سایر منابع:
سایر خبرها
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه+عکس
ایرانی بود که به اچ آی وی آلوده شد. در آن زمان هفت ساله بود. من سال 1974. ازدواج کردم و فرزند اولم دختر بود. پس از پنج سال، فرزند دیگری آوردم که پسر بود: نام او را مسعود گذاشتیم. پس از 9 ماه متوجه شدیم که به هموفیلی مبتلاست و کمبود فاکتور هشت دارد. بعد از 6 سال می خواستیم او را ختنه کنیم. پسرم مجبور بود مقدار زیادی فاکتور هشت دریافت کند. بعد از مدتی، مریض شد. او به اچ آی وی آلوده شده بود، اما این را
قرائت جزء شانزدهم، مناجات و دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان
، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می گذارند و در مجلس قرار می دهند. پس از خواندن سوره انعام افراد روزه خود را با غذاهایی که در سینی قرار دارد باز می کنند و نان های باقی مانده را به عنوان تبرک در سفره نان قرار می دهند تا برکت پیدا کند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می کندقدیم در مازندران رسم بود افرادی که فرزند پسر می خواستند نذر می کردند که در طول ماه مبارک رمضان مردم را برای
قرائت جزء شانزدهم، مناجات و دعای روز شانزدهم ماه مبارک رمضان
خواندن قرآن مقداری نمک، چند قرص نان و چند ظرف آب در سینی بزرگی می گذارند و در مجلس قرار می دهند. پس از خواندن سوره انعام افراد روزه خود را با غذاهایی که در سینی قرار دارد باز می کنند و نان های باقی مانده را به عنوان تبرک در سفره نان قرار می دهند تا برکت پیدا کند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن می کندقدیم در مازندران رسم بود افرادی که فرزند پسر می خواستند نذر می کردند که در طول ماه
ارک های دزدکی!
مادر باشی و آمار جگرگوشه ات را نداشته باشی؟ تو به خیال خودت دزدکی می رفتی، من اما تا برگردی، می نشستم سر سجاده... دعا می کردم بلکه سالم برگردی! *** این یکی را می خواهم به عشق مادران فرزند از دست داده بنویسم، همان ها که با وجود سال ها سجاده نشینی، فرزندان شان سالم برنگشتند! همان ها که فرزندان شان بعضا دزدکی و با دست بردن در شناسنامه می رفتند جبهه، بلکه با خون پاک خود، عاقبت، رضایت مادر
حوزه علمیه ملکه الیزابت
فکر کنیم این استعمار کثیف و دوستان مستکبرش برای شیعه دوازده امامی نقشه نکشیده باشند. همانطور که شیعه های اسماعیلیه را با امام چهل و نهم سر کار گذاشته اند حتما برای من و توی دوازده امامی هم نقشه دارند. حالا آنها را در استان های بدخشان افغانستان و تاجیکستان و در ساحل آمودریا یک جور و من و تو را در استان های ایران و در ساحل زاینده رود و کارون و... یک جور دیگر. همانطور که برای آنها آقاخان
نویسنده کتاب سیاحت غرب هرگز خود را از مردم جدا ندید
مختلفی از زندگی ایشان پرداخت. متن زیر بخشی از سخنان وی است: پدر ایشان یعنی پدربزرگ بنده، آقا را زمانی که 13 سالشان بوده برای تحصیل به قوچان می برد و در آن جا به یکی از هم روستایی های خود که به قوچان هجرت کرده بوده است، می سپارد و به او می گوید که فرزند من را در خانه خود نگه دار تا وی هم بتواند در شهر درس بخواند و هم برای تو کار کند. زمانی که پدربزرگ می خواسته به
ده حاجی روستایی که 2 نفر ساکن دارد(از نگاه دوربین)
ندارم. وی با بیان اینکه چهار فرزند دختر دارد که در شهر ازنا سکونت دارند می گوید: دو پسر دارم که آنها هم به تهران رفته و آنجا زندگی می کنند. اسداللهی با اشاره به اینکه در حال حاضر منبع درآمدش از کشاورزی محدودی است که انجام می دهد یادآور می شود: فرزندانم در مراحل مختلف انجام کار کشاورزی به روستا می آیند و در این کار مشارکت می کنند. باجلان همسر آقای اسداللهی نیز با اشاره به اینکه در
با لهجه عشق/ نصایح علامه حسن زاده آملی به کاربران شبکه های اجتماعی و موبایلی/ انگار همیشه حق با مشتری ...
گروه وبلاگستان تیتریک ؛ السلام علیک یاحضرت خدیجه کبری(س) نقل از وبلاگ اسلام علیک یا صاحب الزمان( عج) نوشت: مادر مرو که فاطمه ات زار ومضطر است . هجر تو قاتل من غم دیده دختر است . غصه نخور به حال پدر چونکه بعد تو . زهرای کوچک تو برایش چو مادر است. وفات ام المومنین حضرت خدیجه تسلیت باد. ادامه مطلب
ترتیل جزء شانزدهم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
وَکُفْرًا ﴿80﴾ ما اراده کردیم که پروردگارشان فرزند پاکتر و پرمحبت تری بجای او به آنها بدهد. (81) فَأَرَدْنَا أَن یُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَیْرًا مِّنْهُ زَکَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿81﴾ و اما آن دیوار متعلق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن گنجی متعلق به آنها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود، پروردگار تو می خواست آنها به حد بلوغ برسند، و گنجشان را استخراج کنند، این
شعرشرافتمندانه دردعوای حق وباطل بی طرف نیست/سکوت دستگاه های تبلیغاتی نظام سلطه درجنایت علیه یمن،غزه و ...
نباشد نباشد آقای علی حکمت یکی را پسر مست و مخمور بود ز اخلاق نیکو بسی دور بود یکی باغ انگور بودش پدر معیشت نمودی از این رهگذر چو مستی هر روز فرزند دید همه تاک آن بوستان را برید حکیمی چو بشنید، دادش پیام که ای داده بر دست شیطان لگام تو! پنداشتی آدم مست کیست؟ که مستی تو کم ز فرزند نیست گرفتم که او مست
چهره ها در شبکه های اجتماعی (130)
به بیان همین خصیصه بسنده می کنیم! آب تنی پدر و پسر در استخر یک هتل لوکس. وحید هاشمیان و دختر عزیزش در مراسم اهدای مدرک مربیگری پیشرفته در بن آلمان. امیدواریم وحید مراحل موفقیت را به همین منوال طی کند و به یکی از یهترین مربیان جهان بدل شود. جمله تکان دهنده محسن افشانی در پای عکسش. همانطور که شاهد هستید خودش هم جمله اش را لایک کرده است! آن هم نه یک لایک معمولی، یک
چگونه شرح صدر پیدا کنیم؟
بن عباس، برادر عبد الله بن عباس را فرستاد و او با پنج هزار نفر به سرحدات رسید، ولی حضرت به لشگر فرمود: اگر مسأله ای برای عبیدالله بن عباس پیش آمد فرمانده شما قیس بن سعد بن عباده است، وقتی لشگر به جبهه رسید، معاویه شنید پسر عباس یعنی عبیدالله بن عباس امده و از فامیلهای حضرت است دو میلیون درهم یا دینار، نیمی نقد و نیمی وعده کرد که اگر به من محلق شوی به تو پرداخت می کنم، صبح لشگر بیدار شد و دید او
نیمه ماه رمضان؛ ولادت امام جود و سخا
جانب وی برو، تبریک بگو، و به او بگو که علی نسبت به تو مثل هارون است نسبت به موسی، پس نام فرزند هارون را بر وی بگذار. جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وی تبریک گفت و گفت: خدای متعال فرمود: نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام گذاری کن. پیامبر فرمود: نام پسر هارون چیست؟ جبرئیل گفت: شبر. پیامبر (ص) فرمود: زبان ما عربی است! پس جبرئیل در جواب گفت: او را حسن نام بگذار و
محرکی بسیار قوی در تغییررفتار به سوی اهداف مطلوب درشیوه امام حسن (ع)
مالک می گوید: روزی در محضر امام بودم که یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن گل را به امام تقدیم کرد، حضرت گل را از او گرفت و با مهربانی به او فرمود: برو تو آزادی، من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم، گفتم: ای فرزند رسول خدا، این کنیز تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد. آن گاه شما او را آزاد می کنید؟! امام در پاسخ فرمود: خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است: وَ إِذا حُیِّیتُمْ
بایدها و نبایدهای معیشت اندیشی در کلام امام حسن مجتبی(ع)/ کمک به نیازمندان، جیب پر می خواهد یا دل دریایی؟
شمارمی آمد ، مادربزرگوارش حضرت فاطمه زهرا(س) نوزاد را درپارچه ای پیچیدند وخدمت پیامبراکرم(ص) آوردند.رسول خدا (ص) قنداقه را به دست گرفتند واو را حسن نامیدند وگوسفندی را برای ایشان عقیقه کردند.(ارشاد شیخ مفید) آداب نام گذاری نخستین فرزند نام گذاری کودک درهرجامعه ای سنت وآداب مخصوصی دارد .درباره نام گذاری اولین نوزاد خانواده نمونه اسلامی هم روایت های متعددی نقل شده است .بسیاری از
رازهای عظمت تنهاترین سردار در مسیر صبر و ایثار
عظیم مردی که اشبه النالس بود به رسول الله(ص)؛ شناختی که از دریچه معارفش می توان لایه هایی پنهان اما مهم و حیاتی، از فهم و بصیرت دینی و حقیقت هویت امامت و محورهای پیوند فکر و فهم انسانی و عروج و ملکوت آسمانی را به نظاره نشست. ای که آیینه صبری سرخ است خون دل خوردن و خاموشی تو راز صد کرب و بلا فریاد است دم فروبستن و خاموشی تو در حقیقت می توان گفت زندگی و سیره فردی و
زندگینامه امام حسن مجتبی علیه السلام
که از صاحب خود دارای فرزند می شود و همین امر موجب آزادی او پس از مرگ صاحبش می باشد. فرزندان آن حضرت از دختر و پسر 15 نفر بوده اند بنامهای : زید، حسن ، عمرو، قاسم ، عبداللّه ، عبدالرحمن ، حسن اثرم ، طلحه ، ام الحسن ، ام الحسین ، فاطمه ، ام سلمه ، رقیه ، ام عبداللّه و فاطمه . نسل او فقط از دو پسرش حسن و زید باقی ماند و از غیر این دو انتساب به آن حضرت درست نیست . به نقل از بیتوته
شبیه سازی صلح حکیمانه امام حسن مجتبی(ع)
بوده است، زیرا از منظر مذهب تشیع و اندیشه شیعی، امامان معصوم (علیهماالسلام) هر کدام وظیفه خاصّی داشته اند که از سوی پروردگار تعیین شده است. از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود،"به راستی که وصیّت به صورت کتابی از آسمان بر محمد (ص) نازل گردید و نامه مُهر شده ای جز وصیّت بر آن حضرت نازل نشد. جبرئیل عرض کرد، ای محمد! این است وصیّت تو در امت خویش که نزد خاندانت خواهد بود. رسول خدا (ص) فرمود، ای
مصاحبه با قاتل کارگر رستوران:آنقدر مست بودم که نمی دانم چرا دست به قتل زدم
شرق نوشت: سیامک جوانی 27 ساله است که به اتهام قتل در بازداشت به سر می برد. او دو سال قبل در دعوا بر سر جای پارک خودرو مرتکب قتل شد و فرار کرداما حدود دو هفته پیش خودش را تسلیم پلیس کرد. سیامک در گفت وگویی درباره قتل و زندگی اش توضیحاتی داده است: چرا در بازداشت هستی؟ در دعوا مرتکب قتل عمد شدم، اما نمی خواستم او را بکشم. اتفاقی باعث مرگ آن پسر شدم. ماجرای قتل چطور اتفاق
امامی که با قدومش کرامت رامعنایی دوباره داد/ تجلی بزرگی و آقایی رسول خدا (ص) چشم به جهان گشود
. پیامبر در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپ اقامه گفتند، سپس به علی علیه السلام فرمودند: نامش را چه گذاشته اید ؟ علی علیه السلام فرمودند: من در این کار بر شما سبقت نمی گیرم . پیامبر فرمودند: جبرئیل از سوی خداوند بر من نازل شد و پس از سلام و تبریک ولادت فرزندم، چنین گفت: خداوند می فرماید منزلت علی نسبت به تو همچون هارون برادر حضرت موسی علیه السلام نسبت موسی علیه السلام است. پس فرزند علی را بنام
واقع نگری و مصلحت بینی در زندگانی حسنین (ع)
: اللهم إنی اُحبهُ فأحبَّ من یحبّهُ / خدایا من او را دوست دارم پس تو هم دوست داران او را دوست بدار . پیامبر اسلام (ص) همچنین فرموده اند: فرزند صالح گلی است که خدا به بندگانش می دهد. دو گل من در دنیا حسن و حسین اند . در زادروز ایشان، تابناک به نقل از منابع حوزوی به واقع نگری و مصلحت اندیشی در دوران حیات پربرکت امام حسن مجتبی و استمرار این رویکرد امام حسن (ع)، در دوران امامتِ امام
مردای خوب پرده دری نمی خوان عشقای لوس سرسری نمی خوان
علی حکمت و یک شعر پندآموز یکی را پسر مست و مخمور بود/ز اخلاق نیکو بسی دور بود یکی باغ انگور بودش پدر/معیشت نمودی از این رهگذر چو مستی هر روز فرزند دید/همه تاک آن بوستان را برید حکیمی چو بشنید، دادش پیام/که ای داده بر دست شیطان لگام تو! پنداشتی آدم مست کیست؟/که مستی تو کم ز فرزند نیست گرفتم که او مست لایعقِل است/به مستی
صبر در سیره امام مجتبی(علیه السلام)
آمد، و در میان ازدحام جمعیت برفراز منبر رفت، در ضمن گفتارش با گستاخی بی شرمانه ای از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بدگویی نمود، هنوز سخن او به پایان نرسیده بود که امام حسن (علیه السلام) بر پله آن منبر ایستاد، و خطاب به معاویه فریاد زد: ای پسر هند جگر خوار! آیا تو از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بدگویی می کنی، با این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شان او فرمود: من سب علیا فقد سبنی، و
شعر شرافتمندانه در دعوای حق و باطل بی طرف نیست/فیلم
/> * آقای علی حکمت یکی را پسر مست و مخمور بود ز اخلاق نیکو بسی دور بود یکی باغ انگور بودش پدر معیشت نمودی از این رهگذر چو مستی هر روز فرزند دید همه تاک آن بوستان را برید حکیمی چو بشنید، دادش پیام که ای داده بر دست شیطان لگام تو! پنداشتی آدم مست کیست؟ که مستی تو کم ز فرزند نیست گرفتم که او مست لایعقِل است
هراسی کهنه از صیادهای در کمین مانده
فارس نوشت: همزمان با شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) جمعی از شاعران داخلی و خارجی به دیدار رهبر انقلاب رفتند و به شعرخوانی پرداختند، اسما سوری از جمله شاعران بود که ابیاتی خواند. منم گنجشکِ مفتِ سنگ هایِ بر زمین مانده هراسی کهنه از صیادهای در کمین مانده دعایی بی اجابت کنج سقف خانه کز کرده که بین شک و ایمان جماعت، با یقین مانده من آن انگور... نه
شخصیت علمی امام حسن مجتبی(ع)
می کنی تا با من صحبت کند؟! رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زودی او را آگاه به خواسته های خویش خواهی یافت. طبق پیش بینی رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم امام حسن علیه السلام از جای برخاسته و از وضعیت آن مرد عرب و چگونگی گرفتاری وی در بین راه سخن گفت؛ به گونه ای که باعث تعجب و حیرت او شده و گفت: ای پسر! تو این مطالب را از کجا می دانی؟! تو اسرار دل مرا برملا ساختی؟ گویی همراه من بوده ای
نگاهی به حکومت امام حسن مجتبی(ع): "شما به خاطر عدم آگاهی از حکمت صلح، ناخشنود هستید"
نماند که از بخشش های او زیاد آمده بود و می خواست با آن پول، خادمی برای خانواده اش خریداری کند. پس از آن گریست و مردمان نیز گریه کردند، آنگاه فرمود: منم پسر بشارت دهنده به رحمت خداوند . منم فرزند بیم دهنده از عذاب الهی منم پسر دعوت کننده به سوی خداوند به اذن او. منم پسر نور تابناک. منم از اهل بیتی که خداوند، ایشان را پاک و پاکیزه ساخت. و منم از خاندانی که خداوند در قرآن کریم محبّت ایشان
ولادت سبط اکبر، امام حسن مجتبی(ع) مبارک باد + پیامک
ماه دعا و استجابت بهر تأثیر دعا، روح دعا آمد خوش آمد رمضان، بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن یم علم و حکمت و معرفت، نمی از کمال تو یا حسن تو علی، تو فاطمه، تو حسن، تو حسین یا که محمدی؟ که عیان جلالت پنج تن، بُوَد از جمال تو یا حسن من اسیر کرم گل پسر فاطمه ام حسنی ام بنویسید به روی کفنم روزه داران به رهش جان و دل ایثار کنید امشب
شمه ای از اخلاق و فضائل امام حسن مجتبی(ع)
به او فرمود: برو، تو آزادی! من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم، گفتم: ای فرزند رسول خدا! این کنیز تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد. آن گاه شما او را آزاد می کنید؟! امام در پاسخم فرمود: خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است هرکس به شما مهربانی کرد، دو برابر او را پاسخ گویید . (نساء/ 86) سپس فرمود: پاداش در برابر مهربانی او نیز آزادی اش بود .1 امام، همواره، مهربانی را با مهربانی پاسخ
ناگفته هایی از حصر
آغاز سال تحصیلی، یکی از بهترین دوستانم، آقای کاظم صالحی که در رشته ادبی درس می خواند به خانه ما آمده و حرفی زد که زندگی مرا یکسره دگرگون کرد. گفت مرد حسابی تو که از رشته های پزشکی و مهندسی خوشت نمی آید، چرا دنبال ذوق و سلیقه ات نمی روی و در رشته ادبی نام نویسی نمی کنی؟ فردای آن روز به دبیرستان امیرکبیر رفتم تا پرونده ام را بگیرم و به دبیرستان ایرانشهر ببرم. آقای پرورش رئیس دبیرستان از دادن پرونده