سایر منابع:
سایر خبرها
پدری که در شهادت فرزندانش ذره ای شک به دل راه نداد
بهارستانه : دهم فروردین ماه 96 و در میان گشت و گذارهای نوروزی، شلوغی جاده ها و خلوتی رسانه ها، علی اکبر حسنی پدر سه شهید دفاع مقدس بر اثر عارضه مغزی در سن 85 سالگی در تهران درگذشت و به فرزندان شهیدش پیوست. پدری صبور، بزرگ و باایمان که شهادت سه عزیز دردانه اش تا آخرین لحظه حیات ذره ای از اشتیاق او برای حرکت در مسیر انقلاب کم نکرد تا امروز نام ایشان هم در کنار فرزندانش بر تارک تاریخ ایستادگی های
پدر مهربان امت: سلام! تولدت و روزت مبارک!
بودی زمانی که جزع و فزع کردند. و بر کافران، عذاب ریزان و سرسخت و خشمگین بودی و برای مومنان، باران رحمت . پدران راستین این گونه اند؛ کانون عاطفه و سپر بلا برای خانواده و فرزندان؛ و کانون غیرت و غضب و قاطعیت در مقابل اغیار و کینه جویان. 3- فرزند صاحب فهم، حتی اگر کوتاهی و خطایی هم مرتکب شده باشد و مورد عتاب و مواخذه قرار گیرد، تاب و طاقت دوری گزیدن از پدر را ندارد. به قول حافظ جور از حبیب خوشتر
جنگ میان دیو و فرشته
بود سرانجام با وجود مخالفت های خانواده اش با یکدیگر ازدواج کردیم. آیا در خانواده های آنها نیز مصرف مواد وجود داشت؟ نه اصلا؛ البته خانواده آنها دچار یکسری مشکلات ازجمله جدایی پدر و مادر از یکدیگر بودند. در این دوران، افت تحصیلی پیدا کردم و در حال اخراج از دانشگاه بودم. در صورتی که تمامی همکلاسی هایم نیز فارغ التحصیل شده بودند. تو که هیچ شغلی نداشتی چگونه ازدواج کردی؟ خانمم
پرونده فرار عروس ایرانی در سه کشور
شوهرش زندگی کرده بود. به همین دلیل با موافقت دو خانواده سپیده چند روزی به کلن رفت تا دختر و پسر جوان بیشتر با هم آشنا شوند. همه چیز برای آغاز یک زندگی مشترک مهیا بود تا اینکه بهزاد فهمید همسر آینده اش پیش از این با یک مرد آفریقایی تبار اهل لوکزامبورگ ازدواج مصلحتی کرده تا اقامت آن کشور را اخذ کند. با این حال بهزاد اهمیتی به مسأله ازدواج صوری سپیده نداد و آن را موضوعی عادی در کشوری اروپایی دانست
زمین در عطش باران
، فهمیدم پدر این دختر نیز مانند دیگر اهالی روستا بیکار است؛ تنها منبع درآمد تقریبا تمامی اهالی روستا یارانه است؛ تازه اگر شناسنامه داشته باشند. بسیاری از سکنه روستا به خاطر بی شغلی و بی آبی خانه هایشان را رها کرده و به زابل رفته بودند؛ اما این افراد همچنان امیدوار در روستایشان مانده بودند. رضا اصلی شهرکی، مدیرکل کمیته امداد استان سیستان و بلوچستان می گوید اگر قرار باشد در این استان براساس
لمپن ها، فکلی ها، ژیگول ها
گزارش خبرنگار ما این چهار نفر جوان که قیافه ای شبیه دختر ها داشتند از مدت ها قبل در خیابان دردشت نارمک می ایستادند و مزاحم دختران محل می شدند و می خواستند که به جرگه هیپی ها بپیوندند و این امر موجب ناراحتی دختران می شد. دیروز یک دختر ... جریان را به پدر خود اطلاع داد و وی به عنوان اعتراض نزد بیتل ها رفت. آنها پدر دختر را به باد تمسخر گرفتند و گفتند که قدیمی فکر می کند. پدر دختر نیز متقابلا بیتل ها را به درد نخور خطاب کرد که بر سر او ریختند ... واقعه به مامورین پاسگاه ژاندارمری نارمک، شماره 2 اطلاع داده شد ... و بازپرس دادسرای تهران پس از تحقیق از بیتل ها آن ها را زندانی ساخت . ...
آشنایی با ورزشکاران دورگه ایرانی
/> پدر الکساندر در رشت به دنیا آمد و به عنوان یک فوتبالیست در تیم منتخب گیلان هم بازی کرده بود چند سالی بعد از آمدن به تهران، پدر تصمیم می گیرد به آلمان مهاجرت کند و با همسر آلمانی اش ازدواج می کند. فرزند خانواده نوری در لیگ های منطقه ای فوتبال آلمان راه پدر را رفت و در لیگ 2 و لیگ 3 بوندسلیگا هم تجربه بازی دارد. اما شروع فصل تازه بوندسلیگا برای الکساندر نوری سکوی پرتاب بود. سرمربی
وجود 3 میلیون زوج نابارور در کشور
دکتر اسلامی در نشست آموزشی برنامه ریزی برای کاهش سقط القایی و تبیین علل ادراک طلاق، اظهار کرد: طبق سرشماری سال 95، 15 میلیون خانوار داشتیم که سن زنان بین 15 تا 49 سال بود و 20 درصد این خانواده ها نابارور بودند. وی ادامه داد: حدود سه میلیون زوج نابارور در کشور وجود دارد و به نظر می رسد در بررسی امسال نتیجه گیری در رابطه با اینکه این میزان کم و زیاد شده است تغییر کند چراکه تعداد ازدواج
هولناک ترین پرونده های جنایی ایران / امیرحسین همه را شوکه کرد + عکس
به گزارش بلاغ ، امروز سالگرد یکی از هولناک ترین پرونده های جنایی سال های اخیر ایران است. متهم آن پسری 17 ساله است که 21 فروردین 95، دختر شش ساله همسایه شان به نام ستایش را به بهانه نشان دادن چند جوجه قناری به اتاقش در طبقه دوم خانه شان در خیرآباد ورامین کشاند، مورد تعرض قرار داد و پس از قتل، جنازه اش را با اسید و آتش سوزاند. او شهریور 95 در شعبه هفتم دادگاه کیفری استان تهران به جرم
این شبکه اجتماعی هووی فرزندتان است!
های دنیاست تا با دنیای مد آشنا شود. وقتی از الناز می پرسی که آیا فعالیت مادرت باعث کم توجهی به تو شده است، پاسخ جالبی می دهد: وقتی از خانه به دانشگاه می روم تمام مدت نگران هستم، زیرا مادرم از وقتی اینستاگرام را در گوشی اش نصب کرده، گاهی یادش می رود که برادر کوچکم، گرسنه است و باید به او شیر بدهد! دنیای مجازی از زندگی مان جدایی ناپذیر شده است مصطفی آب روشن ؛ جامعه شناس در این
من خمار به دنیا آمدم و نافم را با تریاک بستند
خماری به خود می پیچد و مادر و پدر معتاد که شاید ندانند که کودک شان معتاد متولد شده فارغ از دردهای جانکاه کودک خود روزگار می گذرانند و در این میان نیز تعدادی از این نوزادان که بدن نحیف و کوچک شان تاب و تحمل خماری مواد را ندارد، درهمان روزهای ابتدایی پس از تولد از دنیا می روند. هرچند آن هایی نیز که زنده می مانند حال و روز خوبی نداشته و دردهای بسیاری را به جان می خرند و معلوم نیست چه آینده ای انتظارشان
خانم بازیگر: هر کاری که همسرم می گفت: نه، ر ها می کردم
این 15 سالی که از نبود ایشان می گذرد شما چطور نقش یک مادر را در بیرون و داخل خانه ایفا کردید تا فرزندان تان به قول معروف به ثمر بنشینند؟ با رفتن اسماعیل خانی انگار تمام انرژی فیزیکی او وارد کارهای من شد و هر سال یا نامزد جایزه بودم یا آن را می گرفتم. من و بچه هایم هیچ وقت حس نکردیم او نیست و همیشه احساس می کنیم او در کنارمان حضور دارد و مواظب مان است. او برای ما زنده است. حتی چند سال
آیا با پول میتوان خوشبختی خرید؟
این تنش ها، باید قبل از ازدواج فکر چاره کنید. وقتی مرد زندگی شما که قرار است در آینده پدر فرزندان شما باشد را انتخاب می کنید، باید بدانید که نه تنها به او، بلکه به مجموعه ای از آدم ها و روابط بله می گویید. درست است که شما و او به تنهایی در یک خانه زندگی می کنید، اما هرقدر هم که مستقل باشید، نمی توانید سایه ای که این روابط و آدم ها بر زندگی شما می اندازند را انکار کنید. باوجود توجه به
شوهر صیغه ای مادرم با چاقو وارد اتاق خوابم شد و ...
به صحبت نبود. اما دخترش که انگار دنبال فرصتی می گشت تا سفره دلش را باز کند قصه تلخ زندگی اش را این گونه بیان داشت: پدرم اهل هیچ خلافی نبود، فقط تن به کار نمی داد و دوست داشت در خانه بنشیند و مفت بخورد و بخوابد. با این وضعیت مادرم مجبور بود در خانه های مردم کلفتی کند و شکم من و خواهرم را سیر کند. او چند بار از خانواده پدرم خواست تا کاری انجام بدهند. نصایح
رابطه کثیف زن شوهردار با خدمه بیمارستان به خاطر مادرش
نکردم و امروز با این رسوایی زندگی ام درآستانه نابودی قرار گرفته هست، گریه کنان به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری جهاد مشهد گفت به خاطر اینکه علاقه ای به تحصیل نداشتم پس از پایان مقطع راهنمایی درس و مشق را رها کردم تا اینکه ایمان به خواستگاری ام آمد. او جوان خوش اخلاق و مومنی بود به همین خاطر خانواده ام با ازدواج ما موافقت کردند.ازسوی دیگر من تنها فرزند خانواده بودم و علاقه عجیبی به مادرم
اجماع تبریز برابر سرخابی ها: بیداری دیرهنگام
شهرای مختلف ایران زندگی کردیم چون پدر دایم جا به جا میشد فاشییسم کثیف را در تنها شهری که تجربه کردم تبریز بود تو مدرسه از هم کلاسی هام کتک میخوردم تنها به جرم اینکه ترکی بلد نبودم!!! تلخترین ایام زندگیم همون دبستان رفتن تو تبریز بود از بچگی فاشیست و از خود راضی بار میاید من پدرم کرده مادرم لک هست در شیراز و بوشهر و اهواز و قزوین هم زندگی کردم هیچ شهری مثل تبریز ندیدم
جایگاه اعتکاف در دین کجاست و چرا به این امر توصیه شده ایم؟
با همسری مناسب ازدواج کنم. مراسم اعتکاف تمام شد و فردای همان روز بود که مادرم گفت دختر یکی از آشنایان را روز قبل دیده و به نظرش گزینه مناسبی است. 2 ماه بیشتر طول نکشید که ما به عقد هم درآمدیم و امروز صاحب دختری 2 ساله به نام زینب هستیم . اعتکاف از نگاه آمار 775 هزار نفر معتکف 35 درصد میانگین سالانه رشد معتکفین 21 درصد روستاییان 79 درصد جمعیت
مخاطبان در همه جای دنیا پدر را در جایگاه اقتدار دوست دارند
میان مخاطبان را همین مسئله می داند. وی به فیلم دختر آخرین ساخته رضا میرکریمی هم اشاره می کند که در آن به بهانه ارائه دادن تصویری مطابق با واقعیت جامعه ایرانی پدری مستأصل، معلق و خنثی که توان تصمیم گیری مناسب برای خانواده اش را ندارد، ترسیم شده که در نهایت در نیمه راه رها می شود و از فرماندهی عاجز می ماند و همین نکته باعث شکست فیلم در گیشه و ماندگار نشدن کاراکتر پدر در خاطره مخاطبان می شود. این
قتل مادر مقابل چشم دخترش برای سرقت طلا
بودم. وقتی من را دید، پا به فرار گذاشت و تلاش های پسرم هم برای دستگیری اش بی نتیجه ماند. سپس دختر ده ساله افسانه که صحنه درگیری را دیده بود، شوهرعمه خود را به عنوان ضارب معرفی کرد و گفت: در خانه مان نیمه باز بود که شوهرعمه ام وارد شد. او به مادرم حمله کرد و با یک دست جلوی دهانش را گرفت و با دست دیگر، دو ضربه چاقو به او زد. سپس انگشتر و دستبندش را دزدید و فرار کرد. زمان حادثه، من و برادر
راز هولناکی که زنم 20 سال آن را پنهان کرده بود
زیادی را برای ازدواج من پیشنهاد کرد تا این که پس از چند بار خواستگاری، در نهایت با دختر یکی از دوستان مادرم ازدواج کردم. مستانه دختر خوب و باوقاری بود و به کسی کاری نداشت من هم از این ازدواج راضی بودم به طوری که حدود یک هفته بعد از برگزاری مراسم عقدکنان، مغازه کوچکی راه اندازی کردم و کار و بارم رونق گرفت. روزها می گذشت و من هر روز از نظر مالی در وضعیت بهتری قرار می گرفتم تا آن جا که صاحب خانه و
هرگز کودک خود را شتاب زده از خواب بیدار نکنید
شیوا وکیلی روانشناس و مشاور در گفتگو با خبرنگار حوزه ازدواج و خانواده گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ اظهار کرد: تغییر ساعت خواب و بیدار شدن صبحگاهی دانش آموزان خصوصأ کودکان کم سن تر در ایام مدرسه، یکی از مشکلات والدین است که موجب دیر رسیدن دانش آموزان به مدرسه می شود. وی با بیان اینکه رفتار والدین و زود خوابیدن آن ها باعث ایجاد الگو پذیری مثبت برای فرزندان می شود، افزود: والدین
یادبود شهید سیدمرتضی آوینی ؛ زنده ترین روزهای زندگی یک شهید
/> 1356 مریم امینی را از چند سال قبل می شناخت. دختر محجوب و ساده ای بود. مریم هم از مرتضی خوشش می آمد، حتی بیشتر. مرتضی شده بود مرادش، همه چیز مریم. پدر و مادر مریم حسابی مخالف ازدواج شان بودند اما مریم کوتاه نیامد. آنقدر با پدر و مادرش حرف زد و دلیل و آیه آورد تا قبول کردند. داد و قال و عقد و عروسی که تمام شد خانه کوچکی در خیابان آمل اجاره کردند و رفتند سر خانه و زندگی شان
فیلم مخصوص برای دلواپسان و مخالفان مذاکره هسته ای
تلاشش بی نتیجه است و حرف های موافقان مهاجرت به آمریکا بر سروناز اثر بیشتری دارد. در بخشی از فیلم اعضای خانواده برای رفتن یا نرفتن سروناز به آمریکا رای گیری می کنند. خانواده ی خاله که رهبر آنها در واقع شوهرخاله ی سروناز است و با روی کار آمدن دولت یازدهم دوباره قصد دارد به وزارت امور خارجه بازگردد، موافق و خانواده ی دایی و مادر سروناز مخالف رفتن او به آمریکا هستند، پدر خانواده این میان نه مخالف است
تمام رنج های سمیه
سر صحبت را با او باز می کنم. سلطه معلولیت بر خانه کوچک سمیه ازدواج فامیلی پدر و مادر را علت معلولیت خود و خواهرش عنوان می کند و می گوید: مریم خواهر بزرگم متولد 52 است، رماتیسم مفصلی دارد و دو سالی هم به علت ابتلا به رماتیسم و بیماری اعصاب در خانه بستری بود، الان هم خیلی نمی تواند در انجام امور خانه و البته کارهای خارج از خانه کمک کند، اما به هر حال به اندازه توانایی اش کمک
مرد معتاد، خانه و زنش را به آتش کشید
13 ساله بود که پس از ترک تحصیل، به اجبار پدر به همسری مردی درآمد که 4 سال از خود بزرگ تر بود.پدرش بر سر بساط، بساط عقد او را چید و دخترش را به همسری پسری در آورد که او نیز معتاد بود.معتاد دختر جوان با وارد شدن به زندگی، اعتیاد را نیز تجربه کرد. او معتاد شد تا بتواند بد خلقی های همسرش را تحمل کند. این شرایط اما چندان دوام نداشت زیرا او به اجبار ازدواج کرده بود و دوست داشت با
قانونگذار برای جلوگیری از کلاهبرداری صندوق های خانگی چه تدبیری اندیشیده است؟
و با پول های آن ماه راهی خانه شد.در راه برگشتن به خانه مامان همش می گفت اگر شانس مان زده بود می توانستی پیش پرداخت ترم اول را بدهی و ثبت نام کنی. با عصبانیت از اینکه اسم ما در نیامده بود گفتم این شش سال است. بقیه اش را چه می کنیم؟ که حرف از وام دانشجویی و... زد. مامان خودش هم دانشگاه رفته بود. البته بیست سال پیش. ترم سه جغرافیا بود که با پدر ازدواج کرد و بی خیال درس و مدرسه شد. جغرافیا همان موقع
به ثبات شهری اعتقاد زیادی دارم | به صورت مستقل انقلابی وارد انتخابات می شوم
به فرزندان شهدا که راه پدران آسمانی خود را ادامه می دهند ابراز امیدواری کرد که همگان در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت کوشا باشند. این عضو شورا با تاکید بر خدمتگذاری به خانواده شهدا افزود: مسئولینی که به میزها تکیه می زنند باید حواسشان جمع باشد که این مسئولیت ها به برکت شهدای انقلاب، دفاع مقدس و مدافعین حرم ایجاد شده است. وی با اشاره به انتخابات پیشرو گفت: در سال 96 با توجه
ازدواج سهل و آسان از حرف تا عمل
به گزارش آی سبک ، رضا خدری روزنامه نگار و استاد دانشگاه که اخیرا در حال نگارش کتابی بنام ازدواج دیررس تا طلاق زودرس است طی یادداشتی نوشت: امروزه به علت تجمل گرایی و اشراف گری در بعضی از خانواده ها آمار ازدواج تنزل کرده است چون عده ای از ازدواج کردن گریزان شده اند و به همین دلیل سن ازدواج بالا رفته است از سوی دیگر آمار طلاق بیشتر شده که یکی از دلایل آن چشم و هم چشمی و بالا رفتن توقع زوجین از
نگاهی گذرا به زندگینامه، جهاد علمی و نحوه شهادت 4 دانشمند هسته ای
همدان متولد شد. وی دوران کودکی خود را در خانواده ای فقیر گذراند. خانواده وی در محله ای واقع در پشت امامزاده یحیی همدان به نام محوطه آقاجانی بیگ و در خانه ی اجاره ای و قدیمی، با امکاناتی اندک زندگی می کردند. پدر وی راننده مینی بوس بود و در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سال های بسیاری را به مبارزه با دشمن بعثی پرداخت. وی تحصیلات خود را در زادگاه خویش آغاز کرد. دوره تحصیلی راهنمایی را با
مجموعه اشعار آئینی ویژه ولادت امیرالمومنین علیه السلام
قسمتم نیست بال و پر بدهند به من از آن طرف خبر بدهند جگرم را وسط گذاشته ام به همه گفته ام نظر بدهند به خدا گریه می کنی تا صبح شرح حال مرا اگر بدهند من از این در نمی روم هر چند جای این در هزار در بدهند چند تا مثل من خبر داری؟! پای تو حاضرند سر بدهند دردسر مایه ی کمالات است