سایر خبرها
نقش مردم در تغییر دوران غیبت به ظهور از زبان آیت الله حائری شیرازی
آخرین نفس، چطور شد این طوری کردی؟ مردم گفتند: شرایطش بوده نائب امام زمان بوده، ما برای امام زمان دادیم. معلوم شد آن هشت سال هم برای امام زمان بود نه به خاطر غیرت ملی، امام رفت. خبرگان را تعیین کرد و رفت. خبرگان رهبر فعلی را تعیین کرد. مردم همان ارادتی که به امام داشتند با ایشون وفاداری کردند. حزب الله را اسرائیل می خواهد براندازد. بعد از 33 روز این راه همه را چشم شیعیان می بینند. الان
مسجد میعادگاه منتظران جوان و انقلابی
(صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده: إِنَّ النّاسَ إِذا رَأَوُا الظّالِمَ فَلَمْ یَأْخُذوا عَلی یَدَیْهِ أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللّه ُ بِعِقابٍ مِنْهُ؛ آنگاه که مردم، ظالم را ببینند و او را باز ندارند، انتظار می رود که خداوند همه ی آنها را به عذاب خود گرفتار سازد. نتیجه این تفکر، ایستادگی و انقلاب در مقابل حکومت های طاغوتی در زمان غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف
آیا آزادی در خدمت انسان است یا انسان در خدمت آزادی؟
را آزاد آفریده است . باز امام علی(علیه السلام) می فرماید: أیّها الناس انّ آدم لم یلد سیّداً ولا أمة وانّ الناس کلّهم أحرار ولکن اللّه خول بعضکم بعضاً.([11]) هان مردم! بدانید آدم و حوا دو نوع فرزند به بار نیاورده اند گروهی حرّ و آزاد، و گروهی دیگر عبد و برده باشند بلکه همگان آزاد چشم به دنیا گشودند ولی در زندگی برخی بر برخی برتری داده است(که از یکدیگر به صورت
نگرانی های آقای دلواپیش
است که امثال من دیر می رسند به تحریریه. بعد از تحت فشارزاده، آقای اتمسفریان فر (دلواپس حوزه محیط زیست) با لباس پاره و چهره ای خونین وارد تحریریه شد. گفتم: چرا خونین شدی اتمسفر؟ رفته بودی ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی؟ گفت: سعادت رویارویی در ورزشگاه نصیبم نشد، سر جای پارک رویارویی کردم. وی در ادامه افزود(!): عملکرد ضعیف وزیر ارشاد در حوزه فرهنگ مردم رو عصبی کرده و این معضل کاملاً در جامعه محسوس است
برویم از محله معاون اول خرید کنیم
برای خرید میوه به میدان میوه و تره بار مراجعه کرده، در گفتگو می گوید: حداقل من تصور نمی کنم که قدرت خرید مردم افزایش یافته باشد، چراکه اجناس و کالاهایی که مردم روزمره با آنها سر و کار دارند، همه با افزایش قیمت مواجه شده است. شما خودتان اگر به خریدهایتان در سال قبل و امسال توجه کنید، می بینید که اگر با 20 هزار تومان می توانستند در سال گذشته، حداقل سه- چهار نوع میوه با وزن یک تا یک و نیم کیلوگرم
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
جنگ آینده با صهیونیست ها چگونه است؟
سخنانی تأکید کرد که تاریخ حماس و گردان های مبارز القسام ما را در برابر چهره ای روشن و قابل احترام قرار می دهد که آمادگی ها و صنایع تسلیحاتی و حفاری بر روی سنگ را با هدف مقاومت در برابر اشغالگری و ضربه زدن به آن ها دنبال می کند. این رویکرد در گذر سالیان طولانی ارتش القسام را شکل داده که شما و تمامی جهان آن را می بینید و یگان های مبارزاتی آن را در این مانور گسترده مشاهده می کنید، یگان های توپ خانه ای
اضطراب با امتحان بچه ها چه می کند؟
هاست. شما به عنوان پدر و مادر در ایجاد و رفع این اضطراب ها چه نقشی دارید؟ اضطراب را دوباره بشناسیم فرقی ندارد خودتان را دچار اضطراب می دانید یا می خواهید به فرزند مضطربتان کمک کنید. در هر صورت باید بدانید که اضطراب، احساس رنج آوری است که محیط بیرونی یا حالات درونی، آن را به وجود می آورند و اینکه چقدر شما می توانید آن را تغییر دهید در شدت و نوع آن اثر می گذارد. به قول یکی از
بازگشت به یک شب خبرساز
اسداللهی (گرافیست و استاد دانشگاه) و غلامرضا نامی (هنرمند پیشکسوت نقاش و کارشناس آثار هنری) در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) حضور یافتند و نشست نقد و بررسی این حراج برگزار شد. در این نشست، برخی ابهامات مربوط به برگزاری چهارمین حراج تهران مطرح و به آن ها پاسخ داده شد. وقتی اسم چنین حراجی به میان می آید، به چند چیز توجه ویژه ای می شود؛ یکی گردش مالی و اقتصادی و دیگری مطالبی که توسط قشر غالبا
چرا عنوان ها دیگر تکان دهنده نیستند؟
معنایی ندارد. در واقع قسمت اول رمان از زبان دیوانه ای نقل شده است. سراسر داستان هم پُر است از هیاهو و خشم و در بعضی از بخش ها به ضرورتِ شخصیت پردازی، عاری از معنی. و جالب است که بدانیم اولین نامی که فاکنر برای این رمان انتخاب کرد اما به دلش نچسبید، هوای گرگ و میش بود. صد سال تنهایی نیز وقتی برای اولین بار در ایران منتشر شد، نوید نویسنده ای را داد که گذشته از نام های زیبای
سکوت جبهه پایداری در برابر بازداشت بقایی/جواب زن جنجالی هلندی به کوچک زاده/معضلات زیست محیطی ریشه در ...
از کتابی با عنوان ظهور دولت اسلامی نوشته: در موصل، پیروزی یک نیروی حدودا 1300 نفره بر یک نیروی اسمی 60 هزار نفره، شامل نیروهای ارتش و پلیس محلی و ملی عراق، شگفت انگیز بود. البته... فساد در نیروهای مسلح عراق به حدی بود که تنها یک سوم این 60 هزار نفر واقعا در موصل حضور داشتند: دو سوم بقیه، هر ماه تا نیمی از حقوق خود را به عنوان رشوه به افسران مافوق پرداخت می کردند تا در مرخصی دائم باشند.
تشیع اوباما ؛ پشت پرده ها و ناگفته ها
ازدواج او هم نام الله را در خود دارد. یکی دیگر از کاربران طعنه ای به واشنگتن پست و کاخ سفید می زند و می نویسد: من شگفت زده شده ام از اینکه واشنگتن پست هنوز نظرات را سانسور نکرده است. به گمانم کاخ سفید باید خواب باشد. دیگری چنین برداشت کرده است: خب! این هم یک خوراک ضدتبلیغی خوب برای تی پارتی و جمهوری خواهان و همچنین شوهای آخر شب تلویزیون. جورج هلم نوشته است: این خیلی
دکتر محمود حسابی آن گونه که بود
خطاب کردن او نوشت: احساس می کنم که این بدهکاری را به مردم ایران دارم که حقیقیت را به آنها بگویم. دکتر رضا منصوری، فیزیکدان ایرانی در قسمتی از مصاحبه اش با عنوان سوء تفاهمی به نام علم که در شماره 70 مجله شهروند امروز (1387، ص 98) چاپ شده می گوید: بله نمونه اش پدیده دکتر حسابی و رویدادهای اطراف اوست. او البته که به کشور خدمت کرد. حسابی سناتور انتصابی شاه بود و در سال های نخست پس از انقلاب صحبت کردن
به پایان بانکداری خوش آمدید
چقدر هم فعالان در شبکه بیشتر می شد، سرعت دانلود افزایش می یافت. این فناوری ای است که علمای فناوری اطلاعات به آن می گویند P2P یا نظیر به نظیر و نفر به نفر. بیت کوین از همین روش برای جابه جایی پول استفاده می کند. در بیت کوین شما هیچ پولی در عالم واقعیت ندارید. بیت کوین مانند پول واقعی نیست. پول همیشه پشتوانه ای دارد اما بیت کوین هیچ پشتوانه ای ندارد جز شبکه ای از فعالان گسترده در سراسر جهان. اگر
امضای ده ها هزار نفر از مردم فارس پای فکت شیت ملت + تصاویر
به گزارش سرویس سیاسی شیرازه ، انتشار گزاره برگ ملی یا همان فکت شیت ملت با استقبال گسترده اقشار مختلف مردم روبرو شد. نمازگزاران شیرازی در اعتراض به نحوه مذاکرات هسته ای، ظهر جمعه هشتم خرداد بعد از اقامه نماز در راهپیمایی باشکوه جمعه ی اعتراض به توافق به هر قیمتی شرکت کردند. در حاشیه ی این راهپیمایی، مردم شیراز پای گزاره برگ ملت ایران را امضا کردند. گروه های دانشجویی در حمایت از این گزاره برگ ملی خواهان تجمع مقابل استانداری فارس شدند اما موافقت نشد و سرانجام دانشجویان انقلابی مجبور به تحصن 2 روزه در دانشگاه شیراز شدند. علما، روحانیون، ائمه جمعه، فرماند ...
سفرنامه از فریدونشهر تا تفلیس، 110 سال پیش/گذرنامه پردردسر
به گزارش صاحب نیوز به نقل از پونه زا ر، این سفرنامه ترجمه متنی گرجی و شامل خاطرات غلامحسین انیکاشویلی است که درسال های 1285-1284 یعنی حدود 110 سال پیش و در آخرین سال های عمر مظفرالدین شاه قاجار در ایران رخ داده است. انیکاشویلی که فردی خوش ذوق و باسواد بوده است به قصد انجام معامله و کسب درآمد به همراه رفیق خود از آخوره[فریدونشهر] خارج شده و با اتفاقات خاصی روبرو می شود و پس از طی حوادث
جایگاه فکری و اندیشه زنان در عصر ظهور
در میان مردم منتشر می سازد و دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر شود. این حدیث به روشنی، جهش فوق العاده علمی عصر انقلاب مهدی (عج) را مشخص می سازد که تحوّلی بیش از 12 برابر نسبت به علوم و دانش هایی که در عصر همه پیامبران راستین به بشریّت اعطا شده پیش می آید و درهای همه رشته ها و همه شاخه های علم مفید و سازنده به روی انسان ها گشوده می شود و راهی را که بشر، طی
جهانگیر الماسی: با شارلاتان بازی مجوز فیلم گرفتم! (2)
خطرناک تر است. شما فیلم گاو را سیاسی می دانید یا مهدی مشکی و شلوارک داغ؟ همه می گویند گاو، ولی من می گویم شلوارک داغ! چون در زمان شاه سال 54 که در شهرهای نیشابور، قزوین، زنجان، تبریز، یزد، کرمان و... خانم ها چادری بودند، به وسیله همان فیلم، قبح عریان بودن ریخته شد و فرهنگ به یک سمت دیگر رفت. این فیلم را من می گویم سیاسی چون کاربرد اجتماعی دارد. اما فیلم گاو فقط برای روشنفکرهاست. فکر می
با بچه ها درباره اعتیاد حرف بزنید...!
- مسئولیت انتخاب را به گردن خودش بیندازید به خاطر داشته باشید که وقتی بهترین نتیجه را خواهید گرفت که مسئولیت تصمیم گیری درباره رفتار را به عهده فرزندتان بگذارید. وقتی که شما این انتخاب را برای فرزندتان در نظر می گیرید که خودش گزینه درست را برگزیند، به نوعی از بروز هرگونه لجبازی جلوگیری می کنید. چند جمله خوب برای صحبت کردن درباره مواد * شاید این سوال من برات عجیب باشه ولی
آیا حجاب اجباری از اول اشتباه بود؟
: در مقطعی از آغاز زندگی، اغلب آدم ها نمی دانند با غریزه جنسی شان چه کار کنند! باید فضا را مناسب کرد و از کمک دریغ نداشت. قانون هایی که گذاشتیم حوزه عمومی در کنترل قانون بود. چرا باید دست روی دست می گذاشتیم؟ البته قانون هایی که در سال های 62 و 65 و 75 تصویب کردیم (6) نقص هایی داشت. مجریان آن قانون ها هم آموزشِ کافی ندیده بودند. چه کسی کامل و بی عیب است؟! نتیجه این
روزی مهم برای موسیقی مازندران
تبری در جشنواره فجر حضور داشت. البته طی این سال ها گروه های دیگری در قالب جشنواره یا همایش در تهران اجرای موسیقی مازندرانی داشتند. اما دست کم در 25 سال اخیر کنسرتی از موسیقی مازندرانی در تهران برگزار نشد و این برای مازندران که موسیقی قوی و گسترده ای دارد اصلاً خوشایند نیست. از این نظر گروه تبری یکی از معدود کنسرت های موسیقی مازندرانی را قرار است در تالار درجه یک موسیقی کشور و یکی از 21 تالار برتر
نقش آروماتراپی در افزایش میل جنسی و کاهش وزن
/> دلیلی داشته است که قرن ها مردم بالشت های خود را از گل اسطوخودوس پر می کردند. اگرچه در گذشته تحقیقات نشان داده بود که اسطوخودوس می تواند خواب عمیق در مردان و زنان را افزایش دهد، تحقیقات جدیدی که در انگلیس و کره نیز صورت گرفته نشان داده است که گل اسطوخودوس می تواند افراد مبتلا به بی خوابی را نیز کمک کند.
تحلیل زیرآبی رفتن رسانه های غربی برای مصادره 175 غواص شهید
به گزارش دفاع پرس ، چندی پیش پیکرهای 175 غواص شهید وارد کشور شدند؛ این شهدا در عملیات کربلای4 در دی ماه 1365 با دستان بسته توسط نیروهای بعثی به شهادت رسیده و زنده به گور شده بودند، عملیاتی که رزمنده ها با خاطرات تلخی از آن یاد می کنند. با نظر به اینکه حدود 30 سال از شهادت این غواصان رزمنده می گذرد، اما انتشار خبر نحوه شهادت این رزمنده ها موجب بروز واکنش های مختلفی از رسانه های معاند تا مردم عادی
نشنال اینترست: 63 درصد مردم ایران موافق توافق هستند
. با این حال یک نظرسنجی صورت گرفته نشان می دهد که اکثریت افکار عمومی موافق توافق جامع هستند. این نظرسنجی که در روزهای 27 تا 29 می توسط موسسه راه حل های اطلاعات و افکار عمومی انجام شده، نشان می دهد که 63 درصد از مردم از توافق حمایت می کنند. در سوال دوم این نظرسنجی از مخاطبان پرسیده شده است: اگر ایران و غرب به توافق هسته ای دست پیدا کنند، شما موافق یا مخالف عادی سازی روابط میان ایران و
آخر هفته با تلویزیون همراه شوید/ پخش تیغ و ابریشم مسعود کیمیایی از پرده شیشه ای
می شوند. این وبسایت به گونه ای طراحی شده که مردم عادی می توانند با ورود به آن رای دهند و به این ترتیب هر از گاهی یکی از این ثروتمندان در صدر فهرست قرار می گیرد. وبسایت فهرست به سرعت مشهور و محبوب می شود. مدتی بعد شخصی که در صدر فهرست قرار دارد توسط فرد ناشناسی کشته می شود. کریستوفر با شنیدن این خبر بسیار ناراحت شده و فکر می کند که این اتفاق تصادفی است اما با کشته شدن افراد بعدی ... فیلم
جهانگیر الماسی: در زندگی خانم آنجلینا جولی اتفاقاتی افتاده!
زن و بچه را بدهند، که اگر اینطور است، شرافتمندانه تر این است که به دنبال یک شغل دیگر بروند. چون این فقط شغل نیست، شما چه بخواهی چه نخواهی روی افکار و نگاه و بینش مردم تاثیر می گذاری و این قابل محاسبه است. در دانشگاه های خوب دنیا الان صحبت سر همین است و بحث زیبایی شناسی مطرح است و به دنبال تاثیرات فیلم در روان شناسی اجتماعی و روان شناسی فردی هستند، هم در دنیای کاپیتالیزم و سرمایه داری
گزارش میلسپو از فساد در قشون رضاخان
بدهند و سالیانه گزارش حساب هایشان را منتشر سازند، از تاریخ ورود مستشاران آمریکایی وزارت جنگ هیچ گزارشی تسلیم وزارت مالیه نکرده و یا به آن نشان نداده است، و یا هیچگونه اطلاعاتی درباره نحوة هزینه مبلغی که هم اینک بالغ بر 32 میلیون تومان می شود، و آن را از محل مالیات های مأخوذه از مردم از خزانه داری کل دریافته کرده، و یا میلیون ها تومانی که به صورت غیرقانونی اخذ یا دریافت و هزینه کرده، در اختیار
نگاهی به علل شکست حزب حاکم ترکیه و پیامدهای آن
بیست و پنجمین انتخابات پارلمانی ترکیه روز یکشنبه 7 ژوین با حضور گسترده مردم این کشور (بیش از 85درصد دارندگان رای ) و با رقابتی نفس گیر و درفضای مملو از بیم وامید وهیجان برگزار شد . حزب عدالت و توسعه که از سیزده سال پیش دولت یکدست و غیرائتلافی را دراین کشور تشکیل میدهدو تاکنون حزب حاکم ترکیه بوده است در این انتخابات با کسب 41 درصد آراء ماخوذه هرچند اکثریت کرسی های پارلمان را کسب کرده، اما برغم پیش
با خواندن این سوره هرگز فقیر نخواهید شد
تمام آیات 96 گانه سوره، مسأله اصلی است . محتوای سوره واقعه در تاریخ القرآن از ابن ندیم نقل شده: سوره واقعه چهل و چهارمین سوره ای است که بر پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نازل شد، قبل از آن سوره طه ، و بعد از آن شعراء بوده است. این سوره، همان گونه که از لحن آن پیدا است، و مفسران نیز تصریح کرده اند، در مکّه نازل شده است، هر چند بعضی گفته اند آیات 81 و 82 در مدینه نازل
حضور گردشگران فرانسوی در اصفهان قابل توجه است
گسترده تر ادامه یابد. استاندار اصفهان با بیان اینکه نتیجه مؤثر این سیاست های خارجی در طول 2 سال گذشته قابل مشاهده بوده، اظهار امیدواری کرد که با توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 این مناسبات و ارتباطات افزایش یابد و تصریح کرد: این موضوع یکی از دلایلی بوده که مذاکرات با جدیت و با عزم راسخ از سوی دو طرف پیگیری می شود. وی با تأکید بر اینکه این مذاکرات باید در یک ارتباط نتیجه بخش و