سایر منابع:
سایر خبرها
- زندگی و زمانه مایکل ک - به چاپ سوم رسید
. موزیک قطع شد. مرد گفت: این مایکله. این همه راه تا یاکالزدریف اومده واسه تعطیلات. بذاریم تو جمع ما خوش باشه. به ک اصرار کردند بنشیند، از یک بطری کاغذپیچ قهوه ای رنگ شراب تعارفش کردند و او را به باد سوال گرفتند: اهل کجا بود؟ در پرنس آلبرت چه کار داشت؟ کجا او را گرفته بودند؟ برای هیچکس قابل درک نبود که چرا باید شهر را ول کند و به این نقطه دورافتاده دنیا بیاید که از کار خبری نبود و خانواده ها از
نمایشنامه نویس ورزشکار برنده بوکر درگذشت
تحصیلات عالیه خود را طی کرد و رمان دومش را با عنوان پرواز به شهر کمدن ادامه داد که داستان دختر یک معدن کار را روایت می کند که پس از ازدواج با یک آموزگار به لندن می رود. وی با این رمان موفق به کسب جایزه سامرست موام در سال 1963 شد. هر چند تغییر اتاق در سال 1973 نیز درباره بازی راگبی نوشته شد، اما کتاب بعدی او در سال 1976 که درامی خانوادگی با عنوان سویل بود و با الهام از تجربیات زندگی خود
خالق رمان این زندگی ورزشی و برنده جایزه بوکر درگذشت
رمان ساخته شد. این رمان از زاویه دید یک بازیکن راگبی روایت شده و با کوبیده شدن سر این بازیکن به سر بازیکنی دیگر و شکستن دندان جلویش آغاز می شود. دیوید استوری پسر یک معدن کار بود 13 جولای 1933 در یورکشایر متولد شد و با تحصیل در مدرسه گرامر خودش را در کنار نویسندگان طبقه کارگر ازجمله استن بارستو نویسنده یک جور دوست داشتن و جان برنی نویسنده اتاقی در اوج قرار داد. وی سپس در مدرسه هنر
شلمچه! مرز میان زمینی بودن و آسمانی شدن/ مادر یک شهید گمنام: فرزندم مادری حضرت زهرا(س) را بیشتر دوست دارد
معلای دیگری است/ با هر نسیم، مرده دلی زنده می شود، آری دمش مثال مسیحای دیگری است.. بعد ادامه می دهد : آری، نمازش هم نماز دیگری است. سوغاتی که ارثیه حضرت مادر است صحبت های چند دختر جوان که با هیجان در گوشه ای از صحن دور هم نشسته اند، توجه ام را جلب می کند.. یکی با اشتیاقی وصف نشدنی دوستانش را مخاطب قرار داده و می گوید: ..... حتی در عروسی هم از خودم دورش نمی کنم. کنجکاو می شم تا
“حسن روحانی” را نمی شناسم / هر کلاش و کلاهبردار مالی دمش به یک جایی و مسئولی وصل است / شهید کاوه را از ...
سقوط کردی؟! چند وقته بیسکوئیت مادر نخوردی؟! *چهار روزی است که نخوردم! (با خنده) چون بچه کوچک داری، بیسکوئیت مادر هم می خوری! سرلاک، چند وقت نخوردی؟ *چهار روزی هست که نخوردم. یک دفعه بگو همه غذاهای دختر کوچولویت را تو می خوری... . زمانی می بینی که خوراکت سرلاک بوده، الان سرلاک را برای بچه ات می گیری چون زمان سرلاک خوردن تو گذشته است. سینما به
گفت وگو با پل استر ؛ نویسنده محبوب آمریکایی
تهران – اقتصاد برتر – 7 فروردین 96 فقط دو کتاب؛ نسخه ویرایشی کتابخانه امریکا از مجموعه مقالات جیمز بالدوین و رمان ها و داستان های نخستین . از زمان دبیرستان (با توجه به اینکه در سال 1965 فارغ التحصیل شدم) تا همین چند وقت پیش هیچ چیزی از بالدوین نخوانده بودم و چون رمانی که روی آن کار می کردم داستان آن در دهه های 1950 و 60 می گذرد، از روی وظیفه نگاهی به این کتاب کردم. طولی نکشید که وظیفه جای خود را به لذت، حیرت و تحسین داد. بالدوین در هر دو جبهه ادبیات داستانی و غیرداستانی نویسنده قابلی است و من جایگاه او را در میان بزرگ ترین های قرن بیستم امریکا می دانم. نه فقط به خاطر خبرگی و شجاعتش، نه فقط به خاطر طیف گسترده احساسی اش (از فوران خشم تا دلنشین ترین عواطف) بلکه به خاطر کیفیت نوشتارش، به خاطر جمله های تراش خورده اش. نثر بالدوین، نثری است که آن را امریکایی کلاسیک می نامم، به همان شکل که تورو را کلاسیک می دانم و در بهترین شکل به او باور دارم، بنابراین برایم بالدوین با تورو در بهترین شکلش کاملا برابر است. خیلی عجیب است که خواندن هر دوی کتاب ها را تقریبا یک سال پیش تمام کردم اما هنوز هم روی میز عسلی ام هستند. نمی توانم بگویم چرا؛ فقط دوست دارم این دو کتاب آنجا باشند. مایه تسکینم هستند. زنی به مردانی نگاه می کند که به زنان نگاه می کنند ، مجموعه ای وسیع و شاهکار از مقاله های سیری هوسوت. اما از آنجایی که با سیری ازدواج کرده ام اجازه بدهید انتخاب دیگرم را هم معرفی کنم؛ رمانی از فران راس به نام Oreo که نخستین بار ناشری کوچک در سال 1974 آن را منتشر کرد، توجه ناچیزی به آن شد یا اصلا نشد، سپس کاملا ناپدید شد تا اینکه انتشارات نیو دیرکشنز چاپ مجدد آن را در سال 2015 منتشر کرد. متاسفانه این تنها رمانی است که راس نوشت، و بدبختانه اینکه راس در 50 سالگی یعنی در سال 1985 از دنیا رفت. اما چه شاهکار کم حجمی است این کتاب، حقیقتا یکی از لذت بخش ترین، خنده دارترین و هوشمندانه ترین رمان هایی که در این چند سال اخیر به آن برخورده ام، اثری کاملا مبتکرانه که زبان آن ترکیبی از نثر فرهیخته، محاوره سیاه پوستان و زبان ییدیش به بهترین نحو است. صدها بار از خنده ریسه رفتم و کتاب کوتاهی است کمی بیشتر از 200 صفحه که در هر صفحه اش از خنده به خود می پیچید. به سوی فانوس دریایی اثر ویرجینیا وولف. وقتی 18 ساله بودم چند کتاب از وولف خواندم ( امواج و اورلاندو ) خیلی از این کتاب ها خوشم نیامد و برای 51 سال بعد اسم وولف را از فهرستم خط زدم. چه اشتباه احمقانه ای کردم. به سوی فانوس دریایی یکی از زیبا ترین رمان هایی است که خوانده ام. داستان در من رسوخ کرد و باعث می شد به رعشه بیفتم و مدام اشک در چشم هایم جمع می شد. موسیقی جمله های بلند و پیچ دارش، دست کم گرفتن عمق احساساتش، ریتم دقیق ساختارش آنقدر برایم تکان دهنده بود که تا آنجا که می توانستم آهسته خواندم، سه چهار بار یک پاراگراف را می خواندم و بعد سراغ پاراگراف بعدی می رفتم. علف های هرز غرب ، کتابی 628 صفحه ای، کتاب راهنمای پر از تصویری که نوشته گروه چهل نفره متخصصان علف هرز است و سازمان انجمن غربی علم علف آن را منتشر کرده است. عکس های رنگی آن گیرا هستند اما چیزی که خیلی از آن خوشم آمد اسم های گل های وحشی است... صدها اسم گل هست و لذت خالص خواندن این کلمه ها با صدای بلند هرگز در بهبود حال و روزم با شکست مواجه نشد. این کتاب اشعار زمین امریکایی است. داستان های زیادی هست، داستان های خیلی زیادی که طی سال ها جمع شده اند، اما زیر سایه نفرتی که علیه برخی نامزدهای اخیر ریاست جمهوری بر زندگی مهاجران انداخته اند، این داستان را به شما معرفی می کنم چون بازیگر آن یک مهاجر است. صاحب لوازم التحریر فروشی محله مان در بروکلین مردی است که در چین متولد شده است. دستیار او در مکزیک بدنیا آمده و زنی که صندوقدار است در جاماییکا. چند ماه پیش عصر یک روز سرد، جلوی پیشخوان این فروشگاه ایستاده بودم و آماده پرداخت وسایلی که خریده بودم می شدم، صندوقدار جاماییکایی متوجه شد که آب بینی ام دارد می ریزد (به خاطر هوای سرد) اما به جای اینکه بی توجهی کند تا بهم بگوید که بینی ام را پاک کنم، یک دستمال کاغذی از جعبه دستمال بیرون کشید، از روی پیشخوان دولا شد و بینی ام را پاک کرد. باید اضافه کنم که خیلی آرام این کار را کرد، بدون اینکه حرفی بزند. اینکه بدون اجازه ام من را لمس کرده بود، اشتباه بود؟ شکی نیست که بعضی ها این فکر را می کنند. اما از نظر من، رفتارش عملکرد غیرمتعارف مهربانی بود و به خاطر کمکی که بهم کرد، از او تشکر کردم. نمونه ...
نگاهی نامه نانوشته اثر ابراهیم دم شناس
نتوانستند یک نامه را به دست صاحبش برسانند. ص109 شاید به تعبیری، کنایه ای هم باشد به مدارس و کلاس های آموزش رمان نویسی. نویسنده به سخره می گیرد مدارس داستان نویسی و کلیشه های کارگاهی را. اما در این حالت هم باز همان پارادوکس پیش می آید. پیشنهاد رمانی خلاقانه در بافت فرمی بسیاری قدیمی، نامه. دوباره همان تضاد عظیم. خواننده در میان این پارادوکس فرّار ناگزیر از آهستگی است. تو می خواهی که
احمد پوری از ترجمه و رمان های نوشته و نانوشته اش می گوید
هفته نامه چلچراغ - کامبیز حضرتی: نسل جوان و بعد از انقلاب احمد پوری را با ترجمه شعر می شناسد. کتاب هایی که حتی عنوان برخی از آن ها مانند هوا را از من بگیر، خنده ات را نه و مرغ عشق میان دندان های تو در محاورات بین جوان ها تکرار می شود. پوری اما از 18 سالگی در مجلات دهه 50 داستان کوتاه می نوشته و پس از وقفه ای 30 ساله و ترجمه های مختلف دوباره به سراغ رمان برگشته است. اولین رمانش دو قدم این ور خط در
عیدانه ترین عملیات در طول دوران دفاع مقدس / تحویل سال به وقت سنگر
صادقی از رزمندگان حاضر در این عملیات می گوید: ما تا فتح المبین تجربه عملیاتی با این گستردگی را نداشتیم. عملیات هایی صورت گرفته بود، اما عملیاتی با این وسعت میزان درگیری، ظرفیت و قابلیت نیرو نه در تصور صدام بود و نه خودی ها باور داشتند که می شود. رزمنده ها که از مقرهایشان خارج می شوند، 1 نفر می گوید: بی انصاف ها شوش و دزفول رو از همین جا می کوبن. اگه دوباره به خونه هامون برنگشتیم حداقل یادمون می
چهره های اهل قلمی که از دست دادیم
خبرگزاری ایسنا : سال 1395 با همه خبرهای خوب و بدش رو به پایان است. از خبرهای بد این سال درگذشت برخی چهره های فرهنگی و اهل قلم بود. در سالی که گذشت، چهره های بسیاری از دنیا رفتند. در این بین نویسندگان، شاعران و مترجمان هم بودند و یا اهل سیاست و هنرهای دیگر که به نوشتن کتاب هم پرداخته بودند. قاسم هاشمی نژاد نویسنده و روزنامه نگار پیشکسوت روز 13 فروردین به علت عفونت ریه درگذشت
یک رمان سیاسی برای نوجوانان
گیر کرده است. چیزی شبیه یکی از قصه های هانس کریستین اندرسن با عنوان لباس پادشاه . در آن داستان هم زمانی که پادشاه به همه می گوید لباس نامرئی بر تن دارد کسی صحبت نمی کند تا اینکه سرانجام بچه کوچکی می پرسد که چرا پادشاه لخت است. در این داستان هم بچه کوچک است که به این مسئله پی می برد و سوال می پرسد و توجه همه را به گربه ای که در قیر گیر کرده است، جلب می کند و همه محله دست به دست هم می دهند تا گربه را
ثریا قاسمی با شب دهم گوشه ای دیگر از هنرمندی اش را به رخ مخاطب کشید/ بازی بانوی بازیگر در فیلم ویلایی ها ...
دهه 70 ثریا قاسمی در چند برنامه تلویزیونی به عنوان مجری حضور یافت و به دکلمه اشعار شاعران کلاسیک ایرانی پرداخت. این بازیگر باسابقه سینما، تئاتر، رادیو و تلویزیون پس از این که به خاطر بازی در مارالبرنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر در سال 1379 شد. توانست فرصت ایفای نقش های متفاوت تری را هم پیدا کند که بازی در شام آخر و دختر شیرینی فروش از
از آنچه هستم شرمسارم
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ "مهتاب" آخرین ساخته برایان جنکینز و برنده اسکار بهترین فیلم در سال 2016 می باشد. فیلمنامه فیلم توسط جنکینز بر اساس رمان "پسرهای سیاه زیرنور ماه آبی به نظر می رسند" نوشته شده است. این فیلم با بودجه ناچیز یک و نیم میلیون دلاری و فیلمنامه ای که تنها در ده روز نوشته شده ساخته شد اما توانست نظرات منتقدان را به خود جلب کند. فیلم داستان زندگی پسر سیاه پوستی با نام
روایت زنی که مصدق عشق به او را پنهان نمی کرد
منزل داشت و تابستان ها در باغ فردوس. بارها داستان عقد و ازدواج این دو را از اطرافیان شنیده بودم. می گفتند نجم السلطنه مادر مصدق، نخست به نزد خواهرش رفت و از خواهرش فخرالدوله – دختر مظفرالدین شاه -0 خواستگاری کرد. خواهر او این وصلت را به سود هیچ یک از آنان ندانست و دختر خود را به محمد نداد؛ چرا که هم دختر و هم خواهرزاده خود را سرسخت می پنداشت و امیدی به دوام زندگی زناشویی آن دو نداشت
اندیشه پویا / هاشمی رفسنجانی و شایعات استخری که درآن جان سپرد
آلمان زندگی کرده با زبان آلمانی آشناست با این حال می گوید مخاطب به صرف نام من از خریدن کتاب های مترجمان اصیل این مملکت و کسانی چون فرزانه طاهری و عبدالله کوثری دست نمی کشد. مصاحبه با ترانه که تمام می شود بی اختیار به پدر او درود می فرستی که تا 40 سالگی در سطح حرفه ای و در باشگاهی چون هما و نیز تیم ملی فوتبال ایران بازی کرد اما دخترش با کتاب بزرگ شد. بی سبب نبود که به باشگاه هایی چون هما و شاهین می گفتند فراتر از باشگاه ورزشی اند و یک مکتب به حساب می آیند. آفرین به پدر، درود بر دختر و حیف پسر که 10 سال پیش در یک چهارشنبه سوری جان خود را از دست داد... ...
بهترین فیلم های ترسناک تاریخ سینمای جهان (قسمت دوم)
به گزارش گفتمان ، در قسمت پیشین مقاله برترین فیلم های ترسناک تاریخ، آثاری مثل The Nanny, Cannibal Holocaust, Deranged و Wolf Creek معرفی شدند که هر یک با استفاده از المان های مختلف، حس ترس را به خوبی به مخاطب القا کردند. در این قسمت نیز دنباله رو مقاله قبلی خواهیم بود و آثاری معرفی می شوند که هر یک در سبک مختلفی از ژانر ترس موفق بودند. برخی با استفاده از مولفه خشونت و خونریزی و برخی با القای ترسی
ای کاش یاد بگیریم مثل اویس قرنی باشیم
. وی توضیح داد: این را باید بدانیم که خدای تعالی حتماً کسی را دارد که عامل به قرآن است؛ یعنی در هیچ زمان نیست که قرآن عامل به آیات خود نداشته باشد. یعنی اگر بگوییم هیچ کس عامل به قرآن نیست، یعنی مخاطب ندارد، پس برای چه نازل شده است؟ از این رو، خدای تعالی باید کسانی را داشته باشد که عامل به قرآن هستند، کاملاً رموز قرآن را می فهمند و در عمل قرآن ناطق هستند. ما در مورد ائمه اطهار(ع) به این
طنز؛ ماجرای خانواده پتروس فداکار حین سال تحویل
و کافه و لیفتینگ بگیری. اونجا هم می تونی بارتو ببندی. گزینه زیاده، تو فقط اون انگشت سگ مصب رو درآر. پتروس: ببینم... واقعا خشک شده؟ مادر: آره مادر. اصلا اگه روتو بکنی این ور، می بینی که این ور هم دیگه کسی نیست. همه رفتن. دهقان فداکار: بیا بریم همین کت شلواریه، رفیقمه؛ یه جنس خوب بردار، به تن بزن، حال کن. می گفت از این کلاه روسیا هم هفته دیگه می رسه. یه دونه از اونا هم سرت کنی دیگه عالی میشه. پدر: پاشو دیگه. این سال جدید ول کن این کارا رو. پتروس: باشه بریم. ...
حمایت پرسپولیسی سابق از بنگر و سیدجلال و بقیه
به سید جلال، سید بزرگ ماست، تو رو جون هر کی دوست دارید بس کنید این داستان سازی رو؛ از همینجا به سید تبریک میگم. انشالا جام قهرمانیو ببره بالا سر، چون سید واقعا یه پرسپولیسیه واقعیه؛ به امید قهرمانیه ارتش سرخ سر انجام هم مشخص نشد، رابطه صمیمانه این دوستان به کجا رسید و اصلا چرا بنگر ناگهان از دست سیدجلال عصبانی شد.
بهترین فیلم های ترسناک تاریخ سینمای جهان (قسمت اول)
واقع گرایانه انجام داده است. داستان فیلم در مورد 3 دوست جوان است که به همراه یک دیگر مشغول سفر به نقاط مختلف جهان هستند. این افراد در این بین با یک شخص جذاب به نام میک (با بازی جان جَرِت ) آشنا می شوند که به موجب جذابیت های ظاهری و شخصیتی خیلی زود با مسافران جوان صمیمی می شود. ولی ثمره این ملاقات، به قتل رسیدن فجیع سه دوست توسط میک است که از روش های بی رحمانه ای برای سلاخی آن ها استفاده می کند. جالب
اینجا خانه تولستوی است
، نشان می دهد پسرها برخلاف اعضای دیگر خاندان تولستوی استعداد و پشتکار چندانی در زمینه های تحصیلی نداشتند. با این حال استعدادشان در نواختن ویولا، بالالایکا (سازی شبیه گیتار) و ارغنون همیشه میهمانان خانوادگی را سرگرم می کرده است. یکی از جالب ترین بخش های مربوط به نگهداری این خانه موزه، قرار دادن گلدان های گل طبیعی و تازه روی تمام میزهاست. گل ها حس زنده بودن را در فضا پخش می کنند. رنگ های
مصاحبه نوروزی با مجید صالحی
مسائل مالی و... نیور ها را اخراج می کنند. این همان در بسته یا بد شانسی است که جوان ها دچارش شده اند. این آدم از آن دست انسان ها بود که اصولا بد نیست اما به هردری می زند بسته است. |خبر دارم که حدودا اوایل سال جدید قرار است یک کار تئاتر هم انجام بدهی؟ -برای چند کار تئاتر صحبت کردم که قرار است در اواسط سال جدید تمرین های آن شروع شود. یکی از این کار ها نمایشی است که قرار بود با
کازابلانکا، عروس آفریقا (+عکس)
قصه های قدیمیه که باید تو کوچه های شهر بگردین و پیداش کنین. مثل قصه زیبای فیلم کازابلانکا معروف که حتی خیلی از ماها این شهر رو به خاطر این داستان و فیلم می شناسیم و اگه مایکل کورتیس این فیلم رو نساخته بود، شاید اصلا اسم این شهر به گوش مان هم نخورده بود. اما حداقل می دونیم که این شهر از پایتخت کشور مراکش هم معروف تره و بین توریست ها محبوبیت بیشتری داره. خلاصه این که اگه به این
8 جنایت سیاه در سال 95؛ دختران خردسال در صدر قربانیان هوس های شیطانی
برنگشت. ناپدید شدن دخترک به پلیس گزارش شد و ماموران روز بعد، جسد دخترک را دست و پا بسته زیر پل ورودی کمربندی جدید شهر پیدا کردند. دختر خردسال به قتل رسیده بود و پزشکی قانونی تشخیص داد که چند ساعتی از مرگش می گذرد. تحقیقات برای رازگشایی جنایت هولناک ادامه داشت تا اینکه زن جوانی به پلیس رفت و راز قتلی را که شوهر 32 ساله اش مرتکب شده بود، برملا کرد. او گفت که شوهرش، علی دختر همسایه شان را
داستان سیزده را همه عالم به در امروز از شهر شهریار چیست؟
خلوتش را شکست. دست در موهایش برد و او را نوازش کرد حس عجیبی به او منتقل شد گویی هزاران سالس که او را می شناسد. دخترک به سمت پدر و مادرش رفت و در آغوش مادر خود را رها کرد. ناگهان دنیا بر سر شهریار خراب شد. مادر دختر، عشق قدیمیش بود با گونه های گریان شروع کرد به سرودن: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم .... تو جگر
"دخیل هفتم"؛ روایتی عاشقانه از انقلاب 57
همه مهم تر اینکه آیا برادر فاطمه به راستی برادرش بوده؟ ! محمد درودگر در کتاب خود، دخیل هفتم عشق ، تلاش می کند تصویر ذهنی اش از هفت شهرِ عشق را در قالب کلمات بریزد. اولین کشمکش داستان با این سؤال کلیشه ای که: تا حالا عاشق شدی؟ از سوی جوانک غریبه ای شروع می شود؛ پسر جوانی که راوی او را در مسیرش از تهران به کرج سوار می کند و به او لقبِ مجنون می دهد. راوی ابتدا طفره می رود و ماجرایی قلابی از
بهترین فیلم های کمدی تاریخ سینما
خیلی زود متوجه می شود که روز دوم فوریه تازه ای را آغاز کرده و این تاریخ، هر روز برایش تکرار می شود. در ابتدای امر می بینیم که فیل سعی می کند تا از موقعیت پیش آمده لذت ببرد و بیشتر به خوش گذرانی بپردازد، اما هرچه از زمان فیلم می گذرد، شخصیت اصلی داستان از سپری شدن روزهای تکراری و رخ دادن اتفاقاتی که همگی برایش قابل پیش بینی هستند احساس افسردگی می کند، تا جایی که کارش به خودکشی هم کشیده می شود، اما
خواندنی های ویژه نوروز 96
مسئله پیری نیز اشاراتی مکرر دارد. درون مایه ی این داستان، در واقع تکرار خلاصه شده ی مضامینی است که در کتاب های مهم دوران پختگی اش خوانده ایم: تاملاتی تلخ درباره ی از دست دادن جوانی و بیدادگری های پیری و نیز تفاوتی که میان زد و مرد حتی زن و مرد روشنفکر، در این مرحله از زندگی وجود دارد. نویسنده در اینجا هم بار دیگر از خلال رخدادهایی عادی، نشان می دهد که اضطراب زیستن به مراتب تحمل ناپذیرتر از ترس از مرگ است
من ساختارشکنی کردم، اما بعضی ها به رویشان نمی آورند
مسائل و مشکلاتی که در این فیلم به تصویر کشیده می شود را می دانند. چون تمام این مسائل از بطن جامعه گرفته شده و مستنداتی است که داوود خیام آنها را از خودش در نیاورده. اما متاسفانه در حق این فیلم اجحاف شده، چند وقت پیش دوستان به من گفتند ماحی فقط در شش سینما اکران می شود، من ابتدا باورم نشد اما بعد که متوجه شدم گفتم مگر می شود یک فیلم ساخته شده برای سینمای ایران برای نمایش فقط شش سالن داشته باشد. آن هم
یک فنجان چای نوروزی با مهران غفوریان
/> -وسواس کار کردن را دارم بله، این چند روز اخر کار بار ها به تمام بچه ها گوشزد کردم که نباید از کسی بشنوم یک روز مانده به اخر کار، دو روز مانده و... همچنان باید عین روز های اول کار کنند. و برای من بسیار مهم است. 3 اتفاقا به نفعشان است که فینال خوبی داشته باشند. وقتی کار خوب جمع و جور شود تو ذهن همه باقی می ماند. حالا واقعا قرار است که ماجرا به کل جمع شود؟ ادامه ای نخواهد داشت؟