سایر منابع:
سایر خبرها
زندگینامه "حسین چریک" و پیغام حاج قاسم به پدر شهید
نام حسین منگلی گفت امان از حسین منگلی امان از حسین منگلی ,ای مردم ما حسین را از دست ندادیم بلکه ما یک لشگر را از دست دادیم. خیلی دوست داشتم فرزندم راببینم اما هر کار کردم اجازه ندادند و پیش خودم گفتم همه این هایی که رفتند همه حسین من هستند. وصیت نامه شهید قبل از آغاز سخن شهادت می دهم کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید بلکه زنده اند و نزد پروردگار روزی
روایت فیلم ساز زن لبنانی از زندگی با داعش
برای حریری است. من با هزینه خودم برای کانال Otv برنامه می سازم و بعد این برنامه ها را به کانال Otv و کانال های دیگر می فروشم. پس بنابراین من عضو کانال و شبکه ای نیستم و مستقل هستم. * چگونه و با چه انگیزه ای وارد عرصه مستندسازی شدید؟ من در دانشگاه علوم طب خواندم، ولی چون این کار را دوست دارم و هیجان آور است، وارد آن شدم. در خانواده من همه در این فضا بزرگ شدند و رشد کردند، در
مدافعانی که بیش از همه دروگبا را به ستوه آوردند
دهم. سبک بازی ام در چلسی چیزی نبود که در فرانسه داشتم. آنجا من همیشه روی خط آفساید بودم، اما زمانی که به چلسی آمدم به مهاجم نوک تیم تبدیل شدم و باید با فرانک لمپارد و آرین روبن بازی ترکیبی می داشتیم. به همین دلیل باید شیوه بازی ام را تغییر می دادم، چون لمپارد و روبن نه تنها می توانستند دریبل بزنند، بلکه گل هم می زدند. در ابتدای ورودم به چلسی فکر می کردم که من همه کاره تیم خواهم بود، منم که سلطان تیم
معجزه دعای امّن یجیب در شب عملیات
داخلی خاطره ای از آن دوران : همه روزهای جنگ خاطره است. من در دوران جنگ راننده آمبولانس بودم یک روز برای شرکت در عملیات که در جزیره مجنون انجام میشد با چند تن از دوستان اعزام شدیم به آن منطقه ،در مسیر با یک روحانی برخورد کردیم چون وسیله نداشت با ماشین ما تا منطقه آمد در طول مسیر چند بار به شوخی عنوان میکرد که خوبی جبهه این است که برای رفتن از یک منطقه به منطقه دیگر نیاز به دادن
سه اتفاق شوم که ثمره محبت های جزئی اند
برسد، ولی بعد از مدتی دل زده شود، چون این محبت ها اساساً نمی توانند انسان را سیرآب کنند. حالا بعد از این دل زدگی، سرگرمی و خوشی و لذتِ او از کجا باید تأمین شود؟! بعضی از زن و شوهرها رسماً همدیگر را تحویل نمی گیرند و می گویند: اگر او را زیاد تحویل بگیرم، از من دل زده می شود! چون فکر می کند که دل من را به دست آورده، و لذا از من زده می شود! یا می گوید: تحویل نگیر، بگذار حساب ببرد! بگذار فعلاً بدود
روایت آمریکایی ها از لباس متحدالشکل مردم ایران
بار در تاریخ آذربایجان، زنان رسماً اجازه یافتند به تماشاخانه بروند. در باغ ملی ایران فیلمی مخصوص بانوان به نمایش گذاشته شد و با اجازه مقامات مربوطه تعداد زیادی از زنان شهر به تماشای این فیلم نشستند. اینجا همه چیز دارد از قید تعصبات آزاد می شود. به نظر می رسد که دولت دارد به کلی از سیاست منزوی ساختن زنان دست می کشد. در 20 دسامبر 1928، آصف می افزاید: چند روز پیش مقامات رسمی نمایشی را در سالن تأتر
علیرضا گنج دانش: هیچگاه کتابی را خمیر نکردیم/ گنج دانش از وارد کردن کتب عربی تا انتشار کتب حقوقی
؟ از زمانی که پدرم بینایی خود را از دست داد و در ادامه مادرم در سال 1336 فوت کرد، زندگی ما با سختی های بسیاری موجه شد. پدرم تا پیش از این موضوع زندگی بسیار خوبی داشت و حتی ماشینش از همان نوع اتومبیل هایی بود که خانواده پهلوی از آن استفاده می کردند، اما با نابینایی پدرم کم کم همه چیز را از دست داده و حتی به فروش فرش های منزل روی آوردیم. به همین دلیل در سال 1339 مجبور به ترک تحصیل شدم تا برای
با متوسلیان بدون همت یا همت بدون متوسلیان نمی شد تیپ تشکیل داد
می گذارند؟ چقدر تحویلش می گیرند؟ جلسه تقریبا دو سه ساعت طول کشید که شب هم همان جا خوابیدیم. صبح زود که بعد از نماز راه افتادیم، چون جاده در دید و تیر دشمن بود، جاده ای بود که به آن تَته می گفتند که ما از پاوه آمدیم از رو به روی تیربارهای دشمن. جاده درست در تیررس دشمن بود. قبل از اینکه درباره مریوان و جلسه با احمد متوسلیان صحبت کنید، بفرمایید در آن زمان شما چه درکی از همت به دست آوردید و
به افطاری پرهام نرفتم چون نمی خواستم اتفاقات مراسم ماجدی تکرار شود | قلعه نویی سرد و بی روح با من دست ...
/> در مراسم افطاری میرشاد ماجدی اتفاق خاصی افتاده بود که شما ناراحت شدید؟ امیدوارم دوباره سوءتفاهم نشود ولی وقتی دستم را به سوی امیر قلعه نویی دراز کردم خیلی سرد و بی روح با من دست داد. حرف خاصی نزد؟ نه به جان خودم! شنیدم نوشتند قلعه نویی به من گفته برو با همان هایی که کار می کنی سلام و علیک کن و... در حالی که این طور نبود. هیچ حرفی بین من و امیر قلعه نویی رد و بدل نشد اما
کواکبیان:انحرافات فرزندان هاشمی نباید به پای او نوشته شود
فکر می کردم اگر یک هول بدهم مجسمه به پایین پرت میشود، دیدم اصلا تکان نمیخورد. به همین خاطر وانت آوردیم و با سیم بوکسل این کار را انجام دادیم ولی باز هم نتوانستیم حرکتش دهیم. این بار بنزین آوردیم و مجسمه را آتش زدیم که کمی نرم تر شد. بعد از آن مجسمه به زیر کشیده شد. مجسمه را انداختیم پایین، حالا نمی دانستیم با مجسمه پایین کشیده شده چه کنیم؟ مجسمه را به سمت راه آهن سمنان بردیم، در آنجا
ماجرای تولد دوباره یک مسلمان در برنامه ماه عسل
تکراری شد و یک روز تصمیم گرفتم به کارناوالی در برزیل بروم که خواهرم مرا از زیر قرآن رد کرد و برایم کار خواهرم عجیب بود که چرا خرافاتی است، چرا مسافر را از زیر قرآن باید رد کرد. در آن زمان کتاب قرآن را نیز با خود به سفر بردم تا دلیل کار خواهرم را متوجه شوم و آن موقع تنها فکر می کردم همه این مسایل خرافات است. به برزیل که رسیدم شاهد جشن آنان بودم. برایم جالب بود اما گفتم بروم 2 ساعت استراحت
قربانیان پراید دودی پایتخت به 14 نفر رسید
. وقتی این موضوع را فهمیدند راننده به همدستش گفت فرهاد برو عقب در یک لحظه اتفاق افتاد. من را کف خودرو انداخت و شروع به ضرب وشتم کرد و بعد به من تجاوز کرد. موهایم را می کشید، به طوری که بعد از 13 روز هنوز نتوانسته ام موهایم را شانه بزنم. سرم درد می گیرد و یاد آن لحظه می افتم. کجا پیاده ات کردند؟ بعد از دو ساعت من را در جاده ساوه رها کردند. از خودروهای عبوری جاده درخواست کمک
حاشیه نگاری یک روزنامه نگار شاعر از دیدار شعرا با رهبر انقلاب
اکرامی فر پیاده راه افتادیم در کوچه های میرداماد به قول محمدکاظم کاظمی: غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاده آمده بودم ، پیاده خواهم رفت اتفاقا حضرت آقا در جریان شب شعر جویای حال آقای کاظمی هم شدند که جزو غایبان جلسه بود... به انتهای خیابان دانشگاه که نزدیک می شویم، یکی از سروهای ادبیات انقلاب هم پیاده به سمت ورودی بیت رهبری قدم برمی دارد، شاعر خط خون علی
جلالی:این چه قانونی است که حاصل زحماتت به راحتی غارت میشود؟
شما قصد به خدمت گرفتنش را دارید، یا مشکل سربازی دارد، یا با باشگاهش قرارداد دارد. در این شرایط فقط می شود سراغ جذب باتجربه ترها رفت که مشکل سربازی ندارند و قراردادهایشان با باشگاه ها هم معمولا یک ساله است. من امسال نتوانستم حتی همان 14 بازیکن جوانی که سال قبل خودم به تیم اصلی آوردم را در اختیار داشته باشم. نه اینکه دیدگاهم نسبت به این کار عوض شده باشد؛ مشکل این است که دست من و امثال من را با این
محسن رضایی می گفت قوی تر از متوسلیان نداشتیم
. من فردای آن روز رفتم و آرم تاج آن را کندم و از پایه آن جدا کردم. دیدیم چند نفر از مردم آمدند، تشکر کردند و گفتند تا قبل از این که شما بیایید، شبی 10 هزار گلوله این جا شلیک می شد. اما دیشب ما راحت خوابیدیم. روز بعد برادران گردان دو سپاه پادگان ولیعصر(عج) را دیدم که تفنگ بر دوش در چهار راه اصلی کامیاران جاروی سوپوری به دست گرفته بودند و داشتند خیابان ها را جارو می کردند. می توان گفت که
کنسرت کامران رسول زاده و مراد ککیلی در کشور ترکیه
روی پکیج های تور استانبول پیشنهاد خواهد شد. امیدوارم این حرکت ادامه دار باشد و خوشحالم که در این دوره از دفتر موسیقی و مدیریت پیروز ارجمند این اتفاق رقم خورد. آرمان مهربان – رهبر ارکستر در کنسرت استانبول یک تعداد ترک مراد ککیلی و یک تعداد ترانه کامران رسول زاده اجرا می کند و ترک های مشترک نیز توسط گروه ایرانی اجرا می شود. با سختگیری هایی که خودم دارم و دقت نظری که
گلریزان شرکای تجاری فولاد مبارکه برای آزادی زندانیان
میشود. مهمترین وظایف این والوهای چند منظوره، حافظت از الکتروموتور پمپ است به این صورت که در زمان راهاندازی شیر کاملا،ً بسته بوده که جریان راه اندازی الکتروموتور را به حداقل رسانده و پس از استارت پمپ، این شیر به آرامی شروع به باز شدن میکند و باعث افزایش بار به پمپ و الکتروموتور میشود، در زمان توقف، این شیر سریعاً توسط عملکرد وزنهای بسته شده و همانند یک چک والو از عکس شدن جریان سیال جلوگیری میکند
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
شده بود که برادرخانم اوست. *** تقریباً شما را در سریال امام علی(ع) همه دیدند. بعد از سریال امام علی(ع) چه کردید؟ من بیشتر دستیار کارگردان بودم. بعد از امام علی(ع)، مجموعه ریشه در خاک بود و وارث را کار کردم. پیش از آن هم بخش "چهار جراحی" را به عنوان سریال در اوایل انقلاب کار کردم. خدا رحمت کند مرتضی احمدی هم در آن مجموعه بود که کارگردانش آقای فروتن بود. میراب را در تلویزیون
روایت آسمان خراش از هکرها و کُری خوانی های علی کریمی
. انتخابات خوزستان در راه است اما می بینیم که همه علیه همدیگر حرف می زدند. حالا با این وضعیت تیم هم داشته باشید دیگر نمی توان کنترل کرد. سالی که من آنجا بودم اتفاقات زیاد افتاد و پول بازیکنان را هم ندادند. فارس: همین اتفاقات باعث شد که به پتروشیمی نروی یا مشکلات دیگری در میان بود؟ هم سال گذشته و هم لیگ امسال دوست داشتم به پتروشیمی بروم اما اتفاقاتی افتاد که نشد.
انتظاری: اجازه نمی دهیم شهرداری مشهد زیرپرچم جناح سیاسی خاصی برود
/> انتظاری: مجتمع های مسکونی توس گستر مجوز دارند و نمی توان برای آنها کاری انجام داد. بنده خودم آنجا مدیرعامل بودم و یک قرارداد مشارکتی میان توس گستر و راه و شهرسازی بسته شده است. توس گستر البته سهامی عام است ولی عمده سهامش مربوط به بانک انصار است و مدتی نیز صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک مسکن با آنها سهیم بودند. آنجا برای 40 هزار نفر جمعیت پیش بینی شده است و طرح مصوب دارد. آبشار نیز
ده نکته که مشاوران روابط عمومی درباره مشاوره روابط عمومی نمی گویند
در می یافتیم که دقیقا باید چه کار کنیم. ما همیشه نمی دانیم که خودمان دنبال چه چیزی هستیم، اما ما مطمئن بودیم که بهترین راه را برای درک آن پیدا می کردیم. به عنوان مثال، من با پروژه وب تا اندازه ای بزرگ موافق بودم، در آن زمان، من اساسا تجربه کمی درباره توسعه وبسایت داشتم. اما، بعد از اینکه تیم ما تشکیل شد، ما دریافتیم که منابع درست برای کدام هستند و چگونه می توان کار را به پیش برد. 2. ما
عجله ای برای تمدید با تراکتور نداشتم
به گزارش پایگاه 598 به نقل از باشگاه خبرنگاران ، اظهار داشت: تکلیف من با خودم معلوم بود و عجله ای برای مذاکره نداشتم. می دانستم که می خواهم تمدید کنم ولی برخی حاشیه سازی می کردند. من با عباسی از ابتدا حرف هایم را زده بودم و مشکلی نداشتیم. وی ادامه داد: اتفاقا خیلی ها می گفتند که با پیش کشیدن پیشنهاد پرسپولیس قصد بازار گرمی دارم ولی اصلا این بحث ها نبود و باشگاه تراکتور رقم معقولی را
تاج: باند اصفهانی ها؟ کدام باند؟!
صداوسیما عاقبت خواسته به حق فوتبال را بپذیرند و در این مورد کوتاه بیایند ولی وقتی قرار نیست یک توافق صورت بگیرد، همه چیز دست به دست هم می دهند. تقدس نژاد ورزشی هم شرایط را درک می کند ولی در عمل گامی برنمی دارد تا بن بست ایجاد شده تداوم یابد. بالاخره چه کردید؟ - ما علیرغم میل باطنی مان گفته بودیم اگر صداوسیما با پیشنهاد فدراسیون موافقت نکند این بار دیگر چاره ای جز راه ندادن دوربین
دخترهای معمولی از استکهلم تا شیرگاه
وارش نیوز: سارا و نیکا، کودکی شان را در پایتخت پشت سر گذاشتند. شاید به همین خاطر است که در پشت صحنه کار، زندگی می کنند. آنها از همان روز اول ریما رامین فر و محسن تنابنده را بابا و مامان خطاب کرده و با این کارشان فاصله ها را کم کردند. آنها نور چشمی اهالی پایتخت هستند و همه هر کاری را انجام می دهند که به دوقلوها خوش بگذرد. بعد از فراز و فرودهایی که برای حضورشان در پایتخت 4 وجود داشت، سارا و نیکا
فیلمبرداری "مرد عراقی" از کشتن زن ایرانی!
آنها هم می دانند. بعد هم مأموران تلفن همراه من را بررسی و فیلم را پیدا کردند .متهم در ادامه گفت: قبول دارم اشتباه کردم؛ من نباید مینا را می کشتم باید به سراغ مهرداد می رفتم؛ چون او بود که مدام دنبال مینا بود و می خواست باز هم با زن من رابطه داشته باشد. حالا هم از کار خودم پشیمان هستم و با خودم می گویم ای کاش مهرداد را کشته بودم . هیأت قضائی با پایان جلسه رسیدگی برای صدور رأی دادگاه در مورد متهم، وارد شور شدند.
اتوبوسی به نام مرگ
سیستم برق اتوبوس ها علت اولیه تصادف مرگبار این دو اتوبوس اعلام شد. با اینکه تبعات این حادثه تا بازداشت مدیرعامل وقت شرکت اسکانیا نیز کشیده شد با این حال دو سال بعد از آن حادثه بار دیگر اسکانیا، جان ده ها نفر دیگر را گرفت. حادثه رسانه ای شده اول، به یکم اردیبهشت امسال باز می گردد. در این روز یک دستگاه اتوبوس اسکانیا در جاده سوادکوه به علت از کار افتادن سیستم ترمز اتوبوس به دلیل تخطی راننده
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
نفر همدیگر را دوست دارند باید ببندند. بعد هنوز هم بسته شده ایم. خواستگاری چطور بود؟ یک مدتی گذشت و دیدیم در اداره فضای خوبی وجود ندارد. البته من فقط به رییس اداره آموزش و پرورش کرج که از دوستانم بود، موضوع را گفته بودم. پیش ایشان رفتم و گفتم فضا اینطوری شده، گفت فردا بیایید خانه ما صحبت کنید. ایشان با ماشین رییس رفت، من هم با ماشین خودم رفتم و صحبت کردیم. چند ساله
حمله پلنگ به خودرو گردشگران + تصاویر
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: "کورتیس پلوم" راهنمای تور گردشگری پارک حیات وحش "کروگر" در افریقای جنوبی پس از آنکه این گربه سان خطرناک را کنار جاده دید خودرو را متوقف کرد تا گردشگران او را تماشا کنند و عکس بگیرند. لحظاتی بعد اما پلنگ که از حضور گردشگران راضی نبود به طور غیرمنتظره ای به اتومبیل حمله می کند و سعی می کند از جلوی آن بالا آمده و داخل شود . گردشگران وحشت
دفاع از حقوق بشر از اصلی ترین منابع قدرت واشنگتن است
. روز بعد به فرودگاه رفتم و از آنجا عازم داکا، پایتخت بنگلادش شدم. چن همچنان در اتاقش در بیمارستان به سر می برد. همه ما به خوبی می دانستیم که احتمال دارد فرصت دوم نیز همچون توافق اولیه از بین برود. به همین دلیل تا زمانی که او وارد خاک آمریکا نمیشد هیچ یک از ما واقعا آرام و قرار نداشتیم. بر اساس توافق صورت گرفته با چینی ها، عزیمت چن به آمریکا چند هفته ای به طول می انجامید. البته در طول این
انتقاد بی سابقه یک امام جمعه از احمدی نژاد
می گیرم که در این سال ها در مقام عمل جزء هیچ گروه خاصی نبوده و نیستم، البته ممکن است گرایش قلبی به فلان حزب داشته باشم. در بیش از 35 سال که در سمت امام جمعه کرمان بودم، طبق شهادت مسئولان وقت تا امروز همیشه حمایت کرده ام و نه خودم را جزء اصولگرایان و اصلاح طلبان و نه جزء سایر تشکل ها معرفی کرده ام. در مقام عمل سعی ام این بوده که بی طرف باشم که کار سختی است و همه می دانند رعایت کرده ام