سایر منابع:
سایر خبرها
محاکمه داماد به اتهام 3 جنایت
ایران نوشت: پرونده مرد جنایتکار که با هجوم به خانه مادرزنش همسر، مادرزن و یکی از آشنایان خانوادگی را به قتل رسانده بود برای رسیدگی در اختیار قضات دادگاه کیفری کرج قرار گرفت. در این جنایت که بعدازظهر 27 تیر 90 رخ داد، مأموران کلانتری 24 کمالشهر با اطلاع از جنایت خونین راهی محل حادثه شدند. آنها پس از ورود به خانه با مرد جوانی روبه رو شدند که چاقویی در دست داشت و با لباس های خون آلود به
جزئیات تکان دهنده از شغلی به نام دیه بگیری
سختی گذراند اما سودای تغییر وضع خود و خانواده اش به هر قیمتی را داشت که به صحنه سازی با استخوان و زخم های عمقی در پوست رسید. در سال های زخم سازی و دلالی شکستگی های دیگران، بر دانشجویی 19 ساله چه گذشته و چه شد که از تجارتی که در آن به فن وتجربه هم رسید، حالا تصمیم دارد کم کم از این کار دست بکشد. داستان نخستین تجربه خودت را ادامه بدهیم؛ ساعاتی قبل از مسافرت به همراه دو نفر دیگر خانه دکتر
ویرانگری جنسی در میان دانش آموزان!
فرزندانشان عقب تر هستند. این خودش یک چالش است. چطور در چنین شرایطی باید انتظار داشته باشیم پدر و مادری فرزندشان را کنترل کنند؟ وی با اشاره به اینکه از سویی بحران جنسی جامعه ایران از خود پدر و مادرها آغاز شده است تاکید کرد: وقتی پدری به مادری خیانت می کند و مادری به پدر، چطور انتظار داریم فرزند سالمی از این خانواده بیرون بیاید؟ این روان شناس در ادامه گفت: پدر و مادر باید خانواده را
یک روز با بچه های مرکز نگهداری کودکان کار
بیرون آن فضای نمور، تاریک و سرخورده منبع آب بچه ها یله داده اند کنار دیوار و دارند با گچ هایی که در اختیارشان گذاشته شده، نقاشی می کنند. هر کسی آزاد است آن چه را می خواهد بکشد و بچه ها از این آزادی تنها به دو، سه شکل اکتفا می کنند: تصویر مادر ، تصویر مادر و باز هم تصویر مادر . مادر بعضی ها ایستاده در یک باغچه و لبخند می زند، مادر بعضی دیگرشان، گوله های درشت اشک به چشمش آویزان شده و مادر یکی، دو نفر هم پر درآورده و در حال پرواز کردن به سوی آسمان است و اتفاقا همین نظم است که در پس آن همه آشفتگی دیده می شود؛ نظمِ عشق به مادر. ...
5 ساحت مختلف زن در شهرزاد کدام بودند؟!/پشت پرده هایی که پیام اجتماعی دارند
های فرهنگی و اجتماعی است. به نظرتان شخصیت شهرزاد، بخصوص وقتی که منش و علائقش در تقابل با شیرین و خواهر بزرگ خودش قرار می گیرد، تا چه بازتاب دهندۀ زن مدرن و نوظهور ایرانی در دهه های 1320 و 1330 است؟ به نظرم در این سریال پنج ساحت متفاوت از زن به چشم می خورد. زنی که دارد مدرن می شود ولی با خیانت؛ مثل همان خدمتکار جوان خانۀ بزرگ آقا. دوم، زن سنتی و خادمی که تا آخرین لحظۀ عمرش وفادار است
قتل به خاطر مهریه
به گزارش گروه جامعه خبرگزاری میزان،چند روز بیشتر تا مراسم بله برون نمانده بود. من از همان روز اولی که سیمین رادرپارک دیدم، شیفته ظاهرش شدم و تصمیم قطعی ام را برای ازدواج با او گرفتم. قبل ازدوستی با سیمین، دوستان و آشنایان، چند دختر را که جایگاه اجتماعی و خانواده خوبی داشتند برای ازدواج معرفی کرده بودند اما من که به ظاهر افراد اهمیت زیادی می دادم آنها را نپسندیدم. بعد از دیدن
دیدار دو خواهر پس از نیم قرن جدایی
. عذرا هرگز پدر را ندیده بود اما آنقدر عمه زهرا از شباهت آنها گفت که در همان دقایق دیدار، تصویری گنگ و مبهم از پدر در ذهنش نقش بست. خواهرش، طاهره که 8 سالی از او کوچکتر بود، اما از کودکی تا زمان مرگ پدر در کنارش بود و از او خاطرات زیادی داشت تا برای خواهرش تعریف کند؛ می گفت: پدرمان مهربان و دلسوز بود و آخرین ماه های عمرش مرتب می گفت؛ می خواهم دختر گمشده ام را در کرمان پیدا کنم. پدر پس از
برای حفظ آبرویم باید می سوختم و می ساختم!
جا نمی رسید. حتی به توصیه مادرم، با کلی خواهش و التماس بچه دار شدم اما هیچ چیزی عوض نشد. با آمدن بچه دیگر نمی توانستم براحتی حرف از طلاق بزنم. به قول معروف برای حفظ آبرویم باید می سوختم و می ساختم و دم هم نمی زدم. تقدیرم را پذیرفته بودم تا اینکه آن بسته ها را در جیب شوهرم پیدا کردم. زن جوان درحالی که اشک هایش را پاک می کرد ادامه داد:آن روز می خواستم لباس های آرش راداخل لباسشویی بیندازم که چند
نفس های مجید 9 ساله به شماره افتاده
پسر کوچکش می گفت زینب 10 ساله در آشپزخانه به جای مادرش کدبانو بود و چای آماده می کرد و صدای استکان ها که به هم می خوردند شنیده می شد. مادر زینب و مجید به دلیل بیماری یکی دیگر از بچه هایش به بیمارستان رفته بود. وقتی از پدرش درباره سن زینب و مجید پرسیدم برایم جالب بود که سن فرزندانش را خیلی دقیق گفت که زینب 9 سال و 11 روز و مجید 10 سال و یک ماه دارد.این پدر با همه مشکلات اما از دیگر فرزندانش غافل نشده
هشدار رییس شورای فرهنگی و اجتماعی زنان در باره شیوع بلوغ زودرس جنسی در جامعه
پدرش معلوم نیست و یک عمر محکوم به انواع و اقسام بدبختی ها است و از طرفی دیگر مادر هم دوست ندارد که مسئولیت این بچه را قبول کند و چون پدر مشخصی ندارد این طفل مجبور است بدون پدر و مادر در جامعه بزرگ شود. وی با بیان اینکه بنابراین روابط خارج از چارچوب ازدواج را نمی پذیریم، اظهار داشت: این واقعیت وجود دارد از یک طرف دختر دلش می خواهد با جنس مخالف ارتباط داشته باشد و شدیدا در خودش این نیاز را می
سلاح اتمی(یکی از بزرگترین دروغ های قدرت های جهانی)
صدها هزار نفر سرباز امریکایی تمام شد دلیل دیگری بر رد سلاح هسته ای می باشد. چرا که اگر سلاح هسته ای داشت بیست سال طول نمی کشید. امریکا وقتی در توجیه جنگ ویتنام کم اورد به بهانه جلوگیری از نفوذ کمونیسم انرا چند ملیتی کرد و خروجی اینکار باعث بوجود امدن گروه های خطرناکی همچون خمر های سرخ شد که در کشورهای کامبوج, لائوس و خود ویتنام میلیونها نفر را قتل عام کردند. همچنین کودتای سال 91 میلادی
وقتی وارد خانه مجردی پدرم شدم، او را در وضعیت وحشتناکی دیدم!
به گزارش رکنا، ساعت 12 ظهر یکشنبه 12 دی ماه سال جاری دختر جوانی در تماس با ماموران کلانتری 148 انقلاب از ماجرای کشته شدن پدرش در خانه خبر داد و تیمی از ماموران با حضور در صحنه با جسد مرد 64 ساله ای که در خانه اش روی زمین افتاده بود روبرو شدند. بدین ترتیب تیمی از ماموران اداره 10 آگاهی تهران همراه بازپرس کشیک در صحنه جرم در خیابان فردوسی حاضر شدند و تحقیقات ویژه برای افشاگری راز این مرگ
من، فریبا معصومی ، 31ساله، معلولم، کارآفرینی می کنم
، حتی مخالف آمدنم بود. اما به او گفتم مگر ما چند تا منبع درآمد داریم. تو و پدر که پیر شده اید و من باید خودم را به عنوان یک کارآفرین، یک دارنده ی برند، ثابت کنم. باید بروم تا همه مرا بشناسند. بالاخره دختر خاله هایش او را یاری کردند: سرانجام دختر خاله هایم با من آمدند اما متاسفانه جای مناسبی برای خواب به ما ندادند. می خواستیم برویم خانه یکی از فامیلمان در تهران. تعداد پله هایش زیاد بود و
اگر از پیر شدن می ترسید بخوانید
، خانواده و شرایط فیزیکی ای که با آن متولد می شویم. در این میان اهمیت سن ما مثل اهمیت رنگ چشم ها یا نام پدر و مادر ما است. چه فرقی می کند که با چشم های آبی، مشکی یا قهوه ای متولد شویم؟ مهم این است که بتوانیم با آن چشم ها ببینیم. چه اهمیت دارد که نام پدر و مادر ما چه باشد؟ مهم این است که آن ها چه جور آدم هایی باشند. سن هم این گونه ساده و بی اهمیت است. مهم نیست 20 ساله باشید یا 40 ساله یا 80 ساله. سن و
حرف هایی که درباره رابطه عاشقانه درست نیست
خواهید کرد، با همسرتان در میان بگذارید. به همان اندازه ای که مادر یا پدر هستید، نقش خود را به عنوان یک همسر حفظ کنید. با همسر خود برنامه ریزی کنید و زمان و انرژی برابری برای حفظ یک رابطه ی صمیمی و ساختن خانواده تان اختصاص دهید. اگر طرف مقابل شما واقعا عاشق تان باشد، احساس شما را می داند. هیچ کس نمی تواند ذهن خوانی کند، هرچند زوج هایی که خیلی به هم نزدیک هستند، متوجهِ حالات صورت و
با اجرای کامل برجام، دیگر مشغول الذمه آمریکا نمی شویم!
بیارن، پدرشو در میارن حتما. حقیقتش ما خیلی ناراحت بودیم اما وقتی که رئیس جمهور را در تلویزیون دیدیم انقدر خوشحال شدیم و مادربزرگ اصغر انقدر خندید که دندان مصنوعیش از دهانش درآمد و خورد توی تلویزیون. به خاطر اینکه رئیس جمهور گفت بیکاری جوانان نگران کننده است، پدر اصغر خیلی برای سه تا بچه بیکار وزیر ناراحت شد و به برادر اصغر سرکوفت زد که یاد بگیر، وزیر کشور سه فرزند تحصیل کرده
متهم: همسرم دوستانش را به من و پسرم ترجیح می داد
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسیدگی به پرونده در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. ابتدای جلسه نماینده دادستان در شرح کیفرخواست گفت: متهم 35 ساله که جمال نام دارد، 24 اسفند ماه سال 93 به اتهام قتل همسرش بازداشت شد. جمال گفت: از چند سال قبل و بعد از تولد فرزندم به رفتار همسرم مظنون شدم. وقتی در این باره تحقیق کردم، متوجه شدم که با افراد غریبه ارتباط دارد. ماجرا را با خانواده اش در
اقرار به قتل میهمان در خانه مستأجر
به گزارش خبرنگار ما، متهم 47 ساله که ابراهیم نام دارد، اول خردادماه سال 93 مردی به نام اکبر را در خانه خودش به قتل رساند. روز حادثه ابراهیم مأموران پلیس را از حادثه با خبر کرد. او اتهام را به گردن زوج جوانی انداخت که مستأجرش بودند و مدعی شد که آنها بعد از حادثه متواری شده اند. زوج جوان که رضا 37 ساله و نیلوفر 38 ساله نام داشتند، چندماه بعد در سمنان بازداشت شدند، اما گفتند که عامل قتل ابراهیم مرد
پدرم پرچمدار کاروان کربلاییان شد
جهاد و رفتن و مدافع حرم شدن صحبت می کرد. در نهایت هم یک روز قبل از رفتن به سوریه به ما گفت که می خواهد راهی شود. ما از اعتقادات پدر اطلاع داشتیم از اینکه جانش را برای حضرت زینب (س) می دهد. خوب به یاد دارم هر روز عصر جمعه ما را در حیاط خانه جمع می کرد و برایمان روضه حضرت زینب (س) می خواند و همه ما هم گریه می کردیم. در نهایت پدر رفت. رفت و بعد از دو ماه و نیم بازگشت. وقتی آمد مرخصی ما او را به زور و
وقتی از کما خارج شد گفت می خواهم به سوریه بروم
با پدر شهید سیدمصطفی حسینی از شهدای فاطمیون مدافع حرم از طریق فرزند شهید داد محمد رحیمی آشنا شدم. پدر زحمتکشی که با رزق حلال یک شهید در دامن خانواده اش پرورانده است. روایت زندگی تا شهادت مصطفی حسینی را از زبان سید حیدر حسینی پدر شهید پیش رو دارید. من سید حیدر حسینی هستم. 60 سال سن دارم. سال 63 از افغانستان به ایران آمدم. شش فرزند دارم. سه دختر و سه پسر. مصطفی متولد 15تیر ماه سال 1367است. از
ایران روی گسل آسیب های اجتماعی
ها، پدر و مادر دارای حضور فیزیکی هستند اما متأسفانه حضور وجودی و معنوی آنان برای فرزندان محسوس نیست. در چنین وضعیتی، فرزندان به حال خود رها شده، ارتباط آنان با افراد مختلف بدون هیچ نظارت، ضابطه و قانون خاصی در خانواده صورت می گیرد. روشن است که چنین وضعیتی زمینه را برای خلأ عاطفی فرزندان فراهم می کند. در برخی خانواده ها پدر، مادر یا هر دو، بنا به دلایلی همچون طلاق و جدایی، مرگ والدین و... نه حضور
گفت وگو با کارگردان فیلم سینما نیمکت / درخت ها بی اجازه شما سبز می شوند
افشاگری امپریالیسم جهانخوار را فراهم کرد. یعنی نمایش عینی جو و نگاهی متوهم نسبت به جهان. ببین، من دهه 60 یادم نرفته است. احتمالا تو باید خیلی کوچک بوده باشی. من متولد 50 هستم. خب من 10 سال از تو بزرگترم و بیشتر از تو که آن موقع یک دختر 10 ساله بودی، آن اتفاقات را به خاطر می آورم. ولی نگاه ایدئولوژیک تمام شدنی نیست. از چین مثال نمی زنم. همین سازمان مجاهدین، بعد از این همه سال
جلال الدین همایی، شاعر و ادیب ایرانی
و کفش با بشقابی نقل بادام به ملا باجی هدیه کرد. جلال الدین 6، 7 ساله بود که به مکتب میرزا عبدالغفار رفت. هوش و استعداد او در تعلیم، چنان بود که همان روز اول، تحسین استاد را برانگیخت. روز اول، میرزا عبدالغفار، دیوان حافظ را باز کرد و جلال الدین همان طور که در خانه نزد پدر و مادر آموخته بود، آن را صحیح و کامل با صدای رسا خواند. استاد، جلال الدین را تحسین کرد. بعد عیالش را صدا زد و از او خواست اسپند
گلایه دختر روستا نشین از کم اثر بودن دفترچه بیمه روستاییان
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از گام نیوز چند روزی بود که درد به همه اجزای بدنش رسوخ کرده بود سردردهای شدید، کوفتگی بدنش، بی تابی های شبانه او را آزار می داد اما وسیله ای نبود که او را به دکتر برساند در ضمن اینکه دخترک وظیفه مراقبت از مادر پیرش را نیز برعهده داشت . چاره ای نداشت از روی اجبار و با باور اینکه این درد با همین داروهای که در خانه بهبود می یابد اقدام ناشیانه به
ریه های تبریز در برزخ بی تدبیری مسئولان
: وقتی بچه ها به تعطیلی مدارس عادت می کنند انگار هر روز منتظر خبر تعطیلی هستند و این موضوع رفتن بقیه روزها را برای آنها سخت می کند به گونه ای که آنها انگار بد عادت می شوند. وی ادامه داد: از یک طرف مدارس تعطیل اعلام می شود از طرف دیگر بچه مدرسه ای ها حوصله در خانه ماندن را نداشته و با دوستانشان در بیرون به سر می برند و در واقع فلسفه این تعطیلی ها معلوم نیست چیست. گزارش فارس
حیف می شد اگر حجت شهید نمی شد
برادر شهید در پرونده جهادی شهید خاوری نبرد با طالبان هم دیده می شود، ایشان بزرگ شده افغانستان بودند؟ نه، خانواده ما سال 57 به ایران آمدند. شهید محمدرضا خاوری هم که فرزند اول خانواده بود سال 1358 در شهر مشهد به دنیا می آید. برادرم تا 36 سالگی و شهادتش در روز 27/7/1394 بیشتر عمرش را در ایران زندگی کرده بود. منتها چون اصالتاً اهل افغانستان هستیم، به موطن اصلی مان هم رفت و آمد می
فرهنگ و هنر واقعی چیزی نیست که دیکتاتورهای فرهنگی می گویند/ به فراخور قدرت انقلاب فتنه ها پیچیده تر و ...
و کارهای تکنیکی که در مستند انجام می دهیم تا بعد قصه تقویت شود، پرهیز کنم. یک دوربین جستجوگر که کاملاً در پی کشف است. بدری: آقای خالقی! به شما چه ربطی داشت که در باره این ماجرا مستند بسازید؟! خالقی: بالاخره سابقه مستندسازی داشتم و قبل از این کلی کار ساخته بودم. یک مستندساز که در پی پیداکردن پاسخ سئوالاتش است، وقتی با یک سئوال به این بزرگی مواجه می شود، به دنبال آن می رود. من
قتل پدر به دست اعضای خانواده
از آنها بازجویی کردند، هرچند مهری و پسرش آرش منکر داشتن هرگونه اطلاعاتی بودند اما ضدونقیض گویی های آرمیتا -دختر جوان هادی- مأموران را به شک انداخت و در نهایت نیز منجر به بازداشت آنها و کشف واقعیت شد. مهری در بازجویی ها بعد از اعتراف به قتل به مأموران گفت: شوهرم مرد بداخلاقی بود و ما همیشه با او درگیری داشتیم، سر هر موردی با من دعوا و بچه ها را هم خیلی اذیت می کرد. هر خواستگاری برای دخترم می آمد
عروس جوان وقتی واقعیت کثیف را از تازه داماد فهمید دنیا روی سرش خراب شد!
بعد هم عقد کردیم. هنوز پنج ماه از عقدمان نگذشته بود که متوجه شدم شوهرم با دختری دوست شده است. جالب اینجاست که زمانی که همسرم به خواستگاری ام آمده بود، از او پرسیدم با دختری رابطه داشته یا نه که انکار کرد و گفت قبل از من با هیچ دختری دوستی نداشته است. هشت ماه از مراسم عقدشان گذشته بود که زن جوان متوجه شد شوهرش با دختر جوانی دوست شده است. در یک فرصت مناسب گوشی شوهرش را برداشت و وارد تماس
ارغوان رضایی : تنیس در ایران پیشرفت نمی کند
ایران آنلاین / این دختر 29 ساله ایرانی که در سال 2010 به رده سیزدهم برترین های تنیس زنان جهان رسید، 4 سالی است که به دلایل شخصی از حضور در دنیای حرفه ای دور مانده اما حالا انگیزه بازگشت پیدا کرده است. ارغوان رضایی که چند هفته ای به ایران سفر و در چند مسابقه نمایشی برای پیشرفت تنیس هم شرکت کرد، قصد دارد در سال 2017 بار دیگر پله های ترقی را طی کرده و به سطح اول تنیس جهان برسد. از فرصت چند روزه حضور این