سایر منابع:
سایر خبرها
بازماندگی از تحصیل، کودکان کار و خیابان را افزایش می دهد
در این راستا سیاست بیمه مرتبط با مسائل بهداشتی و حمایتی کودکان انجام شد. وزارت بهداشت نیز اعلام کرد که در هر شهر بیمارستانی را به خدمت رسانی به کودکان کار اختصاص خواهد داد. هر کودکی که کار کند کودک کار نیست مدیر کل دفتر امور آسیب های اجتماعی با بیان اینکه به هر کس نمی توان کودک کار گفت، ادامه داد: مثلا اگر کودکی دو ساعت در روز کار می کند، کودک کار خوانده نمی شود. در سطح جهان
افزیش قدرت خرید مردم با مراجعه به محله معاون اول روحانی
به گزارش مشرق، چند روز پیش بود که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور در مراسم آغاز عملیات اجرایی پالایشگاه های میعانات گازی سیراف، اعلام کرد که علاوه بر بهبود رتبه اقتصادی ایران در دنیا، قدرت خرید مردم و تولید ناخالص داخلی هم افزایش یافته است. او به این نکته اشاره کرد که اقتصاد نباید به حالت سنتی اداره شود و باید راهکارهای مدرنی را برای اقتصاد ایران با جایگاه فعلی اش در دنیا، برگزید
نقش مردم در تغییر دوران غیبت به ظهور از زبان آیت الله حائری شیرازی
را با یک سگ آمریکایی مقایسه کرد، تندترین نحوه برخورد. مردم هر چه لازمه اسقامت بود انجام دادند. بعد ایشان تبعید به ترکیه شد. باز مردم سرمایه گذاری کردند شهید دادند، در زندان ها مقاومت کردند از راهی که آمده بودند برنگشتند و اظهار ندامت نکردند. 15 سال مردم روز و شب شهید می دادند. بالاخره 22 بهمن امام وارد کشور شد. 10 روز بعد امام حاکم شد. مردم قدر امام زمانشان را می دانستند هر کاری کردند به
خط تحریف، مواضع امام خمینی (ره) را پررنگتر می کند/ حکومت دینی بزرگترین میراث فکری امام برای همه نسل ها ...
گروه سیاسی تیتریک ؛ به نقل از مفاآنلاین؛ خط امام و تحریفاتی که آغاز شد گاهی ابعاد برخی وقایع سیاسی و اجتماعی را به راحتی نمی توان در زمان وقوع اتفاق به درستی تحلیل کرد، این وقایع همچون معرکه ای هستند که در زمان اتفاق پیرامونشان را گرد و خاک می گیرد و بسیاری از جزئیات واقعه حتی از چشمان انسان های تیز بین نیز مخفی می ماند، لذا برای بررسی همه ابعاد نیاز به زمان بیشتری است چه اینکه هنوز غائله پایان
طبیعت سبز شمال اسیر چنگال آلودگی های آدمی
اندیشیده نمی شود. * تخریب محیط زیست البرز مرکزی در روز روشن البرز مرکزی ازجمله مناطق حفاظت شده در کشور لقب گرفته است و حساسیت های بسیار زیادی برای حفظ و حراست از آن بر سر زبان ها افتاده اما آنچه که در عمل دیده می شود، چیزی جز تخریب آشکار محیط زیست آن هم در روز روشن در منطقه دشت نظیر کجور نیست. هر چند تخریب و آلودگی محیط زیست کاملاً در جلوی دیدگان همگان قرار دارد اما
درآمد روزانه کودکان کار در تهران
و بلوچستان گفت: براساس آمارهای آموزش و پرورش در استانی مانند سیستان و بلوچستان 30 تا 40 هزار کودک بازمانده از تحصیل وجود دارد و رسیدگی به این امر در حال حاضر جزو مصوبات شورای عالی رفاه است. مشکلات اوراق هویتی کودکان در سن تحصیل و شناسایی آنها معاون امور اجتماعی بهزیستی افزود: شناسایی و پیگیری های آموزشِی این افراد عمدتا از طریق سازمان های مردم نهاد و یا آموزش و پرورش انجام
مرعشی ترسید و سخنرانی نکرد/ دولت تدبیر و امید، دولت اصلاحات نیست !
ولی با یک شرط؛ آنهم اینکه کمیسیون مستندسازی بگوید ساختمان برگردانده شود و در عوض ساختمانی به استانداری داده شود تا کارمندان ما سرپا نمانند. عده ای جوسازی بیهوده می کنند. چرا پشت سر هم دروغ بگوییم؟ شما خودتان ساختمان را واگذار کرده اید و الان به ملکیّت استانداری درآمده است. دانشگاه شیراز ساعت 9صبح ساختمانی به ما بدهد، ما ساعت10 صبح آن ساختمان را تخلیه می کنیم. - من از سخنرانان جلسه روز
چه کسی نفر دوم بعد از صدام را ترور کرد؟
تلخ ترین و خون بارترین وقایع دوران تاریخ عراق توصیف کرد. دوره ای که سراسر در جنگ گذشت و خشونت بی اندازه هیئت حاکمه تاریخی بی نظیر را برای خاورمیانه رقم زد. اما این دوره به اندازه ای در خود رمز و راز دارد که با وجود کتاب های بسیار هنوز کنه بسیاری از مسائل غامض باقی مانده و بسیاری از حقایق بیان نشده است. برای همین انتظار می رود باز هم کتاب ها درباره عراق نوشته شوند و قصه های عجیب و غریب بی شماری از
شکایت سازمان تعزیرات از خوراکی های تقلبی
سازمان تعزیرات حکومتی اعلام می کند بازرسان این سازمان به همراه کارشناسان سایر دستگاه ها، به بازار عرضه مواد خوراکی نظارت می کنند ولی باز هم مردم می توانند گزارشها و شکایات خود را در این باره به تعزیرات ارسال کنند. به گزارش خبرآنلاین، اول هفته، مدیر کل سازمان تعزیرات حکومتی استان تهران، نامه ای سرگشاده به مسئولان دانشگاه علوم پزشکی منتشر کرد و در آن از ناظران بهداشتی خواست فکری به حال
راهکارهای ساده کاهش وزن
کرده و خطاهای خود را بشماریم و از همان لحظه اقدام به اصلاح برنامه غذایی و کاهش خطاهای خود کنیم. اگر در طول روز خطایی که موجب افزایش وزن می گردد را انجام دادیم. با توجه به میزان کالری آن ماده غذایی مثلاً مصرف یک شیرینی معادل کالری آن را یا از برنامه غذایی روز آینده خود کم کنیم یا با فعالیت بدنی کالری روزانه خود را تنظیم کنیم معمولاً کسانی که رژیم غذایی کم کالری دارند. ما باید در برنامه غذایی خود
لبخند کله پاچه به زندگی!
ها کله پزها فقط صبح ها کار می کردند، اما حالا تقریبا هر ساعت از روز حتی تا پاسی از شب کله پاچه عرضه می کنند تا شاید رهگذری چشمش به این پاتیل بیفتد و هوس کله پاچه کند. اگر قرار باشد کله پاچه و سوسیس و کالباس و پیتزا با هم مچ بیندازند، تردید نکنید مچ کله پاچه می خوابد نه فست فودها، به این دلیل که ساندویچ و پیتزا در هر زمان و هر مکان می چسبد، اما کله پاچه زمان و مکان خاص می خواهد و البته
برخورد قاطع فدراسیون کشتی با سوریان و نوروزی/ استثنایی وجود ندارد
علیرضا رضایی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اظهار تاسف از اتفاقات روز گذشته در حاشیه رقابتهای انتخابی گفت: حمید سوریان از جمله قهرمانان بزرگ و مورد احترام مردم و اهالی ورزش است که وی با توجه به افتخارات بزرگ جهانی و المپیکی قابل احترام است. ضمن اینکه اگر تصمیمی هم اتخاذ کرده که در این مسابقات حضور نداشته باشد باز هم برای ما محترم است، اما نباید فراموش کرد که حضور در ترکیب تیم ملی برای مسابقات جهانی
مسجد میعادگاه منتظران جوان و انقلابی
جواب نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم 1- پیام به پاریس که فرمودند: شاه می رود، نگران نباشید. امام راحل سؤال می کند: با خونریزی یا بی خونریزی؟ امام زمان (علیه السلام) پاسخ فرستادند: بی خونریزی 2- روز بیست و یکم بهمن سال 57، پیامی مبنی بر اینکه: در خانه نمانید، بیرون بریزید وگرنه کشته خواهید شد. به وسیله ی همین پیام، امام خمینی (رحمة الله علیه) اعلام فرمود: به
معرفی 10 تلفن هوشمند برتر سال 2015
انجام داده تا کار با برخی اپلیکیشن ها در این صفحه نمایش بزرگ آسان تر شود. مثلا در اپلیکیشن پیام رسان و ایمیل، در رابط کاربری شاهد دو بخش مجزا هستیم که کار با آن ها را آسان تر می کند. 2- اپل آیفون 6 موفقیت فروش آیفون های قبلی با معرفی آیفون 6 برای اپل باز هم تکرار شد. این محصول که در ماه سپتامبر سال میلادی گذشته معرفی شد در واقع مانند همیشه باعث گردید تا سیل عظیمی از مشتریان
برگزاری نشست نقش میانه روی دینی در رسیدن به جهان عاری از خشونت در اوگاندا
و بر اساس توافقات به عمل آمده، نشست تخصصی نقش اعتدال گرایی دینی در رسیدن به جهان عاری از خشونت پس از انجام مراسم دعا توسط امام دانشگاه ماکرره و خیر مقدم جاشووا کیتاکوله، دبیر شورای بین ادیان و با سخنرانی کوتاه آغازین همایش توسط کاتریگا، رئیس دانشگاه کامپالا و طرح موضوعات گفت وگو توسط علی بختیاری، رایزن فرهنگی کشورمان، کار خود را آغاز خواهد کرد. این نشست در ساعت 4 بعد از ظهر پس از قرائت قطعنامه صادره و سخنرانی نیک بین، سفیر ایران در اوگاندا، به کار خود پایان خواهد داد.
اردوغان: غربی ها "تروریست های کرد" را تقویت می کنند
ده ساله دارد، اعلام کرده است. حزب "عدالت و توسعه" چنانچه نتواند یک شریک ائتلافی پیدا کند، نمی تواند اکثریت پارلمان را در اختیار داشته باشد. این حزب در انتخابات پارلمانی روز یکشنبه (هفتم ژوئن) توانست تنها 41 درصد آرا را به خود اختصاص دهد. 5252
آیا آزادی در خدمت انسان است یا انسان در خدمت آزادی؟
/> سعادت انسان در مکتب لیبرالیسم ، محصول بینش تنگ خرد انسان است، که روشنگری او کاملاً محدود می باشد، و لذا هر روز مکتبی پشت سر مکتبی، و به اصطلاح ایسمی به دنبال ایسمی پدید می آید، و هر یک به خودنمایی، پرداخته سپس به زباله دان تاریخ ریخته می شوند، تجربه و یا مرور زمان زیانبار بودن همه ی مکتب های ساخته اندیشه انسان را روشن می سازد، در حالی که سعادت انسان در بینش های دینی نتیجه ی احکامی است که از عقل
جزئیات تازه از شنود مذاکرات هسته ای توسط اسرائیل:ویروسها داخل دوربین هم می روند
المللی در این باره سوال کرد. وی گفت: مسئله اینجاست که این ویروس برای جاسوسی از مذاکرات محرمانه ایران و پنج قدرت شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان اختراع شد. این مذاکرات از سال دو هزار و دوازده آغاز شد و هجده ماه به طول انجامید. چرا از این مذاکرات جاسوسی شد؟ احتمالا برای این که مذاکرات را به هم بزنند. حال باید دید که عاملان این جاسوسی چطور عمل کرده اند. این جاسوسی با آلوده
واکنش شورای شهر پیرانشهر به شایعات منتشر شده در فضای مجازی
شهر آباد شود و برای آنها شاید فرق نمی کند که این مجموعه موفق چه کسانی هستند شاید اگر ماهم نبودیم و یک مجموعه موفق دیگر کار می کرد آنها به دلیل کمبودهایی که دارند باز از پخش شایعات و ناامید کردن مردم از فرزندان خود چیزی کم نمی گذاشتند. وی افزود: بنابراین ما از مردم عزیز می خواهیم که با تأسی از آیه شریفه یا ایّها الّذینَ آمَنوا إن جاءَکُم فاسِقٌ بِنَبإٍ فَتَبَیّنُوا ... عمل کنند تا بدون پرس و
ستایش نامادری
به نام پروردگار عالم که چوپان من است ستایش نامادری نویسنده:سیروس قزلباش تقدیم به بانو (میم) ستایش برای جشن تولد 7سالگی اش لحظه شماری می کرد مادرستایش پیشنهاد داده بود تا جشن را در ویلای شخصی خودشان در ده بالای یزد برقرارکنند ومقداری وسایل جشن تولد وبادکنک وتزئینات آماده کرده بودند وچون ستایش گیتار زدن را دوست داشت مادر کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود . ستایش دختری باموهای فر وجثه ای کوچک که دماغی گرد وچشمانی درشت داشت و دماغش با صورت گردش تناسب داشت وبشتر شباهت به مادر میداد. پدرستایش یک بازاری سرشناس بود که دارای چند کارگاه تولید ترمه بود که حتی به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میکرد ترمه بافی از چند نسل به او رسیده بود وی علم ترمه بافی را به روز کرده بود ودستگاهای جدید ونقش های کامپیوتری باعث شده بود که نه تنها در یزد بلکه درکشور هم به عنوان یک کارآفرین خوب وتولید کننده عالی شناخته شود. شهرتش اول ترمه باف بود که فامیلی خود را به دانافر تبدیل کرده بود.اقای دانافر مردنسبتا خوبی بود قدی تقریبا بلند با موهای صاف ولاغراندام وکمی سبزه با دماغی کشیده والبته انقدر ابروی پرپشتی داشت که ستایش گاهی به شوخی می گفت: – بابایی می خواهی ابروهاتو ببافم هاها – توکه بلد نیستی بگومامانت بیا ببافه هاهاها – شما پدرودختر چی میگن پشت سرمن. – هیچی بابا دخترت هوس کرده ابروهای بابایی را ببافه – راستی خوب گفت یادت باشه این ابروهای پرپیچ وخمو واسه جشن کوتاه کنی – باشه بابا باشه خانوم جون – البته بابایی یک روز قبل از جشن کوتاه کن چون زود دوباره در میان هاهاها – هاهاهاهاها دخترکم یکی ی دونه بابا ان خانواده خوشبخت بودند اما کسی که از فردای خودش خبر ندارد. آخرهفته بود آنها وسایل جشن تولد را در صندوق عقب ماشین شاسی بلند وسفیدخود جا دادند وبه همراه همسایه خود تصمیم گرفتند به ویلا بروند همسایه آنها اصالتا اهل شهرستان بافق بودکه سالیان سال به یزد مهاجرت کرده بودند دختر بزرگ همسایه سمیه نام داشت وهنوز ازدواج نکرده بود اما خواهرهای دیگرش ازدواج کرده وخانواده تشکیل داده بودند . قرار بود صبح زود ستایش وپدر ومادرش زودتربروند وهمسایه انها چند ساعت بعد حرکت کنند وبه ویلا بروند تا در چیدمان جشن تولد ستایش به انها کمک کنند. صبح اقای دانافر باهمسروستایش حرکت کردند وشهرستان تفت را پشت سر گذاشتند ودرحال بالا رفتن ازگردنه ده بالا بودند.ستایش عقب نشسته بود وکمربند را بسته بود پدر هم ازترس جریمه کمربندرا بسته بود اما مادر ستایش که زنی گوشت الود وچاق بود بابستن کمربند احساس خفگی میکرد بنابرین عادت نداشت کمربند را ببند. انها درحال رفتن به سمت ده بالا بودند باد نسبتا سردی در حال وزیدن بود پاییز نزدیک بود اخرهفته همیشه جاده تفت بخصوص ده بالا شلوغ واتومبیل های زیادی به ان سو در حرکت هستند وبه ندرت اتومبیلی از ده بالا می اید پلیس راهنماورانندگی هم قبل ازصبحگاه تا ساعت 9 صبح در جاده مستقر نمی شود جاده باریک وهر خودرویی سعی می کند از دیگری گوی سبقت را برهاند وپدر ستایش هم مرتب سبقت بیجا میگرفت وخوشحال می شد که با هر گاز دادنش ده ها ماشین را جا میگزارد مجری رادیو یزدگرچه لعن جدی به خود نمیگرفت اما گاهی رانندگان را به صبوری واحتیاط دعوت میکرد. اقای دانا فرباز درحال سبقت بود که کامیون خاورنارنجی رنگی که شاید متعلق به 40 سال پیش بوداز سمت ده بالا دود کنان باسرعت به سوی اتومبیل هایی که روبرویش بودند می تازاند.صدای اهنگ قدیمی راننده خاور را تا ده اتومبیل میشنید راننده درحالی که زیرشلورراهرایی برپا وزیرپوش رکابی برتن داشت یک پا روی گاز وپای دیگر جمع شده روی صندلی ودستها را در فرمان براق وبزرگ فروبرده بود وبا بازوهایش فرمان را مهار می کردهمانطور میگازاند وبالا خره بی احتیاطی وغرور راننده کامیون که دوست نداشت کسی در لاین او حرکت کند قرعه بدشانسی را برای خانواده ستایش ورق زد.در حرکتی ثانیه ای در حالی که پدر ستایش باز درحال سبقت بود وفکرمیکرد یک ماشین دیگر را هم می تواند رد کندهدف خاور تندروشد صدای برخورد دواتومبیل خرد شدن شیشه ها جاری شدن خون فریاد وجیغ وبا حسین ویا ابوالفضل در جاده میپیچید وچون کلید اربگ اتومبیل اقای دانافر در حال آف بود اربگ ها هم عمل نکرده بودندوکمربند خانم دانافرهم که بسته نبود جان ان زن مهربان گرفته شد هنوز صدای ترانه دلخراش خاور که معلوم نبود چی میخواند درحالی که اب از جلوبندیش می ریخت وبخار بالا گرفته بود در حال پخش بودوراننده خاور هم براثر دیررسیدن آمبولانس ووقانونهای دست وپاگیر که تا ساعتی طول کشید همسفر مادر ستایش شد... ستایش شوکه شد واز ترس بیهوش شده بود وپدرش حتی حس بازکردن کمربند را نداشت . بیمارستان ،سردخانه ؛بازداشت اقای دانافر،ازهمه بدتر مشکلات روحی روانی ستایش را رها میکنیم وبه یک سال بعد میرویم تا خواننده هم مثل من زیاد غم ها را مرور نکند... یکسال بعد ستایش با وجود عمه ها وفامیل وبخصوص سمیه دختر همسایه قبول کرده بود مادرش فرشته شده وبه اسمان رفته .سمیه خود را به انها خیلی نزدیک کرده بود ستایش را به پارک وسینما وبازارمیبرد وعمه ستایش هم به خانه انها امده بود واز ستایش نگهداری میکرد پدر ستایش افسرده شده بود ساعت ها در اتاق به عکس زن مرحومش خیره می شد خواهر ش تا می توانست با کمک سمیه همسایه انها از ستایش وپدرش مراقبت میکردند .خانه اقای دانا فر دریکی از جاهای خوب صفائیه بود . سمیه خود را در دل ستایش جا کرده بود وعمه ستایش هم مناسب میدید که برادش با سمیه ازدواج کند پدر ستایش میلی به ازدواج دوباره نداشت اما صحبت های دوست وفامیل وخواهروبرادر واشتیاق ستایش،بالاخره پذیرفت. وازدواج ارام وبی سروصدایی انجام شد ورسما سمیه همسر اقای دانافر شد ... چند روز گذشت که پدر ستایش در خواب کابوس میدید درخواب سمیه را میدید که با چشمان خونی باچاقو ستایش رادنبال میکند وقتی از خواب میپرید زود به اتاق دخترش میرفت دختر را که سالم میدید اهسته کنار تختش مینشست و انگشت هایش را در موهای خودش فرو میبرد واهسته اشک میریخت زنش هم وقتی قصد همدردی داشت اورا دور میکرد امازن چیزی در اب میریخت وبه پدر ستایش میداد خیلی در کارش وارد بود معلوم نبود چه دارویی به اومیدهد که تا صبح اورا خواب میکند .گاهی هم ستایش نیمه شب بیدار میشد ونامادری را میدید که به حیاط خانه میرود ووقتی برمیگردد چشمانش سرخ است... درهرتقدیربا وجود خوابهای وحشتناک که پدرمیدید بیشترموقع که سرکاربود به بهانه مختلف سراغ ستایش را میگرفت گاهی که بیرون میرفتند انها را تعقیب میکرد وبیشتروقتها ازخواهرش میخواست انجا بیاید اما خواهرش که عمه ستایش باشد به پدرستایش میگفت چون تصادف ومرگ همسر وفوت راننده کامیون برایش سخت بوده باعث کابوس وتوهم می شود ومیگفت که فشارروحی روانی باعث خواب بد دیدن ومشکوک شدن است ... به هرحال سال مادر تمام شده بود وستایش به نامادری عادت کرده بود .جشن تولد ستایش همان روزها بود اما به دلیل سال مادر ومراسم دیگرتولد اورا کمی عقب انداختند یک هفته نشده بود که ناگهان ستایش براثردل درد شدید راهی بیمارستان شد وبستری گردید ستایش را به اتاق عمل بردند تا دکتر معالج ستایش که یکی از نزدیکان انها بود اورا عمل کند .نامادری فرصت رامناسب دید با اتومبیل مشکی رنگ هاچ بک درحالی که عینک دودی زده بود وارد حیاط بیمارستان شد قبل از پیاده شدن در ایینه ماشین نگاهی به خودش انداخت تصمیم عجببی گرفته بود باید کار ستایش را تمام میکرد اهسته از ماشین خارج شد از دری که پرستاران ودکتران وارد میشوند وارد بیمارستان شد خیلی زود به اتاق دکتری رفت روپوش پزشکی برتن کرد دستکشی پوشید تا اثری ازخون روی دستش نماند ماسکی بر صورت زد به طوری که اصلا معلوم نبود او همان نامادری است کمی استرس داشت اما درنگ نکرد وقتی متوجه شد ستایش بیهوش است کنارتختش رفت استرس عجیبی داشت پیشانیش عرق کرده بود بوی اتر والکل ومواد ضد عفونی مرتب به مشامش می رسید صدای بوق بوق دستگاه پزشکی به گوشش می رسید نفس عمیقی کشید چاقویی برداشت واصالت بافقی بودنش را نشان داد باچاقو شکم دخترک بی مادر را پاره کرد دستکش هایش به خون اغشته شد روده دختر را بیرون کشید وتکه کرد وسوی انداخت نفس درسینه حبس شده بود چهره همسرش را پشت پنجره حس می کرد گاهی به چهره دخترک نگاه میکرد اما وقتی کارش تمام شد سراسیمه از اتاق بیرون رفت دراتاق کناری دستکش را درسطل زباله انداخت روپوش را اویزان کرد سراسیمه انجا را ترک کرد وبا ماشینش به بیابان رفت کنار بیابان ایستاد بیرون امد داشت گریه میکرد ازته دل فریاد می زد وعقده های دلش را خالی میکرد گاهی چهره مادرستایش را میان ابرهای سپید حس میکرد که به اولبخند میزند معلوم نبود چرا اینقدر اسم پروردگارعالم را می اورد معلوم نبود چه چیز ازخدای مهربانش می خواهد معلوم نبود چرا چهره مادر ستایش را با خنده حس میکرد ... از سوی دیگر تیم پزشکی بیمارستان که متوجه وضعیت بیمارشده بودند اقدام لازم را بعد از ان کار انجام دادند تکنسین بیهوشی با دستگاه کار میکرد پرستاران خون شکم را پاک کردند وکارهای لازم انجام شد وشکم دختر بخیه زده شد وتیم هرکاری ازدستشان برمی امد انجام دادند وستایش با مراقبت های ویژه بهبود یافت .نامادری وقتی فهمید خطر رفع شده دیوانه وار خنده میکرد مثل ادم های روانی رقص وشادی عجیبی میکرد وخود را به بیمارستان رساند ستایش هنوز بیهوش بود اما دیگر خطری تهدیدش نمی کرد ... چند روز بعد ستایش را به خانه اوردند عمه وبچه های عمه تا چند روز کنار ستایش بودند تا اینکه ستایش کاملا خوب شد ونامادری تصمیم گرفت با اینکه یک ماه از تولدش گذشته جشن مفصلی برایش بگیرد نامادری به پدر ستایش میگفت با جشن تولد روح مادرش شاد می شود بنابراین با کمک اقوام وسایلی تهیه وچون ستایش به گیتار علاقه داشت وکلاس گیتار میرفت نامادری هم مثل مادرستایش کیک به شکل گیتار برایش سفارش داده بود... جشن تولد در ویلای شخصی در ده بالا گرفته شد زیرا مادر ستایش خیلی انجا را دوست داشت . نامادری لباس زیبایی مثل پرنسس ها با کلایی مخروطی گرفته بود که ستایش خیلی در ان برازنده شده بود .مهمان زیادی حتی فامیل های نامادری هم از بافق برای تولد ستایش امده بودند. هشت تا شمع روی کیک گیتار را ستایش چند بارفوت کرد تا خاموش شدند این بار همه تولدت مبارک را خواندند نامادری گل های زرد فصلی را در گلدانی قرار داده بود که درعکس بسیار زیبا معلوم می شدند . هدیه ها یکی پس از دیگری باز میشد وستایش با هرهدیه لبخندی میزد بعد ازاینکه اخرین هدیه بازشد ستایش وپدر کمی درگوشی صحبت کردند وبعد ستایش جلو امد وبه نامادری گفت : – مادریک هدیه میخوام بهت بدم – عزیزم الان موقع گرفتن هدیه است نه دادن. – این فرق میکنه ی نامه هم نوشتم اگر بد خط نوشتم ببخشید – عزیزم دخترگلم مگه نمیدونی من هم خطم بده. همه خنده ای کردند وستایش پاکت را به نامادری داد وازش خواست بازش کند نامادری نگاهی به پدرستایش انداخت که با سرعلامت دادیعنی بخوان وچشمکی هم زد که ابروی شلوغش پایین بالا شدن .نامادری که ناخن بلندی داشت ولاک زرد خوش رنگی هم روی ناخن هایش برق میزد پاکت را باز کرد وگردنبندی زیبا از طلا در پاکت بود گردنبتد را در دست گرفت وشروع به خواندن نامه کرد بعد خواندن اشک سردی رد سپیدی که از ارایش صورتش تشکیل شده بود برگونه ها افتاد ارایش چشم با اشکها پاک شد نامه را کنارگذاشت دست را دراز کرد سوی ستایش واوهم خود را به بغل نامادری انداخت . مهمانان واقوام کنجکاوشدند وازپدر ستایش خواستند اگر اشکال نداره متن نامه ستایش را بخواند پدرهم جلورفت درحالی که با یک دست شانه همسرش را ماساژ میداد شروع به خواندن با صدای بلندکرد. به نام خدا مامان عزیزم .فرشته خوبم توجای خالی مادرم را که در اسمان فرشته شده را پرکردی این گردنبند مادرم است که باید به گردن تو اویزان شود راستشو بخواهی اول ازت خوشم نمی امد اما وقتی منوبا خودت همه جا میبردی وقتی در درس کمکم میکردی وقتی به مدرسه میبردیم وتا تعطیل میشدم تو حاضربودی موهاموهرروزصبح به ارامی مادرم شانه میکردی ومیبافتی .وقتی شب تو اتاقم می امدی فکرمیکردی خوابم وبوسم میکردی وهرموقع شب حیاط میرفتی ازپنجره نگاه میکردم که دستاتو بالا میگرفتی ودعا میکردی واشک می ریختی ...جای مامانمو پرکردی وازهمه مهمتر تو با مهارتی که داشتی اپاندیس مرا عمل کردی وروده عفونی مرا بریدی ومرا نجات دادی .تا ابد ازت ممنونم. توقابل ستایش هستی توهم بهترین مامان هم بهترین دکتر دنیایی .مامان دکتر.مامان خوبم... وقتی نامه تمام شد احساس مهمانان جریحه دارشد واشک ریختند .نامادری بهتربگویم خانم دکتر که چشم هایش ازاشک قرمز شده بود ستایش را به اغوش گرفت وپدرستایش هم هردو را بغل کرد واول بزرگترها بعد بچه ها شروع به دست زدن کردند .قاب عکس مادر اصلی ستایش درحال لبخند رضایت کننده روی دیوار بود . پایان ...
مزاحمت های پسرانه رنگ خون گرفت
روز نو : سردار علی دولتی گفت: برابر اعلام مرکز فوریت های پزشکی شهر ملکشاهی مبنی بر انتقال یک مورد فوت مشکوک به آن مرکز مراتب جهت رسیدگی در دستور کار پلیس شهرستان قرار گرفت. وی یادآور شد: برابر بررسی های اولیه به عمل آمده از معاینه جسد مشخص شد فردی به هویت معلوم 22 ساله اهل و ساکن ملکشاهی از ناحیه اعضای بدن توسط جسم برنده مورد ضرب و جرح قرار گرفته است که از پزشک قانونی دعوت و علت
وزیر بهداشت: اخلاق؛ مشکل امروز کشور/ لزوم حل معضل بیکاری و اعتیاد
تاثیر بسیار منفی داشته است، اما در این وضعیت می توانستیم مدیریت بهتری انجام دهیم و بهتر عمل کنیم. هاشمی با بیان اینکه در مساله حاشیه نشینی، جهاد سازندگی مقصر است، گفت: زمانی که بحث وزارت کردن جهاد مطرح شد یک عده به دنبال این بودند که جهاد تبدیل به وزارت خانه شود و یک عده هم اعتقاد داشتند که جهاد به عنوان یک نهاد کوچک باقی بماند و فقط در شرایط بحران وارد عمل شود، اما بالاخره دولت قانع شد و
خاله ای که نمی شناختمش!
، سال 59 با خاله ام ازدواج کرد و آنطور که امروز شنیده ام در بهمن سال 64 در عملیات بزرگی که آن را والفجر 8 می نامند، به شهادت رسید، به طوری که اشک خبر شهادتش موقعی بر گونه های خاله ام جاری شد که لبخند شادی روز 22 بهمن در همان صبح در گوشه لبان خاله ام نقش بسته بود ... و شاید آمیزه این لبخند و گریه است که این گونه خاله ام را محبوب دل ها کرده است. خاله ام می گوید: در زمان جنگ مدتی را با شوهر
هیچ قدرتی در مقابل ایران حرفی برای گفتن ندارد
، وزیر امور خارجه انگلیس در آن زمان با حالت متکبرانه ای گفت که ما حتی دو دستگاه هم به شما نمی دهیم. رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: بعد از این جریان تصمیم بر غنی سازی گرفتیم که ایران در این زمینه به موفقیت های بزرگی دست یافت. وی تأکید کرد: سال ها بعد وقتی استراو به عنوان رئیس گروه دوستی ایران و انگلیس، انتخاب شد، طی حضورش در تهران، یاد آن حادثه
فال روزانه 22 خرداد
طول روز متعادل تر شوید تا شانسی برای راضی بودن داشته باشید. اردیبهشت: شما امروز نمی توانید هرکاری که دلتان می خواهد انجام دهید، برای اینکه امکان دارد امکانات مالی تان نتوانند خیلی شما را به جلو ببرند. به جای اینکه به هر پیشنهادی جواب مثبت داده و بعد فکر کنید که چگونه می توانید از پس این مسئولیتهای بزرگ برآیید، قبل از اینکه دست به اقدامی بزنید از حجم برنامه هایتان کم کنید. اهل عمل بودن
فلوکستین داروی ضدافسردگی ،اضطراب و لاغری است؟!
، نشئگی، افزایش ضربان قلب و فشار خون ، تعرق و افزایش دمای بدن، گرفتگی عضلات، جنون، لرز، درد عضلانی، اسهال و تهوع، کما و حتی مرگ را ایجاد می کند). در واقع این اختلال سندرومی است که در مواقع خاص ممکن است به وجود آید؛ مواردی مثل اینکه دارو را با دوز بسیار بالا شروع کنیم، یا نوبت های مصرف را اشتباه کرده و بسیار بیش از حد در نظر گرفته استفاده کرده باشیم یا در صورت مصرف برخی داروهای مکمل دیگر مثلا
روش های عاشقانه برای پیشنهاد ازداج
نخواهد برد. اگر به دنبال روشی رمانتیک برای پیشنهاد ازدواج می گردید، ما این راه را به شما پیشنهاد می دهیم. 4. روزی خاص چه چیزی بهتر از این که در روزی خاص مانند روز ولنتاین، عید، تولد یا... به فرد مورد علاقه تان پیشنهاد ازدواج دهید. افراد زیادی روز ولنتاین یا روز عشق را انتخاب می کنند. اما اگر می خواهید متفاوت تر عمل کنید، روزی را که برای هر دو شما خاص است، مانند سالگرد آشنایی یا
تعطیلی عصرداستان تصمیم شخصی نبود/ سودآوری با پول آوری فرق دارد
ندارم که این رقم از کجا آمده است. راستش حساب هم نکردیم که پارت کتاب هایی که به نهاد کتابخانه ها و ارشاد فروختند اینقدر آورده مالی داشته یا نه. اما سودآوری و پول آوری دو بحث است. امسال در نمایشگاه کتاب من حدود 13 میلیون تومان کتاب فروختم. عقل من قبول نمی کند که وقتی در 10 روز نمایشگاه اینقدر فروخته باشم در یک سال 500 میلیون فروخته باشم. تازه بعد زا آن باید حساب کرد که از این مبلغ اعلام شده
شهیدی که شعار کنا عباسک یا مهدی را معنا کرد+عکس
یک حرف از آن مفهومی زیبا تر به خودگرفت در عکس های ارسالی برای این کمپین خود نمایی کرد. پس از شهادت وی عکس هایی منتشر شدکه ایشان را در مقابل جهل زمانه و ستمگر تاریخ نشان می داد که به ما گوشزد می کند و یادمان می آورد تنها نیت کافی نیست بلکه باید عمل به رمز " کلنا عباسک یا مهدی " تجلی رفتارها باشد. این شهید بزرگوار از فرماندهان 8سال دفاع مقدس و از گروه مدافعان حرم بود که در محور
"فرانسه از سخت گیری درمورد ایران در مذاکرات هسته ای نفع سیاسی می برد"
باشد؟ متأسفانه اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپا توجه کافی به مذاکرات هسته ای ندارند. حتی در میان بخش اروپایی گروه 1+5 نیز تنها به نظر می رسد که فرانسه نقش فعالی دارد و در موضوع درگیر شده است؛ درحالی که مذاکرات برای رهبران سیاسی آلمان و بریتانیا به عنوان مسئله ای برای کارشناسان دیپلماتیک و فنی قلمداد می شود. در نتیجه، کشورهای عضو اتحادیه اروپا بیش از شکل دهندگی به مذاکرات و روند آن به عنوان