سایر منابع:
سایر خبرها
از هیکل های گلدونی تا ناهنجاری های عصبی
. محمد.م در رابطه با اشاره به تجربه خود در زمینه مصرف مکمل ها، می گوید: "در بدو ورودم به یکی از باشگاه های ورزشی، زمانی که از لاغری خود گلایه مند و به دنبال راهی برای رهایی از آن بودم، با وعده ای مبنی بر افزایش وزن طی دو هفته از سوی مربی باشگاه روبرو شدم. در کنار ورزش، مصرف مکمل های دست ساز را به من توصیه کردند و طبیعتا هزینه ای دو برابر آنچه وجود داشت را نیز طلب کردند؛ اما زیر بار مصرف
آخرین خواسته حضرت خدیجه (س) چه بود
خویش در راه اعتلای اسلام هزینه کرد، پس از رنج ها، فداکاری ها و ایثارهای فراوان در روز دهم ماه مبارک رمضان در سال دهم بعثت چشم از جهان فرو بست و همسرش حضرت محمد مصطفی(ص) را میان دشمنان در فراق جانسوزی تنها گذاشت، به همین مناسبت به گوشه ای از فضیلت های این بانوی بزرگ اسلام اشاره می شود: *بصیرت از بالاترین فضائل حضرت خدیجه(س) می توان به اندیشه بلند و بصیرت عمیق ایشان اشاره کرد که
تأثیر مناجات رمضان بر عراقی ها
همه شهید شده اند مجروحان و شهدا را کنار زدیم وبه طرف دشمن حرکت کردیم. حسین فخری همراه من بود که مورد اصابت قرار گرفت و شهید شد ولی به من گفت که جلو بروم و بخاطراو ازحرکت باز نایستم. در حال رفتن به جلو بودم که خماره ای شلیک شد و در هوا منجر گردید و من مجروح شدم. حاج احمد مکاری و ابراهیم فردایی مرا باخود آوردند و به بچه ها رساندند.این دونفر بخاطر این فداکاری از بچه ها عقب ماندند و در محاصره
کسی نمی تواند مرا به دشمن کشورم تبدیل کند/ بعد از گیلانه روشنفکرها به من اتهام زدند
بیشتر، به عنوان امتیاز نخواسته و نخواهم خواست. *** ماجرای مجوز قصه ها، چه شد؟ بعد از خون بازی (1385) و بر اساس شرایطی که به آن اشاره کردم، چند سال می شد که فیلم نساخته بودم. هرچند که بی کار نبودم ولی می خواستم پشت دوربین بروم. ساختار فیلم قصه ها، حاصل آن دوران بود. دغدغه ها و موضوعاتم زیاد بود. تصمیم بر این بود که فیلمی به معنای واقعی مستقل بسازم. نمی خواستم از ارشاد مجوز بگیرم
ورزش مورد علاقه تینا آخوند تبار + عکس
تینا آخوند تبار چند سالی است که به صورت حرفه ای تنیس بازی می کند. او هم تایید می کند که چه قدر این ورزش مطلوب و دوست داشتنی است. بعد از خواندن این مصاحبه، بی شک دلتان هوس تجربه این بازی را می کند. همه اطلاعات لازم، برای مربی، باشگاه، راکت، لباس و ... همین جا در همین مطلب جمع شده اند. تنیسور شدن سخت نیست این بازیگر جوان کمتر از دو سال است ورزش تنیس را آغاز کرده اما
دکان خیلی ها با ریاست جمهوری بهشتی تخته می شد!
نزدیکی املاک سپهبد زاهدی بود. موقعی که آیت الله کاشانی از زندان انگلیسی ها در عراق آزاد شدند، وقتی می خواستند از کرمانشاه عبور کنند و به تهران بیایند، پدر بنی صدر در همدان از ایشان دعوت کرد که به منزلش بروند. در آن سفر من هم همراه آیت الله کاشانی بودم و اولین بار بنی صدر را در آنجا دیدم. نکته جالبی که در این باره وجود دارد این است که بعد از قضیه 28 مرداد که آیت الله کاشانی با زاهدی مخالفت کردند، بنی
جنایت یک سارق 30 ساله برای سرقت خودرو
تاکنون چند اختراع به ثبت رسانده است. او هر روز به آموزشگاه زبانی می رفت که روبه روی محل قتلش است و با کسی اختلافی نداشت و سرش در کار خودش بود. در خودروی نرگس دو گوشی تلفن همراه و لپ تاپش بود که آنها نیز به سرقت رفته بود. در ادامه متوجه شدم یکی از همکلاسی های نرگس قبل از انتقال او به بیمارستان با او صحبت کرده است. دستور احضار افشین 27 ساله را دادم. او در بازجویی ها گفت: وقتی
داستان تلخ زنان قربانی تجاوزهای داعش
. لیلا که سعی می کند گریه نکند، این گونه ادامه می دهد: پس از چند دقیقه یک مرد چاق من را انتخاب کرد. من آن قدر از هیکل و جثه آن مرد ترسیده بودم که از یکی از اعضای لاغرتر داعش التماس کردم مرا انتخاب کند . اما آن مرد لاغرتر چنان رفتارهای وحشیانه ای با لیلا داشت که او فکر می کند شاید آن فرد چاق بهتر بود. لیلا پس از آن روز عملاً به برده این عضو داعش تبدیل شد. او با بغض روزی را تعریف می کند که به عنوان
از 12 سالگی شیشه می کشیدم
هم اولیای دم گفتند که برای متهم درخواست قصاص دارند. مادر وحید به هیئت قضایی گفت: مدتی قبل از حادثه بود که متوجه شدم پسرم با فریبا رابطه دوستی دارد. بارها به فریبا هشدار دادم و خواستم از زندگی وحید بیرون برود اما توجه نمی کرد. پسر من 32 ساله بود اما این دختر 19 سال داشت. یک بار وقتی به خانه ام رفتم فهمیدم که پسرم کسی را به خانه آورده است. خانه را گشتم تا اینکه فریبا را در کمد پیدا کردم. بعد هم از
کوچکترین شهید امامزاده چیذر، شهیدی از جمع "خمسه ی کوثر"/ بالای سر فرزندان زهرا فریاد می زدیم "یازهرا"
زندگی ام به یاد تو هستم، بدان که با تو جان می دهم . مادرم! مبادا در مقابل دشمنانمان گریه کنی که گریه کردن تو در مقابل آنان فشردن قلب من است. مادرم! همیشه به یاد تو بودم و هستم و خواهم بود و تو نیز به یاد من باش. مادرم! آن روز که می خواستم برای اولین بار به جبهه بروم شجاعت تو را دیدم بدان که در آخرت روسیاه نیستی. حال که این وصیت نامه را می نویسم چند روزی شاید به شروع عمرم نرسیده
خانه من هنوز پایگاه حفظ نظام اسلامی است
همسرم به الموت تاکستان رفت. همسرم می گفت نمی دانم می توانم با این غم کنار بیایم یا نه؟ گویا پدر و پسر وعده کرده بودند که به زودی در کنار هم آرام بگیرند. همینطور هم شد و هفت روز پس از تدفین علی اصغر، همسرم فوت کرد. چند فرزند دارید؟ و چندتا از آنها شهید شدند؟ 9 پسر و دو دختر. دو پسرم شهید محمدرضا و علی اصغر در یک عملیات شهید شدند. علی اصغر بعد از 31 سال پیکرش رسید. پسر دیگرم
ماجرای آن 23 نفر در برنامه ماه عسل
رزمندگان به اسارت عراقی ها در می آیند مستندی از اسرای ایرانی پخش می شود که در آن 23 نوجوان به چشم می خورد و صدام با دیدن این فیلم به فکر فریبی می افتد که از این رزمندگان نوجوان سوء استفاده تبلیغاتی کند و دستور می دهد که 23 نفر که میانگین سنی آنان 16 سال است را از دیگر اسرا جدا کرده و به جایی دیگر منتقل کنند. این 23 نفر که سن های خیلی کمی دارند هر کدام به خاطر دفاع از کشور با وجود اینکه
ناگفته هایی از حادثه ی تلخ 6 تیر 1360/ خاطره رهبر انقلاب از انفجار بمب در مسجد ابوذر
اند و ازشان بازجویی می کنند. دکتر دست و رویش را شسته بود. نشست و یکی یکی اسم همه ی شهدای حزب را به آقا گفت. *** خاطره ی آیت الله خامنه ای از ترور ایشان در مسجد ابوذر "وقتی که در مسجدی که من بودم بمب منفجر شد، از وقتی که بار اوّل بر زمین افتادم، که البته نفهمیدم چطور شد که افتادم ، تا وقتی که به کلّی بیهوش شدم، سه مرتبه، برای لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه هم یک احساسی
این نان خوردن دارد آقای مهاجرانی؟/ وقتی خانواده شریک جرم مهدی هاشمی می شود/ علت تأخیر در دادگاه جیسون ...
باره نوشت: چند سالی است که برخی سیاسیون درصدند تا چهره ای از امام ترسیم کنند که نه تنها بر کسانی که دوران 10 ساله رهبری امام خمینی را درک کرده اند بلکه حتی برای آنان که در سال های بعد از رحلت امام شخصیت و تفکر وی را شناخته اند، ناملموس و غیرقابل پذیرش است. وقتی حضرت آقا در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) به صراحت از تحریف امام سخن می گویند که: تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف
سحر قریشی و رازهای خانوادگی اش
اینکه عمل می کردم، ترورها و توهین ها شروع می شد. ولی امروز دیگر برایم مهم نیست، هرچه دوست دارند پشت سر من حرف بزنند. آنهایی که یکهو ظاهر شدند! سحر قریشی بعد از اینکه سریال دلنوازان را بازی کردم تلفن خانه مان مدام در حال زنگ خوردن بود. آدم هایی زنگ می زدند که سال ها بود از آنها خبری در زندگی من نبود. افرادی از اقوام زنگ می زدند که من شخصا یک بار هم آنها را در زندگی ندیده بودم
سیره و سیمای حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
واوصاف او اشاره گردیده است. قبلا خاطر نشان گردید که حضرت خدیجه قبل ازازدواج با پیامبر ثروتمند ترین شخص جزیرة العرب بود، وحدود هشتاد هزار شتر داشت و کاروانهای تجارتی اوشب و روز در طائف ویمن وشام ومصر وسایر بلاد در حرکت بودند، برده های بسیار داشت، که به تجارت اشتغال داشتند. حضرت خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه اموالش را قبل از اسلام وبعد از آن ، در اختیار پیامبر گذاشت ، تا آن
با تینا آخوندتبار، عاشق تنیس شوید!
مندان به ورزش تنیس گپ زدیم. همیشه عاشق تنیس بوده ام همیشه یکی از پایه های اصلی و علاقه مندی های ثابت زندگی ام ورزش بوده است. ورزش ابتدایی ام والیبال بود و در مدرسه به سمت این ورزش گرایش پیدا کردم و حتی کلاس های مدرسه را می پیچاندم و در حیاط با بچه ها والیبال بازی می کردم. (می خندد) بعد از دبیرستان و در دانشگاه به خاطر حجم سنگین درس ها کمی از ورزش غافل شدم ولی همیشه عاشق تنیس بودم
گلریزانی دیگر درراه است/گام بلندخیران شاهرودی برای آزادی زندانیان
، بیان داشت: کمک به هم نوع در مرحله نخست در درون همه ما ایرانیان وجود دارد و از سوی دیگر نیز دین مبین اسلام بر روی این مقوله تاکید فراوانی دارد. وی افزود: در راستای کمک به زندانیان دیات و مهریه و افرادی که با بدهکاری های مختلف در زندان به سر می برند آئین گلریزان در سال جاری نیز همانند سال های پیش در روز سیزدهم ماه رمضان و در سالن گردهمایی های شهید بهشتی شاهرود برگزار می شود. 42
واقعیت های پشت پرده جهاد نکاح
دیگر می روند، از ادلب به دمشق و شهرهای دیگر؛ و همسران خود را با خود نمی برند، چون باری روی دوششان می شوند. آن جا بود که فهمیدم، وقتی سربازها به شهری دیگر اعزام می شوند، همسرانشان را طلاق می دهند و در شهر جدید، با یک زن دیگر ازدواج می کنند. این اتفاق یک بار هم نمی افتد. " اینس می گوید: "مدتی بعد، قرار شد شوهرم به جبهه ای دیگر اعزام شود. من امیدوار بودم شوهر من طلاقم ندهد. امیدوار بودم من
واکنش های ظریف به منتقدان و مخالفان
مجبور شدم با چارچوب های دیگری درسم را تمام کنم، مدتی هم که در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا بودم مسئولیت های مختلفی را عهده دار بودم که این مسئولیت ها از پیش از انقلاب شروع و تا بعد از انقلاب ادامه داشت. بنده دبیر تبلیغات، دبیر تشکیلات و به مدت دو سال مسئول شورای انجمن اسلامی در سطح کل آمریکا بودم. ما تلاش کردیم که از انقلاب فاصله نداشته باشیم اما اکنون به عنوان فردی که مانده و
واکنش های ظریف به منتقدان و مخالفان
خب خدا رو شکر، به لطف آقای احمدی نژاد، بعد از دو سال در سال 86 عملا بیکار شدم و فرصت کردم 6 سال در کنار خانواده ام باشم. بالاخص در خدمت مرحوم والده ام که از زمان 17 سالگی ام که برای تحصیل به آمریکا رفته بودم و بعد که به شدت گرفتار مسوولیت های مختلف در تهران و نیویورک بودم، دیگر نتوانسته بودم خدمت ایشان باشم. این 6 سال، فرصت مهمی شد تا من بتوانم در خدمت مرحوم والده ام باشم متاسفانه ایشان 6 ماه پس
بازخوانی تاریخ / حادثه ترور حضرت آیت الله خامنه ای + فیلم و تصاویر
داشتند، واقعاً با تفضل الهی و دعای مردم، دعای امام ، مؤثر بود. در این مدت من چند روز است که از حوادث جدیدی مطلع شدم. تا مدتی از این حوادث بی خبر بودم و به من نگفته بودند. یکی حادثه ی انفجار بمب در محل حزب جمهوری اسلامی و شهادت عظیم و پرخسارتی که 72 نفر از کسانی که به حق باید گفت 72 نفر از شایستگان این روزگار و در رأس همه ی آن ها شهید آیت الله بهشتی در این شهادت جانشان را از دست دادند. این
مخالفت محافظان با حضور آقا در مسجد ابوذر
، در این زمینه گفت: در این مسجد شبی نبوده است که برنامه نداشته باشیم،برنامه های متنوعی که هم محتوای دینی و هم محتوای سیاسی اجتماعی داشتند. من در سال 1355 به دلیل مبارزات انقلابی دستگیر شدم و تا زمان پیروزی انقلاب در زندان های ساواک هم اتاق با افرادی همچون آقایان طالقانی،لاهوتی،هاشمی و... بودم. طالقانی و روحانی در مسجد ابوذر رفت و آمد داشتند در مورد مسجد ابوذر باید بگویم که این
53 میلیارد تومان بودجه و سکوت در برابر تحریف امام/ این نان خوردن دارد آقای مهاجرانی؟/ وقتی خانواده شریک ...
باره نوشت: چند سالی است که برخی سیاسیون درصدند تا چهره ای از امام ترسیم کنند که نه تنها بر کسانی که دوران 10 ساله رهبری امام خمینی را درک کرده اند بلکه حتی برای آنان که در سال های بعد از رحلت امام شخصیت و تفکر وی را شناخته اند، ناملموس و غیرقابل پذیرش است. وقتی حضرت آقا در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) به صراحت از تحریف امام سخن می گویند که: تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف
اعترافات و عقب نشینی های واسلاو هاول/من از نویسندگان قاطع نیستم
نمایش باز می گردم. اینطور که متوجه شدم، تو فکر می کنی که تئاتر مرا مجبور به نوشتن آن کرده، و به این خاطر خام است. البته که حرفی بی معنی است. از سال1977 نوعی تفکر فاوستی Faust در اطراف ام چرخ می زد، درست زمانی که برای اولین بار در زندان بودم، زمانی که شیاطین در زندان به گونه ای خاص سعی در وسوسه ام داشتند. کل واقعه را تعریف نخواهم کرد، کمی از آن را می دانی، جزئیات اش را در زمان خودش در
فریدون آسرایی: بیشتر از هر کسی برای شهدا خوانده ام
در آن هست ترانه را می خوانم. وقتی در مورد شهید آهنگ می خوانم می دانم درباره چه چیزی می خوانم. من 23 سال خارج از کشور بودم و خیلی با دفاع مقدس آشنا نبودم؛ ولی بعد با این بخش از تاریخ کشور آشنا شدم و فهمیدم در آن سال ها چه اتفاقاتی افتاده است. گل هیاهو داستان زندگی من است. در آلبوم آخرم مادرم را از دست دادم و قطعه هنوزم همونیم را برای مادرم خواندم. شاید کسی که برای اولین بار می خواهد آهنگی بخواند
از پرانتزهای مهم مذاکرات هسته ای وتوزیع کالای خارجی درسبد حمایتی دولت تا استفاده ازعصاره سوسک بجای خرما ...
. زن جوان ادامه داد:شوهرم از همان روز اول آشنایی تا همین چند وقتی پیش همیشه به من محبت می کرد. او آنقدر به من لطف و محبت می کرد که گاهی اوقات از او گله می کردم که چرا تا این اندازه مرا لوس می کند. در همه حالتی به من احترام می گذاشت و جلوی جمع کاری می کرد تا بقیه نسبت به رفتار شوهرم با من حسادت کنند. گاهی اوقات حتی خودم هم از این رفتارهای او خسته می شدم. وی افزود:شوهرم از صبح تا
مروری بر حیات طیبه شهید مهدی مطلبی
ی مهدی به همه این جسارت را می داد که به او تکیه کنند. توکل به خدا، مهدی خیلی خوب بلد بود توکل کند. چند سال پیش برای مهدی مشکل بسیار پیچیده ای بوجود آمد که فقط چند نفر خبر داشتیم. هر کسی غیر از مهدی در چنین شرایط بسیار سختی قرار می گرفت قطعاً یا دچار مشکلات روحی می شد یا جا می زد و شانه از زیر بار مسئولیت خالی می کرد. ولی مهدی با آرامش و طمأنینه با استحکام و اطمینان به خدا ایستاد و بعد
بنیاد در آینه مطبوعات
تا زمانی که بدن پاکش را به وطن برده و به خانواده اش تحویل دادند، دقیقاً 45 روز گذشت. می ماند و لباس بچه ها را می شست در حالی که سری به تأسف از دست دادن او تکان می دهد می گوید: در اعزام آخر، حداقل هفته ای یک بار، همه دوستان و همشهری های گردان، برای رفع خستگی و تفریح و تماس با خانواده به مرخصی می رفتیم، تنها او به بهانه اینکه کار دارد و از این جور مقولات در قرارگاه می ماند، لباس بچه ها
در سینما واقعیت وجود ندارد
/> صادقانه بگویم، پیش از شروع فیلم درباره سریلانکا و مردم آن و قوم تامیل خیلی کم می دانستم. همه چیز خیلی سریع پیش آمد؛ لازم نبود که گروه زیادی را آزمایش کنم، بازیگران خیلی سریع انتخاب شدند. در مورد بازیگر مرد کمی دودل بودم، ولی همه چیز به خوبی پیش رفت. برایم مهم نبود جنگجوی واقعی باشد، اما بعدها فهمیدم شخصی را که برگزیده ام مبارز بوده است. از این جهت که از تجربه اش استفاده می کرد و می توانست حتی جزئیات