که همه اینها مخالف با دستگاه ظلم
روایتی از کشته شدن ناجوانمردانه جوان نایینی + عکس
"شیشه" دو خانواده را شکست تنها نقطه اشتراک شان یک دیوار است و چند شاخه از درخت مو، می گوید: "همسایه را نمی شناختیم، در کوچه بعدی زندگی می کنند، فقط یکبار که دقیقا یادم نیست، فکر کنم دو سال پیش بود از خانمی که در آن خانه زندگی می کرد خواستیم شاخه های انگور را کوتاه کند تا برگ های خشک آن در حیاط ما نریزد..." حوالی ساعت 23 شامگاه شنبه رضا به مادرش اصرار می کند به خانه همسایه
خواسته ما اعدام است
بچه های بی سرپرست کنم و الان هم می خواهم هزینه های درمانی رعنا را خودم بدهم. من گفتم که خواهر درست است که رعنا الان چهار سال است بدترین شرایط را داشته اما به لطف خدا و کمک های مردم به اینجا رسیده و از این به بعد هم خدا بزرگ است. اما با همه این حرف هایی که ما زدیم، او فقط یک بلیت هواپیما برای ما گرفت و کمکی نکرد. آخرین بار کی برای پیگیری پرونده به دادگاه رفتید؟ بعد از هفتم
قتل دختر جوان در اولین قرار ملاقات/ مرد جنایتکار: مقتول می خواست همه چیز را به همسرم بگوید + عکس
خانواده مقتوله در خیابان آذربایجان شدند . پدر مقتوله در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : "دخترم بنام آزاده ( متولد 1369 ) در مورخه 29/12/1393 به قصد ملاقات با یکی از دوستانش بنام مریم از خانه خارج اما پس از آن دیگر از او هیچ خبری نشد ؛ زمانیکه از دخترم خبری نشد ، به درب منزل مریم مراجعه و طی تماس تلفنی با وی متوجه شدیم که وی بهمراه اعضای خانواده اش ، برای گذراندن تعطیلات عید از تهران خارج شده است
سرنوشت متفاوت 2 متهم به قتل در نوجوانی
همراه او بود و آنها برای اینکه چندساعتی با هم باشند و صحبت کنند، به آنجا رفته بودند. امام جماعت مسجد به مأموران گفت: مریم و رضا عقد کرده بودند. می دانستم اختلافاتی با هم دارند. رضا مسئول فرهنگی مسجد بود. وقتی آنها را با هم دیدم خوشحال شدم چون فکر کردم مشکلشان حل شده است؛ اما روز بعد جسد رضا را در دفتر فرهنگی پیدا کردیم . وقتی مریم بازداشت شد، به قتل اعتراف کرد و گفت یک بار با اجبار
زندگی قهرمانانه امام کاظم(ع) در زندان
، در وجود هارون موثر افتاد و در سفری که در سال 179 ه. ق به حج رفت، بیش از پیش به عظمت معنوی امام(ع) و احترام خاصی که مردم برای امام موسی الکاظم(ع) قائل بودند پی برد. او امام کاظم(ع) را به جرم این که تسلیم حکومت جابرانه او نبود، بلکه رو در روی او قرار گرفته بود، دستگیر نمود. هارون آن چنان از امام(ع) هراس داشت که وقتی قرار شد آن حضرت را از مدینه به بصره آورند، دستور داد چند کجاوه با کجاوه
پرسش و پاسخ پیرامون زندگانی امام هفتم از زبان رهبر انقلاب
حال به شهود فرمودند : مرا به وسیله ی 9 عدد خرما مسموم ساخته اند، بدنم فردا سبز خواهد شد و پس فردا از دنیا خواهم رفت. و چنین شد که آن سترگ راد، خبر داد . دو روز بعد -25 رجب 183 هجری قمری- آسمان به سوگ نشست، و زمین نیز، و همه اهل ایمان و بویژه شیعیان که راهبر راستین خویش را از کف داده بودند. ماجرای وزارت علی بن یقطین یار امام کاظم علیه السلام در دستگاه هارون
گفتگویی خواندنی با چوپان گلستانی که پدیده جهانی اینستاگرام شد + تصاویر و فیلم
کردند و بچه ها رو هم به کار گرفتند. محمد قاسم می گفت من از همون بچگی به پدرم کمک می کردم و تو زمین های کشاورزی بودیم، مثل بچه های این زمونه نبود که پدر کشاورز و دامداره اما پسر سبزی های خوردنی رو هم نمی تونه تشخیص بده. محمد متولد سال 65 و فرزند یکی مونده به آخری خانوادست. کودکیش مثل همه بچه های روستایی با گردو بازی، لاستیک بازی، باربارنگ بازی و ... عجین شده بود و جز تلویزیون و رادیو نشانی
عروس و داماد سالخورده، فقط 2 روز یکدیگر را تحمل کردند!
به گزارش تراز ، سری تکان داد و گفت: چند سال پیش همسرم را از دست دادم و تنها شدم. به پیشنهاد آشنایان تصمیم گرفتم ازدواج کنم تا همدم و همراهی در این سن و سال داشته باشم. وقتی با اکرم آشنا شدم، او هم پذیرفت که در کنار هم زندگی خوبی را شروع کنیم و همدم تنهایی یکدیگر باشیم، سریع مراسم عقد را برگزار کردیم و اکرم به خانه ام آمد. از اینکه بار دیگر چراغ خانه ام روشن شده بود، خوشحال بودم اما این خوشی دو
شوخی هایی که خانم ها دوست ندارند
میخوام یه مامان جدید براتون بیارم! البته تجربهٔ من ثابت کرده مردانی که از این شوخی ها می کنند، کسانی هستند که هیچ وقت این کار را نمی کنند! ولی باز هم می گویم این شوخی ها تیشه به ریشه زندگی می زند، همسر شما مدام در فکر می رود، شما هم با خودتان فکر می کنید همسرم چقدر شکاک است و زن های مردم اینطور نیستند و ...! 3- مرگ و زندان: آقا یک سرماخوردگی کوچک گرفته، به همسرش می گوید
اصرار بر زایمان طبیعی جان مادر را گرفت و پدر را اسیر کرد!
نمی پذیرد اما در نهایت درماندگی وی باعث می شود تا آن برگه را بطور مشروط امضا کند؛ امضایی که چند دقیقه بعد با دیدن فرزند نورسیده به طور موقت به فراموشی سپرده می شود. یونس درباره آن روز می گوید: پس از انتظار یک ساعته، سرانجام در اتاق عمل باز شد و دور از چشم بقیه اعضای خانواده ام، همسرم را با عجله به اتاق آی سی یو بردند. حدود یک ساعت پس از آن در حالی موفق به دیدار همسرم شدم که پرستاران با
حیف دختر است!
اصرار و قهر و آشتی بالاخره می تواند زندگی اش را از خانواده ی همسرش جدا کند. روزهای خوبی بود همسرم و بچه هایم فقط مال خودم بودند. از کسی اجازه نمی گرفتم و مجبور نبودم برای خانواده ی همسرم کار بکنم. میعاد به گریه می افتد. یک سال بعد از جداشدن از خانواده ی همسرش یک روز که از خواب بلند می شوند، می بیند شوهرش نمی تواند از جایش تکان بخورد. کار خودش را تومور کرد. الان سه سال که همسرش زمین گیر شده و میعاد
اگر جسدم را قطعه قطعه کنید باز هم می گویم روح منی خمینی قلب منی خمینی
بیان می کنم که برادران ما در حالی به سوی شهادت می روند که گویا شب وصال با معشوق است و از هم سبقت می گیرند تا اگر قرار است کسی در این گروه شهید یا مجروح شود اولین کس او باشد و عزیزانم خیلی مواظب باشید که منافقان از خدا بی خبر بین شما و روحانیت مبارز اسلام تفرقه نیندازند و وحدت را حفظ کنید. سخنی با منافقان: اگر قبرم را بشکافید باز هم با روحیه ای شاد فریاد می زنم روح منی خمینی قلب منی خمینی
روایتی تکان دهنده از فرزند فروشی
شو خواهرشوهرم گرفت ازم. همان خواهرشوهری که نخستین بار با او دم به مواد زد و بعد با شوهرش ادامه داد. مریم راست می گوید. او در عکس های عروسی اش، زیباست. زنی با ابروهای بلند، گونه های کشیده، چشم های درشت و لبی سرخ. مو هایش را مش کرده و بالای سرش درست کرده اند. تور عروسی هم هست و نگاهی که مهران به او می کند و سری که مریم به نشانه خجالت در یکی از عکس ها به زمین انداخته. آن روز ها حالا رفته اند. 15 سال
بچه پولدار های تهرانی برگشتند
بزنید، در این خیابان ها کالبد جامعه زیر و رو شده است از خانه های چند میلیاردی گرفته تا ماشین هایی که فقط هزینه گمرک آنها به چند صد میلیون تومان می رسد، در این نقطه از شهر همه چیز متفاوت است خیلی از مردم پایین شهر که برحسب اتفاق وارد این خیابان ها می شوند برای لحظه ای هم که شده به فکر فرو می روند، اینجا فرمان ماشین های میلیاردی بیشتر در دست جوان های 25 تا 30 سال می چرخد که البته دارایی آنها تنها به
تشییع پیکر شهید نوجوان 13 ساله آبیکی
ایثارگران شهرستان آبیک در گفت وگو با خبرنگار فارس در آبیک اظهار کرد: شهید بهمن بیگ زاده 13 سال و سه ماه و چهار روز بود که به مقام والای شهادت دست یافته بود و امروز پس از 32 سال پیکر پاکش به آغوش پدر و مادرش بازگشته است. وی ادامه داد: به پدر شهید بیگ زاده گفتم به احتمال زیاد خبر شناسایی فرزندش صحت دارد و تا دو روز بعد قطعی به اطلاع وی می رسد که همین طور هم شد و امام جمعه آبیک به همراه
امام کاظم (ع) دریای فضل و کمال / باید گفت غم مظلومیت حجت خدا را!
نام حمیده و پدرش پیشوای ششم امام صادق (ع) است. او در سال 128 هجری در سرزمین ابوا (یکی از روستاهای اطراف مدینه) چشم به جهان گشود و در سال 183 یا 186 به شهادت رسید و با شهادتش عطر نیایش های عاشقانه اش دیگر به مشام جان مردم نرسید. این مدرس حوزه از زبان سید بن طاووس می گوید: شمار فراوانی از یاران و شیعیان خاص امام کاظم (ع) و رجال خاندان هاشمی در محضر آن حضرت گرد می آمدند و سخنان گهربار و
یک چشمم اشک و یک چشمم پر از شادی است
/> هنوز پیکر شهید با آمبولانس نرسیده است و مردم به همراه خانواده شهید درحال آماده سازی حسینیه برای استقبال و انجام مراسم مداحی شب شهادت هستند. زهیر دباغچی فرزند شهید محمد دباغچی با دلی شاد از پایان انتظار آمدن پدر از راه و دلی تنگ از وداعی برای همیشه به سوی مزار پاک ابدی همراه استقبال کنندگان برای اقامه نماز مغرب و عشاء آماده میشود. تقریبا همه آماده استقبال و عزاداری هستند و حال و
معلمی که بعد از شهادتش هم معلمی کرد
معلم بود، این معلم شهید با لشکر 17 علی ابن ابی طالب (ع) به جبهه اعزام شد و در نهایت در عملیات خیبر و در هفتم اسفند ماه سال 1362 در جزیره مجنون به شهادت رسید که پیکر او در منطقه ماند و در شمار شهدای مفقود الاثر جای گرفت؛ پیکر مطهر این شهید بعد از گذشت 32 سال از شهادتش توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در تفحص برون مرزی کشف و توسط پلاک شناسایی شد. این گزارش می افزاید: مراسم
اسلام، مسأله اقتصاد را در خانواده چگونه حل کرده است؟
معنوی دارد تا به مرحله ای برسد که بتواند روی پای خود بایستد و نیازی به کسی نداشته باشد. *وظیفه والدین نسبت به نوزاد در این مدت، تنها پناهگاه او خانواده است و مسلم است که در این پناهگاه، مسئولیت ها متوجه پدر و مادر است. مادر از لحاظ طبیعی و عاطفی، مسؤولیت ها را می پذیرد و چند ماهی طفل را در رحم خویش می پروراند و بعد از فراغ، او را در دامان پر مهر و با شیره جان خویش رشد می دهد و
از همکاران شوهرم ممنونم که بعد از 33 سال فراموشش نکردند
پدرم و بولد کردن و درج آن در رسانه ها کمال قدر دانی دارم. اولین لحظه اطلاع از بازگشت پدر: زمانی که به من خبر دادند پدرم در تفحص پیدا شده و باید به معراج شهدای تهران بروم به آنجا مراجعه کردم و قدم به قدم که نزدیک می شدم و با توجه به اینکه نزدیک محل کارم بودم سریع حرکت کرده و به سمت معراج رفتم. قدم به قدم که جلو می رفتم بدنم بی حس ششده بود که پدرم هست، نیست! و بعد از 33 سال حال
باند نیم متری در شکم بیمار جا ماند!
شنیدن این خبر روحیه خودم را از دست دادم. هر روز که می گذشت رنگ صورتم به زردی و کبودی نزدیک تر می شد تا این که به پیشنهاد خانواده ام به بیمارستان ها و پزشکان دیگر هم مراجعه کردیم و آنها گفتند یک چیز حباب مانندی در شکم شما وجود دارد ولی غده سرطانی نیست. فیروزجایی همسر این بیمار بابلی هم در این مورد می گوید: بعد از انجام این سونوگرافی ها مجددا نزد خانم دکتر س.م که همسرم را عمل کرد رفتیم و گفتم
جزییات درگیری خانواده مجرم فراری با پلیس
به گزارش افکارنیوز ، چندی پیش سرگرد غلامعلی تبار فرمانده پاسگاه بخش گتاب جهت دستگیری یکی از مجرمان سابقه دار به روستای سرست اعزام شد. ماموران پس از حضور جلوی منزل مجرم فراری با قرائت حکم جلب اقدام به بازداشت مجرم فراری کردند که پدر وی اقدام به مقاومت کرد، در همین حین برادر مجرم از داخل مغازه با اسلحه شکاری اقدام به تیراندازی کرد که متاسفانه فرمانده(سرگرد غلامعلی تبار) از ناحیه کتف
بار سنگین زندگی این خانواده را کودکی هشت ساله به دوش می کشد!
دستان پسری هشت ساله است که باید در مدرسه باشد؛ اما اگر او به مدرسه برود، چه کسی خرج روزمره زندگی شان را بدهد؟ در ادامه گزارش می خوانیم: تماس تلفنی یکی از معلمان آموزشگاه شهید زارع پور در جنوب شهر داراب، خبرنگار ما را از زندگی اسفناک عقیل، پسر بچه هشت ساله دارابی مطلع کرد. معلمش می گفت، دو سال است که نامنظم به مدرسه می آید و بعد از تعطیلات نوروز 94 دیگر به مدرسه نیامده، خانواده اش فقیرند
جزئیات گروگان گیری 100 هزار دلاری در شمال تهران
موضوع، رفتار دیگری با سینا خواهد داشت، اما پدر این کودک، سریعا کارآگاهان را در جریان قرار داد و تحقیقاتی ویژه کلید خورد. نخستین سرنخ از متهمان، شماره موبایلی بود که آنها با استفاده از آن، با پدر سینا تماس گرفته بودند. کارآگاهان وقتی سیم کارت موردنظر را ردیابی کردند، فهمیدند این خط اخیرا به سرقت رفته است. کارآگاهان در گام بعدی با حضور در محل زندگی سینا، به تحقیق از اهالی پرداختند و با توجه
بانمک ترین تاکسی ایرانی! (+عکس)
است. ماشین ها در خیابان مرا اسکورت می کنند من و تاکسی ام سوژه مردم هستیم. می گوید که در خیابان همیشه مرکز توجه است. ماشین های زیادی بوده اند که برای دیدن ماشینش سبقت گرفته اند یا سرعتشان را با او تنظیم کرده اند تا بیشتر و بهتر بتوانند این خانه عروسکی متحرک را تماشا کنند: یک بار که با خانواده در جاده بودیم و به سمت کاشان می رفتیم، هیچ ماشینی جلوتر از من حرکت نمی کرد! چون همه
از نمایش فیلم ورهرام تا اجرایی از هاکلبری فین
شود و به لحاظ محتوایی با سال های گذشته تفاوت چندانی نکرده است. در واقع ما، در سال های قبل نیز به فیلمنامه و فیلمنامه نویسی در سینمای ایران توجه داشتیم و تلاش مان این است که گامی در راستای ارتقای سطح کیفی فیلمنامه و فیلمنامه نویسی در ایران برداریم. به هر حال افراد جدیدی را داریم که در این مراسم از آنها تقدیر خواهدشد و از بزرگان یاد می کنیم. وی در ادامه افزود: برگزاری این مراسم می تواند
کشتار با فراغ بال
مالی به خانواده های قربانیان، به این حادثه واکنش نشان داد. فرمانده ارتش این کشور هم اعلام کرد سفر رسمی سه روزه خود به سریلانکا را عقب انداخته تا شخصا بر بحران نظارت کند. این اولین بار نیست که اقلیت های مذهبی پاکستان ازجمله شیعیان، هدف حملات تروریستی قرار می گیرند؛ ماه ژانویه سال جاری میلادی هم بمب گذاری انتحاری در مسجد شیعیان، 61 کشته برجای گذاشت. در ماه فوریه هم 20نفر در اثر حمله به مسجد
دکتر سودی: پسرم با سوال هایش اعصاب آدم ربایان را به هم ریخته بود/مشخص است آنها کاملا من را می شناختند
دوربین مداربسته به دنبال پسرم گشتم و متوجه شدم یک پژو که بعدا مشخص شد آن هم دزدی بود و 48 ساعت قبل راننده اش را زده بودند، به جلوی در منزل آمده و فرزندم را ربوده است. پزشک سابق پرسپولیس ادامه داد: من بلافاصله با رویانیان تماس گرفتم و از طریق پلیس و دوستانم در سیستم های مختلف هماهنگ کردم و در نهایت با همکاری پلیس آنها را چند ساعت بعد در خیابان دماوند دستگیر کردند و پسرم به آغوش گرم