سایر منابع:
سایر خبرها
سوداگران تجارت ایده های خاص
به گزارش صبحانه ، از لواشک رب گوجه فرنگی و خط کش تو در تو گرفته تا داروی گیاهی درمان آنتی هموروئید و سامانه هوشمند تشخیص 6 مختصات همزمان بر مبنای فناوری شبکه امواج نوری نامرئی . فهرست 46 تایی ایده ها در گوشه ای از سایت شرکت فرابورس ایران نشسته اند در انتظار، تا کسی از راه برسد، دست به جیب شود که این ایده چند؟ از زمان راه اندازی بورس ایده تاکنون دو طرح توانسته اند از لیست انتظار درآیند و برای خود خریداری پیدا کنند. ایده هایی که مانند هر اختراع یا فکر بکر دیگری اگر بخواهد سر از لیست فرابورس درآورد ...
عروس خانمی که قبلا مادرشده!
می توانی سر و صدا و لجبازی بچه ها را تحمل کنی؟ همه ما آدم ها فرزندان خود را دوست داریم اما همه ما تحمل سرو صدا و آزار بچه های دیگر را نداریم. اگر کسی هستی که نسبت به بچه ها احساس خوبی نداری بهتر است به این موضوع فکر نکنی. قدم پنجم: باید بسنجی که آیا می توانی آنقدر صبوری کنی تا از مرحله پذیرش فرزند همسرت عبور کنی. شاید مثل فیلم ها او خیلی زود تو را قبول نکند و مدت های زیادی به
گفتگوی آزاده نامداری با خاله سارای تلویزیون
این مسائل با من است تا زمانی که مادر بشوم و کارهایم را محدود کنم. تا حالا کسی ازت پرسیده، تو که اینقدر بچه دوست داری چرا خودت بچه دار نشده ای؟ بله؛ همه می پرسند اما تا الان پیش نیامده که بچه دار شوم. برای یک زن لذتی بالاتر از مادر شدن وجود ندارد. حس از خود گذشتگی و بزرگ کردن یک انسان دیگر. باید مراقب باشیم تا آرزوهای مان را به کودکان مان تحمیل نکنیم. آرزوهای آنها قطعا با ما
علی اکبریان: مرخصی دارم اما وثیقه ندارم از زندان بیرون بیایم
، یعنی یک نفر نیست که دنبال کارهای مدرسه این بچه باشد؟ از مردم توقع ندارم. همه گرفتار زندگی خودشان هستند... من هم نمی توانم بابت اشتباهی که خودم کردم و دارم تاوانش را پس می دهم، یقه مردم را بگیرم. این درست، اما ما از طریق خبرورزشی از مردمی که توانایی اش را دارند، می خواهیم به تو کمک کنند. به هر حال تو اشتباه کرده ای اما خانواده ات گناه دارند... شرمنده خانواده ام هستم. همسرم
حیف دختر است!
اصرار و قهر و آشتی بالاخره می تواند زندگی اش را از خانواده ی همسرش جدا کند. روزهای خوبی بود همسرم و بچه هایم فقط مال خودم بودند. از کسی اجازه نمی گرفتم و مجبور نبودم برای خانواده ی همسرم کار بکنم. میعاد به گریه می افتد. یک سال بعد از جداشدن از خانواده ی همسرش یک روز که از خواب بلند می شوند، می بیند شوهرش نمی تواند از جایش تکان بخورد. کار خودش را تومور کرد. الان سه سال که همسرش زمین گیر شده و میعاد
گفتگویی خواندنی با چوپان گلستانی که پدیده جهانی اینستاگرام شد + تصاویر و فیلم
برای اولین بار سر دخترم فریاد کشیدم. اگه به خاطر این همه مخاطب مشتاق و محترم نبود تا حالا صد بار اینستاگراممو بسته بودم.” احترام به مخاطبین محمد رو واداشته که تصمیم بگیره در قسمتی از مزرعه کلبه چوبی بسازه تا اونهایی که دوست دارن زندگی تو مزرعه رو تجربه کنند از این امکان برخوردار بشند. محمد قاسم با هر پستش ماجرایی رو در جامعه 32 هزار نفری مخاطبینش ایجاد میکنه و اونها رو با سکانس
ناشران از روی ترحم آثار مولفان معلول را چاپ می کنند/برای کودکان اوتیسمی به اندازه انگشتان یک دست کتاب ...
گفته براتی سده، اگرچه وضعیت کنونی افراد معلول نا امید کننده نیست اما با این وجود می توان این مطالبه را از وزارت ارشاد داشت که حق استثنایی برای عدم کپی رایت برای افراد معلول وجود داشته باشد. کمالی، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز در بخش پایانی این نشست با اشاره به تغییر و تحولاتی که درباره تعریف مفهوم معلولیت صورت گرفته گفت: تا پیش از سال 1980 همه تعاریفی که از معلولیت وجود داشت نشان
فردوسی پور: در مورد کی روش نپرسی بهتر است
اشاره می کند که انسان توی زندگی اش شاید متوجه آنها نباشد. نکته قابل توجه دیگر در مورد این کتاب جایی است که هر فصل آن ربطی به فصل دیگر ندارد. * یک اتفاق جالب این است که بعضی ها چاپ اول کتاب فوتبال علیه دشمن را می آورند تا تو امضا کنی. - بله... خیلی جالب است. این کتاب 20 بار چاپ شده و متعلق به سال 1389 است. فقط نمی دانم که چطور این کتاب را از آن زمان تا امروز نو و سالم نگه داشته
مردم آقا رشید را دوست دارند!
این کار را بکن بعدا نتیجه اش را می بینی. حالا هم قضاوت را به عهده مخاطب گذاشته ام که نظر بدهند این نقش متفاوت و جدی را دوست دارند یا نه؟ منتهی خودم از شمعدونی به شدت راضی ام؛ با اینکه دستم یک مقدار بسته بود و خیلی چیزها از آقای صحت و همه عوامل سریال یاد گرفتم. واقعا مثل یک خانواده بودیم. بچه ها خیلی هوای من را داشتند ولی خب نوشته اینطور بود که دایی جلال، رشید نباشد. سال پیش که با هادی
اشتباهات رایج در صحبت کردن با فرزندان دختر
؟ باید بخاطر بیاوریم آرزوهای هر فردی حتی اگر غیر واقع گرایانه باشد غیرممکن نیست! به باورهای فرزندتان بال و پر دهید و به او بیاموزید که سرنوشت هر کس بیش از همه دست خود او است. به افراد باهوش، توانا و موفق و تجربیاتشان توجه کنید و توصیه هایشان را بکار بگیرید اما فراموش نکنید زندگی و تجربیات هر کس منحصربفرد است. تو ریاضی (یا هر درس دیگر) ات بد است اینگونه نیست. هیچوقت اینچنین به
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (116)
، یه بسته آدامس از تو کیفش درآورد، یکی خودش خورد، یکی هم داد به من، بعدش یه کاغذ هم گذاشت تو جیبم، یه لبخند زد و رفت! منم خوشحااااااال پیاده که شدم، کاغذو باز کردم دیدم نوشته جان مادرت مسواک بزن.. 4. رفتم کبابی دیدم نوشته: "100% گوسفندی". کبابو که خوردم فهمیدم با من بوده! 5. یادش بخیر دوران مدرسه، لامصب جواب نصف سوال های جغرافی این بود: آب کافی، خاک حاصل خیز و
این مجری حرف هایش را با کسی هماهنگ نمی کند
برنامه داشتیم و... مخاطب چه کسی بود؟ دانشجویان دانشگاه؛ آنجا بچه ها زبان ها را بلدند و بعد مرحوم آیت الله مهدوی کنی هم متقاعد شده بود و معتقد بود باید اطلاعات بچه ها نسبت به دنیا، به روز باشد. در نتیجه آن زمانی که ویدئو ممنوع بود، به همت آقای دکتر آشنا ایشان به ما اجازه دادند. ماهواره بگذاریم. چند دیش روی بام گذاشتند و ما از ماهواره های آنالوگ، ده ها شبکه را مونیتور می کردیم
کامبیز دیرباز: کله میکائیل یک مقدار باد دارد
معتقد بودند می شد جایت با سام درخشانی عوض شود و... - چه اشاره خوبی کردی، من همیشه با خودم فکر می کردم حتماً مردم هم به خاطر دارند که من در سریال نابرده رنج نقش داشته ام. باور کن در تمام لحظات حس بد این خطر که باز کامبیز دیرباز خودش را تکرار کند بیخ گوش من بود. اما کار علیرضا بذرافشان یک سوپاپ اطمینان بود. در کل خیالم راحت بود که مخاطب باهوش و فهیم تلویزیون متوجه این شده که اینجا عمدی در
شوخی مرضیه برومند با ایرج طهماسب و حمید جبلی
صلح و آرامش! رامبد جوان خندوانه برومند هم در جواب او و در ابتدای سخنانش اظهار کرد: فرشته ها که فقط زن نیستند مرد هم هستند. من سرما خورده بودم اما چون قول داده بودم سعی کردم امشب خوب شوم تا بتوانم به برنامه شاد و مفرحی مثل خندوانه که همه در آن شاد و خندان هستند، بیایم. برای تلویزیون کار می کنم وی درباره کارهای تازه اش گفت: دو سه کار هست که روی آن فکر می کنیم و متن می نویسیم
نابینایی، فرجام دعوای دو پسر برای یک دختر
قبل، اتهام چاقو زدن به شاهین را قبول کرده بود این بار پس از انکار همه چیز، حرف هایش را تمام کرد و سرجایش برگشت. بعد از آن قاضی خطاب به متهم گفت: حکم قصاص تو در دادگاه قبلی تایید شده بود اما دیوان عالی به این دلیل که پزشکی قانونی امکان عملی بودن قصاص را مورد تردید قرار داده بود، دوباره پرونده به شعبه هم عرض ارجاع شد اما تو الان همه چیز را انکار می کنی. با سکوت متهم، بار دیگر
رضاییان: ای کاش مرفاوی در 90 حداقل یک عذرخواهی می کرد
را به سمت ایشان کشاندند و باعث شد آقای مرفاوی که روزی شاگرد ایشان بوده ام اینچنین واکنش نشان بدهند. خیلی دوست داشتم ایشان بعد از اینکه رفتارشان را در برنامه 90 دیدند و متوجه شدند که من هیچ قصدی نداشتم حداقل یک عذرخواهی از من می کردند چون من این شهامت را داشتم که به خاطر کاری که اشتباه بود اما از روی قصد نبود از ایشان که بزرگ و مربی من بوده اند عذرخواهی کنم و ایشان در گوش من هم بزند هیچ بی احترامی
دو گفتگو با محمدعلی سپانلو، که اخیرا فوت کرد، درباره سینما: از خاطرات اش از همکاری با تقوایی و حاتمی، تا ...
جنگ می شد. این شرایط از سال شصدو سه تا سال شصدو هفت ادامه داشت. اگر دقت کرده باشید در این دوران فقط مجله ادبی دنیای سخن منتشر می شد و درهمین دوران تعداد زیادی مجلات با سابقه تعطیل شد. در این دوران مجبور بودم در دانشگاه ها تدریس کنم و بازی در یکی دو فیلم سینمایی را صرفا برای تامین درآمدم، قبول کردم. همکاریتان با علی حاتمی و بازی در فیلم ستارخان به چه صورت شکل گرفت؟ -به علی حاتمی گفتم می
چطور به فرزندتان صداقت را آموزش دهید
باشد، حساب کنید. اگر بین والدین و بچه ها صداقت نباشد، اعتماد و نزدیکی در خانواده وجود نخواهد داشت. صداقت پایه و اساس روابط خانوادگی و اعتماد و احترام متقابل است. به فرزندانتان بگویید که برای حمایت و دفاع از آنها هر کاری از دستتان برآید انجام میدهید، حتی برایشان میجنگید اما اگر بفهمید که به شما دروغ گفته اند، رابطه تان به کلی تغییر خواهد کرد. وقتی اعتماد از بین برود، زمان زیادی میخواهد تا دوباره
ماجرای جذاب یونس پلاتینی و رضا دادرس
وحشتناک ترین و بد مزه ترین ساندویچ عمرت، می تونه تو رو در راه رسیدن و کشف بهترین ها و بدترین زندگیت استوار تر کنه. سر ظهر اطراف بیمارستان! من خوردمش، همه شو خوردم، چون گرسنه ام بود! و کی گفته بعضی از پرستارا بد اخلاق هستن؟! کی گفته بیاد اعتراف کنه؟! نخیرم، اکثر پرستارا موجوداتی دوست داشتنی، مهربان، پاسخگو، پیگیر و خوش اخلاق هستن. و در انتها جا داره از همه دوستان و فک فامیل که هر کدوم
عراقی ها فکر می کردند ژاپنی هستم
محمدرضا شهید شد و بعد از 16 سال پیکر مطهرش به رغم تلاش رژیم بعث برای از بین بردن او، سالم به آغوش گرم خانواده اش بازگشت. این حقانیت نظام جمهوری اسلامی و رشادت بچه های خمینی را می رساند و از معجزات انقلاب اسلامی ایران است. بچه ها در دوران اسارت همه سختی ها و مشکلات را با افتخار تحمل کردند و خم به ابرو نیاوردند. عراقی ها بار ها خودشان اعتراف می کردند که شما اسیر ما نیستید، بلکه ما اسیر شماییم. آنها
نظر جالب نگارجواهریان درباره رامبد جوان!
تجربه ی از دست دادن خانه ی رویایی کودکی هایش رو به رو بشوی. چون دیگر نمی توانی با خیال راحت هرکسی و هر موضوعی را در طبقه و کشوی مخصوص خودش بگذارید. و این فقط هم مال تو نیست. یاد گلی ترقی افتاده که در همه ی داستان هایش ان گسست وحشتناک از دست دادن خانه هست. یک بچه فقیر این گسست را ندارد. شاید توی یک خرابه زندگی کردن امنیت بیش تری داشته باشد تا زندگی در یک جای بی نقص که هرلحظه احتمال
کسانی که برانکو را آوردند دنبال پر کردن جیب شان هستند
گرفتم جواب بدهم. این آدم آنقدر خود بزرگ بین است که دیگران را نمی بیند و فکر می کند خودش همه چیز را می داند. اصلا چرا در رابطه با من حرف زده است . من به عنوان سخنگوی پیشکسوتان اعلام می کنم همه پیشکسوتان پرسپولیس از دادکان حمایت می کنند در حالی که مایلی کهن حتی به اندازه انگشتان دستش هم دوست اطراف خود ندارد. می خواهم از او بپرسم به جز نادر و ناصر فریادشیران چه کسانی برایت باقی مانده اند؟
شهید کجباف: پیکرم بازنمی گردد منتظر نباشید
خوزستان برایت مضر است اما او کار خودش را می کرد. حتی بعد از کارگرها هم می رفت ادامه کارها را انجام می داد. سال 65 جنگ به اوج خودش رسیده بود. ساختن خانه را نیمه تمام گذاشت و رفت جبهه. دوست بزرگواری دارد به نام حسین ارجمند که ایشان ادامه کار را انجام داد و بر کارها نظارت کرد. تابستان 66 بود که خانه تکمیل شد و ما را به آنجا منتقل کرد و مجدد رفت جبهه. به خاطر هزینه های خانه و حقوق پایین و قسط کولر و یخچال
سینا حجازی روی زمین آمد!
هایی را که شبیه به تو فکر می کنند جذب می کنی. مخاطبان شما از چه تیپی هستند؟ من مخاطبانم را مشخص نمی کنم. فقط تمام تلاشم این است که موسیقی خودم را ارائه بدهم تا همفکران خودم را جذب کنم. کافی است که خودت را درست نشان بدهی. به همین دلیل است که آلبوم اول همیشه موفق ترین کار موزیسین است، چون به این فکر نمی کند که کارهای پرفروش در مارکت کدام هستند و در نتیجه فقط درگیر خودش و موزیکش
جانبازی که 34سال ویلچرنشین است+عکس
داشت همیشه می گفت همه شما بچه های من هستید اما غلامحسین را از همه بیشتر دوست دارم به همین خاطر برای لحظه ای که مادرم مرا می دید دلهره داشتم گفتم مرا ببیند حتما داد و فریاد می زند اما مادرم خیلی آرام آمد بالای سرم و فقط مرا نگاه کرد. خیلی خودم را کنترل کردم تا مبادا اشکی به چشمم نیاید مادرم یک دور دور تختم زد، سرم را به سختی تکان می دادم،همه سکوت کرده بودند و فقط به عکس العمل های مادرم
حافظان قرآن برای من مثل سوپرمن بودند
25 سالگی با داشتن 3 بچه شروع به حفظ کردم و در طی 10 ماه تمام قرآن را حفظ کردم. قبل از حفظ دانشجوی زبان انگلیسی دانشجوی علامه بودم . در طول دوره لیسانس 2 بچه داشتم که خیلی سخت بود. بچه سومم به دنیا آمده بود که کار حفظ را شروع کردم و زمانی که پسر چهارم 2 ساله شد، دوباره ادامه تحصیل در رشته علوم قرآنی دانشگاه تهران را از سر گرفتم و بلافاصله بعد از اتمام فوق لیسانس دکترای همین دانشگاه قبول شدم.
چند اشتباه بزرگ و رایج پدر و مادرها در فرزند پروری
بچه های دیگر باهوش تر و بااستعدادتر است! ، همه می گویند دختر ما خانم دکتر به دنیا آمده است! به طور کلی همه پدر و مادرها فکر می کنند فرزندشان در آینده دکتر و مهندس و پروفسور خواهد شد! همه آنها فرزندشان را به گونه ای می بینند که دیگران قادر نیستند ببینند. کج فهمی، بخشی از پدر و مادر بودن است! هر پدر و مادری فرزندش را به شکلی که دوست دارد و شاید آنچه آرزوی خودش بوده
شهیدی که می خواست آمریکا و اسرائیل را از همین جا بزند
ساعتی راحت بخوابد. من دوست دارم شهیدم مثل همیشه که به خاطر نوع شغلش کسی او را نشناخت، امروز هم گمنام باشد اما فکر می کنم حالا که دارد از او در جاهای مختلف روایت و نوشته می شود باید درست نوشته شود. به همین دلیل به همه می گویم از شهید درست بنویسید تا شهید شفاعت تان کند اما اگر نادرست بنویسید باید جواب بچه من را در آن دنیا بدهید. شهید نواب گواهینامه صخره نوردی، برف نوردی و فتح قله دماوند را
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
شنیدم چون رفته پنتاگون، نباید در فضای مجازی باشد. اوضاع درس خواندتان چطور بود؟ احتمالا بشود حدس زد. جمع نمرات این جمع در یک امتحان هیچ وقت به 10 نمی رسید. مثلا من شیمی می شدم 25 صدم و بچه خرخون می شد یک و نیم. ولی همه عاقبت به خیر شدند انگار. این گروه هیچ اسمی داشت؟ نه. اگر اسم داشتیم، یعنی این که برنامه ای داشتیم. ما هیچ برنامه ای نداشتیم. تنها برنامه، فرار از مدرسه
روایت خواندنی کارگردان مشهور از عملیات جزیره مجنون
کردیم و سیدیحیی از مدرسه اخراج شد ولی سه روز بعد با تعهد برگشت سر کلاس. مرا خیلی دوست داشت و بعدش همیشه به من می گفت: چرا با من این کار را کردی؟ اما من شک به دلم راه نمی دادم. از آن طرف علیرضا نوری مثل اطلاعیه حرف می زد. به همه چیز گیر می داد و کسی دوستش نداشت. شاید نقطه ی مقابل سیدیحیی بود ولی بچه ها به او هم مشکوک بودند. می گفتند از آن ها است که شعار می دهد ولی در عمل چیزی ندارد. روزی که با گردان