سایر منابع:
سایر خبرها
مادر شهید: با دستان خود جگرگوشه ام را در منزلگه ابدی سکنی دادم
، خواهرانش در بیمارستانها به عنوان امدادگر و در مساجد به عنوان آموزش دهنده به بانوان در خصوص ارایه کمک های اولیه و تیراندازی فعالیت می کردند، به همین دلیل به راحتی قبول کردم که برود. وی می گوید: اوایل جنگ بود که عازم جبهه شد؛ اولین بار پس از سه ماه به خانه آمد و بعدها این مدت بازگشت طولانی شد طوری که یک بار تا 9 ماه به خانه باز نگشت و در این مدت تمامی مرخصی های خود را به دیگر رزمندگان داده بود
روزگار همیشه غریب تاکسی ها
، خدا به داد راننده برسد که از 7 صبح تا 9 شب، تنها دلخوشی اش نیمچه خنکایی است که از 8 شب به بعد از پنجره توی اتاقک ماشین می خزد! بماند آسفالت داغ خیابان هایی که ظل ظهر، ترافیک سنگین و نحس شهر راغیرقابل تحمل تر می کند؛اما هستند روزهایی هم که چشمم مانده به باقی کرایه، پیاده می شوم تا اگر پول بیشتری داده ام حداقل اعصابم راحت بماند. آن وقت ها نه حوصله چانه زدن دارم و نه جواب دادن به الفاظی که روزی چند بار
اگر در مسیر رفع نیازها کار کنید ؛ موفق می شوید
بیگانه است و می گوید: " در ابتدای کار کمی نا امید بودم . زمانی که می خواستم تعاونی بزنم خیلی ها می گفتند تعاونی آقایان چه کار کرد که شما می خواهید انجام دهید و با نظرات بدی مواجه شدم . من نا امید نشدم چون هدف بلند مدت و تعریف شدهای داشتم. من خودم روستا زاده ام و هیچ کسی آن زمان برای ادامه تحصیل به دبیرستان نمی رفت و پدرم موذن روستا و معتمد محل و تنها پدری بود که مرا برای ادامه تحصیل از روستا به شهر
به جشنواره های خارجی باج نمی دهم
تعجب دارد که چرا با فیلمی مانند 316 در جشنواره فجر پارسال آنگونه برخورد کردند! فیلمی که در همین چند روز اکران نشان داد می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. مدیران جدید سینمایی در اولین سال برگزاری جشنواره با پُزی روشنفکرانه فیلم هایی مانند ماهی و گربه را وارد جشنواره کردند اما در سال بعد وقتی نوبت فیلمسازهای گمنامی مانند من رسید، رفتاری متمایز را در پیش گرفتند. با توجه به سطح نازل جشنواره
نشانی وحشت در دست دزد فریبکار
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 15:30 دقیقه روز 27 خردادماه، مأموران کلانتری 118 در حال گشت زنی در خیابان شهید گلاب بودند که به سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت هوندا 125 مشکی رنگ مشکوک شدند و فرمان ایست دادند. راننده وقتی متوجه هشدار پلیس شد سعی کرد از محل فرار کند، اما در تعقیب و گریز با مأموران دستگیر شد. بعد از آن مأموران مرد 34 ساله را که سعید. و نام داشت بازرسی بدنی کردند و یک چاقو، سیم چین، کیف دستی
سعی کردم به توصیه چخوف عمل کنم/ از ادبیات کهن دست برنداشتم
کتاب تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران را که گفتگویی میان جواد مجابی و علی شروقی است، خواند. سپس مجابی ضمن تشکر از حضور میهمانان به پرسش ها پاسخ گفت که متن این پرسش ها و پاسخ ها در زیر از نظر می گذرد. اولین چیزهایی که از دوران کودکی در ذهنتان مانده است و برایتان برجسته بوده، چه بوده؟ چند چیز در ذهنم جای خاصی دارد. چون ناخواسته توی شعرها و قصه هایم هر بار تکرار می شود. یکی مربوط
رمزگشایی از مرگ جوان 26 ساله/ شکایت خانواده مقتول از پلیس
پلیسی به ماموران گفت : در روز حادثه زمانیکه به خانه آمدم، دیدم برادرم (متوفی) در حال کتک زدن خواهرم است؛ با توجه به اینکه برادرم به علت اعتیاد و بیکاری و متارکه از همسرش، سابقه درگیری با اعضای خانواده اش را داشت و به زور از اعضای خانواده برای تهیه مواد پول می گرفت، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگی و خونریزی شد؛ در حالیکه عصبانی شده بودم، با
داوود فنایی: رمز دوستی با عابدزاده احترام بود/نمره گلرهای لیگ برتری زیر 10 است/نمی توان هم به فوتبال ...
کردم و بعد به پزشک مراجعه کردم. دکتر گفت: تو 10 روز است که پایت شکسته، چطور توانسته ای راه بروی؟ وقتی خودم این چیزها را لمس کرده ام، نمی آیم که بار را روی دوش گلر قرار دهم. نهایتش این بود که ما آن بازی را می باختیم. اتفاقا بهترین بازی خود را در آن دیدار انجام داد. حتی یک توپ هم به سمت صورتش نرفت. یک هفته فرصت داشتیم که او را به خانه فرستادم تا به بینی اش رسیدگی کند. حالا سرش را هم برایت جلوی توپ
ادبیات جنگ تنها ادبیات دفاع مقدس نیست/ بازسازی اسطوره در داستان
. نمی نشینم مثلا کتابهایی را درباره جنگ بخوانم و از دلش سوژه پیدا کنم. من در حال زندگی طبیعی خودم هستم. شاید همین الان از صحبت های شما چیزی دریافت کنم که وقتی در دستگاه ذهنی من می نشیند بتواند مبدل به یک داستان شود. یکی از دوستانم می خواست یک فیلم نامه بنویسد درباره چند بچه که می خواستند داخل باغی بروند ولی می ترسیدند و... این شما را یاد چه می اندازد؟ در دستگاه ذهنی من این
روش یک زورگیر برای سرقت:جیغ بزنی با چاقو می زنمت!
نشانی خیابان باستان را می دیدم، راننده از من خواست تا پشت برگه را نیز بخوانم که ناگهان با متن تهدیدآمیزی روبه رو شدم که نوشته بود: اگر جیغ بزنی، با چاقو تو را می زنم. وی گفت: جوان موتورسوار بلافاصله برگه کاغذ را از من گرفت و پس از آن با تهدید چاقو عابربانک من را همراه رمز آن از من گرفت و گریخت. کارآگاهان با متمرکز شدن روی شگرد سعید در زورگیری از زنان توانستند گروهی از طعمه هایش را ردیابی کنند.
اورهان پاموک: استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
سیاسی بنویسم و در آن به درگیری های روحی خودم بپردازم؟ منی که از یک خانواده متوسط رو به بالا بودم و در قبال آن ها که نماینده ای در دنیای سیاست ندارند، احساس مسوولیت می کردم. من به هنر رمان نویسی اعتقاد داشتم. خیلی عجیب است که همین تو را به یک بیگانه تبدیل می کند. پس به خودم گفتم که یک رمان سیاسی می نویسم. به محض تمام کردن نام من سرخ ، این کار را شروع کردم. چرا داستان تان را در شهر کوچکی
ترتیل جزء سوم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
آنان بودند بعد از آن [همه] دلایل روشن که برایشان آمد به کشتار یکدیگر نمی پرداختند ولی با هم اختلاف کردند پس بعضی از آنان کسانی بودند که ایمان آوردند و بعضی از آنان کسانی بودند که کفر ورزیدند و اگر خدا می خواست با یکدیگر جنگ نمی کردند ولی خداوند آنچه را می خواهد انجام می دهد ( 253) تلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن کَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
که اگر حرفی بزنم و کسی از این ماجرا با خبر شود، مرا می کشد. از ترس جان مجبور شدم سکوت کنم. بعد از آن شوهرم، جنازه شیرین را داخل پارچه ای قرار داد و او را به بیرون از خانه انتقال داد. وقتی همسرم به نام شهاب به خانه برگشت، لباس های خونی اش را عوض کرد. از او پرسیدم با جنازه شیرین چکار کرده؟ او پاسخ داد که جسدش را زیر یخچال مغازه اش دفن کرده است. تا شب با خودم در جدال بودم که از
همسرم دائم مرا داماد سر خانه صدا می زند
مرد جوان وقتی دید که همسرش خانه پدری اش را به رخ او می کشد تصمیم به جدایی گرفت. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش مرد جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی یکسال بعد از اینکه ازدواج کردم به پیشنهاد پدرزنم به یکی از خانه های او نقل مکان کردیم. من آن زمان از پدرزنم خواستم که حداقل از ما اجاره بگیرد ولی قبول نکرد و گفت که به خاطر
لازمه خودسازی توفیق و برنامه ریزی است
من و یک نفر دیگر ماندیم. روزی به آقایی بزرگوار برخورد کردم که تا آن زمان ایشان را در نجف ندیده بودم. به من فرمود خدای متعال به دلیل این کار، علم توحید را به شما عنایت می کند. بعد هم خودم در خواب دیدم دو ملک با الواحی در دست از آسمان پائین آمدند و آن الواح را به من نشان دادند. وقتی از خواب بیدار شدم به قدری از معارف توحید به من عنایت شده بود که اگر هزار سال تحصیل علم می کردم، این قدر معرفت به دست
فرصت در نمی زند، آن را بسازید
سفارش کار طراحی جلد به آزادکاران آنقدر نیست که پرکار باشم. این اتفاقات در اواخر دهه 90، زمانی که اینترنت به تدریج رواج پیدا می کرد، رخ داد، بنابراین وقتی شخصی از من خواست کار طراحی یک وب سایت را انجام دهم، تلاش کردم سریع آن را یاد بگیرم. در چند سال بعد از آن، چیزهای بیشتری در مورد کار با اینترنت یاد گرفتم. به نیویورک مهاجرت کردم که در تاسیس یک استارت آپ شبکه سازی اجتماعی مشارکت داشته باشم، اما چون
روزنامه های الکی خوش باز هم درباره آمریکا به جدول زدند/ حرکت چراغ خاموش دولت این بار برای گران کردن نان/ ...
ایجاد اختلال در زندگی مردم عادی ایران است که این تحریمها مواردی چون دسترسی به داروهای با کیفیت بالا و مواد غذایی را هم در بر می گیرد . به نوشته گاردین تحریم های کور علیه هواپیماهای مسافربری ایران شرم آور است. روزنامه های الکی خوش باز هم درباره آمریکا به جدول زدند یک روز پس از ذوق زدگی نشریات زنجیره ای درباره منتفی شدن مطالعات ادعایی نظامی، وزارت خارجه آمریکا بر موضع سابق خود
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (1)
نشستم به این تیم که آمدم سعی کردم همه چیز را هم یاد بگیرم. من با همه خوب بودم اما نمایش نمی دادم. از کلمه سیاه بازی هم خیلی بدم می آید. دقت کردی مدام داری می خندی؟ این را از پدرم ارث دارم. اولا که من و پدرم صبح تا شب می خندیم. تو بگو فندق پدر من سه روز می خندند. بعد شدیدا تاجی است و هر تیمی هم در دنیا آبی می پوشد را دوستدارد. مثلا بیخود و بی جهت می گوید باید فقط چلسی قهرمان شود
ازادعای پولدار بودن دولت یازدهم و ناگفته های جلسه قبل از کاندیداتوری روحانی تا متلک حدادیان به هاشمی و ...
بکنید و جت اسکی تان را بروید. این حرف ها که در مورد جیب مردم می زنید از شما خنده دار است. سعید حدادیان در انتهای سخنانش به ماجرای خانه نشینی احمدی نژاد پرداخت و گفت: اما این را هم بگویم که همین آقای هاشمی یک بار هم از نظام قهر نکرده است. آن آقا 11 روز رفت نشست در خانه! این آقای موسوی که الان در حصر هست یک بار می خواست قهر بکند امام یک تشری زد که همه چیز جمع شد. حالا بعضی ها دنبال این
اقتصاد ایران بعد از انقلاب ربطی به اندیشه شریعتی ندارد
ندای ایرانیان - دکترعلی شریعتی ازجمله روشنفکرانی است که افکاروعقایدش چه در زمان حیات وچه درممات وی همواره محل نزاع مخالفان و موافقانش بوده است. حتی امروز که سی وهشت سال از درگذشت او می گذرد همچنان این ویژگی حفظ شده است.آثارش بارها بازخوانی شده اند.برخی پسندیده اند وبرخی نقدهای جدی ای بر آن ها وارد کرده اند.این جاست که پای دوستان ومدافعان اندیشه وی به ماجرا باز می شود.یکی از سرسخت ترین مدافعان
دستانی که روی مین جا ماند و جانبازی که طعم تابوت شهادت را چشید
هم مرا همراهی می کند. بعد از اتمام درسم در سال 84 چند مرتبه به سفر کربلا و مکه رفتم و تصمیم گرفتم به نوعی خودم را درگیر کار کنم و با انتخاب من از سوی بنیاد شهید به عنوان مدیر خانه نور ایرانیان بصیر ویژه جانبازان نابینا انتخاب شدم در حال حاضر نیز هفته ای یک بار می روم به شهرستان ها و از حال این عزیزان با خبر می شوم برنامه سفر به کربلا برایشان در نظر گرفته ام و یکسری امکانات دیگر تا این عزیزان
دورهمی جذاب سروش صحت و بازیگران شمعدونی /عکس
کوچه مروارید بودم که سعید سالارزهی تهیه کننده و کارگردان سریال ساعت 12 شب به من گفت که سروش صحت بازیگر نقش اول کارش را پیدا نکرده و او مرا معرفی کرده. یادم است خندیدم و گفتم نقش اول را که همین جوری به من نمی دهند! (با خنده). گفت حالا تو برو ضرر ندارد. خلاصه رفتم اما به نتیجه کار اصلا مطمئن نبودم. وقتی برای بازی در این نقش تست دادم با وجود اینکه لبخند رضایت را روی لب های آنها دیدم اما باز با خودم
حمایت یا ضدحمایت؟
. شاید خواست اصلی مان واقعا پول نیست، چون همچنان که قبلا گفتم، هر پولی که می گیریم در ازای آن یک چیزی را از دست می دهیم؛ یعنی این طور نیست که به این راحتی دولت به ما پول بدهد و بعد بگوید برو به امان خدا. به نظر من خواست ما این است که دولت دست از قرائت کهنه از تئاتر ایران بردارد و فکر نکند تئاتر محصولی است برای به کرسی نشاندن خواست ها، نیازها و آرمان هایش. ما داریم از یک کلیتی به اسم دولت حرف می زنیم و
حادثه ها
رفتیم و او با ترفندی مبلغ 100 هزار تومان از من گرفت. شاکی ادامه داد: این فرد در نهایت در خیابان خیام از خودرو پیاده شد و دیگر برنگشت تا اینکه امروز -روز حادثه- او را در خیابان دیدم و با 110 تماس گرفتم . پس از تأیید صحت گفته های شاکی متهم دستگیر و در این خصوص پرونده ای تشکیل شد. تحقیقات در این رابطه همچنان ادامه دارد. دزدی از خانه های ویلایی با گنج یاب سارقی که با استفاده از دستگاه
عزت الله انتظامی: وظیفه هنرمند خدمت به مردم است
اداره هنرهای زیبای وقت به آن اداره منتقل شد و همزمان کار تولید تئاترهای تلویزیونی را به عنوان بازیگر و کارگردان آغاز کرد . بازی او در فیلم های حاجی واشنگتن، اجاره نشین ها، گراند سینما، هامون، بانو، خانه خلوت، ناصرالدین شاه آکتور سینما، روز فرشته، روسری آبی و خانه ای روی آب، اوج هنرنمایی او در کارنامه سینمایی اش است . او برای اولین بار در سن 79 سالگی با مسعود کیمیایی یکی از
اعتراف جوان20ساله ای که با همدستی همسرش ودر برابرچشمان کودک6ماهه شان مرتکب قتل شدند
فروخته بودم. شب حادثه نقشه ای برای سرقت یک خودرو کشیدم و آن را با همسرم در میان گذاشتم. صبح روز بعد از خانه بیرون آمدم و پس از آن که مقداری شیشه در کنار دوستانم کشیدم به منزل بازگشتم. وقتی مواد می کشیدم احساس می کردم 10نفر را حریف هستم. آن روز با یک تاکسی و به همراه همسرم به جمعه بازار خودرو رفتیم. او در پاسخ به سوال قاضی که چرا همسرت را با خود بردی ؟ گفت: قیافه من خیلی تابلو بود و می
آغاز اسارت:بازجویی با آتش سیگار و آب جوش
کمی بعد گفت: اینجا که نمی شود رهایت کنم. تو را به سمت همان موانع ام الرصاص می برم. مرا به سمت همان موانع بازگرداند. من حال خوبی نداشتم. سریعا روی خورشیدی ها غلتیدم و از سیم خاردارها و موانع عبور کردم تا به خشکی رسیدم فکر می کردم چند لحظه دیگر جانم را از دست خواهم داد و می خواستم آن لحظه روی خشکی باشم. به صرافت افتادم که چرا مهدی هنوز نیامده است. برگشتم لب آب و دیدم او به سمت ساحل در حال حرکت است و
رنج های دختر 9ساله بیمار و راننده ای که از صحنه تصادف گریخت
مادر تزریق می کند تا بتواند روز سخت دیگری را سپری کند؛ در مدتی که ازدواج کردم، سختی های زیادی کشیدم اما در این مدت یک اتفاق برایم رخ داد که تلخ تر از تمام این سختی ها بود. یک روز که برای خرید داروهای مهرنوش به داروخانه 13آبان رفته بودم، به من گفتند دارو ساعت 4بعدازظهر می آید و در حال حاضر دارویی موجود نیست. از آنجا که راهم خیلی دور بود و نمی توانستم به خانه برگردم کنار داروخانه نشستم تا زمان بگذرد
نماینده نایین با حرف هاشمی استعفایش را پس گرفت
کشور آمد. گزارش کار را داد و از سیاست های دولت تقدیر کرد و از بهتر شدن وضع ادارات گفت و ماشین خواست. [آقای عیسی کلانتری]، وزیر کشاورزی آمد. گزارش وضع کشاورزی را داد و از محصول سال جاری اظهار رضایت کرد. عصر هیات دولت جلسه داشت. دربارة قیمت آهن و سازمان عمران سیستان مذاکره داشتیم که ناتمام ماند. شب مهمان رهبری بودم. دربارة روزنامه ها و مسایل سیاسی و اقتصادی و انتخابات مذاکره شد. دیروقت به خانه رسیدم.
خواننده جوان به خاطر گیتار مرتکب جنایت شد
اعلام شد. متهم بعد از تکمیل تحقیقات، برای بازسازی صحنه جرم به محل حادثه برده شد و سرانجام پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. این در حالی است که در آخرین دفاعیات در مرحله دادسرا، متهم یک بار دیگر به قتل اعتراف و درخواست بخشش کرده و مدعی شد، هنگام قتل در حالت عادی نبوده. پدر و مادر مقتول به عنوان ولی دم برای متهم درخواست قصاص کرده اند. اخبار حوادث - شرق