سایر منابع:
سایر خبرها
داخل حمام پنهان شده بودم که سمانه، فرامرز را به خانه آورد و ...
ارتباط برقرار کند. فرامرز حتی یک روز تابستان به سراغم آمد و مرا تهدید کرد که اگر به خواسته اش عمل نکنم، بچه ام را می دزد.به همین خاطر از فرامرز می ترسیدم و نمی دانستم در برابر تهدیدهای او چه باید بکنم. تا اینکه حدود سه ماه قبل در با مرد جوانی به نام اردلان آشنا شدم و موضوع را به او گفتم و چاره جویی کردم. سرانجام با اردلان تصمیم گرفتیم فرامرز را گوشمالی بدهیم تا دست از اذیت هایش بردارد. نقشه مان
ناگفته هایی از فرمانده لشکر امام حسین (ع)/ آرزوی محسن رضایی بعد از شهادت "حاج حسین خرزای"
بودم، شهید براتی آمد مرا بیدار کرد و گفت: بلند شو! من که گمان کردم خبری شده سراسیمه از جا بلند شدم؛ گفت: در سپاه اسلام فرمانده شب نمی خوابد، اگر تو شب بخوابی پس بقیه گردان چه کار کنند؟ گفتم: مگر من آدم نیستم؟ گفت: چرا آدمی اما مسئولیت داری و باید بیدار بمانی. خلاصه وضویی گرفتیم و به همراه شهید براتی شروع کردیم به قدم زدن در محوطه، ایشان دست مرا گرفت و یکی یکی اصول مدیریتی سپاه اسلامی
مجموعه اشعار قرائت شده توسط شعرای آیینی در دیدار با رهبر معظم انقلاب
:: میروم تا به خود آیم به منایی برسم سعی دارم که در این حج به صفایی برسم قلبم از جوشش لبیک لبالب شده است تا به وادی اجابت به دعایی برسم میروم بشنوم از دوست که "فاخلع نعلیک " طی این راه به وادی "طوا"یی برسم شوق شش گوشه به آتش بکشد دلها را سوختم تا که به مصباح"هدایی" برسم " آه" من ترجمه ای از "نفس المهموم" است
چرا کتایون ریاحی بازیگری را کنار گذاشت؟
و اطرافیانم تحت تأثیر این سکانس قرار گرفتند، همانجا متوجه شدم که این موضوع از سلحشور به همه مردم انتقال پیدا کرده و همه را تحت تأثیر خود قرار داده است. زندباف در ادامه افزود: همان زمان به این دلیل که مطمئن بودم این سریال بین مردم محبوب می شود، به سلحشور گفتم در برابر نقدهای منفی سکوت کن. از همان زمان می دانستم که این سریال خیابان ها را خلوت می کند. وی ادامه داد: زمانی که
به عنوان پدر پیر شما، دلم سرشار از محبّت شما جوانان است.
. اگر بر این علم، عمل خوب و ماندگاری مترتّب شود، برای بعد از مرگ هم مفید خواهد بود. درس خواندن، یک فریضه اصلی برای شماست. برای جوانان ورزش کردن یک سرمایه اندوزی است. من اعتقاد دارم ورزش برای همه یک فریضه عمومی است. البته منظورم ورزش حرفه ای نیست. ورزش حرفه ای را هم رد نمیکنم، اما توصیه نمیکنم که همه جوانان سراغ ورزش حرفه یی بروند؛ نه. ورزش برای سلامت و حفظ نشاط است. این هم سرمایه ای است که تا اواخر
من دختر 19 ساله را سوار موتورکردم / به طرفش رفتم و او را تکان دادم تا شاید پاسخی بدهد!
. وقتی از هم جدا شدیم من آن دختر را سوار موتورسیکلت کردم و به طرف بولوار آزادی به راه افتادم. هنوز مسافتی طی نکرده بودم که احساس کردم آن جوان پرایدسوار مرا تعقیب می کند اگرچه از میدان شهید فهمیده دیگر خودروی او را ندیدم اما همچنان با سرعت در حرکت بودم که ناگهان سر پیچ میدان قائم(عج) وقتی دوباره سرم را به عقب چرخاندم تا مطمئن شوم که او ما را تعقیب نمی کند، پایم به جدول میانی کنارگذر برخورد
انواع ماساژ و فواید آن برای بدن
وارد بر این قسمتها را کاهش می دهند. این ماساژ گردش خون، و عملکرد ذهن و بدن را بهبود می بخشد. فواید: از جمله مزایای این تمرین ارتقای هشیاری روحی و جسمی است. انگیزه، اعتماد به نفس و تمرکز شما افزایش پیدا می کند. دلیل نیاز به آن: یک تغییر جزئی در دست ها و پاهای شما می تواند سیستم کل بدن شما را دگرگون سازد پس هر طور که شده به دنبال این نوع ماساژ بروید. حکایات زیادی از گذشته بر جا
المیرا رو به دوربین از عشق به خواستگار سابق و نفرت از شوهرش گفت/ او و علیرضا از کشتن گفتند و ...+فیلم و ...
مواد و مشروبات الکلی رفت و به همین خاطر بارها مادر و خواهرانم را کتک زد به حدی که مادرم 13 بار عمل جراحی کرد و در حال حاضر مادرم با دستگاه اکسیژن نفس می کشد. از همان کودکی کار می کردم و هزینه های زندگی خانواده ام را تامین می کردم. المیرا را از کجا می شناختی؟ المیرا یکی از آشنایان خانوادگی مان بود ، 18 ساله بودم که به او علاقه مند شدم و دو سال بدون اینکه متوجه من شود هر روز صبح
رمز و راز اصرار امام خامنه ای بر مطالعه کتب جنگ
خواندم، قدمی را نستودم! بیست و پنج سال است که او را می شناسم با محمد حسین قدمی در شب های خاطره آشنا شدم. همان روزها با جعفریان و سرهنگی و بهبودی و بهرامی برای خاطره گویی به جزایر خلیج فارس می رفتیم. فکر خاطرات آن ها از همان جا به ذهنم خطور کرد. شاید از همان روزها با سرهنگی مانوس تر شدم. حالا از روزگارکانکس نشینی، ماه ها گذشته بود. در کوچه پس کوچه های خیابان رشت، تا طبقه سوم حوزه هنری، چه
المیرا رو به دوربین از عشق به خواستگار سابق و نفرت از شوهرش گفت/ او و علیرضا از کشتن گفتند و ...+فیلم و ...
مادر و خواهرانم را کتک زد به حدی که مادرم 13 بار عمل جراحی کرد و در حال حاضر مادرم با دستگاه اکسیژن نفس می کشد. از همان کودکی کار می کردم و هزینه های زندگی خانواده ام را تامین می کردم. المیرا را از کجا می شناختی؟ المیرا یکی از آشنایان خانوادگی مان بود ، 18 ساله بودم که به او علاقه مند شدم و دو سال بدون اینکه متوجه من شود هر روز صبح جلوی در مدرسه اش می رفتم و از دور نگاهش می کردم
کوشان حداد: هیچ وقت تصمیم نداشتم به عنوان یک تنظیم کننده در بازار موسیقی فعالیت کنم
یک بار همسایه ما آمد و گفت این صداها چیست؟! این صداها به هر چیزی جز موسیقی شباهت دارد! * عجیب است که به شکل جدی موسیقی را پیگیری نمی کردی و خودت هم به سراغ آموزش موسیقی نرفته بودی؛ اما به این جا رسیدی. من فقط از کودکی پیانو می نواختم که آن هم آکادمیک نبود. هیچ وقت جایگاه الان خودم را برای آینده ام تصور نکرده بودم و اگر بخواهم حقیقت را بگویم، تا همین شش هفت سال پیش هم فکر می
دانشجوی معمولی چگونه تبدیل به یک قاتل حرفه ای شد
های مغزی نشان داد که اطاعت از دستور می تواند احساس مسوولیت پذیری ما را نسبت به رفتارهایمان کاهش دهد. به گفته هاگارد در اینجا اجبار به انجام کاری ناخوشایند تجربه متفاوت در ما ایجاد می کند که اگر بتوانیم به صورت ذهنی انجامش هستیم، فاصله بگیریم در عمل بدون این که به غریزه خود مراجعه کنیم انجامش می دهیم با این حال آنچه در بسیاری از کشتارهای جمعی معاصر و تاریخی شاهد آن بوده ایم، این است که اغلب عاملان
فراکسیون زنان مجلس ناهماهنگ است!
ها دارد. عملا مباحث مطروحه و قوانین مربوط به بیمه بازنشستگی موضوعی بسیار مهم و البته بین نسلی است و برای هر تغییر ولو جزئی، باید با دقت عمل نمود و اینکه صرفا از این دریچه به موضوع نگاه کنیم که زنان متقاضی بازنشستگی بر مبنای 20روز، حقوق بازنشستگی دریافت می کنند و این مشکلی برای صندوق ها به وجود نمی آورد، صحیح نیست، چرا که همانگونه که گفتم، به جهت پیامدهای طولانی و بین نسلی، باید محاسبه
دوست پسر غیرتی پایش در قتل دختر 19 ساله گرفتار شد+ عکس
رفتم ولی آن جا احساس کردم که مورد تمسخر قرار گرفته ام به همین خاطر پس از یک مشاجره لفظی با آن پسر، درگیری مختصری پیدا کردم. وقتی از هم جدا شدیم من آن دختر را سوار موتورسیکلت کردم و به طرف بولوار آزادی Freedom به راه افتادم. هنوز مسافتی طی نکرده بودم که احساس کردم آن جوان پرایدسوار مرا تعقیب می کند اگرچه از میدان شهید فهمیده دیگر خودروی او را ندیدم اما همچنان با سرعت در حرکت بودم که ناگهان سر پیچ
الویری: هاشمی از منبر، سخنرانی و نوشتن کتاب ارتزاق نمی کرد / عشق به مردم و تلاش برای حل مشکلات آنها وجود ...
وقتی با آقای الویری مصاحبه کردیم که چند روزی از رحلت آیت الله هاشمی گذشته بود، قرار بود این مصاحبه در دفتر ایشان در مرکز مطالعات استراتژیک مجمع انجام شود، اما آقای الویری خبر داد که دفترش پلمپ شده و محل مصاحبه تغییر کرد. آقای الویری یکی از طرفداران پرو پاقرص هاشمی بوده است و از دیرباز هیچ گاه در جریان های حمله به هاشمی قرار نگرفت حتی وقتی که هم قطارانش هاشمی را آماج حملات خود قرار داده بودند، او سابقه همکاری با هاشمی را در مقاطع مختلف را دارد، و ترجیح دادیم با او درباره هاشمی صحبت کنیم.
طوفان جردن باروز علیه ترامپ
، گزارش ها دیده می شد. زمانی که من به فرودگاه رفتم، صفی از تماشاگران و هواداران به استقبال ما آمدند و بعد از مسابقات نیز ما را بدرقه کردند. در امریکا نیز چنین استقبالی ندیده بودم. استقبال در ایران چیز دیگری بود. نام های ما فریاد زده می شد. این دیوانه کننده است نه؟ ما در قلب ایران احساس می کردیم در خانه هستیم. آیا شما با کسی در تیم ایران دوست هستید؟ با مسعود اسماعیل پور صمیمی هستم
با علاقه و انگیزه، مشکلات را از پیش پا برداشتیم
اصلی شرکت ما همان افرادی اند که صاحب ایده و اطلاعات و علم کار هستند، به مشکل برنخوردیم. به عنوان مدیر یک شرکت دانش بنیان، مشکلات این دسته از شرکت ها را چه می دانید؟ شرکت های دانش بنیانی که از طریق علم به سوی ثروت حرکت می کنند، به دلیل نداشتن مشاورهای خوب که افراد را هدایت کنند، درگیری زیادی دارند. مثلا منی که تا به حال در سیستم علمی بوده ام، اگر بخواهم یک شرکت دانش بنیان تاسیس
می خواهم در آرامش زندگی کنم/ علاقه ای به فیلم تلخ ندارم
و گروه اجرایی شان امکان پذیر نبود که همن جا از ایشان سپاسگزاری می کنم. از فعالیت های تان در سینما نزدید؟ خیر، ولی فرصت نکردم هیچکدام از فیلم های جشنواره فجر امسال را ببینم چون تماما در اختیار این دو پروژه بودم. ضمن اینکه باید به این هم اشاره کنم که من در جشنواره فیلم فجر زیاد فیلم نمی بینم، چون علاقه ای ندارم که تعداد زیادی فیلم را در مدت زمان کوتاهی ببینم. چون اوردوز می کنم
حاج حسین خرازی، پروانه ای در چراغانی لاله ها
ممنونم چون همه از شما راضی هستند به خصوص رییس بیمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم کردی. من که سربازی در خدمت اسلام بودم گفتم: هر چه انجام داده ام وظیفه ای در راه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده، کار من در مقابل این خدمت و فداکاری که تو انجام می دهی، هیچ است و اصلاً قابل مقایسه نیست. این آخرین دیدار ما بود و سالهاست که مشام جان من از عطر خوش صحبتهای حسین در آن روز معطر است راننده قایق یک
روایت زندباف از خداحافظی ریاحی از دنیای بازیگری
قرار داده است. زندباف در ادامه افزود: همان زمان به این دلیل که مطمئن بودم این سریال بین مردم محبوب می شود، به سلحشور گفتم در برابر نقدهای منفی سکوت کن. از همان زمان می دانستم که این سریال خیابان ها را خلوت می کند. وی ادامه داد: زمانی که فیلمنامه داستان حضرت یونس را برایم خواند، بسیار لذت بردم و قصه جذابی به نظرم آمد. سلحشور همه واقعیت را می گفت و حرفی را نگفته درون خود نگه
تمایل ملکه سوئد برای کمک به بیماران نادر ایران
هیچ جریانی نداریم و با کمک مردمی که خودشان به خودشان کمک می کنند کار می کنیم. خبرنگاری از من پرسید مردم باید چه کاری برای شما انجام دهند گفتم هیچی مثلا زنگ می زنند 100 تومان می خواهم به یک بیمار کمک کنم اسم دارو و تلفن بیمار را به او می دهم خراسان، تبریز، زاهدان که بخرد و برایش بفرستد. چون کسی که احسان می کند و کمک می کند خودش مستقیم دست نیازمند بدهد خیلی لذت دارد تا تحویل من بدهند من دوباره اینها
بی خبر از آن بودیم که در جزیره سری از بدن جدا شده
. اما من افتادم رو زمین و دیگر نتوانستم حرکت کنم. ترکش، پا، پهلو و سرم را زخمی کرده بود. خون روی صورتم راه افتاده بود. بلند شدم که بروم آن طرف تر، چون جایی را که من افتاده بودم، مرتب می زدند. نتوانستم و سرم گیج می رفت. نمی دانستم کجا هستم. دلم می خواست لااقل می توانستم روی زمین بنشینم. چراکه حتی در آن حالت نیز می توانستم نیروها را از طریق بی سیم هدایت کنم تا آن شب هر طور شده عملیات انجام شود. حاج همت
می خواهم در آرامش زندگی کنم
نتیجه می رسیدم اگر من جای صاحبان قدرت بودم بدتر عمل می کردم. آن زمان تفکرات خشن تر و انقلابی تری وجود داشت که اگر آنها قدرت را به دست می گرفتند جوی خون به راه می افتاد. به عنوان نمونه اگر مجاهدین خلق (منافقین) قدرت را به دست می گرفتند ایران را به کره شمالی یا عراق صدام حسین تبدیل می کردند. رفتاری که بعدا در کمپ اشرف اتفاق افتاد. شما فکر کنید آن زمان که به قدرت نرسیده بودند
کلیدواژه های کامیابی از زبان رهبران کارآفرین
حس مسئولیت اجتماعی است، حسی که هر ایرانی در این شرایط باید داشته باشد. چیزی که کشور ما را ممکن است دچار مشکل کند سیل عظیم جوانان دانش آموخته ای است که در حال حاضر بیکار هستند. پس وظیفه هر ایرانی در هر منصب و پیشه ای که تلاش کند این است که کار خود را بدرستی انجام و آموزش دهد. من روی بحث آموزش بسیار تأکید دارم و فکر می کنم اگر آموزشها صحیح باشد شرایط اشتغال به کار جوانان و حفظ اشتغال موجود را تسهیل
سردبیر اسبق کیهان: فقط آدرس اصولگرایان عوض شده است/نباید چاقوی آمریکا را علیه خود تیز کنیم
/> اگر حزب جمهوری اسلامی و جریان های متحد آن را اصولگرایان آن موقع بدانیم روند فروپاشی از همان موقع شروع شد. اما این جریان مشکل دیگری هم دارد و آن این که نمی تواند تن به تحزب دهد. ** احساس تکلیف کار اصولگرایان را مشکل می کند ایرنا: چرا؟ مهاجری: ما مقوله ای داریم به نام تکلیف شرعی. یک روزاز آقای بادامچیان سوال کردم اگر حزب موتلفه در مورد خاصی تصمیم بگیرد ولی یکی از اعضا عمل
شاعری که سروده هایش را با دندان و چانه تایپ می کند
ایران آنلاین / معلولیت شان محدودیت نمی شناسد و عطش شکوفا شدن دارند. مرضیه دهقان یکی از همین انسان هایی است که زندگی را تنها با دندان و حرکت عضلات صورتش فریاد می زند؛ دختری که شاید همه ما در نگاه نخست بلافاصله برایش دل بسوزانیم، اما او با وجود معلولیت شدید و در حالی که چهاردیواری خانه به تصویری ملال آور و تکراری بدل شده است، زندگی درونی اش را با کلمات تایپ شده با دندان هایش بیان می کند. کسی چه می داند! چه بسا
نگاهی به کتاب شب مینا در گفت وگو با صفدر تقی زاده
ایران آنلاین / چهره هایی چون نجف دریابندری، ابراهیم گلستان، محمدعلی موحد، محمدعلی صفریان، ابوالقاسم حالت و بعدها ناصر تقوایی و چند نفر دیگر. کتاب مرگ در جنگل از شروود آندرسون، تورتیا فلت از جان اشتاین بک، شکوفایی داستان کوتاه در دهه نخستین انقلاب عناوین برخی از آثار منتشر شده این استاد سابق دانشگاه های تهران، شهید بهشتی و علامه طباطبایی است. بهانه گفت وگو با وی انتشار کتاب شب مینا بود اما مب
ترجمه بیان احساسات سرخورده انسان از دریچه ذهن مترجم است
ترجمه یک شعر در روز سخت شد. من در دبیرستان زبان انگلیسی درس می دادم، مدیر گروه انگلیسی بودم، و قصد داشتم بار دیگر به دانشگاه برگردم. سپس اتفاقی غیرمنتظره رخ داد. مادر همکار مترجمم دچار یک بیماری سخت شد. بنابراین هر روز صبح یا هر شب آخر وقت مجبور بودم تنهایی مشغول به کار ترجمه شوم. حالا دیگر دنیایی شخصی برای خودم ایجاد کرده بودم. ده ماه بعد دوستم مادرش را از دست داد و تمرکز روی این اتفاق پس از دو غم
قدرت ارادهِ جانبازی نکونام، از خطه خوزستان
اولین فرصت ماجرا را به همان جوان ها گفتم . آن ها به من یاد دادند یک انقلابی هرگز هر چه را می شنود همه جا بازگو نمی کند. باید رازدار باشی تا وقت عمل فرا برسد، این طور شد که ما هم توفیق پیدا کردیم تو خط بچه های انقلابی قرار بگیریم. توی مسجدی نزدیک حسینیه اعظم یا خود حسینیه فعالیت های خوبی در راستای انقلاب می شد که ما با بچه های آنجا هم ارتباط داشتیم. در آنجا آقای رضا گلسرخی و آیت الله خزعلی و مرحوم
برتری قرآن بر دیگر سخنان، همچون برتری خدا بر خلق خود است
حضرت حق شده؛ می توان تعبیر نامه را به کار برد. نتایج مواجهه ی خردمندانه با قرآن 1. شکل گیری احساس شخصیت انسان وقتی از منظر کتاب با قرآن کریم روبه رو می شود، در او احساس شخصیت شکل می گیرد. با تشریفات و ویژگی های خاصی برای هدایت متقین فرستاده شده و در دسترس آنها قرار گرفته است. اگر این را بفهمیم، ممکن است جان دهیم و قالب تهی کنیم! اینکه بین دفتین ، بین دو جلد، یک جا