سایر منابع:
سایر خبرها
قراردادهای نانوشته زوجین برای تداوم زندگی
خانواده ناچار یا بیچاره! دوست هنرمندی داشتم که با همسرش قرار گذاشته بودند که پس از 18 سال که فرزندانشان از آب و گل در آمدند، از هم طلاق بگیرند. فکرش را بکنید. شما 18 سال زندگی مشترک داشته باشید و ادا در بیاورید اما درواقع هیچ چیزتان مشترک نباشد جز همان سقفی که اسمش را گذاشته اید خانه! بهانه تان هم این است که بچه ها مزه طلاق پدر و مادر را نچشند یا زیر دست ناپدری و نامادری نروند!
گفتگویی خواندنی با چوپان گلستانی که پدیده جهانی اینستاگرام شد + تصاویر و فیلم
کردند و بچه ها رو هم به کار گرفتند. محمد قاسم می گفت من از همون بچگی به پدرم کمک می کردم و تو زمین های کشاورزی بودیم، مثل بچه های این زمونه نبود که پدر کشاورز و دامداره اما پسر سبزی های خوردنی رو هم نمی تونه تشخیص بده. محمد متولد سال 65 و فرزند یکی مونده به آخری خانوادست. کودکیش مثل همه بچه های روستایی با گردو بازی، لاستیک بازی، باربارنگ بازی و ... عجین شده بود و جز تلویزیون و رادیو نشانی
حیف دختر است!
اصفهان امروز : فاطمه زن عجیبی است. نوزده سالگی ازدواج کرده و الان بعد از ده سال زندگی دو فرزند دختر دارد و دختر دیگری هم در راه. شوهر فاطمه کارمند است. صبح ها ساعت 7 از خانه بیرون می رود و در خانه را روی فاطمه و بچه هایش قفل می کند و تا شب که از سرکار برگردد در خانه قفل است. فاطمه می گوید: فقط بعضی روزها که مادرم یا مادرش می خواهد سری به خانه بزند کلید را می گذارد دم مغازه و بعد هم هر وقت
روایتی تکان دهنده از فرزند فروشی
خودش مواد داشت، فرستادیمش کمپ . سودابه هنوز نیامده، شروع می کند به حرف زدن. از خانواده اش می گوید که تهرانند و از وقتی او و عبدالله معتاد شده اند، به آنها سر نمی زنند: خواهرشوهرام هم ساری ان، وضعشون هم خوبه ولی هر وقت عبدالله ترک می کنه، به خونه شون راهش می دن . سودابه برای بچه هایش از مرکز گذری کاهش آسیب DIC یک ظرف ماکارونی آورده ولی آنها با همه گرسنگی شان، به آن لب نمی زنند. شکوفه
چگونه به فرزندتان صداقت را آموزش دهید
که یه آبنبات داری. من که اینو برات نخریدم، خواهرت هم گفت که دیده اون رو از سوپرمارکت برداشتی. فرزند: (به پایین نگاه میکند) مادر: من اصلاً از خبرچینی کردن خوشم نمیاد، اینو به خواهرت هم گفتم. اما خیلی مهمه که چیزی از جایی بدون اجازه برنداری. اینم خیلی مهمه که هیچوقت به همدیگه دروغ نگیم. میدونی که ما یه خانواده هستیم و صادق بودن تو خانواده خیلی مهمه. تو باید به من اعتماد کنی و منم به تو
هاشمی نسب: 4 را من باید نشان بدهم نه دیگران
تنها نبودم. بگذریم. این روزها برای کری خوانی بین استقلالی ها و پرسپولیسی ها، دو نماد 4 و 6 وجود دارد. تو 4 گل به استقلال زدی اما پس از آن به استقلال رفتی! چه نظری در این مورد داری؟ به نظر من اگر کسی قرار باشد 4 را نشان دهد، مهدی هاشمی نسب است اما نمی خواهم در این مورد حرف بزنم. چرا؟ برایت مهم نیست؟ اصلاً. این 4 و 6 شده بچه بازی. من از شما یک سؤال دارم ؛ چرا هرگز
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
بود. دائم روی دیوار بودیم. رفتار خانواده ات چطور بود؟ جالب این بود که همه در خانواده ام دکتر و مهندس بودند و دارای رتبه های خوب کنکور... اسمم را کلاس کنکور نوشتند. از لحظه اول که وارد کلاس می شدم، می خوابیدم تا کلاس تمام شود. اصلا برای خوابیدن در کلاس به آن جا می رفتم. کار به جایی رسید که تصمیم گرفتند مشاوره برویم. من هم قبول کردم. برنامه ام این بود که چطور مشاور را سر کار بگذارم
فرزند فروشی و روزگار زنانی در شمال ایران !
...، 22 ساله، محله نوبنیاد ساری در حاشیه ساری، مرکز یکی از پرجمعیت ترین استان های شمالی ایران، محله هایی هست که به سرتاسر ایران آدم صادر می کنند، به انواع و اقسام؛ معتاد، گدا، دزد، کارگر جنسی. نوبنیاد که قبلا آن را جانبازان می گفتند، یکی از همین محله هاست و سودابه ی 22 ساله که امروز از صبح بیرون رفته و هنوزنیامده، یکی از زنانی است که حالا مددکار ها او را یکی از آسیب دیده ترین زنان نوبنیاد می دانند. محمد 10 ساله و شکوفه چهارساله که کنار خط آهن گرگان – تهران که محله را از جاده ساری – ...
کفش هایی که هر لنگه اش سهم یک جانباز بود!
داماد خواهرم که سفیر بود، موضوع را گفتم، او هم آمد و با هم به اصفهان رفتیم. وقتی امیر را دیدم، گریه می کردم. امیر گفت: گریه نکن، نمردم که سالمم، فقط یه تیر خوردم. گفتم بذار جاشو ببینم، گفت: به هیچکس نشون نمیدم. بعد از مدتی در بیمارستان نجمیه تهران بستری شد. کمی که حالش بهتر شد، دوباره می خواست به جبهه بره. گفتم: امیر تو زن و بچه داری، نذار این بچه بدون بابا بزرگ بشه. گفت: عزیز تو میگی همه بچه هاشونو
"رسول عبادت" را بهتر بشناسید+عکس
از آن شوند که او مجلس آنان را به هم بزند. البته در محافل خانوادگی، او جایگاه خاصی داشت و باتوجه به علاقه زیادش به کودکان همه چشم به راه این بزرگوار بودند. در اینگونه مجالس او کودکان را جمع می کرد و ضمن آشنا کردن آنها با ورزش های گوناگون با آنان بازی می کرد. این عملش باعث شده بود بچه ها به او علاقه خاصی داشته باشند و جذب او شوند.پس از پایان دوره دبیرستان و اخذ مدرک دیپلم ریاضی از دبیرستان نمازی
شهیدی که می خواست آمریکا و اسرائیل را از همین جا بزند
بیشتر می شد و هرچه خسته تر می شدند انرژی شان بیشتر از طرف خدا شارژ می شد انرژی آن ها زمینی نبود. *شما که شناخت خوبی از شهید نواب داشتید. بیشتر از خصوصیات اخلاقی اش بگویید. آقای نواب خیلی مهربان بود. مثلا وقتی تست موفقی در پادگان انجام می شد یک نفر بقیه را شام دعوت می کرد آقای نواب همیشه اول از همان جا که خودش غذا می خورد برای بچه ها غذا می خرید و بعد که آنها خوردند، بعد خودش
هنگامی که خوردن یک سیب سبب خیر می شود/عجیب ترین قوانین گردشگری جهان/مرموزترین روستای ایران
خداوند متعال را شکر کرد که چنین همسر دانشمندی به وی ارزانی داشته است، به همین جهت آن شب نیز تا بامداد مشغول مطالعه و عبادت و شکرگزاری بود.وقتی استاد داماد و پدر عروس، از ماجرا آگاه شد، داماد را خواست و به وی گفت: اگر این دختر با تو هم افق نیست، صریحاً بگو تا دیگری را برایت عقد کنم.ولی داماد گفت: نه، علّت نه این است که دختر دانشمند شما مورد علاقه من نیست، بلکه فقط به ملاحظه این است که می خواهم شکر
این مجری حرف هایش را با کسی هماهنگ نمی کند
نپذیرفت. ما در همین سال 85، همین شبکه زمین تی وی را هوا کردیم، منتها بعد که آن تفاهم نامه نوشته شد، ما را یک جورهایی از امارات بیرون کردند! علاقه شما به اقتصاد از کجا می آید، جوانی که به قول خودتان از یزد احتمالا از خانواده ای مذهبی آمده و در دانشگاه امام صادق تبلیغ خوانده، تصمیم می گیرد شبکه اقتصادی بزند یا در شبکه بازار یک برنامه پربیننده دارد. و حتی در دوره جوانی سرمایه دار
کاهش نقش تربیتی پدران در ایران
مایلند فرزند خود را به عنوان یک فرد مستقل در نظر بگیرند و او را تشویق کنند تا بتواند روی پای خود بایستد شاید این موضوع تحت تأثیر کاهش بعد خانوار روی داده است زیرا کاهش تعداد اعضای خانواده باعث توجه بیشتر به کودکان می شود. خانواده هایی که بچه های کمتری دارند فرصت بیشتری برای توجه به خواسته های آنها دارند، در چنین خانواده هایی صمیمیت بیشتری بین والدین و بچه ها ایجاد می شود و آنها علاقه بیشتری به چگونگی
جنایات سعودی ها در یمن گریبان خودشان را می گیرد/ انتقاد از خندوانه بخاطر دعوت از دبیر
می کنند تا حاشیه هایی را برای فضای سیاسی کشور ایجاد کنند و با گل آلود کردن آب از آن ماهی انتخاباتی بگیرند. روزنامه وطن امرزو ، تهاجم رژیم آل سعود و جنایت های این رژیم را با تیتر " بوی عیدی بوی خون" و با عکس دختر بچه ای زخمی از تهاجمات سعودی، در صفحه اول کار کرده است: اگر فکر می کنید قصد ما از نوشتن این شرح عکس، عذرخواهی از شما مخاطبان عزیز است، سخت در اشتباهید! و اگر در عصری به سر می
نوجوانی فرزندم را به چشم ندیدم
چندی پیش با هماهنگی مسئول ایثارگران پایگاه ام الخیریه مسجد حضرت ابوالفضل (ع) به دیدار خانواده شهید ناصر سرلک رفتیم. بیماری و رنجوری پدر سالخورده شهید حکایت از درد فراقی دارد که سال هاست یعقوب وار او را در حسرت دیدار مجدد یوسفش پیر کرده و در این سو مادر شهید نیز هرچند هنوز داغ فراق فرزند بر دل دارد، به خاطر بیماری همسرش، با ما همکلام شد و متن زیر برگرفته از گفت وگوی ما با تاجما دارابی
منصوریان: جام را به تهران می آوریم
کند که هوادار دوباره روی سکوها شاد شود. تو راجع به ناصر حجازی همیشه دیدگاه خاص خودت را داشتی. هنوز هم فکر می کنی حجازی به آنچه استحقاقش را داشت نرسید؟ - اول از همه باید بگویم همه آنهایی که روی نیمکت استقلال نشستند در قلب من جای دارند. من هیچ وقت خودم را وارد جنگ های زرگری نکردم اما خب ناصرخان انصافا مظلوم واقع شد. او می توانست به این فوتبال بیشتر خدمت کند و با دانش فنی اش هم
فداکاری خانم معلم نهاوندی و دانش آموزی که از مرگ نجات یافت/ تصاویر
/> این معلم فداکار بیان کرد: دل بستگی زیادی به شاگردانم دارم حتی تلفن منزل و همراهم را به آنها داده ام تا اگر کاری دارند تماس بگیرند زیرا آنها با دو پسر دوقلو و تنها دخترم فرقی ندارند بچه های مدرسه شهید ثانی روستای تکه از آن بابت دوست داشتنی هستند که سال هاست با مشقت فراوان به مدرسه دوردست از روستای خود می آیند که نه دیوار حیاطی دارد و نه امکانات خوبی ولی با این حال من و دانش آموزانم که پایه اول
افتخارم پاسداری از منزل امام است/ ماجرای پولی که شهید در کت آویزانش گذاشت
با عشق از پدرش می گوید. جمال الدین 4 ساله بود که یک روز با برادرم به پارک رفت. با شادی از پارک برگشت و با لحنی کودکانه و شاد گفت: مامان همه فکر می کردند دایی بابامه . یک بار دیگر که جمال الدین کوچک بود در حال صحبت در مورد پدرش بودم که گفتم جمال الدین پدرش را ندیده ولی پدرش او را دیده است. بغلم کرد و گفت: مامان منم بابامو دیدم ولی یادم نیست. علاقه بسیاری به پدرش دارد و بسیار بر
هرچه علمش بیشتر می شد ساده تر زندگی می کرد
خبر همه اعضای خانواده منتظر مرگ کودک بودند حتی مادرش برای اینکه جان دادن فرزندش را نبیند به اتاق دیگری رفته بود. همان زمان مرحوم آیت الله الهی قمشه ای نذر می کند که اگر فرزند خردسالش از بیماری جان سالم به در ببرد ماجرای شهادت امام حسین(ع) در صحرای کربلا را به زبان شعر بسراید. به محض اینکه او نذر می کند و به یاد تشنگی کودک 6ماهه امام حسین(ع) می افتد، متوجه تشنگی شدید فرزند خودش می شود. چون پزشکان
مشکلات زناشویی را از بالا ببینیم
طلاق و جدایی حتی قبل از ازدواج و به هم خوردن نامزدی، سوءتفاهمی که اگر نبود، می توانست یک خواستگار بالقوه را به همسر آینده بدل کند. همه این ها همیشه مقصری دارد و اغلب ما مقصر را طرف مقابل می دانیم، اما بدون قضاوت بهتر است یک باراز بالا با دقت به اشتباهات گذشته خانم ها نگاه کنیم. ما راهکار های خوبی داریم برای این که هرگز از هم جدا نشوید: مشکلات را باید حل کنیم خانم در یک روز
تصاویر/ جلال، انتخاب خدا بود
خانواده وی به گفت وگو بنشینیم. ماحصل گفت وگوی خبرنگار دفاع پرس با خواهر این شهید را در ادامه می خوانید. *** رضایت پدر و ناراحتی مادر خیاطون: ما 5 فرزند بودیم. 3 خواهر و دو برادر. جلال، فرزند دوم بود که در سال 1341 در تهران متولد شد و در 17 سالگی در حالی که هنوز مدرک تحصیلی اش را دریافت نکرده بود برای رفتن به جبهه اقدام کرد. در آن زمان برای عزیمت به جبهه باید ثبت نام می
شب ها از غم مردم سوریه خوابش نمی برد
حتی بعد از جنگ نیز ما احتمال شهادت ایشان را می دادیم چون همسرم معتقد یود که حتی بعد از قطعنامه نیز نمی توان به بعثی ها اعتماد کرد و به واسطه این موضوع تا مدت ها ایشان به همراه همرزمانشان در منطقه جزیره مینو از مرزهای ایران در برابر حمله احتمالی رژیم بعثی مراقبت می کردند و این موضع سبب شده بود که ما همواره احتمال بدهیم ایشان حتی بعد از قطعنامه نیز ممکن است به شهادت برسند.
خاطرات شیرین و خواندنی از مادر شهید مهرام
مهربانی وصف ناشدنی که در چهره نورانی اش بود من را مجذوب خود کرد. پس از کمی صحبت از او خواستیم تا از خاطرات شیرین تنها پسرش که شهید شده برایمان سخن بگوید، با شور و شعف و غرور خاصی لب به سخن گشود در لا به لای خاطراتش هر چند اشک در چشمانش حلقه می زد اما عشقی که در قلبش نسبت به فرزندش داشت او را در ادامه بازگویی خاطراتش یاری می کرد. تیار: با تشکر از شما، لطفا از زمان تولد و کودکی
مال های پایتخت از کی رونق گرفتند؟
مراکز اوایل راه اندازی خوبند و همه چیز در آنها کیفی است، اما چند سال بعد کاملا ضد مشتری می شوند و کیفیت شان را از دست می دهند. در مورد خرید هم تجربه نشان داده که خرید از مراکز بزرگ موجب می شود که ما هزینه زیادی صرف خریدن چیزهایی کنیم که نیاز واقعی به آنها نداریم به همین دلیل هم الگوی خرید کردنمان برای محصولات روزمره در خانواده را به سمت خرید از مغازه های محلی تغییر داده ایم. به گفته زهرا
سایه هایی که دیده نمی شوند
به نمایندگی از تمام خانواده های ایرانی به نمایش درآمد و البته در این میان فقط یک خانواده بود که تمام کارکردهای خوب را داشت. در این سریال هم موضوع تربیت فرزند مطرح شده بود. حال این سؤال پیش می آید که اگر آنچه را که در مورد کودک خوب فکر می کردیم درست است و اکنون متوجه شده ایم در رسانه ها جور دیگری حرف می زنند، بالاخره حق با کداممان است؟ آیا فرزند ما که انگلیسی را در پنج سالگی نمی تواند صحبت کند یا
روایت مادر از نبرد آخر شهید ایرانی که با فاطمیون افغانستانی همراه شد
حسن از همان ابتدا افغانستانی و ایرانی نداشت. برایش دفاع از حرم، جغرافیا نداشت. یک سال از شهادتش می گذرد و حالا دوستان ایرانی و افغانستانی اش برایش یادواره می گیرند و از سوز شهادتش می گویند. پدر این شهید در گفت وگویی با خبرگزاری تسنیم به گفته یکی از همرزمان فرزندش اشاره کرده و گفته بود: دشمن از حسن سئوال می کرد که تو کی هستی؟ و او پاسخ می داد شیعه علی (ع)، شیعه زینب (س)، سپس دشمن می گفت
آیا بدنه وزارت بهداشت به افزایش جمعیت باور قلبی دارد؟
، باید یک کار شبکه ای خوب را با شواهد علمی درست پیش ببریم. به عنوان مثال، ما مردم را مجبور کردیم که به این اعتقاد و باور برسند که از زمان ازدواج تا فرزند اول فاصله بگذارند. مردم در ابتدا اعتقاد داشتند که اگر سر بچه اول ممانعت کنند، احتمال ناباروری دارند که الآن هم، همین مسئله با برخی از شواهد ثابت شده است. حالا که قرار است به سمت افزایش رشد جمعیت برویم، باید شواهدی علمی و قابل درک برای مردم را تهیه و
چهره ها در شبکه های اجتماعی
و زیبای وی در این محبوبیت بی تاثیر نبوده است. محمد جان خب معلوم است وقتی از 10 تا تیتراژ کل سال، 8 تایش را خودت خوانده باشی اگر اول نشوی دوم شدنت قطعی است! باید دانشمندان و روانشناسان درباره آسانسور و محیط آسانسور و تاثیری که از لحاظ روانی روی فرد میگذارد را مورد تحقیقات خود قرار دهند. واقعاً چرا این همه سلفی در آسانسور زیاد است؟! مگر چه فرقی با سایر اماکن دارد؟!
ماجرایی که قلب امام خمینی رادرفشارقرارداد
ما خوابها دیده اند! از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمی دانم، از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟ این قرضه دلار چه به سر این ملت می آورد؟ این ملت فقیر [پس از] ده سال هشتصد میلیون تومان نفع پول به امریکا بدهد؟! در عین حال ما را بفروشید برای یک همچو کاری؟! مملکت در اشغال امریکا نظامیهای امریکا و مستشارهای نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا