سایر منابع:
سایر خبرها
روایت منتشرنشده عیادت رهبر انقلاب از "احمد"
احمد می کشند: احمد آقای عزیزی گل! فرصت خوبی است با خدا خلوت کنی. این فرصت از فرصت هایی ست که کم پیش میاد. با خدای متعال خلوت کن. می شنوه حرف تو رو و پاسخ میده ان شاءالله. امیدواریم خدای متعال تفضّلاتش شامل حال شما بشه و عافیت کامل بده. خواهر به آقا و ابراز لطفشان به احمد نگاه می کند و سعی می کند بغضش نشکند، هرچند این تلاش چندان هم فایده ندارد. پس باز هم به شعرهای برادر پناه می برد:
در عروسی هم ادای احمدی نژاد را درمی آورند!
. البته آن موقع هنوز انقلاب نشده بود. بنابراین من فکر می کنم حرف اصلی نمایش نامه و نه هر دو اجرا همین است؛ یعنی بحث نقد هنر ایدئولوژیک. احمد عزیز، نمایش نامه را من تقلیل نمی دهم و به نظرم تو داری تقلیل اش می دهی به ایدئولوژی و هنر ایدئولوژیک... من می گویم چیزهای دیگری در این نمایش وجود دارد که فراتر از این حرف هاست. مثل گفتمان تغییر خود ! که فراتر از تغییرات ایدئولوژیک و حرف های دیگر است
روایتی از زندگی و شهادت سیدالشهدای جنگ
بیست روز به طول انجامید، در این فاصله به اتفاق خواهران اعزامی خانه ای برای سکونت خود در شهر اجاره کردیم، یک شب پیش از آمدن حاجی به پاوه خواب عجیبی دیدم، او بالای قله ای ایستاده بود و من از دامنه قله او را تماشا می کردم، خانه سفیدی را به من نشان داد و گفت: این خانه را برای تو می سازم، هر وقت آماده شد دست تو را می گیرم و بالا می کشم. فردای آن شب خبر رسید همت آمده است، یکی-دو روز بعد، از فرماندار
قاسم خانی و فرخ نژاد؛ نه بد! نه جلف! خیلی هم خوب
خاصی است. معلوم است طنز ویژه دارد، طنزی که با خودش ترجمه می شود. به نظرت فصل بندی یا میانه نویسی هایی که در فیلم هست، اضافی نیست؟ اگر نبود ریتم سریع تر از الان نمی شد؟ پیمان: شاید. اما من خودم چون کتاب خوان هستم، وقتی یک فصلی عوض می شود، خوشم می آید. مثل یک تنفس آزاد است. یکی از نگرانی های تو از طرف منتقدان درباره کارگردانی تو این بود که شبیه کارهای تلویزیونی نشود
کشف فیلم رابطه غیراخلاقی اشرف با حیوان خانگی/ ابتکار یک ارتشی برای فرار از طمع جنسی مادر شاه
مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخ های سلطنتی و فساد اخلاقی خاندان پهلوی امروز منتشر و بخش های بعدی آن که مربوط به خاطراتش از مواجهه با بنی صدر و مرحوم رجایی و نیز معاونت امور مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، در روزهای آینده منتشر می شود. متن پیش رو بخش اول مصاحبه با مصطفی مهذب است که از منظرتان می گذرد: کمدی که پرُ از فیلم های روابط غیر اخلاقی اشرف بود
طنز؛ دردِ دل
حسن غلامعلی فرد در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت: دهخدا تا وارد کلاس شد دید عارف و میرسلیم رفته بودند زیر میز و پچ پچ می کردند. دهخدا تشر زد: آهای! شما دو تا! بشینین سر جاتون و دیگه پچ پچ نکنید! میرسلیم همان طور که زیر میز نشسته بود، گفت: آقا معلم ما تازه صحبت مون گل انداخته، بی خیال ما شو . دهخدا کلافه شد و رفت کنار نیمکت و به عارف تشر زد: تو که اهل حرف زدن نبودی. چی شده حالا با
مرحوم دولابی: هرچه خدا بخواهد کجاست؟
کو؟ دیزی زهر بود، نگذاشتند آن را بخوری! گربه آمد و آن را پشت و رو کرد. گربه را خدا مأمور کرد و گفت برو آبگوشت را بریز. شما مگر نمی گفتی هرچه خدا بخواهد؟ آیا این فقط برای جاهایی است که زحمت دارد؟ آن وقت هرجا که چاپیدن در کار است. غصّه می خوری و زحمت می کشی؟ خوبتر خوب است. هرچه را با تو نشان دادند بگو این خوب است. اما خوبتر، خوب است. اگر می گویی چنین نیست فردا با هم به بازار می رویم، یک
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (374)
نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد. ****** 1. اگه وسط اصلاح آراشگر یهو شروع کرد به حرف زدن بدون گند زده تو کله ت میخواد حواستو پرت کنه. 2. تالار بورس به اونایی که سهام دارن برای مراسم عروسی تخفیف میده؟ 3. یک سری علائم خیلی ضعیف از سرما خوردگی دارم که با قطعیت نمی شه گفت سرما خوردم. فکر کنم ویروسا فعلا دارن
می توانیم چهارشنبه سوری را آرام برگزار کنیم
اجرا می کنند؟ -نمی دانم چقدر اجرا کنند یا اجرا نکنند ولی فکر می کنم این موضوع حساسیت مردم را برانگیخت. فکر می کنم اگر در هر محله و هر محیطی، این موضوع را با بچه ها در میان بگذارند، خیلی ها این موضوع را به صورت مثبت قبول کنند و می گویند پس باشد و اگر شما فکر می کنید این کارها درست نیست ما رعایت می کنیم. من نظرم این است که حادثه پلاسکو در مردم اثر گذاشت و مردم با آتش نشان ها که
طنز؛ بسته اینترنتی شما را لولو برد
پدرام ابراهیمی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت: توضیح: متنی که می خوانید، علی رغم پایان بندی تخیلی، از یک مکالمه واقعی اقتباس شده که فایل صوتی آن هم برای ارائه به دستگاه های ذی و بی صلاح موجود است. / صدای ضبط شده: با سلام. به سامانه اطلاع رسانی بیب خوش آمدید. جهت ادامه کلید یک، جهت انصراف کلید یک و جهت متصل شدن به اپراتور کلید یک را فشار دهید. (دکمه زده شده، صدا ادامه می دهد) شما نفر
به کجا می رویم؟!
همایش ها نیست، بلکه زمانی که شما در مهمانی های کاملا خصوصی یا مجالس کوچک و بزرگ سخن می گویید، شنونده در باطن ناخودآگاه خود برایتان احترام قائل می شود. چند نفر از دستیاران من که جوانان تحصیلکرده ای هم هستند، در گفت وگوهای روزمره به جای این که بدون ادا یا اطوار بگویند از نظر من عادت کرده اند ، می گویند اَ نظر من! و تن من کهیر می زند و از خود می پرسم: این شیوه در سخن گفتن حتی برای آدم های درس خوانده
زندگی فرزندم با آتش بازی دیگران نابود شد
رو مشغول بازی با مواد منفجره بودند و هنگام رد شدن خودرو، نارنجک دستی را به طرف شیشه خودرو که نیمه باز بود، پرت می کنند و نارنجک به ستون در ماشین برخورد می کند و چون شیشه ماشین تا نصفه پایین بوده است ، انفجار آن پسرم را می گیرد. دکتر می گفت که اگر این نارنجک به سر پسرم می خورد ، سر را قطع می کرد. این مواد منفجره ای که در چهارشنبه سوری استفاده می کنند موادی است که در جبهه ها استفاده می
سرخط ...
با کدام لگد می توان از خواب برخاست؟ ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجارهًْ او اشدّ قسوهًْ و اِنّ من الحجارهًْ لَما یتفجّر منه الانهار. سپس قلب های شما را قساوت گرفت، پس مانند سنگ است یا سخت تر از آن؛ و همانا از سنگ آب بجوشد... امان از سنگدلی! امان از غبار گرفتن و رسوب شدن بدعملی ها و تبدیل همین غبارها و رسوب ها به سنگ! 4- دومین بار بود که مقتدای انقلاب، از یک شهید نه چندان نام آشنا برای
به بهانه درگذشت موفی برای نوستالژی های دهه شصت
در این یادداشت آمده است: جاده های بی قرار، پیچ و تاب رو سیاه تابدار، خط چینش با هیچ الفبایی پر نمی شود و خطوط ممتدش دیواری در برابر شانه هایی موازی؛ سراب تیر و مردادش صبر از سر رانندگان می رباید و بلورآجین زمهریرش دست به دامان غل و زنجیر می شود. آن که فلسفه وجودی طبیعت و کاینات را با خامه خرد نقش بسته است برای بی حوصلگی و خستگی ها برای فترت و خمودگی بندگانش نیز چاره ای درخورد او آفریده است
برای طولانی شدن عمر چه دعاهایی بخوانیم؟
غَضَبُکَ عَلَیَّ ؛ خدایا بر محمد و آل او درود فرست... و عمرم را تا زمانی که صرف طاعت تو می شود،دراز گردان و هرگاه عمرم چراگاه شیطان گردید، قبل از آن که نفرتت به من رو کند و یاخشمت بر من قطعی شود، جانم را بستان و به سوی خود ببر.[صحیفه سجّادیه ، از دعای 20] پیامبر صلی الله علیه و آله: لا تَدَعُوا الْعَشاءَ وَ لَوْ عَلی حَشَفَةٍ اِنّی اَخْشی عَلی اُمَّتی مِنْ تَرْکِالعَشاءِ
تفاوت های دو 10 هزار تومانی
صندلی. همه بچه ها یک دفعه بلند داد می زنند: آخ جون عیدی . پسرخاله ام به داداشش می گوید: کاشکی مامانی 2 تا 10 هزارتومنی به من بده. می خوام سی دی کارتون بخرم، آخه مامانم فقط با پول جایزه ها و عیدی ها می گذارد کارتون بخرم . دختر دایی ام که سنش از بقیه بیشتر است آرام و با خنده می گوید: ما که بزرگ شدیم. عیدی ما فقط تو قرآنه. بقیه اش هم محفوظه واسه روز عروسیمون . مامان بزرگ همینطور می خندد و نزدیک سفره
روایت منتشرنشده عیادت رهبر انقلاب از احمد عزیزی در بیمارستان کرمانشاه
خونید. مثل خود احمد می خونید. نگاه احمد یک لحظه از مقتدایش برداشته نمی شود. آقا هم دستی به صورت احمد می کشند: احمد آقای عزیزی گل! فرصت خوبی است با خدا خلوت کنی. این فرصت از فرصت هایی ست که کم پیش میاد. با خدای متعال خلوت کن. می شنوه حرف تو رو و پاسخ میده ان شاءالله. امیدواریم خدای متعال تفضّلاتش شامل حال شما بشه و عافیت کامل بده. خواهر به آقا و ابراز لطفشان به احمد نگاه می کند
مردی که عشق را نقاشی می کرد
استعداد هنری نوجوان عاشق نقاشی پی برد و محرم اسرار و مشوق و پشتیبان او شد و توانست اسدا... چایچی را به ادامه کار نقاشی پسر راضی سازد و زمینه ساز روی آوردن علی اکبر به طراحی قالی شد. میرزا محمود می گفت: اگر می خواهم نقاش شوم باید از نقش های قالی تبریز نقاشی کنم، هنوز صدای گرم و مهربانانه اش در گوشم طنین انداز است که می گفت: پسرجان تو در خانه ات روی شانه های استادان هنر نقاشی شهرت نشسته ای و
طنز/ سه یار دبستانی
یکی از همین مردم نازنین شایعه دوست هستیم، قصد داریم فضای آن دوران تاریخی این سه یار دبستانی را برای شما توصیف کنیم! خیام: من فیلم می گیرم، شما درخت بکارید! نظام الملک: این کفش های واکس زده من توی عکس بیفته، بیایید تقسیم کار کنیم، خیام فیلم بگیره و شعر بگه، من حسن صباح نهال رو فرو کنه توی خاک، منم نظارت می کنم و کودش میدم! حسن صباح: حالا نمیشه جای این نهال من رو
زندگینامه شهید علی میرزایی
آن موقع نیز شهید میرزائی در جبهه حضور داشت که پس از گذشت 20 روز از تولد فرزندش به مرخصی15 روزه آمد بعد از گذشت 5 روز از مرخصی ایشان عملیاتی در جبهه ها رخ داد که بعد از شنیدن شروع عملیات چشمانی اشکبار داشت و هیچ چیز او را آرام نمی کرد و مدام به یاد دوستان خود در جبهه بود و رنگ و رویی دیگر پیدا کرده بود و فردای آن روز فرزندان خود را بوسید و رو به همسر خود گفت که این آخرین دفعه ای است که او را می بیند
فاصله 40 میلیونی دخترک 3ساله تا آغوش پدر
همه چک ها سرقتی است یا اصلاً صاحب ندارد. پناهی همین طور به حرف هایش ادامه می دهد. صدای عبور هواپیما باز هم مثل پارازیت، وسط حرف هایش می آید اما مددکار اعتنایی به صدا نمی کند و اضافه می کند: آن بنده خدا هم می گوید چون دستم به جایی بند نبود، از محمد شکایت کردم. او را به زندان انداختم اما می دانم چیزی ندارد. الان هم راضی شده 80 میلیون بگیرد و از مابقی طلبش بگذرد. حتی گفته هر موقع شما زنگ
عظمت بکاء و زیارت سیدالشهداء و رسیدن به مقام مفلحین و فائزین
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: آنچه پیش رو دارید دهمین جلسه سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری در دهه اول محرم الحرام سال 94 است که در حسینیه حضرت زهرا(س) -شجاع فرد- برگزار شده است. ایشان در این بحث در روز عاشورا ایراد شده است بیان می کنند که عاشورا پدیده مهم و عجیبی است که بکاء و زیارت ایشان آثار خاصی دارد و تربت ایشان حتی خواصی یافته است. جریانی است که همه انبیاء و اولیاء با آن
تسلیم در برابر خدا؛شرط قبولی علم و عبادت
، امّا حقیقت علم را نیافتم، سراب دیدم، دریا این جا بود، چشمه ی جوشان علم این جا بود، شما منِ تشنه را هم جرعه نوش کنید، یک پیاله هم به من بدهید، یک جام هم به من بخورانید. امام (علیه السّلام) این جا عنوان را به یک حقیقتی متوجّه فرمود، فرمود: اگر به دنبال آن علمی هستی که دیگران مفاهیم برای تو می گفتند، پیش مالک رفته بودی برای تو فقه می گفت، مطالبی که از من گرفته بود به شما منتقل می کرد، معلوم می شود
نیما علامه: مسائل مالی، احساس را در موسیقی کمرنگ کرده است
/> * بسیاری از مخاطبین، نیما علامه را با قطعه سخته شناختند. این اولین اثری بود که منتشر کردی؟ نه، اولین آهنگ من خواب و خیال بود که کاور آهنگی از مایکل جکسون بود. بعد دلخور و تنهایی را منتشر کردم و سخته چهارمین قطعه ای بود که خواندم و با آن به مردم معرفی شدم. * از ورودت به موسیقی و نقش احتمالی ای که پدرت در این زمینه داشت، بگو. پدرم علاوه بر اینکه بازیگر بود، نقاشی
دونالئون؛ مظلومیتِ رامینِ
مفرما عمل/گرچه عمل کارِ خردمند نیست》 یه جمله ای هم هست که میگه آدمای خردمند مملو از شک و تردید هستن و انسان های نادان مملو از اعتماد به نفس. خلاصه کلام اینکه وجود شما تو جامعه رسانه ای و نوشته های مملو از تضاد شما صرفا نشانه دانایی شما نیست بلکه نشون دهنده اعتماد به نفس بالایی هست که عاملش توضیح داده شد. امیدوارم شما و سایتتون یا موضعتون رو مشخص کنید یا اخبار و نوشته های جانبدارانه رو به اسم بی
پزشکان سالن تشریح: همه زیرآوارماندگان حادثه پلاسکو همان روز اول جانشان را از دست داده بودند
مردها نباید گریه کنند، آدم هایی که گریه نمی کنند، یک دفعه می ترکند. و اینجاست که زنگ قدیمی تلفن اتاق رنگ و رورفته معاون سالن تشریح، حس او را به هم می ریزد؛ صحبت از یک جسد یخ زده است، جسدی که آن را از خارج کشور آورده اند و گذاشته اند بدنش نرم و جواز برایش صادر شود و حالا این دکتر ساداتی است که باید مهر دفن شدن او را برای زیر خاک منتظر پذیرنده گورستان بزند پایین پرونده اش. جواز مرگ صادرکردن برای
فرماندار بوکان به همه سئوالات افکار عمومی پاسخ داد
به گزارش زریان، بخش اول این گفت وگو با محوریت عملکرد دولت در بوکان را چند روز قبل منتشر کردیم. (جزئیات بیشتر/کلیک کنید) بخش دوم این گفت وگو با محوریت مطالبات مردم در حوزه عمران شهری به شرح زیر است : آقای خسروی به عنوان اولین سئوال در حوزه مدیریت و عمران شهری، آیا شما به عنوان فرماندار شهرستان توانسته اید تعامل سازنده ای با شوراها و مدیریت شهری داشته باشید؟ خسروی؛ شفاف اگر
6 اخلاق سمّی که آدم ها را از شما می راند
روز از دنده ی چپ بلند می شود و چه فرشته ی مهربانی باشید که هر صد سال یکبار از کوره در می رود، به خاطر خوشی و سعادت خودتان هم که شده باید قادر باشید مواقعی را که رفتار بدی از شما سر می زند شناسایی کنید تا دفعه ی بعد جلوی وقوعش را بگیرید. 6 رفتار سمّی ای که هر روز به چشمم می خورد: به خود گرفتن در کتاب کوچولو ولی قدرتمند چهار توافق، میگوئل رویز راجع به اهمیت به خود
صفایی فراهانی: قالیباف شانسی ندارد
منطقی با سران قوا و دیگر ارکان نظام داشته باشیم. من تصور می کنم اگر این ارتباط برقرار شود و منظم هم باشد، می بینیم که جامعه به یک تعادل، ثبات و اعتماد نسبی می رسد. چرا امروز در جامعه همه باید فکر کنند یا باید با رابطه نا صحیح مشکلاتشان را حل کنند یا با پول؟ نباید بگذاریم جامعه اینقدر فاسد شود که سازندگی از بین برود. پس باید ما رویکردمان را کلا عوض کنیم. * پس شما به عنوان یک اصلاح طلب
7 کلید طلایی برای مدیریت دعوای زن و شوهری در نوروز
من سن و سالی دارد، بزرگ فامیل است، پس اول باید برویم خانه مادر من چقدر بی معرفتی تو، مادر من تنهاست، من تنها فرزندشم، چطور دلت می آید سر سال تحویل تنها باشد، اول باید برویم خانه مادر من هر دو طرف هم به خودشان حق می دهند. این اختلاف ویژه ٔ سال های اول زندگی است که هنوز با اخلاقیات هم زیاد آشنا نشده ایم و فکر می کنیم باید همان اول کار میخ مان را خوب بکوبیم بی خبر از اینکه داریم یک بنای