سایر خبرها
پیمانکار تصادف های ساختگی از جزییات این کسب و کار می گوید
می گیرد. بعد از ترامادول، با انسولین به ساق پایم لیدوکاین تزریق و بعد شروع به ماساژ دادن کرد تا انسولین پخش شود. روی شکم دراز کشیدم، پای راستم را داخل شکم جمع کردم و زیر پای چپ یک بالش گذاشتم تا ضربه به استخوان نازک نی ساق پا وارد شود. چشم هایم را بستند و یک حوله هم داخل دهانم گذاشتند؛ صورتم روی زمین بود و دست پیمانکار را محکم گرفته بودم، دیگر چیزی نمی دیدم ولی همه چیز را حس می کردم، داشتم خودم را
ماجرای مستندی که در واکنش به نظریه داماد لرستان ساخته شد
قرار دارد و دوم اینکه جشنواره رسول آفتاب در چه جایگاهی قرار دارد. سطح قصه نویسی ما در حد متوسط است و نباید اغراق آمیز صحبت کرد. این را از جشنواره هایی که برگزار می شود می گویم و می دانم سطح بعضی از جشنواره های داستان کوتاه نویسی که بنده به عنوان داور بودم چگونه است. نه از زبان خودم، بلکه از زبان داورهای خوبی که انتخاب کردیم می گویم، جناب آقای احمد شاکری، جناب آقای جهانگیر خسروشاهی، سرکار خانم راضیه
سیدالکریم(ع) فرستاده امام هادی(ع) برای حکومت ری
مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند ( عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است. حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) فرمود : به حضرت جواد (ع) عرض کردم ، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما ، حضرت فرمود ، پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین (ع) روایت کرده که فرمود : شما هرگز نمی توانید مردم را بوسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجّه سازید
تاریخ بزرگ انقلاب نقطه عطف آثار پدر بود
نهضت اسلامی- که خود اولین مورخ آن بود- را چگونه دیدید ؟ بسم الله الرحمن الرحیم. مرحوم پدر از صمیم دل به انقلاب عشق می ورزیدند و وقوع و پیروزی انقلاب را مرهون زحمات و رنج های روحانیت آگاه شیعه و به ویژه حضرت امام می دانستند. به همین دلیل به نظر بنده ابداً تصادفی نیست که ایشان در روز 19 دی یعنی روز قیام مردم قم و آغاز انقلاب اسلامی رحلت کردند و 29 بهمن یعنی در قیام مردم تبریز و نقطه عطف
جریان اصلاحات دوست ندارد گذشته اش فاش شود/ اولین حصرتاریخ انقلاب را امام انجام داد /حاتمی کیا گفت ...
بازجویی ریگی را نشان بدهد 30 یا 40 ساعت است، اصلا مهم نیست باید نشان بدهید. بازجویی مهدی هاشمی برادر داماد منتظری را بیایند نشان بدهید. بازجویی های آقای شریعتمداری را نشان بدهید. اولین حصر را در جمهوری اسلامی خود امام انجام داد. آیت الله شریعتمداری را حصر کرد. ما نمی خواهیم هزینه تاریخ نگاری را بدهیم. هزینه روشنگری را بدهیم و مسئولان ترسوی فرهنگی ما ترجیح می دهد که کار درست را انجام ندهند. جریان چپی
روزی سرباز امام روح الله بود و روزی دیگر سرباز آقا سیدعلی/ عهد و پیمان حاج محمدرضا با امام حسین(ع) رنگ ...
خانواده ام میخواهم اگر خداوند توفیق شهادت به من داد برای من ناراحت نباشند. که من اگر در جنگ شهید نشدم خیلی ناراحت بودم که چرا از صف شهدا جاماندم و ناراحت حال خودم بودم. عزیزانم مرا حلال کنید اگر شما را اذیت کردم و از همه دوستان می خواهم که مرا حلال کنید. اگر به کسی اذیتی کرده ام مرا حلال کند که من در پیشگاه خداوند دستم خالیست و اگر من شهید شدم مرا در گلستان شهدای یزد آباد در کنار دیگر
فیروزه، لاجورد و شاه مقصود ؛ نان حلال مهاجرین افغانستانی در میانه نقره و سنگ
که انگشترها را مرتب می کند، می گوید خدا خیر بدهد نادر را، کم آورده بودم، از پس مخارج زندگی و اجاره نشینی با پدر و مادری مریض و خرج زن و بچه ها بر نمی آمدم، خانم، ما سر سفره پدر و مادرمان بزرگ شدیم، از کودکی پدرم یاد داده برای هر ریال باید عرق ریخت و زحمت کشید، پول مفت به ما نمی سازد اصلا به گروه خونی ما نمی آید، خلاصه اینکه خدا خیلی کمکم کرد، برکت به زندگی ام آمد، چند وقتی است توانسته ام یک خانه
چرا ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) برابر با ثواب زیارت امام حسین (ع) است؟
فرزند عبد اللّه فرزند علی، فرزند حسن، فرزند زید، فرزند امام حسن، فرزند علی بن ابی طالب علیهم السّلام. صاحب بن عبّاد، در وصف دانش عبد العظیم فرموده: ابو تراب رویانی روایت کرده که گفت: از ابو حمّاد رازی شنیدم که میگفت: در شهر سرّ من رأی بر حضرت امام علیّ النقی علیه السّلام وارد شدم، پس پاره ای از مسائل حلال و حرام خود را، از آن حضرت پرسیدم. سؤالات مرا پاسخ دادند، زمانی که برای
نقش پدرم در انقلاب با یک سریال کمرنگ نمی شود/بخشهایی از سریال معمای شاه به دور از واقعیت است
به گزارش امیدنامه ،مشرح این گفت و گو در ادامه می آید: خانم طالقانی، به نظر شما سریال معمای شاه به کارگردانی محمد ورزی که این روزها از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال پخش است، تا چه اندازه توانسته واقعیت شخص آیت الله طالقانی را به تصویر بکشد و آن چه که به تصویر می کشد تا چه حد با واقعیتی که شما از ایشان می شناسید، مطابقت دارد؟ به طور کلی، در این سریال عملکرد، مبارزات و فعالیت های آیت الله طالقانی بسیار مختصر و خلاصه به تصویر کشیده شده است و حتی قسمت هایی از این سریال به دور از واقعیت است. این اعتراض بر این سریال وارد است که چرا برخی قسمت ها بیش از حد طولانی و به تفصیل است اما نهضت آزادی (جبهه ملی اول و جبهه ملی دوم)، این قدر کوتاه و تبعیض آمیز به تصویر کشیده شده اند. بنابراین در بهترین حالت، می توان گفت که این سریال شصت درصد با واقعیت آیت الله طالقانی مطابقت دارد. برای مثال هنگامی که در این سریال نشان داده می شود که هنگامی که مأموران به خانه ایشان حمله می کنند، وی به صورت مأمور سیلی می زنند و مأمور در حوض منزل می افتد؛ در حالی که این موضوع به هیچ وجه واقعیت ندارد. من این موضوع را از کسانی که آن هنگام در منزل حضور داشتند پیگیری کردم و به این نتیجه رسیدم که هرگز چنین اتفاقی نیفتاده و ...
روایت دخترِ شهید دفاع مقدس از 8 سال زندگی با شهید مدافع حرم
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، همسرش را سه سال پیش در جریان جنگ سوریه از دست داده است، زهرا امامی حالا بعد گذشت سه سال از شهادت همسر به خوبی می داند مسیری که محمد حسن در آن قدم گذاشته امتداد عاشورا است که به ظهور حضرت حجت (عج) ختم می شود. همان راهی که سال ها پیش خون پاک پدر آن را آبیاری کرده است. سال ها فرزند شهید بوده و از سال 92 نیز بار سنگین همسری شهید را به دوش می کشد
آقای مرحوم امام در سال 54 خواسته بودند مجاهدین را تایید کنند
حول دادگاه سران نهضت آزادی فعالیت می کردم دستگیر شدم و چند روز فرماندهی نظامی بودم. چهار روز بعد هم رفتیم شهربانی و بعد هم قزل قلعه! خودتان در دلتان بود که ممکن است کارتان به تفنگ دست گرفتن برسد؟ آن موقع تا قبل از 15 خرداد به هیچ وجه! حتی ما یک بار رفتیم منزل آقای رحیم آقا عطایی که برادر زرین عطایی، خانم مهندس سحابی، جزء هیات اجرائیه نهضت بودند. می گفت یک عده بودند می گفتند
آیت الله جمی بسیار به آیت الله مطهری علاقمند بودند
سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از تبیان؛ بخش تاریخ: صدیقه جمی گفت: دلم برای حافظ خوانی پدرم خیلی تنگ می شود و یا برای صدای مهربانشان که صبح ها وقتی برای نماز صبح ، من و خواهرم را صدا می زدند، می گفتند، اصحاب خواب! برخیزید بخش تاریخ و تمدن جوان ایرانی خانم صدیقه جمی فرزند آیت الله جمی سالیان درازی است که در خارج از کشور زندگی می کند، با این همه تمام کلام و خاطراتش
بنیاد در آینه مطبوعات
جبهه رفت. بار ششم که قصد رفتن داشت، ما هم قصد رفتن به سفر سوریه داشتیم. به او گفتیم شما وظیفه ات را خوب به انجام رساندی. بمان و درست را ادامه بده. همان زمان دانشگاه قبول شده بود. خلاصه ما رفتیم سفر و او هم دوباره راهی جبهه شد. به مادرش گفته بود: به پدرم بگو خیال کند نرفتیم جبهه و سالم ماندیم و دوتن غذای بیشتر خوردیم. من دوست ندارم در رختخواب بمیرم. سال 1361 بود. از سوریه برگشتیم و چندهفته بعد خبر شهادتش را آوردند. 14بهمن بود. پیکرش سر نداشت. ناراحت بودیم اما امانت خدا بود. سیدهادی هم چندسال بعد از سیدمهدیرفت و همان بار اول که رفت دیگر برنگشت و به جاویدالاثرها پیوست. ...
کتابفروشی پدر یک وزیر در ناصر خسرو+عکس
شهدای ایران : پیرمرد ، چشم هایش را انداخت روی کتاب های خاک گرفته روی میز و گفت: الحمدلله ؛ و دودوی مردمک های بی قرار 93 ساله او، همان جا آرام گرفت، روی مجمع البیان و شرح مفتاح الغیب . کتابفروش کهنه کار خیابان ناصرخسرو تازه داشت آستین های قبای نازکش را بالا می زد تا یا ذوالجلال و الاکرام گویان برود برای دست نماز که میهمان ها از راه رسیدند؛ میهمان های ناخوانده، آن هم صلات ظهر. او خوش
آخرین وضعیت بیمارستانی در کرج که بیماران را روی زمین می خواباند
کنند توضیح می دهند: بیمارستان شلوغیه. اما اسم و رسمی قدیمی داره. از نظر دکتر ها خیلی خوبه و از نظر شلوغی بده. ما به اینجا اطمینان داریم. بیمارستان سابقه داریه. ادامه حرف های این زن را مرد 35 ساله ای می گیرد که همسرش 2 شب پیش بچه اش را از دست داده است. او می گوید: خانم قراره ساعت 4 همسرم را ببرند اتاق عمل برای کورتاژ. بچه ام دو ماه بود که ضربان قلب نداشت. از صبح نه بهش صبحونه دادن نه ناهار. فقط یک
کارتن خواب هایی که گُل فروش شدند
بالاخره یک کارگاه سفال سازی داریم که در آن 10 نفر کار می کنند. درمجموع 10 نفر در گلخانه ها و 10 نفر در کار فروش هستند. با این کار 30 نفر از بچه های بهبودیافته کارتن خواب توانستند صاحب شغل شوند. در این آدم ها از دختر 17-16 ساله تا خانم 50 ساله پیدا می شود. پدر و مادرم بین من و مواد، مواد را انتخاب کردند سمیه یکی از کم سن و سال ترین افرادی است که به طلوع می آید. دختر نوجوانی که
همسر شهید احمد جلالی نسب گفت: ما از همان ابتدا با هم عهد بسته بودیم. قرار من و همسرم بر این بود که ...
، همسر شهید احمد جلالی نسب که همین چند روز پیش در 20 آذرماه 95 به شهادت رسید، یکی از همین زنان است. چند روزی می شود که خبر شهادت همسرش را شنیده و می داند که جاوید الاثر است اما همچنان چشم در راه آمدن کوچکترین نشانه یا پلاکی از همسرش روزها را می شمرد. وقتی با معصومه شم آبادی همصحبت می شویم، از شرط ابتدای آشنایی با همسرش می گوید. شهید جلالی نسب همان ابتدا به همسرش می گوید می خواهد همه زندگی اش خدمت به
ارغوان رضایی: تنیس در ایران پیشرفت نمی کند
به گزارش گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا، در ادامه مشروح گفت وگوی شهروند با ارغوان رضایی در آستانه بازگشت به دنیای حرفه ای می آید: از وضع فعلی تان بگویید و این که چه زمانی به دنیای حرفه ای تنیس برمی گردید؟ 3، 4 ماهی است که دوباره بدنسازی را شروع کردم و تمام وقتم را برای بدنسازی گذاشتم و به تدریج تنیس را هم تمرین می کنم. برنامه ام این است که در پایان ماه ژانویه مسابقات خودم را آغاز کنم و به مرور ب
خواستگاری پشت جبهه و شستن ظرف های نذری
روزهای اعلام پایان جنگ می گوید و ادامه می دهد: وقتی شنیدند امام(ره) از دنیا رفتند، گریه می کردند، من هم گریه می کردم؛ حاج آقا در همان حال می گفت، چرا این جنگ باید باعث شود که امام(ره) از دنیا بروند از طرفی هم برای اینکه کمتر شهید و مجروح می دهیم خوشحال بودند، روزی که امام(ره) رحلت کرد، گویی هر دومان پدر از دست داده بودیم و در منزل مان گریه می کردیم. وی درباره احساس خودش در دوران رحلت امام
کار غیر انسانی و باورنکردنی پدر مشهدی با دختر یک ساله اش!
می دانستم که آن ها با مشکلات خاصی دست به گریبان هستند؛ بنابراین بدون آن که دخترم چیزی از من بخواهد سعی می کردم خرج و مخارج زندگی آن ها را بپردازم. حتی علاوه بر وجوه نقدی که به آن ها کمک می کردم هر چیزی که برای خانه خودم می خریدم برای آن ها هم همان چیز را می خریدم. سپس وکیل شاکی با اذن رئیس دادگاه به دفاع از موکل خود پرداخت و گفت: همان طور که ریاست محترم دادگاه عنوان کردند باید موضوع تقدم یا تاخر
وقتی آن صحنه را دیدم دنیا برایم تیره و تار شد! / متوجه شدم این کارهای همسرم از دوران مجردیش مانده است!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، زن جوان در حالی که مدعی بود همسرش او را تهدید به جدایی از فرزند شیرخواره اش کرده است، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سناباد مشهد گفت: من در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم و پرورش یافته مجالس روضه و هیئت های اهل بیت(ع) هستم. در دوره دبیرستان تحصیل می کردم که سرو کله خواستگاری پیدا شد که در همان ابتدا خودشان را همانند خانواده ما معرفی می کردند و چون پدرم
ناقوس کلیسای آبادان به صدا در آمد/تبریک به تنها خانواده مسیحی شهر
نتوانستند برای حضور در برگزاری این آئین به آبادان بیایند، گفت: در خانه بودم که حس عجیبی سراپای مرا فرا گرفت به همین دلیل به اینجا آمدم، درهای کلسا را باز کردم و چراغهایش را روشن کردم . وی افزود: همشهریان مهمان نواز و خون گرم آبادانی ام با حضور پرشور و پرتعداد خود در این محل و تبریک این روز به من و خانواده ام شور و هیجان خاصی را در من ایجاد کردند که قدردان همه آنها هستم . کاروازیان
موانع پیش روی فعالیت های علمی، کارشناسی و حرفه ای در ایران
فیزیکی در دانشگاه بودم، جهت جبران صدمه روانی وارده به خودم، بعد از این ماجرا و انصراف از تحصیل و خرید خدمت سربازی، ضمن مطالعه عمیق حقوق اعتبار سنجی دانشگاهها و آشنائی با سیستمهای اعتبار سنجی بین المللی دانشگاههای دنیا، ارتباطات مجازی خودم را با دانشگاههای مادر دنیا بیشتر قویتر کردم. در سال 1378 که سارقین خیابانی به قصد دزدیدن کیف دستی، پدرم را در وسط خیابان به قتل رساندند، از بازارسنتی
بانوی امدادگر مطرح کرد؛ بازگو کردن صحنه های جنگ بسیار دشوار است/ 13 ماه به دیدن فرزندانم نرفته بودم
و بازار فیه پیش آمده بودند و آبادان در محاصره بعثی ها افتاد. اوضاع شهر بسیار بسیار خطرناک و مشکل ساز بود ما می ترسیدیم که خدای نکرده به دست سربازان ظالم و بی رحم عراقی بیفتیم. با این همه خواهران تصمیم گرفتیم وصیت نامه بنویسیم و به فرمانده آن وقت، بدهیم که ما حاضریم قبل از اینکه اسیر عراقی ها شویم درخاک و کشور عزیز خودمان به شهادت برسیم و از وی خواستیم که ما در یک صف منظم بایستیم و با شلیک گلوله
هزینه درمان به لیست ناتوانی های جانباز شیمیایی اضافه شده است
/> خودش را هوشنگ قادریان معرفی می کند و با صدای بغض آلود می گوید آن زمان برای لبیک گفتن به فتوای امام خمینی (ره) برای دفاع از مهین و خاک جمهوری اسلامی راهی جبهه شدم و از رفتن به جبهه پشیمان نیستم چراکه اگر ایستادگی هم رزمان و هم قطاران و همه رزمندگان جبهه های جنگ نبود امروز چنین امنیتی در کشور نبود. خس خس سینه و سرفه های پی درپی باعث می شود که چنددقیقه ای را سکوت کند و به کمک اسپری نفسی تازه
گفت وگو با فرج علیپور به بهانه برگزاری کنسرت آیین شب چله لری در قلب پایتخت
متکا می گذاشتند که خوابش نبرد و او در خواب و بیداری کودکانه هم خوب می نواخت. در چهارده سالگی یک نوازنده تراز اول بود که خوانندگان سرشناس او را روی دست می بردند و قبل از بیست سالگی با همه ستاره های آواز لری همکاری کرده بود. بعداً در همان سنین جوانی، خوانندگی را هم آغاز کرد و الان از ستاره های ساز و آواز موسیقی لری و از چهره های برجسته موسیقی ایران است. استاد فرج علیپور به همراه
روایت دانش آموزی که پایش بعد از عمل کوتاه شد
باشم. چون خیلی خطرناک است. می گویند زن و مرد ندارد. ممکن است مسافرت زن باشد، ولی مواد جابه جا کند یا چیزی تو ماشینت بگذارند یا با یکی دست به یکی کنند، وسط جاده چاقو بگذارند زیر گلویت ماشینت را ببرند. می گویم چه کار کنم جناب سروان، من اگر خرجی اینها را ندهم که نمی شود. مادرم، همان که مرا به فرزندی گرفت، آلزایمر گرفت. 6 سال مریض بود، بعد هم عمرش را داد به شما. الان مانده پدرم. پدرم 86 سالش
روایت آخرین خواسته های شهید ذوالعلی از اهل خانه
نام فرزندش را به زبان می آورد، نفس عمیقی که نشان از درد جدایی داشت، می کشید. لحظه ای آرام می گیرد و در ادامه روایت خبر شهادت فرزندش، می گوید: آن روز، روزه بودم. ساعت 9 و نیم صبح پسرم به خانه زنگ زد و سراغ برادرش احسان را گرفت. گفتم خواب است. با صدایی لرزان پاسخ داد: زودتر بیدارش کنید. احسان تصادف کرده است. سراسیمه خودم را به اورژانس بیمارستان رساندم. پسردیگرم و دوستان امیرحسام در بیمارستان بودند
چهل سال مصاحبت با الهی
. آقای میلانی دکتر برای من آورد، به دکتر هم گفتم: هفت حمد بخوانید و بروید. گفت: آقای الهی مرا مسخره کرده اند و رفت! با همان حَبِّ هفت حمد معالجه شدم. پس از چند ماه به تهران مراجعت نمودم. می فرمودند: این سیلی از طرف حق بود که به من وارد آمد . ز تو گر تفقد و گر ستم، بوَد آن عنایت و این کرَم همه خوش بوَد ز تو ای صنم، چه وفا کنی چه جفا کنی گناه عشق چهل سال شاهد
می خواستم بچه ننه نباشم، معتاد شدم!
نمانده بود که پدرم فوت شد. نزدیک چهلم او مواد کشیدم با این تفکر که می توانم راحت کنار بگذارم اما نشد و بدبختانه همه چیزم را از دست دادم؛ نامزدم، کارگاهم و کل پس اندازم را. افسردگی گرفته بودم و معده ام هم خونریزی می کرد. 20 روز آخر اعتیادم توی پارک کارتن خواب شده بودم. منبع: جام جم