سایر خبرها
دختری که 12 بار مجبور به ترک تحصیل شد
دوباره برگردی و درس بخوانی؟ معظمه ارج: می خواستم برای جامعه و مردم مفید باشم. به خاطر این دوست داشتم که معلم شوم چون در منطقه دشتیاری بیش از 50 درصد معلمان، غیر بومی هستند. وقتی من شروع به کار کنم یعنی یک معلم غیر بومی که در منطقه سختی می کشد می تواند به منطقه خودش برود. آخرین بار که ترک تحصیل کردی، چه زمانی بود؟ معظمه ارج: دوم دبیرستان بود. 6 ماه شد. البته کتاب هایم
هرگونه تحریم جدید علیه ایران را وتو می کنم/ تحریم های جدید، امریکا را منزوی خواهد کرد
در افغانستان محافظت کردند. به جای اینکه نیروی گسترده زمینی به فراسوی مرزهایمان اعزام کنیم ، با کشورهای مختلف از جنوب آسیا گرفته تا شمال آفریقا همکاری داریم تا اجازه ندهیم تروریستهایی که آمریکا را تهدید می کنند، در این مناطق پناهگاه و مامن داشته باشند. در عراق و سوریه، رهبری آمریکا مانع پیشروی داعش شده است وی ادامه داد در عراق و سوریه، رهبری آمریکا از جمله قدرت نظامی آمریکا
بهاره رهنما: کیفیت را نقد کنید، نه کمیت را
به گزارش جنوب نیوز؛ بهاره رهنما در یک دهه گذشته، یکی از پرکارترین های هنرمندهای نمایشی و تصویری بوده: از بازیگری که اصلی ترین حرفه و تخصص او است تا نویسندگی و کارگردانی و اغلب کارهایی که در تولید آنها نقش داشته یا صرفا بازیگرشان است. لقبی دهان پرکن که باید به آن افتخار کند اما انگشت های اشاره بسیاری با شعار کیفیت بهتر از کمیت است او را نشانه گرفته اند. این نویسنده و کارگردان که حالا دیگر یکی از حرفه یی های تئاتر است، مدتی است در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران با نمایش تو دهنتو می بندی یا من روی ص
حرکت ماندگار خانم معلم در کلاس تاریخ مدرسه
خواهش می کردند دوباره به کلاس درس بازگردم. این تماس ها هر روز ادامه داشت. یکی دیگر از همکاران به جای من سر کلاس می رفت و بچه های کلاس که به شیوه تدریس من عادت کرده بودند سخت با شیوه دیگری کنار می آمدند. چند روز بعد وقتی درد کمرم کمتر شد، تصمیم گرفتم تا به مدرسه بازگردم. همسرم که می دانست نمی توانم دوری از کلاس و درس را تحمل کنم من را تشویق کرد. هر روز صبح مرا به مدرسه می برد و ظهرها من را
اس ام اس بیقراری عاشقانه
گفتن از بی تو بودن، برای بیان دلتنگی و برای بیان غربت __________________ دیگر چرا به فصل نگاهت بهار نیست؟ چشمت برای دیدن من بی قرار نیست؟ افتادم چو اشک از چشمانت ای دریغ! دیگر مرا به چشم تو هم اعتبارنیست __________________ دیدار شما ارزوی قبلی ماست روابط عمومی چشمان بی قرار __________________ عشوه نکرده می کشی
این "دو رکعت نماز" را "امروز" بخوانید + متن دعا
الطَّاهِرینَ! درود بر شما ای دوستان خدا! درود بر شما ای حجّت های خدا! درودبر شما ای نور خدا در تاریکی های زمین! درود بر شما! صلوات خدابر شما و بر خاندان پاک و پاکیزه تان! پدرم و مادرم به قربان شما! شمابا اخلاص، خدا را پرستیدید، و در راه خدا جهاد کردید، چنانچه باید، تا به یقین رسیدید، لعنت کند خدا دشمنان شما رااز جنّ و انس.همه را و من از آنان به سوی خدا و شما بیزاری می جویم. ای مولایم،ای ابو
روایتی از سلام حضرت آقا به پیرغلام اهل بیت (ع)
/> تسنیم: به نظر شما مهم ترین وظیفه مداح چیست؟ حاج مرتضی اشتری: مداح باید شعرهایی بخواند که موعظه داشته باشد، ممکن است یک بیت شعر انسان را از راهی به راه دیگر ببرد. خدا پدرم را رحمت کند همیشه می گفتند: دوتا جلسه کنار هم هست و بینش یک دیوار فاصله است، 70 نفر این طرف دیوار و 70 نفر آن طرف نشسته اند، ممکن است چیزی این طرف بخوانی و تحسین کنند اما آن طرف دیوار همان را تکفیر کنند! باید
سه شهیدی که "شفیع" هم شدند
می زنی، من حالا حالاها شهید نمی شوم. دوباره مرا در آغوش گرفت و صورتش را به صورتم چسباند. اشکهایی که از گونه هایش جاری شده بود صورت و محاسنم را خیس کرد. در همین حال بود که گفت: جنازه ام را نگه دارید تا جنازه علی ابراهیمی بیاید. بعد ما را کنار هم به خاک بسپارید. من گفتم: من را کجا خاک کنند؟ او لبخندی زد و گفت: باید از هم جدا شویم. دوباره با یکدیگر خداحافظی کردیم و از یکدیگر جدا شدیم
زیارت امام رضا (ع) ، برایم مانند راه رفتن روی ابرهاست
، چشمانش خیس اشک می شود، به نقطه ای مبهم خیره می شود و طوری که انگار همین حالا دارد با امام رضا(ع) مستقیم حرف می زند با احساس خاصی که مرا هم تحت تاثیر قرار می دهد، می گوید: نخستین باری که حرم رفتم به ایشان گفتم من بیشتر از هر زمانی به دعای شما نیاز دارم از شما می خواهم هم برای این دنیای من و هم برای آن دنیایم دعا کنید. مدیحه با لحن مظلومانه ای ادامه می دهد: از امام رضا(ع) خواستم برای
تربیت اسلامی نیاز فرزندان امروز(گزارش روز)
/> وی در ادامه با قیافه ای حق به جانب می گوید: یک زن باید دستش در جیب خودش باشد، ما باید استقلال مالی داشته باشیم، حیف است با مدرکی که داریم خانه نشین شویم. خانم پیری که گرد زمانه موهای سیاهش را سپید کرده و روی صندلی بین چند دختر جوان دانشجو نشسته، با تک سرفه ای سینه اش را صاف می کند و می گوید: شماها الان جوان هستید و متوجه خیلی از مسائلی که ما آنها را تجربه کرده و پشت سر گذاشته ایم، نمی
عجیب ترین اشتباه ها در ثبت جریمه های رانندگی ایران
؟ با همان لحن آرام ادامه می دهد: آخر شما ببین در همان سه روز و در همان ساعت هایی که در نیاوران جریمه شده ام چند دقیقه این طرف و آن طرف تر در میدان آزادی جریمه ام کرده اند آن هم از نوع تسلیمی. مگر می شود من در آن واحد هم در میدان آزادی باشم و هم در نیاوران؟! می گوید تمام این ها را به مسئول رسیدگی کننده به شکایات گفته است اما نمی داند در خلافی که قرار است پس فردا بگیرد این سه مورد کم شده یا نه؟
گپی با "فرهاد فانی" سریال همه چیز آنجاست
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، این روزها سام درخشانی به خوش خلقی همیشه نیست؛ کارش به قرص زیرزبانی و نوار قلب کشیده و هر آن ممکن است مثل فرهاد فانی از کوره در برود. جالب این که می توان به بازی هایش انتقاد کرد، اما نمی توان گفت بالای چشم هیچ کدام از نقش هایی که بازی کرده، ابروست! درخشانی در چند سال اخیر، یکی از بازیگران پرکار تلویزیون بوده، در سریال هایی بازی کرده که جزو آثار پرمخاطب شناخته
روحانی راه بنی صدر را می رود
آورد و انصافاً هم وقتی تابلو شدند، آقای هاشمی چند تا جوان داشت؟ این دولت، دولت آقای هاشمی است دیگر. چند درصدش جوان هستند؟ بالندگی آقای هاشمی زمانی بود که می توانست نیروهای جوان پای کار به خط زن داشته باشد. موجودی شان همین است. اگر جد مرا از قبر در می آوردند، تجربه اش بیشتر بود. تجربه زمانی به درد می خورد که بغل دست یک جوان قرار بگیرد. جوان بغل دست اینها کیست؟ چه کسی برای اینها کار می
من مجله فکاهی نیستم، من طنزنویس هستم
هوش دارم. من یک انسان هستم و موظف به رعایت حقوق انسانی. من یک طنزنویس هستم و مقید به رعایت حقوق بشری... من شارلی عبدو نیستم، من فرزین پورمحبی هستم. و به همین خاطر هم اصلا از این کار این مجله خوشم نیامد. بدون آنکه با کسی دعوایی داشته باشم، اعتراض می کنم؛ چراکه به همان میزانی که برای حریم شخصی دیگران احترام قائلم، برای حریم شخصی خودم هم احترام قائلم ... طبق همان قانون آزادی بیان . انتهای پیام
من قاتل همسرم هستم!
نمی دیدم. ایمان در ادامه اعترافاتش عنوان کرد: سحر زمانیکه عصبانی می شد دیگر قابل کنترل نبود و من نیز به همین علت سعی می کردم که با او جر و بحث نداشته باشم اما زمانیکه موضوع سعیده و خانواده اش را مطرح کرد در یک لحظه کنترل خودم را از دست داده و شروع به مشاجره لفظی با او کردم؛ سحر قصد ایجاد سر و صدا در داخل ماشین را داشت و من نیز برای ساکت کردن او گلویش را گرفته و فشار دادم تا ساکت شود اما
فعالیت بدون مجوز را به هیچ عنوان تایید نمی کنم
جاخورده بودم که چند دقیقه بعد بدون خداحافظی آن محل را ترک کردم. تصمیم گرفتم آن قدر قوی شوم که وقتی پای یک قرارداد نشستم، حداقل به شعور و هنر من توهین نشود. مشکلاتی که از آنها سخن گفتی مربوط به سال 85 بود یا همین حالا هم می توان این چنین برخوردهای غیرحرفه ای را از سوی تهیه کننده ها دید؟ در هر دوره زمانی میتوان مثال های مشابهی یافت. این در حالی است که متاسفانه در شرایط فعلی اگر هنرمند جوان اسم و
رضا شاهرودی ازامام زاده حسن تا دالیان/کاش خواسته های مایلی کهن را انجام می دادم
این مسایل باعث شد تا از این تیم جدا شوم اما به همین خاطر 2 سال از بهترین روزهای فوتبال خود را فقط با پرسپولیس تمرین کردم و حتی حق حضور در بازی های دوستانه را هم نداشتم زیرا باشگاه آلتا منتظر کوچکترین بهانه ای برای شکایت از من بود. * چقدر از آلتا پول گرفتید؟ 300 هزار مارک باشگاه پرسپولیس و 120 هزار مارک من دریافت کردم. * بعد از آلتا به دالیان رفتید در آنجا چقدر پول
ارجاع قراردادهای 12 هزار تومانی به کمیته اخلاق
اعلام کرده بود وی مجوز بازی ندارد گفت: گزارشات متنابهی دراین باره به کمیته اخلاق رسید و مورد بررسی قرار گرفت. وی تصریح کرد: نظر کمیته اخلاق این است که عیسی اندوی مشکلی برای بازی کردن در تراکتور ندارد. بعد از شکست تراکتورسازی در هفته شانزدهم لیگ برتر مقابل فولاد خوزستان رسول خطیبی به خاطر عملکرد ضعیف حامد لک او را از تیم کنار گذاشت. باشگاه تراکتورسازی برای جذب یک دروازه بان
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (30 دی)
که سینما را به خود متعلق می دانند و فکر می کنند که فیلم های آنها همیشه باید فروش داشته باشد. این کارگردان در ادامه درباره فیلم گورداله نیز بیان کرد: این فیلم لحظات فانتزی و شیرینی دارد و اوج و فرودهایی دارد که مثل باقی قصه ها به شکل روایتی انجام می شود. این قصه یک قهرمان به اسم گورداله دارد و همچنین دو راوی کبوتر در طول قصه داریم که هنگامه مفید و شهره لرستانی گویندگی این شخصیت ها را بر
زمستان؛ فصل زرد کارگران فصلی
/> در میان جمع کارگران که حاضر می شوی، دردها یکی یکی سرباز می کند و زخم های جراحت چرکین شان از روزهای سرد و بی رحم زمستان زندگی عود می کند. نداری و بی پولی درد بزرگی است چون نان آور بی نان را خجل زن و فرزند چشم به راه می کند و اگر پولی نباشد، رنگ بچه ها هم مثل فصل زرد بیکاری، زرد و زردتر می شود. در میان شادی و خنده همسالانشان از شوق دست های پر بابا که با میوه و گوشت و
رفتن به قرار عاشقانه با چاقو
داشت بیشتر می شد. خواستم با چاقو به دست مقتول ضربه بزنم اما نوک چاقو به گردنش برخورد کرد و خون جاری شد. فرصتی پیدا کردم و توانستم از پارک فرار کنم، بدون اینکه فرصت پیدا کنم موتور را بردارم. جای خلوتی چاقو را شستم و به راهم ادامه دادم. مأمور پلیسی را دیدم که در حال گشت زدن بود. از دور مرا که دید فرمان ایست داد که توجه نکردم و دویدم. وقتی برگشتم، دیدم که مرا دنبال می کند. خیلی زود به من رسید و درگیر
رونالدو روزی 24 ساعت به بهتر شدن فکر می کند | جای مودریچ و په په در تیم برتر سال خالی بود | حرف های ...
تفکراتت دفاع کنی. صداقت داشته باشی و ...." بهترین مربی ات؟"خوش شانس بودم که مربیان بی نظیری داشتم و در کنار همه آنها موفقیت هایی کسب کردم : دل بوسکه، پلگرینی ، بنیتز ، آنچلوتی و ...سخت است که بتوانم یکی را انتخاب کنم ، از همه آنها چیزهایی یاد گرفتم و هر کدام به من کمک کردند تا بازیکن بهتری شوم." توئیتر:" یک ابزار عالی برای من است تا بتوانم به مردم گوش بدهم. همه بازیکنان باید از آن
کتابفروشی، پول قارون، صبر ایوب و عمر نوح می خواهد/ خاطرات مدیر انتشارات خیام از شهریار، بیژن ترقی و ...
در شاه آباد کار می کرد. بعد از آن مستقل می شود و به ناصرخسرو می آید و کتابفروشی خود را باز می کند. من هم در سال 41 از پدرم جدا شدم و به شاه آباد آمدم و به کار پرداختم. درباره پدر خود بگویید. پدرم در سن 25 سالگی از برادرش جدا شد و در ناصرخسرو کتابفروشی خود را باز کرد. او علاقه داشت نام خیام را برای کتابفروشی انتخاب کند اما مشروب فروشی در همان نزدیکی به همین نام باز شده بود و
عراق: ایران و آمریکا به سوی توافق پیش می روند
در عراق نیز مشارکت کردند؟ - بر اساس اطلاعاتی که دارم، در مجموع 3 دخالت هوایی از طرف هواپیماهای ایرانی در آسمان عراق صورت گرفت. یکی در آگوست گذشته ( مرداد ماه) و 2 مورد در نوامبر گذشته (آذرماه)، که هر سه عملیات برای شناسایی صورت گرفت . • یعنی هیچ عملیات بمباران هواپیماهای ایرانی در عراق ثبت نشده است؟ - چنین عملیاتی ثبت نشده است. پس از جنجال رسانه ای که به راه افتاد
زندگی شگفت انگیز یک طلبه نخبه با 8 فرزند!
هم که بودیم این محمدعباس را از حضرت عباس خواستم. توی کل خاندان ما به زیبایی تک است. خدیجه را هم همین طور. * سر پیری بچه دار شد! از معجزات زندگی ما این است که هر کسی به خانه ما رفت و آمد داشته، بی استثنا بعدش بچه آورده است. همسایه بالایی یک بچه داشت. می آمد می دید ما سر سفره صبحانه دهن این بچه و آن بچه غذا می گذاریم.دیدیم می رفت توی لاک خودش. بعد خانم گفت: دارند بچه می آورند شیرین
بشردوستی اعتبار می آورد
گرفت می دانستم برای ادامه راه به حمایت من نیاز دارد. او همیشه در اندیشه تحقیق و علم اندوزی و اشاعه نام ایران در دیگر کشورهای جهان است . همسر دکتر عمادی خاطره ای را از ماموریت های همسرش به یاد می آورد؛ وقتی در بم بود یک شب با من تماس گرفت و احساس کردم می خواهد موضوعی را با من درمیان بگذارد اما به خاطر اینکه در خانه مهمان داشتیم نتوانستم با او صحبت کنم. به او گفتم خواب عجیبی دیده ام و نمی
پخش مستند 10، 4.5، 3.5 از شبکه افق
تأمین هزینه عمل پیوند فروخت؛ او خود در این زمینه می گوید: از آنجایی که ما طلبه ایم و مردم ما را مروج دین می شناسند باید خودمان را با ائمه اطهار (ع) هماهنگ کنیم همانطور که پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در متن اجتماع بودند و مشکلات مردم را حل و فصل می کردند. تقریباً 10 سالی است که شب های جمعه سعی کرده ام این بخش از فرمایش ائمه (ع) را سرلوحه خودم قرار دهم و در اجتماع حضور داشته باشم . احترامی
داستانِ دوستانِ رفته ام جان را گداخت!
کوتاهی شد و امید است از این بابت مرا ببخشی! بخشی دیگرش را بگذار برای هدیه تولد فرزندی که در راه داری تا هم من جبران مافات کرده باشم و هم قدم آن فرزند تو راهی، هنوز نرسیده برایت خیر باشد. می ماند یک بخش دیگر که حق التحریر توست بابت دوسه کتاب شعرِ گردآوری شده توسط من و استاد شاهرخی که در آینده به دستت می رسد تا غلط هایش را بگیری و ویرایش نهایی کنی. ... روح بلندش شاد! انتهای پیام/
اینجا مزار قهرمان کودکی های من است
در آن سالها. و همان جا، برای اولین بار، حسین رزمنده را دیدم که با صدای زیبایش برای هم قطارانش، ترانه جنگ می خواند: دایه دایه وقت جنگه...ای قطار بالای سرم پرش فشنگه... . در میان آن همه اشک و لبخند و وداع، دور از چشم مادرم، با هر زحمتی که بود، از درب ورودی چمن استادیوم، خودم را رساندم به پدرم، که داشت از جایگاه سخنرانی پایین می آمد. مرا در آغوش گرفت و از من خواست تا به سکوی استادیوم
غیر استقلالی ها نباید به رابطه میان پورحیدری و قلعه نویی ورود کنند
در این رابطه صورت گرفته و دو برنده اشتقلال و پرسپولیس در حال فروش است. در حالی که AFC این دو باشگاه را شرکت می داند و آن ها تنها شرکت را می شناسند نه برند را. واضح تر می گویید؟ ببینید،برند همانی است که امیررضا خادم در فصل گذشته آن را به فروش رساند.البته از نظر من، رقم 150 میلیارد برای فروش این دو باشگاه مبلغ مناسبی است. آیا قصد خرید استقلال را ندارید؟ هرگز. من برای خرید