سایر منابع:
سایر خبرها
در تیم ملی عقاب آسیا شدم/بازیکن دودی خانواده درستی ندارد
اتفاقات در ایران رخ می دهد؟ فدراسیون فوتبال باید این مسائل را بداند. شما صحبت از وزارت ورزش می کنید. مگر همین وزارتخانه الان بالای سر ورزش نیست؟ چرا در فوتبال ما در لیگ های پایین تر می بینیم دنبال داور می دوند تا او را کتک بزنند؟ این به این خاطر است که برخورد جدی با خطا کار انجام نمی شود. داور فوتبال ما که 300 هزار تومان بابت هر بازی حقوق می گیرد اگر به جای این مبلغ ناچیز برای هر بازی 3 میلیون بگیرد
الیاس حضرتی: با کامیون و کانتینر از لابلای قوانین مجلس رد می شوند
/> حقوق مهم نبود، اصلاً به خاطر حقوق طرف نبود، اختیاراتی که طرف آنجا داشت، می توانست کارهایی انجام بدهد، یک نفر مگر چقدر ظرفیت دارد؟ چقدر می تواند در این جلسات شرکت بکند؟! مجری: شما عضو ناظر مجلس در شورای پول و اعتبار هم هستید، یکی از بزرگترین معضلات ما، وام های کلانی است که به افراد خاص داده شده است و اکثراً هم برنگرداندند یعنی بالای چند هزار میلیارد تومان است، اولاً عدد دقیق را الان می
از مجلس دهم راضی نیستم/روحانی کاندید اصلی اصلاح طلبان
، وام های کلانی است که به افراد خاص داده شده است و اکثراً هم برنگرداندند یعنی بالای چند هزار میلیارد تومان است، اولاً عدد دقیق را الآن می دانید چقدر ما وام هایی داریم که هنوز بازپرداخت نشده است، با این حجم بالا و بعد هم باید چه کرد؟ این هم جزء موضوعاتی است که باید دسته بندی شود، افرادی که رفتند وام گرفتند، یک دسته کسانی بودند که آدم های فرصت طلبی بودند، با سندسازی رفتند وام گرفتند، با
شادی و نشاط با حرف درمانی، شدنی نیست/تصمیم نمایندگان برای حقوق مدیران انقلابی نیست
علی حسینی پور امام جمعه موقت اراک در خطبه های این هفته نماز جمعه اراک با اشاره به بد عهدی های آمریکا گفت:آمریکا با اقداماتی که در سال های گذشته انجام داده نشان داده است که هیچگاه قابل اعتماد نبوده و نخواهد بود. حسینی پور با اشاره به اینکه در گذشته نزدیک برای برخی از افراد مسئول، غیر قابل اعتماد بودن آمریکا قابل هضم نبود و مذاکرات را در پیش گرفتند اظهار کرد: این افراد بر این باور بودند که
در تیم ملی عقاب آسیا شدم نه استقلال
کنید. مگر همین وزارتخانه الان بالای سر ورزش نیست؟ چرا در فوتبال ما در لیگ های پایین تر می بینیم دنبال داور می دوند تا او را کتک بزنند؟ این به این خاطر است که برخورد جدی با خطا کار انجام نمی شود. داور فوتبال ما که 300 هزار تومان بابت هر بازی حقوق می گیرد اگر به جای این مبلغ ناچیز برای هر بازی 3 میلیون بگیرد اشتباهی صورت نمی دهد چون می داند اگر اشتباه کند از قضاوت محروم می شود و دیگر پولی به دست نمی
هنوز از رکود خارج نشده ایم/ از مجلس دهم راضی نیستم؛ کارهای ما خسران به حال ملت است/ پیش کروبی گریه کردم ...
آنجا داشت، می توانست کارهایی انجام بدهد، یک نفر مگر چقدر ظرفیت دارد؟ چقدر می تواند در این جلسات شرکت بکند؟! مجری: شما عضو ناظر مجلس در شورای پول و اعتبار هم هستید، یکی از بزرگترین معضلات ما، وام های کلانی است که به افراد خاص داده شده است و اکثراً هم برنگرداندند یعنی بالای چند هزار میلیارد تومان است، اولاً عدد دقیق را الان می دانید چقدر ما وام هایی داریم که هنوز بازپرداخت نشده است، با
حضرتی: بحث حقوق های نجومی تبدیل به ابزار سیاسی شد/ مشکل عمده مردم اشتغال است
حقوق طرف نبود، اختیاراتی که طرف آنجا داشت، می توانست کارهایی انجام بدهد، یک نفر مگر چقدر ظرفیت دارد؟ چقدر می تواند در این جلسات شرکت بکند؟! شما عضو ناظر مجلس در شورای پول و اعتبار هم هستید، یکی از بزرگترین معضلات ما، وام های کلانی است که به افراد خاص داده شده است و اکثراً هم برنگرداندند یعنی بالای چند هزار میلیارد تومان است، اولاً عدد دقیق را الان می دانید چقدر ما وام هایی داریم که هنوز
بلای سیاهی که مرد شیک پوش بر سر سرایدار ویلا و زنش آورد
کنی، خواهم گفت که این کار خیرم چیست. -آقای دکتر شرمنده ام نکنید، کلبه درویشی ما فقیر فقرا که قابل شما را ندارد، بفرمایید خواهش می کنم اجازه بدهید من جلوتر بروم و به کوکب خانم خبر دهم که هم چای بگذارد و هم خانه را مرتب کند. مرد شیک پوش که تا اینجای نقشه اش خوب پیشرفته و فهمیده بود مش رحمان و خانواده اش گول ظاهر او را خورده اند، نصف استکان چای را سرکشید و گفت: من زیاد وقت ندارم
دلالی که مهر مادری را می خرد
برای خرید نوزاد با آن ها طی می کند که به گفته برخی از این زنان مبلغ پرداختی برای نوزاد دختر بیش از نوزاد پسر است. این مددکار اجتماعی اظهار داشت: مبلغ تعیین شده از سوی مدیر باند بین 6 تا 7 میلیون تومان متغیر است، اما پس از وضع حمل مادران معتاد، در اغلب موارد تنها یک سوم مبلغ تعیین شده به آن ها پرداخت می شود. مدیر این باند از پرداخت کامل مبلغ توافق شده به زنان معتاد پس از زایمان
ماشین خوابها؛ آنهایی که شغل و خانه شان یک ماشین است
. یک دوره آموزشی یک ساعته برای آشنایی با سیستم و... گذراندم از آن زمان مشغولم. وقتی از او می خواهم از شرایط شغلی اش بگوید می گوید: بیمه که نداریم. روزی بدون جریمه و ...، 110 هزار تومانی در می آورم. حسن این تاکسی به اصطلاح اینترنتی این است که شبانه روزی است هروقت بخواهی کار کنی کار هست. کسانی را می شناسم که در شبانه روز تا 200 هزار تومان درمی آورند. شاید 4 ساعت بیشتر نخوابند. چاره ای
الیاس حضرتی: با کامیون و کانتینر از لابلای قوانین مجلس رد می شوند
برنگرداندند یعنی بالای چند هزار میلیارد تومان است، اولاً عدد دقیق را الان می دانید چقدر ما وام هایی داریم که هنوز بازپرداخت نشده است، با این حجم بالا و بعد هم باید چه کرد؟ این هم جزء موضوعاتی است که باید دسته بندی شود، افرادی که رفتند وام گرفتند، یک دسته کسانی بودند که آدمهای فرصت طلبی بودند، با سندسازی رفتند وام گرفتند، با پارتی بازی رفتند وام گرفتند، طرف رفته در کار وام گرفتنش هم خلاف
رویه کاری شورای حقوق بشر و چگونگی عملکرد سازمان ملل متحد/ ادعاهای ناروای حقوق بشری علیه ایران به دلیل ...
درخواست کنند عبارتند از: رئیس دادگستری ، دادستان، قاضی ناظر زندان، رئیس زندان، محکوم علیه، پدر،مادر ،همسر و یا فرزندان او. موضوع در کمیسیون استانی هر استان مورد رسیدگی قرار می گیرد و نهایتاً به کمیسیون مرکزی ارسال می شود و در کمیسیون مرکزی مورد دقت و ارزیابی قرار می گیرد و وقتی با شرایط تطبیق داده شد از طریق رئیس قوه قضائیه پس از اعلام موافقت مقام معظم رهبری ترتیب اثر داده می شود. اینجانب سالیان
تجلیل فریبرز عرب نیا از یک بانوی کارآفرین +عکس
تلاش شبانه روزی این بانوی کارآفرین در منطقه حکایت دارد. این بانوی کارآفرین 57 ساله را در شرکت جمع آوری شیر در حالی می یابیم که کنار دست نیروی جوان و تحصیلکرده ای که برای انجام آزمایش های لازم شیر جذب کرده، تلاش می کند. وی اظهار داشت: در 16 سالگی ازدواج کردم و همان سال های ابتدایی زندگی براثر یک اتفاق همسرم برای 5 سال به زندان افتاد و مشکلات مان از همان زمان که باید جریمه نقدی همسرم را
تجلیل فریبرز عرب نیا از یک بانوی کارآفرین
را در شرکت جمع آوری شیر در حالی می یابیم که کنار دست نیروی جوان و تحصیلکرده ای که برای انجام آزمایش های لازم شیر جذب کرده، تلاش می کند. وی اظهار داشت: در 16 سالگی ازدواج کردم و همان سال های ابتدایی زندگی براثر یک اتفاق همسرم برای 5 سال به افتاد و مشکلات مان از همان زمان که باید جریمه نقدی همسرم را می پرداختم، شروع شد. وی با اشاره به اینکه برای پایان دادن به فقر و نداری به
روایتی دردناک از فروش یک نوزاد
/> معمولاً نرخ فروش نوزاد 7 میلیون تومان است و در بهترین حالت 2 میلیون تومان را به مادر می دهند که البته معمولا همین پول هم نصیبشان نمی شود. اکرم صاحب دو فرزند است بچه اول او 14 ساله است اما اطلاعی از آن نداریم چون می گوید بین اقوام زندگی می کند که اغلب این گفته ها دروغ است چون این زن کسی را به جزء خواهرش ندارد. همسر اکرم نیز مشخص نیست کجاست و به گفته خودش در زندان است. راه
کلیه ام را ارزان می خرند؛ اما گران می فروشند!
از بیماران کلیوی فعالیت می کند و باید هزینه های درمانی بیماران نیازمند را تامین کند اما خیرین در این حوزه کمک می کنند و ما پول اضافه ای بابت فروش کلیه دریافت نمی کنیم." سارا نیز که دخترش به بیماری خاصی مبتلا است و نیازمند جراحی، در یک صفحه اینترنتی اعلام کرده کلیه اش را به مبلغ 20 میلیون می فروشد. سارا می گوید: "هزینه جراحی دخترم 15 میلیون تومان است. به انجمن خیریه حمایت از
امیر را در اتاق پنهان کردم و وقتی شوهرم رسید... / راز وحشتناک جسدی که پوست صورتش کنده شده بود
از فقدانی ندارد. مأموران در گام بعدی به محل کار قبلی فقدانی که در یکی از شهرستانهای اطراف مشهد بود، رفته و تحقیقات را از آنجا پی گرفتند که آنجا هم مدرکی که بتواند به آنان کمک کند، پیدا نکردند؛ البته هنگام خروج، رئیس شرکت که گویی تازه متوجه منظور مأموران شده بود، گفت که فقدانی سال گذشته مبلغ 500 هزار تومان به عنوان مساعده دریافت کرده و در قبال آن رسید داده که فکر می کنم علاوه بر امضاء
داخل حمام پنهان شده بودم که سمانه، فرامرز را به خانه دعوت کرد
داشت و باهم حلش کردیم. شما متأهل هستی؟چند سال قبل، از همسرم جدا شدم و با دختر 9 ساله ام زندگی می کنم. چرا با سمانه همراه شدی؟برای اینکه عاشق اش هستم. ما می خواهیم باهم ازدواج کنیم. بعد از آزادی از زندان به هدفمان می رسیم. من سمانه را می پرستم، عاشقش نیستم. چرا او را در این حد دوست داری؟سمانه یک مرد است، سمانه دست نیافتنی است. برعکس همسر اول من که به من خیانت کرد
مختصات عاشقی با خاطراتی از زیارت اهل بیت غریب بقیع
دید. در فلزی را بستند و زیارت بقیع به صبح روز بعد یعنی صبح جمعه، آن هم فقط برای مردان، موکول شد. جداگانه به مسجد النبی(ص) رفتیم و چقدر هم اوقات خوشی بود. صبح روز جمعه هنوز هوا روشن نشده؛ مقابل قبر چهار امام (ع) [4] ایستاده ام و انگار تمام غم های دنیا بر دلم سنگینی می کند. این فضا عجیب، غریب است و شرایطی که در آن فراهم کرده اند غربتش را بیشتر می کند. به هیچکدام از خانم ها
با شنیدن حرف های مجید شوکه شدم! / بچه ای که نمی دانستم برای داشتنش باید خوشحال باشم یا ناراحت!
این که بعد از گذشت شش ماه از ازدواجمان باردار شدم. خوشحالی از مادر شدن بر احساس خوشبختی من افزود تا این که در اولین ماه بارداری رفتارهای همسرم تغییر کرد. دیگر آن مجید مهربان همیشگی نبود و بهانه گیری های هر روزه عادتش شده بود. اوایل به او حق می دادم و خود را با فکر این که رفتارش به خاطر خستگی و مشکلات دیگر است توجیه می کردم اما هر روز که می گذشت اخلاقش بدتر از دیروز می شد و بهانه ها
راز دردناک 28 ساله / دخترجوان دیگر حاضر نیست مادرش را ببیند!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، این پرونده مدتی قبل در شعبه چهارم دادسرای امورجنایی تهران به جریان افتاد. آن روز زنی با مراجعه به دادسرا به قاضی آرش سیفی گفت: سال ها قبل با مردی ازدواج کردم و صاحب 2دختر شدیم اما پس از تولد دومین دخترم اختلاف من و شوهرم شروع شد. درگیری ما ادامه داشت تا اینکه از خانه قهر کردم و به شهرستان رفتم. مدتی بعد وقتی دوباره به تهران برگشتم خبری از شادی دختر
من دختری زیبا بودم / مجبور شدم به خانه آن نامرد بروم!
مسئولیت پذیری نمی دانستم و به پیشنهادها و نظرات خانواده ام گوش می کردم و در اندیشه کوتاه خودم ازدواج را راهی می دیدم برای رسیدن به خوشبختی که در ذهنم ساخته بودم. از این رو به عقد کمیل درآمدم. زمان به سرعت برق و باد می گذشت و من هر روز در کلبه محقرم شاهد استعمال مواد مخدر توسط کمیل بودم. دیدن وضعیت همسرم و تحمل چنین زندگی برایم سخت و عذاب آور بود. کمیل به فردی معتاد و بی مسئولیت تبدیل شده بود که
مروری بر تمامی برندگان جایزه اسکار بهترین فیلم (1)
(Ingrid Bergman) و پل هنرید (Paul Henreid) 1944: به راه خود می روم (Going My Way) داستان : یک کشیش جوان به نام چاک اومالی قبل از پیوستن به جرگه هیئت روحانیون کاتولیک رم زندگی شاد و ورزشی و عاشقانه ای دارد. بعد از پیوستن به هیئت کلیسا، دانش عمومی بسیار خوب اومالی سبب می شود که رابطه ی جالبی با کودکانی که به دنبال راهنما می گردند برقرار کند. بازیگران : بینگ کرازبی (Bing
علامه مصباح یزدی :از “التقاط” بریدیم نه از “نهضت امام”
را خدمت حاج آقا مرتضی حائری رضوان الله علیه می خواندیم، در درس حضرت امام و بعضی از مراجع دیگر هم شرکت می کردیم و از همان وقت من به درس بسیار ایشان علاقمند شدم. * درس اصول؟ مصباح یزدی: بله، ابتدا در درس اصول ایشان شرکت داشتم تا سال بعد که رسماً درس فقه را شروع کردند، در آن هم شرکت کردم. درس اصول ایشان در مسجد محمّدیه تشکیل می شد. البته ارادت من به ایشان تنها از جهت درس نبود
خانواده ای که در راه امام(ره) 7 شهید داد
سراغ حاج عبد، پدرمان را گرفتند و گفتند: من 200 هزار تومان باید به او بدهم و همان وقت بود که خبر شهادت پدر و برادرهایم را شنیدند. شاید آن روز همه غم های مادرم با آن دیدار و دلجویی امام (ره) کمرنگ شد. امام (ره) گفتند: شما بر گردن ما حق دارید. در همه این سال ها مادرم تنها بود در همه این سال ها هیچ کس برای دلجویی از عصمت خانم در خانه شان را نزد و مادر شهیدان کاشی بعد از سال ها رنج
رنجی که نان به تن مادران می دهد
باخبر بودند اما همه چیز را از ما پنهان کردند. دو بار همسرم را در کمپ بستری کردند، نه تنها باید خرج زندگی خودم و دختر هشت ماهه ام را در می آوردم که باید هزینه سنگین درمان کمپ اعتیادش را هم من تامین می کردم. بعد از کمپ هم به یک هفته نمی کشید که باز هم اعتیادش را شروع می کرد. تمام وسایل زندگی مان را فروخت، دیگر چیزی باقی نگذاشته بود. دست بزن هم داشت. اگر پول موادش را نمی دادم کتکم می زد. یک بار دماغم
طلاق؛پایان زندگی خانمِ منشی و آقای مدیر!
روز نو : زن و مرد کنار هم نشسته بودند، اما دنیای ذهنی آن ها فرسنگ ها از هم دور بود. صورت تکیده و موهای جوگندمی مرد در مقابل چهره جوان زن، فاصله سنی میان آنها را بخوبی آشکار می کرد. تا چند سال پیش رابطه ای کاری در حد منشی و مدیرعامل داشتند، اما در آغاز فصل سرما به عنوان زن و شوهر در دادگاه حاضر شده بودند. تقریباً یک سالی از ازدواج زن جوان و مرد میانسال می گذشت، اما حتی شش ماه هم زیر یک
به اندازه پنجاه شصت سال پیر شده بود/ داشت مرا آماده شهادتش می کرد
/> اولین مرخصی و بازگشت به خانه زمانی که بعد از سه ماه حضور در منطقه به خانه آمد، او را نشناختم؛ به اندازه ی 50-60 سال پیر و شکسته شده بود. با گریه پرسیدم: چی شده که اینقدر پیر و شکسته شده ای؟ گفت: تازه متوجه شدم که بعد از عاشورا چه بر سر خانم حضرت زینب (س) آمده است. وقتی که حضرت زینب(س) به خانه اش بازگشت یک تار موی سیاه در سر ایشان نبود و همسرش نشناختش. دوری از عزیزان و دلتنگی یک
عبرتخانه بافق(13)ادامه مطلب هاشمی و بافق
مهدی بود که مظلومانه در زندان بود. آقای هاشمی گفت اخبار خوبی ممکن است برسد و اعاده دادرسی و مطالبی که قضات نوشته اند مثبت است. گفت اگر طبق این نظرات عمل شود، امکان آزادی مهدی فراهم می شود و بعد بلند شد و با من خداحافظی کرد و رفت. این مدت همیشه صحنه آخر در ذهنم می آید.”...... هاشمی در خاطراتش بارها از همسرش به عنوان زنی شجاع وفداکار نام می برد ودر بعض جاها از بگومگوهای عفت خانم نام می برد که
خدیجه مصدق ، آخرین قربانی رضاخان
به تدریج به وخامت گرایید. او در ادامه می نویسد: در سال 1947 برای تحصیل عازم سوییس شدم. چندی بعد خدیجه و خانم ضیاءاالسلطنه مادربزرگم نیز به منظور معالجه او به من پیوستند. خدیجه در آسایشگاهی واقع در نیون (نزدیک ژنو) و سپس در آسایشگاه دیگری در نوشاتل در شرایطی مناسب، با داشتن پرستار مخصوص تحت مراقبت پزشکی و معالجه قرار گرفت. نوسان های روانی خدیجه به صورتی بود که پزشکان نوشاتل با امید به