سایر منابع:
سایر خبرها
پاسخ آیت الله کاشانی به شبهات کودتای 28 مرداد+سند
خواهی و لج بازی همه سنگرهای محکم دفاعی ملت را خورد و نابود کرد. شاه که در دست ما موم بود اکنون صدقه سر مصدق یکه تازی میکند. مصطفی را کشت خواستم خون خواهی کنم مرا بزندان کشیده است. نمیدانم شرح ما وقع را شنیدید یا خیر در استنطاقی که کردند گفتند شما محرک قتل رزم آرا هستید . بمدعی العموم گفتم اگر مصدق مرا با لجاج و عناد و یا بدستور خارجی از اثر نیانداخته بود حکم نابودی یک یک شما را میدادم که مثل زالو
ترانه علیدوستی را خاص تر ببینیم (2)
چیزهایی که در ذهن تو مفاهیم متعالی شده اند به خاطر مطالعه ی اندکت است و بخش عمده ای از مخاطب تو این درس ها را پاس کرده. فیلم ها خوشگل و بی محتوا هستند. یا از آن بدتر، سر و شکل فیلم زیباست اما فیلم تقلبی است. شابلون گذاشته اند با رعایت چهار فرمول تکراری جواب های تکراری بگیرند. من پارسال یکی از شصت داور فیلم کوتاه مستقل خانه ی سینما بودم. هفتاد و هفت فیلم کوتاه دیدم. شما فکر می کنید فیلتر چند تا از این
فرصت در نمی زند، آن را بسازید
کامپیوتر طراحی کردم. این نمونه را کنار دیگر سفارش ها ذخیره کردم و در مورد آن با هیچ کس صحبت نکردم. چند روز بعد، مدیر هنری دفتر سوال کرد طراحی این جلد که توسط ویراستاران و تیم فروش به عنوان بهترین طراحی انتخاب شده کار چه کسی است؟ وقتی فهمید مسوول جابه جایی جعبه ها این کار را انجام داده حیرت زده شد و وقتی دانست که من نحوه کار با نرم افزارهای طراحی را می دانم، کار تمام وقتی به من پیشنهاد داد .
بانوی مسجدسلیمانی رکورددار اهدای خون در ایران
خون ساز را در برنامه غذایی خود داشته باشم. ولی چند سال پیش یکبار که برای اهدای خون رفتم، یکی از پزشکان سازمان انتقال خون به من گفت: شاید دیگر از تو خون نگیرم برای این که تو حدود 52 سال داری و باید به فکر سلامتی خودت باشی ، اما من با خدا عهد بستم تا زمانی که زنده هستم، هر سه ماه یک بار خون بدهم. البته قانون جدید انتقال خون حداقل زمان ممکن برای اهدای خون را هر 4 ماه اعلام کرده است. ولی من باز هم به
مادر شهید غواص: با دستان خود جگرگوشه ام را در منزلگه ابدی سکنی دادم
نوعی در پشت جبهه های جنگ فعالیت داشتیم. من و پدرش در مسجد، خواهرانش در بیمارستانها به عنوان امدادگر و در مساجد به عنوان آموزش دهنده به بانوان در خصوص ارایه کمک های اولیه و تیراندازی فعالیت می کردند، به همین دلیل به راحتی قبول کردم که برود. وی می گوید: اوایل جنگ بود که عازم جبهه شد؛ اولین بار پس از سه ماه به خانه آمد و بعدها این مدت بازگشت طولانی شد طوری که یک بار تا 9 ماه به خانه باز نگشت
برادرکشی برای حمایت از خواهر
. ماموران برای افشای این نقشه بازجویی از برادر رضا را آغاز کردند که سرانجام او به درگیری شدید با برادرش اعتراف کرد و گفت: روز حادثه رضا داشت خواهرم را کتک می زد. او پول موادش را از ما می گرفت. من که این صحنه را دیدم خیلی عصبانی شدم. به سمتش رفتم. او لوله جاروبرقی را برداشت و چند ضربه به سرم زد. سرم شکست و خونریزی کرد. من دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. به سمتش حمله کردم و چند دقیقه گردنش را فشار
تنها خودم راز فیلمبرداری طلسم را می دانم/ اگر ملکه را نمی ساختیم خیانت بود/قبل از انقلاب افرادی چون زرین ...
فیلم ها کم نخواهد بود. طلسم ، بای سیکل ران ، خانه خلوت ، مزار شریف ، ملکه ، فرزند خاک و عروسی خوبان . *سینمای بعد از انقلاب نگاه جدی تری داشت/ قبل از انقلاب افرادی چون زرین دست دیده نمی شدند _شما تجربه کار در قبل و بعد از انقلاب را دارید این دو را چگونه از هم تفکیک می کنید. ببینید سینمای قبل از انقلاب بیش از هر چیزی مصرفی بود. طیفی از مردم که پول برای کاباره رفتن
دستانی سبز برای زندگی سیاه
بخواند. آن روز حال عجیبی داشتم و بدجوری دلم می خواست جای آنها بودم و مشرف می شدم اما من کجا و خانه خدا کجا. چند وقت از این ماجرا گذشت که یک روز آقای بوذری همان فرد خیر به من گفت: می خواهم ضامن کسی شوی می توانی؟ گفتم اگر شما فکر می کنید می توانم من حرفی ندارم، چکار باید بکنم؟ به من گفت: شما شناسنامه ات را به من بده تا ضمانت کسی را بکنیم. من هم شناسنامه ام را دادم و چند روز بعد به من تحویل
قتل همسر با چرخ خیاطی
مردی که متهم است پس از قتل همسرش قصد پایان دادن به زندگی اش را داشت به بیمارستان منتقل شد و تحت نظر پلیس قرار گرفت. به گزارش جوان، عصر روز سه شنبه 26 خردادماه به مأموران کلانتری نبرد خبر دادند مرد جوانی پس از قتل همسرش در خانه خودزنی کرده است. لحظاتی بعد مأموران پلیس در محل حادثه که طبقه اول ساختمانی مسکونی در انتهای خیابان بهشتی، حوالی بلوار ابوذر بود حاضر شدند. مأموران در
روزگار همیشه غریب تاکسی ها
، خدا به داد راننده برسد که از 7 صبح تا 9 شب، تنها دلخوشی اش نیمچه خنکایی است که از 8 شب به بعد از پنجره توی اتاقک ماشین می خزد! بماند آسفالت داغ خیابان هایی که ظل ظهر، ترافیک سنگین و نحس شهر راغیرقابل تحمل تر می کند؛اما هستند روزهایی هم که چشمم مانده به باقی کرایه، پیاده می شوم تا اگر پول بیشتری داده ام حداقل اعصابم راحت بماند. آن وقت ها نه حوصله چانه زدن دارم و نه جواب دادن به الفاظی که روزی چند بار
اگر در مسیر رفع نیازها کار کنید ؛ موفق می شوید
بیگانه است و می گوید: " در ابتدای کار کمی نا امید بودم . زمانی که می خواستم تعاونی بزنم خیلی ها می گفتند تعاونی آقایان چه کار کرد که شما می خواهید انجام دهید و با نظرات بدی مواجه شدم . من نا امید نشدم چون هدف بلند مدت و تعریف شدهای داشتم. من خودم روستا زاده ام و هیچ کسی آن زمان برای ادامه تحصیل به دبیرستان نمی رفت و پدرم موذن روستا و معتمد محل و تنها پدری بود که مرا برای ادامه تحصیل از روستا به شهر
به جشنواره های خارجی باج نمی دهم
تعجب دارد که چرا با فیلمی مانند 316 در جشنواره فجر پارسال آنگونه برخورد کردند! فیلمی که در همین چند روز اکران نشان داد می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. مدیران جدید سینمایی در اولین سال برگزاری جشنواره با پُزی روشنفکرانه فیلم هایی مانند ماهی و گربه را وارد جشنواره کردند اما در سال بعد وقتی نوبت فیلمسازهای گمنامی مانند من رسید، رفتاری متمایز را در پیش گرفتند. با توجه به سطح نازل جشنواره
نشانی وحشت در دست دزد فریبکار
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 15:30 دقیقه روز 27 خردادماه، مأموران کلانتری 118 در حال گشت زنی در خیابان شهید گلاب بودند که به سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت هوندا 125 مشکی رنگ مشکوک شدند و فرمان ایست دادند. راننده وقتی متوجه هشدار پلیس شد سعی کرد از محل فرار کند، اما در تعقیب و گریز با مأموران دستگیر شد. بعد از آن مأموران مرد 34 ساله را که سعید. و نام داشت بازرسی بدنی کردند و یک چاقو، سیم چین، کیف دستی
سعی کردم به توصیه چخوف عمل کنم/ از ادبیات کهن دست برنداشتم
کتاب تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران را که گفتگویی میان جواد مجابی و علی شروقی است، خواند. سپس مجابی ضمن تشکر از حضور میهمانان به پرسش ها پاسخ گفت که متن این پرسش ها و پاسخ ها در زیر از نظر می گذرد. اولین چیزهایی که از دوران کودکی در ذهنتان مانده است و برایتان برجسته بوده، چه بوده؟ چند چیز در ذهنم جای خاصی دارد. چون ناخواسته توی شعرها و قصه هایم هر بار تکرار می شود. یکی مربوط
رمزگشایی از مرگ جوان 26 ساله/ شکایت خانواده مقتول از پلیس
پلیسی به ماموران گفت : در روز حادثه زمانیکه به خانه آمدم، دیدم برادرم (متوفی) در حال کتک زدن خواهرم است؛ با توجه به اینکه برادرم به علت اعتیاد و بیکاری و متارکه از همسرش، سابقه درگیری با اعضای خانواده اش را داشت و به زور از اعضای خانواده برای تهیه مواد پول می گرفت، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگی و خونریزی شد؛ در حالیکه عصبانی شده بودم، با
داوود فنایی: رمز دوستی با عابدزاده احترام بود/نمره گلرهای لیگ برتری زیر 10 است/نمی توان هم به فوتبال ...
کردم و بعد به پزشک مراجعه کردم. دکتر گفت: تو 10 روز است که پایت شکسته، چطور توانسته ای راه بروی؟ وقتی خودم این چیزها را لمس کرده ام، نمی آیم که بار را روی دوش گلر قرار دهم. نهایتش این بود که ما آن بازی را می باختیم. اتفاقا بهترین بازی خود را در آن دیدار انجام داد. حتی یک توپ هم به سمت صورتش نرفت. یک هفته فرصت داشتیم که او را به خانه فرستادم تا به بینی اش رسیدگی کند. حالا سرش را هم برایت جلوی توپ
ادبیات جنگ تنها ادبیات دفاع مقدس نیست/ بازسازی اسطوره در داستان
. نمی نشینم مثلا کتابهایی را درباره جنگ بخوانم و از دلش سوژه پیدا کنم. من در حال زندگی طبیعی خودم هستم. شاید همین الان از صحبت های شما چیزی دریافت کنم که وقتی در دستگاه ذهنی من می نشیند بتواند مبدل به یک داستان شود. یکی از دوستانم می خواست یک فیلم نامه بنویسد درباره چند بچه که می خواستند داخل باغی بروند ولی می ترسیدند و... این شما را یاد چه می اندازد؟ در دستگاه ذهنی من این
روش یک زورگیر برای سرقت:جیغ بزنی با چاقو می زنمت!
نشانی خیابان باستان را می دیدم، راننده از من خواست تا پشت برگه را نیز بخوانم که ناگهان با متن تهدیدآمیزی روبه رو شدم که نوشته بود: اگر جیغ بزنی، با چاقو تو را می زنم. وی گفت: جوان موتورسوار بلافاصله برگه کاغذ را از من گرفت و پس از آن با تهدید چاقو عابربانک من را همراه رمز آن از من گرفت و گریخت. کارآگاهان با متمرکز شدن روی شگرد سعید در زورگیری از زنان توانستند گروهی از طعمه هایش را ردیابی کنند.
اورهان پاموک: استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
سیاسی بنویسم و در آن به درگیری های روحی خودم بپردازم؟ منی که از یک خانواده متوسط رو به بالا بودم و در قبال آن ها که نماینده ای در دنیای سیاست ندارند، احساس مسوولیت می کردم. من به هنر رمان نویسی اعتقاد داشتم. خیلی عجیب است که همین تو را به یک بیگانه تبدیل می کند. پس به خودم گفتم که یک رمان سیاسی می نویسم. به محض تمام کردن نام من سرخ ، این کار را شروع کردم. چرا داستان تان را در شهر کوچکی
ترتیل جزء سوم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
آنان بودند بعد از آن [همه] دلایل روشن که برایشان آمد به کشتار یکدیگر نمی پرداختند ولی با هم اختلاف کردند پس بعضی از آنان کسانی بودند که ایمان آوردند و بعضی از آنان کسانی بودند که کفر ورزیدند و اگر خدا می خواست با یکدیگر جنگ نمی کردند ولی خداوند آنچه را می خواهد انجام می دهد ( 253) تلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن کَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
که اگر حرفی بزنم و کسی از این ماجرا با خبر شود، مرا می کشد. از ترس جان مجبور شدم سکوت کنم. بعد از آن شوهرم، جنازه شیرین را داخل پارچه ای قرار داد و او را به بیرون از خانه انتقال داد. وقتی همسرم به نام شهاب به خانه برگشت، لباس های خونی اش را عوض کرد. از او پرسیدم با جنازه شیرین چکار کرده؟ او پاسخ داد که جسدش را زیر یخچال مغازه اش دفن کرده است. تا شب با خودم در جدال بودم که از
همسرم دائم مرا داماد سر خانه صدا می زند
مرد جوان وقتی دید که همسرش خانه پدری اش را به رخ او می کشد تصمیم به جدایی گرفت. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش مرد جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی یکسال بعد از اینکه ازدواج کردم به پیشنهاد پدرزنم به یکی از خانه های او نقل مکان کردیم. من آن زمان از پدرزنم خواستم که حداقل از ما اجاره بگیرد ولی قبول نکرد و گفت که به خاطر
لازمه خودسازی توفیق و برنامه ریزی است
من و یک نفر دیگر ماندیم. روزی به آقایی بزرگوار برخورد کردم که تا آن زمان ایشان را در نجف ندیده بودم. به من فرمود خدای متعال به دلیل این کار، علم توحید را به شما عنایت می کند. بعد هم خودم در خواب دیدم دو ملک با الواحی در دست از آسمان پائین آمدند و آن الواح را به من نشان دادند. وقتی از خواب بیدار شدم به قدری از معارف توحید به من عنایت شده بود که اگر هزار سال تحصیل علم می کردم، این قدر معرفت به دست
روزنامه های الکی خوش باز هم درباره آمریکا به جدول زدند/ حرکت چراغ خاموش دولت این بار برای گران کردن نان/ ...
ایجاد اختلال در زندگی مردم عادی ایران است که این تحریمها مواردی چون دسترسی به داروهای با کیفیت بالا و مواد غذایی را هم در بر می گیرد . به نوشته گاردین تحریم های کور علیه هواپیماهای مسافربری ایران شرم آور است. روزنامه های الکی خوش باز هم درباره آمریکا به جدول زدند یک روز پس از ذوق زدگی نشریات زنجیره ای درباره منتفی شدن مطالعات ادعایی نظامی، وزارت خارجه آمریکا بر موضع سابق خود
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (1)
نشستم به این تیم که آمدم سعی کردم همه چیز را هم یاد بگیرم. من با همه خوب بودم اما نمایش نمی دادم. از کلمه سیاه بازی هم خیلی بدم می آید. دقت کردی مدام داری می خندی؟ این را از پدرم ارث دارم. اولا که من و پدرم صبح تا شب می خندیم. تو بگو فندق پدر من سه روز می خندند. بعد شدیدا تاجی است و هر تیمی هم در دنیا آبی می پوشد را دوستدارد. مثلا بیخود و بی جهت می گوید باید فقط چلسی قهرمان شود
ازادعای پولدار بودن دولت یازدهم و ناگفته های جلسه قبل از کاندیداتوری روحانی تا متلک حدادیان به هاشمی و ...
بکنید و جت اسکی تان را بروید. این حرف ها که در مورد جیب مردم می زنید از شما خنده دار است. سعید حدادیان در انتهای سخنانش به ماجرای خانه نشینی احمدی نژاد پرداخت و گفت: اما این را هم بگویم که همین آقای هاشمی یک بار هم از نظام قهر نکرده است. آن آقا 11 روز رفت نشست در خانه! این آقای موسوی که الان در حصر هست یک بار می خواست قهر بکند امام یک تشری زد که همه چیز جمع شد. حالا بعضی ها دنبال این
اقتصاد ایران بعد از انقلاب ربطی به اندیشه شریعتی ندارد
ندای ایرانیان - دکترعلی شریعتی ازجمله روشنفکرانی است که افکاروعقایدش چه در زمان حیات وچه درممات وی همواره محل نزاع مخالفان و موافقانش بوده است. حتی امروز که سی وهشت سال از درگذشت او می گذرد همچنان این ویژگی حفظ شده است.آثارش بارها بازخوانی شده اند.برخی پسندیده اند وبرخی نقدهای جدی ای بر آن ها وارد کرده اند.این جاست که پای دوستان ومدافعان اندیشه وی به ماجرا باز می شود.یکی از سرسخت ترین مدافعان
دستانی که روی مین جا ماند و جانبازی که طعم تابوت شهادت را چشید
هم مرا همراهی می کند. بعد از اتمام درسم در سال 84 چند مرتبه به سفر کربلا و مکه رفتم و تصمیم گرفتم به نوعی خودم را درگیر کار کنم و با انتخاب من از سوی بنیاد شهید به عنوان مدیر خانه نور ایرانیان بصیر ویژه جانبازان نابینا انتخاب شدم در حال حاضر نیز هفته ای یک بار می روم به شهرستان ها و از حال این عزیزان با خبر می شوم برنامه سفر به کربلا برایشان در نظر گرفته ام و یکسری امکانات دیگر تا این عزیزان
دورهمی جذاب سروش صحت و بازیگران شمعدونی /عکس
کوچه مروارید بودم که سعید سالارزهی تهیه کننده و کارگردان سریال ساعت 12 شب به من گفت که سروش صحت بازیگر نقش اول کارش را پیدا نکرده و او مرا معرفی کرده. یادم است خندیدم و گفتم نقش اول را که همین جوری به من نمی دهند! (با خنده). گفت حالا تو برو ضرر ندارد. خلاصه رفتم اما به نتیجه کار اصلا مطمئن نبودم. وقتی برای بازی در این نقش تست دادم با وجود اینکه لبخند رضایت را روی لب های آنها دیدم اما باز با خودم
حمایت یا ضدحمایت؟
. شاید خواست اصلی مان واقعا پول نیست، چون همچنان که قبلا گفتم، هر پولی که می گیریم در ازای آن یک چیزی را از دست می دهیم؛ یعنی این طور نیست که به این راحتی دولت به ما پول بدهد و بعد بگوید برو به امان خدا. به نظر من خواست ما این است که دولت دست از قرائت کهنه از تئاتر ایران بردارد و فکر نکند تئاتر محصولی است برای به کرسی نشاندن خواست ها، نیازها و آرمان هایش. ما داریم از یک کلیتی به اسم دولت حرف می زنیم و